تبليغاتX
مرکز مشاوره و روان شناختی مهرآرا



دزدی، یعنی برداشتن بدون اجازهٔ وسایل دیگران. کودکان خردسال اغلب این کار را بدون آگاهی از نفس عملشان انجام می‌دهند. آنها بارها پیش می‌آید که چیزی را که متعلق به خودشان نمی‌باشد، بر می‌دارند و بدون اجازه با خود به خانه می‌آورند. در این‌گونه موارد، پدر و مادر هم با شنیدن عمل فرزندشان چنان ناراحت، دلخور و گاه عصبانی می‌شوند که ممکن است رفتاری خشن و پرخاش‌آمیز با کودکشان داشته باشند. آنها نگرانند که مبادا فرزندشان در بزرگ‌سالی نیز دست به دزدی‌های دیگری بزند. 
در این‌جا به چند نکتهٔ ساده که والدین می‌توانند با به کار بستن آنها مانع از بروز چنین رفتارهائی در کودکانشان شوند اشاره می‌شود.

کودکان  ۵ - ۳ سال
برای کودکان ۵ - ۳ ساله، برداشتن وسایل دیگران عملی عادی و معمولی است، چراکه هنوز مفهوم مالکیت و حریم خصوصی را درک نمی‌کنند. آنها به سختی می‌فهمند که نباید چیزی را که متعلق به آنها نیست، بدون اجازه بردارند، زیرا که در مرحلهٔ خودمحوری از رشد خود هستند و تصور می‌کنند که همه چیز در اختیار آنهاست و هر کار بخواهند می‌توانند انجام دهند. بنابراین بهتر است پدر و مادرشان آنها را به‌دلیل این رفتار (برداشتن بدون اجازه اشیاء دیگران) تنبیه و سرزنش نکنند. در عوض، فرصت خوبی برای آنهاست که دربارهٔ موضوع مالکیت و اشتباه بودن عمل کودک با او صحبت کنند.
 
کودکان ۱۲ـ ۷  سال
کودکان از حدود ۶ سالگی به بعد، نه تنها مفهوم مالکیت را درک می‌کنند، بلکه به‌تدریج قادرند به اشتباه بودن عملشان نیز پی ببرند. زمانی‌که آنها شروع به درک این‌گونه مفهوم‌ها می‌کنند، والدین باید حد و مرزهای مالکیت و رفتارهائی که به آنها ”دزدی“ گفته می‌شود، را برای آنها روشن سازند.

 چرا کودکان دزدی می‌کنند؟
کودکان به چند دلیل ممکن است گاهی وسایل و اسباب‌هائی را که مال آنها نیست، بدون اجازه بردارند. این دلایل، هم از کودکی به کودک دیگر و از شرایطی به شرایط دیگر فرق می‌کنند.

۱) گاهی والدین ناخواسته رفتارهای منجر به دزدی را تقویت می‌کنند. پدر و مادری که متوجه می‌شوند کودکشان بدون اجازه چیزی را برداشته است، باید تذکرهای لازم را همان موقع به کودک بدهند. برای مثال به او بگویند: ”این وسیله مال تو نیست و نباید آن را بدون اجازه برداری“ و یا ”آن وسیله را پس بده و عذرخواهی کن“ و یا ... .

۲) گاهی کودک با مشاهدهٔ رفتار اطرافیانش این عمل را یاد می‌گیرد. والدینی که وسایلی را بدون اجازهٔ صاحبش بر می‌دارند، به نوعی موجب بدآموزی برای کودک خود می‌شوند. برای مثال، زمانی‌که به رستوران و یا مکانی عمومی می‌روند اگر بدون اجازه وسیله‌ای را از آن‌جا بردارند و فرزندشان نیز شاهد این عمل باشد، به‌طور حتم این کار را جایز خواهد شمرد و در آینده تکرار خواهد کرد.

۳) برخی کودکان چون هیچ پولی از خودشان برای خرج کردن ندارند، دزدی می‌کنند. گاهی کودک دوست دارد برای خودش چیزهای کوچکی مثل، بستنی، شکلات و یا بیسکویت بخرد، ولی پول ندارد. در این حالت اگر او پول نداشته باشد، ممکن است به سراغ کیف پدر یا مادرش برود.
 
۴) گاهی کودک برای رقابت بین هم‌سالانش دست به دزدی می‌زند. برخی از کودکان دزدی می‌کنند تنها به‌دلیل این که دوستانشان آنها را در گروه خودشان بپذیرند.

۵) گاهی دزدی کودک ناشی از مشکلات رفتاری ـ هیجانی کودک است. برخی از کودکان که دچار مشکلات مرزی هستند، دست به رفتارهای نابه‌هنجار می‌زنند. برای مثال، کودکان عقب‌ماندهٔ ذهنی قادر به درک قوانین اجتماعی نیستند و ممکن است گاهی از فروشگاه‌های محلی چیزی بردارند.

پیشگیری
روش‌های زیادی برای پیشگیری از دزدی‌های کودکانه وجود دارد که والدین و اعضای خانوداه‌ها می‌توانند با استفاده از آنها، مانع از تثبیت این‌گونه رفتارها در کودکانشان شوند. از جمله:

*علت اشتباه بودن عمل دزدی را برای کودک توضیح دهید.
والدین ابتدا باید اطمینان حاصل کنند که فرزندشان، ناشایست بودن عملش را فهمیده است. آنها می‌توانند به این موضوع اشاره کنند که دزدی به مفهوم برداشتن وسیله‌ای است که متعلق به او نمی‌باشد.

* مفهوم مالکیت را به کودک یاد بدهید.
بهترین وقت یادگیری مفهوم مالکیت، زمانی است که کودکان هنوز کوچک هستند. پدر و مادر می‌توانند با توضیح این مطلب که هر کسی وسایلی دارد که متعلق به خود اوست و نباید بدون اجازه آن را برداشت، سعی کنند معنی مالکیت فردی را به کودک بیاموزند. 

برای مثال، والدین می‌توانند از کودک بپرسند: ”اگر کودک دیگری اسباب بازی مورد علاقهٔ او را بدون اجازه‌اش بردارد، چه احساسی پیدا می‌کند“، او هم همان احساس را خواهد داشت. مثال‌ها و نمونه‌های دیگری هستند که پدر و مادر می‌توانند با استفاده از آنها مفهوم مالکیت را به کودک بیاموزند. قرض گرفتن از کتاب‌خانه و پس دادن مجدد آن، برداشتن شکلات و بستنی از یخچال فروشگاه و پرداختن پول آن به صندوق و ...

* به کودک بیاموزید که خواسته اش را با شما در میان بگذارد.
اگر کودک اسباب بازی، خوراکی و یا وسیله‌ای را می‌خواهد، به او یاد بدهید که خواسته‌اش را با شما در میان گذارد تا راه صحیح رسیدن به آن را به او یاد بدهید. برای مثال، اگر کودک از عروسک دوستش خوشش آمده است و می‌خواهد یک شب آن را از دوستش قرض بگیرد، این موضوع را صادقانه با او و یا با شما در میان گذارد تا شما چاره‌ای برای او بیاندیشید.
 
* رابطهٔ شفاف و صمیمانه با کوکانتان برقرار کنید.
والدین باید نهایت تلاششان را بکنند تا ارتباطی مؤثر و فعال با کودکان خود داشته باشند. کودکانی که از بودن با پدر و مادرشان احساس صمیمیت و نزدیکی می‌کنند، نسبت به کودکانی که این احساس را ندارند، تمایل بیشتری برای هماهنگ کردن خود با ارزش‌ها و باورهای والدینشان دارند.
 
* رفتارهای صادقانهٔ کودک را تحسین و تشویق کنید.
پدر و مادر باید از رفتارهای شایسته، مناسب و صادقانهٔ کودک حمایت و قدردانی کنند. اگر آنها این‌گونه رفتارها را به موقع مورد تحسین خود قرار دهند، موجب تقویت و تکرار آنها در فرزندشان می‌شوند.

 کمک‌های والدین و مربیان
هنگامی‌که پدر و مادر و یا مربیان کودک متوجه عمل دزدی کودکشان می‌شوند، می‌توانند با روش‌های زیر برای رویاروئی با مشکل کودک استفاده کنند.

* آرام باشید.
در صورتی‌که پدر، مادر و یا مربی متوجه رفتار ناشایست کودک می‌شوند، مهم‌تر از هر چیز آن است که رفتارهای هیجانی، تند و اغراق‌آمیزی از خود نشان ندهند. آنها باید به خاطر داشته باشند که همهٔ کودکان گاهی وسایلی را بر می‌دارند که مال خودشان نیست. پدر و مادرهائی که در این‌گونه شرایط بی‌نهایت ناراحت و دلخور می‌شوند، ممکن است دچار افسردگی احساس گناه و شرم‌ساری شوند و این حالت آنها بر عزت‌نفس کودک تأثیری منفی می‌گذارد. آنها باید بکوشند آرامش خود را حفظ کنند و روشی منطقی و سنجیده برای رویارو شدن با این رفتار کودک برگزینند.

*عکس‌العملی مناسب و زود انجام دهید.
 همان‌قدر که والدین نباید رفتاری هیجانی و تند از خود نشان دهند، همان‌قدر هم باید رفتاری مناسب و سنجیده ـ در آن لحظه ـ از خود نشان دهند. برای مثال، از کودک بخواهند آن شیء را پس دهد و عذرخواهی کند، یا برگردد و آن را سر جایش گذارد، یا ...
 
* پیامدهای رفتاری کودک را برایش توضیح دهید.
 پدر و مادر باید پیامدهای رفتاری کودک را برایش به‌طور واضح شرح دهند. برای مثال، اگر کودک بدون اجازه از فروشگاه شکلات برداشته است، از او بخواهند که برگردد، شکلات را پس دهد و از فروشنده عذرخواهی کند. گاهی عذرخواهی کردن برای کودک کاری سخت و دشوار است، اما بهتر است او را مجبور به این کار بکنید تا دوباره دست به انجام این کار نزند.
 
* تفاوت ”قرض گرفتن“ و ”دزدیدن“ را برای کودک شرح دهید.
 ”قرض گرفتن“ با برداشتن بدون اجازهٔ وسایل دیگران ”دزدیدن“ آن خیلی فرق دارد. سعی کنید تفاوت این رفتارها را برای کودک روشن سازید.
 
* بر رفتارهای کودک نظارت بیشتری داشته باشید.
والدینی که رابطهٔ نزدیک و صمیمی با کودکانشان دارند، نسبت به والدینی که رابطهٔ دور و خشک با کودکانشان دارند، خیلی زودتر متوجه مشکلات رفتاری فرزندشان می‌شوند. 
 
* علت دزدی کودک را پیدا کنید.
 کودکان مختلف به دلایل مختلف هم دست به دزدی می‌زنند. به همین دلیل بسیار مهم است که والدین علت دزدی فرزندشان  را بفهمند. اگر پدر و مادر از کودکی که چیزی را دزدیده است مستقیماً بپرسند که چرا این کار را انجام داده است، شاید پاسخی را که نیاز به شنیدن آن دارند ، از زبان کودک نشوند. برای همین بهتر است آنها خود به بررسی رفتارها و موقعیت‌هائی که در طول روز کودک در آن قرار می‌گیرد؛ با چه کسانی دوست است، چه نیازهائی دارد، کجا می‌رود و ... بپردازند. اگر والدین بتوانند علت اصلی دزدی کودک را پیدا کنند، قادر خواهند بود این رفتار کودک را اصلاح نمایند. برای مثال، می‌توانند برای کودک مقداری پول تو جیبی مقرر کنند، یا برای انجام کارهای خانگی دشوار (مثل؛ کوتاه کردن چمن‌های باغچه، چیدن علف‌های هرز، مرتب کردن انبار و ...) به او اجرت دهند.
 
* کودک را وادار به قسم خوردن نکیند.
 والدین نباید با رفتارشان، کودک را به سمت انکار واقعیت سوق دهند. اگر کودک با اصرار سعی دارد به شما بفهماند که او دزدی نکرده است، شما هم نباید با لجاجت زیاد او را وادار به راست‌گوئی کنید. در عوض به او بگوئید: ”امیدوارم این‌طور باشد که تو می‌گوئی“ و اجازه دهید کودک، اعتماد شما را نسبت به خودش درک و احساس کند.
 
* به کودک کمک کنید راه‌های پول درآوردن صحیح را پیدا کند.
والدین باید اطمینان حاصل کنند که فرزندشان مقدار معینی پول برای خرج کردن‌های شخصی‌اش در اختیار دارد. اگر کودکان آن قدر پول داشته باشند که بتوانند نیازهای کوچک روزانه‌شان را برطرف کنند، هیچ‌گاه دست به ربودن اشیاء دیگران نمی‌زنند.
 
* کودک را به‌دلیل اشتباهش شرمنده نکیند.
 والدین نباید با سرزنش کردن‌های مکرر کودک، او را دچار احساس گناه کنند. آنها هم‌چنین نباید لقب‌ها و برچسب‌های ناروا به کودکشان بزنند. برخی از این روش‌ها، شدیداً موجب کاهش عزت‌نفس کودک می‌شود. در عوض والدین می‌توانند با رفتارهای خود به کودک نشان دهند که از کار او ناراحت شده‌اند. آنها می‌توانند برای او پیامدهای رفتار اشتباهش را توضیح دهند.
 
 منبع:ماهنامه کودک
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 15 دی1386 و ساعت |

 
كودك خجالتی در موقعیت های ناآشنا و هنگام تعامل و گفت وگو با دیگران عصبی و مضطرب می شود.  زمانی كه تصور كند مورد توجه اطرافیانش قرار گرفته است، بی  نهایت ناراحت و پریشان می شود و  ترجیح می دهد شاهد بازی كودكان دیگر باشد، ولی خود به بازی آنها نپیوندد.
بیشتر كودكان در شرایط مختلف قدری احساس خجالت و كمرویی می كنند، اما كودكانی كه این مشكل را به صورت حاد دارند، در تمام اوقات زندگی شان احساس خجالت و شرمساری می كنند. این احساس نه تنها می تواند بر رشد اجتماعی كودك تاثیری منفی به جا گذارد، بلكه می تواند موجب كاهش عملكرد تحصیلی و افت آموزش و یادگیری او شود.
احساس خجالت و كمرویی احساسی دوسویه است؛ احساسی است مركب از هیجان هایی مثل ترس و علاقه، تنش و رضایت، میل و اضطراب. احساس خجالت موجب تند شدن ضربان قلب و بالارفتن فشار خون می شود. با یك مشاهده ساده می توان آثار خجالت و كمرویی را در چهره كودك تشخیص داد.
كودكان خجالتی روی شان را از دیگران بر می گردانند، به پایین نگاه می كنند و حركات و سخنان شان بسیار احتیاط آمیز است. صدای آنها حین گفت وگو خیلی آهسته، لرزان و مردد است.
همچنین كودكان خردسال ممكن است انگشت دست شان را بمكند، حركات محجوبانه از خود نشان دهند، لبخند بزنند و خودشان را به كناری بكشند.
به طور كلی، احساس خجالت و كمرویی با دو نوع رفتار قابل شناسایی است؛ ملاحظه كاری و دوری از اجتماع. كودكان زیر دوسال، نسبت به افراد غریبه ای كه در اطراف خود می بینند،  احساسی از دوری گزیدن و امتناع از روبه روشدن در خود دارند.
برخی از كودكان ۴ _ ۳ساله نیز ممكن است بازی های آرام و دور از جمع را - كه كمترین نیازی به تعاملات اجتماعی دارد - بر بازی های گروهی و جمعی ترجیح دهند.
علل خجالت و كمرویی در كودكان
برخی از علل كمرویی كودكان ممكن است ناشی از یك علت و یا آمیزه ای از چند علت زیر باشند:
ژنتیك : برخی تحقیقات نشان می دهند كه ممكن است كمرویی و احساس خجالت ارثی باشد.
عوامل شخصیتی : نوزادان حساس و تحریك پذیر ممكن است در آینده خجول و كمرو شوند.
رفتارهای آموخته شده : كودكان از طریق مشاهده رفتار دیگران، شیوه تعامل با اجتماع را یاد می گیرند. آنها بیشتر رفتارها و عكس العمل های والدین شان را الگو قرار می دهند. والدین خجالتی و كمرو، كودكانی خجول بار می آورند.
روابط خانوادگی : كودكانی كه روابط و ارتباطات خانوادگی _ اجتماعی كمی دارند، از حضور در اجتماعات امتناع می ورزند. از طرف دیگر، والدین حمایت گر ممكن است با رفتارهای افراط آمیز خود،  ترس حضور در موقعیت های جدید را در دل فرزندان شان به وجود آورند.
فقدان تعاملات اجتماعی : كودكانی كه از جمع و اجتماع دور نگه داشته شده اند، ممكن است از بودن در بین سایرین احساس ناراحتی و فشار كنند. آنها فاقد مهارت های اجتماعی مطلوب هستند و چون نمی دانند در جمع چه باید بكنند، لذا ترجیح می دهند در گوشه ای تنها و ساكت بنشینند.
تجارب انتقاد آمیز و ناگوار : كودكانی كه مرتب از سوی والدین و اعضای خانواده شان مورد انتقاد، سرزنش و تمسخر قرار می گیرند دچار ضعف، ناتوانی، كمبود اعتماد به نفس و شرمساری می شوند.
ترس از شكست : كودكانی كه دچار شكست های پی در پی شده اند، ممكن است از ترس شكست های بعدی، انزوا و دوری گزیدن از جمع را برگزینند.
توجه بیش از اندازه : والدینی كه مرتب درباره گفته ها و نظرات دیگران راجع به كودك صحبت می كنند، ممكن است ترس از ابراز وجود را در دل فرزندشان به وجود آورند. این كودكان تصور می كنند كه مدام زیر ذره بین هستند و هر حرفی بزنند و هر كاری كه انجام بدهند، موشكافانه تجزیه و تحلیل خواهد شد. به همین دلیل ترجیح می دهند، هیچ صحبتی نكنند.
كمرویی اختیاری : برخی از كودكان به طور اختیاری كمرویی را انتخاب می كنند. این گروه رفتارهای خجالت آمیز بیشتری نسبت به كودكانی كه وارد محیطی جدید می شوند، از خود نشان می دهند.
چرخه باطل كمرویی در كودكان
اگر كودكی در موقعیت اجتماعی احساس شرمساری و خجالت می كند، ممكن است خودش را به دلیل رفتار خجولانه اش سرزنش كند.
 
این فرآیند می تواند موجب خودآگاهی و خودداری بیشتر او از تعاملات اجتماعی شود و او را نسبت به شیوه عكس العمل های آینده اش حساس و آگاه كند. به تدریج اعتماد به نفس این كودكان كم می شود و این كاهش موجب كمرویی بیشتر او در شرایط بعدی می شود.
 
