تبليغاتX
مرکز مشاوره و روان شناختی مهرآرا

تشويق و تنبيه ، اصلي مهم در تربيت اسلامي

 

طبيعت انسانها به گونه اي است كه وقتي در انجام امور مورد تشويق قرار مي گيرند ، معمولاً در صدد بر مي آيند تا آن امور را بهتر انجام دهند. بدون ترديد تشويق و ترغيب از مهمترين اركان روان شناسي تربيتي و عاملي مؤثر در تحريك انگيزش هاي پيشرفت و عملكرد فرد در فرايند يادگيري و تقويت رفتارهاي مطلوب است . همه انسانها حتي بزرگسالان ، تا آخر عمر نياز به تشويق دارند . تشويق موجب رغبت و دلگرمي و نشاط و تحرك مي شود و انسان را به جديت وادار مي كند .

انساني كه مورد تشويق قرار بگيرد احساس آرامش و رضايت خاطر و اعتماد به نفس مي كند  و براي جديت بيشتر و تحمل دشواري ها آماده مي گردد . برعكس ، اگر مورد نكوهش يا ناسپاسي قرار گرفت دلسرد و بي رغبت مي شود و احساس حقارت و ضعف مي كند و نمي تواند از استعدادهاي خويش به نحو مطلوبي استفاده نمايد .

اصل تشويق و تنبيه به عنوان امري مسلم در تربيت اسلامي شناخته و پذيرفته شده است . اصولاً بهشت و جهنم ، انذار و تبشير پيامبران ، آيه هاي مربوط به پاداش و كيفر ، وعده و وعيدهاي شوق انگيز و خوفناك و ... همه جلوه هايي از تشويق و تنبيه هستند . خداوند تبارك و تعالي در قرآن مجيد ( سوره بقره ) مي فرمايد :" اي پيامبر به كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده اند بشارت بده كه جايگاه آنان در قيامت ، باغستان هايي است كه نهرهاي آب در آن جاري است ." حضرت علي عليه السلام  در فرمان تاريخي خود به مالك اشتر كه او را به فرمانروايي مصر برگزيده بود،دستور مي دهد: كه مبادا نيكوكار و بدكردار پيش تو يكسان باشند ، زيرا چنين روشي نيكوكار را از كردار نيك دور ساخته و بدكردار را به كار بد سوق مي دهد .

يكي از روش هاي مؤثر در تربيت ، تشويق كارهاي خوب كودك است . تشويق در روح و روان كودك اثر مي گذارد و او را به انجام اعمال نيك  تحريض و ترغيب مي كند .

ديدگاه امام خميني (ره) درباره تشويق كودكان

وتعليم و تربيت ديدگاهي وسيع ، عميق و دقيق داشته اند و در زمينه هاي تخصصي تعليم و تربيت چنان ديدگاه و عملكردي ازخود نشان داده اند كه گويي در اين رشته تحصيل كرده اند ؛ مثلاً درباره تشويق كودكان ، كارشناسانه به جزييات نقاشي كودكي توجه نشانمي دادند . به اين مورد توجه كنيد :روزي يكي از بچه هاي اقوام امام ، پيش ايشان مي رود و نقاشي قشنگي را به امام نشان مي دهد . امام به نقاشي او خوب نگاه مي كنند و از او مي پرسند :" اين نقاشي را خودت كشيده اي ؟ " بچه جواب مي دهد :‌" نه ، نقاشي را كس ديگري كشيده ، من فقط آن را رنگ زده ام ."

امام از صداقت بچه خيلي خوششان مي آيد،به او مي گويند . " بارك الله ، خيلي قشنگ رنگ آميزي كرده اي ..." و يك جعبه مداد رنگي به بچه جايزه مي دهند .

