تبليغاتX
مرکز مشاوره و روان شناختی مهرآرا
همدلی

ده طرز تلقی که مانع گوش دادن می شوند

1- حقیقت
معتقدید که حق با شماست و دیگران اشتباه می کنند. به جای آنکه آشکارا احساس خود را مطرح کنید و به جای توجه و درک اندیشه و احساس دیگران، می خواهید به هر ترتیب که شده نظر خود را ثابت کنید.

2- سرزنش
معتقدید که تقصیر به گردن دیگران است. خود را صد در صد بیگناه می دانید، می گویید که این حق مسلم شماست که او را سرزنش کنید.

3- نیاز به قربانی بودن
به حال خود متأسفید و معتقدید که دیگران از روی خودخواهی با شما منصفانه برخورد نمی کنند. بی تمایلی لجوجانه شما به انجام اقدامی که وضع را بهتر کند به دیگران این برداشت را می دهد که شما نقش قربانی بودن را دوست دارید.

4- خودفریبی
هرگز به ذهنتان نمی رسد که در ایجاد مسئله ای نقش داشته باشید، زیرا نمی توانید تأثیر نقش خود را روی دیگران ببینید برای مثال ممکن است از غرولند همسرتان شکایت کنید اما فراموش می کنید که بارها به قولی که داده اید وفا نکرده اید. ممکن است شکایت کنید که همسرتان یکدنده و لجوج است و حاضر نیست که به نظرات شما گوش دهد، اما متوجه نیستید که به طور دائم با هر چه او می گوید مخالفت می کنید.

5- حالت تدافعی
به قدری از انتقاد می ترسید که تحمل شنیدن یک کلمه منفی یا حرف ناموافق را ندارید. به جای گوش دادن و به جای اینکه در سخنان دیگری نکته مثبتی پیدا کنید، پیوسته در مقام دفاع از خود هستید.

6-حساسیت اجبار
از تسلیم شدن می ترسید، دیگران را کنترل کننده و سلطه جو می یابید و احساس می کنید که باید در برابر آنها مقاومت کنید.

7- متوقع بودن
از دیگران انتظار دارید که با شما برخورد بهتری داشته باشند و چون دیگران با شما برخوردی بر خلاف میل شما می کنند ناراحت می شوید. به جای اینکه بکوشید از انگیزه های آنها آگاه شوید، اسرار بر غیر منتقی بودن آنها دارید و معتقدید حق ندارند که چنین احساس و رفتاری داشته باشند.

8- خودخواهی
می خواهید هر چه را در هر وقت که می خواهید در اختیارتان قرار دهند و اگر چنین نشود فریاد اعتراضتان به هوا می رود، به طرز فکر و احساس بقیه بها نمی دهید.

9- اعتماد نکردن
دیواری می کشید زیرا معتقدید اگر به سخنان دیگران گوش دهید و از احساس و اندیشه آنها با خبر شوید از شما سوء استفاده می کنند.

10- اعتیاد به کمک کردن
در حالی که انتظار دیگران از شما این است که به حرفهایشان گوش بدهید، شما می خواهید هر طور شده به آنها کمک کنید. وقتی دوستان یا اعضای خانواده از احساس بد خود شکایت می کنند، پیشنهاد کمک به آنها می دهید و برایشان تکلیف مشخص می کنید، در این شرایط آنها به جای تشکر از شما ناراحت می شوند و به شکایت خود ادامه می دهند و در نتیجه هر دو آزرده خاطر می شوید.


+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در دوشنبه 17 اردیبهشت1386 و ساعت |

غلبه بر اضطراب امتحان

 

اضطراب امتحان نوعي ناآرامي‌و تشويش است كه به علت نگراني و ترس در حين،  قبل و بعد از امتحان تجربه مي‌شود.  معمولا همه اضطراب را تجربه مي‌كنند ولي برخي از دانشجويان،  در مي‌يابند كه اضطراب به حدي در يادگيري و امتحانات آنها دخالت مي‌كند كه نمراتشان را جدا تحت تاثير قرار مي‌دهد. 

 در اين مورد چه كاري مي‌توان انجام داد‌‌؟

خوشبختانه مي‌توان تا حد زيادي از دخالت اضطراب در عملكرد جلوگيري نمود.  ابتدا،  مهم است كه بدانيد،  نبايد اضطراب را كاملا حذف كرد و اضطراب موجب آمادگي براي امتحان مي‌شود.  شما مي‌بايست اضطراب را در حد قابل كنترل كاهش دهيد.  آمادگي براي امتحان بيش از نيمي‌از اين مبارزه است.  همه كلاسها را شركت كنيد و دريابيد چه چيزهايي را بايد ياد بگيريد و زمان امتحان چه وقت است.  كارها را به گونه‌اي انجام دهيد كه مانع از انباشته شدن آنها براي امتحان شويد.  كارايي خود را در عادتهاي مربوط به مطالعه بالا ببريد.  با داشتن يك برنامه مطالعه،  از اوقات تلف شده استفاده كنيد. 

 در جايي مطالعه كنيد كه قادر به تمركز باشيد.  علاقه خود را به تكليف زياد كنيد و توجه تان را بطور كامل معطوف آنها نماييد.  از روش (مرور اجمالي،  سوال كردن،  خواندن،  از بر خواندن، مرور) براي خواندن متون استفاده كنيد.  اوراق خلاصه برداري تهيه كنيد.  از خود بپرسيد،  كدام اطلاعات مهم هستند.  شركت در گروهها با انگيزه مشابه كمك كننده است.  بسياري از دانشگاهها مراكزي دارند كه مي‌توانند به شما در بهبود روش‌هاي مطالعه و مهارتهاي امتحان كمك كنند.  معمولا مشاوره‌هاي رايگان در اختيار دانشجويان مي‌باشد.  بطور كلي مي‌توان گفت كه دانشجويان منظم و داراي اعتماد به نفس،  كه از عادات مطالعه موثري نيز برخوردارند،  عملا نسبت به ديگراني كه نمرات پايين تر مي‌گيرند،  زمان كمتري را براي مطالعه مصرف مي‌كنند. 