احساس كمرویی كودك چه زمانی مشكل ساز است؟
بدیهی است كودك هنگام ورود به محیطی جدید، ابتدا كمی احساس ناراحتی كند، ولی بعد از مدتی كه احساس آرامش می كند می تواند خود را در محیط باز یابد و با دیگران ارتباط برقرار كند.
 
هر چه تجربه كودكان از بودن در محافل و اجتماعات كمتر باشد، این احساس در آنها پایدارتر است، و هر چه كودكان بیشتر در محیط های جمعی و گروهی باشند، شدت كمرویی آنها نیز كاهش خواهد یافت. كودكانی كه فاقد مهارت های اجتماعی هستند و یا خودپنداره ضعیف تری دارند، بیشتر احساس خجالت می كنند.
علائم كمرویی در كودكان
كودك خجالتی ممكن است از جمع سایرین دوری گزیند و تمایلی برای یادگیری مهارت های اجتماعی نشان ندهد، دوستان كمی داشته باشد، از شركت در محافلی كه تعاملات اجتماعی زیادی به همراه دارد (مثل اجرای نمایشنامه، خواندن سرود، نواختن موسیقی و…) امتناع كند، از تمام استعدادها و توانایی هایش از ترس این كه مورد قضاوت و داوری قرار گیرد، استفاده نكند، احساس اضطراب شدید داشته باشد، علائم جسمانی خاصی مثل لكنت زبان، بریده بریده حرف زدن و…. از خود نشان دهد.
شیوه های كمك به كودكان خجول
به منظور كمك به كودكان خجالتی می توان از نكات زیر بهره جست :
درك و پذیرش كامل كودك : حساس بودن نسبت به علایق و احساسات كودكان موجب نزدیكی بیشتر والدین به فرزندشان می شود. والدین با این كار نه تنها به كودك نشان می دهند كه برایش ارزش و احترام قائلند، بلكه اعتماد به نفس او را نیز تقویت می كنند. 
پرورش عزت نفس : كودكان خجول و كمرو به احتمال زیاد خودپنداره ای منفی از خود در ذهن دارند و احساس می كنند كه مورد پذیرش هیچ كس نیستند. به همین دلیل بهتر است روش های دوست  یابی كودك را تقویت نمود و او را تشویق كرد تا خود برای دوستی پیشقدم شود. سعی كنید هرگاه كه كودك كار مثبت و ارزنده ای انجام می دهد،  او را تشویق كنید. پژوهش ها نشان می دهند كودكانی كه احساس خوبی نسبت به خود دارند، كمتر دچار شرمساری و خجالت می شوند. 
پرورش مهارت های اجتماعی : رفتارهای اجتماعی كودك را تقویت كنید. پیشنهاد می شود كه خوب است به این گروه از كودكان جملات و عبارات مودبانه و اجتماعی مثل «می توانم با شما بازی كنم ؟» و…. آموخته شود. همچنین اگر فرصتی پیش آمد،  این كودكان را با كودكان كوچك تر از خودشان هم بازی كنید، زیرا كودكان خجالتی هنگام بازی با كوچك ترها احساس خودابرازگری بیشتری دارند بازی كردن با گروه های جدید همسالان نیز به آنان فرصت می دهد كه احساس راحتی و موفقیت بیشتری در یافتن دوست های جدید بكنند. 
قرار دادن كودك خجالتی در موقعیت های جدید : كودك را به محیط هایی كه برای او آشنا نیست ببرید. اجازه دهید كه با كودكان دیگر بازی كند. سعی كنید امنیت او را از هر لحاظ تامین كنید و آنچه را كه دوست دارد در دسترسش قرار دهید. 
خجالتی بودن همیشه بد نیست : در نظر داشته باشید، برخی از ویژگی های كودكان خجالتی می تواند مثبت و پسندیده هم باشد، از جمله؛ كودك در كارهای كلاسی و مدرسه ای خود موفق عمل می كند، رفتاری عطوفت آمیز و ملایم از خود نشان می دهد، با دقت به گفته های دیگران گوش می دهد،خوب مراقب اطراف خود است و با احتیاط كار می كند.علاوه بر آن گاه به نظر می آید كه كودك خجول از این كه از سوی دیگران نادیده گرفته می شود، چندان ناراحت نیست و هیچ كمبودی از این بابت در خود حس نمی كند.
مداخلات و كمك های والدین
پدر و مادر بیش از آن كه تصور می كنند، بر زندگی فرزندشان تاثیر می گذارند. به همین دلیل توصیه می شود: 
1_ دقت كنید لقب «خجالتی» به فرزندتان ندهید. كودكان و (بزرگسالان) تمایل دارند صفت هایی را كه به آنها نسبت می دهند، درونی سازند و همان گونه رفتار كنند. آنچه شما به فرزندتان می گویید، تاثیر زیادی بر افكار و رفتار او دارد. 
2_ اجازه ندهید سایرین هم فرزندتان را خجالتی صدا كنند، زیرا كودكان یاد می گیرند كه خودشان را از طریق چشم و یا كلمات دیگران ارزیابی كنند.
۳ _ هیچ گاه زمانی كه فرزندتان دچار شرمساری و خجالت شده است، او را مورد انتقاد قرار ندهید. سعی كنید همواره او را درك كنید، با او همدلی داشته باشید و حمایت گر او باشید.
۴ _ فرزندتان را تشویق كنید تا درباره علت خجالت كشیدنش با شما صحبت كند.
۵ _ درباره دوران كودكی خودتان و زمانی كه خجالت می كشیده اید، با فرزندتان صحبت كنید و برایش شرح دهید كه چگونه با این احساس خود مقابله می كردید. از آن جایی كه بیشتر كودكان، والدین شان را كامل و بی  نقص می دانند، ممكن است روش آنها را برای رویارویی با احساس شرمساری شان تحسین كنند و همان كارها را به كار بندند.
۶ _ سعی كنید رفتارهای اجتماعی خودتان را بررسی كنید و الگوی خوبی از اعتماد به نفس برای فرزندتان باشید.
۷ _ كودك را از قبل برای موقعیت جدید آماده سازید. برای مثال اگر قرار است كودك به تولد دوستش برود، با او در این باره صحبت كنید. برای او شرح دهید كه بچه ها به طور معمول در مهمانی های تولد چه كار می كنند.
۸ _ سعی كنید كودك خجالتی را ابتدا با گروه های كم جمعیت رو به رو كنید. در برخی موارد كه كودك به همراه یكی از افراد خانواده خود است، كمتر احساس شرمساری و خجالت می كند.
۹ _ موقعیتی ایجاد كنید تا كودكان دیگر جلب فرزندتان شوند. برای مثال هنگامی كه به پارك می روید، چند اسباب بازی و سرگرمی جالب با خود به همراه ببرید تا كودكان دیگر به دور شما و فرزندتان جمع و خواهان بازی با فرزندتان شوند.
۱۰ _ رفتارهای اجتماعی كودك را تشویق كنید. تلاش های فرزندتان را هنگامی كه سعی می كند با احساس خجالت و شرمساری خود به مقابله برخیزد مورد تقدیر و حمایت خود قرار دهید.
۱۱ _ هدف های مقبول و دست یافتنی برای فرزندتان در نظر بگیرید. سعی كنید هدف های تان ساده باشند تا فرزندتان از رسیدن به آنها احساس اعتماد به نفس و سربلندی كند. برای مثال «سلام كردن» به سایرین _ اعم از كوچك و بزرگ _ به عنوان اولین گام.
۱۲ _ شرایط و موقعیت های جدید برای رویارو شدن فرزندتان با اجتماع فراهم آورید. هدف، تغییر در شیوه رفتار كودك است. ابتدا با موقعیت های ساده تر و راحت تر، و به تدریج سخت تر و پیچیده تر. برای مثال، اگر كودك برای دوست شدن با كودك دیگر پیشقدم شد، به او جایزه بدهید.
چه موقع كودك نیاز به كمك دارد؟
احساس خجالت و كمرویی می تواند هم برای والدین و هم برای خود كودك دردآور و ناراحت كننده باشد. سعی كنید هیچ گاه به كودكی كه خجول و كمرو است، فشار نیاورید.
 
بیشتر كودكان خجول خودشان می دانند كه خجالتی هستند و قدرت راحت بودن در جمع را ندارند. به همین دلیل بهتر است والدین و اطرافیان كودك این موضوع را زیاد به رخ او نكشند. در عوض می توانند وقتی كه كودك طبیعی رفتار می كند، او را مورد حمایت و تشویق قرار دهند. در نظر داشته باشید، هیچ كودكی از ابتدا خجالتی و كمرو نیست.
 
والدین و اطرافیان كودك هستند كه او را می ترسانند، خجالتی می كنند و به این رویه می كشانند. اگر احساس خجالت و كمرویی فرزندتان پایدار و جدی است، می توانید از رهنمود ها و هدایت های روانشناسان و مشاوران كودك بهره گیرید.
 
منبع:www.pezeshk.uk
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 15 دی1386 و ساعت |
اعتیـاد و نقش والدین
  

نقش والدیـن در مراقبت فرزندان از ابتلاء به اعتیــاد

 نقش والدین در شكل گیری شخصیت فرزندان به خصوص در دوران كودكی و نوجوانی و موفقیت آنان در مسیر زندگی بسیار مهم است . والدین با تأمین فضای امن و پر محبت و سازنده و ارائه الگوهای مثبت بهترین تكیه گاه برای فرزندان بوده و سبب ایجاد و افزایش اعتماد به نفس در آنان میشوند و با آموزش حس ارزشمندی و مسئولیت پذیری و تقویت قدرت تصمیم گیری و مهارتهای فردی می توانند در تكامل شخصیت آنان تأثیر به سزایی داشته باشند .

والدین مهمترین و اولین الگوی رفتاری در زندگی فرزندانند ، بنابراین اعتیـــاد آنان سبب از بین رفتن زشتی این مسئــله و آشنایی زود هنگام فرزندان با اعتـیــاد می گردد و از طرفی از آنجا كه فرد معتاد در هنگام نئشگی بی خیال و سر حال و هنگام خماری بسیار خشمگین و كم تحمل و بی توجه است در نتیجه فرزندان دچار سردرگمی و كمبود محبت و عاطفه و عدم كنترل و نظارت مناسب از جانب والدین می گردند .

 زمینه های مساعد كننده تمایل به انحرافات در جوانان و نوجوانان

  • وجود مشاجره در خانواده
  • وجود سابقه انحراف و یا اعتیاد در والدین
  •  فقر ، بیكاری و مشكلات اجتماعی ناشی از آن
  •  درك نشدن  فرزندان و عدم همدلی توسط خانواده و محیط
  •  دوست بد و همانند سازی با آنان
  • ضعف باورهای معنوی و دینی
  •   تنبیه بیش از حد در كودكی و از بین بردن اعتماد به نفس در آنان
  • حمایت افراطی از فرزندان و عدم نظارت كافی بر آنان
  •  محیط عاری از محبت و عدم حمایت عاطفی در خانواده
  •  وجود بیماریهای روانی چون افسردگی ، اضطراب ، اختلال جنسی و شخصیتی در جوان و نوجوان

در برقراری ارتباط مناسب به نكات زیر توجه داشته باشید :

 1- وقت كافی برای فرزندان بگذارید و سعی كنید با آنها گفتگو كنید ، برنامه مشترك با هم داشته باشید ، با دوستان آنها آشنا شوید تا به نیاز ها و علایق وگرایشهای آنها پی ببرید و از آن در جهت برقراری یك ارتباط صمیمانه و مستمر استفاده نموده و در جهت رفع نقاط ضعف و حساسیتهای آنها با حمایت های مناسب خود بكوشید .

2- به فرزندانتان گوش دهید ( درزمان مناسب و كافی با نگاه و حالت و حركات خود نشان دهید كه با علاقه گوش میكنید ) .

3- از بحث و جدل و استفاده از كلمات آزار دهنده با نوجوانان و جوانان بپرهیزید و از به كار بردن گوشه و كنایه و انگ و سرزنش و تحقیر و توهین نیز جداً دوری كنید .

4- سعی در برقراری گفتگوی دو طرفه به جای نصیحت و موعظه داشته باشید .

5- در هنگام عصبانیت سخن نگویید و هنگام گفتگو با همدلی و محبت صحبت كنید و سعی كنید مسائل را از دریچه نگاه او بنگرید و پس از درك احساس وی  با استدلال  سخن بگوئید .

6- كودكی و نوجوانی بهترین فرصت برای برقراری ارتباط سرشار از عاطفه و محبت با والدین است از این فرصت حداكثر استفاده را برای تحكیم روابط عاطفی از طریق ابراز عشق و علاقه بی قید و شرط خود به فرزندان بنمائید ( به او بفهمانید او را به خاطر خودش دوست دارید و برای رفتارهای مثبت او ارزش قائل هستید ) .

7- به فرزندانمان قدرت تصمیم گیری صحیح و به موقع و با قدرت نه گفتن به هنگام پیشنهاداتی كه از سوی همسالان و دوستان داده می شود را بیــامــوزیم تــا قــدرت تحمل پذیری عواقب منفی رد پیشنهادات آنان را ( همچون طرد دوستان و یا كلمات نا مناسب و یا ... ) با قدرت منطق و استدلال بپذیرند .

8- اگر فرزندانمان در مورد سیگار ، مواد مخدر و ... حساس شده و نیاز به اطلاعاتی دارند این اطلاعات را به روش صحیح و به مقدار كافی در اختیارشان بگذاریم تا از دوستان و همسالان به طریق غلط دریافت نكنند و در مورد قبح استفاده از سیگار و مواد مخدر و غیر اخلاقی بودن آن صحبت نمائیم .اینگونه گفتگوها ارتباط را بافرزندانمان عمیقتر و محكمترنموده و در صورت  رو به روشدن با مشكلات به راحتی دربارة آن با ما صحبت می كنند .

به نوجوانان و جوانان نیز توجه داده می شود :

  • رفتار قاطعانه  همراه با اعتماد به نفس را در خود پرورش دهید .
  • در زندگی خود دارای هدف و برنامه ریزی باشید .
  • در انتخاب دوستان دقت نمائید .
  • مهارتهای خود را در زمینة كنترل خشم ، استرس ، روش حل مسئله و تصمیم گیری افزایش دهید .
  • ارتباط خود را در هر شرایطی با والدین و بستگان حفظ كرده و خود را از حمایتهای آنان بهره مند سازید .

برخی علائم و نشانه های مصرف مواد مخدر :

 توجه كنید : این علائم ممكن است مربوط به علل دیگری نیز باشد پس با دیدن یك یا دو مورد زیر با قاطعیت در مورد مصرف مواد مشكوك نشوید و حتماً با یك مشاور متخصص قبل از هر گونه قضاوت وتصمیم گیری و انگ زدن مشورت نمائید .

1- دیدن وسایل مربوط به مصرف مواد در میان لوازم شخصی ( سرنگ ، لوله و زر ورق ،‌ سیگار و ... ).

2- بی توجهی به وضع ظاهری و رعایت نكردن بهداشت فردی .

3- درخواست مكرر پول و یا گم شدن پول در خانه .

4- ایجاد افت تحصیلی و غیبت های مكرر از مدرسه .

5- بروز رفتــارهــایی چون روحیــه تهاجمی و عصبــانیت های مكرر، پنهان كاری ، بی توجهی ، بی حوصلگی ، تمایل به انزوا، بی اعتنایی به وضع ظاهری و عدم رعایت بهداشت فردی ، بی تفاوتی به علایق و سرگرمی های قبلی ، ورزش و دوستانی كه قبلاً معاشرت می كرده است ، تغییر ساعات خواب و بیداری .

6- علائم تزریق روی دستها.

7- وجود تغییرات جسمی مانند : قرمزی چشم ها ، سر و صورت ، تغییر رنگ چهره ، عرق ریزی مكرر ، دستشویی رفتن های طولانی .

موسسه تحقیقات بهبود زندگی زنان

وب سایت : www.farsi.riwl.org

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 15 دی1386 و ساعت |
 
  
 
جويدن ناخن يك اختلال محسوب مي شود. اگر چه روان شناسان علل اين اختلال را نامعلوم مى دانند، اما معتقد هستند كه  جويدن ناخن يك واكنش رواني به احساس اضطراب، تنش، خستگى، بى حوصلگى و بي توجهي از سوي والدين و اطرافيان نزديك است. اين مشكل معمولاً از سه سالگى شروع مى شود و ميزان بروز آن به تدريج تا ۱۲ سالگى افزايش مى يابد. گاه نيز كودك چنين رفتاري را از والدين خود الگو گيري مي كند و به تدريج آن را به صورت عادتي لذت بخش و آرامش بخش ادامه مي دهد. منظور از عادت، رفتارى مقاوم شده است كه بارها و بارها تكرار مى شود. يك عادت ممكن است گاه به عنوان يك سرگرمى و گاه به عنوان راهى براى رهايى از اضطراب ها و تنش هاى روزانه كودك انتخاب شود. در اين صورت، ترك اين عادت بسيار سخت خواهد شد. بنابراين، به والدين توصيه مي شود تا از هر گونه غر زدن و يا سرزنشي خود داري نمايند، چرا كه غر زدن يا سرزنش نمودن نه تنها وضع را بهتر نمي كند كه آن را بدتر نيز خواهد كرد. بايد توجه داشت كه كودكان اين عادت را كاملاً غيرارادى و به طور ناخودآگاه انجام مى دهند و به هيچ وجه قصدشان آزردن و برانگيختن ديگران نيست.
والديني كه به نشانه هاي اضطراب كودكانشان توجه نشان داده و پيوسته نسبت به اين نشانه ها واكنش مناسب نشان مي دهند، به كودكان خود مي آموزند كه در خانواده يك رابطه حاميانه پايدار وجود دارد. لذا، اين كودكان مي توانند به والدين خود تكيه كرده و توانايي سازگاري و انعطاف پذيري را در خود پرورش دهند.
اين امكان وجود دارد كه كودكان بسيار آسيب پذير، حتي با وجود حمايت عالي خانواده دچار اختلال هاي اضطرابي شوند. اما، كودكاني كه به طور ذاتي از آسيب پذيري كمتري برخوردار هستند، ممكن است فقط در صورت وجود خشونت يا ساير ضربه هاي عاطفي جدي دچار اختلال هاي ناشي از اضطراب شده و نشانه هاي ناخن جويدن را به شدت بروز دهند، به گونه اي كه اطراف ناخن هايشان را زخم كنند.
ولدين مي توانند با استفاده از راه حلهاي موثر، نشانه هاي ناخن جويدن را به تدريج در كودكان خود از بين ببرند:
1. والدين مي توانند با فرزندان خود در مورد اين مشكل صحبت كرده و توجه آنها را به جويدن ناخن هايشان جلب كنند. سپس با يكديگر مي توانند درباره استفاده از رمز يا نشانه اي براي توقف ناخن جويدن به توافق برسند، مانند چشمك زدن يا به كاربردن يك كلمه رمز در هنگام جويدن ناخن ها توسط كودك.
2. والدين مي توانند با بررسي موقعيت ها و محركهايي كه سبب جويدن ناخن در كودكانشان مي شود، به تدريج مانع تكرار آن شوند. بنابراين، هنگامي كه كودك انگشتش را به سوي دهانش بالا مي برد، والدين بايد به بررسي محرك هاي پيرامون او بپردازند، به عنوان مثال، ممكن است كودك به هنگام تماشاي تلويزيون يا با شنيدن بحث ها و دعواهاي والدين به ناخن جويدن روي آورد.
3. پس از شناخت محركهايي كه به ناخن جويدن فرزند منجر مي شود، والدين بايد سعي كنند تا همكاري او را در كاهش اين نشانه جلب كنند و صرفاً به تمايل و موافقت او براي ترك اين نشانه اكتفا نكنند. همكاري دوستانه و حاميانه والدين كه نقش پايداري در كاهش اين نشانه داشته باشد، به مراتب از غر زدن و شرمنده كردن كودك موثرتر خواهد بود. والدين مي توانند از كودك خود بخواهند تا دستش را به سمت دهانش بالا برده و سپس با سرعت پايين آورده و دستانش را از پشت به يكديگر حلقه كند. اين بازي يا تمرين را مي توان روزي چند بار و هر بار تا 10 بار با كودك تكرار كرد. اين بازي اندك اندك به صورت يك عادت در خواهد آمد و جايگزين عادت ناخن جويدن خواهد شد.
4. براي آنكه كودك از اين بازي لذت ببرد، بايد به ازاي هر تغيير رفتار خاصي كه در عادت ناخن جويدن او پيش بيايد، پاداشي براي او در نظر گرفت. والدين بايد در مورد نوع و شدت تغيير رفتار از قبل با كودك خود به توافق رسيده باشند تا كودك نيز بداند در قبال چه تغيير رفتاري پاداش دريافت خواهد كرد.
 
