تبليغاتX
مرکز مشاوره و روان شناختی مهرآرا
تمركز حواستان را بهبود بخشيد

"نمي توانم حواسم را جمع كنم ، وقتي سعي  مي‌كنم مطالعه كنم، فكرم پريشان مي‌شود."عدم تمركز حواس يكي از تكراري‌ترين شكايت‌هايي است كه دردانشگاه مي‌شنويم .

تمركز حواس: توانايي هدايت فكري به سمت مورد نظرتان است .بعضي اوقات همه ما توانايي تمركز حواس را داريم . زماني را در نظر بگيريد كه غرق در خواندن داستاني زيبا هستيد، يا تار يا پيانو مي‌نوازيد ويا مجذوب يك فيلم سينمايي شده‌ايد؛ در اين موقع به تمركز محض رسيده‌ايد. هرگاه حواستان متمركز نمي‌شود و ذهنتان از چيزي به چيز ديگر معطوف مي‌شود در اين حالت شما بايد راهبردهاي تمركز حواس را تمرين كنيد و ياد بگيريد اين كار مستلزم موارد زير است:

1ـ يادگيري خود نظم‌بخشي ذهني

2ـ مرتب كردن عوامل به نحوي كه بي‌درنگ بتوانيد آن را كنترل كنيد.

        ذهن سرگردانتان را تربيت كنيد:

يادگيري خود نظم بخشي ذهني براي بهبود تمركز حواس:

بهبود تمركز، آموختن يك مهارت محسوب مي‌شود.يادگيري هر مهارتي نياز به تمرين دارد خواه اين مهارت بازي بسكتبال، رانندگي، تايپ، نوشتن باشد و خواه تمركز حواس. اين راهبردها را با دارو اشتباه نگيريد. وقتي شما دارويي مصرف مي‌كنيد، آن بدون كمك شما روي بدنتان عمل مي‌كند. راهبردهاي تمركز حواس مستلزم تمرين است. با شروع تمرين در همان روزهاي نخست احتمالا متوجه تغييراتي مي‌شويد. با تربيت ذهنتان از طريق تمرين برخي مهارتها به مدت چهار تا شش هفته، بهبود قابل توجهي را در خود شاهد خواهيد بود. اين دوره زماني از سال‌هاي طولاني كه بدون تمركز سپري كرده‌ايد ، بطور قابل ملاحظه‌اي كوتاه‌تر است. 

q      تمرين تمركز حواس را با تمرين‌هاي زير آغاز كنيد

o                                حالا اينجا باش.

o                                روش عنكبوتي

o                                وقت تفكر درباره مسائل نگران كننده

بعدها، شما مي‌توانيد هر راهبرد ذهني ديگري را كه به نظرتان نويد بخش مي‌آيد، امتحان كنيد. صادقانه آنها را محك بزنيد و دست كم به مدت سه روز آنها را بكار بريد. اگر شما متوجه تغييرات، هرچند اندك، شديد، بدين معناست كه آن راهبرد ارزشمندي است و با تمرين بيشتر تمركزتان را بهبود خواهد داد. همچنين، هم اكنون عواملي دراطراف شماست كه تغيير آن چه بسا سودمند باشد.

    "حالااينجا"

احتمالا اين فن ساده فريبنده، بسيار مؤثر است. وقتي متوجه مي‌شويد كه فكرتان از موضوع منحرف شده است، به خودتان بگوييد:

" حاحالا اينجا باش"

و به آرامي توجه‌تان را به جايي كه مي‌خواهيد برگردانيد. براي مثال:

شما در كلاس  هستيد وتوجه‌تان از سخنان استاد به تكاليفي كه داريد، به قرار ملاقاتتان و به احساس گرسنگي‌تان معطوف مي‌شود در اين هنگام به خودتان بگوييد:

     "حالا اينجا باش"

 و دوباره حواستان را متمركز كنيد و تمركزتان را به سخنان استاد برگردانيد و تا جايي كه ممكن است اين حالت را حفظ كنيد. اگر دوباره ذهنتان پريشان شد تكرار كنيد:

"حاحالا اينجا باش"

و خيلي آرام ذهنتان را دوباره متوجه موضوع گردانيد.ممكن است متوجه شويد كه فكرتان اغلب پريشانت مي‌شود (چند دقيقه به چند رقيقه ) در اين حالت هر بار بگوييد:

       "حالا اينجا باش"

و دوباره حواستان را متمركز كنيد. سعي نكنيد افكار بخصوصي را از ذهنتان دور كنيد. براي مثال :همين طور كه اينجا نشسته‌ايد ، چشمهايتان را ببنديد و به مدت سه دقيقه به هر چيز كه مي‌خواهيد فكر كنيد، بجز شيريني. سعي نكنيد به شيريني فكر كنيد، وقتي شما سعي در فكر نكردن به چيزي داريد آن چيز به ذهن شما برمي‌گردد.

(من قصد ندارم به شيريني فكر كنم، من قصد ندارم به شيريني فكر كنم )

وقتي متوجه مي‌شويد كه افكارتان تمركز ندارد، به آرامي آن فكر را به حال خود بگذاريد و با خودتان مرتب اين جمله را بگوييد.

 "حاحالا اينجا باش"

به حال برگرديداگر شما فردي طبيعي هستيد، چه بسا اين كار را صد بار در هفته انجام دهيد، شما درخواهيد يافت، هر روز كه پيش مي‌رويد فاصله زماني بين منحرف شدن افكارتان كمي بيشتر مي‌شود . بنابراين صبور باشيد و آن را حفظ كنيد. مي‌بينيد كه پيشرفت خواهيد كرد.

 "روروش عنكبوتي "

اين هم راهبرد ديگري است كه بطور فريبنده‌اي ساده به نظر مي‌رسد . اين روش شالوده تمركز حواس به شمار مي‌آيد، زيرا به شما كمك مي‌كند كه تمركز حواستان را حفظ كنيد و از حواس‌پرتي دورتان سازد.دياپازون مرتعش را كنار تار عنكبوتي بگيريد عنكبوت به آن واكنش نشان مي‌دهد و برمي‌گردد تا ببيند چه چيزي تارش را مي‌لرزاند . اين كار را چندين بار انجام دهيد. در اين حالت عنكبوت مي‌فهمد كه هيچ نوع حشره‌اي درآن جا نيست و دست از جستجو بر‌مي‌دارد . شما مي‌توانيد از اين آزمايش درس بگيريد. خودتان را آموزش دهيد كه تسليم حواس پرتي‌ها نشويد. وقتي كسي وارد اتاق مي‌شود، زماني كه شخصي در را محكم و با سرو صدا مي‌بندد، رويتان را به سمت آنها برنگردانيد. بلكه  ذ هنتان را به آن چيزي كه مقابل شماست متمركز سازيد.

استفاده از روش "حالا اينجا باش"‌به شما كمك ميكند به هنگام حواس پرتي‌هاي‌گذرا، دوباره تمركزتان را به‌دست آوريد اين كار را درموقعيت‌ها ي متعدد مانند موارد زير تمرين كنيد.دركلاس‌هاي درس بگذاريد افراد بيايند وبروند، سرفه كنند؛ بدون اينكه كوتاه‌ترين نگاهي به آنها بكنيد، گويي آنها آنجا نيستند و در ضمن بين خودتان و استاد تونلي برقرار كنيد.وقتي با كسي در حال گفتگو هستيد توجهتان را به او معطوف داريد. به صورتش بنگريد و به گفته‌هايش توجه كنيد، بقيه دنيا را از ذهنتان بيرون كنيد.

 "اواوقات نگراني با تفكر"

هر روز وقت خاصي را به تفكر درباره موضوعاتي اختصاص دهيد كه به ذهن شما وارد مي‌شوند و درتمركز حواستان مداخله مي‌كنند (يك وقت تفكر) براي نگراني خود اختصاص دهيد. براي مثال بين ساعت 4:30 تا 5 عصر را وقتي ذهن شما درطي روز به سوي نگراني‌ها رفت، به خودتان ياد آور شويد كه شما وقت ويژه‌اي برای پرداختن به نگراني‌ها داريد. سپس بگذاريد فكرتان به زمان حال برگردد و تمركزتان را به فعاليت جاري معطوف داريد.

 منبع:http://iransco.org/Br_TamarkozehavAs.asp

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در چهارشنبه 29 فروردین1386 و ساعت |
مشکلات کودکان در خواب

مقدمه

معمولا والدین از مشکلات خواب فرزندانشان شاکی هستند در اولین سال زندگی ، والدین بیشتر از نخوابیدن کودک در طول شب شکایت می‌کنند. در سال دوم امتناع از رفتن به سمت رختخواب و کابوسهای شبانه مطرح می‌گردد. از سه الی پنج سالگی ، مسائل شایع‌ شامل دیر به خواب رفتن، بیدار شدن در طول شب و دیدن کابوس هستند.

نکاتی برای والدین

  • علت و تداوم مشکل خواب را در کودکتان بررسی کنید، شاید دلیل آن جلب توجه ، اضطراب ، تاثیر داروها و .... باشد. بررسی این عوامل در انتخاب راه حل مناسب به شما کمک خواهد کرد.