بنابراين چگونه اعتماد به نفس خود را بدست آوريم‌‌؟

با خود صحبت كنيد.  تحقيقات نشان مي‌دهد كه دانشجويان داراي اضطراب امتحان،  هنگامي‌كه با خودشان حرف مي‌زنند تقريبا هميشه منفي باف هستند و خود را شكست خورده ارزيابي مي‌كنند.   براي مثال با خود مي‌گويند : همه همكلاسيهاي من از من باهوش تر و سريع تر هستند.  من هميشه امتحاناتم را خراب مي‌كنم.  اگر امتحانم را خوب ندهم،  رشته ام را عوض مي‌كنم.  سوالها گيج و گمراه كننده هستند. 

درباره آنچه به خودتان مي‌گوييد،  هوشيار باشيد. تلاش كنيد افكار منفي را درباره خودتان يادداشت كرده و سپس با هر يك از آنها،  با يك عبارت مثبت مبارزه كنيد خودتان را مانند يك دوست تشويق كنيد. تكرار عبارات مثبت درباره خودتان،  موجب برنامه‌ريزي مجدد ذهن براي موفقيت به جاي شكست مي‌شود. 

راهكارهاي ديگر

?         مجسم كنيد كه كارتان را بخوبي انجام داده‌ايد و به هدف رسيده‌ايد. 

?         هدف خود را كسب رتبه بالا قرار دهيد.  با گفتن اينكه من رتبه پاييني خواهم گرفت پس چرا اينقدر مطالعه كنم خود را معاف نسازيد. 

?         خودتان را با ديگران مقايسه نكنيد. 

?         در مورد اينكه چه چيز به خوبي پيش ميرود و چه چيز را بايد اصلاح كنيد،  مهارت پيدا كنيد. 

?         با يك برنامه روزانه به جمع آوري داده‌ها بپردازيد. 

?         به جاي طفره رفتن از مطالعه،  به خودتان بعد از هر مورد مطالعه پاداش دهيد. 

?         روش تنش زدايي را به گونه‌اي تمرين كنيد كه تبديل به يك پاسخ يادگرفته شده اتوماتيك گردد. 

?         دست‌يابي به يك تمركز كاملا راحت را هدف خود قرار دهيد.  وقتي شما تمركز داريد،  همه انرژي تان متمركز كار ميشود و آن را با نگران شدن به هدر نمي‌دهيد. 

?         از خودتان با تغذيه مناسب و خواب كافي مراقبت كنيد. 

?         زمان را براي ورزش منظم تنظيم كرده و اين برنامه را اجرا كنيد. 

 راهبردهايي براي امتحان

قبل از امتحان :

?         يك روز قبل از امتحان آزموني را كه حتي الامكان شبيه آزمون واقعي است،  انجام دهيد. 

?         خلاصه برداري‌هاي خود را مرور كنيد تا درك كلي از مطالب بدست آوريد.  اين عبارت‌ها را با زبان خودتان بازخواني كنيد. 

?         به اندازه كافي بخوابيد و از مصرف مواد كافئين دار كه موجب بالا رفتن اضطراب مي‌شود،  خودداري كنيد. 

?         يادتان باشد كه خودتان را تشويق كرده و جلوي پيام‌هاي انتقادي را بگيريد. 

?         زماني را براي احساس آمادگي و نيز حضور به موقع در جلسه امتحان قرار دهيد.  از هم كلاسي‌هاي مضطرب كه درباره امتحان صحبت مي‌كنند،  اجتناب كنيد. 

 در امتحانات تستي :

?         تست را بطور كامل نگاه كنيد.  دستورالعمل را بخوانيد،  روش خود را طراحي كرده و وقت را تنظيم نماييد. 

?         ابتدا به آسانترين سوال پاسخ دهيد.  توجه تان را روي تست متمركز كنيد.  وقت و انرژي خود را با نگران شدن و فكر كردن به عواقب خراب كردن امتحان،  با كنجكاوي درباره اينكه ديگران چه مي‌كنند،  هدر ندهيد. 

?         اگر سوالي را نمي‌دانيد آن را علامت بزنيد. 

?         به خودتان بگوييد،  شايد آن سوال را مطالعه كرده‌ايد و وقتي دوباره به آن برگرديد،  مي‌توانيد جواب بدهيد. 

?         اگر احساس اضطراب كرديد،  از روش‌هاي تنش زدايي استفاده كنيد.  چشمانتان را ببنديد.  سه نفس عميق بكشيد و به سراغ تكليف برويد. 

در امتحانات تشريحي :

?         افكارتان را در يك فهرست مختصر سازماندهي كنيد،  به دنبال كلمات كليدي،  مقايسه كردن،  مقابله كردن،  توصيف كردن و شناسايي كردن بگرديد. 

?         با يك خلاصه كوتاه،  يك عنوان يا جمله خاص شروع كنيد.  سپس نكات ديگر را بنويسيد.  سردرگم نباشيد.  به ياد بياوريد كه استاد روي چه چيزهايي تاكيد داشته است. 

