تبليغاتX
مرکز مشاوره و روان شناختی مهرآرا

 

 

-          بر نقاط قوت تاکید کنید :  برای  سعی  کردن به خودتان نمره مثبت بدهید ،با تمرکز بر

 

     کارهایی که قادر به انجامش هستید  به  جای  اینکه  فقط بر نتیجه نهایی تمرکز کنید به

 

     خودتان برای تلاشهایتان جایزه بدهید.

 

-          اگر به  جای  اینکه  از کارهایی  که  باید  انجام بدهید شروع کنید ،از کارهایی که می

 

     توانید انجام دهید شروع کنید ،این  به  شما  کمک  می کند  تا  بتوانید در حیطه اجتناب

 

     ناپذیر محدودیت هایتان زندگی کنید.

 

-          ریسک کنید :به تجربه های جدید به عنوان  فرصت هایی برای یادگیری نگاه کنید ، به

 

     جای اینکه به اتفاقی که در آن یا می برید یا می بازید، این کار به شما کمک می کند تا

 

     با آغوش باز با اتفاقات جدید برخورد کنید ومی تواند  پذیرش شما را نسبت  به خودتان

 

     بالا ببرد،اگر این کار را نکنید هر فرصتی می تواند به  موقعیتی برای شکست خوردن

 

     تبدیل شود و از رشد شخصی جلوگیری می کند.

 

-          از گفتگوی درونی استفاده کنید : از گفتگوی درونی به عنوان وسیله ای برای مقابله با

 

     فرضیات مخرب استفاده کنید ،تمرین کنید تا مچ خودرا حین این فرضیات بگیرید،سپس

 

     به خودتان بگویید :" بس کن " وآن را با یک فرضیه منطقی تر جایگزین کنید مثلا اگر

 

     مچ خود را می گیرید که انتظار بی عیب بودن دارید به  خودتان  یادآوری کنید که شما

 

     نمی توانید همه ی کارهارا بی عیب ونقص انجام دهید ،فقط می توانید برای انجام دادن

  

    کارها تلاش کنید و می توانید سعی کنید که  آن ها را خوب انجام دهید.این به شما کمک

 

    می کند تا خودتان را قبول  داشته  باشید در حالیکه هنوز برای پیشرفت تلاش می کنید.

 

-          ارزشیابی خود: یاد بگیرید که خودتان  را بصورت  مستقل  ارزیابی کنید ، این به شما

 

     کمک می کند تا  از احسا س  پریشانی و آشفتگی  که  به  خاطر تکیه  کردن درست به

 

     توقعات  و نظرات  دیگران  پیش می آید  دوری کنید،اگر به احساسات  درونی خودتان

 

     نسبت به رفتار،کار و... خودتان تمرکز کنید هوش و شعورتان نسبت به خود بیشترمی

 

     شود و این  شعور به  شما  کمک  خواهد  کرد  تا  به  راحتی قدرت شخصی تان را به

 

     دیگران تسلیم نکنید.

 

-          طبع شوخی : سعی کنید یاد  بگیرید که  وقتی کار اشتباهی  می کنید  بتوانید به خودتان

 

     بخندید  واین  موقعیت ها  را به  عنوان  بخشی  از انسان بودنتان قبول کنید،این به شما

 

     کمک  می کند  تا  اعتماد  به  نفس بیشتری  داشته  باشید و بتوانید ارتباطتان را با بقیه

 

     بهبود  ببخشید.  

 

-          آگاهی باشیم که  ارزش ما  به  عنوان یک انسان بستگی به داشتم وزن ایده آل ،زیرک

 

     ترین ، باهوش  ترین ، محبوبترین بودن، بالاترین  نمره یا  رتبه را داشتن ،شوخ طبع

 

     ترین بودن، خوش لباس ترین  بودن، بهترین  خانه  و ماشین  را داشتن  نبوده وتنها به

 

     خودمان بستگی دارد.

 

-          توانایی ها، استعدادها و موفقیت های خود را جشن بگیریم.

 

-          خود را به خاطر اشتباهاتی که مرتکب شده ایم عفو کنیم.

 

-          با حقوق فردی خود آشنا شده و از آن ها پیروی کنیم.

 

-          از تحقیر و سرزنش خود دوری کرده و مثبت اندیشی را فرا بگیریم.

 

-          بیاموزیم که با پشتکار و سماجت قادر خواهیم بود به موفقیت دست یابیم.

 

-          بیاموزیم که نیازی به تلاش بی وقفه برای کامل گشتن نداریم.

 

-          خودمان تعیین کننده مفهوم موفقیت باشیم.

 

-          بر روی نقاط ضعف خود تمرکز نکنیم ،هر انسانی نقاط ضعف خاص خود را دارد.

 

-          خود را بر اساس  یک  سری  استانداردهای  منطقی و دور از دسترس مورد قضاوت

 

     قرار ندهیم.

