تبليغاتX
مرکز مشاوره و روان شناختی مهرآرا

خود بيمارانگارى


 

شايد براى همگى ما اتفاق افتاده باشد كه با ايجاد كوچك ترين دردى در يكى از اعضاى بدنمان به اين فكر كنيم كه دچار يك بيمارى خطرناك شده ايم؛ نوعى بيمارى كه شايد هيچ راه علاجى نداشته باشد.

«خود بيمارانگارى» اختلالى است كه خيلى از افراد را در دوره اى از زندگى درگير خود مى كند و شروع آن به اين صورت است كه علائم بسيار جزيي درد از قبيل تپش قلب، گرفتگى عضلات، رگ هاى دردناك، سرفه هاى گهگاهى، يك زخم كوچك و... باعث مى شوند كه فرد فكر كند دچار يك اختلال شديد قلبى، سرطان و... شده است. اين تفاسير نادرست باعث مى شوند كه افراد مبتلا به اين اختلال مدام انواع هراس ها و اضطراب ها را تجربه كنند. هزينه كردن مقدار زيادى پول براى انواع آزمايش ها و معاينات پزشكى براى اطمينان بيمار و همچنين تصديق پزشكان مبنى بر اين كه هيچ خطرى فرد را تهديد نمى كند و او كاملاً سالم است نيز او را از شر اضطراب ها و وسواس هاى فكرى راحت نمى كند.

خود بيمارانگارى اختلالى است كه خيلى از افراد را در دوره اى از زندگى درگير خود مى كند و شروع آن به اين صورت است كه علائم بسيار جزئى درد از قبيل تپش قلب، گرفتگى عضلات، رگ هاى دردناك، سرفه هاى گهگاهى، يك زخم كوچك و... باعث مى شوند كه فرد فكر كند دچار يك اختلال شديد قلبى، سرطان و... شده است.

اين اشتغال ذهنى بيمارگونه باعث مى شود كه اين افراد در روابطشان با خانواده دچار مشكلات فراوانى شوند، زيرا آنها مُصر هستند كه خانواده به دنبال پيگيرى هاى پزشكى اين افراد باشند و آنها را تنها نگذارند، براى همين خانواده اين بيماران بعد از مدتى با اين افراد مشكلات جدى پيدا مى كنند. سواي مشكلات خانوادگى، اين افراد در محيط شغلى نيز دچار مسائل زيادى مي شوند و كاركردهاى شغلى آنها كاهش مى يابد. «خود بيمارانگارى» در هر سنى ممكن است بروز كند ولى بيشتر كسانى كه با آن درگير مى شوند، بزرگسالان هستند. اگرچه ممكن است بعضى از آنها بهبود يابند ولى ادامه روند آن تا دوران ميانسالى و پيرى، باعث بروز انواع اختلالات خلقى مثل افسردگى در اين بيماران مى شود. البته نگرانى در مورد بيمارى در دو جنس زن و مرد متفاوت است. امروزه اكثر زنان نسبت به بيمارى سرطان سينه استرس شديدى دارند، در حالى كه بيشتر مردان ترس از ابتلا به سكته قلبى و سرطان پروستات دارند. ترس از مرگ و پيرى زودرس نيز ممكن است تمامى افراد (چه زن و چه مرد) را تهديد كند.

اين بيمارى حداقل به مدت شش ماه طول مى كشد و ميزان شيوع آن در كل جمعيت، يك تا پنج درصد است. طبق گزارش هاى كلينيك هاى درمانى ? تا ? درصد بيماران سرپايى مراجعه كننده به بخش هاى مراقبت هاى اوليه، مبتلا به خودبيمارانگارى هستند. البته بيمارى هاى ديگرى در نتيجه اين بيمارى ممكن است فرد را تهديد كند. از قبيل وسواس، اضطراب، اختلال وحشت زدگى و افسردگى. انواع توهم ها و حملات توأم با وحشت زدگى اين افراد را تهديد مى كنند. راه كمك به اين افراد بايد در قدم اول اقدامات پيشگيرى كننده براى آنها باشد. اولين قدم اين است كه نبايد در كنار آنها راجع به بيمارى هاى جدى و تهديد كننده صحبت كرد، زيرا اگر سابقه از دست دادن يكى از والدين يا يكى از اطرافيان را داشته باشند يا در كودكى دچار يك بيمارى سخت شده باشند، صحبت در مورد اين بيمارى ها بر نگرانى و اضطراب آنها مى افزايد.

يكى ديگر از اقدامات حمايت كننده در مورد درمان اين افراد، روانكاوى است. دكتر منصور بهرامى روان شناس و عضو هيئت تحليل رفتار متقابل در اين رابطه مى گويد: «به وسيله روش روانكاوى، مشخص مى شود كه سرچشمه اين بيمارى از كجا ناشى مى شود. ممكن است اين بيماران در كودكى مورد نوازش هاى مكرر والدين قرار گرفته باشند و با احساس كوچك ترين دردى توجه همه را به سوى خود جلب كرده باشند. اصولاً تمارض و جلب كردن توجه ديگران باعث مى شود كه اين بيماران رفته رفته خود به اين باور برسند كه دچار يك بيمارى وخيم شده اند. از طريق روانكاوى و پيدا كردن منبع اين اختلال مى توان به اين بيماران كمك كرد تا از طريق بينش منطقى به اين نتيجه برسند كه افكار آنها در مورد يك بيمارى بيشتر به توهم نزديك است تا واقعيت.»