موردي ديگريكي از دوستان كه همراه با خانواده به دستبوسي حضرت امام نائل شده بود ، بعد ازآن به حقير مراجعه كرد و گفت :" پسرم كه كلاس پنجم دبستان است ، دفتر نقاشي اش را براي تقديم به امام آورده بود اما محافظان مانع آوردن آن به خدمت امام شدند . براي همين خيلي ناراحت شده است ." دفتر نقاشي را گرفتم و دو روز بعد ، ضمن توضيح،خدمت امام تقديم كردم . حضرت امام با دقت تمام اوراق آن را ملاحظه فرمودند و از مشاهده نقاشي اول كه عبارت از تانكي بود كه چرخ هاي آن را مداد تراش و تنه آن را كتاب و لوله شليك آن را مداد و سرنشين آن را يك طفل دانش آموز تشكيل داده بود ، متبسم شدند و سپس دستور فرمودند كه براي تشويق اين دانش آموز خردسال و همين طور طراح آن دفتر كه به وسيله امور تربيتي منطقه 3 آموزش و پرورش تهران تهيه شده بود ، جايزه اي متناسب اهدا شود .

 

صورت هاي تشويق:

تشويق به سن و درك كودك ونوع عمل او بستگي دارد . طبيعي است كه كودك خردسال ، معني دوستي اولياءو تشويق آنها را به خوبي مي داند . براي كودك چهار ساله يك شكلات ممكن است به اندازه يك هديه قابل توجه كه به فردبزرگسال تقديم مي كنيم ، ارزش داشته باشد .

تشويق صور مختلفي دارد. گاه به صورت دلجويي است ، گاه يك عبارت محبت آميز ، برخي اوقات يك نگاه توأم با لبخند و نشاط ، زماني وعده تعريف يك قصه،و گاهي دادن يك بسته كوچك مداد رنگي ، شيريني ، كتاب ، لباس ، اسباب بازي ، دفترچه ، توپ ، قلم ، مدال ، معرفي كردن سرصف و امثالآن.

اولياء و مربيان بايد با توجه به سن و سطح درك بچه و اوضاع و شرايط خاص زندگي و ارزش و اهميت كار او،نوع تشويق و ميزان آن را انتخاب نمايند.

كودك در سال هاي اوليه زندگي بيش از هر چيز به جلب نظر والدين و اظهار محبت و بوسه ها و خنده ها و نوازشها و پرستاري هاي آنان نياز دارد .

وقتي بزرگتر شد به آفرين گفتن ، شكلات و شيريني و اسباب بازي و گردش يا مهماني رفتن ، و شنيدن داستان بيشتر علاقه دارد . در مرحله بعد به فوتبال و ورزش و كتاب داستان و تعريف و تمجيد و كفش و لباس نو و هديه ونمره خوب ،ومسافرت ، بيشتر علاقه مند مي شود. در مراحل بعدي به مسئوليت پذيرفتن ، مورد مشاوره قرار گرفتن ، قهرمان شدن ، مدال گرفتن ، در حضور جمع معرفي شدن ، بيشتر علاقه پيدا مي كند. بنابراين بهتر است با توجه به علايق كودك وسن وي ،تشويق ها نيز از همان نوع علايق ويباشد .

محاسن تشويق:

-تشويق بر خلاف تنبيه كه از عوامل بازدارنده است ، عاملي ترغيب كننده مي باشد كه به انسان نيرو مي دهد . شخصي كه تشويق مي شود از كار و زحمت خود احساس رضايت مي كند و همين رضايت خاطر است كه جلو خستگي و بي ميلي او را مي گيرد .

-تحسين كودك موجب مي شود كه اعتماد به نفس در وجودش پديد آيد ، استعدادهاي نهفته اش شكوفا شوند و قواي دروني اش به فعليت برسند.

-تشويق ، شخصيت فرد را احياء مي كند ، او را از يأس و بدبيني نجات مي دهد و به زندگي دلگرم مي كندو گاهي يك تحسين ساده،مسير زندگي فرد را دگرگون مي سازد .

-وقتي كودك تحسين شود ، احساس ارزشمندي مي كند .

-تشويق پاسخي است به نياز طبيعي و رواني كودك .