  • فعالیتهای بدنی کودک مانند بازی کردن در پارک ، برنامه‌های ورزشی را در طول روز افزایش دهید. کودکان قبل از خواب باید آرام باشند تا برای خوابیدن آماده شوند. بازیهایی که نیازمند فعالیت زیاد هستند برای ساعات قبل از خواب مناسب نیستند.

  • به تدریج فعالیت کودک را از زمان غروب به بعد کاهش دهید و به جای بازیهای پرتحرک مانند کشتی گرفتن یا توپ بازی ، فعالیتهایی مانند مطالعه کردن، شنیدن قصه یا تماشای تلویزیون را جایگزین نمائید. انجام فعالیتهای آرام کننده چون حمام آب گرم ، ماساژ قبل از خواب و به آرامی تکان دادن کودک مفید خواهد بود.

  • برای زمان خواب کودکتان برنامه تعیین کنید.

  • برنامه‌های خانواده و خواسته‌های کودک را نیز در نظر بگیرید. انعطاف‌پذیر باشید ولی برخورد قاطع با کودک را نیز تمرین کنید. الگویی را که تصمیم به ادامه آن ندارید شروع نکنید. برنامه شبانه باید در کل روز موجب احساس امنیت و نزدیکی میان افراد خانواده شود.

  • قبل از خواب با کودکتان در مورد مسائل روزمره و آمادگی برای شروع روز بعد صحبت کنید.

  • آماده کردن لباسهای مدرسه و مرتب کردن کتابهای فردا ، برنامه مناسبی برای کودکان بزرگتر خواهد بود. قصه گفتن برای کودک قبل از خواب در درک اینکه الان موقع خواب است کمک می‌کند.

  • اگر کودکتان شب‌ها سخت به خواب می‌رود یا از خواب می‌پرد به او اجازه خوابیدن در طول روز را ندهید. اینکار به کودک در ایجاد الگوی خواب منظم کمک خواهد کرد.

  • به خاطر داشته باشید مصرف شبانه برخی مواد غذایی مانند چای و نوشابه خواب کودک را کاهش می‌دهد.

  • به کودکتان روشهای آرام‌سازی (نفس عمیق ، کشش و آرام‌سازی عضلات بدن) را آموزش دهید. سعی کنید قبل ازخوابیدن ، کودک این روشها را انجام دهد.

  • به کودک اجازه دهید تا زمانی که خواب آلوده و خسته نشده بیدار بماند و سپس او را به رختخواب ببرید.

  • از تمرین‌های مثبت استفاده کنید. در طول روز راههایی را که کودک می‌تواند با بکارگیری آنها به خواب رود برای او بیان کنید. مثلا کودک می‌تواند با فکر کردن درباره صحنه‌های آرام و زیبا مانند برخورد امواج دریا به ساحل ، پریدن گوسفندان از روی نرده یا با تکرار حروف الفبا و خواندن ترانه‌ای کودکانه این کار را تمرین کند.

  • حتی‌الامکان سعی کنید نکات ایمنی را در اتاق خواب کودک رعایت کنید (مثل پوشاندن سیمهای برق ، استفاده ازمحافظ پریز برق و دور نگهداشتن کودک از اشیاء شکستنی). این کار به والدین کمک می‌کند با خیال راحت کودک را در اتاقش تنها بگذارند.

  • اگر کودک در رختخواب خود نمی‌ماند در اتاق او حضور یابید و هنگامی که آرام است او را تشویق کنید، برای مثال برایش نوار قصه بگذارید و اگر ناآرامی کرد، ضبط را خاموش کنید.

  • هنگامی که کودک در طول شب از خواب بیدار می‌شود به او کمتر توجه کنید. کمتر او را در آغوش بگیرید، تماس چشمی را محدود نمایید و با او صحبت نکنید. بی‌تفاوتی والدین در این زمان برای خوابیدن مجدد کودک موثر خواهد بود.

  • به تدریج از توجهتان به کودک پس از رفتن به رختخواب کم کنید و دیرتر به گریه یا جیغ او پاسخ دهید. به کودک بگوئید همین الان باید بخوابد و این کار را هر شب تکرار کنید. آنها به برخورد قاطع شما نیاز دارند.

  • برای بعضی از کودکان خوابیدن در اتاق تاریک دشوار است. روشن کردن چراغ خواب در اتاق کودک مفید خواهد بود.

  • اگر کودک برای خوابیدن در اتاق خواب شما اصرار دارد رختخواب او را روی زمین بیندازید و به او بگوئید در صورت تمایل به خوابیدن در اتاق باید روی زمین بخوابد. به تدریج در شبهای بعد رختخواب او را نزدیک در اتاق خواب ،‌ هال و یا در راهرو بیندازید. هدف از این کار این است که کودک در اتاق خواب شما ناراحت باشد. بسیاری از کودکان هنگام قرار گرفتن در این شرایط خوابیدن در رختخواب خود را ترجیح می‌دهند.

  • والدین باید از نظر جسمی و روانی آمادگی کنار آمدن با مشکلات خواب کودک را داشته باشند فرصتهای بدست آمده (حضور نداشتن کودک در خانه) برای جبران کمبود خواب خود و یا انجام کارهای لذت‌بخش استفاده کنید.

  • گاهی کودک تمایل به خوابیدن در کنار خواهر و برادرهایش دارد. در صورت موافقت والدین این کار به سرعت تبدیل به یک عادت می‌شود. کودکان باید یاد بگیرند هنگام خوابیدن مستقل باشند.

  • یک هم خواب جایگزین (مانند یک عروسک پشمالو) یا یک هم اتاقی (مثلا خواهر یا برادر) به تنها خوابیدن کودک کمک می‌کند و در کسب استقلال او مفید می‌باشد. کودک را به تنها خوابیدن به عنوان یک رفتار مناسب تشویق کنید.

  • شبها هم با صحبت و هم با عمل همکاری کودک را تشویق کنید. هر شب به وقت‌شناسی و در رختخواب ماندن کودک جایزه بدهید. جایزه‌ها می‌توانند تماشای بیشتر تلویزیون و یا یک خوراکی ویژه قبل از خواب باشد.

  • کودکان ترسها و تشویش‌هایی دارند که قبل از خواب به سراغشان می‌آید. کودک خود را تشویق کنید در مورد مسائلش با شما صحبت کند. این کار به شما در درک بهتر مسائل کودک کمک خواهد کرد.

  • به خاطر داشته باشید که والدین ، پدر بزرگ ، مادر بزرگ و پرستار کودک باید در مورد چگونگی کنار آمدن با مشکلات خواب کودک با یکدیگر هماهنگ باشند.

  • کودکان به علت شرایط سنی خود آسیب پذیرند و نیاز به حمایت و مراقبت بزرگترها دارند. آسیب‌پذیری کودکان ایجاب می‌کند که با وضع قوانین مناسب و حمایت و مراقبت لازم از آنان رشد و سلامت جسم و روان آنان را تامین کنیم.
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در چهارشنبه 29 فروردین1386 و ساعت |

والدین موفق چگونه هستند؟ 

مقدمه

وقتی تصمیم می‌گیرید که صاحب فرزند شوید، در واقع مسئولیت سنگین و بلند مدت تربیت او را پذیرفته‌اید. تربیت به معنی تعلیم دادن و پروراندن است. وقتی فرزندان خود را تربیت می‌کنید، به آنها می‌آموزید چگونه رفتار نمایند. یعنی شما با قانون‌گذاری و اعمال انضباط به آنها کمک می‌کنید تا تکلیف خود را بدانند. این مساله احساس امنیت و آرامش خاطر آنان را افزایش می‌دهد و از آنجایی که کودکان دوست دارند احساس کنند والدینشان از آنان راضی هستند با ارائه توجه و محبت مناسب از سوی خانواده گام مهمی در ارتقا بهداشت روان کودک و اطرافیان برداشته می‌شود.

کودک بدون مشکل وجود ندارد ولی مشکلات کودکان قابل درمان است. نکته مهم نحوه برقراری اصول تربیتی است. چناچه اصول تربیت اشتباه باشد یا با خشونت و بی‌تفاوتی ارائه شود، کودک آن را نمی‌پذیرد. یک خانواده خوب باید بتواند تربیت و انضباط را به نحوه شایسته‌ای برقرار نماید. در تربیت فرزندان مانند هر کار دیگر با مشکلاتی روبرو خواهیم شد. اگر والدین از روشهای صحیح تربیتی آگاه باشند، با تمرین و به مرور زمان تجربه و مهارت آنان افزایش خواهد یافت و در تربیت فرزندشان موفق‌تر خواهند بود. آنچه در زیر می‌آید، برخی اصول تربیتی است که برای آشنایی مقدماتی مطرح می‌گردد.

در کوتاه مدت انتظار پیشرفت زیادی نداشته باشید.

موارد زیادی وجود دارد که دوست دارید به فرزندان خود بیاموزید ولی هیچ رفتاری با یک بار آموختن بدست نمی آید وآنان نیز همیشه برای فرا گرفتن آمدگی ندارند. آموزش نیاز به وقت ، حوصله و موقعیت شناسی دارد. اگر والدین در این کار پشتکار نداشته باشند، خسته و بی‌حوصله شوند یا از کوره در روند، احترام خود را نزد فرزندان از دست خواهند داد.

