تبليغاتX
مرکز مشاوره و روان شناختی مهرآرا


ترس و اضطراب در کودکان

سیدمحمدحیدر حسینی موسوی

دانشجوی کارشناسی ارشد روان‌شناسی کودکان اسثنایی

   
   
 

کودک و ترس
شب شده است و مادر باران با نگاهی معنی‌دار به او می‌فهماند که باید برای خوابیدن به اتاقش برود و آماده خواب شود. هر چه سعی می‌کند که به روی خودش نیاورد و همراه پدر و مادرش بماند فایده‌ای ندارد.
درِ اتاق تاریک باران باز می‌شود، مادر چراغ را روشن می‌کند ولی باز هم ترسناک است، توی کمد، زیر تخت، پشت پنجره ...
مامان، مامان می‌شود نروی، این جا بمان. می‌شود من بیام پیش شما بخوابم. نه باران جان تو باید توی اتاق خودت و سرجایت بخوابی. بیا نگاه کن توی کمد و زیر تخت هیچی نیست.
وقتی رفتی م‌یان، تورو خدا، تورو خدا
اشک گوشه چشمش جمع شده و لب و لوچه‌اش را هم ورچیده‌اس.
مادر طاقت نمی‌آورد و ...

ترس چیست؟
ترس واکنشی است طبیعی، لازم، مهم و مفید در صورتی که به طور کامل کنترل و به طور منطقی تعبیر شود باعث می‌شود که شخص در مواجهه با مشکلات بیشتر احتیاط کند. واتسون پایه‌گذار مکتب رفتارگرایی عقیده دارد که ترس یکی از صد غریزه یا انگیزه‌‌ای است که انسان با آن به دنیا می‌آید.
ترس یکی از پدیده‌هایی است که نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در تکامل انسان ابتدایی داشته است، همچنین در شکل‌گیری و توضیح شخصیت انسان و در روابط اجتماعی، ترس جزء یکی از فاکتورهای اساسی محسوب می‌شود.
هنگامی که ما ترس را تجربه می‌کنیم، دستخوش تغییرات بدنی و هیجانی گوناگونی می‌شویم که پاسخ ترس را تشکیل می‌دهند. پاسخ ترس دارای چهار عنصر است:

1- عناصر شناختی (انتظار آسیب قریب‌الوقوع)

2- عناصر بدنی (واکنش اضطراری بدن به خطر، به علاوه تغییرات موجود در ظاهر ما)

3- عناصر هیجانی (احساس دلهره و وحشت‌زدگی)

4- عناصر رفتاری (گریه، جنگ، گریز، در جای خود خشک شدن)

اضطراب چیست؟
اضطراب نیز همان چهار مولفه ترس را داراست ولی با یک تفاوت مهم، مولفه  شناختی ترس، انتظار خطری واضح و بخصوص است در حالی که مولفه شناختی اضطراب، انتظار خطری مبهم است.

ترس و اضطراب در کودک
آیا ماهیت ترس و اضطراب در کودکان همانند بزرگسالان است؟ آیا ترسی که در بزرگسالی باقی‌مانده،  ترس حل نشده در دوران کودکی است؟ و ....
جواب این سوالات را با هم در مروری بر ترس و اضطراب خواهیم داد.

انواع ترس
به طور کلی ترس در کودکان را می‌توان به دو گروه عمده تقسیم کرد.

1- ترس‌های طبیعی و لازمه دوران رشد

2-
ترس‌های نابهنجار (اضطراب)

ترس‌های طبیعی و لازمه  دوران رشد

1- ترس اولیه: ترسی است که فروید (پدر روان‌تحلیل‌گری) آن‌ را به زمان تولد کودک و جدایی وی از رحم مادر نسبت می‌دهد. (این ترس قابل مشاهده نیست)

2- غریبی کردن:
اولین ترس قابل مشاهده‌ای که کودک با آن روبرو می‌گردد ناشی از دوره‌ای از رشد کودک است که کودک به لحاظ روانی هنوز فوق‌العاده ضعیف است و ما آن را با نام غریبی کردن می‌شناسیم.  این ترس بسیار معمول در نیمه دوم سال اول زندگی به صورت ترس از رویارویی با غریبه‌ها است. کودک هشت ماهه وقتی که به غریبه‌ها می‌رسد بغض می‌کند، نگاهی به مادرش و نگاهی به غریبه می‌اندازد و بعد گریه سر می‌دهد.

این احساس که ناشی از محدود بودن محیط حس کودک است، در عین حال زاده  دوره  تکاملی است که در  کودک قابلیتی شکل می‌گیرد که توسط آن قابلیت کودک، فرد مورد اعتماد خود را که غالباً مادر است، می‌شناسد و از این رو حضور افراد غریبه در کودک ایجاد ترس می‌کند. چرا که آن‌ها با فرد مورد اعتماد کودک فرق دارند.
کودکان همیشه با ترس با غریبه‌ها برخورد نمی‌کنند. اگر غریبه‌ای برخورد آرامی با او داشته باشد، آرام حرف بزند و کم‌کم با او شروع به بازی کند، کمتر احتمال دارد که کودک بترسد.  تقریباً همه کودکان بین 7 تا 12 ماهگی از غریبه‌ها می‌ترسند.