 در امتحانات چند گزينه‌اي :

?         قبل از اينكه به گزينه‌هاي مختلف نگاه كنيد،  به جواب خودتان فكر كنيد.  جواب‌هاي غلط را جدا كنيد و حدس‌هاي آموزشي بزنيد.  (مگر مواردي كه جريمه سختي براي پاسخ‌هاي غلط منظور شده باشد. )

?         بعد از اينكه به سوالاتي كه مي‌دانستيد جواب داديد،  به سراغ آنهايي برويد كه علامت نزده‌ايد.  در هر زمان فقط روي يك سوال فكر كنيد. 

?         اگر وقتتان در حال اتمام است،  روي سوالهايي كه مي‌دانيد و يا بيشترين ارزش را دارند،  متمركز شويد. 

?         همه وقت باقي مانده را به مرور و كامل كردن جوابها بپردازيد.  تنها در صورت اطمينان قطعي پاسخ‌ها را تغيير دهيد. 

 بعد از امتحان :

?         به خودتان بخاطر تلاشي كه كرديد پاداش دهيد. 

?      با ديگران به سراغ سوالات امتحان نرويد.  مهم نيست كه چطور امتحان داده‌ايد،  وقتي نتيجه   امتحان را گرفتيد،  متوجه مي‌شويد.   

اقدام نهايي :

?         اگر هنوز هم پس از بكار بستن اين پيشنهادات احساس اضطراب مي‌كنيد،  شايد بهتر باشد كه با يك مشاور ملاقات كنيد. 

 انتقاد سازنده

?         ديدگاه انسانها نسبت به دنيا و آنچه در اطرافشان مي‌گذرد متفاوت است و ملاك‌هاي ارزشگذاري آنها نسبت به رويدادها و افراد به نوع ديدگاهشان بستگي دارد.  به همين دليل بديهي است كه در روابط آنها با هم،  اختلاف نظر پيش آمده و نسبت به افكار،  ارزشها و رفتارهاي يكديگر انتقاد مي‌كنند.  انتقاد مي‌تواند مثبت و سازنده و يا منفي و مخرب باشد و عوامل متفاوتي بر آن موثر است.  بايد توجه كرد كه نحوه انتقاد كردن در عكس العمل طرف مقابل و ميزان پذيرش او تاثير بسزايي دارد.  توجه به نكات زير به شما كمك مي‌كند تا بتوانيد انتقادات خود را به نحو سازنده‌اي ابراز كرده و از آن نتيجه بگيريد :

?         قبل از شروع انتقاد بهتر است فرد را مورد تحسين قرار داده و برخي نكات مثبت او را متذكر شويد.  البته تحسين را با چاپلوسي و تملق نبايد اشتباه گرفت،  هميشه مي‌توان موضوعي حقيقي را براي ستايش پيدا كرد و آن را با ظرافت بيان نمود.  بديهي است تعريف نبايد غير واقعي باشد چون در اين صورت فرد مقابل متوجه بي اساس بودن كلام ستايشگر خويش خواهد  شد و آن را جدي نخواهد گرفت. 

?         براي اينكه درك صحيحي از موقعيت داشته و انتقادتان به واقعيت نزديكتر باشد بهتر است خود را منصفانه بجاي ديگران بگذاريد و از دريچه چشم آنها نگاه و احساس كرده و بعد به داوري بنشينيد. 

?         بهتر است زماني كه كار از كار گذشته و ديگر نمي‌توان تغييري در شرايط ايجاد كرد از انتقاد خودداري كنيد،  اين كار مثل آب در‌هاون كوبيدن بوده و تنها اثر آن خدشه دار شدن روابط است. 

?         تكرار يك انتقاد ثمري نداشته و موجب حساس شدن و عصبانيت فرد مقابل مي‌شود.  اين كار نه تنها مشكل را حل نخواهد كرد بلكه بر بار عاطفي مساله افزوده و هر بار واكنش در برابر آن را شديدتر مي‌كند. 

?         گاهي شخص در مواجهه با انتقاد احساس مي‌كند كه طرف مقابل مي‌خواهد تلويحاً به او بقبولاند كه "من از تو بهترم،  چون تو اين عيب را داري" براي پيشگيري از بروز اين سوء تفاهم بهتر است عيب خود را در آن مورد به زبان بياوريد و بعد انتقاد كنيم.  مثلاً اگر مي‌خواهيم به دوستمان بگوييم" تو هميشه دير ميآيي" بهتر است بگوييم "يكي از عيب‌هاي من تأخير و دير آمدن است،  مي‌بينم كه شما هم مثل من هستيد و اغلب دير  مي‌آييد". 

 ? در سخنان طرف مقابل حقيقتي را پيدا كنيد و حتي اگر با مجموعه سخنان او موافق نيستيد،  او را تاييد كنيد،  اين كار باعث مي‌شود او هم احساس پيروزي كرده و با آمادگي  بيشتري پذيراي حرفهاي شما باشد. 

?         در زمان انتقاد لازم نيست همه گذشته فرد را مورد سرزنش قرار دهيد و يا همه شخصيت او را زير سوال ببريد،  توجه كنيد كه فقط بر همان مورد خاص مد نظر خود تاكيد كنيد و او را مطمئن سازيد كه انتقاد شما فقط درباره يكي از صفات و يا رفتارهاي اوست ونه كل شخصيتش. 

?         بجاي فلسفه بافي و سخنراني‌هاي پيچيده در مورد نظرات خود،  سعي كنيد صادقانه احساسات خود را در زمان مواجهه با رفتار انتقاد آميز و به طور محترمانه‌اي  بيان كنيد و به او نيز اجازه دهيد تا احساساتش را ابراز نمايد. 

 تمركز

تمركز،  توانايي هدايت فكر بسوي موضوعي خاص و حفظ توجه بر روي آن است.  بايد گفت تمركز فكر ذاتي نبوده و مي‌توان آن را با تمرينهايي بهبود بخشيد.  راهكارهاي زير مي‌توانند شما را در جهت حفظ تمركز و كاهش حواس پرتي ياري دهند. 