در این صورت فرزندان به خواسته‌های آنها بی‌توجه خواهند شد و خود را موظف به انجام آنها نخواهند دانست. تربیت مسئولیتی یک روزه نیست، آرامش ، پایداری و مقاومت می‌خواهد و تا زمانی که یک اصل تربیتی حاصل شود، فرزند شما بارها اشتباه خواهد کرد. بنابراین در کوتاه مدت نمی‌توان انتظار پیشرفت زیادی داشت.

توقع خود را کم کنید و پیشرفتهای کوچک را نیز در نظر بگیرید.

کودکان و والدینی که از هر نظر کامل و بی‌عیب باشند وجود ندارند. فرزندان همیشه آنگونه که والدین توقع دارند عمل نمی‌کنند. مشکلات کودکان معمولا یک شبه حل نمی‌شود و تغییرات در کودکان و بالغین تدریجی ، آرام و مرحله به مرحله صورت می‌گیرد. برخی والدین وقتی درتغییر عادات و رفتارهای فرزندشان به مشکل برمی‌خورند، به سرعت آشفته و ناامید می‌شوند و اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهند. حال آنکه باید به پیشرفتهای کوچک و تدریجی فرزندشان توجه نمایند زیرا کلید پیشرفتهای بزرگ ، تشویق پیشرفتهای کوچک است.

در هر زمان تنها روی یک مشکل تمرکز نمایید.

فرزند شما ممکن است مشکلات متعددی داشته باشد ولی اگر شما بخواهید همه موارد را باهم اصلاح نمایید، هرگز موفق نخواهید شد. برای موفقیت باید تنها یک مشکل را در نظر بگیرید و پس از حل آن به نوبت به مشکل دیگری بپردازید. هدفتان را با کلمات ساده‌ای که برای کودک قابل فهم باشد برایش توضیح دهید و به او بگویید در این مورد خاص دقیقا چه انتظاری از او دارید، مثلا: می‌خواهم قبل از آمدن سر سفره دستهایت را صابون بزنی! سپس به پیشرفتهای هر چند کوچک کودک در راه اصلاح رفتارش دقت نمایید، مثلا: قبلا اصلا صابون نمی‌زده و حالا یک مرتبه صابون زده است، هر چند توقع ما چهار مرتبه صابون در روز باشد و با واکنشهای مثبت و تحسین آمیز به او بفهمانید که رفتارش مناسب و مورد پسند است.

با دید مثبت نگاه کنید و هرگز از تحسین کودکتان غافل نباشید.

تحسین کودک بسیار ارزشمند است. کودکان در هر مرحله سنی که باشند تمایل دارند والدین آنها را بپسندند و از آنها راضی باشند. کودک نمی‌داند کدام رفتار مناسب و کدام نامناسب است. او هر رفتاری را که با واکنش والدین روبرو شود یا او را به هدف برساند مثبت تلقی کرده و تکرار خواهد نمود. تصور نکنید داشتن رفتار مناسب امری بدیهی و از وظایف فرزند شماست و یا رفتارهای فوق‌العاده است. این طرز تفکر باعث می‌شود پرتوقع شوید، نسبت به رفتارهای مناسب فرزندتان بی‌اعتنا گردید و تنها به رفتارهای نامناسب و منفی او توجه نمایید.

مسلما به جز رفتارهایی که شما را ناراحت می‌کند، رفتارهای مناسب و مثبت زیادی نیز در فرزند شما وجود دارد. اگر شما هر رفتار مناسبی را مثبت تلقی کنید و با واکنشی تایید کننده به فرزندتان نشان دهید که از کدام رفتارش راضی هستید، کودک سعی می‌کند با تکرار آن رضایت بیشتر شما را بدست آورد. نشان دادن نارضایتی از رفتارهای نامناسب تنها زمانی موثر خواهد بود که قبل از آن فرزندتان را به دلیل رفتارهای مناسبش تشویق کرده باشید.

اهدافی را که در نظر دارید، با نیازهای کودکتان منطبق نمایید.

اهداف خود را متناسب با سن ، شخصیت ، توانایی ، رشد عقلی و شرایط محیطی فرزندتان تعیین نمایید. همه کودکان در یک سن خاص وارد مرحله مشابهی نمی‌شوند و میزان آموزش پذیری آنها نیز به یک میزان نیست. با توجه به این که همه افراد یک‌جور نیستند و موقعیتها نیز متفاوت است. یک راه حل قطعی و مستقل برای هر مشکلی وجود ندارند. راه حلی که امروز در مورد فرزندتان موثر است، ممکن است فردا تاثیرش را از دست بدهد یا روشی که برای یکی از کودکانتان جواب می‌دهد، شاید برای دیگری بی‌فایده باشد. اگر حوصله کنید می‌توانید حتی روشهای ابتکاری و موثرتری خلق نمایید که بنا به شرایط خاص شما طراحی شده باشد.

مادران ، پدران ، لطفا هماهنگ عمل کنید.

موفقیت والدین در تغییر رفتارهای کودک نیازمند هماهنگی بین پدر و مادر است. پیش از هر اقدامی ، رفتارهایی را که می‌خواهید اصلاح کنید، دقیقا مشخص نمایید و برای رفع آن برنامه‌ای هماهنگ طراحی کنید .شما و همسرتان باید پیش از دست زدن به هر کاری در مورد کودکتان اتفاق نظر داشته باشید. وقتی تصمیم خود را گرفتید و روی برنامه اجرایی توافق کردید، هر دو هماهنگ و یکسان عمل نمایید.

منبع:

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در چهارشنبه 29 فروردین1386 و ساعت |

تاثير هوش هیجانی(هوش عاطفی) بر موفقيت انسان

مقدمه :

شاید تا کنون در مورد هوش عقلانی بسیار شنیده باشید و درمورد مزایای آن زیاد گفته باشند. ولی در این یادداشت قصد داریم  به هوش عاطفی  بپردازیم . اصطلاحی که احتمالا کمتر توضیح داده شده است  و از طرفی  اثرات آن بر سعادت و خوشبختی انسان  شگفت انگیز است.  هوش عاطفی همچنین نقش موثری در آرامش انسان دارد.

در واقع این هوش عاطفی است که می تواند هوش عقلانی را بکار گیرد و در جهت مقصودش به پیش ببرد. شاید تا کنون افراد باهوش زیادی را دیده باشید که نه در شغل و کارشان و نه در روابط خانوادگی و روابط بین فردی اشان و نه در تفریح و عشق ورزیدنشان و ... موفقیتی حاصل نکرده اند. و کسانی را هم می شناسیم که علیرغم اینکه از هوش سرشاری برخوردار نیستند زندگی آرام و موفقی داشته اند و حتی به سطوح بالای موقعیت ها اجتماعی دست یافته اند. ( داستان مسابقه خرگوش و لاک پشت )

 

هوش عاطفی مجموعه ای از مهارتها و شاخصهایی است که در زیر توضیح داده می شود:

 

1 – شناخت احساس خود :

فرد باید قادر به شناخت و پیش بینی  احساسات خود در موقعیت های مختلف باشد . شاید این جمله بدیهی به نظر برسد  ولی باید روی آن بیشتر تامل کنیم  .  اشخاص زیادی هستند که یا از احساسات مختلف خود آگاهی ندارند . یا ریشه آنها را نمی فهمند. به مثالهای زیر توجه فرمائید :

- نمی دانم چرا از فلانی بدم می آید.

-  نمی دانم چرا علیرغم اینکه خواهان موفقیت در کنکور هستم ولی هنگام مطالعه بی انگیزه هستم.

-  نمی دانم  چرا احساس پوچی و کلافگی می کنم.

 

2 – کنترل احساس خود :

شناختن احساس هایی چون تنفر ، عصبانیت ، افسردگی ، اضطراب ، غم و .... هزاران احساس دیگر  به تنهائی کافی نیست ، بلکه باید آنها را تحت کنترل بگیریم . راننده خوب نه تنها جای  ترمز ماشین را می شناسد ، بلکه به هنگام لزوم آن را در اختیار می گیرد و بر آن مسلط است.

 

3 – بر انگیختن و به هیجان آوردن خود :

افرادی که  هوش عاطفی بالا دارند ، با اندیشیدن به عواقب احتمالی یک عمل ، نسبت به انجام دادن یا ندادن آن برانگیخته می شوند. این افراد قدرت دارند که اهداف متعالی خود را تجسم کنند ، برنامه بریزند و جهت رسیدن به آنها انرژی بگذارند. پشتکار و اراده نشانه برانگیخته شدن آنهاست و این کاری است که  کمتر از هوش عقلانی بر می آید.

 

4 – شناخت احساسات دیگران :

افرادی با هوش عاطفی بالا ، هرگز در لاک خود فرو نمی روند تا فقط اسب خود را برانند.

آنها تعاملات گسترده ای با اجتماع دارند و می توانند دنیا را از منظر دیگران هم ببینند . لذا این افراد تحمل بالایی نیز دارند.