 

-          یاد بگیریم که ما یک  انسان منحصر به فرد بوده وتنها خود مسئول تصمیم گیری های

 

     زندگی مان هستیم.

 

 

 

 

 

 

 

                               منابع

 

-          اسلامی نسب،علی. روانشناسی اعتماد به نفس. تهران:انتشارات

 

مهرداد،1373.

 

-          براندن،ناتانیل. روانشناسی حرمت نفس . (مترجم: جمال هاشمی).تهران:

 

نشر سهامی،1381.

 

-          داکو،پیر.روانشناسی اعتمادبه نفس " چگونه اضطراب و خجالت را در

 

خود از بین ببریم ؟" (مترجم:کامبیز منصور قناعی).تهران:کانون فرهنگی

 

انتشارات درایت،1377.

 

-          کلمز،هریس.کلارک،افیربین.روش های تقویت عزت نفس درنوجوانان.

 

(مترجم:پروین علیپور).مشهد:انتشارات آستان قدس رضوی،1373.

 

-          لیندن فیلد،گیلد. اعتمادبه نفس در نوجوانان .(مترجم:توراندخت تمدن).

 

انتشارات نقش ونگار،1384).

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در پنجشنبه 26 دی1387 و ساعت |

   

 

 

-          مرتبا خودشان را مورد انتقاد وسرزنش قرار می دهند.

 

-          هنگام صحبت کردن در چشمان فرد مقابل خود نگاه نمی کنند ،با سر پایین وقدم های

 

     آهسته گام بر می دارند.

 

-           در پذیرش تعریف وتمجیدها وتعارفاتی که به آن ها می شود مشکل دارند(تصور می

 

           کنند سزاوار آن ها نبوده ویا دیگران در صدد تمسخر آن ها می باشند.

 

-           معمولا احساس می کنند قربانی رفتار دیگران هستند.

 

-          احساس تنهایی می کنند حتی زمانی که در یک جمع قرار دارند.

 

-          در درون خود احساس خلاء و پوچی می کنند.

 

-          احساس می کنند با دیگران تفاوت دارند.

 

-          احساس افسردگی ،گناه وشرمساری می کنند.

 

-          نسبت به توانایی های خود برای رسیدن به موفقیت تردید دارند.

 

-          از موقعیت های نو وجدید می هراسند.

 

-          مرتبا سعی در راضی نگه داشتن دیگران دارند.

 

-          دچار هراس اجتماعی می باشند.

 

-          قادر به مدیریت زمان خود نمی باشند.

 

-          عادت به پشت گوش انداختن کارها دارند.

 

-          خود را درگیر مواد مخدر ویا روابط مخرب می کنند.

 

-          از تعیین یک هدف مشخص وپیروی  از آن عاجز می باشند.

 

-          ارزیابی غیر واقعی از خود دارند.

 

-          معمولا عصبانی وپرخاشگر می باشند.

 

-          تحمل عیب وکاستی را نداشته و کمال گرا می باشند.

 

-          از ابراز عقاید واحساسات خود خودداری می کنند زیرا از چگونگی واکنش دیگران  

 

     هراس دارند.

 

-          وابستگی هیجانی دارند و برای دستیابی به یک احساس خوشایند به دنیای خارج خود

 

     وابسته می باشند.

 

-          در مقابل انتقاد ،اظهار نظر و سرزنش های دیگران (خواه واقعی ،خواه واهی ) آسیب

 

     پذیر هستند.

 

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در پنجشنبه 26 دی1387 و ساعت |

 

 

 

-          برخوردار از مرکز کنترل درونی : غم وشادی آنان وابسته به عوامل خارجی نیست.

 

-          از لحاظ جسمانی ،احساسی ،ذهنی ومعنوی از خود مراقبت می کنند.

 

-          میانه روی را در افکار، احساسات ورفتارهای خویش حفظ می کنند.

 

-          توانایی بخشش اشتباهات خود ودیگران را دارند.

 

-          مسئولیت اداره زندگی خود را بعهده می گیرند.

 

-          به نقطه نظرات دیگران گوش می دهند.

 

-          اعتماد به نفس آن ها به دور از خودبینی وغرور است.

 

-          از آن که مورد انتقاد قرار بگیرند نمی هراسند.

 

-          هنگامی که از آنان پرسشی می گردد حالت تدافعی به خود نمی گیرد.

 

-          در برابر موانع ومشکلات به آسانی تسلیم نمی گردند.

 

-          نیازی به تحقیر وتمسخر ندارند.

 

-          قادر به پذیرش وپندگیری از اشتباهاتشان  و بیان جمله " اشتباه کردم " هستند.

 

-          از نقاط قوت وضعف خود آگاهی دارند،همواره در حال پیشرفت  وترقی  بوده واز

 

     ریسک های مثبت در زندگی بیم ندارند.