-وقتي كودك را مورد تشويق قرار دهيم فرصتي فراهم مي شود تا كودك به توانايي ، ظرفيت و ارزشمندي هاي خود پي ببرد و در نتيجه تصوير مثبت و ارزنده اي از خود در ذهنش ايجاد شود كه بعدها شكل دهنده حرمت نفس او خواهد بود .

-جبران كمبودها و حقارت هاي عاطفي و اجتماعي .

-تصحيح و تكميل رفتارهاي آموزشي و اخلاقي .

-تغيير دهنده و جهت دهنده رفتار و سير زندگي كودك .

-دريافت بازخورد مناسب در برابر رفتار پسنديده .

متأسفانه بعضي از والدين و مربيان براي دستيابي به اهداف خود و تقويت هر چه سريعتر رفتارهاي مورد نظر خود ، سعي مي كنند به هر طريق ممكن،رفتار كودك را مطابق خواسته ها و دستورات و مقررات خود در آورند ، بدون اينكه متوجه اثر تخريبي اين روش هاي شتاب زده و صوري در ساختار شخصيتي كودك باشند. اين روش هاي سطحي ، ظاهر پسند ، ديگر انگيخته و تصنعي مي تواند سبب آسيب هاي جبران ناپذيري در روند تعادل جويي طبيعي كودكان شود.

 

معايب تشويق بيجا و بيش از حد:

-وابستگي كودك به عوامل كنترل بيرون از خود .

-كند شدن محرك هاي دروني (‌از بين رفتن رغبت هاي خود به خودي و جايگزيني رغبت هاي تصنعي).

-تشويق بدون دقت ممكن است به صورت رشوه در آيد و اعمال كودك به پاداش وابسته شود و پرتوقع و طلبكار پرورش يابد و در همه جا انتظار پاداش عملي يا معنوي داشته باشد، از همه كس طلبكار شود ولي خودش احساس مسئوليت نكند.گاهي حتي در برابر انجام وظايف قانوني يا اجتماعي يا شرعي خود نيز توقع پاداش خواهد داشت .

-تشويق و تحسين بيش از حد ، كودك را به غرور و خودبيني مبتلا مي سازد. اميرالمؤمنين (ع)مي فرمايد: " چه بسا افرادي كه به سبب تعريف و تمجيد مغرور مي شوند" و" در مدح كسي زياده روي و مبالغه مكن".

نتايج تحقيقات اخير نشان داده است كه اگر رفتار كودك و رشد او را از طريق عوامل تشويق بيروني مانند جايزه ، پول ، كارت صدآفرين ، ‌تحسين هاي لفظي مكرر و ساير عوامل بيروني شرطي كنيم ، آزادي و رشد طبيعي را از او سلب و رفتار او را با ضوابط و معيارهاي از پيش تعيين شده قالب سازي كرده ايم .

-تشويق بيش از حد در دراز مدت مانع پيشرفت خود به خودي كودك مي شود .

-تكيه بر تشويق بيروني بدون همسويي با تقويت هاي دروني كودك،مانع تحول طبيعي او مي شود.

نكاتي كه در تشويق بايد رعايت گردد:

-علت تشويق بايستي مشخص باشد تا كودك بفهمد كه به چه سببي مورد تشويق قرار گرفته است.

-نفس عملكرد كودك بايد مورد تشويق قرار گيرد ( مستقيماً به رفتار كودك مربوط باشد ) نه شخصيت او.

-تشويق بايد با تقويت دروني كودك همسو باشد ( اول تقويت دروني و بعد تشويق ).

-تشويق بايد گاه به گاه و در برابر كارهاي ممتاز باشد ، نه به صورت دايم و براي هر كار؛ زيرا اگر چنين شد ارزش و تأثير تربيتي خود را از دست خواهد داد .

-وقتي كودك را تشويق و تحسين مي كنيم نبايد او را با بچهيديگري مقايسه كنيم.مثلاً صحيح نيست كه پدري به فرزندش بگويد آفرين بر تو كه خوب درس مي خواني و مانند حسن تنبل نيستي ، زيرا در اين صورت،كودك ديگر ، تحقير و مذمتميشود. از سوي ديگر اين عمل مضر است و بدآموزي دارد .