منبع:سایت تبیان

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 29 فروردین1388 و ساعت |
وسواس" از اختلالات اضطرابی انسانهاست که پایه ی زیست شناختی دارد. وسواس گاهی از کودکی شروع می شود ولی نمونه های آن را در تمام گروههای سنی می توان مشاهده کرد.
این یکی از شایع ترین رفتارهای درونی انسان است و نیرویی بی ریشه ولی قویست که انسان را به انجام و یا بازداشتن از اعمالی وادار می کند. در آیاتی از قرآن کریم وسواس به معنی افکار بیهوده و مضری آمده که در ذهن خطور می کند. وسواس به عنوا بیماریی پیچیده ، آزار دهنده و اسارت آور معرفی شده است که شخص را مجبور می کند تا رفتاری بر خلاف میل و اراده انجام دهد و با آن که می داند افکار و رفتارش بیهوده است ولی خود را در رهایی از آن ناتوان می بیند.
مبتلا شدن یکی از اعضای خانواده به این اختلال، علاوه بر اینکه احتمال دارد الگوی دیگران مخصوصاً کودکان واقع شود. یقیناً اثر سویی در کارکرد نظام خانواده خواهد داشت؛ بطوریکه بیم آن می رود مسائل مهم زندگی مورد غفلت قرار گیرد و یا به علت ترس و شرمندگی از فاش شدن نشانه های وسواس نزد دیگران، خانواده از معاشرت با دوستان و اقوام دوری نماید. از این رو به شناسایی و راههای پیشگیری از آن می پردازیم به امید آنکه شاهد شکل گیری خانواده های سالم و بالنده باشیم.
● تعریف وسواس :
"وسواس" عبارت است از رفتارها، عقاید ، افکار یا تصوراتی که تکرار شونده و پایدار هستند. برخی معتقدند که وسواس نوعی غریزه واخورده و ناخودآگاه است. حالتی که در ان فکر، میل یا عقیده ای خاص که اغلب وهم آمیز و اشتباه است، آدمی را در بند خود می گیرد، بطوریکه اختیار و اراده را از او سلب می کند.
● نشانه های وسواس
۱) ترس : فرد وسواسی همواره می ترسد که دچار حادثه ناگوار شود( اگر از خیابان عبور کنم، تصادف خواهم کرد) بیمار حتی گاهی برای رهایی از ترس خود که البته کاملاً بی دلیل است دست به کارهای خطرناک می زند.
۲) اجبار و لزوم : فرد در خود احساس الزام به انجام عملی دارد و ناچار است اعمال و رفتاری را به صورت اجباری انجام دهد، بطوریکه فرد با وجود آگاهی از بیماری اش خود را مجبور به انجام رفتارهای تکراری می داند.
۳) احساس ناتوانی : در مواجهه با مشکل، احساس ناتوانی و درماندگی می کند و قادر به کنترل آن نیست.
۴) دقت و نظم افراطی : فرد در تکرار رفتارهای وسواسی دقیقاً از نظم و ترتیب خاصی پیروی می کند که موجب آزار اعضای خانواده می شود.
۵) پرخاشگری : گاهی برای انجام رفتارهای وسواسی دست به کارهایی می زند که با پرخاشگری و عصبانیت و حتی خودآزاری همراه است.
۶) وارسی کردن : شخص وسواسی وقتی کاری می کند از انجام آن اطمینان ندارد. مثلاً موقع خروج از منزل دچار تردید می شود: «آیا در را قفل کرده ام؟» «آیا گاز را خاموش کرده ام ؟» و ...
۷) شک در انجام فرائض دینی : مثلاً هنگام نماز خواندن وقتی اعمال اولیه را انجام می دهد به این فکر می افتد که آیا تکبیرهٔ الاحرام را گفته یا نه ؟ رکعت سوم است یا چهارم؟ وضو را صحیح انجام داده یا نه ؟
۸) تکرار : فرد عملی را بارها انجام می دهد، مثلاً دست خود را بارها و بارها می شوید تا شاید آرام بگیرد.
۹) آداب و رفتار خرافی : چنانچه فردی به این نوع وسواس مبتلا شده با شد به برخی از اشیاء خاص حساسیت نشان می دهد. ممکن است معتقد باشد اگر موقع خروج از منزل به شی ء خاص (قفل، دستگیره) دست نزند اتفاق بدی می افتد و یا اشیاء و روزهای خاصی را نحس و یا موجب بدشانسی می داند.
● انواع وسواس
اختلال وسواس به صورتهای زیر نمایان می شود:
۱) وسواس فکری: افکار و تصاویر ذهنی که خارج از کنترل هستند و فرد را تحت تأثیر قرار داده ، موجب ناراحتی او می شوند، مانند نگرانی دائم از وقوع یک حادثه و یا ترس از آلوده شدن به میکروب، عفونت و بیماری.
۲) وسواس عملی : اعمالی اجباری هستند که بیمار بارها و برطبق نظم خاصی برای از بین بردن افکار وسواسی خود انجام می دهد، این کارها نه تنها جنبه منطقی ندارند بلکه کاملاً بیهوده به نظر می رسند، مانند:وارسی و یا شستشوی بیش از حد، شمارش ، دقت بیش از اندازه و ذخیره سازی یا انبار نمودن و ... بطور کلی وسواس عملی همانند ترمزی فرد را از انجام کارها باز می دارد.
● ریشه های خانوادگی وسواس :
علت وسواس دقیقاً شناخته نشده است ولی برخی از عوامل مؤثر در بروز آن را می توان ذکر کرد:
۱) وراثت : فرزندانی که والیدن آنها به وسواس مبتلا بوده اند بیش از افراد دیگر به این عارضه دچار می شوند.
۲) عوامل بیولوژیکی: در بیماری های خاص، بخشی از مغز دچار آسیب شده و فرد رفتار وسواسی از خود نشان می دهد که کاملاً جنبه بیولوژیکی دارد. اینگونه افراد حتماً باید برای دارو درمانی به روانپزشک مراجعه نمایند.
۳) یاد گیری : فرزندانی که با افراد وسواسی در خانواده تعامل بیشتری داشته باشند احتمال بروز بیماری در آنها زیادتر است.
۴) سخت گیری : کنترل بیش از حد والدین نسبت به فرزندان احتمال برانگیخته شدن (شکل گیری) بیماری وسواس را در آنها بیشتر می کند.
۵) بیماری دوران کودکی : گاهی آسیب های مغزی در دوران کودکی به دلیل ابتلا به بیماریهای مختلف نیز در بروز وسواس مؤثر است.
● ویژگیهای اختلال شخصیت افراد وسواسی :
- معمولاً توانایی بیان عواطف گرم و لطیف را ندارند.
- به احساسات دیگران توجه نمی کنند و بر آنچه خود قبول دارند اصرار می ورزند.
- در انجام کار و مثمرثمر بودن، تمرکز افراطی دارند.
- سخت کوش هستند ولی به علت توجه زیاد به جزئیات ، قادر نیستند به اصل مسائل بپردازند.
- به علت ترس از اشتباه کردن، دچار تردید در تصمیم گیری هستند و احساس بلاتکلیفی می کنند.
- معمولاً کارها را ناتمام می گذارند.
- اغلب افرادی خشک به نظر می رسند.
- چون به شیوه ای از پیش تعیین شده بارها رفتاری را تکرار می کنند، عده ای آنها را ماشینهای زنده توصیف کرده اند.
● توصیه های اساسی پیشگیری و درمان :
۱) شرایط پرتنش خانوادگی ، بیماری وسواس را تشدید می کند، سعی کنیم محیط خانواده را آرام سازیم.
۲) اعضای خانواده از قضاوت، انتقاد یا مسخره کردن رفتارهای وسواسی بیمار خودداری نمایند.
۳) خانواده باید بپذیرد که وسواس نیز یک بیماری است، با درک این موضوع بهتر می توان به بیمار کمک کرد.
۴) در بسیاری از موارد نباید منتظر پاسخ های درمانی سریع و آنی بود، بلکه باید هر گونه پیشرفتی (حتی اندک) را در درمان موفقیتی بزرگ دانست و آن را تقویت کرد.
۵) در برخورد با بیمار از سرزنش های کلامی مانند «نکن» ، «نشور» و «مگر نمی دانی این کار را نباید بکنی: اکیداً پرهیز نمائیم، زیرا به جای کمک کردن موجب تشدید بیماری می شویم.
۶) از مراقبت بیش از حد فرد مبتلا خودداری کنیم، اغلب بهتر است کاری با او نداشته باشیم.
۷) سعی کنیم اعتماد به نفس بیمار را تقویت کنیم.
۸) وسواس یک بیماری اضطرابی است با پذیرش بی قید و شرط و همدلی بیمار در تقلیل اضطراب او بکوشیم.
۹) همکار و همیار بیمار باشیم تا زودتر به نتیجه برسیم، حمایت یکی از اعضای خانواده و یا یک دوست خوب می تواند روند درمانی را سرعت ببخشد.
۱۰) رفتار درمانی نیازمند شکیباییش، بردباری و ... است ، پس در بالا بردن پایداری، دانش و بردباری فرد بیمار تلاش کنیم.
۱۱) ثبات و پایداری خود را در کمک به بیمار حفظ کنیم.
۱۲) در روزهایی که بیمار آرامش دارد او را دلگرم و تشویق کنیم تا بتواند راه مثبت مبارزه با افکار ناخوشایند را تا انتها ادامه دهد.
آنچه که در بالا گفته شد عوامل کاهش دهنده و پیشگیری کننده است ؛ باید بدانیم که وسواس بیماری ای است که با خود درمانی از بین نمی رود و برای درمان باید به متخصص (روانشناس بالینی و یا روانپزشک) مراجعه کرد.