?         سر و صداي محيط،  شلوغ بودن اتاق و ميز مطالعه از عوامل بيروني اختلال تمركز مي‌باشند.  سعي كنيد حتي‌الامكان در محيط آرام و ساكت مطالعه نموده و ميز و محل مطالعه خود را تميز و مرتب كنيد. 

 ?         گاهي در حين مطالعه يادتان ميايد كه بايد به دوستتان تلفن كنيد و يا كار ديگري انجام دهيد،  اين موضوع باعث كاهش تمركز شما مي‌شود،  يك راه حل براي كاهش اينگونه عوامل دروني اينست كه هنگام مطالعه يك دفترچه يادداشت كنار خود بگذاريد تا اگر چيزي به ذهنتان رسيد و فكرتان را مشغول كرد آن را يادداشت كنيد و ذهن خود را از آن موضوع آزاد سازيد. 

?         وقتي متوجه مي‌شويد كه روي موضوع مورد مطالعه تمركز نداريد و حواستان پرت شده به خودتان بگوييد : "اينجا باش!".  توجه خود را به سوي موضوع برگردانيد و حتي الامكان اين حالت را حفظ كنيد.  هر بار كه متوجه شديد حواستان متوجه چيزي غير از موضوع مورد نظر شده اين عبارت كوتاه را تكرار و بر روي هدف اصلي متمركز شويد.  هر چه بر اين روش مداومت بيشتري داشته باشيد،  احتمالا روزهاي بعد كمتر مجبور خواهيد شد اين عبارت را تكرار كنيد. 

?         خود را آموزش دهيد كه نسبت به محرك‌هاي بيروني بي تفاوت باشيد.  با خود قرار بگذاريد وقتي صدايي از بيرون مي‌شنويد،  وقتي تلفن زنگ مي‌زند و يا دوستي وارد اتاق مي‌شود بي توجه باشيد مثل اينكه هيچ كدام از اين محرك‌ها در اطرافتان وجود ندارد و تنها راه ارتباط شما با محيط خارج موضوع درسي است. 

گاهي پرهيز از فكر كردن به موضوعاتي خاص غير ممكن است و بهرحال اين موضوعات گوشه‌اي از ذهن شما را اشغال كرده اند.  بهتر است براي تفكرات خود برنامه ريزي كنيد و هر روز ساعت خاصي را براي فكر كردن در مورد اين قبيل مسايل در نظر بگيريد تا بدون هيچ تشويشي به آنها فكر كنيد. بايد مراقبت كنيد تا ذهنتان مانند كاروانسرايي نباشد كه هر فكري به آن وارد و هر موقع خواست از آن خارج شود.

 سعي كنيد ذهن خود را تمرين دهيد كه هر فكر براي ورود اجازه گرفته،  كار خود را در زمان معين انجام دهد و سپس  خارج شود.  اين تمرين ابتدا حالتي آگاهانه دارد ولي به مرور بصورت عادتي ذهني در مي‌آيد. 

?         يكي از عواملي كه باعث بهم خوردن تمركز مي‌شود،  خستگي ذهني است. 

?         بهتر است مدت زمان طولاني و متوالي مطالعه نكنيد و پس از حدود 5/1 ساعت مطالعه،  زمان استراحت كوتاهي در نظر بگيريد. 

آيا براي اشتغال خود بذري پاشيده‌ايد‌‌؟

يافتن شغل يكي از اصلي ترين دغدغه‌هاي دوران دانشجويي است.  حتي در حين انتخاب رشته،  ابتدا فرصت‌هاي شغلي آن را مد نظر قرار مي‌دهند.  با اين وجود، بسيارند افرادي كه پس از فارغ التحصيلي به هر دري مي‌زنند تا جذب كار شوند ليكن ناكام مي‌گردند و البته تعدادي از افراد نيز بلافاصله،  جذب بازار كار مي‌شوند. 

 شايد شما هم در ذهن خود با اين سوال دست و پنجه نرم كرده‌ايد كه چرا برخي از افراد به‌راحتي مشغول بكار مي‌شوند و برخي ديگر خير‌‌؟ در پاسخ بايد گفت كه اكثر اين افراد از دوران دانشجويي مهارت‌هايي براي يافتن شغل كسب نموده اند و بدين وسيله بذر اشتغال خود را در بسياري از مراكز پاشيده اند.  يافتن شغل نياز به برخي آگاهي‌ها و مهارت‌هايي دارد كه به برخي از آنها اشاره مي‌گردد :

      با اساتيد خود ارتباط برقرار كنيد .

علاقه مندي و تلاشگري خود را به آنها نشان دهيد، زيرا اساتيد مي‌توانند علاوه بر راهنمايي شما بعنوان كليدهايي در جهت آگاه شدن شما از فرصت‌هاي شغلي عمل نمايند. 

     در سمينارهاي مرتبط با رشته و علايق خود،  شركت فعال داشته باشيد. 

شركت در چنين سمينارهايي علاوه بر آشنا ساختن شما با مباحث جديد رشته خود و خلق ايده‌هاي نو در ذهنتان،  موجب آشنايي شما با متخصصيني خواهد شد كه ممكن است از همكاري شما در آينده استقبال نمايند. 

       خود را به مهارت‌هايي از قبيل دانش كامپيوتر و تسلط به يك زبان خارجي مجهز سازيد

- مراكز و ادارات مرتبط با شغل خود را،  هم در شهرستان خود و هم در محل تحصيل شناسايي كرده و با آنها ارتباط برقرار نماييد. 