-تشويق در بين همسالان و دوستان مؤثرتر از تشويق به تنهايي است .

-تشويق بايد با سن كودك ، نيازهاي او و شرايط و موقعيت مكاني ، شخصيتي ، رواني و ... تناسب داشته باشد .

-تشويق هاي ملموس در مقاطع سني پايين مؤثرتر است .

-تشويق  بايد با كار كودك متناسب باشد.صلاح نيست كه در برابر يك كار كوچك و كم اهميت تشويق هاي بزرگي انجام بگيرد . پاداش هاي بزرگ را بايد براي كارهاي بزرگترقرار داد، بهتر است پاداش همگام با موفقيت هاي تدريجي كودك بزرگ شود .

-بايد پاداش ها و تشويق ها ، در برابر فعاليت ها و جديت هاي كودك انجام بگيرد . نه در برابر موهبت هاي ذاتي او . يك كودك كم هوش كه در اثر جديت و تلاش ، رفته رفته به موفقيت هايي نايلميگردد  و نمره پنج او به هشت ترقي مي كند نيز قابل ستايش و تشويق است.

-تشويق بايد طبيعي ، واقعي و به دور از فريب و ريا باشد .

-تشويق بايد بلافاصله اعمال گردد ( به خصوص برا ي سنين پايين )‌.

-اگر تشويق بيش از حد انتظار طبيعي كودك و يا كمتر از حد انتظاراو باشد اثر نامطلوبي دارد.

 

 

 

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 28 بهمن1385 و ساعت |

راه حل هاي خوب براي رفتارهاي بد بچه ها

کاربر محترم شما مي توانيد اين مطلب را در سه قسمت مطالعه نماييد.

بچه ها ، موجوداتي لجباز  ، بي ادب ، پرخاشگر ، و يا خودخواه متولد نمي شوند، اينها رفتارهايي اکتسابي هستند. زيرا آنها از اين روش ها استفاده مي کنند تا هرچه را که مي خواهند به دست آورند ، مگر آنکه شما مانع اين رفتار در آنها شويد. به کودکتان نشان دهيد که شوخي هايش هميشه نتيجه بخش نخواهد بود و به او رفتارهاي قابل قبولي را ياد نخواهد داد.

اگر کودک دلبندتان يکي از مشکلات ذکرشده را دارد اين مقاله مي تواند کمک زيادي به شما بکند. براي شروع کار، دقت کنيد که نبايد توقع داشته باشيد تمام مشکلات را با هم برطرف کنيد. بايد حداقل سه هفته براي تغيير هر رفتار نادرستي که کودکتان دارد در نظر بگيريد.

1- زياده طلبي

به درخواست کودک براي خريد کردن پاسخ منفي دهيد و هيچ احساس گناهي نکنيد.

ايفاي وظايف ، کار چندان آساني نيست . مواقعي وجود دارد که کودک تصميم هاي شما را دوست ندارد، اما براي تربيت  او ، اتخاذ چنين تصميم هايي لازم است.

اولويت گذاري را به او بياموزيد.

در اعياد و تولدها از کودکتان بخواهيد تا ليستي از هداياي دلخواهش را به ترتيب اولويت تهيه کند، خردسالان مي توانند عکس آنها را بکشند.

هنگام پخش آگهي هاي بازرگاني ، صداي تلويزيون  را کم کنيد.

تحقيقات نشان داده است که هر چه بچه ها کمتر آگهي بازرگاني ببينند، خواسته هاي مادي کمتري خواهند داشت. صداي پيام هاي بازرگاني را قطع کنيد، يا حداقل کودکتان را از سياست تبليغات آگاه کنيد.

بخشش را به او بياموزيد.

از کودکتان بخواهيد تا بخشي از پول  توجيبي اش را به حساب مؤسسه خيريه با انتخاب خودش واريز کند.

بچه ها را تشويق  کنيد تا از صميم قلب، هدايايي را به ديگران ببخشند.