 

-          هیچگاه خود را مورد انتقاد وسرزنش مخرب و شدید قرار نمی دهند.

 

-          به خویشتن وتوانایی خودشان ایمان و اعتماد دارند.

 

-          به تصمیم گیری هایشان اعتماد دارند.

 

-          خودشان را با دیگران مقایسه نمی کنند.

 

-          نیازی به اثبات وتوجیه افکار و عقاید خود به دیگران ندارند.

 

-          از آنکه دیگران چگونه نسبت به آنان می اندیشند واهمه ونگرانی ندارند.

 

-          نیاز به کمال گرایی ندارند.

 

-          باور دارند که فرد با ارزش، با قابلیت ،دوست داشتنی ، پذیرفتنی ومهم می باشند.

 

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در پنجشنبه 26 دی1387 و ساعت |

 

 

 

 

اکثر دانشمندان وصاحب نظران ارزیابی مثبت از خود را به عنوان عامل اساسی در سازگاری

 

عاطفی-اجتماعی  افراد می دانند ، در ابتدا دانشمندانی  مانند  ویلیم جیمز، هربرت مید وچارلی

 

کولی بر اهمیت عزت نفس تاکید  داشتند و چند  سال  بعد از آن نئوفروید ین ها و افرادی چون

 

سالیوان وکارن هورنای "خودپنداره "را در نظریه های شخصیتی شان وارد کردند.

 

سال ها بعد روانشناسان نظریه ها را با کار های تجربی در هم آمیختند ونتیجه گرفتند که عزت

 

نفس مثبت با شادکامی و کارکرد موثرتر در رابطه است برای مثا ل افسردگی را به یک سبک

 

شناختی که مشتمل بر ارزیابی های شدیدا منفی وانتقادی از خود است ارتباط داده اند.

 

بررسی های  گوناگون  روانشناسی  حاکی از آن است  که  چنانچه  نیاز به عزت نفس ارضاء

 

نشود نیاز های  گسترده تر نظیر نیاز به  آفریدن ، پیشرفت  و یا  درک  استعداد  بالقوه  محدود

 

می ماند ، افرادی که احساس  خوبی  نسبت به خود  دارند معمولا احساس خوبی نیز به زندگی

 

دارند ،آن ها می توانن با  اطمینان  با مشکلات  و مسئولیت های  زندگی مواجه شوند .ازعهده

 

آن ها برآیند .

 

شایستگی عاطفی-اجتماعی که از خودارزیابی مثبت منتج می شود  می تواند  به عنوان سپریا

 

نیرویی در مقابل مشکلات آینده به کودک کمک کند .

 

شاهدی بر این نقطه نظر راهنمای تشخیصی وآماری بیماری های روانی انجمن روانپزشکان

 

آمریکا(DSM-III.R) است که از عزت نفس پا یین به عنوان نشانگان چندین اختلال کودکی

 

نام برده است.

 

دو مثال مختلف از این اختلالات یکی اختلال بیش فعالی وکمبود توجه است که با بی توجهی

 

وتکانه ای بودن مشخص می شود  است و دیگری  اختلال اجتنابی است  که  فرم  شدیدی  از

 

اضطراب  اجتماعی  می باشد ، اگر چه  واقعا  مشخص  نیست  که  عزت نفس  پا یین علت

 

هراختلالی  باشد اما این واقعیت که آن می تواند  با مشکلات شدید در کودکی توا م باشد دلیل

 

بر اهمیت نقش عزت نفس است.

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در پنجشنبه 26 دی1387 و ساعت |

 

از عزت نفس به  عنوان  احساس  ارزشمند  بودن  یاد  شده  که از مجموع افکار واحساسات

 

،عواطف وتجربیات خودمان در طول زندگی ناشی می شود واین احساس هم بر اساس آگاهی

 

ها  یا  برداشت ها ی ما از خودمان است وآن  هم  به  نوبه  خود  بیشتر ناشی  از تجربه های

 

اجتماعی ماست.

 

حدود یکصد سال پیش جامعه شناسی به نام " کولی "چنین نوشت:

 

نگرش ما از خود مانند آینه ای است که ارزیابی های تصوری دیگران نسبت به ما را منعکس

 

می کند.

 

بنابراین " خودانگاره" که مفهوم عزت نفس را می سازد به نظر می رسد که تحت تاثیر محیط

 

بیرونی شکل می گیرد وساخته می شود.