 

5 – تنظیم روابط با دیگران :

پس از شناخت احساسات دیگران ، نوبت به روابط با آنها می رسد. در اینجا تعادل و تعامل حرف اول را می زند. افرادی با هوش عاطفی بالا ، هرگز در دوستی ها و روابط بین فردیشان افراط و تفریط ندارند. آنها از هر کس انتظاری متناسب با خودش دارند.

آنها می دانند که تمام آدمها شخصیت کامل و بیست نیستند. لذا  توقع ندارند همه افراد همانطور عمل کنند که   درست است ،  یا همانطور عمل کنند که آنها دوست دارند.

در واقع مردم را همانطور که هستند می پذیرند و اگر تلاشی جهت تغییر شخصیت دیگران در جهت اصلاح آنها انجام می دهند، توقع ندارند که حتما به نتیجه رضایت بخش ختم شود.

 

هر کدام از شاخصهای پنجگانه فوق مباحث عمده ای در روانشناسی کاربردی و  وروانشناسی علمی دارد که در اینجا به همین مقدار بسنده می کنیم .

 

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 25 فروردین1386 و ساعت |

 دراین متن شما با ۱۰ خطای شناختی معمول بین افراد آشنا می شوید.این مطلب را تا آخر بخوانید:

 

 

1.تفکر همه یا هیچ:همه چیز را سفید و در غیر این صورت سیاه می بینید.هر چیز کمتر از کامل & شکست بی چون و چراست.زنی که رپیم لاغری گرفته بود ،پس از خوردن یک قاشق بستنی گفت:"برنامه لاغری من دود شد و به هوا رفت."با این طرز تلقی به قدری ناراحت شد که یک ظرف بزرگ بستنی را تا به آخر نوش جان کرد.

 

2.تعمیم مبالغه آمیز:هر حادثه ی منفی و از جمله یک ناکامی شغلی را شکستی تمام عیار و تمام نشدنی تلقی می کنید و آن را با کلماتی چون "هرگز" و "همیشه" توصیف می کنید.فروشنده افسرده ای که در حال رانندگی پرنده ای به شیشه اتومبیلش خورده بود گفت:"چه بدشانس هستم،پرنده ها همیشه به شیشه اتومبیل من می خورند."

 

3.فیلتر ذهنی:تحت تاثیر یک حادثه ی منفی همه ی واقعیت ها را تار می بینید.به جزئی از حادثه ی منفی توجه می کنید و بقیه را فراموش می کنید.شبیه چکیدن یک قطره جوهر که بشکه ی آبی را کدر می کند.به خاطر طرز برخورد خود با همکاران اداره تشویق می شوید، اما در این میان کسی از جمع همکاران کلمه ای نه چندان جدی در مقام انتقاد از شما می گوید.روزهای مدید در حالی که همه ی گفته های مثبت را فراموش می کنید،تحت تاثیر این تک انتقاد رنج می برید.

 

4.بی توجهی به امر مثبت:با بی ارزش شمردن تجربه های مثبت ،اصرار بر مهم نبودن آنها دارید.کارهای خوب خود را بی اهمیت می خوانید،می گویید که هر کسی می تواند این کار را انجام دهد.بی توجهی به امر مثبت شادی زندگی را می گیرد و شما را به احساس ناشایسته بودن سوق می دهد.

 

5.نتیجه گیری شتابزده:بی آنکه زمینه ی محکمی وجود داشته باشد نتیجه گیری شتابزده می کنید.

ذهن خوانی:بدون بررسی کافی نتیجه می گیرید که کسی در برخورد با شما واکنش منفی نشان می دهد.

پیشگویی:پیش بینی می کنید که اوضاع بر خلاف میل شما در جریان خواهد بود.بدون هر گونه بررسی می گویید:"آبرویم خواهد رفت؛از عهده ی انجام این کار بر نخواهم آمد."و اگر افسرده باشید ممکن است به خود بگویید "هرگز بهبود نخواهم یافت."

 

۶-.درشت نمایی:از یک سو درباره ی اهمیت مسائل و شدت اشتباهات خود مبالغه می کنید و از سوی دیگر،اهمیت جنبه های مثبت زندگی را کمتر از آنچه هست برآورد می کنید.موردی اسن که به آن،گاه بازی دوربین چشمی نام نهاده اند.

 

7.استدلال احساسی:فرض را بر این می گذارید که احساسات منفی شما لزوما منعکس کننده ی واقعیات هستند:"از سوار شدن در هواپیما حشت دارم؛حتما پرواز با هواپیما بسیار خطرناک است." یا"احساس گناه می کنم؛باید آدم بدی باشم." یا "خشمگین هستم،معلوم مس شود با من منصفانه برخود نشده است." یا"احساس حقارت می کنم؛معنایش این است که فردی از درجه ی دوم اهمیت هستم." یا "احساس نومیدی می کنم؛حتما باید نومید باشم."

 

8."باید"ها:انتظار دارید که اوضاع آنطور که شما می خواهید و انتظار دارید باشد.نوازنده ی بسیار خوبی پس از نواختن یک قطعه ی دشوار پیانو ، با خود گفت:"نباید اینهمه اشتباه می کردم." آنقدر تحت تاثیر این عبارت قرار گرفت که چند روز متوالی حال و روز بدی داشت.انواع و اقسام کلماتی که "باید" را به شکلی تداعی می کنند ، همین روحیه را ایجاد می نمایند.

آن دسته از عبارتهای "باید" دار که برضد شما به کار برده می شوند ، به احساس تقصیر و نومیدی منجر می گردند.اما همین باورها ، اگر متوجه سایرین و یا جهان به طور کلی شود منجر به خشم و دلسردی می گردد.

"نباید اینقدر سمج باشد."

خیلی ها می خواهند با "باید" ها و "نباید" ها به خود انگیزه بدهند."نباید آن شیرینی را بخورم." اغلب بی تاثیر است ."باید" ها تولید تمرد می کنند و اشخاص تشویق می شوند که درست برعکس آن را انجام دهند.

 

9.برچسب زدن:برچسب زدن، شکل حاد تفکر هیچ یا همه چیز است.به جای اینکه بگویید "اشتباه کردم"

به خود برچسب منفی می زنید :"من بازنده هستم." گاه هم اشخاص به خود برچسب"احمق" یا "شکست خورده" و غیره می زنند.برچسب زدن ، غیرمنطقی است؛زیرا شما با کاری که می کنید تفاوت دارید.

انسان وجود خارجی دارد اما "بازنده" و "احمق" به این شکل وجود ندارند.این برچسب ها تجربه های بی فایده ای هستند که منجر به خشم ، اضطراب ، دلسردی ، و کاهش عزت نفس می شوند.

گاه برچسب متوجه دیگران است.وقتی که در مخالفت با نظر شما حرف می زند ، ممکن است او را یک متکبر بنامید.بعد احساس می کنید مشکل به جای رفتار یا اندیشه ، بر سر "شخصیت" یا "جوهر و ذات" اوست.در نتیجه او را به کلی بد قلمداد می کنید و در این شرایط فضای مناسبی برای ارتباط سازنده ایجاد نمی شود.

 

10.شخصی سازی و سرزنش:خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد می کنید که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته اید.وقتی زنی از آموزگار پسرش شنید که او در مدرسه خوب درس نمی خواند ، با خود گفت:"این نشان می دهد که من مادر بدی هستم." و چه بهتر که این مادر علل واقعی درس نخواندن فرزندش را می جست تا او را کمک کند.

شخصی سازی منجر به احساس گناه،خجالت و ناشایسته بودن می شود.

بعضی ها هم عکس این کار را می کنند و سایرین ویا شرایط را علت مسائل خود تلقی می کنند و توجه ندارند که ممکن است خود در ایجاد گرفتاری سهمی داشته باشند."علت زندگی زناشویی بد من این است که همسرم منطقی نیست." سرزنش به خاطر ایجاد رنجش ، اغلب موثر واقع نمی شود.

 

منبع:کتاب "از حال بد به حال خوب"

نویسنده: دیوید برنز

ترجمه:مهدی قراچه داغی

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 25 فروردین1386 و ساعت |
مشاوره خانواده به ارائه خدمات مشاوره‌ای در زمینه مسائلی می‌پردازد که به نحوی با خانواده و مسائل آن مرتبط است. نمونه‌ای از این مسائل عبارتند از ازدواج و تشکیل خانواده (تربیت فرزندان) شیوه‌های ارتباطی مؤثر بین همسران بررسی اختلافات خانوادگی و ارائه راه کارهای مناسب برای درمان مشکلات نوجوانی و مشاوره و شناسایی مشکلات روحی و ... .

اهمیت و لزوم مشاوره خانواده

با توجه به شیوه‌های زندگی نوین و پیچیده‌تر شدن شرایط زندگی افراد با استرسها و فشارهای حاصل از این زندگی مواجه هستند. مشاوره خانواده فرآیندی است که راه کارهای مناسب برای سازگاری افراد با این شرایط و مدیریت استرس فراهم می‌سازد. علاوه بر این چنین شرایط پیچیده زندگی نیاز افراد به دریافت اطلاعات مناسب در زمینه‌های مختلف را موجب می‌شود. از اینرو مشاوره خانواده چنین وظیفه‌ای را بر عهده می‌گیرد، به ارائه راهنمایی ، اطلاع رسانی و حل مسائل خانوادگی مبادرت می‌ورزد.