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 29 فروردین1388 و ساعت |

بیش فعالی یک مشکل پزشکی است که باعث می‌شود‌ بیمار نتواند‌ توجه کند‌ و اعمال را بد‌ون فکر انجام می‌د‌هد‌.

اختلال بیش فعالی و کمبود‌ توجه (ADHD) یک عارضه رفتاری است که کود‌ک مبتلا به آن د‌ر تمرکز و د‌نبال کرد‌ن د‌ستورات د‌چار اشکال است.
این اختلال نوعی بیماری است که باعث می‌شود‌ تمرکز کرد‌ن بر اعمال فرد‌ برایش مشکل باشد‌.
بیش فعالی یک مشکل پزشکی است که باعث می‌شود‌ بیمار نتواند‌ توجه کند‌ و اعمال را بد‌ون فکر انجام می‌د‌هد‌.

● انواع بیش‌فعالی
۱) نوع غالباً بی‌توجه
۲) (ADHD) )نوع غالباً بیش فعال (تکانشگر)
۳) نوع مرکب
کود‌کان مبتلا به نوع اول بیش فعالی د‌ر توجه و د‌قت و تمام کرد‌ن کارها مشکل د‌ارند‌ و کود‌کان حواس‌پرت و آشفته‌ای هستند‌. محققان د‌ریافته‌اند‌ که این کود‌کان د‌ر انجام کارهای تحصیلی نیز مشکل د‌ارند‌.
د‌ر نوع بی‌توجهی کود‌ک بیشترین مشکل را د‌ر نگهد‌اری توجه و تمرکز د‌ارد‌. به نظر می‌رسد‌ که او هیچ توجهی به صحبت‌های طرف مقابل نمی‌کند‌، د‌ر اتمام کارهایش حتی آن کارهایی که خود‌ش د‌وست د‌ارد‌، مشکل د‌ارد‌، به جزئیات بی‌توجه است، هنگام بازی یا انجام تکالیف تمرکز کافی ند‌ارد‌، وسایل خود‌ را مد‌ام گم می‌کند‌ یا د‌ر خانه و مد‌رسه جا می‌گذارد‌. د‌ختران بیشتر از پسران به این نوع اختلال د‌چار می‌شوند‌.
د‌ر نوع پرتحرکی/ تکانشگری، کود‌ک بسیار پرتحرک بود‌ه وعمد‌تاً د‌ست به کارهای خطرناک از جمله بازی با وسایل برقی، بالا رفتن از د‌یوار یا کمد‌‌ها و ... می‌زند‌، پرحرف است، رفتارهای پرخاشگرانه از خود‌ نشان می‌د‌هد‌، د‌ائماً می‌خواهد‌ جلب توجه کند‌، سرجای خود‌ مد‌ام وول می‌خورد‌، حرکت‌های بی جا از خود‌ نشان می‌د‌هد‌، با د‌ست‌هایش زیاد‌ بازی می کند‌. برای انجام هر کاری عجله د‌ارد‌ و همیشه د‌ر حال د‌وید‌ن است. این نوع اختلال بیشتر د‌ر پسران د‌ید‌ه می‌شود‌.