1- ترس از جدایی: در طی دوران رشد شاهد شکل‌گیری احساس ترس دیگری در کودک هستیم. در این حالت کودک از اینکه از فرد مورد اعتماد خود جدا شود احساس ترس می‌کند و ما از آن با نام «ترس جدایی» یاد می‌کنیم. کودک در این دوره از رشد برای اولین بار جدایی را به مثابه یک درد تجربه می‌کند و انتظار دوباره قرار گرفتن در کنار فرد مورد اعتماد خود را دارد. در این دوره از رشد، بر طبق تحقیقات پیاژه،  کودک هنوز توانایی درک زمان و پایداری اشیاء را ندارد و اگر برای مثال مادر کودک وی را نزد شخص دیگری بگذارد تا به خرید برود و کودک ببیند که مادر وی دیگر نیست، اینطور تصور می‌کند که وی دیگر باز نخواهد گشت. این حالت در کودک تولید ترس می‌کند. کودک در این حالت چند لحظه به در خیره نگاه می‌کند و بعد گریه سر می‌دهد. کودکان یکساله‌ای که نابینا هستند و نمی‌توانند مادرشان را ببینند هنگامی گریه را سر می‌دهند که بشنوند مادر اتاق را ترک کرده است. ترس از جدایی معمولاً بین هفت تا دوازده ماهگی ظاهر می‌شود و اوج آن در 15 ماهگی و 18 ماهگی است و به تدریج کاهش می‌یابد.

2- ترس از تاریکی:
احساس ترس دیگری که بیشتر در سنین بالای 2 سالگی بروز می‌کند ترس از تاریکی است. کودکان در این سن توانائی تشخیص تاریکی- روشنایی، شب-روز و بیداری-خواب را تازه کسب کرده است و این قابلیت هنوز در بُعد فوق ابتدایی آن عمل می‌کند. برای مثال اگر از کودکی در این سن بپرسید که روز تولدت کی است خواهد گفت که: «من باید هنوز سه بار بخوابم و بعد روز تولدم است» بنابراین ترس از تاریکی با درک کودک از تاریکی- روشنایی آغاز می‌شود و به‌علاوه در این سن کودک قادر نیست تا ترس خود را آگاهانه دریافت کند. همه ما این‌ را تجربه کرده‌ایم که کودک به هنگام آماده شدن برای خواب در این سن احساس ترس از تاریکی را ابراز می‌کند.

3- ترس از شبه حیوانات:
در حوالی 3 سالگی کودک از شبه حیوانات می‌ترسد. در این سن ناگهان محیط کودک که هنوز برایش مرموز است توام می‌شود با ترس از اشیاء ... دلیل آن هم این است که کودک در این سن از قوه  تخیل خود بهره می‌گیرد و برای اینکه بتواند با محیط خود رابطه برقرار سازد به اشیاء پیرامون خود زندگی می‌دهد. بدین معنی که تصور می‌کند اشیاء پیرامون وی جان دارند و عمل می‌کنند برای همین هم اگر مثلاً سر کودک به گوشه در بخورد گریه‌کنان می‌گوید: «این در بد جنس سرم را درد آورد.» با تصور جان‌دار بودن اشیاء کودک از خطری که آن‌ها برای وی دارند احساس ترس می‌کند و اگر توجه کنیم فلسفه وجودی افسانه‌های کودکان، غلبه بر این ترس کودک در این دوره از رشد است. برای همین هم کودک خواهان آن است که یک افسانه را دائم برایش بازگو کنند و هر دفعه نیز می‌خواهد آن افسانه معین را (که با آن احساس آرامش می‌کند) کلمه به کلمه و مثل دفعه قبل بشنود و اگر با جملات دیگر برایش بازگو کنیم اعتراض خواهد کرد.

4- ترس‌های انطباقی:
در سن چهار تا پنج‌سالگی دوره  انواع ترس‌های ناشی از انطباق بر محیط شروع می‌شود. هر کدام از این انواع احساس ترس، نیاز آن‌ را دارند که بی‌تاثیر شوند (بدین معنی که درست است این نوع از ترس طبیعی و وابسته به رشد است اما در جهت گذر سالم کودک از این مرحله  ترس بیشتر از مراحل دیگر کودک احتیاج به توجه و همراهی دارد). این ترس‌ها (ترس از مهد کودک، دبستان و ...) یکی پس ازدیگری می‌آیند و می‌روند و کودک را آماده  آن می‌سازند تا ترس‌های جدید را تجربه کند. همانطور که از نام این نوع از ترس پیداست کودک بیم دارد  از اینکه آیا می‌تواند الفت و صمیمیت را در محیط جدید همانند محیط قبلی خود داشته باشد یا خیر؟

نکته: ترس‌های دیگری هم که وابسته به دوران رشد هستند مانند ترس‌های دوران بلوغ، شخصیت یا ترس وجودی، ترس از مرگ وجود دارند ولی به‌دلیل مربوط نبودن به حوزه  کودک از پرداختن به آن صرفنظر می‌کنیم.

آیا ترس‌های طبیعی و لازمه  دوران رشد را باید نادیده گرفت؟
نادیده گرفتن هر کدام از صور ترس‌های مربوط به دوره‌های رشد و یا به گفته دیگر عدم آگاهی از این ترس‌ها در دوره‌های خاص تظاهر آن‌ها (بخصوص از سمت والدین) و از سوی دیگر وقفه‌های طولانی و غیرطبیعی در گذر از یکی و رسیدن به دیگری و حتی جابجایی آن‌ها همگی می‌توانند نشان‌دهنده  رشد غیرطبیعی فرد به لحاظ روانی باشند.

برخورد با کودک در هنگام ترس چگونه باید باشد؟
تربیت کاملاً آزاد کودک بدین معنی که انجام همه کار و همه چیز برایش مجاز باشد، زمینه  شکل‌گیری شخصیت بیمارگونه و توام با اختلالات متعدد را می‌سازد و از طرف دیگر تربیت مستبدانه که سخت‌گیری‌های متعددی را در راه خلاقیت و فعالیت آزاد کودک اعمال می‌دارد می‌تواند موجب واپس‌روی (بازگشت به مراحل قبلی در کودکی) در رشد شخصیت کودک گردد. پس به صراحت می‌توان گفت نقش تربیت و شیوه‌های فرزندپروری در رشد و شخصیت کودک بسیار حائز اهمیت است.