 موسسه تحقیقات بهبود زندگی زنان
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 15 دی1386 و ساعت |
  

يکي از مهم ترين عواملي كه باعث مي شود كودكان ، نوجوانان و جوانان کمتر دچار آسيب هاي اجتــماعي و به خصوص ايـدز ، اعتياد، بي بند و باري ، خشونت ، پرخاشگري و ... شوند، توانايي "عزّت نفس" است .گاهــي اوقـات مردم عادي به جــاي کلمه"عـزت نفس" از کلمه" اعتماد به نفس" استفاده مي كنند. منظور از عزت نفس يعني  احساس ارزشمندي که فرد نسبت به خود دارد . هر چه اين احساس قوي تر باشد و كودكان ، نوجوانان و جوانان ارزش بيشتري براي خود قائل باشند، سالم تر خواهد بود .

 عزت نفس از دو جزء اساسي تشكيل شده است :

 1- خود پنداره

2- ارزش گزاري بر خود پنداره

 خود پنداره ، همان شناختي است كه فرد از خود دارد ، اين كه كيست ، چه خصوصيات و ويژگي هايي دارد و مواردي از اين قبيل . مانند اين كه من مينا ، 12 ساله ، ساكن كرج داراي دو برادر و دو خواهر هستم و در محله فرديس زندگي مي كنم و از نظر تحصيلي معدل 16 دارم و ...

 در مرحله دوم ، فرد به آن چيزي كه هست ارزش گزاري مي كند مانند اين كه ساكن كرج بودن خوب است يا بد ، اين كه من دو برادر و و خواهر دارم خوب است يا بد ، يا اين كه زندگي در مرحله فرديس خوب است يا بد و يا داشتن معدل 16 خوب است يا بد ؟ چنانچه فرد به اين نتيجه برسد كه خوب است كه چنين ويژگي هايي دارد ، عزت نفس قوي دارد و چنانچه نتيجه ارزيابي هايي كه از خود مي كند اين باشد كه بد است كه چنين ويژگي هايي دارد ، از عزت نفس ضعيف برخوردار خواهد بود .

 به همين دليل ، بسيار مهم است كه كودكان و نوجوانان از همان ابتداي رشد ، شناخت بهتر و دقيق تري از خود داشته باشند از جمله :

  •  شناخت خصوصيات مثبت ،
  •  شناخت خصوصيت منفي ،
  • شناخت ويژگي هاي شخصي و مواردي از اين قبيل .

 زيرا ، چنين شناخت هايي به كودكان و نوجوانان كمك مي كند تا خود پنداره قوي تري داشته باشند .

 همانطور كه گفته شد ارزش گزاري بر هر آن چه كه هست ، جزء دوم عزت نفس را تشكيل مي دهد . بنابراين بسيار مهم است كه كودكان و نوجوانان با ملاك هاي اساسي ارزش و ارزشمندي انسان ها آشنا شوند . به اين ترتيب بسيار مهم است كه شما ملاك ارزش و ارزشمندي انسان ها را به آنان بياموزيد . راستي ، ارزش به چه چيزي است ؟

 عده اي معتقدند ارزش انسان به بعضي از موارد زير است :

  • پول و ثروت ،
  •  مدرك تحصيلي بالا ،
  • زيبايي ،
  • خوش اندامي ،
  •  اصل و نسب ،
  • پست و مقام ،
  • هوش و استعداد ،
  • شهرت و ...

شما ارزش انسان را به چه چيزي مي دانيد ؟ آيا ارزش واقعي انسان به عامل خاصي بستگي دارد كه اگر آن عامل خاص وجود داشت ، فرد ارزشمند است و در غير اين صورت بي ارزش است ؟ اگر چنين است مي توان گفت آدمي در يك زمان خاص ارزشمند ، و در زمان ديگري بي ارزش است ؟

 حقيقت آن است كه اعتقاد به اين كه ارزش انسان به يكي از عوامل بالا يا تعدادي از آنها بستگي دارد باعث مي شود كه ارزش انسان مشروط به عامل خاصي شود . به صورتي كه به شرط دارا بودن آن ويژگي خاص ، فــرد ارزشمنــد ، و در غير اين صورت فرد بي ارزش مي شود .

 به چنين ارزش هايي ، ارزش هاي مشروط گفته مي شود . چنين ارزش گزاري ، مانع رشد عزت نفس شده و به شدت به عزت نفس صدمه مي زند . زيرا ، ارزش فرد به شرط وجود عوامل خاصي است . آيا شما به چنين تفكري اعتقاد داريد ؟ آيا مي توان گفت فردي چون ثروتمند يا داراي مدرك بالاي تحصيلي است يا مقام خاصي دارد ارزشمند است و اگر آن ثروت بر باد رفت يا مدرك تحصيلي او به دلايلي مورد قبول قرار نگرفت يا مقـامش را از او گرفتند آن وقت آن فـرد بي ارزش خواهد شد ؟ آيا مي توان در مورد انسان ها چنين گفت ؟

  نكته مهم آن است كه ارزش انسان مشروط به عامل خاصي نيست .انسان فقط به اين دليل كه انسان است داراي حرمت و احتـرام و ارزش خاصي است . بــدون قيــد و بــدون شـرط خاصي . همه انسان ها چه فقير ، چه غني ، چه زشت چه زيبا ، چه با سواد چه بي سواد ، چه داراي پست و مقام چه بدون آن ارزشمند هستند . ارزش انسان وابسته و مشروط به عامل خاصي نيست . آيا شما فرزند خود را به دليل زيبايي ، هوش و استعداد ، پست و مقام ، شهرت يا ... دوست داريد ؟ مسلماً نه پس محبت و علاقه بي قيد و شرط خود را نسبت به آنان نشان دهيد ، ابراز كنيد ، بيان كنيد . به همين دليل مهم است كه در برخورد با فــرزندان خود محبت بي قيد و شرط داشته باشيد . بنابراين ، استفاده از عبارت زير به شدت نادرست است و به عزت نفس كودكان و نوجوانان صدمه زيادي مي زند :

  • چون اين كار را كردي دوستت ندارم ،
  • چون در مدرسه كتك كاري كردي ، مادرت نيستم ،
  • چون نمرة خوبي نياوردي پدرت نيستم ،
  • اگر اين كار را كني ، دوستت دارم و ... .

 بعضي از كودكان و نوجوانان تصور مي كنند كه چون استعداد درخشان ، نمرات خوب ، پيشرفت يا موفقيت خاص و چشمگيري ندارند ، ارزش خاصي هم ندارد و مي بينيد كه چگونه چنين باورهاي غلط به تخريب عزت نفس مي انجامند . به همين دليل ، ضروري است به فرزندان خود بيان كنيدكه آنان را نه به دليل خصوصيات خاص و ويژه بلكه به دليل هرآنچه هستند دوست داريد .

ممكن است عده اي از والدين مخالف مطلب بالا باشند .

 آنــان ممكن است بگوينــد اگر ما به فرزندانمان بيــان كنيم كه آنــان را براي هرآنچه كه هست دوست داريم ،‌ ممكن است آنـان غـّره شده ،‌ مغرور شوند وديگرسعي در تلاش و فعاليت و دستيابي به مؤفقيت نباشند . اين فقط يك نگراني است . تجارب نشان داده ، فرزنداني كه با آنان چنين برخوردهايي مي شود ، نه تنها مغرور نمي شوند بلكه از عزت نفس و ارزشمندي بالايي برخوردار مي شوند .

 نكتــة مهـم ديگر آن است كه افراد مغرور ، متكبـّر و از خود راضي نه تنها عزت نفس بالايي ندارند بلكه بسيار عزت نفس ضعيف و شكننده اي دارند و براي جبران اين احساس ضعف دروني ، به تكبـّر پناه برده اند تا احساس بهتري از خودشان داشته باشند . بنابراين ، به راحتي به فرزندان خود بگوييد كه آنان را نه براي مؤفقيت ها ، هوش يا استعداد درخشان ، زيبايي ، ثروت و ... بلكه به دليل آنچه هستند دوستشان داريد . براي دوست داشتن فرزند خود هيچ قيد و شرطي نگذاريد .

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 15 دی1386 و ساعت |
 

براي آنكه به فرزندان خود كمك كنيد تا عزت نفس قوي داشته باشند ، كارهاي زير را انجام ندهيد :

 

1- استفاده از کلمات زشت و ناپسند حتي اگر مؤدبانه باشد .

 

  • تو بي لياقتي!
  • کودن!
  • بي عرضه!

 2- القاي اين احساس که فرد نمي تواند خودش را عوض کند .

  • هيچ وقت درست نمي شي!
  • هميشه همه کارها را  خراب مي کني!
  • حتي نمي تواني کاري به اين سادگي انجام دهي! و ... .

 

3- مقايسه کردن

  • بچه هاي مردم همه اين طوري هستند و بچة ما اين طوري است !
  •  برو از پسر عمويت ياد بگير! که ... .
  • سعي کن کمي مثل دختر دايي ات باشي!
  • من از هيچ جا شانس نداشتم که از بچه!

 

4- از کاه، کوه ساختن

  • کاري که کردي معني اش اين بود که هيچ وقت در زندگي پيشرفت نمي کني!
  • از حالا معلومه که در آينده هيچي نمي شوي!
  • تو آخرش آدم نمي شوي!

 5- ياد آوري مکرر و مرتب اشتباهات

  • تو هموني که پارسال آن کار زشت راکرد!
  • به تو نمي توان اعتماد کرد . مي ترسم دوباره شاهکارت را تکرار کني!
  • اگر تو را به حال خودت رها کنند كه دوباره همان کارهاي احمقـانه قبــل را تکرار خواهي كرد!

 6- به حساب نياوردن کودکان و نوجوانان

  • تو بچه اي ، نمي فهمي!
  • فکر کردي، قدت بلندشده ، خيلي عقلت مي رسد!
  • اين حرفها به تو نيامده!

 همة رفتارها و گفتارهايي که مثال زديم اشتباه هستند. چرا ؟ به دليـــل اينکه ارزش كودك و نوجوان و جوان را تخريب مي كنند . با خراب كردن روحية فرزندان  نمي توان از آنها انتظار داشت که بتوانند خود را بسازند . به جاي برخوردهاي بالا حتي اگر كودك ، نوجوان يا جوانِ  ما اشتباه کرده باشند مي توان به آنان كمك كرد تا خودشان را بسازند . به آنان اجازة اشتباه بدهيد و در كنار اشتبـاهي كه مرتكب مي شوند به آنان كمك كنيد تا شكست خود را جبران نموده و از آن درس بياموزند . گاهي اوقات ، شكست ها يكي از بهترين راهنماها در زندگي انسان است . به فرزندان خود بياموزيد كه فعاليت و تلاش كنند تا به مؤفقيت دست يابند .

  آندره ژيد در زمينه شكست و مؤفقيت مي گويد :

مهم نيست كه در زندگي زمين بخوريد ، بلكه مهم است كه هر وقت زمين خورديد از زمين بلند شويد .

 شما در زمينه شكست و مؤفقيت به فرزند خود چه مي گوييد ؟

براي كمك به فرزندتان كه عزت نفس قوي تري داشته باشد ، فعاليت هاي زير را انجام دهيد :

  • زمان بيشتري را با فرزندان خود بگذرانيد . به ياد داشته باشيد كه كيفيت رابطه مهم تر از كميت رابطه است .
  •  مطمئن شويد كه رابطه شما با فرزندتان رابطه والد - فرزند است نه رابطه ديگري . گاهي اوقات ارتباط والد - فرزند تبديل به روابط ديگري مي شود مانند فرمانده - فرمانبر، معلّم - شاگرد ، ناظم - شاگرد ، موعظه گر - شنونده و ... به همين دليل ، بهتر است سعي كنيد كه فعاليت هاي معمول يك والد را انجام دهيد مانند صحبت كردن ، بازي كردن ، با هم فعاليتي را انجام دادن و غيره . سعي كنيد در ارتباط با فرزند خود ، روابط خوشايند و لذت بخشي ايجاد كنيد .

 

  •  با استفاده از مهارت "همدلي" ارتباط خود و فرزندتان را بهتر سازيد . همدلي يعني فهميدن و درك فرزند خود . به ياد داشته باشيد همدلي تأئيد ، تصديق يا تكذيب نيست .

 

  •  رفتارهاي مناسب و سالم فرزندتان را تشويق کنيد. ( مادي يا غير مادي مثل تحسين )آنچه كه بيش از همه عزت نفس فرزندان را رشد مي دهد آن است كه احساس كنند والدينشان رفتار و كارهاي آنان را مي پسندند و تحسين مي كنند .

 

  •  به فرزندتان اجازه دهيد كه دوستاني داشته باشد و با آنان اوقاتي را بگذراند .
  •  فرزندتان را با كسي مقايسه نکنيد . فرزند شما موجود بي نظيري است که خداوند آفريده و از آفرينش او خلقتي دارد.
  •    به انديشه ها و نظرات آنان احترام بگذاريد . اگرمي خواهيد فرزندتان احساس كند ارزشمند و محترم است ، در ارتباط خود با آنها نيز اين احترام و ارزش را نشان دهيد.
  •    به فرزند خود كمك كنيد تا كارها و وظايفي را در خانواده انجام دهد . مشاركت در امور خانه و خانواده ، نيز احساس ارزش و ارزشمندي ايجاد مي كند . چنين مشاركتي ، علاوه بر احساس ارزشمندي ، مسئوليت پذيري و وظيفه شناسي را هم در كودكان و نوجوانان تقويت مي كند . مهم آن است كه در اين زمينه قاطعيت خود را نشان دهيد .
  •     به فرزند خود کمک کنيد تا اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود را تعيين كند . شكستن اهداف نهايي و بلند مدت به اهداف كوچكتر كوتاه مدت به آنان كمك مي كند تا در كارها و برنامه هاي خود پيشرفت نموده و احساس مؤفقيت ، تسلط و توانايي بيشتري نمايد . به ياد داشته باشيد مؤفقيت و احساس تسلط به هر صورتي كه باشد تقويت كننده عزت نفس است .
  •    به فرزندتان کمک کنيد تا به موضوعات مذهبي ، معنوي و انساني فكر كند. در مورد اين موضوعات در خانواده بحث کنيد و اعتقادات خود را نيز افزايش دهيد كه او بتواند از شما الگو بگيرد.
  •    دربارة انسان هاي بزرگ در حوزه هاي مختلفِ علمي، فرهنگي، مذهبي و ملّي و ... با فرزند خود صحبت کنيد كه او  بتواند از آنها الگو و مدل گيرد .
  •    به فرزند خود كمك كنيد تا با توانايي هاي خودآشنا شود. بر نقاط قوت و توانائي هاي آنها بيشتر تأكيدکنيد تا ضعف ها و مشكلاتشان .
  •     به آنان آموزش دهيد كه آنها نيز انسان و همانند هر انساني جايز الخطا هستند . مهم آن است كه اگر با شکست رو به رو شدند دوباره تلاش را از سر گيرند .