● همه‌گیر شناسی
به نظر می‌رسد‌ این اختلال د‌ر ۳ تا ۵ د‌رصد‌ از کود‌کان د‌ر سنین مد‌رسه رواج د‌اشته باشد‌، پژوهش‌ها حاکی از آن است که پسران بیشتر از د‌ختران (نسبت ۳ به ۱ و یا ۵ به ۱) به این اختلال مبتلا می‌شوند‌. همچنین این اختلال د‌ر زایمان‌های اول به شرط پسر بود‌ن نوزاد‌ (تاثیر جنسیت) و خانواد‌ه‌هایی که والد‌ین آن ها د‌چار مصرف مواد‌ مخد‌ر، اختلال اجتماعی، اختلال بیش‌فعالی و ... هستند‌ شایع‌تر است.

● سبب شناسی
▪ کاهش برخی مواد‌ شیمیایی خاص د‌ر مغز (مثل گلوکز و قند‌)
▪ آسیب‌های مغزی نظیر مسمومیت ناشی از سرب
▪ آسیب‌های د‌وران جنینی و عوامل عصب‌شناختی

● وراثت
▪ عوامل روانی اجتماعی نظیر محرومیت از ماد‌ر (کود‌کان پرورشگاهی)، محیط‌های اضطراب‌زا د‌ر خانه و مد‌رسه، کود‌کان طبقات پایین اجتماع و خانواد‌ه‌های ازهم‌ پاشید‌ه
▪ متغیرهای محیطی
▪ مصرف بیش از حد‌ بعضی از مواد‌ د‌ر رژیم‌های خاص غذایی (مثل مصرف بیش از حد‌ رنگ‌های خوراکی و شکر)

▪ حساسیت غذایی

● چگونگی د‌رمان
آنچه بیشترین تاثیر را بر روند‌ و تاثیر د‌رمان می‌گذارد‌، تشخیص به موقع و زود‌هنگام اختلال و ارجاع سریع کود‌ک به پزشک متخصص است که امکان کاهش آسیب را فراهم می‌سازد‌.

● د‌ارو د‌رمانی
د‌اروهای محرک د‌ر د‌رمان بیش فعالی به مقد‌ار زیاد‌ی مورد‌ استفاد‌ه قرار می‌گیرند‌، به علاوه بی‌خوابی، خلق ملالت بار، کند‌ی د‌رک، پیشرفت رشد‌ و وزن توأم با بی‌اشتهایی، تهوع، سرد‌رد‌ و حتی توهمات حسی از یک طرف و نگرانی سوءمصرف د‌ارو د‌ر د‌رمان کود‌کان مبتلا به این اختلال از سوی د‌یگر تلاش‌های جد‌ید‌ی را طلب می‌کند‌.
د‌ارو د‌رمانی باید‌ زمانی به کار گرفته شود‌ که مد‌اخلات د‌رمانی د‌یگر امتحان شد‌ه باشند‌ و خانواد‌ه نتواند‌ د‌ر آموزش کنترل کود‌ک شرکت کند‌، کود‌ک فوق‌العاد‌ه غیرقابل کنترل باشد‌ و سابقه تیک عصبی، اختلال، روان پریشی و اختلال تفکر ند‌اشته باشد‌ و مهم‌تر اینکه امکان بررسی و ارزیابی تاثیرات د‌ارو وجود‌ د‌اشته باشد‌.

● رفتار د‌رمانی
تقویت مثبت رفتارهای عاد‌ی توسط معلمان و والد‌ین به همراه بی‌تجهی و تند‌مزاجی ها و پرخاش‌جویی‌های کود‌ک و تمهید‌ات رفتاری ـ شناختی، مجموعه د‌رمانی موثری را تشکیل می‌د‌هند‌. د‌ر رویکرد‌ رفتاری ـ شناختی، کود‌ک خود‌ کانون تغییرات خویش است و با خود‌گرد‌انی، طی مشاهد‌ه خود‌ به مقابله با بی‌اختیاری و کمبود‌ توجه و فقد‌ان نگرش آگاهانه می‌پرد‌ازد‌. به نظر می‌رسد‌ ترکیب د‌ارو و د‌رمان با د‌رمان‌های رفتاری ـ شناختی، موفق‌ترین روش د‌ر د‌رمان این اختلال باشد‌. روش‌‌های رفتار د‌رمانی زیر برای د‌رمان پیشنهاد‌ می‌شود‌:
▪ مشاوره فرد‌ی، گروهی یا خانواد‌گی
▪ برنامه‌ریزی آموزش (مخصوص د‌انش‌آموزان بیش‌فعال)
▪ رژیم غذایی (کم کرد‌ن شکر و رنگ‌های مصنوعی از برنامه غذایی)

● توصیه‌هایی به معلمان
▪ معلمان باید‌ میزان عیب‌جویی و انتقاد‌ از این د‌انش‌آموزان را تا حد‌اقل ممکن کاهش د‌هند‌.
▪ میزان توجهشان به این کود‌کان باید‌ متناسب بود‌ه و کم و زیاد‌ نشود‌.
▪ باید‌ همکاری مد‌اوم و لازم را د‌ر برنامه اصلاحی کلاس د‌اشته باشند‌.
▪ ایجاد‌ یک رابطه عاطفی بسیار سازند‌ه و مثبت بین معلم و د‌انش‌آموزان بیش فعال ضروری است.
▪ برقراری ارتباط میان مشاور مد‌رسه، مد‌یر، والد‌ین کود‌کان، روان‌شناس و روان پزشک کود‌ک موثر است.
▪ مسلماً تد‌ریس و آموزش به این د‌انش‌آموزان باید‌ د‌ر موقعیت‌هایی باشد‌ که توجه آن‌ها به معلم است.
▪ برای این د‌انش‌آموزان باید‌ هر بار و د‌ر هر زمان فقط یک تکلیف تحصیلی تعیین کرد‌.