ترس‌های نابهنجار
این نوع ترس‌ها را در زمره  اختلالات اضطرابی دسته‌بندی می‌کنند.
در این قسمت به ذکر و شرح چند مورد مهم و شایع از این نوع ترس‌ها می‌پردازم.

1- ترس از صداهای نابهنجار: این نوع ترس از بدو تولد در نوزاد دیده می‌شود و می‌تواند به طریق شرطی‌ شدن و تعمیم یافتن جنبه  مرضی به خود بگیرد. مثال آن ترس کودکی به نام آلبرت است که در یازده سالگی بدون هیچ گونه ترسی با موش بازی می‌کرده است. برای اینکه آلبرت را بترسانند هر بار که برای بازی به موش نزدیک می‌شد صدای ناهنجاری ایجاد می‌کردند. بعد از مدتی آلبرت نسبت به صدا شرطی شد و از موش می‌ترسید. ترس آلبرت تعمیم‌یافته و حتی در سنین بالاتر از پالتو پوست مادرش و نظایر آن نیز واهمه داشت.

2- ترس به علت تعمیم:
کودک بعد از رفتن برای واکسیناسیون و در هنگام واکسن زدن چون فردی که روپوش سفید به تن داشته برای او درد و ناراحتی ایجاد کرده است زین پس هر جا که روپوش سفید را می‌بیند شروع به گریه می‌کند و ترس در او ایجاد می‌شود. (هر دو ترس گفته شده عنصر شرطی‌سازی را همراه دارد، اما به‌خاطر داشته باشید در مثال اول مهم ترس کودک از صداهای نابهنجاراست.)

3- ترس به علت تقلید:
یکی از انواع شایع ترس مرضی است. کودک خطر را احساس می‌کند در حالی که خطری وجود ندارد. منشاء این نوع ترس غالباً برادر یا خواهر بزرگتر یا اعضای خانواده است. کودک با خود فکر می‌کند حتماً علتی دارد که دیگران از رعد و برق، تاریکی و حیوانات می‌ترسند لذا او هم به تقلید از دیگران می‌ترسد. (مادری کودکش را که از رعد و برق می‌ترسید نزد روان‌پزشک می‌برد و در مصاحبه می‌گوید: فکر می‌کنم این یک ترس عادی باشد چون من هم از رعد و برق می‌ترسم.)

4- ترس به علت تنبیه: کودک را در تاریکی حبس می‌کنند و یا او را به حبس در تاریکی تهدید می‌کنند. چون تاریکی وسیله‌ای برای تنبیه به شمار می‌رود ابتدا کودک را می‌ترساند و چون کودک به تنهایی در تاریکی ماند کم‌کم از تنهایی نیز می‌ترسد و به هر جا که می‌رود حتماً باید کسی همراهش باشد.

5- ترس به علت تجربه قبلی: ترس ممکن است بر اثر تجربه قبلی باشد. کودکی که شاهد تصادف اتومبیل پدرش بر اثر بی‌احتیاطی فرد دیگری بوده به علت شرطی ‌شدن ممکن است از سوار شدن به اتومبیل بترسد.

 کودکی که قبل از خوابیدن فیلم‌های نامتناسب با سنّش را می‌بیند ممکن است در موقع تاریکی اتاق خوابش صداهای شنیده شده را به آمدن دزدان یا آدم‌کش‌ها تعبیر کند و کم‌کم از تاریکی و تنهایی بترسد.

1- ترس از آلوده شدن به کثافت: برخی از کودکان از کثیف شدن لباس خود بسیار ترس دارند و حتی اگر قطره آبی بر آن بچکد فکر می‌کنند که فاجعه‌ای رخ داده است. این حالت همانند هراس است و برای کودک حالت ترس بسیار شدید دارد و نیز در ذهن کودک حالت وسواس‌گونه نیز دارد.

2- ترس از اشیاء تیز و برنده: این نوع ترس در واقع ترسی شدید و وسواسی نسبت به اشیاء نوک تیز مانند قیچی، سوزن، چاقو و ... است. در این حالت کودک حتی از نزدیک شدن به این اشیاء دچار وحشت می‌شود.

3- ترس از مرگ: کودکانی که دچار ترس از مردن هستند از این می‌هراسند که در اثر ابتلا به کسالت‌های مختلف، زندگیشان به پایان برسد و لذا درباره  مردن مرتباً به نحوی وسواسی صحبت و یا سوال می‌کنند.

4- ترس از مهد کودک و مدرسه: (به این نوع ترس در ترس‌های انطباقی اشاره‌ای کردیم اما به دلیل شیوع زیاد به بررسی بیشتر می‌پردازم.) ترس از مدرسه و یا امتناع از رفتن به مدرسه حالتی است که کودک از رفتن به مدرسه امتناع می‌ورزد و در منزل می‌ماند و به اصرار پدر و مادر هم توجهی نمی‌کند. پافشاری و اصرار پدر و مادر باعث پیدایش علائم عدم تعادل روانی و اختلالات جسمانی می‌شود. این اختلالات معمولاً به صورت دل درد، استفراغ، سر درد، سرگیجه و ضعف ظاهر می‌شود و غالباً ادامه پیدا می‌کند. نکته حائز اهمیت در این نوع از ترس، از بین رفتن حالات جسمانی در روزهای تعطیل است و بررسی عدم علل عضوی لازم و ضروری است. این نوع ترس اکثراً در روزهای اول ورود به مدرسه، کودکستان یا مهدکودک اتفاق می‌افتد و در اکثر موارد پس از چند روز از بین می‌رود. این حالت از ترس بسیار شایع است و به همین دلیل به بررسی علل احتمالی پیدایش آن می‌پردازیم. علت بیماری ممکن است از اشکال تطابق کودک با محیط مدرسه، آموزگار و همشاگردی‌ها باشد یا اینکه اشکالات جسمی موجب ناراحتی او در معاشرت با سایرین شود و یا مسائل مثل ضعف شنوایی یا بینایی باعث ترس از مدرسه باشد. مطالعات نشان داده‌اند که در بیشتر موارد علت مربوط به مدرسه نبوده بلکه ترس و اضطراب کودک ناشی از جدا شدن از مادر و تنهایی است و به همین دلیل احساس عدم امنیت می‌کند. بین این کودکان و مادرانشان وابستگی شدیدی وجود دارد. این کودکان در منزل با قدرت، نترس و فعال‌اند و در محیط خارج برعکس ترسو، غیرفعال و وابسته به والدین خود هستند.