موضوعات قابل طرح در مشاوره خانواده

هر چند می‌توان گفت که بطور کلی تمام زمینه‌هایی که با خانواده و مسائل آن مرتبط هستند به عنوان موضوع قابل طرح در مشاوره خانواده مطرح هستند، اما به مواردی از موضوعات رایج در این فرآیند اشاره می‌شود:

ازدواج و تشکیل خانواده یا مشاوره قبل ازدواج

هر چند مشاوره قبل از ازدواج عموما اصطلاح کلی‌تری است و زمینه‌های مختلف را در جریان ازدواج در بر می‌گیرد از جمله مشاوره‌های پزشکی و ژنتیکی. اما مشاوره قبل از ازدواج از لحاظ روان شناختی موضوع بسیار مهمی است که امروزه مورد توجه فراوان قرار گرفته است. آشنایی افراد با مشکلاتی که اغلب بعد از ازدواج منجر به پدیده‌های شومی چون طلاق می‌شود، انگیزه افراد را برای انجام مشاوره قبل از ازدواج از لحاظ روان شناختی برانگیخته است.

چنین فرآیندی به جوانانی که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند کمک خواهد کرد، اطلاعات مناسب و کاملتری از ویژیگیهای یکدیگر کسب کنند و تنها به معیارهای ظاهری به عنوان ملاک انتخاب همسر توجه نکنند. در این راستا روانشناسان و مشاوران کمک شایان توجهی در جهت شناسایی افرادی که ازدواج آنها با یکدیگر اغلب مشکل آفرین بوده و ازدواجهای ناموفقی را سبب می‌شوند، می‌نمایند. به عنوان مثال ازدواج یک
فرد درون گرا با یک فرد برون گرا و در سطوح تخصصی‌تر ، افراد ناایمن اجتنابی با افراد ناایمن دوسوگرا. مشاوران خانواده در این فرآیند از انواع مصاحبه و در صورت نیاز از آزمونهای روانی استفاده می‌کنند.

تربیت فرزندان

مقوله تربیت فرزندان از موضوعات بسیار مهمی است که اغلب مشاوران خانواده ، مراجعین زیادی در این راستا دارند. بطوری که خانواده‌ها با افزایش اطلاعاتی که در زمینه تربیت مناسب فرزندان و لزوم آن پیدا کرده‌اند و رغبت فزاینده در جهت آموزش راهکارهای مناسب برای تربیت کودکان و نوجوانان خود نشان می‌دهند. در این زمینه خدمات مشاوران ممکن است درزمینه آموزش و ارائه راهنمایی باشد و یا زمینه حل یک مشکل تربیتی. در موضوع اول مشکلی اتفاق نیافتاده و خانواده راغب است به صورت پیشقدم مطالبی مفید را در زمینه تربیتی بیاموزد، اما در موضوع دوم اغلب بعد از بروز مشکل است که خانواده مراجع می‌کنند و در جهت حل مشکل اقدام می‌کند. به عنوان مثال خانواده‌هایی که متوجه شده‌اند فرزند آنها مدتی است دروغهای زیاد می‌گوید.

شیوه‌های ارتباطی مناسب بین همسران

روابط موجود بین اعضاء خانواده در سلامت خانواده و اعضاء آن از جنبه‌های مختلف جسمی ، روانی و اجتماعی اهمیت فراوانی دارد. بسیاری از مشکلاتی که بین همسران رخ می‌دهد و گاه آنها را تا مرحله طلاق پیش می‌برد به خدشه بودن روابط بین آنها مربوط است و اگر بررسی دقیقی صورت بگیرد، می‌بینیم که در واقع هیچ مشکل جدی و حادی مطرح نبوده است. در این مقوله مشاوره خانواده تلاش می‌کند به همسران بعد از تشکیل خانواده آموزشهای لازم را بدهد، به آنها را در شناخت یکدیگر کمک نماید. همچنین به آنها کمک خواهد کرد شکل مناسبی به روابط خود بدهند، شیوه‌های مناسب ارتباط با یکدیگر بشناسند و از همه مهمتر به تفاوتهای موجود بین زن و مرد که اغلب مشکلات ارتباطی را به بار می‌آورد، آشنا شوند.

بررسی اختلافات خانواده و ارائه راهکارهای مناسب

هر چند وجود برخی مشکلات در اکثر خانواده‌ها به صورت جزئی و خفیف طبیعی به نظر می‌رسد، اما خانواده‌هایی نیز وجود دارند که با مشکلات حادتری روبرو هستند. بحث و بررسی این نوع اختلافات در جریان مشاوره خانواده اغلب کمک شایان توجهی به این خانواده‌ها می‌کند. هر چند در گذشته حل چنین مسائلی اغلب به صورت ریش سفیدی و کمک بزرگان خانواده صورت می‌گرفت. ولی آنچه اهمیت مشاوره خانواده را امروزه در این قبیل مسائل بارزتر می‌سازد دور شدن خانواده‌ها از یکدیگر و فقدان اطلاعاتی مناسب افراد در زمینه مسائلی است که خانواده با آن روبروست. در چنین جلساتی اغلب اعضاء مشکل‌دار و حتی اعضاء غیر مشکل‌دار شرکت می‌کنند. از جمله این مشکلات عبارتند از اختلافات مربوط به خانواده‌های همسران ، دخالت آنها و یا سایر عوامل و ... .

مشکلات روحی اعضاء خانواده

وجود یک عضو که از لحاظ روانی دارای مشکلاتی است تأثیرات زیادی روی بافت خانواده دارد. این مشکلات چه خفیف باشند مثل یک افسردگی خفیف و چه عمیق باشند، مثل وجود یک فرد اسکیزوفرن یا عقب مانده ذهنی در خانواده قابل توجه هستند. با توجه به اینکه این دسته از مشکلات اغلب کل اعضاء را می‌تواند به نحوی تحت تاثیر قرار دهد مشاوره با کل اعضاء خانواده لازم به نظر می‌رسد. به عنوان مثال آموزش خانواده‌ای که یک عضو معتاد دارد. به عبارتی مشاوره خانواده در این کارکرد خود علاوه بر شناسایی و ارجاع مناسب اختلالات روانی مثل انواع افسردگی ، اضطرابها ، اختلالات شخصیت ، اختلالات روان تنی ، اختلالات جنسی ، اختلالات سوء مصرف مواد ، آموزشهای لازم را برای سایر اعضاء سالم خانواده ارائه می‌کند.

وضعیت فعلی مشاوره خانواده در ایران

امروزه در کشور ایران ما این فرآیند گسترش فراوانتری نسبت به گذشته پیدا کرده است. مردم اطلاعات بیشتری در زمینه انواع مشکلات پیدا کرده‌اند و به لزوم انجام مشاوره تمایل بیشتری نشان می‌دهند. با افزایش گرایش مردم به انجام مشاوره‌های خانواده در زمینه‌های گوناگون ، مراکزی که چنین خدماتی را ارائه می‌دهند نیز افزایش چشم گیری داشته‌اند. این مراکز در دو دسته دولتی و خصوصی انجام وظیفه می‌کنند. استفاده از خدمات دولتی به علت پایین بودن هزینه جلسات که اغلب تعداد جلسات هم زیاد است طرفداران بیشتری پیدا کرده است. مراکز وابسته به بهزیستی ، بیمارستانها ، ادارات بیمه و کارخانجات معمولا چنین خدماتی را ارائه می‌کنند.

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در سه شنبه 21 فروردین1386 و ساعت |

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در دوشنبه 20 فروردین1386 و ساعت |
 
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 19 فروردین1386 و ساعت |
والدین و نیازهای غذایی کودک

این کتاب به والدین به خصوص والدین جوان کمک می کند که چگونه:

کودک دلبند خود را با غذاهای مفید آشناکنند؟

در مورد تغذیه صحیح به او آموزش بدهند؟

مشکلات غذاخوردن کودکان را بشناسند و آنهارا به راحتی برطرف کنند؟

با برخی از میان وعده های مفید آشنا شوند.

این کتاب را می توانید ازفروشگاههای  انتشارات سازمان مرکزی انجمن اولیا ومربیان تهیه نمایید:

۱-خیابان قدس ابتدای خیابان طالقانی شماره ۱۱۹ تلفن:۸۸۹۵۸۱۷۹

۲-خیابان انقلاب خیابان فخر رازی نبش چهار راه شهید نظری

 

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 19 فروردین1386 و ساعت |

خـوشحالي يك وضعيت خاص ذهـنـي اسـت. هـر فـردي در
زنـدگي خـود روزهـايي را تجربه نموده كه برايش خوشايند
نبوده است. اما ناخرسندي مزمن ميتواند سلامتي، شغل
و روابط شما را تحت تاثير قرار دهد. بجز هـرگونه مشكـلات
پزشكي يا افسردگي هاي بلندمـدت كه نيازمند تجويزهاي
طبي و مساعدت حرفه اي مي باشند، مي توانـيـد مـيزان
خوشحالي خود را كنترل نماييد.