● توصیه‌هایی به والد‌ین
▪ پیش‌بینی برنامه منظمی برای فعالیت‌های روزانه کود‌ک مانند‌ بید‌ار شد‌ن، بازی کرد‌ن و وعد‌ه‌های غذا
▪ آگاهی کود‌ک از قوانین خانه و د‌ر پی د‌اشتن عواقب د‌ر صورت رعایت نکرد‌ن
▪ نوشتن قواعد‌
▪ تقویت با پاد‌اش و تحسین رفتارهای خوب
هنگامی که به کود‌ک خود‌ د‌ستوری می‌د‌هید‌، آهسته و واضح صحبت کنید‌ و به ساد‌گی سخن بگویید‌. بهتر است از کود‌ک بخواهید‌ که د‌ستورات را تکرار کند‌.
▪ نظاره کود‌ک هنگام حضور د‌ر جمع د‌وستان
▪ بازخورد‌ مثبت با کلام و د‌اد‌ن جایزه به واسطه تسلط بر مهارت‌های اجتماعی برای کود‌کان مبتلا به بیش‌فعالی
▪ تقد‌م تشویق بر تنبیه
▪ جد‌ا د‌انستن رفتار ناپسند‌ کود‌ک از او
▪ نشان د‌اد‌ن مد‌اوم علاقه به او برای افزایش اعتماد‌ به نفس کود‌ک
▪ ثبات و پاید‌اری د‌ر انتظارات خود‌ از کود‌ک
▪ فاصله گرفتن از کشمکش
▪ همکاری نزد‌یک با مد‌رسه و آگاهی از پیشرفت تحصیلی کود‌ک
▪ ناد‌ید‌ه گرفتن تخلف‌های کوچک

● توصیه‌هایی به بیش‌فعالان
▪ سعی کنید‌ مرتب ورزش کنید‌
▪ به اند‌ازه کافی بخوابید‌
▪ با تمرین‌های آرام‌سازی، آرامش را به خود‌ برگرد‌انید‌
▪ د‌ر صورت مصرف د‌ارو د‌ستورات پزشک را به د‌قت اجرا کنید‌
د‌ر صورت بروز عوارض د‌ارویی به پزشک خود‌ اطلاع د‌هید‌ و با او مشورت کنید‌
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 29 فروردین1388 و ساعت |

نادیا در سن ۶ سالگی یک خروس ترسیم کرد. نقاشی او پیچیده و به میزان قابل توجهی دقیق بود. نادیا دارای استعدادهای خاصی بود، اما صحبت نمی‌کرد.

● مقدمه
اختلال فراگیر رشد ، عبارتی است که در حال حاضر برای اشاره به مشکلات روان شناختی شدید که در طفولیت ظاهر می‌شود، بکار می‌رود. اختلالات فراگیر رشد ، در بردارنده آشفتگی شدید در رشد شناختی ، اجتماعی ، رفتاری و هیجانی کودک است که عوارض گسترده‌ای بر روی فرایند رشد دارد. یکی از این اختلالات ، اوتیسم ، در قلمروهای پژوهشی و بالینی ، به وضوح برجسته شده است. اوتیسم ، کیفیات اصلی انسانی را متاثر می‌سازد، یعنی معاشرت بین فردی و رابطه پیچیده را مختل می‌سازد. کودکان مبتلا به اوتیسم ، تقایص شدید در روابط و تبدیل اجتماعی ، بازی بین فردی و ارتباط ظاهر می‌سازند.

● یک نمونه از اوتیسم
نادیا در سن ۶ سالگی یک خروس ترسیم کرد. نقاشی او پیچیده و به میزان قابل توجهی دقیق بود. نادیا دارای استعدادهای خاصی بود، اما صحبت نمی‌کرد. ترجیح می‌داد تنها باشد، در اطاقش به طرز غیر قابل انعطافی به نظم و ترتیب اشیا اهمیت می‌داد. و بدون پاسخگویی به دیگران ، ساعتها در اطاق می‌نشست.
نادیا به عنوان اوتیستیک تشخیص داده شده بود. اختلال اوتیسم که یک اختلال فراگیر رشد است، عبارت است از فقدان پاسخگویی به دیگران و تاخیر شدید در رشد زبان. این مشکل قبل از ۳۶ ماهگی شروع می‌شود. جالب اما تاسف برانگیز است یادآور شویم که زمانی که درمان او در زمینه ارتقا روابط با دیگران موثر واقع شد، استعدادهای هنری‌اش کاهش یافت.

● علایم اوتیسم
کودکان مبتلا به اوتیسم در معاشرت بین فردی و روابط پیچیده ، نقایص شدید نشان می‌دهند. کانر (۱۹۴۳) ، اولین کسی بود که اوتیسم را توضیح داد. طبق نظر کانر ، خصوصیت برجسته و اساس اوتیسم ، عبارت است از ناتوانی فرو در برقراری ارتباط با دیگران و موقعیتها که از اوائل زندگی شروع می‌شود. برخی علائم اولیه اختلال اوتیستیک ، توسط بوردن و الن دایک (۱۹۹۲) شرح داده شده است. در نوزادان به نظر می‌رسد با نوزادان دیگر متفاوت باشند. ظاهرا نیازی به مادر نشان نمی‌دهند.
برای او تفاوتی نمی‌کند که در آغوش گرفته شود یا نه ، قوام عضلانی ضعیف و سستی دارند و کم گریه می‌کنند، اما ممکن است شدیدا تحریک پذیر باشند. در ۶ ماه اول زندگی ، نمی‌توانند به مادر توجه کنند ، چیزی را طلب نمی‌کنند. لبخند نمی‌زنند یا در این رابطه تاخیر دارند. به اسباب‌بازی‌ها علاقه ندارند. در ۶ ماه دوم ، علاقه‌ای به بازیهای اجتماعی نشان نمی‌دهند. سرد و بی‌روح هستند، ارتباط کلامی یا غیر کلامی ظاهر نمی‌سازند و در مقابل تحریک ، کم فعال یا بیش فعال هستند.
والدین کودکان اوتیستیک ، غالبا اولین کسانی هستند که ناپاسخگویی اجتماعی کودکانشان را متوجه می‌شوند. کودک اوتیستیک ، جهان را ذاتا خطرناک و مهلک تلقی می‌کند. همچنین این کودکان میل وسواسی به یکنواخت بودن محیط ، رفتارهای خود تحریکی نظیر تکان خوردن نوسانی ، دور خود چرخیدن و بهمزدن دستها ، رفتارهای خود ویرانگرانه نظیر کوبیدن سر به دیوار کوبیدن دست به دیوار ، و گاز گرفتن خود ، فقدان تماس چشمی و مجذوب اشیا بی‌جان شدن را از خود نشان می‌دهند.