- درNGO‌ها يا نهادهاي مردمي‌و سازمانهاي غير دولتي شركت نماييد.  فعاليت در چنين مراكزي علاوه بر گسترده تر كردن ارتباطات شما،  منجر به افزايش تجربه كاري شما و نيز داشتن سابقه‌اي مثبت از شما خواهد شد.

 - در فرصت‌هاي كارورزي و گذراندن طرح،  قابليت‌هاي خود را نشان داده و از جان و دل كار كنيد0زیرا اغلب چنين مراکزي ، نيرو هاي کاري مهره هاي خلاق و پر تلاش را جذب خود خواهد نمود.

       اهداف خود را بلند اما گامهايتان را كوچك انتخاب كنيد: 

انتظار نداشته باشيد كه پس از فارغ التحصيلي يا حتي در دوران دانشجويي،  دقيقاً همان شغل و مقامي‌را بدست آوريد كه در پي آن بوده‌ايد.  شما بايستي ابتدا مهارت،  شايستگي و فروتني خود را در كارهاي محوله و گاه حتي خرد،  اثبات كنيد تا در مسير بالا رفتن از پلكان ترقي قرار گيريد. 

 ياد بگيريد كه چگونه با اعتماد به نفس بالا،  خود و توانايي‌هايتان را به ديگران ارائه كنيد. 

براي مثال شما بايستي هنگام تقاضاي شغل مشخصات،  توانايي‌ها،  سوابق،  علايق كاري،. ... (رزومه) خود را بطور مكتوب همراه داشته و در زمان مقتضي آن را ارائه كنيد و نيز مهارت‌هاي خود را براي برقراري ارتباط بهتر بالا ببريد. 

        خلاقانه فكر كنيد:

ذهن خود را باز و آزاد بگذاريد تا به تمام راههايي كه از آن طريق به نوعي مي‌توان كار آفريني نمود فكر كنيد. 

  هرگز از شكست نترسيد. 

انديشمندي مي‌گويد : "به ياد داشته باش كه هر پيروزي بزرگي پس از چند بار شكست بدست ميايد.  شكست‌هاي مكرر مانند پيك‌هايي هستند كه در جاده منتهي به پيروزي حركت مي‌كنند."

   وكلام آخر آن كه :

تو بايد آنچنان دانشجوي زبردست و پرتواني باشي كه حتي قبل از آن كه تو در جستجوي كار باشي،  كار در جستجوي تو باشد. 

 
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در دوشنبه 17 اردیبهشت1386 و ساعت |
زمان از جمله نعمتهای گرانبهایی است که نیازمند برنامه ریزی دقیق می‌باشد. این امر ملاحظاتی را می‌طلبد و افرادی که قصد دارند وقت خود را برای انجام امور متنوع زندگی سازماندهی کنند، باید به چند نکته اساسی توجه نمایند:

  1. توجه به مفهوم فراطلایی زمان
  2. از بین بردن عوامل مخرب زمان
  3. تقسیم بندی و تفکیک زمان
  4. هدف گذاری امور زندگی
  5. سازماندهی فعالیتها و برنامه‌های زندگی
  6. عزم و اراده برای اجرای برنامه‌ها

نکته حائز اهمیت اینکه ، هر یک از موارد فوق ، مکمل مورد قبلی بوده و توجه به یک مرحله و غافل ماندن از مراحل بعدی ، نمی‌تواند فرد را به موفقیت در عرصه‌های زندگی برساند. بنابراین ضروری است که تمامی مراحل گفته شده به صورت سلسله مراتب به اجرا درآید تا نتیجه نهایی و مطلوب حاصل گردد. برای هر فردی در همه عرصه‌های زندگی وقت ارزشی فراطلایی دارد. ارزش گذاردن بر ثانیه‌های زندگی ، زیربنایی‌ترین قدم در راه کنترل و مدیریت زمان به شمار می‌آید و این به معنای حساسیت داشتن به زمان است. برای مشخص شدن این موضوع که ارزش وقت ، توسط شما درک می‌شود یا نه، به این سوال پاسخ دهید که آیا برای وقت و زمان خود واقعا ارزش قائل هستید یا نه؟ و دلایل آنرا برای خود مشخص کنید.

برای پاسخ دهی به این سوال ، لازم نیست ایده‌آل پروری کنید، بلکه واقعیتهای روزانه را که با آنها مواجهید، در نظر بگیرید و یادداشت کنید تا به یک خودشناسی اولیه نائل شوید. نکته اینکه قبل از وارد شدن به حیطه برنامه ریزی امور زندگی ، ابتدا باید خصوصیات وقت و زمان را بشناسید که در این راستا می‌توان گفت وقت یک پدیده شخصی است و تنها شما مصرف کننده آن به شمار می‌آئید، بنابراین هیچ کس نمی‌تواند به جای فرد دیگری از وقت او استفاده کند. از طرف دیگر ، وقت قرض دادنی و ذخیره کردنی نیست و افراد بطور یکسان از آن بهره‌مند هستند. بنابراین تنها راه برخورد با وقت ، استفاده درست از آن است. روی هم رفته می‌توان گفت که وقت غیر قابل تغییر است، لذا نه طولانی می‌شود و نه کوتاه.

عوامل مخرب زمان

وقت با سه نوع از عوامل مخرب روبروست که در این میان ، عادتهای غلط فرد ، مهمترین عامل مخرب زمان به شمار می‌آید. تجربه نشان داده است که با کنترل چند نوع از عوامل مخرب ، می‌توان سایر آفتها را نیز محدود کرد. برای شناسایی عوامل تخریبی زمان ، بایستی به بررسی و مطالعه منشها و روشهای خود پرداخت و آفات موجود را شناسایی کرد.