 

گرایش اساسی به داشتن احساس خوب نسبت  به خود ودنیای اطراف چیزی است که همه ما با

 

آن به دنیا می آییم  با این حا ل  با  گذشت زمان این تما یل طبیعی به طرق  مختلف مورد تهدید

 

قرار می گیرد ، دراین  خصوص  پژوهشگران  متغیرهای  زیادی  را بررسی نموده اند که به

 

پاره ای از آن ها پرداخته می شود:

 

 

الف : شیوه پرورش :

 

کیفیت روابط در دورا ن کودکی اهمیت اساسی دارد زیرا در این زمان است که بذرهای عزت

 

 

نفس کاشته می شود ،تصور می شود که مادر از این لحا ظ نقش محوری ایفا می کند اگر مادر

 

با فرزند رابطه سالم داشته باشد کودک خواهد توانست در مورد خود وتوانایی برقراری روابط

 

شخصی  و صمیمی  در بزرگسالی  احساس  مثبت  داشته  باشد و عکس این  موضوع  صادق

 

است ، شکست در ایجاد همبستگی عاطفی به  مادر می تواند  به  اضطراب دایمی  ناشی از بی

 

توجهی یا طرد منجر شود .

 

پیام هایی  که کودکان به مرور و با  گذشت زمان از افراد مهم پیرامون خود در مورد خودشان

 

دریافت  می کنند  برای عزت نفس آن ها  بسیار مهم  است  بعلاوه  عزت نفس خود پدر ومادر

 

،عملکرد وساختار خانواده نیز درمیزان عزت نفس کودک اهمیت دارد.

 

 

ب:بدرفتاری جسمی یا جنسی:

 

" هرکه  بیشتر محبت می کند  بیشتر کتک می زند ! "  جمله ا ی است  که اغلب برای توجیه

 

بد رفتاری  جسمانی با بچه ها به کار می رود ، اینگونه بد رفتاری جسمانی به  مرور زمان در

 

قربانیان احساس درماندگی ایجاد می کند.

 

تنبیه  یا  تهدید شدن به آن می تواند عزت نفس را به شدت تحت تاثیر قرار دهد ،آثار بدرفتاری

 

جنسی در دوران کودکی نیز خود را در سرتا سر زندگی قربانی نشان می دهد ،باورهای منفی

 

درباره خود که از بدرفتاری جنسی دوران کودکی ناشی می شود عزت نفس را پایین می آورد

 

قربانیان این گونه بدرفتاری ها اغلب باور دارند که "بی ارزش یا بد "هستند ونسبت به دیگران

 

احساس حقارت می کنند.

 

گایل لیند تفیلد در کتاب خود تحت عنوان "عزت نفس "می نویسد:

 

 

حتی ایما واشاره یا کنایه های نامناسب ،بی دلیل وغیرمستقیم به کودک نیز می تواند رشد یک

 

خودانگاره ی مثبت را تهدید کند.

 

 

ج :ظاهر جسمانی

 

امروزه در جوامع به " خوش ظاهر بودن "در هر سنی اهمیت ویژه ای داده می شود ،باور بر

 

این است که خود انگاره ی جسمانی یکی از اولین  سنگ بنا ها ی عزت نفس در کودکان است

 

کسانیکه  جذاب به حساب می آیند  بیشتر از آن هایی که ظاهر خوشا یندی ندارند  مورد  توجه

 

قرار می گیرند ، سرانجام  با  ورود  به  بزرگسا لی  برداشت  او  از ظاهرش اهمیت می یابد 

 

(شیهان،1988.گنجی،1378)

 

 

 

د :رویداد های جاری زندگی

 

عزت نفس یک فرد هرچقدر هم محکم وقوی باشد زندگی همواره موقعیت هایی پیش می اورد

 

که ارزشگذاری مثبت فرد از خودش را به خطر می اندازد .

 

تحقیر شدن یا مورد توهین  قرار گرفتن از طرف  دیگران ، رد شدن درخواست کار یا پذیرفته

 

نشدن در دانشگاه ،بیماری یا اخراج شدن از کار و... همه می توانند برنگرش مثبتی که فرد از

 

خود دارد آثار مخربی بر جای بگذارد (همان منبع)

 

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در پنجشنبه 26 دی1387 و ساعت |

تجاربی که کودک در راستای  هر مولفه به دست می آورد نقش اساسی را در ارزیابی از خود

 

ایفا می سازد ،این فرایند ارزیابی ، قضاوت و توصیف های  درونی ازخود را میسر می سازد

 

که عزت نفس نام می گیرد وبه منزله ی بیانیه ای  در چگونگی احسا س کودک درباره خویش

 

محسوب می شود.

 

عزت نفس سالم را می توان  مورد  تقویت  قرار داد  و یا  اینکه  آنرا  از مسیر حرکت اصلی

 

منحرف ساخت ، شخص  با عزت نفس  قوی  تا حدود  زیادی قادر است که در خود جنبه های

 

مثبت مولفه های عزت نفس  را تحقق بخشد. در صورت فقدان مولفه های مزبور شخص دچار

 

ناپایداری وناتوانی می گردد.