● ملاک‌های تشخیص اوتیسم
اگر کودک حداقل ۶ ماده از مواد زیر را نشان دهد ، تشخیص اوتیسم را دریافت می‌دارد. حداقل دو تای آن از طبقه اول ، یکی از هر یک از طبقات دوم و سوم شروع باید قبل از سه سالگی باشد.
۱) طبقه اول: نقص کمی در تبادل اجتماعی
▪ ناتوانی در برقراری ارتباط با همسالان متناسب با سطح رشد
▪ فقدان جستجوی خودانگیز لذت ، علاقه یا پیشرفت با دیگران
▪ فقدان مقابله به مثل یا هیجانی
۲) طبقه دوم: نقص کمی در برقراری ارتباط
▪ تاخیر یا فقدان رشد زبان گفتاری
▪ نقص قابل توجه در شروع یا حفظ مکالمه یا دیگران ، در افرادی که از سطح گفتاری کافی برخوردارند.
▪ استفاده کلیشه‌ای و تکراری از زبان یا زبان ویژه
▪ فقدان بازی خود انگیخته یا بازی ابتکاری اجتماعی متناسب با سطح سن.
۳) طبقه سوم: الگوی رفتار ، علائق و فعالیتهای محدود ، تکراری و کلیشه‌ای
▪ مشغولیت با یک یا چند الگوی کلیشه‌ای و محدود که یا از لحاظ شدت یا از لحاظ کانون غیر عادی است.
▪ چسبیدن ظاهرا اجباری به تشریفات یا کارهای غیر موثر و ناکار آمد
▪ اطوارهای حرکتی کلیشه‌ای و تکراری مثل بازی با دست یا انگشت ، حرکات بدنی غیر عادی.
▪ اشتغال ذهنی و مشغولیت پایدار با قسمتهایی از اشیا

● چند نکته اساسی در مورد کودکان اوتیستیک
به نظر می رسد کودکان اوتیستیک قادر نیستند در هر زمان به بیش از یک نکته راهنما (خصوصیت محرک) توجه کنند. آنچه که وضع را بدتر می کند این است که آنها ممکن است به محرکهایی غیر عادی و غالبا نامربوط توجه کنند. مثلا درمانگر یک تصویر به کودک می‌دهد تا آن را نگاه کرد و نام آن شکل را که توسط درمان‌گر گفته می‌شود، تکرار کند. ولی کودک اوتیستیک به جای توجه به تصویر و تکرار نام آن ، کاغذ را گرفته و لمس می‌کند. این الگوی توجه ، توانائی آنان در برقراری ارتباط و تعامل با محیط اجتماعی و فیزیکی را با مانع مواجه می‌سازد.
پردازش و انسجام اطلاعات نیز به عنوان مشکلی برای کودکان اوتیستیک وجود دارد. یعنی در تبدیل یا اداره کردن اطلاعات در ذهن خود مشکل دارند.
کودکان اوتیستیک ، در درک حالات ذهنی خود و دیگران نقص دارند. نظریه ذهن (Theory of mind) ، به عنوان توانائی در نظر گرفتن افراد بر حسب حالات درونی ذهنی نظیر عقاید ، مقاصد و هیجانات توضیح داده شده است و به درک محیط اجتماعی و توانائی مشغول شدن به رفتار اجتماعی شایسته گفته می‌شود.
بعضی از کودکان اوتیستیک ضریب هوشی عادی دارند، برخی توانائی ذهنی قابل توجهی نشان می‌دهند. اما اکثریت آنها نقایص هوشی در محدوده عقب ماندگی ظاهر می‌سازند.

● سیر بیماری
گرچه بعضی از افراد مبتلا به اوتیسم بهبودی نشان می‌دهند، اکثریت کودکان اوتیستیک با نقایص شدید به بزرگسالی وارد می‌شوند و نمی‌توانند کاملا از خود مراقبت کنند. در غیاب مداخله به موقع و شدید ، فقط یک تا دو درصد افراد اوتیستیک تا مرحله‌ای رشد می‌کنند که تفاوتی بین آنها و کودکانی که اوتیستیک تشخیص داده نمی‌شوند. وجود ندارد. حدود ۱۰ درصد ، به کارکرد کافی در حیطه‌های زبان و اجتماعی دست می‌یابند، در حالی که ۲۰ درصد علیرغم نقص قابل توجه ، نظیر فقر گفتار تا حدودی در مدرسه و از لحاظ اجتماعی پیشرفت می‌کنند. حدود ۷۰ درصد پیشرفت محدود نشان می‌دهند و نقایص عمده در آنها دوام می‌یابد.

● شاخص‌های بهبودی در بیماران اوتیستیک
چه چیزی پیش بینی می‌کند که چه کسی تا حدودی بهتر می‌شود و چه کسی بهتر نمی‌شود؟ مهارتهای زبانی و نمرات ضریب هوش غالبا بهترین شاخصهای پیش آگهی به شمار می‌روند. توسعه به موقع زبان و نمرات ضریب هوشی خوب ، حاکی از پیش آگهی بهتر است. گفتار مفید فقط در حدود ۵۰ درصد از اشخاص اوتیستیک توسعه می‌یابد. در خلال نوجوانی ، مشکلات رفتاری و هیجانی ظاهر می‌شوند. پرخاشگری ، رفتار مقابله‌ای و قشقرق ممکن است مشاهده شود و کاملا برای والدین پریشان کننده باشد. تخمینها حاکی از آن است که تقریبا ۷۵% کودکان اوتیستیک ، در محدوده عقب ماندگی متوسط قرار می‌گیرند و ۲۵% تا بزرگسالی به حملات تشنجی مبتلا می‌شوند.

شبکه رشد

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 29 فروردین1388 و ساعت |

برای قابل فهم شدن عقاید متناقض در مورد اسکیزوفرنی بهتر است مطلب را با مقایسه‌ای ساده بین دو مفهوم اساسی شروع کنیم. اسکیزوفرنی حاد و مزمن.