يک سنت خانوادگي را بنا کنيد. به اين ترتيب هديه اي را که به دست خود افراد خانواده ساخته شده، به يکديگر بدهيد. اين کار باعث مي شود بچه ها ، هدايايي را که از روي عشق  و علاقه به آنها داده مي شود، تشخيص دهند.

2- حاضر جوابی

حقيقت را همان طور که هست بگوييد.

- هرگاه از کودک رفتار بي ادبانه اي سرزد، به او تذکر دهيد، مثلاً به او بگوييد: "وقتي که دارم با تو حرف مي زنم ، چشمهايت اين طرف و آن طرف مي چرخد، اين رفتار بي ادبانه اي است، نبايد اين کار را بکني."

به کودکتان کم محلي کنيد .

- شانه هايتان را بالا بيندازيد و از گفتگو با فرزندتان امتناع کنيد تا او متوجه اشتباهش شود و از رفتار بي ادبانه اش دست بردارد.

کودک را تشويق کنيد تا مؤدب باشد.

- هرگاه متوجه شديد که رفتار مؤدبانه اي از کودکتان سرزد، از او قدرداني کنيد، مثلاً بگوييد:" از تو متشکرم ، به خاطر اين که وقتي داشتم با تو حرف مي زدم ، تا اين حد مؤدبانه به حرف هاي من گوش کردي"

3- ناسزا گويي

لغات زشت و ناپسند را براي بچه ها مشخص کنيد و برايشان محدوديت قراردهيد.

- مثلاً به او بگوييد: وقتي به درستي کلمه اي شک داري ، آن را به زبان نياور.

دشنام هاي ديگر را هم که کودکتان در کوچه و مدرسه و جاهاي ديگر ممکن است در معرض آنها قرار بگيرد به ليست کلمات ممنوع اضافه کنيد تا حرف هاي زشت و ناپسند را تشخيص دهد.

 توضيح دهيد که دشنام دادن، بد است زيرا :

- باعث ناراحت شدن مردم مي شود.

- اگر يک بار آن را بگويي، برايت به شکل عادت در مي آيد و آن گاه اين کلمات زشت ممکن است به طور ناخود آگاه ، جلوي پدربزرگ ، مادربزرگ و معلمان و يا والدين دوستانت ، از دهانت خارج شود.

- آدم هاي خوب، دشنام نمي دهند؛ تو که نمي خواهي مردم گمان کنند که تو آدم بدي هستي؟

معادل هاي مناسبي را بيابيد.

به جاي دشنام دادن مي توانيد ابتکار جالبي به کار ببريد ؛ مثلاً به جاي دشنام ها، معادلي مانند آن بيابيد که توهين آميز نباشد. حتي او مي تواند لغاتي را براي خودش اختراع و نوآوري کند.

 عصباني  نشويد و واکنش شديد نشان ندهيد.

- وقتي که کودک براي اولين بار، مرتکب خطا مي شود عصباني نشويد، به او بگوييد: " ما در اين خانواده چنين لغاتي را استفاده نمي کنيم." به بچه هاي بزرگتر بگوييد :" تو به مقررات آشنايي داري ، نمي خواهم آن کلمه را دوباره بشنوم."

4- دروغگويي 

از کودکتان انتظار صداقت و راست گويي داشته باشيد.

- به کودکتان بياموزيد که «در خانواده ما همه بايد با يکديگر صادق و راستگو باشند».

توضيح دهيد که دروغگويي  غلط و ناپسند است ، چون :

- باعث دردسر شما و رنجاندن ديگران مي شود . باعث مي شود ديگران کمتر به شما اطمينان کنند.

- دروغگويي مي تواند به شکل يک عادت درآيد که در آن صورت ترک آن مشکل خواهد بود.

 پرسش هاي اخلاقي مطرح کنيد.