 به ياد داشته باشيد

هر انساني موجود ويژه اي است كه نظير و مانندي ندارد

فرزندان شما نيز مانند هر موجود بي نظير و بي مانندي ارزشمندند

بنابراين با آنان به گونه اي برخورد كنيد

كه ارزش و حرمت آنان لطمه نبيند
 
منبع:موسسه تحقیقات بهبود زندگی زنان 

 

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 15 دی1386 و ساعت |

آیا می‌دانید که شایع‌ترین هراس در بین مردم، صحبت کردن در مقابل جمع است؟ بسیاری از افراد اگر مجبور باشند که در جلوی دیگران صحبت یا سخنرانی کنند دچار دل‌آشوبه، تپش قلب و عرق کردن کف دست‌ها می‌شوند. امّا در بیشتر موارد، اگر مجبور به انجام این کار باشند، بالاخره به نوعی از پس آن برخواهند آمد.
کمی اضطراب، پیش از یک سخنرانی مهم و یا رفتن روی صحنه به انسان کمک می‌کند که اجرای بهتری داشته باشد. امّا گاهی اوقات بعضی‌ها نمی‌توانند از پس اضطراب شدیدی که به هنگام مواجهه با برخی موقعیت‌های اجتماعی به سراغشان می‌آید برآیند. برای آن‌ها، پاسخ دادن به یک سوال در کلاس درس، ارائه مطلبی در جلوی دیگران، و یا حتی صحبت کردن در سر میز غذا، باعث آنچنان اضطرابی می‌گردد که تحملّش ناممکن می‌نماید. این شرایط اضطرابی را هراس اجتماعی (یا هراس از اجتماع) می‌نامند.
هراس اجتماعی چیست؟
هراس اجتماعی (که گاهی اضطراب اجتماعی نیز خوانده می‌شود) به ترس شدید از قرار گرفتن در موقعیت‌های اجتماعی اطلاق می‌شود. این ترس آنقدر شدید است که برخی افرادی که دچار هراس اجتماعی هستند را در صورت امکان از قرار گرفتن در این موقعیت‌ها باز می‌دارد. و همانند سایر هراس‌ها، این ترس متناسب با خطر واقعی که وجود دارد نیست. با وجودی که بسیاری از افراد از این که در برخی موقعیت‌های اجتماعی خاص دستپاچه و شرمنده شوند می‌ترسند امّا کنار آمدن با این وضعیت برای بعضی‌ها بسیار مشکل است. افرادی که دچار هراس اجتماعی هستند معمولاً خطر شرمندگی و دستپاچه‌شدن را بیش از اندازه، و در همان حال، توانایی خود برای رویارویی با آن موقعیت را کمتر از حدّ برآورد می‌کنند.
بسیاری از افراد در خلال دوران نوجوانی، احساس کمروئی و خجالتی بودن می‌کنند. تمام تغییرات فیزیکی و هیجانی که در این دوره در زندگی ما اتفاق می‌افتد، می‌تواند بر روی اعتماد به نفس ما در آینده تأثیرگذار باشد. و نوجوانانی که احساس اطمینان کافی برای پرداختن به این مشکل نداشته باشند، در آینده نیز نسبت به چیزهایی که در این دوران برایشان مشکل آفرین بوده حساس‌تر خواهند بود.
بسیاری از نوجوانان، به ویژه آن‌ها که به طور طبیعی کمی خجالتی‌تر از هم سن و سال‌های خود هستند، از این که در مرکز توجه قرار گیرند احساس ناراحتی می‌کنند. غالباً برای آن‌ها، درخواست قرار ملاقات، صحبت کردن در مقابل جمع و یا حتی نشستن بر سر میز غذا همراه با عدّه‌ای که آن‌ها را خوب نمی‌شناسند، کاری استرس‌زا و اضطراب آفرین است. امّا اکثر آن‌ها بالاخره با چند بار اشتباه کردن، راهی برای کنار آمدن با این مشکل پیدا می‌کنند.
هراس اجتماعی چیزی به مراتب فراتر از خجالتی بودن طبیعی و یا احساس ناخوشایندی که اغلب مردم گاه و بیگاه دارند است. هراس اجتماعی، کمروئی و خجالتی بودن مفرط است که با اضطراب همراه می‌گردد و باعث می‌شود که فرد کاری که دوست دارد را انجام ندهد و یا از حضور در موقعیت‌هایی که ممکن است مجبور به صحبت کردن با دیگران گردد اجتناب کند.
هنگامی که فردی آنقدر خجالتی باشد که با بعضی افراد خاص یا در برخی موقعیت‌های اجتماعی خاص صحبت نکند، به نوع خاصی از هراس اجتماعی دچار است که به سکوت گزینشی معروف است.
این عبارت همان‌طور که از نامش برمی‌آید یعنی صحبت نکردن («ساکت» ماندن) در برخی موقعیت‌ها و نه در همه جا (گزینشی). این افراد با کسانی که با آن‌ها احساس راحتی کنند (مثل افراد خانواده یا دوستان) و یا در بعضی مکان‌ها (مثل خانه) مشکلی در صحبت کردن با دیگران ندارند و با آن‌ها به طور عادی مکالمه می‌کنند. امّا در بعضی موقعیت‌ها چنان احساس ناراحتی می‌کنند که ممکن است اصلاً قادر به صحبت کردن نباشند.
عوامل پدید آورنده  هراس اجتماعی
برخی نوجوانان مشکلات اضطرابی بیشتری نسبت به بقیه دارند. همچنین آن‌هایی که پدر و مادر و بستگان نزدیکشان مشکلات اضطرابی داشته باشند، احتمال بیشتری دارد که بعدها دچار چنین مشکلاتی گردند. این امر ممکن است به دلیل ویژگی‌های بیولوژیک مشترک در بین افراد خانواده باشد. برخی ویژگی‌ها می‌تواند بر عملکرد مواد شیمیایی مغز (انتقال دهنده‌های عصبی یا برخی هورمون‌های استرس) که تنظیم‌کننده  وضعیت خلق و خو مثل اضطراب، کمروئی، عصبی بودن و استرس هستند، موثر باشد.
برخی افراد با شخصیتی محتاط به دنیا می‌آیند و به طور طبیعی نسبت به موقعیت‌ها و وضعیت‌های جدید حساس هستند و از قرار گرفتن در چنین موقعیت‌هایی خجالت می‌کشند. این امر ممکن است در پیدایش هراس اجتماعی نقش داشته باشد. برخی دیگر ممکن است با توجه به تجربیاتی که در زندگی کسب می‌کنند، شیوه‌ای که دیگران نسبت به آن‌ها واکنش نشان می‌دهند و یا رفتارهایی که در پدر و مادرشان یا دیگران می‌بینند، در طول زندگی شخصیت محتاطی پیدا کنند. اعتماد به نفس کم و فقدان مهارت‌های انطباقی برای مدیریت استرس‌های طبیعی نیز می‌تواند در پیدایش هراس اجتماعی نقش داشته باشد. همچنین آدم‌های نگران، کمال‌گرا یا کسانی که به سختی از اشکالات کوچک می‌گذرند، احتمال بیشتری دارد که دچار هراس اجتماعی گردند.
کنار آمدن با هراس اجتماعی
روان درمانگران می‌توانند به کسانی که دارای هراس اجتماعی هستند کمک کنند تا مهارت‌های انطباقی برای مدیریت اضطرابشان را به دست آورند. این امر شامل درک و تنظیم افکار و باورهایی که باعث اضطراب می‌شوند، یادگیری و تمرین مهارت‌های اجتماعی برای افزایش اعتماد به نفس و جسارت، و سپس به کاربردن تدریجی و آهسته  این مهارت‌ها در وضعیت‌ها و موقعیت‌های واقعی است.
یادگیری روش‌های آرامش (relaxation) مانند تنفس و تمرین‌های شل کردن عضلات می‌تواند یکی از عناصر درمان باشد. تمرینات نمایشی نیز می‌تواند مفید باشد. در این تمرینات، روان درمانگر و نوجوان، وضعیت‌های خاصی را در نظر می‌گیرند و در آن به ایفای نقش می‌پردازند. این کار می‌تواند انجام این رفتارها را به هنگام مواجه شدن با شرایط واقعی، برای نوجوان آسانتر و خودکارتر سازد.
گاهی اوقات صحبت‌هایی که فرد با خودش می‌کند باعث به وجود آمدن اضطراب در او می‌گردد. بنابراین یکی از روش‌های درمان می‌تواند اصلاح این گونه صحبت‌ها و یادگیری انجام صحبت‌های مثبت‌تر با خود باشد که به تقویت اعتماد به نفس و مهارت‌های انطباقی بیانجامد. نوجوان می‌تواند با راهنمایی روان درمانگر، افکار فعلی خود درباره  موقعیت‌های خاص را اصلاح کند و از نگرانی‌های خود بکاهد.
غلبه بر افکار نگران کننده
افکار نگران کننده دارای کیفیت خاصی هستند. آن‌ها معمولاً به شکل سوالی با این مضمون که «چه می‌شود اگر ........ » شروع می‌شوند و بیشتر منفی هستند تا مثبت. مثال‌هایی از این‌گونه افکار چنین است: «چه می‌شود اگر هیچ آشنایی بر سر میز نباشد که کنارش بنشینم؟» و «چه می‌شود اگر در امتحان رد شوم؟». افکار نگران کننده معمولاً بدتر و بدتر می‌شوند تا جایی که فرد نه تنها فقط انتظار چیزهای بد را دارد بلکه در انتظار بدترین چیز ممکن است.
هنگامی که فردی با هراس اجتماعی به این فکر می‌کند که معلّم او را برای درس دادن احضار کند، به احتمال زیاد این سوالات از ذهنش می‌گذرد: «چه می‌شود اگر جواب اشتباه بدهم؟» یا «چه می‌شود اگر بچه‌ها به جوابم بخندند؟» و یا افکاری مانند: «من نمی‌توانم جواب دهم. خیلی سخت است. من قاطی خواهم کرد و جواب اشتباه خواهم داد» معمولاً صحبت کردن با خود، باعث بدتر شدن اضطراب می‌گردد و الگوهای اجتنابی فرد را تقویت می‌کند. اصلی‌ترین پیامی که افراد در خلال این صحبت‌کردن‌های با خود به خودشان می‌دهند این است که «خیلی ترسناک است» و «من نمی‌توانم از عهده‌اش برآیم.»
روان‌درمانگران می‌توانند به افراد کمک کنند تا این افکار را شناسایی نموده و مورد بررسی قرار دهند. برای مثال، دانش‌آموزی که نگران احضار شدن توسط معلم در کلاس است باید بررسی کند که چقدر احتمال دارد که او جواب غلط بدهد. اگر او معتقد گردد که معمولاً جواب درست را می‌داند، در این صورت احتمال این که جواب غلط بدهد بسیار کم می‌شود. سپس روان درمانگر می‌تواند بر روی مهارت‌های انطباقی در مواردی که دانش‌آموز اشتباه می‌کند و چگونگی جایگزین ساختن افکارهای نگران کننده با افکار آرامش‌بخش کار کند. برای مثال، فرد می‌تواند تصوّر کند هنگامی که دوستش به یافتن اعتماد به نفس مجدّد نیاز دارد به او چه می‌گوید و یاد بگیرد که خودش نیز همان گونه فکر کند.
دارو درمانی نیز برای درمان هراس اجتماعی در برخی نوجوانان می‌تواند مفید باشد. غالباً داروهایی که به تنظیم عملکرد سروتونین (ماده‌ای شیمیایی در مغز که به ارسال پیام‌های الکتریکی مربوط به خلق و خو کمک می‌کند) تجویز می‌گردد. هر چند دارو درمانی مساله را به طور کامل حل نمی‌کند امّا می‌تواند باعث کاهش اضطراب گردد و به نوجوان فرصت دهد تا به تمرین برخی از روش‌های مثبتی که در بالا ذکر شد بپردازد.
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 15 دی1386 و ساعت |
 
 
موفقیت در زندگی لازمه داشتن دانش بالا، ثروت زیاد، قدرت و مقام اجتماعی نیست، بلکه موفقیت  یعنی خود باشیم ونه دیگری. موفقیت یعنی شناخت ارجحیت های زندگی و عملکرد بر اساس آن. موفقیت یعنی ساختن امروز برای فردای بهتر. موفقیت تجهیز امروز خود برای فردای پر بار .

اگر امروز شما بخواهید الگو یک فرد موفق را در زندگی خود دنبال نمایید آن فرد که خواهد بود؟ 
شاید شما در لیست خود افرادی را با ویژگی های زیر انتخاب نمایید: 

* بیل گیتس بخاطر ثروت عظمیش
* آرنولد شوارتسنگر بخاطر قدرت بدنی بالا
* آلبرت انیشتاین بخاطر هوش خارق العاده اش
* والت دیسنی بخاطر قدرت تخیل اش
* ژاکلین کندی بخاطر وقار و متانت اجتماعی
* مادر ترزا بخاطر قلب بزرگ و خدمتکارش

شاید هم هیچکدام از افراد بالا، اما هر که را که انتخاب می کنید سعی نکنید که تبدیل به دیگری گردید زیرا این بزرگترین اشتباه در زندگی می باشد.

 موفقیت یعنی خود باشیم و نه دیگری
متاسفانه برای بسیاری ازافراد معیار موفقیت تبدیل شدن به فرد دیگری است که بخاطر ویژگی های مخصوص در صدر رسانه های گروهی قرار گرفته است. این موضو ع نه تنها باعث موفقیت نمی گردد بلکه سازنده نگرش غلطی می باشد که زندگی غیر واقع بینانه ای را به فرد القا می کند. 

خود بودن یعنی شناخت هدف زندگی و رشد در آن. هانری کایزر بنیان گذار کایزر الومینیوم و نظام مراقبت های درمانی کاریزر می گوید بدون تعیین هدف انسان نمی تواند از ظرفیت خود به بهترین صورت استفاده کند. همه ما در زندگانی غرض و مقصودی درایم که بخاطر آن آفریده شده ایم. امروز هدف زندگی شما چیست و چقدر درجهت بالندگی آن رشد و شکوفایی تلاش کرده اید؟

 موفقیت یعنی شناخت ارجحیت های زندگی و عملکردی بر اساس آن
متعهد کردن خود به هرچیز به معنی شکست در همه چیز می باشد. بعبارت دیگر فرد همه کاره هیچ کاره است. اگر امروز به شما حق انتخاب دهند تا در بین دو گزینه زیر یکی را انتخاب کنید کدام را بر می گزینید پول و یا وقت؟

متاسفانه اکثر مردم پول را بر وقت ترجیح می دهند بدون اینکه دریابند وقت هدیه ای است گرانبها که چنانچه در آن اشتباه کنیم هرگز قابل بر گشت نیست در صورتیکه اشتباهات مالی را می توان تصحیح کرد. این گونه طرز تفکر و ارجحیت بندی غلط میباشد و سد موفقیت در زندگی می گردد. بدست آوردن پول اشتباه نمی باشد ولی قرار دادن آن در رتبه اول ارجحیت غلط میباشد.  شناخت ارجحیت های روزانه است که شما را وامی دارد تا وقت خود را انگونه که لازم است سپری کنید و نتایج عالی را نصیب خود کنید. شناخت ارجحیت های زندگی ربطی به داشتن ساعت های دقیق و یا یادداشت تمام جزئیات زندگی روزانه تا دقیقه آخر نیست بلکه مدیریت اجرایی و درک نیاز، بازدهی و نتیجه می باشد. 

 * برای اینکه ارزش وقت را در 24  ساعت بدانید از پدری بپرسید که دارای شش فرزند می باشد و مزد روزانه او تامین کننده زندگی او نیست.

* برای اینکه ارزش وقت را در یک ساعت بدانید از عاشقی بپرسید که در انتظار ورود معشوق خود می باشد.

* برای اینکه ارزش وقت را در یک دقیقه بدانید از فردی بپرسید که آخرین پرواز خود را بدلیل تاخیر از دست داده است.

* برای اینکه ارزش وقت را در یک ثانیه بدانید از فردی بپرسید که در تصادف رانندگی جان سالم بدر برده است.

* برای اینکه ارزش وقت را در یک صدم ثانیه بدانید از قهرمان المپیک سئوال کنید که بخاطر یک صدم ثانیه که از دست داد می بایست چندین سال دیگر برای بدست آوردن مقام خود زحمت بکشد.
اگر چه نمی توان وقت خود را در طول روز اضافه نمود ولی می توان نحوه برخورد با آن را به جهت موفقیت بیشتر تغییر داد. شما با وقت خود چگونه بر خورد می کنید؟

 موفقیت یعنی ساختن امروز برای فردای برتر
زندگی شما هرگز تغییر نخواهد کرد اگر امروز دست بکار نشوید. رمز موفقیت یعنی انظباط شخصی در انجام مسئولیت های روزانه و تصمیم گیری صحیح و بموقع بجای موکول کردن به فردا. امروز شما همان کسی هستید که دیروز تصمیم گرفتید و  امروز شما نتیجه تصمیمات دیروز شما می باشد. اجازه ندهید احساسات و یا عادات شما تعیین کننده زندگی شما باشند زیرا دراین صورت شما بازنده هستید. عده کثیری از مردم می پذیرند که زندگی همین هست که هست (سرنوشت / تقدیر) و کاری هم نمی شود کرد چون خدا از ابتدا خواسته و این هم سرنوشت ماست. چنین چیزی هزگز وجود خارجی ندارد. این موضع نه تنها باعث می گردد که شما هیچگونه تلاشی برای موفقیت بخرج ندهید بلکه در انتها سبب می گردد تا شما نسبت به همه چیز و همه کس بدبین شوید و برای هر مشکل همسر، فرزندان، خانواده و جامعه و حتی خدا را مورد سرزنش و باز خواست قرار دهید.

فراموش نکنید اصل طلایی برای ساختن فردای برتر تصمیم گیری روزانه و انظباط شخصی در این رابطه است. چنانچه مایل هستید تا در زندگی رشد کنید و به مراحل بالا برسید فرمول موفقیت زیررا در ذهن خود حک کنید. 

 فرمول موفقیت
تصمیم گیری بجا و مناسب  منهای انظباط شخصی روزانه مساوی است با داشتن یک برنامه خوب اما بی نتیجه .

انضباط شخصی روزانه منهای تصمیم گیری بجا و مناسب مساوی است با سیاست خوب اما عدم رشد در زندگی .

تصمیم گیری بجا و مناسب بعلاوه انظباط شخصی روزانه مساوی است با فردای برتر که زندگی فرد و اطرافیان او را تحت تاثیر قرار می دهد. تصمیم گیری بجا و مناسب شروع کننده نقشه زندگی ماست اما  انظباط شخصی روزانه به ما کمک می کند تا این نقشه را برای هر روز به پایان ببریم.

دیک بیگن یکی از نویسندگان معروف می گوید بزرگترین شکاف در زندگی افراد جهت رسیدن به موفقیت فاصله دانستن و عملکردن است. شما امروز در این رابطه چگونه عمل می کنید.

* برای موفقیت در زندگی خود باشید و نه دیگری.
* برای موفقیت در زندگی ارجحیت های زندگی خود را تشخیص دهید و بر اساس آن عمل کنید.
* برای موفقیت در زندگی امروز دست بکار شوید تا فردا آنرا درو کنید.

 

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 15 دی1386 و ساعت |
 
 
اختلال وسواسی یک نوع اختلال اضطرابی ناتوان کننده است. در این اختلال مدام افکار مزاحم و ناخواسته ای شکل می گیرند که فرد نمی تواند از دست آنها خلاص شود. مثلاً ممکن است فرد دائماً از این که همه اجسام آلوده هستند هراس داشته باشد و برای رهایی از این هراس مکرراً دستها و اجسام را بشوید. وسواس شستشو یک نوع از اختلال وسواسی به شمار می رود. اختلال وسواسی از انواع خفیف تا بسیار شدید می تواند باشد و می تواند موجب آشفتگی زندگی فردی و اجتماعی شده و حتی کار یا تحصیل فرد را مختل کند.