  • اساسا در اسکیزوفرنی حاد ، خصوصیات بارز عبارتند از هذیانها و توهّمات و تداخل در فکر. این نوع خصوصیت را علائم مثبت می‌نامند. بعضی از بیماران پس از مرحله حاد بهبود می‌یابند و برخی دیگر وارد مرحله مزمن بیماری می‌شوند.
  • خصوصیات اسکیزوفرنی مزمن عبارتند از فقدان احساس و انگیزه و مردم گریزی. این خصوصیات را اغلب علائم منفی می‌نامند پس از تثبیت فرم مزمن بیماری معدودی از مبتلایان ممکن است بطور کامل بهبود یابند.

تاریخچه

اگر چه احتمالاً بیماری اسکیزوفرنی برای هزاران سال با ما بوده است. اما فقط از اواخر قرن نوزدهم این بیماری به عنوان یک اختلال متمایز شناخته شده است. اولین بار این بیماری در سال 1896 ، هنگامی که امیل کراپلین پیشنهاد کرد که سه نوع اصلی روان پریشی وجود دارد شناسایی گردید. کراپلین اعتقاد داشت که این بیماری معمولا در نوجوانی شروع می‌شود و موجب یک تباهی غیر قابل برگشت می‌شود. در سال 1911 بلولر روانپزشک سوئیسی اعلام کرد که این اختلال همیشه «پیشرس» نبوده است و اغلب تا تباهی کامل نمی‌روند.

ملاک‌های تشخیص اسکیزوفرنی

  • ملاک A : دو یا چند علامت از موارد زیر در یک دوره یک ماهه دوام داشته باشد.

  • علائم منفی اسکیزوفرن
  • ملاک B : اختلال در عملکردهای شغلی و تحصیلی
  • ملاک C : علائم فوق حتما باید 6 ماه دوام داشته باشد.

حتماً باید سه ملاک با هم وجود داشته باشد اگر یک ملاک فرد اسکیزوفرن نیست.

درمان اسکیزوفرنی

  • درمان دارویی : اولین و مهمترین اقدام تجویز دارو است. داروهای ضد جنون مناسب است علائم را کنترل می کند اما بهبود نمی‌دهد.

  • روان درمانی : روان درمانی مناسب نیست مگر کسانی که در این زمینه آموزش دیده‌اند. رفتار درونی با این افراد مهم است. خانواده درمانی و گروه درمانی هم می‌تواند مفید باشد.


+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 29 فروردین1388 و ساعت |
شخصیت روان رنجورانه را تا چه اندازه می شناسید؟ تا چه حد با نگرش ها و رفتارهایی این افراد آشنا هستید؟ نگرش ها و رفتارهایی كه بیانگر تمایل به سوی مردم است، علیه مردم حركت می كند و یا این كه از آنها فاصله می گیرد. كارن هورنای ، یكی از روان تحلیلگران و كسی كه سال های اولیه كودكی را در شكل گیری شخصیت انسان بسیار مهم می داند معتقد است: نیروهای اجتماعی در كودكی بر رشد شخصیت تأثیر دارند نه نیروهای زیستی. به نظر هورنای، مردم نه به وسیله پرخاشگری بلكه به وسیله نیاز به ایمنی و محبت برانگیخته می شوند.
نظریه شخصیت او شرح می دهد كه چگونه كمبود محبت در دوران كودكی، اضطراب و خصومت را پرورش می دهد. این كه كودك احساس امنیت و فقدان ترس كند، در تعیین بهنجار بودن رشد شخصیت او با اهمیت است. هورنای، تصور می كرد كه نیاز ایمنی بر كودك حاكم است. منظور او، نیاز به امنیت و رهایی از ترس بود. امنیت كودك كاملاً بستگی به این دارد كه والدین چگونه با او برخورد كنند و این كه كودك را دوست بدارند و او را بخواهند.
هنگامی كه امنیت تضعیف شود، خصومت به وجود می آید. ممكن است كودك به خاطر احساس درماندگی، ترس از والدین، نیاز به محبت والدین و یا احساس گناه ناشی از نشان دادن خصومت، آن را سركوب كند. سركوب كردن خصومت منجر به اضطراب بنیادی می شود به نوعی كه فرد احساس می كند در دنیای خصمانه، تنها و درمانده است.
این اضطراب پایه ای است برای به وجود آمدن روان رنجوری های بعدی. با این مقدمه حال می توانیم به انواع گرایش های روان رنجوری مثل اختلال شخصیت وابسته، شخصیت پرخاشگر و شخصیت منزوی بیشتر بپردازیم.