  • برای شناسایی آفتهای وقت ، بررسی عملکرد روزانه یکی از راههای مناسب به شمار می‌آید که در این راستا ، فرد می‌تواند با یادداشت عملکرد روزانه خود و تجزیه و تحلیل آن در طول روزها ، هفته‌ها و ماهها ، اشکالات موجود را دریابد. چنانکه گفته شد، شناسایی آفتهای تخریبی زمان ، یک گام اساسی در راه مبارزه به شمار می‌آید و نکته اینکه ، شناسایی این عوامل ، برخی راه حلهای مناسب را نیز روشن خواهد کرد.

  • برای مبارزه با آفتهای مربوط به خلق و خوی افراد که زمان را تلف می‌کنند، بهترین راه ، برقراری یک انضباط شخصی مستمر است که موجب بروز تغییرات تدریجی در این راه می‌گردد. از آنجا که عادتهای نامناسب به صورت تدریجی شکل می‌گیرند و موجب تخریب زمان می‌گردند، لذا تغییر این عادات نیز در طول زمان میسر خواهد بود، بر این اساس ، بایستی سرلوحه کار در شناسایی و از بین بردن عوامل مخرب زمان باشد.

راهکارهای مدیریت زمان

نکته دیگر در راستای مدیریت زمان ، این است که فرد بایستی ارزش زمان را درک کند و اجزای زمان را به خوبی بشناسد. به دنبال شناسایی زمان به راهبردهای عملی‌تر دست بزند که در این میان ، موارد زیر حائز اهمیت می‌باشند:

  • تقسیم بندی و تفکیک زمان
  • اولویت بندی امور زندگی
  • بهبود زمان و مدت بهره برداری از وقت

در راستای تقسیم بندی و تفکیک زمان ، یک فرد بایستی اوقات مربوط به یک روز ، یک هفته و یک ماه را بطور واضح مشخص کند. مشخص شدن این اوقات موجب بوجود آمدن وقت اضافی برای فرد خواهد شد. در نخستین گام در تقسیم بندی زمان ، باید مشخص شود که فرد در یک هفته چند ساعت مطالعه ، خواب ، رفت و آمد ، نظافت شخصی ، صرف غذا و اوقات فراغت دارد و در همین راستا فرد بایستی برای انجام کارهای مورد نظر در یک روز ، یک هفته ، یک ماه ، سه ماه و شش ماه ، یک قاعده و معیار زمانی مشخصی داشته باشد. بنابراین هدف از تفکیک اوقات این است که بدانیم، بطور کلی اوقات شما چگونه صرف می‌شود و از چه قسمتهایی می‌توان کاست و برای آن ، برنامه‌های دیگری جایگزین کرد.

بطور مثال ، فرض کنید که قصد دارید در رقابتهای فشرده آزمون کارشناسی ارشد شرکت کنید، باید از هم اکنون ، زمان را تحت نظارت خود در آورید و بدانید که زمان یک سرمایه نامرئی است. باید بدانید که وقت روزانه ، هفتگی و ماهانه خود را چگونه می‌گذرانید و برای موفقیت در آزمون کارشناسی ارشد ، چگونه باید آنرا تقسیم بندی کنید. بسیاری از افراد برای موفقیت در آزمونهای مختلف ، هزینه‌های فراوانی را متحمل می‌شوند، ولی به یک اصل مهم یعنی مدیریت زمان آزمون توجه نمی‌کنند. از طرفی ، بعضی افراد برنامه ریزی هم می‌کنند، پس برنامه ریزی آنان منطبق با استانداردهای علمی نیست و چه بسا ، یکی از علل مهم شکستشان در آزمون ، همین امر می‌باشد.

سخن آخر

خود شما که در حال مطالعه این مفاهیم هستید، چقدر از زمان و سرمایه وجودی خود اطلاع دارید؟ برای اینکه به این امر واقف شوید، بدون درنگ به این سوالات پاسخ دهید، البته سعی نکنید که محاسبه کنید:

  1. یک هفته چند ساعت است؟
  2. در یک هفته چند ساعت خواب طبیعی دارید؟
  3. در یک هفته چند ساعت رفت و آمد می‌کنید؟
  4. در یک هفته چند ساعت صرف غذا خوردن می‌کنید؟
  5. در یک هفته چند ساعت اوقات فراغت دارید؟
  6. در یک هفته چند ساعت مطالعه می‌کنید؟
  7. در یک هفته چند ساعت به نظافت شخصی اختصاص می‌دهید؟
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در دوشنبه 17 اردیبهشت1386 و ساعت |

مقدمه

هر کس زندگی را از دریچه‌ای می‌بیند و به باور هر کس رسیدن به یک دسته از آرزوها و اهداف و یا فراهم شدن شرایط و موقعیتهای مختلف موجبات دلپذیر بودن زندگی او را فراهم می‌سازد. با اینکه بیم افراد مختلف در مورد اینکه چه چیز زندگی آنها را شیرین تر و مطبوع تر خواهد ساخت تفاوتهای فردی وجود دارد. اما یکسری اصول کلی نیز وجود دارند که می‌توانند به عنوان اصول کلی در آفزینش و خلق یک زندگی سعادتمند مورد کاربرد قرار گیرند.

هدفمند بودن برای داشتن یک زندگی دلپذیر

زندگی بی‌هدف ، یک زندگی شلوغ و بی‌سر و سامان است. افراد بی‌هدف بطور سرسام آوری با انواع مشکلات مواجه می‌شوند که موجب ایجاد استرس و ناراحتی در آنها می‌شود. کسالت ، درماندگی ، تشویش و اضطراب حاصل یک زندگی بی‌هدف هستند. بر این اساس تا می‌توانید شکل واضحی به اهداف خود بدهید. آنها را دسته بندی کنید و برای خود مشخص کنید که کدامیک از اهمیت بیشتری برایتان برخوردار هستند. در این راستا فرق نمی‌کند اهداف شما مالی باشد، یا علمی ، یا مربوط به زندگی روزمره و یا سایر اهداف. داشتن هدف مهم است.

