|
همدلی |
|
ده طرز تلقی که مانع گوش دادن می شوند |
| |
- توجه به مفهوم فراطلایی زمان
- از بین بردن عوامل مخرب زمان
- تقسیم بندی و تفکیک زمان
- هدف گذاری امور زندگی
- سازماندهی فعالیتها و برنامههای زندگی
- عزم و اراده برای اجرای برنامهها
نکته حائز اهمیت اینکه ، هر یک از موارد فوق ، مکمل مورد قبلی بوده و توجه به یک مرحله و غافل ماندن از مراحل بعدی ، نمیتواند فرد را به موفقیت در عرصههای زندگی برساند. بنابراین ضروری است که تمامی مراحل گفته شده به صورت سلسله مراتب به اجرا درآید تا نتیجه نهایی و مطلوب حاصل گردد. برای هر فردی در همه عرصههای زندگی وقت ارزشی فراطلایی دارد. ارزش گذاردن بر ثانیههای زندگی ، زیربناییترین قدم در راه کنترل و مدیریت زمان به شمار میآید و این به معنای حساسیت داشتن به زمان است. برای مشخص شدن این موضوع که ارزش وقت ، توسط شما درک میشود یا نه، به این سوال پاسخ دهید که آیا برای وقت و زمان خود واقعا ارزش قائل هستید یا نه؟ و دلایل آنرا برای خود مشخص کنید.
برای پاسخ دهی به این سوال ، لازم نیست ایدهآل پروری کنید، بلکه واقعیتهای روزانه را که با آنها مواجهید، در نظر بگیرید و یادداشت کنید تا به یک خودشناسی اولیه نائل شوید. نکته اینکه قبل از وارد شدن به حیطه برنامه ریزی امور زندگی ، ابتدا باید خصوصیات وقت و زمان را بشناسید که در این راستا میتوان گفت وقت یک پدیده شخصی است و تنها شما مصرف کننده آن به شمار میآئید، بنابراین هیچ کس نمیتواند به جای فرد دیگری از وقت او استفاده کند. از طرف دیگر ، وقت قرض دادنی و ذخیره کردنی نیست و افراد بطور یکسان از آن بهرهمند هستند. بنابراین تنها راه برخورد با وقت ، استفاده درست از آن است. روی هم رفته میتوان گفت که وقت غیر قابل تغییر است، لذا نه طولانی میشود و نه کوتاه.
عوامل مخرب زمان
وقت با سه نوع از عوامل مخرب روبروست که در این میان ، عادتهای غلط فرد ، مهمترین عامل مخرب زمان به شمار میآید. تجربه نشان داده است که با کنترل چند نوع از عوامل مخرب ، میتوان سایر آفتها را نیز محدود کرد. برای شناسایی عوامل تخریبی زمان ، بایستی به بررسی و مطالعه منشها و روشهای خود پرداخت و آفات موجود را شناسایی کرد.- برای شناسایی آفتهای وقت ، بررسی عملکرد روزانه یکی از راههای مناسب به شمار میآید که در این راستا ، فرد میتواند با یادداشت عملکرد روزانه خود و تجزیه و تحلیل آن در طول روزها ، هفتهها و ماهها ، اشکالات موجود را دریابد. چنانکه گفته شد، شناسایی آفتهای تخریبی زمان ، یک گام اساسی در راه مبارزه به شمار میآید و نکته اینکه ، شناسایی این عوامل ، برخی راه حلهای مناسب را نیز روشن خواهد کرد.
- برای مبارزه با آفتهای مربوط به خلق و خوی افراد که زمان را تلف میکنند، بهترین راه ، برقراری یک انضباط شخصی مستمر است که موجب بروز تغییرات تدریجی در این راه میگردد. از آنجا که عادتهای نامناسب به صورت تدریجی شکل میگیرند و موجب تخریب زمان میگردند، لذا تغییر این عادات نیز در طول زمان میسر خواهد بود، بر این اساس ، بایستی سرلوحه کار در شناسایی و از بین بردن عوامل مخرب زمان باشد.