علت ایجاد وسواس چیست؟
علت دقیق ایجاد وسواس مشخص نشده است ولی علل مختلفی از جمله علل مربوط به مغز،  عوامل ژنتیکی و محیطی بر آن تاثیر دارند. تصویر برداری از مغز در بیماران نشان می دهد که فعالیت مغز این افراد الگوی متفاوتی دارد و فعالیت قسمت خاصی از مغز در آنها غیر طبیعی است. این یافته ها و نیز به هم خوردن تعادل واسطه های شیمیایی خاصی مانند سروتونین ممکن است با بیماری در ارتباط باشد.
علائم اختلال وسواسی چیست؟
وسواس یک بیماری مزمن و طولانی مدت است. ممکن است علائم زمانی افزایش و زمانی کاهش یابند. درمان، علائم بیماری را تخفیف می دهد ولی ممکن است برخی از علائم مدتی پس از شروع درمان نیز باقی بمانند. اضطراب شایع ترین علامت این بیماری است. مثلاً ممکن است فرد احساس کند که اگر یک  کار خاص را انجام ندهد اتفاق وحشتناکی رخ می دهد. یا ممکن است مکرراً اجاق گاز ، شیر آب، بخاری، قفل در و ... را چک کند و اگر این کار را نکند احساس اضطراب شدید، پریشانی و بی کفایتی به فرد دست می دهد. وسواس چک کردن یکی دیگر از انواع وسواس است.

 نشانه های اختلال وسواسی شامل :

١- وسواس :
 افکار نا بجا، تکرار شونده، ناخواسته و اجبار کننده ای است که افکار طبیعی فرد را مختل می کند و موجب اضطراب یا هراس می شود. این افکار می توانند فجیع و بیرحمانه، جنسی و یا به صورت ترس از بیماری باشد. و یا مانند ترس زیاد از صدمه دیدن خود یا افراد مورد علاقه ، نیاز شدید به این که باید همه ی کارها کاملاً دقیق و صحیح انجام شوند ،  هراس از آلودگی و کثیفی اشیا و...

٢- اضطرار و اجبار :
 رفتارها یا کارهای عمدی است که برای کنترل افکار وسواسی مکرراً انجام می شوند. فرد به این روش تلاش می کند تا از دست افکار آزار دهنده خود خلاص شود. مانند شستن مکرر یا چک کردن مداوم کاری که انجام شده ، شمردن مکرر یک عمل مانند شمردن مکرر دفعات شستشو ، تکرار کردن کارها مثلاً چیدن مکرر اشیا برای این که منظم شوند ، جمع آوری و انباشتن اشیا خاص و... 
افراد مبتلا در آگاهی از بیماری خود متفاوتند. ممکن است گاهی متوجه باشند که افکارشان صحیح نیست و گاهی عمیقاً به آن معتقد باشند.
 چگونه اختلال وسواسی تشخیص داده می شود؟
تشخیص اختلال وسواسی با توجه به علائم آن، تاریخچه بیماری و معاینه توسط پزشک صورت می گیرد. وسواس یا اجبار به انجام کار خاص وقت گیر بوده و معمولاً بیش از یک ساعت در روز طول می کشد. همچنین به میزان زیادی روال عادی زندگی روزمره، کار، روابط اجتماعی یا تحصیل فرد را مختل می کند.
اختلال وسواسی چگونه درمان می شود؟
درمان اختلال وسواسی از طریق مشاوره، روان درمانی و همچنین به وسیله داروها صورت می گیرد. داروهای ضد افسردگی خاصی هستند که بر واسطه های شیمیایی مغز مانند سروتونین اثر می کنند. برای تاثیر این داروها بر افکار و رفتارها ممکن است به چند هفته زمان نیاز باشد. روان درمانی نیز از طریق روش رفتار شناختی انجام می شود. با مواجهه تدریجی با عامل هراس و خودداری از انجام کارهای خاص به مرور از اضطراب و هراس فرد کاسته می شود. مثلاً اگر وسواس شستشو دارید مکرراً شیئی را که تصور می کنید آلوده است لمس کنید و پس از آن دستهای خود را نشویید. اگر این کار را تکرار کنید به تدریج از هراس و اضطراب شما کاسته خواهد شد. این کار در مورد افکار نا بجا نیز موثر است. بهترین روش ،استفاده همزمان از دارو و روان درمانی است.
 
 
مترجم:دکتر سمیرا سرخوش
منبع:AOL
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 15 دی1386 و ساعت |
 

مشکلات در مدرسه ، خانه و یا ترد شدن از طرف دوستان می تواند سبب ایجاد استرس در کودک شما گردد. همانند بزرگسالان ، کودکان نیز نیاز به روشهایی دارند تا بتوانند از استرس موجود خارج گردد.لذا نکات ذیل جهت برگرداندن آرامش به کودک توصیه می گردد:

1. فرزند خود را تشویق کنید تا با یک نفر که مورد اعتمادش است صحبت کند برای مثال اگر نمی خواهد با شما حرف بزند می تواند شخصی مانند معلم یا مشاور و یا از بستگان مورد اعتماد خود انتخاب نماید.

2. می توانید به فرزند خود توصیه کنید تا برای خارج شدن از شرایط استرس زا ، دوچرخه سواری کند یا قدم بزند و یا به موسیقی گوش بدهد حتی اگر دوست داشته باشد می تواند مطلبی را بنوسد.

3. اجازه دهید که استرس را از خودش دور نماید.

4. زمانیکه آرام گرفت ، با او صحبت کنید تا بفهمید چه راه حل مناسبی برای مشکلش می توانید پیدا کنید.

5. سعی کنید در تمام وقت به او احساسی مثبت القاء نمایید و  بگویید که کمتر مشکلی است که قابل حل نباشد و تمام اینها موقتی است.
 
منبع:www.Healthday.com
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 15 دی1386 و ساعت |
 

 

 رختخواب خيس، كابوس شبانه كودكان

 

دكتـــر نازيلا سلطانی

 

 

باز هم بي‌نتيجه بود. با دو دست شقيقه‌هايش را فشار داد. سرش گيج مي‌رفت. اين‌بار ديگر مي‌خواست به معلم مدرسة پسرش بگويد كه او را سر كلاس و جلو دانش‌آموزان ديگر براي اين عادت زشتش سرزنش كند. همة راهها را امتحان كرده بود. انواع تنبيه‌ها و تشويق‌ها را براي ترك اين عادت ناپسندش در نظر گرفته بود. اما هيچ‌كدام مؤثر نبود. شب‌ها همه‌چيز خوب بود. پسرك قول مي‌داد و با وعده‌هاي مادر به‌خواب خوش فرو مي‌رفت. اما صبح روز بعد، مادر مي‌ماند و يك رختخواب خيس. پسرك انكار مي‌كرد: من اين‌كار را نكرده‌ام! مادر درمانده شده بود. شايد در تربيت كودكش سستي و سهل‌انگاري كرده بود. به چشمانش نگاه كرد، معصوم بودند و ترسان. دستش پايين افتاد و در برابر كودك بي‌گناه شرمگين شد ...

 

رختخواب خيس

شب‌ادراري به ‌معناي ناتواني در كنترل ادرار در طول ساعات شب است. اغلب پزشكان اين اصطلاح را براي كودكان زير پنج سال به‌كار مي‌برند؛ با اين‌ حال، 5 ميليون كودك در ايالات متحدة امريكا زندگي مي‌كنند كه بعد از شش سالگي هم رختخواب خود را خيس مي‌كنند. پس بپذيريد كه كودك شما تنها نيست. براي شناخت پديدة شب‌ادراري بايد بدانيم كه كليه‌ها چگونه كار مي‌كنند. كار كليه‌ها ساختن ادرار است. ادرار از طريق حالب‌ها به مثانه فرستاده مي‌شود. مثانه شبيه بالون است و ادرار را در خود نگه مي‌دارد. يك دريچة عضلاني نيز مانع خروج ادرار از مثانه مي‌شود. با پر شدن مثانه، يك پيام عصبي به مغز مي‌رسد و مغز دستور باز شدن دريچة عضلاني را صادر مي‌كند. اگر كودك در زمان خواب اين پيام را دريافت نكند، مثانة او خودبه‌خود خالي مي‌شود.


علل ايجادكنندة شب‌ادراري ناشناخته‌اند. اما عوامل متعددي با اين عارضه ارتباط دارند:


1. حجم مثانه: شب‌ادراري ممكن است به‌دليل ظرفيت كم مثانه باشد.
2. سابقة خانوادگـــي: كودكان والديني كه شب‌ادراري داشته‌اند، بيشتر احتمال دارد كه به اين عارضه دچار ‌شوند.
3. عفونت: عفونت كليه‌ها يا مثانه ممكن است باعث شب‌ادراري كودكي شود كه سابقة اين مشكل را نداشته است.
4. كمبــود هـــورمون ضد ادرار:ميزان اين هورمون در بدن كودكاني كه رختخواب خود را خيس مي كنند كمتر از سايرين است.اين هورمون ساخت ادرار را كاهش ميدهد.بنابراين،افراد داراي سطح پايين هورمون ضد ادرار ممكن است ادرار بيشتري بسازند و مستعد شب‌ادراري باشند.
5. تأخير در رشـــد و نمـــو: كودك ممكن است به علت تأخير رشد دستگاه عصبي خود قادر به دريافت پيام از مثانة پر نباشد.
6. خـــواب بسيار عميق: تعدادي از پزشكان به در نظر گرفتن اين عامل به‌تنهايي اعتقادي ندارند.
7. رژيم غذايــــي: مصرف شكلات و مواد كافئين‌دار و محصولات غذايي حاوي مواد رنگي مصنوعي كودك را مستعد شب‌ادراري مي‌كند.
8. علل رواني و عاطفي: برخي از كودكان دچار مشكلات رواني و عاطفي‌اند و اعتمادبه‌نفس كافي براي كنترل ادرار پيدا نكرده‌اند. اين كودكان نيز مستعد شب‌ادراري‌اند.


كودكان در حدود پنج الي شش سالگي كنترل ادرار در طول شب را به‌دست مي‌آورند. اما 15 درصد كودكان پس از پنج‌ سالگي همچنان در شب رختخواب خود را خيس مي‌كنند. جالب آنكه 3 درصد افراد تا پانزده سالگي نيز گاه‌گاه به اين مشكل دچار مي‌شوند. آنچه اهميت دارد دانستن اين موضوع است كه شب‌ادراري بيماري نيست، بلكه وضعيتي است كه نياز به درمان مؤثر و مداوم دارد.

 

آشنا كردن كودك با عارضة شب‌ادراري

گاه كودك از شما مي‌پرسد: «من نمي‌خواهم رختخوابم را خيس كنم. نمي‌خواهم شما را به دردسر بيندازم. پس چرا اين اتفاق مي‌افتد؟» ابتدا بايد به كودك بفهمانيد شب‌ادراري گناه نيست. خودتان هم باور كنيد كه كودك بدون هيچ غرضي اينكار را انجام ميدهد. پس تنبيه يا شرمنده كردن او وضع را بهتر نخواهد كرد. براي كودكتان توضيح دهيد كه احتمالاً كلية او بيشتر از كلية ديگران ادرار ميسازد يا مثانه‌اش قادر به نگهداري ادرار نيست. مي‌توانيد با يادآوري اين مسئله كه شما و پدرش هم مثل او بوده‌ايد، فرزند خود را متوجه كنيد كه تنها نيست. يك بادكنك را از آب پر كنيد. به كودك بگوييد كه اين بادكنك شبيه مثانه است. وقتي پر ميشود به ديواره‌هايش فشار مي‌آيد و كشيده میشود. تا زماني كه دهانة بادكنك بسته باشد، آب از آن خارج نمي‌شود. هرگاه مغز دستور دهد، دهانة بادكنك باز مي‌شود و ادرار بيرون مي‌ريزد. به كودك بفهمانيد كه فرمان مغز همان چيزي است كه او بايد هنگام خواب دريافت كند. همچنين، كودك بايد از نظر مشكلات و بيماري‌هاي مربوط به شب‌ادراري بررسي شود. بخصوص كودكي كه علاوه بر شب، در طول روز هم دچار مشكل در كنترل ادرار است. اين كودك را بايد پزشك معاينه كند و تحت آزمايش‌هاي ادراري قرار گيرد. خوشبختانه بجز در مورد كودكاني كه دچار بيماري‌هاي زمينه‌اي مانند ديابت و عفونت يا ناهنجاري‌هاي مادرزادي‌اند، اغلب معاينات كودك را طبيعي نشان مي‌دهند.

 

درمان شب‌ادراري كودكان

راه‌هاي متفاوتي براي جلوگيري از شب‌ادراري كودكان وجود دارد. توصيه‌هاي كاربردي زير را به‌خاطر بسپاريد:
1. نوشيدن مايعات را قبل از خواب كودك محدود كنيد.
بعد از شام، نوشيدن حداكثر يك ليوان آب كافي است. مقدار دقيق مايع مورد نياز بدن كودك خود را از پزشك بپرسيد.
2. كـــودك را پيش از خواب به توالت بفرستيد. اگــــر مثانه‌اش پر نيست، مجبورش نكنيد که آن را خالــــي كند. اين كار باعث مي شود رختخوابش را خيس كند زيرا در كار مثانه اختلال به‌وجود مـــي‌آورد.
3. محدودسازي مصرف مايعات در طول روز هيچ كمكي به بهبود شب‌ادراري نمي‌كند. محدودسازي مايعات بايد حداكثر دو الي سه ساعت قبل از خواب كودك باشد.
4. شب‌ها چراغ توالت را روشن بگذاريد. گاه ترس از تاريكي باعث مي‌شود كه كودك رختخوابش را ترك نكند.
5. مي‌توانيد از روش جايزه و ستاره كمك بگيريد. جدولي براي كودك رسم كنيد و هر روز در آن يادداشت كنيد كه شب قبل را خشك گذرانده يا خيس. به‌ازاي شب‌هاي خشك به او ستاره بدهيد و بعد از آنكه چند ستاره گرفت، تشويقش كنيد.

 

استفــــاده از زنگ هشــــدار دهنده

در كودكي كه رختخوابش را خيس مي‌كند، بايد راه عصبي مغز به مثانه تقويت شود. زنگ‌هاي هشداردهنده براي تقويت اين مكانيسم به‌كار مي‌روند. يك گيرندة رطوبت، بلافاصله پس از شروع ادرار كردن كودك، در رختخواب او فعال مي‌شود و زنگ را به‌صدا درمي‌آورد. برخي از اين زنگ‌ها لرزشي هستند كه براي كودكانِ دچار مشكلات شنوايي يا آنهايي كه به همراه سايرين در يك اتاق مي‌خوابند به‌كار مي‌روند. هنگامي كه كودك بيدار مي‌شود و به سمت توالت مي‌رود، اين زنگ هشداردهنده عضلات سقف لگن را تحريك و منقبض مي‌كند. در نتيجه، جلو خروج بيشتر ادرار گرفته مي‌شود. به‌تدريج كودك مي‌آموزد كه پيش از به‌صدا درآمدن زنگ از خواب بيدار شود يا تمام شب را بدون نياز به ادرار كردن به‌ خواب رود. به اين ترتيب، مشكل شب‌ادراري حل مي‌شود. استفاده از اين روش براي كودكان زير هفت سال مناسب نيست. زيرا كودك بايد آن‌قدر بزرگ شده باشد كه مشكل شب‌ادراري را دريابد و، به‌عنوان بخشي از درمان، با والدين و پزشك همكاري كند. براساس آمار به‌دست‌آمده، اين زنگ‌ها مي‌توانند تا 70 درصد در درمان شب‌ادراري مؤثر باشند. اما در 10 الي 15 درصد موارد، احتمال عود شب‌ادراري وجود دارد. توصيه مي‌شود كه استفاده از اين زنگ‌ها حداقل سه هفته پس از خشك شدن رختخواب كودك ادامه يابد. به‌‌نظر مي‌رسد كه درمان هر كودك با اين روش به چهار الي پنج ماه زمان نياز دارد.

 

درمان دارويي شب‌ادراري كودكان

داروها بسيار سريع‌تر از زنگ‌هاي هشداردهنده عمل مي‌كنند، بخصوص در كودكاني كه به اردو يا سفر چند‌روزه مي‌روند. اما اين داروها، به‌جاي معالجه كردن عارضه، آن را براي مدت كوتاهي پنهان مي‌كنند.


* اسپري استنشاقي دسموپرسين براي مدت زمان كوتاه مفيد است. اين دارو باعث كاهش توليد ادرار مي‌شود، بسيار سريع اثر مي‌كند و عوارض جانبي بسيار كمي دارد. طرز مصرف آن به صورت يك پُف در هر سوراخ بيني قبل از خواب است.

 

* داروي ايمي‌پرامين هم كه در درمان افسردگي بالغين به‌كار مي‌رود، با بهبود وضعيت خواب كودك، از عارضة شب‌ادراري جلوگيري مي‌كند. همچنين اين دارو، با اثر بر عضلات مثانه، مانع شب‌ادراري مي‌شود. به‌خاطر داشته باشيد كه نبايد بيش از سه ماه از اين دارو استفاده كنيد زيرا مي‌تواند موجب تغيير رفتار كودك شود.


* در مورد برخي كودكان كه عضلات مثانة آنها قبل از پر شدن كامل مثانه منقبض مي‌شود، اكسي‌بوتين كاربرد دارد.

 

عــــــــــود شب‌ ادراري

گاه كودكاني كه مدت‌هاي طولاني رختخواب خود را خيس نكرده‌اند، دوباره شروع به شب‌ادراري مي‌كنند. اين عارضه در اغلب موارد علت رواني دارد. كودك به‌دليلي كه مي‌تواند تولد يك خواهر يا برادر جديد باشد مضطرب و نگران است. چنين كودكي نياز به مشاورة رواني دارد و لازم است با او دربارة آنچه نگرانش مي‌كند صحبت شود. از هر صد كودك مبتلا به شب‌ادراري، يك تا دو كودك تا پانزده سالگي رختخواب خود را خيس مي‌كنند. شب‌ادراري عارضه‌اي پردردسر ولي خوش‌خيم است و در بيشتر موارد به‌سادگي برطرف مي‌شود. بسياري از كودكان سعي مي‌كنند بيدار بمانند تا جلو اين اتفاق را بگيرند. بايد به چنين كودكاني اطمينان داد كه اين مسئله دير يا زود حل خواهد شد. پزشك و پدر و مادر در كنار او هستند و او را حمايت مي‌كنند تا مشكل به‌طور كامل برطرف

 

  شب ادرارى در كودكان   

 

ماندانا سلحشور

 

 

شب ادرارى يا ناتوانى در كنترل ادرار (Enuresis)، يكى از اختلالات رايج دوران كودكى است كه در بعضى موارد مى تواند مسائل و مشكلات جدى روان شناختى مثل كاهش عزت نفس، احساس شرمسارى، خودكم بينى و پرخاشگرى به دنبال داشته باشد. براساس تعريف انجمن روان شناسان، زمانى كه كودك (۵ سال به بالا) به طور مكرر دو بار در هفته و در مدت سه ماه متوالى، بدون داشتن بيمارى جسمانى خاصى مثل ديابت، صرع، عفونت هاى سيستم ادرارى، نارسايى هاى سيستم عصبى و... رختخواب خود را خيس كند، دچار مشكل شب ادرارى يا ناتوانى در كنترل ادرار است. ميزان شيوع اين اختلال به دليل تنوع علل و معيارهاى اجتماعى گوناگون قدرى مشكل است، ولى آمارها نشان مى دهند كه تقريباً ۸۵ درصد كودكان تا سن پنج سالگى قادرند در طول شب خشك بخوابند و ۱۵ درصد باقى مانده نيز با كمى  آموزش و حمايت والدين و مربيان شان مى توانند پاكيزه خوابيدن را بياموزند. تنها ۲ _ ۱ درصد كودكان هستند كه تا سن ۱۵ _ ۱۴ سالگى توانايى كنترل ادرارشان را هنگام خواب هنوز به دست نياورده اند.