بـه خـوشـحال بـودن فـكر كـنـيــد تا احساس و ظاهر بهتري
بدست آوريد. دراين قسمت نكته هاي وجود دارند كه شما
را در اين كار ياري مي نمايند:

1- خوش بين باشيد
بـه زنـدگي با ديـدي مثـبـت نگـاه كـنـيد تـا خـود را بـه دليل
احساس انرژي و خوشحالي بسيار زيادي كـه نصيبتان خواهـد شد، متعجب سازيد. بـه ياد داشته باشيد كه افراد شاد و مثبت بيشتر مي توانند ديگران را مجذوب خود كنند.

2- ديد وسيعي داشته باشيد
اجازه ندهيد مسائل كوچك شما را آشفته نمايـد. بـراي رسيـدن بـه هـدف خـود پـايدار و مـقاوم باشيد، خـواه آن هـدف رياست، پرداخت رهن و يا يك ازدواج طولاني مدت باشد. در ايـن راه بـا موانـعي مواجه خواهيد شد؛ به سرانجام و پـاداش تلاشـتان فكر كـرده و از ناخرسندي بخاطر مسائل كم اهميت دوري نماييد.

۳- سپاسگزار باشيد
از ديگران قدرداني كنيد. از همكار خود بخاطر كمكش بشما تشكر كرده و بدليل موفقيت در انـجـام كـارش بـه او تـبريك بـگوييد. بـه خدمتكاري كه صبحانه شما را برايتان مي آورد كـلمـه اي محـبت آميـز بيان كنيد. به شخص درمانده اي كـه در خـيـابان از مـقـابـلـش رد ميشويد، چند سكه كمك نموده و از اينكه زندگي مسرت بخشي داريد شكرگزار باشيد.

4- از زندگي لذت ببريد
به كارهايي مبادرت نماييد كه از انجام دادن آنها لذت ميبريد: اتومبيلتان را بـشوييـد، بـه برخي تعميرات جزئي در منزل بپردازيد، تلويزيون تماشا كنـيـد، خريد برويد. براي خود يك اولويت قائل شده و آنچه را كه دوست داريد انجام دهيد.

5- از جسم خود مراقبت نماييد
خوب بخوريد و ورزش كنيد. به باشگاه رفته و كمي بدويد يـا در يـك بازي ورزشي شركت كنيد. هـمراهي نمودن يـك تـيم به عنـوان يـك عضـو و بيرون رفتن با هم تيمي ها بعد از بازي، براي جسم و فكر شما مفيد خواهد بود.

6- برنامه هاي خود را تغيير دهيد
برنامه هاي روزانه خود را عوض نموده تا انرژي جـديدي پيدا كنيد. مرز مشخصي بين كار و تـفريح ايـجاد نـماييد. بـراي فـعاليتهاي ســرگرم كننده و يا تفكر در محيطي آرام از خانه خارج شويد.

7- با مردم در تماس باشيد
آيا بخاطر مي آوريد زمانـي كـه يك دوست قديمي بطور غير منتظره با شما تماس گرفت چه احساسي داشتيد؟ براي يكي از آشنايان ايميلي ارسال نمـوده يا با افراد فاميل و يا دوستان قديمي خود تماس گرفته و از حال آنها باخبر شويد.

8- خلاق باشيد
روزنه اي براي انرژي خلاق خود بيابيد. اين ممكن است شـامـل كـاردسـتـي، باز سازي، نقاشي، ترسيم كاريكاتور، نويسندگي و يا حتي باغداري باشد. مهم نيست كه چــقدر مشغله داشته باشيد و يا تا چه اندازه در آخر هفته احساس بي حالي مي كـنـيـد، اگـر زمـاني را براي انـجـام فـعـاليت هاي خلاق اختصاص دهيد، احساسي شادتر و سالم تر خواهيد نمود.

9- براي خود همدمي پيدا كنيد
تقسيم نمـودن تجربيات با كسي كه به او عشق مي ورزيد، خوشحالي شما را افزايش خـواهـد داد. عـشـق مـطلق باعث بوجود آمدن احـسـاس امنيت، رضايت و شادماني در شما مي گردد. روابط جنسي مشروع نيز ميتواند بـراي ذهـن و جسم شما اثرات بسيار مفيدي داشته باشد.

10- با كسي صحبت نماييد
يكي از دوستان خود را براي هم صحبتي و بيان احساسات و عقايد خود انتـخـاب كـنيد. او در مـورد شما قضاوت ننموده و مشكلات شما را حل نخـواهد كرد. وي بـه حـرفهايـتـان گوش مي دهد چرا كه
مي داند شما نيز همين كار را برايش انجام خواهيد داد.

11- تخيل كنيد
آرزوها و بلند پـروازي هاي خود را يادداشت نموده و به تدريج آنها را واقعيت بخشيد آنگاه هميشه چـيزهايي بـراي انــتظار كشيدن، و جايي براي متمركز كردن انرژي خود خواهيد داشت.

12- بخشنده باشيد
شايد زمان آن فرا رسيده باشد كه كسـي ( يـا خودتان ) را بخاطر چيزي كه اتفاق افتاده و يا گفتـه شـده مـورد بـخشايـش قـرار دهــيد. اتفاقات و اشتباهات گذشته را پـذيرفته و فراموش كنيد. بدانيد كه نميـتوانيد زمان را بـه عـقب برگردانيد. شادماني خود را با از ياد بردن نوميدي ها و شكستهاي گذشته دوباره بدست آوريد.

 

نگران نباشيد، خوشحال باشيد

 

در دنـياي واقعي نمي توانيم از ديگران انتظار داشته باشيم تا براي ما شادمانـي ايـجـاد كنند. خوشحالي حالتي از ذهن است كه كاملا ميتواند تحت كنترل شما باشد.

محيط پيرامون خود را به گونه اي مهيا سازيد كه فرصتـهايـي بـراي شناختن و لذت بردن از جنبه هاي مثبت و خوشايند زندگي را فراهم آورد. براي شاد بودن تلاش كنيد.

منبع:

http://www.mardoman.com/life/happiness.aspx

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 19 فروردین1386 و ساعت |

راههاي خوش بيني 

موضوع:

"آنچه كه منزلت و شان شما را تعيين مي كند رفتار
و نگرش است نه استعداد و قابليتهاي ذاتي تان."

--
زيگ زاگار

همه ما با مثل ها و حـكايـات زيـادي در مـورد خـوشبـيـني
بـرخـورد كرده ايم، امـا ممكـن است قـدرت حقـيقي ديــدن
جـهـان از طريق عينك خوش بينـي را درك نـكرده بـاشـيـم.
قدرتي كه مي توانـد بر همه چيز بسيار اثـر گـذار بـاشـد از
زندگي روزمره و انتخاب همسر گرفته تا گزينه هاي شغلي
و موفقيتهاي دراز مدت.

 

نواهاي درون ذهن شما

آن نـداي درونـي ذهـن شـمـا كـه زمـزمـه مـي كـنـد، هـر چـيزي امكان پذير است بـجـاي غير ممكن است، يا چه روز خوبي است، بجاي زندگي سخت است همانـند نوري براي گذشتن از پيچ و خم دشواريهاي زندگي ياريتان ميكند.

خوش بيني محض در افراد بصورت نادر يافت شده و چنين اشخاصي اغلب مـورد پـسند ديـگـران نيستند. ما كساني كه دائما در حال خوشحالي و شـادمـاني هسـتـند را مـورد تـمسخر قـرارداده و خـود آشـكارا بـخاطر بـدي هـوا يـا كـمبـود چاي در دفتركار دچار ترديد ميشويم. در حـيرتيم كه آنها چگونه ميتواننـد دنـيا را آنگونه كه هست نبينند؟ -- دنيايي كه مملو از ناملايمات و بي عدالتي است.

خوب، حقيقت اين است كه آنها عقـيـده دارند كه دنيا به همراه مردمانش داراي عيوب و كاستي مي باشند، اما به سـادگي تمركز روي چيزهاي خوب را برمـي گـزينـند. و چنين ديدگاهي فوايد بزرگي را بدنبال خواهد داشت؛ سلامتي بهتـر، انـرژي بيـشتر، خلاقيت، توانايي هاي حل مسئله و يك حس كلي سرور و شادماني.

بنابراين، آيا ميتوانيم يك سوئيچ خوشبيني كوچك را در ذهنمان روشن كرده و بلافاصلـه شاهـد اثـرات و نـتايج مطلوب آن باشيم؟ متاسفانه آنـقدرهـا هـم سـاده نـيـست -- امـا روشهـايي وجود دارند كه بتوان با آنها مثبت بـودن را تـمـرين كـرده تـا بـصورت واكـنـشي طبيعي در بيايد و منفي نگري را تقليل دهد.

تست خـوش بيني انتهاي مقالـه را انـجام داده تا در مـورد هرگـونه تـمايلاتي كه بسمت منـفـي انـديشي داريـد و نـيـز چـگونـگي قدم برداشتن براي بهبود ديدگاهـتان نسبت به مسائل، آگاهي حاصل نماييد.