نبودن عواطف مادری و بخصوص تغییر در رفتار مادر و حق تصورات دوران کودکی مبنی بر اینکه مادر دیگر او را دوست ندارد ممکن است یکی دیگر از علل اصلی امتناع از رفتن به مدرسه باشد.

ترس، اضطراب و هراس
هر 3 این مفاهیم از یک ریشه‌اند و تنها در میزان شدت و منبع به‌وجود آورنده با هم دارای تفاوت هستند. تمامی ترس‌های نابهنجار و یا اختلالات اضطرابی شایع در کودکان که مطرح شد می‌تواند دارای شدت و ضعف باشد. پس تعیین‌کننده اینکه آیا این حالت اختلال محسوب می‌شود یا نه بستگی به شدت آن دارد.

ترس و دیگر اختلالات
کودکان متبلا به ترس غالباً علاوه بر واکنش ترس علائم دیگری نیز از خود ظاهر می‌سازند. شایع‌ترین آن‌ها عبارتند از اختلال در خواب (45٪)، پرخاشگری (35٪)، ناخن جویدن (3٪)، شب ادراری (3٪) و لکنت زبان (6٪).

درمان
همانطور که قبلاً اشاره شد بسیاری از ترس‌ها لازمه  دوران رشد کودک است و با طی شدن زمان خودش به شرط برخورد سالم محیط به سر خواهد آمد. پس نقش تربیت و اصول فرزندپروری بسیار حائز اهمیت است. برای درمان کودکان مبتلا به اضطراب و هراس نخست باید علت اختلال را برطرف کرد. در معالجه این کودکان باید به کودک توجه شود نه به ترس.

منابع

  • روزنهان، دیوید ال. و سیگمن، مارتین ال پی. «آسیب‌شناسی روانی»، ترجمه یحیی سیدمحمدی، نشر ارسباران، 1382.
  • سیف‌نراقی، مریم و نادری، عزت‌الله. «اختلالات رفتاری کودکان و روش‌های اصلاح و ترمیم آن»، دفتر تحقیقات و انتشارات نور، 1379.
  • میلانی‌فر، بهروز. «روان‌شناسی کودکان و نوجوانان استثنایی»، نشر قومس، 1382.
  • ماسن، پاول هنری.، کیگان، جروم.، هوستون، آلتا کارول. و جین وی کانجر، جان. «رشد و شخصیت کودک»، ترجمه مهشید یاسایی، نشر مرکز، 1380.
  • راه‌رخشان، محمد. «ترس از دیدگاه روان‌کاوی و نقش آن در شکل‌گیری شخصیت فردی و اجتماعی انسان»، مقاله چاپ نشده، هامبورگ، 1993.
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 11 آذر1386 و ساعت |

مشکلات متداول خواب در نوجوانان

   
   
 

بهروز در خلال سال اول دبیرستان، به سختی صبح‌ها سر وقت از خواب بیدار می‌شد. او ابتدا فکر می‌کرد که علتش این است که در طول تعطیلات تابستان، شب‌ها دیر می‌خوابیده و کمبود خوابش را روز بعد جبران می‌کرده و فکر می‌کرد پس از گذشت چند هفته از شروع سال تحصیلی، دوباره وضعیت خوابش تنظیم خواهد شد. امّا روزها پشت سر هم می‌گذشت و او با وجودی که هر روز ساعت 30/6 صبح از خواب برمی‌خاست، شب‌ها تا ساعت 2 یا 3 صبح در درختخواب غلت می‌زد تا خوابش ببرد. پیامد این ماجرا این بود که او در کلاس خوابش می‌گرفت و نمره‌هایش نیز روز به روز بدتر می‌شد.
اغلب نوجوانان به مقدار کافی خواب ندارند. این امر معمولاً به خاطر این است که بار کاری آن‌ها زیاد است و آن‌ها برای این که به انجام همه  برنامه‌هایشان برسند از خوابشان می‌زنند. امّا مشکلات خواب می‌تواند بعضی از نوجوانان، مثل بهروز، را شب‌ها بیدار نگاه دارد علیرغم این که آن‌ها واقعاً می‌خواهند بخوابند.
شب‌های کم خوابی (چه به علّت اختلال خواب و چه به علّت عدم تخصیص زمان کافی برای خواب)، در طول زمان رفته رفته به «نقص خواب» می‌انجامد. کسانی که دچار نقص خواب باشند قادر به تمرکز، مطالعه و کار مؤثر نیستند. آن‌ها همچنین در معرض خطر مشکلات هیجانی، نظیر افسردگی، قرار دارند.