- اگر کودکتان را هنگام دروغگويي،  غافلگير کرديد، پرسيدن سؤال هايي از او مي تواند باعث بيداري وجدانش  گردد، مثلاً از او بپرسيد: « آيا کار درستي انجام دادي ؟ فکر مي کني علت نگراني من چيست؟ اگر همه در خانواده هميشه به هم دروغ بگويند، چه اتفاقي مي افتد؟»

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در دوشنبه 23 بهمن1385 و ساعت |
11 روش ساده و موثر براي تربيت و پرورش کودکي شاد"

 

شاد بودن يکي ازبزرگترين هدايا است که کودک مي تواند از والدين خود بگيرد. مطلب زير به شما مي گويد چطور به کودکانتان عزت نفس و رضايتمندي پايدار بدهيد.

يکي از بزرگترين هدايايي که والدين مي توانند به کودکان خود بدهند توانايي و استعداد شاد شدن است. البته بين خوشحالي و شادي لحظه اي- مثلاً دادن يک اسباب بازي جديد يا يک سبد پراز تنقلات به کودک- و خوشحالي و رضايتمندي پايدار، تفاوت عمده اي وجود دارد. مطمئناً کودکان دوست دارند تفريح کنند و مانند بزرگترها نيازمندند تا عميقاً احساس خوشبختي کنند. اما شادي واقعي مطلب قابل تعمق تري است و آن روح فرزند شما را تحت تاثير قرار ميدهد و در او اين حس را بوجود مي آورد که همه چيز دنيا خوب است.

متخصصان معتقدند، کودکان شاد ويژگيهاي مشخصي دارند، از جمله: عزت نفس، خوش بيني و خويشتن داري. چنانکه خواهيد ديد، ايجاد و پرورش اين ويژگيها بسيار ساده تر از آنست که تصور کنيد، در اينجا 11 روش ذکر شده تا به فرزندتان کمک کنيد ديد مثبتي به زندگي داشته باشد.

1- ازسرگرميهاي سازمان نايافته وقديمي استفاده کنيد

کودکان موفق معمولاً کودکان شادي هستند، اما تلاش شما به منظور آماده سازي فرزندتان در رويارويي با مسائل زندگي، باعث مي شود که تمام وقت او را با حجم زيادي از برنامه هاي مختلف پر کنيد. تمامي بچه ها به زماني براي کاهش فشار نياز دارند. وقفه اي در زمان بازي و يا درس به آنها بدهيد و بگذاريد در اين زمان تخيلاتشان آنها را هدايت کند و آزادانه بازي کنند. مثلاً سر فرصت حشره شکار کنند، آدم برفي بسازند و يا به عنکبوتي که تارمي تند نگاه کنند. اينها موجب مي شود حس تخيل در کودک افزايش يابد و به کودک اجازه مي دهد دنيا را با گامهاي خودش کشف کند.

بهتر است شما هم برنامه پر مشغله و آشفته خود را کم کنيد و کودکانتان را در هنگام تفريح همراهي کنيد.

2- کمک کردن به ديگران را به کودکانتان بياموزيد.

براي آنکه بتواند شاد باشد احساس کند که عضو با ارزشي از يک اجتماع بزرگ است و مي تواند به زندگي افراد ديگرمعني ببخشد. با بوجود آوردن موقعيتهاي مناسب، اين احساس را در او ايجاد کنيد. اسباب بازيهاي قديمي او را که ديگر نيازي به آنها ندارد، جمع کنيد و از او بخواهيد آنها را به خانواده هاي نيازمند بدهد، يا در فروشگاه از او بخواهيد که مقداري مواد غذايي براي اهداء به مستمندان خريداري کند.

کودکان مي توانند لذت کمک کردن به ديگران را در سنين پايين ياد بگيرند.

مثلاً چنانچه شما از تکه هاي اضافي پارچه عروسک درست مي کنيد، کودک دوساله شما مي تواند کمک کند وبگويد چشم و دهان عروسک را در کجا قرار دهيد.

3- همراه با کودک خود، فعاليتهاي فيزيکي داشته باشيد.