پاک سازی ذهن از افکار منفی

افکار منفی انسان باعث هدر رفتن نیرو و انرژی روانی او می‌شوند و در واقع مثل موانعی هستند که مسیر فرد را برای رسیدن به اهدافش سد می‌کنند و حتی مانع این می‌شوند که فرد بتواند برای خود اهدافی را معین کند. افکار منفی احساس نشاط و شادابی را از زندگی فرد می‌گیرد، موجب کاهش اعتماد به نفس او و اعتقاد به تواناییهایش می‌شود.

رضایت شغلی خود را بالا ببرید.

بیشتر ساعات انسان در جریان شغلی‌اش می‌گذرد. بنابراین لذت بردن از این ساعات بسیار بااهمیت خواهد بود. همیشه و در هر شغلی حتما چیزهایی وجود دارد که بتواند برای شما جذاب باشد حتی در شغلی که علاقه چندانی به آن ندارید. با کمی فکر کردن می‌توانید این جنبه‌های لذت بخش را پیدا کرده و برای خود پررنگ نمایید. خواهید داد که چه تغییراتی به این ترتیب در احساسات شما پیدا خواهد شد. سعی کنید به جای وقت گذراندن و احساس نارضایتی کردن مهارتهای مناسب را یاد بگیرید و به دنبال مواردی باشید تا باعث پیشرفت شما در کارتان شود.

توجه به سلامتی جسمی و روحی خود

برخی افراد بیش از حد نگران سلامتی خود هستند و برخی توجه چندانی به سلامتی خود ندارند. این دسته از افراد به کارهایی که انجام می‌دهند و ممکن است سلامتی آنها را تهدید کند ادامه می‌دهند و یا در صورت بروز مسائلی در سلامتی آنها ، آنها را دست کم می‌گیرند. در هر دو حال داشتن یک زندگی لذت بخش برای این افراد به خطر می‌افتد. به دنبال یاد گرفتن اطلاعات و مطالب جدید برای بالا بردن سلامتی خود باشید و آنها را در زندگی پیاده کنید.

گسترش و سالم سازی روابط و ارتباطات خود

برقراری یک ارتباط مناسب بسیار مهم است. در زمینه برقراری چنین روابطی نکات بسیار ریز و دقیقی وجود دارد که ممکن است ارتباطات مختلف شما را خدشه‌دار کند بدون اینکه متوجه باشید. شنونده خوب بودن و محبت کردن در موقع مناسب یکی از اصول برقراری ارتباط صحیح هستند. به مواردی از این قبیل توجه کنید تا بتوانید روابط خود را گسترش دهید. علاوه بر گسترش روابط حفظ روابط را نیز یاد بگیرید. برخی افراد به راحتی روابطی را آغاز می‌کنند اما نمی‌توانند آنها را پایدار نگه دارند.

خلاق باشید.

برای رسیدن به خلاقیت لازم نیست شغل ویژه‌ای داشته باشید، یا در سن خاصی باشید، زن باشید یا مرد. در هر شرایطی و هر سنی و هر جنسی باشید خلاقیت کمکهای زیادی به شما خواهد کرد. افراد خلاق انسانهایی هستند مخاطره پذیر ، اهل ریسک ، مصر ، با انگیزه ، پذیرای افکار نو ، مستقل و دارای اعتماد به نفس. آنها در برخورد با مشکلات زندگی نیز می‌توانند از قدرت خلاقیت خود استفاده کنند و به شیوه‌های جالبتری با مشکلات مواجه شوند.

توجه به فرزندان

فرزندان افراد مهم زندگی والدین هستند. اکثر والدین نگران تربیت فرزندان خود هستند و گاهی این نگرانی زندگی آنها را مغشوش و پر از اضطراب می‌سازد. نگرانی هیچ فایده‌ای ندارد. روشهای برقراری ارتباط با فرزندان ، و تربیت آنها یاد بگیرید و با آرامش و خونسردی آنها را پیاده کنید. به این ترتیب نگران آینده فرزندان خود نیز نخواهید بود، می‌دانید که بهترین کارها را برای او انجام می‌دهید که در توان خود دارید. برای آنها وقت بگذارید، آنها را بشناسید و به آنها احترام بگذارید.

توجه به سرگرمیها و علائق

برخی افراد به دلیل برنامه ریزی خوبی که دارند به بهترین شیوه از برنامه‌ها و فعالیتهای مختلف استفاده می‌کنند. ممکن است فعالیت شغلی گسترده‌ای داشته باشند اما به همان اندازه نیز به علائق و سرگرمیهای خود توجه نشان دهند. مشغله کاری یا سایر مشکلات آنها را از علائق خود دور نمی‌کند. در واقع گذراندن اوقاتی با فعالیتهای مورد علاقه موجب تامین انرژی لازم برای فعالیتهای اساسی زندگی می‌شود. بدون چنین اوقاتی فرد به مرور خسته و خسته‌تر خواهد شد. این سرگرمیها بسته به ویژگیهای خود شما دارد. لازم نیست حتما مواردی را انتخاب کنید که دیگران توصیه می‌کنند. گوش کردن به موسیقی ممکن است برای یک فرد یک فعالیت لذت بخش تلقی شود اما برای فردی دیگر ورزش کردن و ... .