1- در طول خواب چه اتفاقی می‌افتد؟
شما البته متوجه نمی‌شوید امّا هنگامی که خواب هستید، مغزتان همچنان فعال است. هنگامی که فردی به خواب می‌رود مغزش از 5 مرحله عبور می‌کند. این مراحل که به مراحل 1، 2، 3، 4 و REM (حرکات سریع و پرشی کره  چشم) موسومند، روی هم رفته یک چرخه  خواب را تشکیل می‌دهند. یک چرخه  خواب کامل در حدود 90 تا 100 دقیقه به طول می‌انجامد. بنابراین، درخلال یک خواب شبانه، هر فرد به طور میانگین در حدود 4 تا 5 چرخه  خواب را طی می‌کند.
مراحل 1 و 2، دوره‌های خواب سبک هستند و در خلال این دو مرحله، فرد می‌تواند به آسانی بیدار شود. در خلال این مراحل، حرکت چشم‌ها آرام می‌شود و نهایتاً متوقف می‌گردد، ضربان قلب و آهنگ تنفس آرام می‌گیرد، و دمای بدن کاهش می‌یابد. مراحل 3 و 4، مراحل خواب عمیقند. بیدار کردن فردی که در این دو مرحله قرار دارد مشکل‌تر است و هنگامی که فرد بیدار شود غالباً برای چند دقیقه احساس ضعف و بیحالی و گیجی می‌کند. مراحل 3 و 4، نیروبخش‌ترین و سرحال‌آورترین مراحل خوابند- همین نوع خواب است که ما به هنگام خستگی نیازمند آنیم.
مرحله  آخر در چرخه  خواب REM نام دارد و این نام به خاطر حرکات سریع کره  چشم که در این مرحله اتفاق می‌افتد، روی آن گذاشته شده است. در خلال خواب REM، برخی تغییرات فیزیکی اتفاق می‌افتد: تنفس سریع‌تر می‌شود، ضربان قلب تندتر می‌شود، و عضلات دست و پا بی‌حرکت می‌گردند. در این مرحله  خواب است که فرد واضح‌ترین و روشن‌ترین خواب را می‌بیند.

2- چرا نوجوانان مشکل خواب دارند؟
پژوهش‌ها نشان می‌دهد که نوجوانان به 5/8 تا 9 ساعت خواب شبانه نیاز دارند. بنابراین اگر کسی می‌خواهد صبح ساعت 6 برای رفتن به مدرسه از خواب بیدار شود باید شب‌ها ساعت 9 به رختخواب رود. امّا مطالعات نشان می‌دهد که بسیاری از نوجوانان مثل بهروز، برای این قدر زود خوابیدن دچار مشکل هستند. نه به دلیل آن که نمی‌خواهند بخوابند بلکه به دلیل این که مغزشان به طور طبیعی سرگرم کار است و برای به رختخواب رفتن آمادگی ندارد.
در دوران بلوغ، ساعت بیولوژیک بدن تغییر می‌کند و به نوجوان می‌گوید که شب‌ها دیرتر بخوابد و صبح‌ها دیرتر بلند شود. این تغییر ظاهراً به این دلیل است که هورمون ملاتونین در نوجوانان نسبت به کودکان و بزرگسالان در ساعات دیرتر شب تولید می‌شود و این امر، به خواب رفتن نوجوانان را دشوارتر می‌سازد. به این پدیده سندروم (نشانگان)تأخیر در مراحل خواب گفته می‌شود. این عارضه با این که بسیار شایع است امّا بر روی همه  نوجوانان اثر نمی‌گذارد.
البته تغییرات در ساعت بدن، تنها دلیل مشکل خواب در نوجوانان نیست. بسیاری از مردم مشکل بیخوابی دارند. متداول‌ترین دلیل بیخوابی استرس است امّا دلایل دیگری نظیر ناراحتی‌های جسمی (مثل سردرد، گرفتگی بینی به هنگام سرماخوردگی)، مشکلات هیجانی (مثل مشکلات خانوادگی یا ارتباطی)، و حتی محیط خواب (مثل گرم بودن یا سرد بودن یا پر سروصدا بودن اتاق خواب) نیز برای آن وجود دارد.
همه  افراد ممکن است گاهی دچار بیخوابی شوند. امّا اگر بیخوابی به مدّت یک ماه یا بیشتر ادامه یابد، پزشکان آن را مزمن قلمداد می‌کنند. بیخوابی مزمن ممکن است بر اثر مشکلاتی از قبیل افسردگی پدید آید. کسانی که دچار بیخوابی مزمن باشند باید از پزشک، روان درمانگر و یا مشاور کمک بگیرند. برای برخی افراد، نگرانی در مورد بیخوابی می‌تواند وضعیت بیخوابی‌شان را خراب‌تر کند. یک دوره  کوتاه بیخوابی ممکن است با مضطرب شدن فرد درباره  این که خوابش نمی‌برد یا نگرانی درباره  احساس خستگی در روز بعد، به یک پدیده  طولانی مدّت تبدیل شود. پزشکان به این پدیده بیخوابی روانی- فیزیولوژیکی می‌گویند.
عوامل زیر نیز می‌توانند باعث مشکلات خواب در نوجوانان گردند:

سندروم (نشانگان) پاهای بیقرار و اختلال حرکت دوره‌ای دست و پا
کسانی که دچار این وضعیت‌ها باشند، به دلیل حرکت‌های پا (و در موارد کمتری، بازو) از خواب می‌پرند و به دلیل کمبود خواب، خسته و تحریک‌پذیر باقی می‌مانند. در اختلال حرکت دوره‌ای دست و پا (PLMD)، این گونه حرکت‌ها غیرارادی است و فرد کنترلی بر روی آن‌ها ندارد و غالباً از آن‌ها آگاه نیست. امّا درسندروم (نشانگان) پاهای بیقرار (RLS)، فرد نوعی حس فیزیکی، مثل خارش، سوزش یا جزجز در پاهای خود دارد. تنها راهی که فرد می‌تواند از این حس‌های مزاحم خلاصی یابد با حرکت دادن پاها (و در موارد اندکی، بازوها) است.
پزشکان می‌توانند PLMD و RLS را درمان کنند. RLS معمولاً با رفع کمبود آهن در بدن از بین می‌رود. در بعضی موارد نیز به نوع دیگری از دارو درمانی نیاز می‌باشد.