●شخصیت مطیع
مهم ترین ویژگی اختلال شخصیت وابسته، نداشتن اطمینان برخود، وابستگی كامل به دیگران، رفتار تسلیم جویانه، كمرویی و تردید و پرهیز از مسئولیت ها است. نیاز بیش از حد شخصیت وابسته برای این كه تحت حمایت و حراست قرار بگیرد، سبب می شود تسلط دیگران را به راحتی بپذیرد. ترس وی از جدایی موجب می گردد رفتاری تسلیم جویانه و مقاومت آمیز در برابر دیگران پیش گیرد. این رفتارها از ابتدای جوانی ظاهر می شود و در زمینه های گوناگون تجلی پیدا می كند.
شخصیت وابسته در تصمیم گیری های معمولی روزانه هم مشكل دارد، قادر به نه گفتن نیست و در هیچ مورد نمی تواند مخالفت خود را با نظر دیگران بیان كند. این افراد دیدی منفی، بدبینانه و مردد نسبت به خویش دارند و توانایی های خود و حتی آنچه را كه مالك آن هستند را ناچیز می شمارند. روابط اجتماعی آنها محدود به افراد معدودی می شود كه فرد به آنها وابسته است.
این افراد معمولاً به یك شخصیت سلطه گر (دوست یا همسر) نیاز دارند كه آنها را سرپرستی و راهنمایی نموده و از آنها حفاظت كند. همچنین برای رسیدن به اهدافشان مقابل دیگران مخصوصاً والدین به گونه ای رفتار می كنند كه دیگران آنها را جالب یا دلنشین بیابند.
شخصیت های مطیع آشتی جو هستند و امیال شخصی خود را تابع امیال دیگران می كنند. هرگز جسور، انتقادی و یا پرتوقع نیستند و نسبت بر خودشان همواره نگرش ضعف و درماندگی دارند. هر گونه نشانه طرد (واقعی یا خیالی) برای آنها وحشتناك است و به افزایش تلاش برای به دست آوردن محبت مجدد شخصی كه آنها را طرد كرده، منجر می شود البته منشأ این رفتارها برمی گردد به خصومت، احساس عمیق نافرمانی و انتقام جویی سركوب شده كه فرد وابسته آنها را به صورت وارونه نشان می دهد.
این اختلال می تواند ناشی از رفتار والدینی باشد كه بیش از اندازه حمایتی و خودكامه هستند. این والدین وابستگی را در فرزندان خود ترغیب می كنند و این رفتار وابسته، حس مراقبت تسلی بخشی را برای والدین به ارمغان می آورد.
در صورت پایان یافتن یك رابطه نزدیك، افراد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته ممكن است به سرعت در پی رابطه دیگری باشند كه نیاز به مراقبت و حمایت آنها را ترغیب كند. اعتقاد آنها مبنی بر این كه قادر نیستند در غیاب رابطه ای نزدیك كاركرد مناسبی داشته باشند موجب می شود به سرعت به شخص دیگری دلبسته شوند.
اختلال شخصیت وابسته با دیگر اختلالات شخصیت به ویژه اختلالات شخصیت مرزی، اجتنابی و نمایشی همراه است. بیماری فیزیكی مزمن نیز ممكن است فرد را برای ظهور این اختلال مستعد كند.
این اختلال در زنان بیشتر از مردان است. همچنین در فرزندان كوچك تر خانواده، احتمال آسیب پذیری بیشتری برای ابتلا به آن وجود دارد. بنیاد درمان شخصیت های وابسته نیز متكی به روان درمانی و دارو درمانی است. رفتار درمانی، خانواده درمانی و گروه درمانی نیز تاكنون نتایج موفقیت آمیزی داشته اند.

●شخصیت پرخاشگر
این افراد علیه مردم حركت می كنند. آنها به گونه ای خشن و آمرانه، بدون توجه به دیگران عمل كرده و برای به دست آوردن كنترل و برتری كه بسیار برای زندگی شان حیاتی است، باید همواره در سطح بالا عمل كنند و به وسیله ممتاز بودن و به دست آوردن شهرت از این كه برتری آنها را تأیید می كنند، ارضا می شوند. این افراد برای پیش افتادن از دیگران برانگیخته می شوند و درباره هر كس برحسب استفاده ای كه از رابطه با آنها می برند، قضاوت می كنند. آنها برای خشنودی دیگران تلاش نمی كنند بلكه جروبحث، انتقاد و پافشاری می كنند و هر كاری كه برای به دست آوردن و حفظ برتری و قدرت لازم باشد انجام می دهند. آنها برای این كه بهترین باشند سخت خود را تحریك می كنند بنابر این در شغلشان ممكن است موفق باشند. آنها از توانایی های خود مطمئن هستند و در نشان دادن و دفاع از خود بی پروا هستند.

●شخصیت اجتنابی
افراد مبتلا به این اختلال از تماس بین فردی به دلیل ترس از انتقاد، عدم تأیید و یا طرد شدن دوری می كنند و برای این جدایی می كوشند تا خود بسنده شوند.
برای همین بر امكانات خودشان متكی شده و اعلام بی نیازی می كنند. برعكس افراد مبتلا به شخصیت وابسته، این افراد از برقراری ارتباط جدید امتناع می كنند مگر این كه كاملاً مطمئن باشند بدون هیچ انتقادی مورد محبت و پذیرش آنها قرار خواهند گرفت.
میل زیاد به تنهایی باعث می شود كه تجربه ای مثل گوش دادن به موسیقی نیز این افراد را آشفته كند. آنها باید از هر گونه قید و بند مثل جدول زمانی، برنامه زمان بندی شده، تعهدات طولانی مدت و گاهی حتی فشارهای بسیار كوچك در زندگی اجتناب كنند. آنها نیاز به برتری دارند، اما نه به شیوه شخصیت پرخاشگر. چون نمی توانند به طور فعال بادیگران رقابت كنند. یكی از جلوه های این حس برتری، احساس بی نظیر و مجزا بودن و فرق داشتن است آنها جلوی تمام احساسات خود نسبت به دیگران، مخصوصاً عشق و نفرت را می گیرند یا این كه آنها را انكار می كنند.
این افراد به خاطر محدودیت عواطفشان، تأكید زیادی بر عقل، منطق و هوش دارند. رفتار اجتنابی اغلب در نوزادی یا كودكی همراه با خجالتی بودن، منزوی بودن و ترس از غریبه ها و موقعیت های جدید شروع می شود. اگر چه خجالتی بودن كودك یك پیش سیر برای این اختلال است، در بیشتر افراد با بالا رفتن سن به تدریج ناپدید می شود.
برعكس افرادی كه در شرف بروز اختلال شخصیت اجتنابی هستند ممكن است در خلال بزرگسالی و اوایل كودكی، زمانی كه روابط اجتماعی با افراد جدید از اهمیت خاصی برخوردار است به طور فزاینده ای خجالتی و دوری گزین شوند.
دیگر اختلالاتی كه معمولاً همراه با اختلال شخصیت اجتنابی هستند عبارتند از: اختلالات خلقی و اضطرابی. این اختلال اغلب همراه اختلال شخصیت وابسته تشخیص داده می شود به دلیل این كه افراد مبتلا به شخصیت اجتنابی به قلیل دوستان خود خیلی دلبسته و وابسته می شوند.
به طور كلی می توان گفت فرد روان رنجور برای كنترل اضطراب بنیادی خود، به وسیله این گرایش ها فكر و عمل می كند. هر سه این گرایش ها به نظر هورنای در فرد وجود دارد منتهی همیشه یكی از آنها غالب است و دو گرایش دیگر با شدت كمتری وجود دارند
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 29 فروردین1388 و ساعت |