راهکارهای مدیریت زمان
نکته دیگر در راستای مدیریت زمان ، این است که فرد بایستی ارزش زمان را درک کند و اجزای زمان را به خوبی بشناسد. به دنبال شناسایی زمان به راهبردهای عملیتر دست بزند که در این میان ، موارد زیر حائز اهمیت میباشند:- تقسیم بندی و تفکیک زمان
- اولویت بندی امور زندگی
- بهبود زمان و مدت بهره برداری از وقت
در راستای تقسیم بندی و تفکیک زمان ، یک فرد بایستی اوقات مربوط به یک روز ، یک هفته و یک ماه را بطور واضح مشخص کند. مشخص شدن این اوقات موجب بوجود آمدن وقت اضافی برای فرد خواهد شد. در نخستین گام در تقسیم بندی زمان ، باید مشخص شود که فرد در یک هفته چند ساعت مطالعه ، خواب ، رفت و آمد ، نظافت شخصی ، صرف غذا و اوقات فراغت دارد و در همین راستا فرد بایستی برای انجام کارهای مورد نظر در یک روز ، یک هفته ، یک ماه ، سه ماه و شش ماه ، یک قاعده و معیار زمانی مشخصی داشته باشد. بنابراین هدف از تفکیک اوقات این است که بدانیم، بطور کلی اوقات شما چگونه صرف میشود و از چه قسمتهایی میتوان کاست و برای آن ، برنامههای دیگری جایگزین کرد.
بطور مثال ، فرض کنید که قصد دارید در رقابتهای فشرده آزمون کارشناسی ارشد شرکت کنید، باید از هم اکنون ، زمان را تحت نظارت خود در آورید و بدانید که زمان یک سرمایه نامرئی است. باید بدانید که وقت روزانه ، هفتگی و ماهانه خود را چگونه میگذرانید و برای موفقیت در آزمون کارشناسی ارشد ، چگونه باید آنرا تقسیم بندی کنید. بسیاری از افراد برای موفقیت در آزمونهای مختلف ، هزینههای فراوانی را متحمل میشوند، ولی به یک اصل مهم یعنی مدیریت زمان آزمون توجه نمیکنند. از طرفی ، بعضی افراد برنامه ریزی هم میکنند، پس برنامه ریزی آنان منطبق با استانداردهای علمی نیست و چه بسا ، یکی از علل مهم شکستشان در آزمون ، همین امر میباشد.
سخن آخر
خود شما که در حال مطالعه این مفاهیم هستید، چقدر از زمان و سرمایه وجودی خود اطلاع دارید؟ برای اینکه به این امر واقف شوید، بدون درنگ به این سوالات پاسخ دهید، البته سعی نکنید که محاسبه کنید:- یک هفته چند ساعت است؟
- در یک هفته چند ساعت خواب طبیعی دارید؟
- در یک هفته چند ساعت رفت و آمد میکنید؟
- در یک هفته چند ساعت صرف غذا خوردن میکنید؟
- در یک هفته چند ساعت اوقات فراغت دارید؟
- در یک هفته چند ساعت مطالعه میکنید؟
- در یک هفته چند ساعت به نظافت شخصی اختصاص میدهید؟
مقدمه
هر کس زندگی را از دریچهای میبیند و به باور هر کس رسیدن به یک دسته از آرزوها و اهداف و یا فراهم شدن شرایط و موقعیتهای مختلف موجبات دلپذیر بودن زندگی او را فراهم میسازد. با اینکه بیم افراد مختلف در مورد اینکه چه چیز زندگی آنها را شیرین تر و مطبوع تر خواهد ساخت تفاوتهای فردی وجود دارد. اما یکسری اصول کلی نیز وجود دارند که میتوانند به عنوان اصول کلی در آفزینش و خلق یک زندگی سعادتمند مورد کاربرد قرار گیرند.هدفمند بودن برای داشتن یک زندگی دلپذیر
زندگی بیهدف ، یک زندگی شلوغ و بیسر و سامان است. افراد بیهدف بطور سرسام آوری با انواع مشکلات مواجه میشوند که موجب ایجاد استرس و ناراحتی در آنها میشود. کسالت ، درماندگی ، تشویش و اضطراب حاصل یک زندگی بیهدف هستند. بر این اساس تا میتوانید شکل واضحی به اهداف خود بدهید. آنها را دسته بندی کنید و برای خود مشخص کنید که کدامیک از اهمیت بیشتری برایتان برخوردار هستند. در این راستا فرق نمیکند اهداف شما مالی باشد، یا علمی ، یا مربوط به زندگی روزمره و یا سایر اهداف. داشتن هدف مهم است.پاک سازی ذهن از افکار منفی
افکار منفی انسان باعث هدر رفتن نیرو و انرژی روانی او میشوند و در واقع مثل موانعی هستند که مسیر فرد را برای رسیدن به اهدافش سد میکنند و حتی مانع این میشوند که فرد بتواند برای خود اهدافی را معین کند. افکار منفی احساس نشاط و شادابی را از زندگی فرد میگیرد، موجب کاهش اعتماد به نفس او و اعتقاد به تواناییهایش میشود.رضایت شغلی خود را بالا ببرید.