آپنه  بازدارنده  خواب
این اختلال خواب باعث می‌شود که فرد در حین خواب موقتاً جریان تنفسش قطع گردد. یکی از دلایل شایع آپنه  بازدارنده  خواب، بزرگ شدن لوزه‌ها یا ورم لوزه‌هاست (بافت‌هایی که در مجرای ارتباط دهنده  بینی و حلق قرار دارند.) داشتن اضافه وزن یا چاقی نیز می‌تواند باعث این نوع اختلال خواب گردد.
کسانی که دچار آپنه  بازدارنده  خواب هستند معمولاً خروپف می‌کنند، مشکل تنفسی دارند و در طول خواب به شدّت عرق می‌کنند. به دلیل آن که این اختلال، مانع از خواب مداوم و کافی است، فردی که دچار آن باشد در طول روز به شدّت احساس خواب آلودگی و تحریک‌پذیری می‌کند. کسانی که نشانه‌های آپنه  بازدارنده  خواب، مثل خروپف بلند یا خواب آلودگی فزاینده در طول روز، داشته باشند باید توسط پزشک مورد معاینه و درمان قرار گیرند.

برگشت (ریفلاکس)
بعضی افراد به بیماری برگشت اسید معده به مری (GERD) مبتلا هستند. این بیماری باعث نوعی حس سوزش و ناراحتی در بیمار می‌گردد که به «سوزش سر دل» یا ترش کردگی معروف است. عوارض GERD هنگامی که فرد دراز کشیده باشد ممکن است بدتر شود. حتی چنانچه فرد متوجه احساس سوزش سر دل به هنگام خواب نشود امّا ناراحتی‌هایی که توسط این بیماری ایجاد می‌شود می‌تواند با چرخه  خواب تداخل نماید.

کابوس
اغلب نوجوانان گاهی اوقات در خواب دچار کابوس می‌شوند امّا اگر تعداد دفعات کابوس دیدن زیاد باشد می‌تواند الگوهای خواب را به هم زند زیرا معمولاً باعث از خواب پریدن می‌گردد. برخی چیزها می‌تواند کابوس دیدن در خواب را تشدید کند که از آن جمله می‌توان به مصرف برخی داروها، الکل و مواد مخدّر اشاره کرد. و البته محرومیت از خواب کافی نیز خود می‌تواند عامل مهمی برای کابوس دیدن باشد. امّا شایع‌ترین عامل کابوس‌های شبانه، استرس یا اضطراب است. اگر کابوس‌ها شبانه با خواب شما تداخل دارد بهتر است با یک پزشک، روان‌درمانگر یا مشاور صحبت کنید.

راه رفتن در خواب
راه رفتن در خواب معمولاً برای نوجوانان به ندرت اتفاق می‌افتد. اغلب کسانی که در خواب راه می‌روند را کودکان تشکیل می‌دهند. راه رفتن در خواب ممکن است زمینه  خانوادگی داشته باشد. این پدیده غالباً هنگامی که فرد بیمار است، تب دارد، خواب کافی نداشته و یا استرس داشته باشد روی می‌دهد.
از آنجا که راه رفتن در خواب معمولاً برای یک فرد زیاد اتفاق نمی‌افتد، غالباً به عنوان یک مشکل جدّی در نظر گرفته نمی‌شود. کسانی که در خواب راه می‌روند معمولاً خودشان به بستر باز می‌گردند و معمولاً راه رفتن خود در خواب را به یاد نمی‌آورند. راه رفتن در خواب غالباً در خلال مراحل عمیق خواب، بین مراحل 3 و4 چرخه  خواب، صورت می‌گیرد. گاهی اوقات، این گونه افراد به کمک برای باز کردن راه (کنار گذاشتن موانع) و بازگشتن به بستر نیازمند خواهند بود. نکته  قابل توجه این است که بیدار کردن کسی که در حال راه‌روی در خواب است باعث ترساندن او می‌شود. بنابراین بهتر است این افراد را به آرامی به سمت بستر هدایت کرد.

چکار باید کرد؟
اگر شما به قدر کافی استراحت شبانه دارید ولی هنوز روزها احساس خستگی می‌کنید، بهتر است به پزشک مراجعه کنید. خستگی فزاینده و مفرط می‌تواند به دلیل انواع و اقسام مشکلات سلامتی، و نه تنها کمبود خواب، باشد.
اگر پزشک به مشکل خواب مشکوک شود، سلامت کلّی و عادت‌های خواب شما را مورد نظر قرار خواهد داد. علاوه بر آزمایش‌های پزشکی، به سابقه  پزشکی شما خواهد پرداخت و از شما سوالاتی درباره  سابقه  بیماری‌ها، داروهای مورد مصرف، بیماری‌های خانوادگی، حساسیت و از این قبیل خواهد پرسید. همچنین پزشک ممکن است به انجام آزمایش‌هایی بپردازد تا دریابد شرایطی مانند آپنه  بازدارنده  خواب با خواب شما تداخل دارد یا نه.
مشکلات متفاوت خواب، درمان‌های متفاوتی دارند. برخی افراد با دارو و برخی با کمک روش‌های خاصی نظیر نوردرمانی (نشستن درمقابل یک منبع نور برای مدّت خاصی در هر روز) یا تمرین‌های دیگر، ساعت بدنشان قابل تنظیم مجدّد است.
پزشکان معمولاً نوجوانان را تشویق می‌کنند که با تغییر سبک زندگی، به الگوها و عادت‌های بهتری برای خواب دست یابند. شما احتمالاً می‌دانید که مصرف کافئین می‌تواند شما را بیدار نگاه دارد امّا بسیاری از نوجوانان نمی‌دانند که انجام بازی‌های ویدیویی و تماشای تلویزیون قبل از خواب نیز می‌تواند همین اثر را داشته باشد.