 

پنج مولفه عزت نفس از دیدگاه جامع نگر " اینرونر" در ذیل مطرح شده است ،توصف موارد

 

با استناد به عزت نفس بالا وپایین توسط بربا،1989(میر علی یاری ،1379)مطرح شده است:

 

 

-          امنیت :احساسی از اطمینان قوی است که شامل این نکات می شود ،احساس راحتی،

 

ایمنی ،وقوف در آنچه که  از وی  انتظار می رود، توانایی  وابستگی به افراد وموقعیت ها

 

ودرک قواعد ومحدودیت ها ، دارا بودن احساس  قوی امنیت(می توانم از پشتیبانی دیگران

 

برخوردار شوم)پایه ای است که ساختار مولفه های دیگر بر آن اساس پایه ریزی می گردد

 

از این رو کودکان باید  قبل از  انجام  هر عملی نسبت به  آن اطمینان خاطر حاصل  نمایند

 

،چنانچه  کودک  احساس ناراحتی نماید(نسبت به  آنچه  که  از  من انتظار می رود مطمئن

 

نیستم )در جذب مولفه های دیگر عزت نفس با مشکل مواجه خواهد شد.

 

-          خودپذیری :احساس فردیتی است که اطلاعاتی درباره خود وتوصیف دقیق و واقع

 

بینانه از خود را بر حسب نقش ها ،اسنادها و ویژگی های جسمانی در بر می گیرد.

 

کودکانی که  واجد  خودپذیری  قوی باشند (من خودم را دوست دارم ومی پذیرم ) احساس

 

فردگرایی ، شایستگی، کفایت  وتحسین از خود  دارند و کودکانی  که احساس خود پذیری

 

ضعیفی دارند (من خود را دوست ندارم) در پذیرش خود فاقد اراده اند.

 

-          پیوند جویی :احساسی از پذیرش ومقبولیت است  بویژه  در روابطی که مهم قلمداد

 

می شوند ، همچنین به  معنای احساس  پذیرفته شدن   ومورد احترام  قرار گرفتن از سوی   

 

دیگران به کار می رود.

 

کودکانی که دارای احساسات پیوند جویی قوی باشند(احساس تعلق داشتن) رابطه  راحت و

 

رضایتمندی با دیگران برقرار می کنند ،حال آن که احساس پیوند جویی ضعیف  در کودک

 

(کسی نمی خواهد با من باشد) منجر به انزوا طلبی واحساس بیگانگی وی خواهد شد.

 

  -   شایستگی:این مولفه  به احساس موفقیت و فضیلت  درکارایی اشاره  دارد وشامل

 

وقوف بر نیرومندی ها ، توانمندی ها و پذیرش ضعف ها نیز می شود .کودکانی که  واجد

 

احساس شایستگی می باشند (من احساس توانایی می کنم  بنابراین می توانم  با هر خطری

 

روبه رو شوم) در بیان تصورات وعقاید خود در ارتباط  با دیگران  بی پروا می باشند اما

 

کودکانی که از  شایستگی  لازم  برخوردار نیستند (نمی خواهم کوشش کنم) خود را ناتوان

 

می انگارند و  موفقیت های خویش را به بخت واقبال نسبت می دهند ونمی خواهند فرصت

 

هایی در جهت نیل  به موفقیت داشته باشند ،آن ها  رفتارهای خود مغلوبانه دارند واحساس

 

کفایت شخصی نمی کنند.

 

   -   تعهد : در این  مولفه  دارا بودن هدف و انگیزه درزندگی مورد نظراست بطوری

 

که به خویشتن اجازه دهد  تا اهداف  واقع بینانه  و قابل حصولی داشته باشد ودر قبال پیامد

 

های تصمیمات خود احساس مسئولیت نماید .

 

کودک برخوردار از احساس تعهد  قوی (من اهداف مهمی دارم) قادر است  عملی را آغاز

 

کند وبر اساس طرح ونقشه آن را پی گیری کند اما کودکی که حس تعهد ضعیفی دارد (من

 

گیج هستم ونمی دانم چه باید بکنم ) در قبا ل اعمال خود  مسئولیتی  احساس  نمی کند و در

 

هنگام مواجهه با مشکل راه حل های مختلف را مورد کاوش قرار نمی دهد.

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در پنجشنبه 26 دی1387 و ساعت |

 

-

 

خداوند متعال استعدادهای گوناگونی را در وجود انسان به ودیعه  گذاشته است ومربیان نفوس

 

هرکدام روی یک یا چند استعداد تکیه کرده اند ،با آنکه  در هر فرد استعدادهای متعددی وجود

 

دارد اما تنها یک یا چند استعداد ممکن است شناسایی و شکوفا گردد.

 

دراخلاق اسلامی محور ونکته ای که اسلام در خصوص  انسان  به  آن  اهمیت داده، کرامت

 

وعزت نفس است که سلسله جنبان کلیه استعدادهای درونی انسان محسوب می شود.

 

 

معانی نفس در قرآن کریم :

 

در قرآن کریم چندمعنی برای نفس آمده است :

 

-          در قرآن نفس در ابتدا به معنی جان وحیات یاد می شود.