بیشتر ساعات انسان در جریان شغلیاش میگذرد. بنابراین لذت بردن از این ساعات بسیار بااهمیت خواهد بود. همیشه و در هر شغلی حتما چیزهایی وجود دارد که بتواند برای شما جذاب باشد حتی در شغلی که علاقه چندانی به آن ندارید. با کمی فکر کردن میتوانید این جنبههای لذت بخش را پیدا کرده و برای خود پررنگ نمایید. خواهید داد که چه تغییراتی به این ترتیب در احساسات شما پیدا خواهد شد. سعی کنید به جای وقت گذراندن و احساس نارضایتی کردن مهارتهای مناسب را یاد بگیرید و به دنبال مواردی باشید تا باعث پیشرفت شما در کارتان شود.توجه به سلامتی جسمی و روحی خود
برخی افراد بیش از حد نگران سلامتی خود هستند و برخی توجه چندانی به سلامتی خود ندارند. این دسته از افراد به کارهایی که انجام میدهند و ممکن است سلامتی آنها را تهدید کند ادامه میدهند و یا در صورت بروز مسائلی در سلامتی آنها ، آنها را دست کم میگیرند. در هر دو حال داشتن یک زندگی لذت بخش برای این افراد به خطر میافتد. به دنبال یاد گرفتن اطلاعات و مطالب جدید برای بالا بردن سلامتی خود باشید و آنها را در زندگی پیاده کنید.گسترش و سالم سازی روابط و ارتباطات خود
برقراری یک ارتباط مناسب بسیار مهم است. در زمینه برقراری چنین روابطی نکات بسیار ریز و دقیقی وجود دارد که ممکن است ارتباطات مختلف شما را خدشهدار کند بدون اینکه متوجه باشید. شنونده خوب بودن و محبت کردن در موقع مناسب یکی از اصول برقراری ارتباط صحیح هستند. به مواردی از این قبیل توجه کنید تا بتوانید روابط خود را گسترش دهید. علاوه بر گسترش روابط حفظ روابط را نیز یاد بگیرید. برخی افراد به راحتی روابطی را آغاز میکنند اما نمیتوانند آنها را پایدار نگه دارند.خلاق باشید.
برای رسیدن به خلاقیت لازم نیست شغل ویژهای داشته باشید، یا در سن خاصی باشید، زن باشید یا مرد. در هر شرایطی و هر سنی و هر جنسی باشید خلاقیت کمکهای زیادی به شما خواهد کرد. افراد خلاق انسانهایی هستند مخاطره پذیر ، اهل ریسک ، مصر ، با انگیزه ، پذیرای افکار نو ، مستقل و دارای اعتماد به نفس. آنها در برخورد با مشکلات زندگی نیز میتوانند از قدرت خلاقیت خود استفاده کنند و به شیوههای جالبتری با مشکلات مواجه شوند.توجه به فرزندان
فرزندان افراد مهم زندگی والدین هستند. اکثر والدین نگران تربیت فرزندان خود هستند و گاهی این نگرانی زندگی آنها را مغشوش و پر از اضطراب میسازد. نگرانی هیچ فایدهای ندارد. روشهای برقراری ارتباط با فرزندان ، و تربیت آنها یاد بگیرید و با آرامش و خونسردی آنها را پیاده کنید. به این ترتیب نگران آینده فرزندان خود نیز نخواهید بود، میدانید که بهترین کارها را برای او انجام میدهید که در توان خود دارید. برای آنها وقت بگذارید، آنها را بشناسید و به آنها احترام بگذارید.توجه به سرگرمیها و علائق
برخی افراد به دلیل برنامه ریزی خوبی که دارند به بهترین شیوه از برنامهها و فعالیتهای مختلف استفاده میکنند. ممکن است فعالیت شغلی گستردهای داشته باشند اما به همان اندازه نیز به علائق و سرگرمیهای خود توجه نشان دهند. مشغله کاری یا سایر مشکلات آنها را از علائق خود دور نمیکند. در واقع گذراندن اوقاتی با فعالیتهای مورد علاقه موجب تامین انرژی لازم برای فعالیتهای اساسی زندگی میشود. بدون چنین اوقاتی فرد به مرور خسته و خستهتر خواهد شد. این سرگرمیها بسته به ویژگیهای خود شما دارد. لازم نیست حتما مواردی را انتخاب کنید که دیگران توصیه میکنند. گوش کردن به موسیقی ممکن است برای یک فرد یک فعالیت لذت بخش تلقی شود اما برای فردی دیگر ورزش کردن و ... .اعمال مدیریت و کنترل بر فعالیتهای خود
بر انجام فعالیتهای خود جدی باشید. آنها را مهم بشمارید و برایشان برنامه ریزی کنید و برنامهها را بطور منظم اجرا کنید و به نتایج برنامهها توجه کنید و در نهایت از نتایج خوب و بد برای برنامه ریزی بعدی درس بگیرید. این روند کامل یک مدیریت خوب است. یک نظاره گر خوب و یک ارزیاب سخت گیر برای امور خود باشید. فعالانه امور زندگی خود را پیگیری کنید و به موفقیتهای خود پاداش دهید مثل یک مدیر خوب در یک سازمان.