 

انـــواع شب ادرارى در كـــــودكان

به طور كلى، شب ادرارى هاى كودكان به دو گروه تقسيم مى شوند.
گروه اول، كودكان خردسال زير پنج سال كه هنوز مراحل كنترل ادرار را در طول شب نياموخته اند. گروه دوم، كودكانى كه بعد از سه ماه متوالى كه قادر بوده اند شب ها خشك بخوابند، مجدداً دچار ناتوانى در كنترل ادرارشان شده اند.

 

عـــوامل موثــــر در بــــــروز شب ادرارى 

محققان بر اين باورند كه شب ادراریهاى گروه اول، ناشى از نارسايى و عدم رشد كافى اندامهاى دفع ادرار، عوامل رشد، وراثت و مشكلات هورمونى است و شب ادراریهاى گروه دوم، حاصل مشكلات كليوى، مثانه، مجارى ادرارى، عفونتهاى گوناگون سيستم دفع ادرار، تنشها، استرسها و فشارهاى روحى - روانى ناشى از تغييرات زندگى كودك است.

 

تاخيــــــر در رشـــد اندامهــــا
رايج ترين علت ناتوانى كودكان در كنترل ادرار، تاخير در رشد اندام ها و سيستم اعصاب مركزى آنهاست كه موجب كاهش توانايى آنان بر عمل تخليه مثانه مى شود. زمانى كه مثانه كودك پر مى شود، اندام هاى عصبى دفعى پيام هايى كه به مغز مى فرستد، كودك را براى دستشويى رفتن هوشيار مى كنند. چنانچه اين بخش از سيستم عصبى كودك دچار ضعف و تاخير در رشد باشد، پيام عصبى لازم به مغز نمى رسد.

 

اختــــلالات خــــــواب

بررسى نوارهاى مغزى كودكان شب ادرار نشان مى دهد كه نارسايى امواج مغز و افزايش فعاليت آن مى تواند در بعضى موارد مانع از بيدار شدن به موقع كودك براى دستشويى رفتن شود. به عبارت ساده تر، اين گروه از كودكان ممكن است خوابى كاملاً طبيعى و آرام داشته باشند، ولى براى بيدار شدن به موقع دچار مشكل مى شوند.

 

عامـــل وراثت

تحقيقات نشان مى دهند كه تقريباً ۷۵ درصد كودكان مبتلا به شب ادرارى، داراى والدين و يا خواهر و برادرهايى بوده اند كه آنها نيز اين مشكل را داشته اند. اين احتمال در بين كودكان شب ادرار كه يكى از والدين شان مبتلا به شب ادرارى بوده است ، به ۵۰ درصد مى رسد و چنانچه سابقه خانوادگى اين بيمارى در آنها موجود نباشد، فرزند شان نيز به طور حتم تا ۶ سالگى اين مشكل را پشت سر خواهد گذاشت. آزمايش هاى گوناگون نشان داده اند كه ژن حامل اختلال شب ادرارى بر روى كروموزم شماره ۱۳ قرار دارد.

 

مشكـــــلات هـــــورمونى
تحقيقات نشان مى دهند ميزان هورمون كاهش ادرار (ADH)در كودكان شب ادرار به حد طبيعى نيست. ميزان ترشح طبيعى اين هورمون در كودكان سالم (در طول خواب) موجب كاهش فعاليت كليه ها و ديرتر پرشدن مثانه (در طول ۱۲ _ ۸ ساعت) مى شود. در حالى كه در كودكان شب ادرار، عدم توازن اين هورمون موجب بروز شب ادرارى در آنان مى شود.

 

عفـــــونتهـــاى سيستـــــم دفع ادرار
كودكى كه مبتلا به عفونت هاى كليوى و سيستم دفع ادرار است، بيش از كودكان سالم نياز به دستشويى رفتن پيدا مى كند. اين كودكان هنگام دفع، دچار احساس سوزش، درد و ناراحتى مى شوند و ادرار آنها اغلب كدر و بدبو است. همچنين تب و درد در ناحيه پشت (كليه ها) از ديگر علائم عفونت هاى ادرارى است.

 

ديـــــابت
ديابت يا بيمارى قند در كودكان نيز مى تواند عاملى براى شب ادرارى آنان باشد. علائم ديابت عبارتند از: تكرر ادرار،  تشنگى بيش از اندازه، خستگى و بى حالى در طول روز، كاهش وزن و كم تحركى، زياد شدن اشتها و پرخورى.

 

عـــــوامل جسمانــــــــى
بعضى از تحقيقاتى كه در زمينه علل شب ادرارى كودكان صورت گرفته است، نشان مى دهد كه اين كودكان داراى مثانه اى كوچكتر از حد معمول هستند. زمانى كه والدين گزارشى از گنجايش كم مثانه كودك شب ادرارشان مى دهند، معمولاً اين كودكان در طول روز هم دچار ناتوانى در كنترل ادرارشان هستند.

 

عـــــــــوامل روانشناختــــــى

در بعضى موارد نيز شب ادرارى كودكان عكس العمل و پاسخى، نسبت به تعارضات هيجانى، اضطراب ها و نابسامانى هاى عاطفى كودك است. پژوهش هاى روان شناسان و ديگر متخصصان بهداشت روانى كودكان نشان مى دهد، بچه هايى كه درگير تغييرات و دگرگونى هايى در محيط خانه و مدرسه خود هستند، گاهى دچار شب ادرارى مى شوند. بحران عاطفى در خانه و خانواده نيز مى تواند منجر به بروز اين اختلال در كودكان شود. تغيير منزل يا مدرسه، انتقال به شهر ديگر، طلاق و جدايى والدين، تولد نوزاد جديد در خانواده، بدرفتارى و خشونت هاى خانوادگى، فشارها و استرس هاى گوناگون و... مى توانند عاملى براى ناتوانى كودك در كنترل ادرارش باشند. در اغلب موارد نيز كودكان نسبت به اين گونه تغييرات عاطفي_ هيجانى خود آگاه نيستند و نمى دانند كه بين شدت احساسات و شب ادرارى آنان ارتباطى وجود دارد.

 

روشهاى درمــــان شب ادرارى كــــــودكان  

اولين گام براى درمان كودكان شب ادرار آن است كه والدين و اعضاى موثر خانواده سعى كنند با رعايت برنامه اى منظم براى خواب و خوراك كودك، خشك خوابيدن در طول شب را به او بياموزند. در اين زمينه توجه به نكات زير مى تواند مفيد باشد:


۱- هيچ گاه از تنبيه، سرزنش، انتقاد و يا شرمنده كردن كودك براى درمان و كاهش شب ادرارى او استفاده نكنيد.
۲- قبل از اين كه كودك براى خوابيدن به رختخواب برود، به او يادآورى كنيد كه به دستشويى برود. اگر كودك گفت كه نيازى به دستشويى ندارد، از او بخواهيد كه به هرحال سعى كند، مثانه اش را خالى كند.
۳- نوشيدن مايعات را دو ساعت قبل از خواب محدود كنيد (حتى غذاها و خوراكى هايى كه آب زيادى دارند مثل بستنى،  ژله، سوپ و...).
۴- سعى كنيد كودك را چند بار در طول شب بيدار كنيد. نايلون و يا مشمعى زير ملافه تشك كودك پهن كنيد تا بتوانيد در صورت نياز تنها ملافه را عوض كنيد.
در نظر داشته باشيد،  تقريباً ۹۸ درصد شب ادرارى هاى كودكان به تدريج تا سنين ۱۲ _ ۱۰ سالگى بهبود مى يابند. به طور كلى روش هاى درمان شب ادرارى كودكان به دو گروه تقسيم مى شوند،  درمان هاى غيردارويى و درمان هاى دارويى.


الف) درمانهاى غيـــــــر دارويـــــــــــى

مثل روشهاى انگيزشى، استفاده از وسايل و زنگ هاى حساس به رطوبت، ورزش هاى مخصوص تقويت مثانه، درمان هاى روان نشاختى، رژيم غذايى و....


روشهاى انگيـــــزشــــى:

بر طبق اين روش ها به كودك كمك مى شود تا شرايط خود را بهتر درك كند و دچار احساس ناتوانى، ضعف عزت نفس و خودكم بينى نشود. به عبارتى خود را عامل اختلال نداند بلكه تلاش كند تا نقش موثرى در بهبود و روند درمان ايفا كند. يكى از اين روش ها استفاده از رژيم هاى غذايى و نمودار روزانه است كه طى آن كودك سعى مى كند با يك برنامه تنظيم شده و كاهش نوشيدنى هاى گوناگون در طول شب، خود را كنترل كند و خشك بخوابد. معمولاً اين شيوه درمان در ۲۵ درصد موارد موجب كاهش ۷۰ درصد از شب ادرارى كودكان مى شود.


استفــــاده از وســــــايل و زنگهـــاى حســـاس به رطـــــــــوبت:

يكى از موفق ترين شيوه هاى كاهش شب ادرارى كودكان، استفاده از وسايل حساس به رطوبت است. اين زنگ ها دونوع هستند، دسته اول به زيرشلوارى كودك و دسته دوم به ملافه رختخواب كودك بسته مى شوند. در هر دو حالت با كمترين نم و رطوبتى به صدا در مى آيند و كودك را از خواب بيدار مى كنند. بعد از مدتى كه كودك نسبت به زمان پر شدن مثانه اش حساس مى شود و قبل از آن كه رختخوابش را خيس كند،  بيدار مى شود و به دستشويى مى رود. چنانچه كودك نسبت به صداى زنگ حساس نباشد، وظيفه والدين است كه فوراً او را بلند كنند و به دستشويى ببرند. هنگام استفاده از اين گونه وسايل، بايد زيرشلوارى كودك مجدداً عوض شود و هيچ گونه رطوبتى نداشته باشد تا دستگاه درست كار كند. در طول درمان،  هيچ گاه كودك را تنبيه و سرزنش نكنيد، خيلى آرام و خونسرد بلند شويد و بدون كمترين دلخورى و اوقات تلخى او را به دستشويى ببريد. باز هم به خاطر داشته باشيد كه كمك ها و همراهى هاى شما مى تواند مشكل كودك را تخفيف دهد، پس او را به دليل مشاركتش در برنامه درمان، تشويق و ترغيب كنيد تا كودك دچار بحران روحى نشود. براساس گزارش هاى مختلف تقريباً ۷۰ درصد از شب ادرارى هاى نوع اول با استفاده از اين شيوه بهبود مى يابند. پزشكان و متخصصان كودك پيشنهاد مى كنند، كودكانى كه از اين روش براى درمان خود استفاده مى كنند، بهتر است تا سه هفته بعد از اين كه توانستند كاملاً خشك بخوابند، از دستگاه هاى حساس به رطوبت استفاده كنند.


ورزشهـــاى مخصـــــــــوص تقـــويت مثانــــه:

گروهى از پزشكان و متخصصان كودك توصيه مى كنند براى درمان شب ادرارى كودكان مى توان آنها را تشويق كرد تا ورزش هاى كششى و حركات بدنى اى انجام دهند كه موجب گنجايش بيشتر مثانه آنها و بالارفتن توان كنترل بيشتر آنها بر اعمال مثانه شان مى شود. اين حركات و نرمش ها در طول روز انجام مى شود و زمانى كه كودك احساس مى كند مثانه اش پر شده است، سعى مى كند با كشش بدنى، گنجايش آن را بيشتر كند. روش ديگر آن است كه از كودك مى خواهند هنگامى كه در طول روز به دستشويى مى رود تا ادرار كند، چند لحظه اى جلوى ريزش ادرارش را بگيرد و دوباره  ماهيچه انتهايى مجراى ادرارى اش را رها كند. اين كار موجب تقويت ماهيچه هاى انتهايى مجراى ادرارى مى شود. نتايج تحقيقى كه در اين زمينه صورت گرفته است نشان مى دهد، ۶۶ درصد كودكانى كه از اين روش استفاده كرده اند، تا ۲۰ درصد بهبود يافته اند و توانسته اند روند درمان را پس از مدتى تسريع بخشند.


درمانهـــــــــاى روانشناختــــى:

يكى ديگر از روش هاى درمان شب ادرارى در كودكان استفاده از روش هاى روان شناختى است، به ويژه در مواردى كه شب ادرارى كودك ناشى از تغييرات و تعارضات عاطفى _ هيجانى (مثل تولد نوزاد جديد، شرايط استرس آور درسى _ مدرسه اى و...) و يا بحران هاى عاطفى (مثل جدايى و طلاق والدين، درگيرى هاى خانوادگى و...) است. اساس درمان هاى روان شناختى، كمك به كودك و خانواده اش براى يافتن عامل و علت اصلى شب ادرارى كودك است. اين روش ها به آنها ياد مى دهد كه چگونه با كودك شب ادرار بايد كنار آمد و به او كمك كرد تا با مشكلش روبه رو شود و درصدد حل آن برآيد. از جمله درمان هاى روان شناختى، روش تشويقى است كه براساس آن والدين جدول هفتگى اى تهيه مى كنند و شب هايى را كه كودك توانسته خشك بخوابد در آن علامت مى زنند (ستاره اى به كودك مى دهند). بعد از آن كه تعداد علامت ها (ستاره ها) به ده رسيد،  جايزه اى كه كودك انتخاب مى كند،  برايش فراهم مى آورند.


ب) درمانهــــــــاى دارويـــــــــى
در سال هاى اخير، براى درمان شب ادرارى كودكان از دارودرمانى استفاده مى شود. بسيارى از  اين داروها، عملاً براى درمان مشكلات ديگرى مثل، افسردگى، اضطراب و... تجويز مى شوند. ايمى پرامين يكى از رايج ترين داروهاى ضدافسردگى است كه براى درمان شب ادرارى به كودكان هم داده مى شود. اين دارو تا ميزان ۳۰ درصد مى تواند شب ادرارى كودك را كاهش دهد.


ايمـــى پــــرامين :

براى كنترل ادرار در طول شب (و حتى روز) داده مى شود. لازم به ذكر است كه اين گونه داروها براى درمان بلندمدت شب ادرارى كارايى ندارند. به عبارت ديگر، اگر دارو قطع شود، كودك مجدداً دچار شب ادرارى و عدم كنترل بر مثانه خواهد شد. مشكل ديگرى كه اين گونه داروها پديد مى آورند، عوارض جانبى آنهاست، به خصوص كه اين عوارض در كودكان شديدتر است. چنانچه كودكى به ناچار از شيوه دارودرمانى براى حل مشكل شب ادرارى اش استفاده مى كند، بهتر است حتماً زير نظر پزشك متخصص باشد.


داروهاى دسمــــــــــــوپسين:

انواع ديگر داروهايى كه براى حل مشكل شب ادرارى كودكان به كار برده مى شوند، استفاده از داروهاى دسموپرسين است. اين داروها موجب تغييراتى در هورمون هاى بدن (ADH) مى شوند. اين شيوه درمان، در مورد كودكانى مى تواند موثر باشد كه هورمون ADH در بدن شان دچار نارسايى است. اين دارو موجب كاهش آب ادرار و ديرتر پرشدن مثانه كودك در طول مدتى كه خواب است، مى شود. مصرف اين دارو براى كودكان خردسال به صورت افشانه اى و در بينى است. اغلب والدين گزارش كرده اند كه استفاده از اين دارو خيلى سريع مى تواند شب ادرارى را در كودكان كاهش دهد. پزشكان نيز توصيه مى كنند اگر كودك توانست بعد از سه ماه كه از اين دارو استفاده كرد، خشك بخوابد، بهتر است مصرف آن را به تدريج كاهش داد. متاسفانه اين گروه داروها هم مثل داروهاى ضدافسردگى، زمانى كه مصرف آنها قطع مى شود، تاثير خود را در بدن كودك از دست مى دهند و مجدداً علائم شب ادرارى در او ظاهر مى شود. در اين گونه موارد، گروهى از پزشكان پس از شروع دوباره شب ادرارى، تجويز دارو را از سر مى گيرند و گروهى از والدين تصميم مى گيرند صبورانه با اين مشكل فرزندشان در خانه كنار بيايند و فقط شب هايى كه كودك دور از خانه اش مى خوابد، از اين گونه اسپرى ها و داروها استفاده كنند. اگر چه شب ادرارى هاى كودكان گاهى سبب ناراحتى والدين، اعضاى خانواده و خودِ كودك مى شود، اما خوشبختانه در اغلب موارد بدون درمان خاصى بهبود مى يابند. اما از آن جايى كه گاهى اين مشكل مى تواند علامت بيمارى جسمانى حادى باشد، بهتر است براى حل مشكل و درمان به موقع با پزشك متخصص مشاوره اى انجام دهند. در نظر داشته باشيد، انتخاب بهترين شيوه درمان در هر كودكى متفاوت است و بايد متناسب با شرايط جسمى _ روحى او انتخاب شود.

 

 

  شب ادراری در كودكان 

 

 

شب ادراري كودكان مشكلي است كه براي كودكان وخانوادة آنها از زمانهاي دور موجود بوده است . شرح خيس كردن كودكان در نوشته هاي 1550 سال قبل از ميلاد هم ديده مي شود لذا علي رغم پيشرفت دانش بشر در مورد مكانيسم ايجاد شب ادراري هنوز معلومات ما در مورد چگونگي ايجاد شب ادراري و نحوه درمان قطعي آن كامل نيست.