 

-          نفس به معنای  روان  یا  نفس انسانی آمده است ، در این  مورد  نفس همان مجموعه

 

حالات روانی است که خاصیت ادراکی ، انفعالی  و افعالی  دارد  که  انسان  بر اساس آن

 

شخصیت خود را می سازد.

 

-          نفس  به  معنای شخصیت تکامل  یافته  و متعادل  است. خداوند  هر کسی را به اندازه

 

توانایی اش تکلیف می دهد. در این آیه مرتبه نفسی معراج است که خود را به مرتبه ای از

 

تکامل رسانده است.

 

-          نفس به معنای وجدان نفسانی یا خودآگاهی .هر نفسی می داند آنچه را که پیش فرستاده

 

است وآنچه  را  که  از پس  خواهد  آمد. در این  آیه  نفس  به معنای وجدان وشعور است.

 

 

با توجه به  چند معنایی  که از نفس در قرآن کریم آمده است می توان نتیجه گرفت که نفس

 

از سویی با  فطرت  و ذات  خویش  در ارتباط است واز سوی دیگر با طبیعت پیرامون یا

 

محیط ومکتسبات آن وبه این ترتیب نفس شکل می گیرد.

 

 

 

نفس در احادیث وروایات :

 

    -    مومن حق ندارد خود را خوار وبی مقدار سازد. (رسول اکرم ص)

 

    -    آن کس  که  برای  خویش  ارزش ومنزلتی  قائل  نیست به اصلاح او امیدی نمی توان 

 

          بست.(حضرت علی ع )

 

-    تحمل مرگ از تحمل ذلت آسانتر است.(حضرت علی ع )

 

-          یک عمر عزت داشتن به ساعتی ذلت نمی ارزد.(حضرت علی ع )

 

-          کسی که  نفسش در نزدش عزیز و شریف  باشد  شهوات  در نظرش خوار وحقیرمی

 

     شود.(حضرت علی ع )

 

-          خداوند همه چیز را  به  خود مومن  واگذار کرده است مگر ذلیل  کردن  و بی ارزش

 

     کردن خویش.(امام صادق ع)

 

-          کسی که برای  خود ارزش  و شخصیت  مطلوبی قائل نباشد  شرش  دامنگیر همه می

 

     شود.(امام هادی ع )

 

 

از مجموع احادیث نتیجه می گیریم :

 

   

-          مومن باید کرامت ،بزرگواری، عزت وشخصیت خویش را پاس دارد وهیچگاه  برای

 

     دست یافتن به ثروت وموقعیت خود را خوار وبی مقدار نسازد.

 

-          آنان که خود را دلیل و خوار می دانند ویا می سازند از قافله رشد و تعالی بازمی مانند

 

     وبه کسی که برای خود ارزش قائل نیست امید رشد وکمال یابی نمی توان بست.

 

-          شعاع تاثیر منفی انسان ها یی که خود را پست  وحقیر می سازند در حوزه ی وجودی

 

     خودشان محدود نمی ماند بلکه این شعاع بر خرمن دیگران نیز می افتد وشر این افراد

 

     دامنگیر جامعه می شود.

 

-          از همان اوان زندگی فرد باید به نفس وی بها داده وعزیز شمرده شود.

 

 

 

نفس در نظریه دانشمندان اسلامی :

 

 

-          کندی : نفس جوهری بسیط ، الهی و روحانی است نه طول دارد نه عرض ، نوری از

 

    انوار باری تعالی است.

 

-          ابن سینا : وی اعتقاد دارد به این که  نفس به معنای وسیع مبدا حرکت  در نظر گرفته

 

     شده  است و همه ی  موجودات عالم  دارای نفس هستند ،او  به نفس فلکی ، نفس نباتی

 

     ونفس حیوانی ودر درجه آخر به نفس انسانی اعتقاد دارد.

 

-          ابو حامد غزالی :مقصود از نفس جوهر کاملی است  که  کاری  جز تذکر، حفظ وتمیز

 

     نیت ندارد.

 

در مجموع هیچ یک از دانشمندان وعلمای مسلمان نه تنها از بی حرمتی نفس بر حذر داشته اند

 

بلکه تاکید بر احترام به نفس که معادل عزت نفس است داشته اند

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در پنجشنبه 26 دی1387 و ساعت |

 

 

 

 

- نظریه مازلو:

 

مازلو در ساسله مراتب نیازها ودر سطح سوم احترام به خود یا عزت نفس را قرار می دهد که

 

مشتمل بر تمایل  به شایستگی ، چیرگی، پیشرفت، توانمندی، کفایت،اطمینان ،استقلال و آزادی

 

است .زمانی که این  نیازها  ارضاء  شود  فرد احساس ارزشمندی ،توانایی ، قابلیت، مثمرثمر

 

بودن و اطمینان  می کند  و چنانچه  این نیاز ها برآورده نشود  فرد احساس حقارت، درماندگی

 

،ضعف ودلسردی و نا امیدی می کند (مفتاح،1381 ).