ترجمه:  کلینیک الکترونیکی روان‌یار

منبع

"Common Sleep Problem", Elena Pearl Ben-Joseph, MD,
August 2004, http://www.teenshealth.com

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 11 آذر1386 و ساعت |
 

کاربرد روان‌شناسی در زندگی روزمره

   
   
 

آیا فکر می‌کنید که روان‌شناسی فقط به درد دانشجویان، استادان و درمانگران می‌خورد؟ اگر این گونه فکر می‌کنید بهتر است در آن تجدید نظر کنید زیرا روان‌شناسی، هم موضوعی نظری و هم کاربردی است و به شیوه‌های گوناگون می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. هر چند خواندن مطالب پژوهشی برای افراد عادی نسبتاً سنگین است امّا نتایج این پژوهش‌ها و آزمایش‌ها می‌تواند کاربرد مهمی در زندگی روزمره داشته باشد. آنچه در زیر آمده است، 10 کاربرد عملی روان‌شناسی در زندگی روزمره است.

1- پیدا کردن انگیزه بیشتر
هدف شما چه ترک سیگار باشد، چه کاهش وزن و چه یادگیری یک زبان جدید، درس‌هایی از روان‌شناسی می‌تواند راهنمای شما در پیدا کردن انگیزه قوی‌تر و بیشتر باشد. برای افزایش سطح انگیزشی خود برای انجام دادن یک کار، می‌توانید برخی از راهنمائی‌ها و توصیه‌های زیر را که برگرفته از پژوهش‌هایی در روان‌شناسی شناختی و آموزشی هستند، به کار بندید:
  • معرفی عناصر بدیع و تازه برای بالا نگاه داشتن میزان علاقه‌مندی خود.
  • تغییر مسیر به منظور جلوگیری از خستگی و یکنواختی.
  • یادگیری چیزی تازه بر پایه دانسته‌های موجود خود.
  • قرار دادن هدف‌های روشن که مستقیماً مربوط به آن کار باشند.
  • پاداش دادن به خود برای خوب انجام دادن کار.
     
2- بهبود مهارت‌های رهبری

فرقی نمی‌کند که شما مدیر یک اداره باشید یا عضو داوطلب یک گروه، دارا بودن مهارت‌های رهبری، به احتمال زیاد در مقطعی از زندگی به دردتان خواهد خورد. همه افراد به طور فطری چنین مهارتی را ندارند امّا چند راهنمایی ساده که از پژوهش‌های روان‌شناسی به دست آمده می‌تواند مهارت‌های رهبری را در شما بهبود بخشد. یکی از معروف‌ترین مطالعات در این زمینه به ارائه نظریه‌های رهبری انجامیده است که 3 سبک مختلف رهبری را مطرح می‌سازد. بر پایه یافته‌های این مطالعه و پژوهش‌های بعدی، یکی از روش‌های زیر را می‌توانید هنگامی که در موقعیت رهبری یک گروه قرارگرفتید به کار بندید:
  • مسیر کلّی را مشخص کنید امّا به اعضای گروه اجازه دهید که عقایدشان را بیان کنند.
  • درباره راه‌حل‌های ممکن برای مساله با اعضای گروه صحبت کنید.
  • تمرکز خود را بر انگیزش ایده‌ها قرار دهید و به نوآوری و خلاقیت افراد پاداش دهید.
     
3- بهبود ارتباطات فردی

ارتباطات چیزی بسیار فراتر از چگونگی صحبت‌کردن یا نوشتن است. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که علائم غیرشفاهی، بخش اعظمی از ارتباطات میان فردی ما را تشکیل می‌دهند. شما به منظور بهتر و موثرتر رساندن پیام خود، باید یاد بگیرید که چگونه از ارتباطات غیرشفاهی برای بیان مقصود خود استفاده کنید و نیز این گونه پیام‌های غیرشفاهی را از کسانی که در پیرامونتان قرار دارند بگیرید. برخی راهبردهای کلیدی در زیر آورده شده است:
  • استفاده از برخورد چشمی مناسب.
  • توجه کردن به علائم غیرشفاهی در دیگران.
  • یادگیری استفاده از لحن صدا برای تقویت پیام خود.

برای اطلاعات بیشتر در این زمینه می‌توانید مقاله راهنمای ارتباطات غیرشفاهی را بخوانید.

 

4- درک بهتر دیگران
همانند ارتباطات غیرشفاهی، توانایی شما در درک هیجانات خود و دیگرانی که پیرامونتان قرار دارند، نقش مهمی در روابط و زندگی حرفه‌ای شما بازی می‌کند. عبارت هوش هیجانی بیانگر قابلیت درک هیجانات خود و دیگران است. آزمون هوش هیجانی می‌تواند به شما در ارزیابی این توانایی خود کمک کند. به گفته دانیل گولمن، روان‌شناس، ضریب هوش هیجانی درواقع می‌تواند مهم‌تر از ضریب هوشی باشد (1995).
برای بالا بردن هوش هیجانی چکار باید کرد؟ برخی از راهبردهای زیر را می‌توانید در نظر بگیرید:
  • ارزیابی و برآورد دقیق واکنش‌های هیجانی خود.
  • ثبت تجربیات و هیجانات خود در دفتر خاطرات روزانه.
  • سعی در دیدن وضعیت‌ها و شرایط از دیدگاه یک فرد دیگر.
     