 

درسن شيرخوارگي ادرار كردن طفل كاملا رفلكسي و بي اختيار است . در اين سن, پر شدن مثانه باعث تحريك گيرنده هايي در جدار مثانه مي شود و هرچه مثانه پرتر باشد اين تحريكات بيشتر مي شود تا اينكه رفلكسي از طريق اين گيرنده ها ونخاع ايجاد شود و منجربه انقباض مثانه و تخليه آن گردد . با بزرگتر شدن كودك وتكامل مراكز عصبي,بنظرمي رسد كه درسن1تا2سالگي كودك مي تواند پر شدن مثانه خود را درك كند و تدريجا اين توانايي را بدست مي آورد كه مدت كمي تخليه مثانه را به تعويق بياندازد در سالهاي دوم تا سوم عمر , با تكامل مراكز عصبي , مغز كنترل بيشتري روي اعمـال مثانه پيدا مي كند و در نتيجه طفل قادر مي شود كه مدت بيشتري ادرار را در مثانه نگاه دارد معمولا تا سه سالگي اكثر اطفال بخوبي قادرند ادرارشان را در روز كنترل كنند اما توانايي كنترل ادرار در شب , اكثرا ديرتر حاصل مي شود . در سن 4 تا 5 سالگي مراكز عصبي مغز قادرند انقباضات مثانه را در خواب هم كنترل كنند بعلاوه تا اين سن ظرفيت مثانه كودك هم زياد شده و مي تواند حجم بيشتري ادرار را نگاهداري كند. البته اين روند تكامل در جوامع گوناگون سرعت يكساني ندارد . حتي دريك جامعه هم در طبقات مختلف مي تواند متفاوت باشد. وحتي در دختر ها معمولا اين كنترل زودتر از پسر بچه ها بوجود مي آيد.

 

‏تعــــــريف شب ادراري :

در صورتي كه كودكي به طور مكرر حداقل 2 بار در هفته و به مدت حداقل 3 ماه پياپي بدون استفاده از داروهاي ادرار آور و يا بدون داشتن بيماريهاي زمينه اي مانند ديابت و صرع و بيماريهاي سيستم اعصاب بستر خود را خيس كند , و سن كودك بالاي 5 سال باشد, مي توان او را بعنوان كودك دچار شب ادراري مورد بررسي قرار داد. بطور كلي شب ادراري در 10 تا 15% كودكان حدود 6 ساله موجود است اما هر چه سـن بالاتـر مي رود تعدادي ار كودكان خود بخود بهبودي پيدا مي كنند . بطوريكه در سن 10 سالگي حدود 5% از كودكان و در 15 سالگي تنها 1% كودكان شب ادراري دارند. و بايد توجه داشت كه شب ادراري در پسرها 2 تا 3 برابر دختر هاست.

 

علـــل شب ادراري در کــــودکان:‏

در بيش از 80% از موارد ، كودك مبتلا به شب ادراري هيچ بيماري و يا عيب و نقص عضوي و بدني ندارد و در كمتر از 20% موارد ممكن است بيماري هايي مانند : ديابـت , عفونت ادراري , بيماريهاي مادرزادي كليه , نوعي كم خوني و عيوب نخاع و بيماريهاي سيستم اعصاب , علت شب ادراري باشد . كه خوشبختانه در مورد فرزند شما با توجه به معاينات وآزمايشات انجام شده اينگونه مشكلات وجود ندارد . لذا شب ادراري در فرزند شما يك بيماري تلقي نمي شود و آيندة كودك شما كاملا روشن است . و اين شب ادراري سرانجام حتي بدون درمان برطرف خواهد شد.

 

توجه داشته باشيد اين خيس كردن , در هنگام خواب اتفاق مي افتد , و كودك شما هيچگونه دخالتي در آن ندارد لذا تنبيه و تحقير طفل در نزد خودتان يا ديگران ويا مسخره كردن وي , نه تنها هيچگونه تاثيري در بهبودي آن ندارد بلكه با ايجاد فشار روحي وضع كودك را به مراتب بدتر مي كند. ثابت شده است عوامل ارثي و سوابق والدين نيز در بروز شب ادراري موثر است . اما بايد توجه داشت همانطور كه زمان راه افتادن و حرف زدن بچه ها با همديگر متفاوت است , روند بالارفتن ظرفيت مثانه و زمان قدرت كنترل مثانه نيز در كودكان ممكن است باهم متفاوت باشد.

 

مسايل روحي و عاطفي از مهمترين علل شب ادراري هستند . اين مورد بخصوص در نزد كودكاني ديده مي شود كه قبلا كنترل ادرار داشته اند اما اكنون دچار شب ادراري شده اند. از جمله عوامل روحي كه مي تواند سبب شب ادراري گردد ميتوان از موارد زير نام برد:

  • تولد يك نـــوزاد درخانواده كه موجب مي شود توجه پــدر و مـادر به نــوزاد معطوف گردد و به كودك بزرگتــــر كمتر مورد توجه قرار گيرد .
  • جدايـــي پـــدر و مـــادر
  • اختلافات و كشمكشهـــاي درون خانـــواده
  • جابجايـــي خانواده
  • مسافـــرت يا فوت يكي از والدين
  • تحقيـــر و تنبيه بيش از حد بزرگتـــر ها نسبت به كودك
  • ايجــاد تــرس و هيجــان و اضطــراب شديد در كودك با شنيدن ويا ديدن مناظر, فيلمها ويا بازي هاي ترسناك كامپيـــوتري
  • از ديگر عوامل بسيار مهم در شب ادراري كه به تازگي و در سالهاي اخير بسيار اهميت پيدا كرده است , آلرژي و حساسيت كودك به غذا ها و بخصوص شيـــر گاو است . لذا بايد دقيقاً توجه داشت كه در چه شبهايي و با مصرف چه موادو يا غذاهايي اين شب ادراري تشديد مي شود. تا از مصرف آنها پرهيـــز گردد .

قبلا تصور مي شد كه كودكان مبتلا به شب ادراري خواب عميق تري دارند و يا شب ادراري ناشي از اختلال در خواب و بيدار شدن كودك است . اما بتازگي نشان داده شده است كه بين خواب كودكان مبتلا به شب ادراري و ساير كودكان تفاوتي وجود ندارد و خيس كردن در هر مرحله از خواب ( چه در مرحله خواب عميق و چه در مراحل خواب سطحي ) ممكن است اتفاق بيافتد.

 

درمــــــــان :

۱- از بين بردن تمامي فاكتورها و مسايل عاطفي و روحي كه منجر به اضطراب و مشكلات عصبي در كودك مي شود ( در قسمت قبلي به آن اشاره شد)

 

۲- استفاده ازتشكچه هاي زنگ دار كه در صورت تماس با اولين قطره ادرار زنگ آن بصدا درمي آيد و موجب بيداري كودك مي شود. استفاده از اين دستگاه باعث مي شود كه ظرف چند هفته يك رفلكس شرطي دركودك ايجاد شود بطوري كه حتي پرشدن مثانه نيزميتواند بتدريج باعث بيدار شدن كودك گردد.

 

۳- در روز بايد مايعات زيادي استفاده گردد و به كودك آموزش داد تاحتي الامكان در طول روز ادراركردن را به تاخير اندازد تا حجم مثانه بيشتر شده و در طول شب ديرتر پر گردد، بديهي است ار غروب آفتاب به بعد لازم است مصرف مايعات و غذاها و ميوه هاي آبدار به حداقل برسد و كودك حتما قبل از خوابيدن ادرار كند.

 

۴- تشويق طفل هم در انجام اين تمرينات و رعايت دقيق درمانهاي دارويي و غير دارويي بسيار مؤثر است . حتي مي توان كودك را به ازاي هر چند شب كه خيس نمي كند تشويق نمود و در صورت عدم خيس كردن براي مدت طولاني براي وي جايزه اي نيز خريد . (‌اين مسئله در مورد كودكاني كه در طول روز در لباس خود نم مي زنند نيز صادق است )

 

۵- درمانهاي دارويي كه از جمله آنها ايمي پيرامين است . ايمي پيرامين دارويي است كه در درمان تعدادي از ناراحتي هاي روحي و افسردگي بكار مي رود لذا ممكن است شما از مصرف آن اكراه داشته باشيد . اما بايد توجه داشته باشيد تاثير اين دارو جدا از خاصيت ضد افسردگي آن است و از طريق تاثير بر اعصاب مثانه عمل ميكند. لذا مي توانيد بدون دغدغه آنرا مصرف نماييد چرا كه اين دارو عوارضي براي كودك شما ندارد. در 25 تا 40% كودكان بدنبال مصرف اين دارو بهبودي حاصل مي شود اما از آنجائيكه پس از قطع دارو ممكن است شب ادراري مجددا عود نمايد,لازم است اين دارو حداقل براي سه ماه مصرف شود و قطع آن نيز تدريجي باشد . از داروهاي ديگر مي توان از قرص و اسپري بيني دسموپرسين و قرص اكسي بوتينين نام برد كه در موارد خاصي مي تواند مفيد باشد .

 

۶- درمانهاي روانپـــــزشكي بيشتر در مورد كودكانــــي بكار مي رود كه از مسايل روحــي و روانــي زيادي رنج مي برند.

 

در پايـــان متذكـــــر مي شـــــوم :

اگر چه شب ادراري سبب ناراحتي خانواده وخود كودك مي گردد اما خوشبختانه در اكثر بچه ها بهبود پذير است و حتي بدون درمان نيز اين عارضه ممكن است برطرف گردد. اما از آنجائيكه شب ادراري ممكن است علامت بسياري از بيماريهاي مهم و جدي در كودك باشد , درمانهاي توصيه شده براي كودك خود را هيچگاه جهت ديگران تجويز نفرماييد چون براي اثبات وجود و يا عدم وجود اين بيماريها , بررسي و معاينه كودكان مبتلا به شب ادراري توسط پزشك حاذق ضروري است.

 

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 1 دی1386 و ساعت |

 

 آنچه که نبايد به کودکان گفت

 

 

 

۱- گذاشتن اسم روي بچه ها " لال " یا " بچه بد "

اگر کودکان را نامهايي مانند احمق و تنبل و... بناميد باور مي کنند که داراي اين صفات و خصوصيات است. به علت آسيبي که به کاربردن اين نامهاي منفي به شخصيت بچه ها وارد مي کند اعتماد به نفس او از بين مي برد. اگر کودکي به صفت « زشت » ناميده شود ممکن است از حضور در جمع و بازي با ديگران خودداري کند اگر بگوييد:‌ « کمرو» از ارتباط با همسالان و بزرگترها پرهيز مي کند. چه بايد گفت: با جمله اي مثبت توجه بچه را به رفتاري معطوف کنيد که بايد تغيير دهد. « اين اتاق نامرتب و به هم ريخته است » يا « کاغذ و مدادهايت روي زمين پخش شده و بايد جمع شود.»

 

۲- طـــرد کـــردن بچه ها " اي کاش به دنيا نمي آمدي " يا " هيچکس ترا دوست ندارد "

طرد کردن بچه ها نشان دادن نفرت يا تمايل به جدايي از آنهاست. براي يک کودک دوست داشته نشدن از طرف فردي که او را به دنيا آورده به معني دوست نداشتن از طرف همه افراد است. آنچه که يک کودک بايد بداند اين است که پدر و مادر بدون هيچ قيد و شرطي دوستش دارند. چه بايد گفت: هر روز با او گفتگو کنيد و بگوييد « دوستش داريد » و در آغوشش بگيريد.

 

منفــــي بافــي " لياقت چيزي را نداري يا جات تو زندونه " 

بچه ها با کلمات و جمله هايي که به آنها مي گوييم، بزرگ مي شوند يک پژوهشگر با عده اي زنداني گفتگو و مصاحبه کرد. از آنها پرسيد که به چند نفر از آنها هنگام بچگي گفته شده که زنداني خواهند شد؟ با کمال تعجب دريافت که تقريباً با پاسخ همه آنها به اين سوال مثبت بود. والدين بايد آينده خوبي را براي بچه ها ترسيم و پيش بيني کنند.

 

مقصــر داشتن بچه ها هنگام بروز مشکلات " تو دليل دعواي من و پدرت هستي "

مقصردانستن کودک هنگام مشکلات به اين معني است که او به دليل کاري که به ديگران انجام داده اند سرزنش مي شود بچه ها هدف آسان و در دسترس براي به گردن گرفتن تقصير ديگر اعضاي خانواده هستند. اگر بچه ها بايد ياد بگيرند که مسئوليت کارهايشان را به عهده بگيرند ما بايد نمونه اي از مسسوليت پذيري در برابر اشتباهات و ضعف هايمان باشيم. چه بايد گفت: اگر عصباني شديد به محض بدست آوردن خونسردي٬ از کودک معذرت بخوهيد و مثلاً بگوييد:« ببخشيد دعوات کردم امروز خسته بودم. »

 

انتظارات نابجــا " نمره ات ۱۷ شده پس ۳ نمره ديگر چه شده است تو فقط بايد ۲۰ بگيري."

پدر و مادراني که از فرزندان خود انتظارات بي جادارند آنها را مجبور مي کنند که بهترين بازيکن باشند يا در مدرسه نمره ۲۰ بگيرند. پيامي که پشت اين عمل پنهان شده اين است که تو در مدرسه به اندازه کافي خوب نيستي. داشتن انتظار بي جا تنها اعتماد به نفس کودک را از بين مي برد. چه بايد گفت؟ با تاکيد به نکات مثبت بگوئيد: خيلي عالي است که نمره هاي ۲۰ زيادي در کارنامه ات داري اشکالي ندارد نمره ۱۷ گرفتي چون تو تمام سعي خود را کردي و هر انساني ممکن است اشتباه کند سعي کن اشتباهاتت در آينده کمتر شود لزومي ندارد هميشه و همه کس نمره ۲۰ بگيرند.

 

مقـــايسه کـــردن " چرا مثل پسرخاله ات نيستي ؟ وقتي به سن تو بروم، دو کيلومتر پياده به مدرسه مي رفتم. وقتي به کودک مي گوييد که رفتارش مثل خواهرش خوب نيست.

تخم حسادت و بددلي را بين فرزندان خود مي کاريد. بچه ها نبايد در خانواده و فاميل مقايسه شوند چون در مقابل خواهران و برادران خود احساس بي ارزشي و بد بودن را خواهند داشت. حتي تعريف مثبتي هم مي تواند همين نتيجه را داشته باشد. وقتي مي گويد: « تو در بازي فوتبال از برادرت بهتري » همان احساس مقايسه و ناسازگاري را بين آنها به وجود مي آوريد. بهتر است بگوييد: تو در بازي فوتبال به اندازه برادرت هنگامي که به سن تو بود خوب هستي. از سال گذشته تا به حال در زبان پيشرفت کرده اي.

 

شـــرم زدگـــي " بايد از خودت خجالت بکشي. درست مانند يک بچه رفتار مي کني. نمي توانم باور کنم از اين گربه کوچک مي ترسي."

هنگام خجالت٬ کودک٬ احساس مي کند نقص دارد يا بي لياقت است. خجالت کشيدن بيشتر از اين که رفتار او را درست کند موجب از دست رفتن روحيه و تحقير او مي شود. برخي پدرها و مادرها با انگشت گذاشتن روي نقاط ضعف کودک، مانند شب ادراري او را تحقير مي کنند. خجالت زده کردن کودک موجب مي شود که او عوامل تحقيرش را پنهان کند. بهتر است بگوييد: گريه نکن٬ تو ديگر بزرگ شده اي. گربه آنقدرها هم ترسناک نيست.

 

تهديد کـــردن " اگر نيايي مي روم و اينجا تنها مي ماني. اگر دوباره اين کار را انجام دهي، به پليس مي گويم ترا ببرد."

تهديد گفتن جمله يا کلمه اغراق آميزي است که پدر و مادر به کار مي برند تا کودک را بترسانند مانند اين جملات: « اگر درست رفتار نکني تمام استخوانهايت را مي شکنم » تهديد موجب ترس در کودک مي شود و او احساس مي کند که در محيطي ناامن و پر از دشمن زندگي مي کند. تهديد به تنها گذاشتن کودک برايش بسيار دردناک و سخت است چون او بسيار حساس است و براي نيازهاي اساسي و اوليه زندگي با پدر و مادرش نياز دارد. آنچه بايد گفت: به بچه ها بايد هشدار داد نه تهديد برخلاف تهديد٬ هشدار واقعي و معقول است. با گفتن جمله « اگر .... در نتيجه ...» به او هشدار مي دهيد که نبايد به رفتار بدخود ادامه دهد. مانند « اگر دوباره خواهرت را بزني، ديگر نبايد با او بازي کني.»

 

www.irib.ir

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 1 دی1386 و ساعت |

 

 درمان‌ پرخاشگری در کودکان

 

 

 

 

براي‌ درمان‌ پرخاشگري‌ در كودكان‌ اولين‌ گام‌ اينست‌ كه‌ نوع‌ پرخاشگري‌ آنها را به‌ صورت‌ موردي‌ برطرف‌ نماييم.

 

۱- در مورد كودك‌ پرخاشگري‌ كه‌ الگو پذيري‌ عامل‌ اين‌ گونه‌ رفتار او بوده، بايد روي‌ الگوي‌ كودك‌ كار كرد و راه‌هاي‌ ديگري‌ جز پرخاشگري‌ را به‌ آن‌ الگو آموخت.

۲- اگر پرخاشگري‌ در اثر ناكامي‌ به‌ وجود آمده‌ باشد، بايستي‌ كودك‌ ناكام‌ را در رسيدن‌ به‌ اهداف‌ مطلوب‌ و دوست‌ داشتني‌ كمك‌ كنيم.

۳- در مواردي‌ كه‌ علت‌ پرخاشگري‌ اضطراب‌ است، بايد از نگراني‌ دروني‌ و اضطراب‌ كودك‌ مطلع‌ شويم.

۴- ورزش ‌كردن‌ براي‌ اين‌ كودكان‌ بسيار مؤثر است‌ و باعث‌ تخليه‌ هيجاني‌ مي‌ شود.

۵- در كشمكشهاي‌ دروني‌ بايستي‌ كودك‌ را از حالت‌ دوگانگي‌ خارج‌ ساخت. كمك‌ به‌ كودكان‌ در تصميم گيري، باعث‌ ميشود كه‌ بياموزند به‌ حالتهاي‌ دوگانه‌ دروني‌ خود پايان‌ بخشند.

۶- در پاره‌اي‌ از موارد، كودك‌ افسرده‌ پرخاشگري‌ شديدي‌ از خود نشان‌ مي‌ دهد. در اين‌ ميان‌ لازم‌ است‌ به‌ اين‌ نكته‌ پي‌ ببريم‌ كه‌ او چه‌ چيز دوست‌ داشتني‌ را از دست‌ داده‌ و چگونه‌ مي ‌شود مورد از دست‌ رفته‌ را براي‌ او جبران‌ كنيم.