 

سلامتي شما به آن بستگي دارد

اشـخاص خوش بين در برابر بيماريهاي عفوني و مسري مقاومتر بوده و بهتر مي تواننـد امراض مزمن را از خود دفع كنند. در يك مطالعه علمي محققان 96 مردي كه يك بار دچار حمله قلـبي شـده بودند را مورد بررسي قرار دادند. بعد از طي مدت هشت سال، از هر 16 مرد بـدبيـن، 15 نفرشان جان باختند و از هــر 16 نــفـر مــرد خــوش بـيـن فـقـط پــنج نفرشان از دنيا رفتند.

امـروزه بـطرز گـسترده اي عقيده بر اين است كه خوش بيني قابليـت سيـستم دفـاعـي بدن را براي مبارزه با بيماري ها افزايش مي دهد. اين ممكن است به آن دليل باشد كه افراد خوشبين داراي پايين ترين سطح استرس در يك اجتماع مي بـاشند. و هــمگي ما ميدانيم كه استرس كمتر به معناي داشتن بدني سالمتر است.

پيش به سوي مسائلي كه ممكن است بخواهيد آنها را تغيير دهيد...

خود شكوفايي كامبخش

بـراي بـسياري از افـراد، عـقايـد تـعييـن كنـنده اعـمال و طـرز بـرخوردها نسبت به زندگي ميباشد. از آنجايي كـه رفتارها و نگرش ها چنين نـقش عمده اي در چگونگي احسـاس شما ايفا مي كنند، بايد عقايد را بازنگري نموده و بـرآورد كنيد كه كدام يـك بـه نفـعتـان و كدام يـك به ضررتان است. ميزان خوش بـيني شـما نوع نگرشتان را نسبت به زندگي و دنياي پيرامون منعكس مي كند. اگر احساس مي نماييد نيـاز داريد انـدكي خـوشبين تر باشد، نكات زير را دنبال كنيد.

شرايط دوپهلو را درك كنيد
هيچگاه با موقيتعهاي دوپهلو جوري برخورد نكنـيد كـه گويـي دوپهلو نيستند. هميشه با مـسائل آن گـونه كه هستند رفتار نماييد. براي مثال وقـتي روي جنسي سرمايه گـذاري مي كنيد، به خود بقبولانـيد كـه ممكن است آن جنس ارزان شده و شما مقداري از پول خود را از دست بدهيد.

با اين حال فرد خوش بين اين نكته را ميداند و ريسك ميكند و بـه از دسـت دادن مقداري پول اهميت نمي دهد. به علاوه هنگام روبرو شدن با اين موقيتهاي دوپهلو، تفـسيرهاي منفي ممكن است منتهي به افسردگي و كسالت گردند.

متنوع فكر كنيد
افراد خوش بين بر خلاف افراد بدبين از تفكري ملون برخورداند. در برابر موقيعت ها و ايده هاي جديد روشنفـكرتر بـاشيد. از مـسر بـودن در مـورد ديـدگاه هـاي خـود بـاز ايستاده و شروع به لذت بردن از افكار و نظرات ديگران نماييد.

همه چيز را قطعي ندانيد
اشخاص خوش بين بندرت مسائل را قطعي و بدون اشكال ميدانند؛ آنها هميشـه انتقاد پذير بوده و نظرات خوب ديگران را مد نظر قرار داده و بدنبال اصلاح خود هستند.

مسائل را تغييرپذير تصور كنيد 
افـراد خوش بين مي دانند كه تغيير و دگرگوني يك چيز خوب و ضـروري اسـت. آنـهـا طـرز برخوردهاي تطبيق پذير و قابل تغييري از مسائل را در خود بوجود مي آورند.

تفكري بخصوص داشته باشيد
اشخاص خوش بين تمايل دارند بجاي اين كه در برابر مسائل كلي از طريق راه حل هاي عمومي واكـنش نـشان دهند، با مسائل خاص بـراي رسيـدن بـه يـك راه حـل عـمـومـي دست بگريبان شوند.

 

افكار خود را تغيير دهيد

در مورد رويدادهاي ناگوار مداوم فكر نكنيد. اگر رئيستان شما را از كار بركنار كرد و يـــا در يـك امتـحــان مهم قبول نشديد، توصيه ما اين است كه با انجام كاري لذت بخـش افـكـار خود را از مشكلاتتان دور كنيد چون تفكر به مسائل در چـهـارچـوب مـنـفي ذهن منتهي به يافتن راه حل هاي كمتر خواهد شد.

با كـمك كردن بـه احـوال خـود و كـسب اعتماد به نفس، افـرادي كـه داراي تمايلات بدبينانه هستند مي تـوانند خود را آزاد سـاختـه و خـلاقانه تـر فكر كنند. براي اغلب مردم بدست آوردن چنين روحيه اي فقط چند هفته طول ميكشد، اما بمحض يادگيري تــكنـيـك خوش بيني، ديگر برگشت به بدبيني بعيد خواهد بود.

منبع:http://www.mardoman.com/life/optimistic.aspx

 

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 19 فروردین1386 و ساعت |
"هفته ی وحدت بر عموم مسلمین جهان مبارک باد"
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در پنجشنبه 16 فروردین1386 و ساعت |

الگو پذیری کودکان تحت تاثیر رفتار والدین

نه دیگه ! این الگوبرداری از طبیعت نیست؛ این فرافکنی نظرات خودمون به طبیعتهزبان درازی

 

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در پنجشنبه 16 فروردین1386 و ساعت |
 خداوند به هر پرنده‌اي دانه‌اي مي‌دهد، ولي آن را داخل لانه‌اش نمي‌اندازد

·     وقتي توبيخ را با تمجيد پايان مي دهيد، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر مي كنند، نه رفتار و عملكرد شما

·     سخت كوشي هرگز كسي را نكشته است، نگراني از آن است كه انسان را از بين مي برد

·     اگر همان كاري را انجام دهيد كه هميشه انجام مي داديد، همان نتيجه اي را مي گيريد كه هميشه مي گرفتيد

·     ما زمان را تلف نمي كنيم، زمان است كه ما را تلف مي كند

·     افراد موفق كارهاي متفاوت انجام نمي دهند، بلكه كارها را بگونه اي متفاوت انجام مي دهند

·     كار بزرگ وجود ندارد، به شرطي كه آن را به كارهاي كوچكتر تقسيم كنيم

·     كارتان را آغاز كنيد، توانايي انجامش بدنبال مي آيد

·     انسان همان مي شود كه اغلب به آن فكر مي كند

·     همواره بياد داشته باشيد آخرين كليد باقيمانده، شايد بازگشاينده قفل در باشد

·     تنها راهي كه به شكست مي انجامد، تلاش نكردن است

·     دشوارترين قدم، همان قدم اول است

·     عمر شما از زماني شروع مي شود كه اختيار سرنوشت خويش را در دست مي گيريد

· آفتاب به گياهي حرارت مي دهد كه سر از خاك بيرون آورده باشد

·     وقتي زندگي چيز زيادي به شما نمي دهد، بخاطر اين است كه شما چيز زيادي از آن نخواسته ايد

·     در انديشه آنچه كرده اي مباش، در انديشه آنچه نكرده اي باش

·     امروز، اولين روز از بقية عمر شماست

·     براي كسي كه آهسته و پيوسته مي رود، هيچ راهي دور نيست

·     اميد، درماني است كه شفا نمي دهد، ولي كمك مي كند تا درد را تحمل كنيم

·     آنچه شما درباره خود فكرمي كنيد، بسيار مهمتر از انديشه هايي است كه ديگران درباره شما دارند

·     هركس، آنچه را كه دلش خواست بگويد، آنچه را كه دلش نمي خواهد مي شنود

·     اگر هرروز راهت را عوض كني، هرگز به مقصد نخواهي رسيد

·     كساني كه نمي توانند فرصت كافي براي تفريح بيابند، دير يا زود وقت خود را صرف معالجه مي كنند

·     صاحب اراده، فقط پيش مرگ زانو مي زند، وآن هم در تمام عمر، بيش از يك مرتبه نيست

·     وقتي شخصي گمان كرد كه ديگر احتياجي به پيشرفت ندارد، بايد تابوت خود را آماده كند

·     كساني كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد

·     كسي كه در آفتاب زحمت كشيده، حق دارد در سايه استراحت كند

·     بهتر است دوباره سئوال كني، تا اينكه يكبار راه را اشتباه بروي

·     هرگاه مشكلي را مطرح مي كنيد، براي رفع آن هم راه حلي پيشنهاد كنيد

·     آنقدر شكست خوردن را تجربه كنيد تا راه شكست دادن را بياموزيد

·     اگر خود را براي آينده آماده نسازيد، بزودي متوجه خواهيد شد كه متعلق به گذشته هستيد

·     خداوند به هر پرنده‌اي دانه‌اي مي‌دهد، ولي آن را داخل لانه‌اش نمي‌اندازد

·     از لجاجت بپرهيزيد كه آغازش جهل و پايانش پشيماني است

·     انسان هيچ وقت بيشتر از آن موقع خود را گول نمي‌زند كه خيال مي‌كند ديگران را فريب داده است