5- تصمیم‌گیری دقیق‌تر

پژوهش‌ها در روان‌شناسی شناختی، اطلاعات با ارزشی درباره تصمیم‌گیری فراهم آورده است. شما با به کاربستن این راهبردها در زندگی خود می‌توانید یاد بگیرید که تصمیم‌های عاقلانه‌تری اتخاذ کنید. دفعه بعد که با تصمیم‌گیری مهمی روبرو شدید سعی کنید از روش‌های زیر استفاده کنید:
  • از رویکرد «شش کلاه تفکّر» استفاده کنید. یعنی به وضعیت از شش نقطه نظر مختلف نگاه کنید: منطقی، هیجانی، شهودی، خلاقانه، مثبت و منفی.
  • هزینه‌ها و مزایای بالقوه یک تصمیم را در نظر بگیرید.
  • به میزانِ برآورده شده نیازتان بر اثر یک تصمیم خاص امتیاز بدهید (روش تحلیل شبکه‌ای)
     
6- تقویت حافظه
آیا تا کنون این سوال برایتان پیش آمده است که چرا جزئیات دقیق حادثه‌ای که در دوران کودکی برایتان پیش آمده را به یاد می‌آورید امّا نام کسی که همین دیروز ملاقاتش کردید را فراموش کرده‌اید؟ پژوهش‌هایی که در زمینه چگونگی شکل‌گیری خاطره‌های جدید در ذهن صورت گرفته و نیز پژوهش‌هایی درباره این که چرا فراموش می‌کنیم، یافته‌هایی را در پی داشته که مستقیماً قابل اعمال در زندگی روزمره است. برخی از روش‌های افزایش قدرت حافظه عبارتند از:
  • تمرکز بر روی اطلاعات.
  • مرور آموخته‌ها.
  • کنار گذاشتن آنچه موجب حواس‌پرتی می‌شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه، مقاله 10 راهنمایی موثر برای تقویت حافظه را بخوانید.

 

7- تصمیم‌گیری‌های مالی عاقلانه‌تر

دانیل کانه‌من، روان‌شناس و برنده جایزه نوبل، و آموس تِورسکی یک رشته مطالعات در مورد این که مردم به هنگام تصمیم‌گیری، چگونه عدم قطعیت‌ها و ریسک‌ها را مدیریت می‌کنند انجام داده‌اند. پژوهش‌های بعدی در این زمینه که «اقتصادِ رفتاری» نام گرفته به یافته‌های مهمی منجر شده که قابل استفاده در تصمیم‌گیری‌های مالی عاقلانه‌تر است. در یک مطالعه (2004) کشف شد که کارگران با به کار بستن برخی از راهبردهای زیر می‌توانند پس‌انداز خود را تا سه برابر افزایش دهند:
  • تعلّل نکنید! از همین امروز پس‌انداز کردن را شروع کنید.
  • متعهد شوید که بخشی از درآمدهایی که از این به بعد به دست می‌آورید را برای دوران بازنشستگی خود پس‌انداز کنید.
  • از تعصبات شخصی که می‌تواند به تصمیم‌گیری‌های نامناسب مالی منجر شود آگاه باشید.
     
8- گرفتن نمره بهتر

دفعه بعد که خواستید از نمره امتحانتان شکایت کنید، این مطلب را در نظر بگیرید: پژوهش‌ها نشان داده‌اند که امتحان گرفتن به شما کمک می‌کند که آنچه آموخته‌اید را بهتر به خاطر بسپارید، حتی اگر در سوالات امتحان نیامده باشد (2006).
مطالعه دیگری نشان داده است که امتحان گرفتن مکرّر بهتر از مطالعه به شما در به خاطر سپردن مطالب کمک می‌کند (2006). دانش آموزانی که به طور مکرّر از آن‌ها امتحان گرفته شده بود قادر بودند 61 درصد از مطالب را به یاد آورند
در حالی که آن‌هایی که فقط مطالعه کرده بودند 40 درصد مطالب را به یاد داشتند. چطور می‌توانید از این یافته‌ها در زندگی خود استفاده کنید؟ به هنگام یادگیری اطلاعات تازه، از خود مرتباً امتحان بگیرید (خودآزمایی) تا آنچه فراگرفته‌اید در حافظه‌تان حک گردد.

 
9- بهبود کارآیی
صدها کتاب و مقاله به ما روش‌هایی برای انجام کار بیشتر و موثرتر در یک روز را آموزش می‌دهند امّا پایه علمی و پژوهشی این توصیه‌ها چیست؟ برای مثال، تا کنون چند بار شنیده‌اید که انجام چند کار همزمان، می‌تواند کارایی و راندمان شما را افزایش دهد؟ در حالی که پژوهش‌ها نشان داده‌اند که سعی در انجام بیش از یک کار در یک زمان، به طور جدّی باعث کاهش سرعت، دقت و کارایی خواهد شد. بنابراین درس‌هایی که از روان‌شناسی برای بهبود کارایی خود می‌توانید بگیرید عبارتند از:
  • پرهیز از انجام چند کار به طور همزمان، به ویژه به هنگام انجام کارهای پیچیده یا خطرناک.
  • تمرکز بر روی کاری که در دست دارید.
  • کنار گذاشتن عواملی که موجب حواس پرتی می‌شود.
     
10- رعایت سلامتی

روان‌شناسی می‌تواند به عنوان ابزار مفیدی برای بهبود سلامت کلّی نیز در نظر گرفته شود. روان‌شناسی از طریق تشویق به ورزش کردن و تغذیه بهتر و نیز درمان افسردگی واضطراب، راهبردهای موثری را برای سلامتی و شادی بیشتر در اختیار می‌گذارد. چند نمونه که می‌توانید مستقیماً در زندگی خود به کار بندید عبارتند از:
  • مطالعات نشان داده‌اند که هم نورخورشید و هم نور غیرطبیعی، نشانه‌های اختلال عاطفی فصلی را کاهش می‌دهند.
  • پژوهش‌ها نشان داده‌اند که ورزش می‌تواند درمان موثری برای افسردگی و سایر اختلالات ذهنی باشد.
  • مطالعات نشان داده‌اند که کمک به مردم در درک خطرات رفتارهای ناسالم می‌تواند به انتخاب‌های سالم‌تری منجر گردد.
     

  ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان یار

منبع

"Applying Psychology in Everyday Life", Kendra Van Wagner,
http://www.psychology4all.com


+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 11 آذر1386 و ساعت |