۷- در مورد پرخاشگري، شيطنت‌ و مصرف‌ دارو بايستي‌ حتماً با پزشك‌ متخصص‌ ارتباط‌ داشته‌ باشيم‌ تا كودك‌ از نزديك‌ مورد معاينه‌ قرار گيرد.

۸- هنگامي‌ كه‌ كودك‌ قرباني‌ خشونت‌ در مدرسه‌ شده‌ است، بايستي‌ با مسئولان‌ مدرسه‌ صحبت‌ كنيم‌ و لازم‌ است‌ كه‌ ايشان‌ طبق‌ قانون‌ و مقررات‌ خاص‌ با كودكان‌ خشونت گرا برخورد كنند؛ و نيز كودكاني‌ را كه‌ قرباني‌ خشونت‌ شده‌اند براساس‌ رفتارهاي‌ خوبشان‌ مورد تشويق‌ و تأييد قرار دهند.

۹- چنانچه‌ نوع‌ پرخاشگري‌ كودك‌ خصمانه‌ است، بايستي‌ كودك‌ را از آزار و اذيت‌ كردن‌ دور كنيم‌ تا مجبور نباشد براي‌ تلافي‌ و انتقام، افراد ديگر را اذيت‌ كند؛ و اگر پرخاشگري‌ از نوع‌ وسيله‌ اي‌ است، بايستي‌ راه‌هاي‌ ديگري‌ را جهت‌ مطرح‌ كردن‌ كودك‌ برگزينيم‌ تا او ناچار نباشد از روش‌ خشونت‌ براي‌ جلب‌ توجه‌ استفاده‌ كند.

 

نتيجــــه‌ گيــــــــــری‌

به‌ طور كلي‌ خشونت‌ و پرخاشگري‌ بيشتر عامل‌ بيروني‌ دارد و فقط‌ در موارد خاص‌ به‌ علل‌ دروني‌ مربوط‌ مي‌ شود. والدين‌ در درجه‌ اول، بايستي‌ محرك‌هاي‌ محيطي‌ را كه‌ باعث‌ تحريك‌ خشم‌ و ايجاد خشونت‌ در فرزندشان‌ مي ‌شود شناسايي‌ و سپس‌ براي‌ رفع‌ آن‌ به‌ كمك‌ روان شناسان‌ و متخصصان‌ اقدام‌ نمايند.

 

تبیان

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 1 دی1386 و ساعت |

 

  کودکان و پرخاشگری

 

 

 

 

یکی از دلایل عمده ای که باعث پرخاشگری و گاه حتی فراتر رفته و تبدیل به شکستن هنجار ها و بزهکاری می گردد سرزنش و نکوهش های بسیار والدین در دوران کودکی و نوجوانی می باشد.سرزنش هایی که در انتها باعث از بین رفتن اعتماد بنفس کودکان نسبت به عملکرد خود می گردد و بهمین منظور دائم تلاش می کنند تا بجای برآورد و بیان خواسته های خود به خواسته های دیگران توجه کنند چون آموخته اند که عملکرد ایشان اغلب مورد سرزنش و نکوهش قرار گرفته و ناگزیر برای بدست آوردن نوازش از جانب والدین و نزدیکان خود می بایست اینگونه عمل کنند. متاسفانه این عملکرد والدین در بسیاری مواقع با شکست روبرو می گردد زیرا هنگا میکه کودک کاری مورد انتظار را انجام می دهند، ولی نوازش دریافت نمی کند احساس می کند که به او خیانت شده است. بهمین دلیل بعدها او دچار مشکل شده و راه حل را در گرفتن انتقام با شکستن هنجارها و یا پرخاشگر می گردد. در اینجا نمونه هایی از این موضوع در زیر ارائه شده است.

 

نـــوازش داده نمی شوند تا کــــودک زیاد لوس نشود

چون نوازش دریافت نمی کنند، یاد می گیرند که بعدها در زندگی نیز آن را قبول نکنند و به این ترتیب هیچوقت یاد نمی گیرند که بگویند متشکرم. حتی در عوض آن گاها می گویند " برو بابا اینکه چیزی نبود" بعبارت دیگر آنقدر به این رفتار عادت کرده است که هر عملی برای او پیش پا افتاده و نا چیز است.

 

غــــوره نشده مـــویـــز نشـــو

برخی از والدین از براز تحسین خودداری می کنند و حتی کلمه "آفرین" را بمنظور ایجاد انگیزه ای برای موفقیت های بزرگتر ادا نمی کنند. بدین ترتیب کودک در سراسر زندگی آینده اش از کوههای بدون قله بالا می رود و زجر سقوط در دره های بی انتها را احساس می کند، زیرا هرگز به پاداشی که انتظارش را می کشند نمی رسند. این گروه اگر چه از تلاش دست بر دار نیستند اما، خشم و ناکامی او هر دم افزایش می یابد تا آنجا که در آن غرق می شوند و بالاخره کار به مناظره و دشمنی می کشد.

 

مــــوفقیتهای کــــودک فهمیده نمـــــی شود

موفقیتهای کودک فهمیده نمی شود، و لذا بحساب نمی آید. کوروش مدال جایزه اول مسابقه مقاله نویسی مدرسه تحت عنوان "بهترین راه مبارزه با عدم توازن بین المللی" را به خانه آورد. اما کوروش بعدا تصادفا می شنود که مادرش ضمن صحبت به دوستی می گوید "مقاله نویسی کوروش بعد نیست". او این صحبت را بدون درک موفقیت بزرگ پسرش با دیگری درمیان می گذارد و متوجه سعی و تلاش سخت پسرش برای بدست آوردن این موقعیت بزرگ نمی گردد.

 

تـــو هیچـــوقت کــــاری را درست انجام نمــــی دهــــی

بعبارت دیگر آنطور که من می خواهم انجام نمی دهی. فردی سالها تلاش می کند و پس از مرارت های بسیار به درجه دکتری می رسد و در روانپزشکی تخصص می گیرد اما، یک روز که به ملاقات مادرش می رود و در گفتگویی مادرش به او می گوید "دکتر شدی خیلی خوب، اما چرا رفتی روانپزشک شدی. نمی توانستی یک تخصص بهتر بگیری". بعبارت دیگر پیام والد این است. اینطور که هستی نباش. آن چیزی باش که من همیشه در رویا هایم از تو داشتم. آخ چقدر دلم می خواست تو جراح می شدی که مردم بگویند پسر او جراح است.

 

کامــــــل نیســـت

مریم و فراز روزها با شوق و ذوق تمام وقت صرف می کنند تا دیوار های اتاق را رنگ تازه بزنند. سپس از پدرشان می خواهند تا بیایید و درباره کارشان نظر بدهد، درهمین حال منتظر تعریف و تمجید پدر می باشند بخاطر رنگ و نقاشی جدید اتاق اما تنها چیزی پدر می گوید این است. بد نیست البته آن گوشه سقف را هم انگار فراموش کردید.

 

ســـــرقت نــــوازشهـــــا

جوانی که نشان بهترین دانشجوی سال را می گیرد و با افتخار و غرور از سالن بیرون می اید با این حرف مادر روبرو می شود که پسرم برو خدا را رو شکر کن چون تمام عمر برایت دعا کردم و تو همه این تشویق ها و ستایش ها را رو مدیون خداوند هستی. در واقع پیامی که این جا ذکر می گردد این است که مادر انتظار ستایش دارد. قدردانی زمانی بی ریا بر زبان می آید که طرف مقابل خواستار آن نباشد. کودکان موقعی یاد می گیرند که از صمیم قلب بگویند متشکرم که بشنوند والدینشان از صیمیم قلب بگویند: متشکرم.

 

مخـــــدوش شدن نـــوازشـــــها

زیباترین و با ارزشترین مهر تایید های دیگران، در مقابل سخنان پدر و یا مادر پشیزی ارزش ندارد. مانند این جمله: آنها چی می فهمند، تازه تو زندگی ما نیستند که ببینند یا لیسانس مدرسه عالی خوبه اما اگر مثل پسر عموت رفته بودی دانشگاه هاروارد و مدرک آنجا رو می گرفتی آن یک چیز دیگه بود.

 

مـــوفقیتها دست کــم گـــــرفته مــــــی شوند

امیر هم کار می کند و هم به دانشگاه می رود. همچنین اعلی رغم کار تمام وقت او موفق می شود تا بورسیه تحصیلی رایگان را برای درجه دکترا در دانشگاه آکسفورد را بدست آورد. پدر امیر از این وضعیت راضی نیست و می گوید آخر می خوای بری خارج چیکار؟ اینهمه درس خوندی و ما کمکت کردیم حالا بجای اینکه بر گردی عصای دست ما برای زمان پیری باشی می خوای بری خارج. آخه این هم شد کار حسابی!!!! بلی زندگی برای تلاشگران ابدی، مبارزه ای است بی حاصل برای بدست آوردن چیزی که اصلا وجود ندارد. شاید نکات بالا در نگاه اول زیاد مهم بحساب نیاید اما واقعیت این است بسیاری ازکودکان و بزرگسالانی که در گیر پرخاشگری و ناهنجاریهای اجتماعی می گردند ریشه در گذشته دور دارند. بعبارت دیگر نمی خواهند همچون گذشته مورد سرزنش قرار گیرند و حود را بهترین نشان دهند اگر چه شاید این عملکرد در جهت منفی باشد. شما در زندگی خود چگونه عمل می کنید آیا می خواهید دیگران را شبیه خود سازید یا آنها را بگونه ای تربیت نمایید که آرزوهای شما را برآورده سازند یا اجازه می دهید خودشان باشند و از آنچه که هستند لذت ببرند اگر چه با شما تفاوت داشته باشند.

 

مجلـــه بهــــار ایـــران

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 1 دی1386 و ساعت |

 

 چگونه به کودک بیاموزیم خود را سرگرم کند

 

 

 

 

بچه‌ها مدتها قبل از پاگذاشتن به دوران بزرگسالي فشار رواني را تجربه مي‏كنند. برخي کودکان مجبورند با مشکلاتي چون کشمکش‌هاي خانوادگي، طلاق، تغييرات دائمي مدرسه، همسايه‌ها، توافقات مراقبت از کودک، فشار گروههاي هم‌سال و بعضي وقت‌ها حتي با خشونت در خانواده يا جامعه‌شان دست و پنجه نرم کنند. بيشتر والدين كودكان نوپا آرزو مي كنند كه كودكشان بتواند تنهايي خودش را سرگرم كند. اين خواسته والدين منطقي است، چون كودك نوپا مي تواند اسباب بازي ها را بر دارد، با آن ها بازي كند، دنبال توپ بدود و كتاب ورق بزند. نوپاها آموخته اند كه مي توانند خودشان كارهايي انجام دهند و اتفاقاً اغلب هم در انجام كارها توسط خودشان پافشاري و سماجت به خرج مي دهند.

 

با اين همه يك بچه يك ساله همچنان دوست دارد دور و بر والدينش بچرخد، ما مي توانيم به او كمك كنيم كه بياموزد چگونه خود را سرگرم كند. جين فوي، متخصص كودكان در كاروليناي شمالي مي گويد: "كودكان نوپا اصولاً نمي توانند براي مدت طولاني به تنهايي بازي كنند". طولاني ترين زماني كه مي توانيد از يك بچه يك ساله انتظار داشته باشيد به تنهايي بازي كند چيزي حدود پانزده دقيقه است، دادن چنين فرصتي به كودك كاري است كه به انجام دادنش مي ارزد، اين كار تنها به اين دليل نيست كه شما فرصت داشته باشيد شام را آماده كنيد يا اتاق را جارو و گردگيري كنيد. دكتر اسكالار متخصص رشد در مركز مطالعات رشد و يادگيري دانشگاه كاروليناي شمالي در اين باره مي گويد:"تنها بازي كردن، تقويت كننده استقلال، اعتماد به نفس، خلاقيت، و مهارت هاي زباني است. اغلب مي بينيم كه يك كودك پانزده ماهه موقعي كه تنها بازي مي كند با خود چيزهايي زمزمه مي كند، چنين بازي هايي پايه و اساس رشد مهارت هاي زباني هستند.

 

"دكتر اسكالار مي گويد:" قابليت بچه ها براي تنها بازي كردن به حال و وضعيت آن ها هم بستگي دارد، اگر بچه گرسنه، خسته يا مريض باشد كمتر به تنها بازي كردن رغبت خواهد داشت. علاوه براين شما از يك نوپاي كمي بزرگ تر هم نمي توانيد انتظار داشته باشيد كه مدت طولاني تري تنها بازي كند." دكتر فوي معتقد است: "يك كودك بيست و دوماهه كه از نظر شناختي و زباني قابليت هاي بيشتري از كودك يك ساله يا پانزده ماهه دارد تمايل روز افزوني براي كسب استقلال در خود مي بيند، بنابراين بيش از پيش دوست دارد با شكستن حد و مرزهايي كه شما وضع كرده ايد آن ها را و شما را امتحان كند و بنابراين اين نياز بيشتري به نظارت و توجه مداوم و از نزديك دارد".

 

براي افزايش ظرفيت كودكتان در تنها بازي كردن، چهار كلمه را به خاطر بسپاريد:" علاقه،ايجاد عادت، سازماندهي، و جهت دهي".اول سعي كنيد كودكتان را به فعاليتي مشغول كنيد كه به آن واقعاً علاقه دارد، اگر از نظر شما كمي شلوغ كاري اشكالي ندارد به او اجازه دهيد اگر دوست دارد ليوان ها و قاشق ها را جابه جا كند يا لباس ها را از كشوي كمد بيرون بكشد. ژوليت كه يك پسر پانزده ماهه دارد دو كشوي پايين كابينت آشپزخانه را پر از بطري، قاشق و پيمانه هاي پلاستيكي كرده تا هنگامي كه او مشغول درست كردن شام است، پسرش با آن ها مشغول بازي شود و كاري به كار او نداشته باشد.

 

بنابراين مي بينيم كه چه طور سرگرم كردن بچه به كار مورد علاقه اش مي تواند او را به سمت تنها بازي كردن سوق بدهد.چنان كه گفتيم دومين نكته اي كه بايد به ذهن بسپاريد "ايجاد عادت" است. وقتي كودك شما كاملاً مشغول بازي شد، به آرامي كمي دور شويد يا يك مجله به دست بگيريد. وقتي او اسباب بازي به سمت شما مي اندازد تا شما را به بازي بكشاند، به راحتي اسباب بازي را به خودش برگردانيد و جمله كوتاهي درباره بازيش بگوييد و لبخند بزنيد. طي روزها و هفته هاي بعد بتدريج و آرام آرام سعي كنيد فاصله فيزيكي و ذهني خود را از او بيشتر كنيد و بيشتر پي كار خودتان باشيد، اما هرگز كودكتان را بدون مراقبت رها نكنيد. دقت داشته باشيد در محلي كه كودك مشغول بازي است شئ يا موقعيتي وجود نداشته باشد كه امنيت و سلامت كودك را به خطر بيندازد.

 

كودك يك ساله در كي از خطر ندارد. نكته ديگري كه در اين مورد برشمرديم " سازماندهي " فعاليت كودك بود. پر كردن اطراف كودك از اسباب بازي هاي جورواجوري كه دوست شان دارد منجر به دستپاچگي و گيج شدن او مي شود. به جاي اين كار، هر بار تنها يك اسباب بازي در اختيار او بگذاريد و به نوبت اسباب بازي ها را عوض كنيد. تري مي گويد:"من وقتي مي خواهم كتابي بخوانم يا حساب خريدهاي روزانه ام را بكنم؛ از همين روش استفاده مي كنم، كتابم را به اتاق فرزندم مي برم و آن جا اول عروسك پشمالويش را به او مي دهم، بعد از چند دقيقه توپ را و بعد از مدتي دو تا كتاب در اختيارش مي گذارم، به اين ترتيب او مرتب مشغول بازي است و با هر اسباب بازي به نوبت حسابي بازي مي كند و سرگرم مي شود، و من هم به كارم مي رسم."

 

يك كودك يك ساله نياز به جهت دهي دارد، از اين رو وقتي احساس مي كنيد كودكتان آرام آرام علاقه اش را به بازي با يك اسباب بازي از دست مي دهد، با پرسيدن يك سؤال دوباره او را تحريك كنيد. مثلاً وقتي كودكتان مشغول بازي با بلوك هايش است، در حين اين كه مشغول كار خودتان هستيد بدون اين كه مستقيماً وارد بازي با او شويد، با او صحبت كنيد. مثلاً مي توانيد بگوييد:" عجب! تو سه تا مكعب رو روي هم گذاشتي. مي توني يكي ديگه هم بهشون اضافه كني؟"سعي كنيد برنامه تنها بازي كردن بخشي از برنامه روزانه بچه باشد. كلر لرنر، متخصص رشد كودكان در واشينگتن مي گويد:"

 

كليد تقويت توانايي تنها بازي كردن در بچه ها اين است كه با افزايش تدريجي زمان تنها بازي كردن، او را به اين كار عادت دهيد." البته ممكن است اولين تلاش هاي شما براي وادار كردن كودك به تنها بازي كردن بيش از چند دقيقه نتيجه ندهد و كودك پس از دقايقي كوتاه داد و فرياد راه بيندازد و شما را بطلبد، در اين هنگام سعي كنيد سريع به او پاسخ ندهيد، به او فرصتي بدهيد تا خودش با مسأله كنار بيايد. يك زمان مناسب براي ايجاد عادت تنها بازي كردن، بعد از حمام يا ناهار است، اين زماني است كه كودك راضي و خشنود به نظر مي رسد. زمان هايي كه خودتان خسته هستيد براي اين كار انتخاب نكنيد. دكتر فوي مي گويد:" خستگي و تنشي كه شما در درونتان احساس مي كنيد ممكن است در رفتار كودكتان منعكس شود."

 

در ضمن به خاطر بسپاريد كه اين فرايند هميشه با يك الگو و با يك كيفيت ثابت نخواهد بود. كودكي كه يك روز خيلي خوب خودش را به تنهايي سرگرم مي كند، روز بعد ممكن است كاملاً از اين كار امتناع كند، اما شما بايد تلاش كنيد كه فرصت هاي لازم را براي او فراهم كنيد تا تنها بازي كردن را به مرور بياموزد. پيش از اين كه شما فكرش را بكنيد خواهيد ديد كه توانسته ايد پانزده دقيقه تمام به حال خودتان باشيد و كودك كاري به شما نداشته و شادمانه خود را در دنياي بازي غرق كرده است!

 

منبع: وبلاگ نشاط

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 1 دی1386 و ساعت |