اعمال مدیریت و کنترل بر فعالیتهای خود

بر انجام فعالیتهای خود جدی باشید. آنها را مهم بشمارید و برایشان برنامه ریزی کنید و برنامه‌ها را بطور منظم اجرا کنید و به نتایج برنامه‌ها توجه کنید و در نهایت از نتایج خوب و بد برای برنامه ریزی بعدی درس بگیرید. این روند کامل یک مدیریت خوب است. یک نظاره ‌گر خوب و یک ارزیاب سخت گیر برای امور خود باشید. فعالانه امور زندگی خود را پیگیری کنید و به موفقیتهای خود پاداش دهید مثل یک مدیر خوب در یک سازمان.

منبع:

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-browse_categories.php?find=&deep=off&parentId=606&offset=30&sort_mode=name_asc&SSOReturnPage=Check&Rand=

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در پنجشنبه 6 اردیبهشت1386 و ساعت |

پدر عزيز، شما هم در زندگي فرزندتان نقش داريد


 

مادر پسر بچه 6 ساله اي نزد روانپزشک مي رود تا در مورد مشکلات رفتاري او صحبت کند، اما پدر کودک که فردي تحصيل کرده و در زمينه تحصيلي خود متخصص مي باشد از حضور در اين ملاقات سر باز مي زند. وقتي روانپزشک علت را جويا مي شود مادر کودک مي گويد، او به روانشناسي و روانپزشکي اعتقاد ندارد.

عدم حضور موثر پدران در زمينه هاي مختلف زندگي کودکان به خصوص زمينه هاي رفتاري و عاطفي، يکي از مشکلاتي است که روانپزشکان معتقدند امروزه بسيار رايج گشته است.

 بسياري از پدرها حتي تمايلي به آگاه شدن از سلامت رواني کودکان خود نشان نمي دهند. مسلما احتمال پذيرش مشکل عاطفي فرزند براي افرادي که حتي تمايلي به بيان مشکلات عاطفي خود ندارند امري بسيار دشوارمي باشد. معمولاً پدرها نسبت به ابراز احساسات و عواطف خود گرايش کمتري نشان مي دهند و ترجيح مي دهند پدري قوي و متبحر باشند تا دلسوز و عاطفي.

با در نظر گرفتن اين امر که مردها براي بر طرف کردن مشکلات عاطفي – رواني خود کمتر نزد روانشناسان مي روند. کاملا منطقي است که باور نکنند فرزندانشان ممکن است از لحاظ عاطفي به کمک احتياج داشته باشند. آنها معتقدند تمامي مسائل عاطفي – رواني با کنترل بر رفتار کودک بر طرف مي شود و چنانچه آنها اين توانايي را داشته باشند، کودکانشان نيز قادر به کنترل رفتار خود خواهند شد. به نظر بسياري از پدران اين مسائل نشات گرفته از بد رفتاري است نه مشکل عاطفي.

طي تحقيقي، از پدرها خواسته شد که پسر لجوجي را در نظر بگيرند که به هيچ وجه قادر به کنترل رفتارش نمي باشند و سرانجام بگوئيد که آيا در اين صورت حاضر به مراجعه به روانپزشک هستند يا خير؟ اغلب آنها ابراز کردند که ما بيشتر نگران بدنامي هاي هستيم که بعد از مراجعه به رونپزشک به وجود مي آيد نه لجاجت! و عجيب آن که آنها گمان مي کنند بدنامي تاثير بسياربدي روي آنها و کل خانواده بر جاي مي گذارد.

بررسي ها نشان مي دهد، زماني که پدران و مادران با فرزندان خود صرف مي کنند به يک اندازه نيست، به همين دليل اغلب پدرها کمتر مي توانند خود را با پيشرفت ها و بلوغ روحي فرزندانشان هماهنگ کنند.

يکي از اساتيد روانپزشکي در دانشگاه مي گويد هر چند اخيراً پدران بيشتر در زندگي فرزندشان نقش ايفا مي کنند، اما همچنان با مادران برابري ندارند. طبق تجربيات اين استاد روانشناس ، مادران تقريباً هميشه مي توانند بگويند که فرزندشان، حتي اگر اولين فرزند باشد، در چه مرحله روحي قرار دارد، اما پدرها هيچگاه قادر به انجام اين امر نيستند.

کارشناسان معتقدند دسترسي پيدا کردن مستقيم به پدران ، بهترين راه براي شرکت دادن آنها در تمامي فعاليت هاي مربوط به کودکان است. آنها همچنين ابراز مي کنند که مردان بايد در مورد بيماري ها و پيچيدگي هاي روحي- رواني تعليم ببينند. در اين زمينه کوتاهي هاي بسياري صورت گرفته که بايد جبران شود. لازم به ذکر است که وضعيت اجتماعي – اقتصادي ، هيچ مشکلي در اين زمينه ايجاد نمي کند. انسان از هر طبقه اجتماعي که باشد نسبت به پيشرفت اشتياق نشان مي دهد.

پدران تحصيل کرده به نوعي مي دانند که بايد به نحوي دراين ملاقات ها شرکت کنند، و اگر از پدري در سطح اقتصادي – اجتماعي پايين خواسته شود که در چنين ملاقات هايي حضور به هم برساند، چرا که به وجودشان نياز هست آنها نيز از آنجايي که عاشق فرزندشان هستند، خواهند آمد

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در پنجشنبه 6 اردیبهشت1386 و ساعت |
 
زندگی زیباست ای زیبا پسند
زیبا اندیشان به زیبایی رسند
آنقدر زیباست این بی بازگشت
کز برایش میتوان از جان گذشت
 
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در پنجشنبه 6 اردیبهشت1386 و ساعت |