منبع:
پدر عزيز، شما هم در زندگي فرزندتان نقش داريد
مادر پسر بچه 6 ساله اي نزد روانپزشک مي رود تا در مورد مشکلات رفتاري او صحبت کند، اما پدر کودک که فردي تحصيل کرده و در زمينه تحصيلي خود متخصص مي باشد از حضور در اين ملاقات سر باز مي زند. وقتي روانپزشک علت را جويا مي شود مادر کودک مي گويد، او به روانشناسي و روانپزشکي اعتقاد ندارد.
عدم حضور موثر پدران در زمينه هاي مختلف زندگي کودکان به خصوص زمينه هاي رفتاري و عاطفي، يکي از مشکلاتي است که روانپزشکان معتقدند امروزه بسيار رايج گشته است.
| بسياري از پدرها حتي تمايلي به آگاه شدن از سلامت رواني کودکان خود نشان نمي دهند. مسلما احتمال پذيرش مشکل عاطفي فرزند براي افرادي که حتي تمايلي به بيان مشکلات عاطفي خود ندارند امري بسيار دشوارمي باشد. معمولاً پدرها نسبت به ابراز احساسات و عواطف خود گرايش کمتري نشان مي دهند و ترجيح مي دهند پدري قوي و متبحر باشند تا دلسوز و عاطفي. |
با در نظر گرفتن اين امر که مردها براي بر طرف کردن مشکلات عاطفي – رواني خود کمتر نزد روانشناسان مي روند. کاملا منطقي است که باور نکنند فرزندانشان ممکن است از لحاظ عاطفي به کمک احتياج داشته باشند. آنها معتقدند تمامي مسائل عاطفي – رواني با کنترل بر رفتار کودک بر طرف مي شود و چنانچه آنها اين توانايي را داشته باشند، کودکانشان نيز قادر به کنترل رفتار خود خواهند شد. به نظر بسياري از پدران اين مسائل نشات گرفته از بد رفتاري است نه مشکل عاطفي.
طي تحقيقي، از پدرها خواسته شد که پسر لجوجي را در نظر بگيرند که به هيچ وجه قادر به کنترل رفتارش نمي باشند و سرانجام بگوئيد که آيا در اين صورت حاضر به مراجعه به روانپزشک هستند يا خير؟ اغلب آنها ابراز کردند که ما بيشتر نگران بدنامي هاي هستيم که بعد از مراجعه به رونپزشک به وجود مي آيد نه لجاجت! و عجيب آن که آنها گمان مي کنند بدنامي تاثير بسياربدي روي آنها و کل خانواده بر جاي مي گذارد.
بررسي ها نشان مي دهد، زماني که پدران و مادران با فرزندان خود صرف مي کنند به يک اندازه نيست، به همين دليل اغلب پدرها کمتر مي توانند خود را با پيشرفت ها و بلوغ روحي فرزندانشان هماهنگ کنند.
يکي از اساتيد روانپزشکي در دانشگاه مي گويد هر چند اخيراً پدران بيشتر در زندگي فرزندشان نقش ايفا مي کنند، اما همچنان با مادران برابري ندارند. طبق تجربيات اين استاد روانشناس ، مادران تقريباً هميشه مي توانند بگويند که فرزندشان، حتي اگر اولين فرزند باشد، در چه مرحله روحي قرار دارد، اما پدرها هيچگاه قادر به انجام اين امر نيستند.
کارشناسان معتقدند دسترسي پيدا کردن مستقيم به پدران ، بهترين راه براي شرکت دادن آنها در تمامي فعاليت هاي مربوط به کودکان است. آنها همچنين ابراز مي کنند که مردان بايد در مورد بيماري ها و پيچيدگي هاي روحي- رواني تعليم ببينند. در اين زمينه کوتاهي هاي بسياري صورت گرفته که بايد جبران شود. لازم به ذکر است که وضعيت اجتماعي – اقتصادي ، هيچ مشکلي در اين زمينه ايجاد نمي کند. انسان از هر طبقه اجتماعي که باشد نسبت به پيشرفت اشتياق نشان مي دهد.
پدران تحصيل کرده به نوعي مي دانند که بايد به نحوي دراين ملاقات ها شرکت کنند، و اگر از پدري در سطح اقتصادي – اجتماعي پايين خواسته شود که در چنين ملاقات هايي حضور به هم برساند، چرا که به وجودشان نياز هست آنها نيز از آنجايي که عاشق فرزندشان هستند، خواهند آمد