 

 

 

- نظریه راجرز :

 

راجرزعزت نفس را ارزیابی  مداوم  شخص از ارزشمندی  خویشتن خود و یا  نوعی قضاوت

 

نسبت به ارزشمندی وجودی خود تعریف کرده است.

 

او معتقد است این صفت در انسا ن حا لت عمومی دارد ومحدود و زودگذر نیست ،برطبق نظر

 

راجرز عزت نفس در اثرنیاز به توجه مثبت دیگران بوجود می آید .نیاز به توجه مثبت دیگران

 

شامل بازخوردها ،برخورد گرم و محبت آمیز ،صمیمیت وپذیرش ومهربانی واز طرف محیط

 

به خصوص اولیاء کودک است.

 

 

- نظریه کوپر اسمیت :

 

        عزت نفس را یک ارزشیابی فردی می داند که عمولا با توجه به خویشتن حفظ می شود.

 

کوپراسمیت چهار عامل اسنادی  را  برای  رشد عزت نفس  بیان می کند ،نخستین آن ومقدم بر

 

تمام عوامل  میزان احترام، پذیرش وعلاقمندی است که یک فرد دریافت می کند ،دومین عامل

 

تجارب و موفقیت هایمان در زندگی وسومین عامل ارزش ها وانتظاراتی است که بر مبنای آن

 

تجارب را موردتفسیر قرار می دهیم وچهارمین عامل نحوه پاسخ فرد به از دست دادن ارزش

 

می باشد (مفتاح،1381).

 

 

 

- نظریه اریکسون :

 

به عقیده اریکسون والدینی که به کودکان خود اجازه بروز ابتکار وخلاقیت نمی دهند باعث می

 

شوند  که  در آن ها  احسا س گناه ، کم  ارزشی  و گوشه گیری   بوجود   آید ، این  کودکان از

 

ابراز وجود  می ترسند  و ضمن  اتکاء  شدید به بزرگسالان در گروه ها بصورت فعال شرکت

 

نمی کنند آن ها بی هدف  می شوند و یا  جرات این که به دنبال هدف بروند را نخواهند داشت .

 

 

 

- نظریه فروید :

 

فروید  معتقد  است  رفتار ،روان  یا  شخصیت  انسان همیشه  محصول  ارتباط  متقابل تعاملی

 

و تعارضی  نهاد ،خود و فراخود می باشد. فراخود  نمودار ارزش های  دیرین و کمال مطلوب

 

اجتماع است ، فراخود به سوی  کمال می گراید ونه به سوی لذت وخوشی ،به تشخیص درست

 

از نادرست و مطابقت  با  موازین  و اصول  اخلاقی  که در اجتماع مورد قبول هستند توجهش

 

معطوف است.

 

بنابراین هرگاه فرد متوجه عمل خیر شود و به آن عمل کند  احساس غرور، رضایتمندی ولذت

 

معنوی به او دست می دهد وچنانچه به سوی بدی گراید وبه آن عمل کند احساس حقارت وخفت

 

به او دست داده وخود را مستوجب ملامت و سرزنش می نماید.

 

فروید همچنین اعتقاد داشت که  ارضاء  یا  محرومیت  بیش از حد در هر یک از مراحل رشد

 

 

روانی جنسی ویا به عبارت دیگر تثبیت در هریک از این مراحل در عزت نفس فرد تاثیر دارد

 

مثلا محرومیت  بیش از حد  در مرحله دهانی رشد روانی-جنسی سبب می شود که فرد درآینده

 

عزت نفس پایین داشته باشد چنین فردی به دیگران وابسته بوده وبه توانایی خوداطمینان ندارد.

 

از طرف  دیگر ارضای دهانی بیش از حد باعث ایجاد عزت نفس  کاذب و غیر واقعی در این

 

افراد می شود ،چنین افرادی دچار عقده خود بزرگ بینی می باشند ،یعنی یک نظرعالی نسبت

 

به خود داشته و خود را بیش از حد بزرگ جلوه می دهند .

 

بنابراین در نظر فروید انسان  متعارف کسی است که مراحل رشد روانی-جنسی را با موفقیت

 

گذرانده باشد ودر هیچ یک از مراحل بیش از حد تثبیت نشده باشد.