·     كسي كه دوبار از روي يك سنگ بلغزد، شايسته است كه هر دو پايش بشكند

·     هركه با بدان نشيند، اگر طبيعت ايشان را هم نگيرد، به طريقت ايشان متهم گردد

·     كسي كه به اميد شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است

·     اگر جلوي اشتباهات خود را نگيريد، آنها جلوي شما را خواهند گرفت

·     اينكه ما گمان مي‌كنيم بعضي چيزها محال است، بيشتر براي آن است كه براي خود عذري آورده باشيم

 

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در پنجشنبه 16 فروردین1386 و ساعت |
  • آنچه مردم را دانشمند مي کند، مطالبي نيست که ياد ميگيرند، بلکه چيزهايي است که مي فهمند.
  • يا راهي پيدا مي كنم؛ يا آن را پديد مي آورم.
  • کسيکه هر روز بر يک ترس غلبه نيابد، درس زندگي را نياموخته است.
  • اگر شما تشخيص ميدهيد که اشتباه کرده ايد، جرات پذيرش آنرا داشته باشيد.
  • ما نمي توانيم حوادث را در مهار آوريم. اما ميتوانيم واکنش خود را نسبت به آنها مهار کنيم.
  • همچون توپ پلاستيکي باشيد که هر چه محکم تر به زمین مي خورد، بالاتر مي رود.
  • در مسير صعودتان با افراد مهربان باشيد. زيرا هنگام پايين آمدن به آنها نياز خواهيد داشت.
  • براي شناکردن به سمت مخالف جريان رودخانه، قدرت و جرات لازم است. والا هر ماهي مرده اي ميتواند موافق جريان آب حرکت کند.
  • هيچ تضميني براي رسيدن به يک هدف معين در زمان معين وجود ندارد. اما تضميني وجود دارد که اهدافي که هرگز تعيين نشده اند، هيچ وقت به دست نمي آيند.
  • ديوانه بمانيد، اما مانند عاقلان رفتار کنيد. خطر متفاوت بودن را بپذيريد، اما بياموزيد که بدون جلب توجه متفاوت باشيد
  • براي فرار از انتقاد، بايد هيچ کاري انجام ندهيد، هيچ چيز نگوييد، هيچي نباشيد!
  • صد درصد تيرهايي که هرگز شليک نمي کنيد، به هدف نمي خورد.
  • اعتماد کردن به هرکس و اعتماد نکردن به هيچ کس، هر دو شکستي برابر است.
  • شما زمان و نوع مرگ خويش را نمي دانيد. تنها ميتوانيد در مورد چگونه زندگي کردن خود، تصميم بگيريد.
  • يک لاک پشت ممکن است صدها سال زندگي کند زيرا لاک اش به خوبي از آن محافظت مي کند. اما فقط وقتي مي تواند به جلو حرکت کند که سرش را بيرون بگذارد.

 

                                       

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در پنجشنبه 16 فروردین1386 و ساعت |
   
   
 

در آستانه هر سال نو، بسیاری از مردم تصمیم می‌گیرند که در رفتار و عادت‌های خود تغییر به وجود آورند و هر سال، اغلب این تصمیمات عملی نمی‌شود. این امر به دلیل کمبود تمایل یا علاقه افراد به یک زندگی بهتر نیست بلکه به خاطر این واقعیت است که تغییر، کار پیچیده و دشواری است. عادت‌های ما با شخصیت و وجودمان عجین می‌شوند و ما به طور خودکار و بی‌اراده آن‌ها را انجام می‌دهیم. در نتیجه، تغییر دادن آن‌ها به تلاش مستمری نیاز دارد تا یک عادت تازه در وجود ما شکل بگیرد و پایدار گردد. این مقاله به شما کمک می‌کند تا انتظارات، نگرش‌ها و روش‌های خود در مورد تغییر را به نحوی اصلاح کنید که به نتایج ماندگار و پایداری دست یابید.

به «هدف‌ها» فکر کنید نه «تصمیم‌ها»
اغلب افراد تصمیم‌هایی که می‌گیرند را نصب‌العین خود ساخته و خود را مصمم به اجرای آن‌ها نشان می‌دهند در حالی که هدف‌گذاری، شیوه و تاکتیک بهتری است. ممکن است این پرسش به ذهنتان برسد که چه تفاوتی بین این دو وجود دارد؟ افراد وقتی تصمیم‌ به تغییر می‌گیرند معمولاً رویکردشان نسبت به تغییر همراه با نگرش است: «از حالا به بعد، دیگر ] نام رفتاری که می‌خواهید تغییر دهید را بگذارید [ را انجام نمی‌دهم.» مشکلی که در این رویکرد وجود دارد این است که پس از یکی دوبار ناکامی، احساس نوعی شکست در افراد به وجود می‌آید و آن‌ها را به سوی رها کردن تمام تلاش‌ها و بازگشت به الگوهای رفتاری پیشین سوق می‌دهد. امّا با هدف گذاری، فرد فعالیت در جهت رسیدن به رفتار مطلوب را نشانه می‌گیرد. تفاوت کلیدی در این است که فردی که برای رسیدن به یک هدف تلاش می‌کند انتظار ندارد که از همان لحظه اول به آن برسد و از هر پیشرفتی که در راه رسیدن به هدف به دست می‌آورد خوشحال می‌شود و انگیزه و غرور، او را در مسیری که در پیش گرفته به پیش می‌برد.

ایده‌های زیر می‌تواند به برآورده شدن «هدف‌های سال نو» شما کمک کند:

  • یادتان باشد که این یک فرایند است: انتظار داشته باشید که گام به گام به هدف نزدیک شوید. بدین ترتیب اگر نتیجه مطلوب فوراً به دست نیامد، دلسرد نمی‌شوید.
  • یک برنامه تدریجی برای خود در نظر بگیرید: در هدف‌گذاری برای یک رفتار جدید، برنامه‌ای تدریجی در نظر بگیرید. برای مثال، به جای این که بگوئید «من هر روز به باشگاه ورزشی خواهم رفت»، ابتدا طوری برنامه‌ریزی کنید که مثلاً هر چهارشنبه به آنجا بروید و سپس به تدریج بر تعداد روزها بیافزائید.
  • موفقیت را در دسترس خود قرار دهید: از ابتدا هدف‌های کوچک و دست‌یافتنی برای خودتان قرار دهید و پس از تکمیل هر مرحله، هدف بعدی را کمی دورتر در نظر بگیرید. به این ترتیب، شما ضمن این که به تدریج به سمت هدف نهایی حرکت خواهید کرد به «موفقیت‌های» زیادی در طول راه دست خواهید یافت. بسیاری از مردم انتظار دارند که یک شبه به هدف نهایی دست یابند و چون معمولاً این کار امکان پذیر نیست پس از مدتی، احساس شکست و ناکامی به سراغشان می‌آید.

هدف‌های ماهانه داشته باشید
حتماً شما هم مثل بقیه مردم می خواهید چند تغییر در زندگی خود به وجود می‌آورید. در این صورت، هر ماه به سراغ یکی از آن‌ها بروید. بدین ترتیب، 1) می‌توانید تمرکز بیشتری روی هر کدام داشته باشید. 2) می‌توانید هر ماه به یک ایده جدید خود را متعهد نمائید و در نتیجه، این پیشرفت در تمام طول سال ادامه خواهد یافت و تکامل شخصی، جزئی از شیوه زندگی شما خواهد شد. و 3) چون شکل‌گیری هر عادت جدید معمولاً حدود 21 روز طول می‌کشد، زمان استراحت کافی قبل از پرداختن به هدف بعدی را در اختیار خواهید داشت و از این بابت دچار استرس نخواهید شد.

برای پیشرفت‌های خود پاداش در نظر بگیرید
تغییر عادت کار دشواری است و گاهی با کمی کمک می‌توان راحت‌تر آن را انجام داد. (به یاد بیاورید که چگونه تشویق‌های یک معلم، شوق فراگیری را در شما افزایش داد.) با وجودی که رسیدن به هدف، خود پاداش بزرگی به همراه دارد امّا در نظر گرفتن پاداش‌های اضافی برای خودتان می‌تواند به شما در ادامه دادن مسیر و حفظ انگیزه کمک کند، حتی اگر گاهی باعث شود که شما حس کنید به خاطر آن‌ها تلاش می کنید نه به خاطر دست‌یابی به هدف اصلی! شما به شیوه‌های زیر می‌توانید برای خودتان پاداش در نظر بگیرید:

  • کارگروهی: فردی را پیدا کنید که هدف‌های شما را بشناسد و همدیگر را تشویق کنید، حتی اگر هدف‌های متفاوتی داشته باشید.
  • پاداش برای موفقیت‌های کوچک: هدف خود را به گام‌های کوچک تقسیم کنید و برای تکمیل هر گام، پاداشی برای خود در نظر بگیرید.
  • تناسب پاداش‌ها با دستاوردها: پاداش‌ها را مطابق و متناسب با دستاوردهای هر مرحله در نظر بگیرید (مثلاً یک لباس ورزشی تازه برای هر 10 بار ورزش، و یا یک قلم جدید پس از هر دو هفته خاطره نویسی.)

ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار

منبع

"How to Make Lasting Changes For New Year", Elizabeth Scott, Dec. 19, 2006 .
http://Stress.about.com

 
   
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در سه شنبه 7 فروردین1386 و ساعت |
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در دوشنبه 6 فروردین1386 و ساعت |