 

 

 

- نظریه  آلبرت الیس :

 

 به اعتقاد الیس انسان تما یل به عشق ومحبت ، توجه ،مراقبت  ونیل به آرزوها دارد واز مورد

 

تنفر قرار گرفتن ،بی توجهی  وناکامی  دوری می جوید ،به عقیده الیس عزت نفس واعتماد به

 

خود بر اساس  پیشرفت ها  ودستاورد های  شخصی  در فرد بوجود  می آید  یعنی  وقتی  فرد

 

کارهایش را  به  خوبی انجام می دهد در نتیجه آن عزت نفس بیشتری را پیدا می کند ،حال اگر

 

عزت نفس  یک  شخص  در نتیجه عملکرد خوبی داشته باشد افزایش پیدا کرد در این صورت

 

چنان که عزت نفس خود را در نتیجه شکست از د ست بدهد رنج می برد.بدین طریق حتی اگر

 

فرد چنان زندگی  کند  که  کمتر با شکست مواجه شود اما همیشه  این امکان وجود دارد که در

 

آینده دچار شکست شود وهمراه با آن عزت نفس او نیز کاهش یابد.

 

الیس بر مفهوم " خویشتن پذیری غیر شرطی " صحه می گذارد ومعنی این اصطلاح این است

 

که:شخص خویشتن،وجود یا بودن خود را بدون الزامات یا شرایط دیگری می پذیرد.

 

البته الیس افراط در کسب ارزشمندی را یک فکر غیرمنطقی می دانست که منجر به اضطراب

 

و اختلالات  رفتاری  می گردد  ، اعتقاد  به  اینکه  لازمه  احساس  ارزشمندی  وجود  حداکثر

 

لیاقت، کمال و فعالیت  شدید است ،این تصور امکان پذیر نیست وتلاش و وسواس در کسب آن

 

فرد را به اضطراب وبیماری های روانی  مبتلا می سازد و منجر به احساس حقارت و ناتوانی

 

در وی می گردد.

 

الیس حتی برای افزایش عزت نفس راهبردها و تکنیک های ویژه ای را پیشنهاد نموده است از

 

جمله آن  موارد در آموزش ابراز وجود است که  یک  رویکرد  رفتاری  می باشد ودر فضای

 

گروهی به کار گرفته می شود و تاکید  دارد  که  به  مراجعان بیاموزد که بدون زیر پا گزاردن

 

حقوق دیگران از خود دفاع کنند.

 

رفتار ابراز آمیز شامل بیان افکار واحساسات  به  شیوه مستقیم، صادقانه ومناسب است.افرادی

 

که یاد گرفته اند  که وجود  خود را ابراز کنند  معمولا در مورد خودشان احساس خوبی دارند.

 

 

- نظریه ویلیام گلاسر :

 

    در واقعیت درمانی گلاسر وازه شخصیت با واژه هویت تقریبا مترادف به حساب آمده است

 

که از دو جزء  " هویت توفیق " و " هویت شکست "  تشکیل  یافته  است ، گلاسر معتقد است

 

که هر  فرد  یک  تصور دارد و بدان وسیله  احساس  موفقیت یا عدم موفقیت نسبی می کند ،او

 

هویت را تصوری می داند  که  فرد از خودش  دارد و این  تصور ممکن است با تصوراتی که

 

دیگران از او دارند هماهنگ ویکسان یا با آن ها کاملا متفاوت باشد.

 

افراد ناموفق تنهایی و بی کسی را به شدید ترین وجه ممکن احساس می کنند ،در حل مشکلات

 

ومعضلات  زندگی  خود  دشواری هایی  دارند و از مواجه شدن با واقعیت ناراحت،مضطرب

 

واندوهگین می شوند ،در مقابل  افرادی که هویت موفق دارند یا اصلا احساس تنهایی نمی کنند

 

ویا آن را کمتر احساس می کنند ،بعلاوه این گروه به نحو سازنده ای با واقعیت ومشکلات خود

 

درگیر می شوند واحساس ارزشمندی و عشق می کنند.

 

       بنابراین  به نظر گلاسر افراد  موفق  دو  خصیصه  دارند  یکی  اینکه  مطمئن هستند که

 

شخص دیگری در این دنیا آن ها را آنطوری که  هستند وبه دلیل خصوصیاتی که دارند دوست

 

دارد و  آن ها  نیز  فرد  دیگری  را در زندگی دارند که نسبت به او عشق ومحبت می ورزند .

 

دوم اینکه آن ها این درک واحساس را دارند که آن ها انسان های با ارزشی هستند وحداقل یک

 

نیروی  دیگری در این  دنیا آن ها  را با ارزش  می انگارد.از دیدگاه گلاسر ارزشمندی از راه

 

انجام کارهای توام با موفقیت حاصل می شود.

 

      گلاسر در مبحث نیازها چهار نیاز روانی برای افراد قائل است که یکی از آن ها نیاز به

 

قدرت است  که  این نیز شامل عزت نفس،بازشناسی و رقابت می باشد که به نظر وی هنگامی

 

شخص می تواند حداکثر کنترل خود را بر زندگی اش داشته باشد که بین این چهار نیاز روانی

 

نوعی تعادل متقابل و دقیق برقرار سازد.

 

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در پنجشنبه 26 دی1387 و ساعت |