همراه با کودک خود گردش برويد ، با او بازي کنيد ويا با همديگر دوچرخه سواري کنيد. با اين کار نه تنها نيرو و بنيه کودک خود را تقويت مي کنيد بلکه باعث شادي و خنده اش مي شويد. فعال نگهداشتن کودکان، استرس را در آنان کاهش مي دهد و موجب مي شود آنان انرژيشان را به طريق سالم تخليه کنند. کودکان سالم از قدرت بدني بيشتري نيز برخوردارند. کودکان بيشتر ازآنکه نگران ظاهرشان باشند، به کارهايي که انجامي مي دهند، افتخار مي کنند. چنانچه کودکتان را در انجام کاري که علاقه دارد، تشويق کنيد، براي ايجاد شادي در او روشي جديد به کار گرفته ايد.

4- با کودکانتان بخنديد

براي بچه ها لطيفه تعريف کنيد، شعرهاي خنده دار بخوانيد، خودتان را دست بياندازيد. خنديدن براي کودکتان و نيز براي خود شما مفيد است. يک دليل کاملاً فيزيکي اين است که هنگامي که مي خنديد، تنش (نگراني) و اضطراب آزاد مي شود و اکسيژن بيشتري دريافت مي کنيد و سبکبال مي شويد.

5- در تحسين کودکان خلاق باشيد.

هنگامي که فرزند شما درهدفي که دنبال مي کند به موفقيتي مي رسد يا مهارتي کسب مي کند، تنها به گفتن جمله«کارت خوب است» اکتفا نکنيد. به جزئياتي که آنها را موثر يافته ايد، اشاره کنيد. مثلاً بگوييد:«روشي که تو براي توصيف قهرمان در خلاصه کتابت انتخاب کردي، به قدري عالي است که من احساس مي کنم او زنده است». يا بگوييد:«روشي را که براي کشيدن آن درختها به کاربرده اي، بسيار مي پسندم.» اين طرز برخورد بسيار پر معنادارتر از آنست که به شکل خيلي رسمي به پشتش بزنيد و آفرين بگوييد.

به طور کلي درتشويق افراط نکنيد. يکي از معلمين کلاس چهارم مي گويد:«من سابقاً هر پنج شنبه جوايزي به بچه ها مي دادم اما متوجه شدم انگيزه و تلاش آنها بيشتر براي گرفتن جايزه است نه براي انجام صحيح تکاليف.» سعي کنيد فرزندتان اين مسئله را درک کند که رضايت و خشنودي واقعي، در انجام و اتمام يک کار است.

6- از خوب غذا خوردن کودکتان اطمينان داشته باشيد.

چنانچه فرزندتان بد اخلاق يا بهانه گيراست، اگر بيمار نباشد، احتمالاً گرسنه است. اگر زمان غذا خوردن نيست از ميان وعده ها استفاده کنيد، ولي به خاطر داشته باشيد که اين ميان وعده ها بايد حاوي مواد مغذي(داراي ارزش غذايي) باشد و صرفاً شکم پرکن نباشد. خوب خوردن ازتغييرات رفتاري ناگهاني (مانند بهانه گيري) مي کاهد و در بوجود آوردن احساس سلامتي و تندرستي موثر است. ميان وعده هاي مفيد عبارتند از: ماست کم چربي، ميوه تازه يا خشک، يا کره و مربا با نان کامل گندم.

7- لبخند بزن

براي يک کودک هيچ چيز به اندازه يک خنده شيرين اطمينان بخش نيست. اين خنده روشي مختصر و مفيد براي گفتن «دوستت دارم» مي باشد. در حالي که مي خنديد، سنگين و رسمي او را در آغوش بگيريد. به خاطر داشته باشيد تمامي اين لبخندها و در آغوش گرفتن ها، به همان اندازه که براي کودکتان خوب است، براي شما نيز مفيد است.

8- با دقت به حرفهاي کودکتان گوش دهيد

براي کودک هيچ چيز به اين اندازه مهم نيست که همه توجه تان به او باشد. دراين هنگام او آنچه را که در ذهنش است به شما مي گويد. آيا مي خواهيد شنونده بهتري باشيد؟ تمام حواستان را به کودک بدهيد . اگر زماني که شما مشغول پرداخت يا بررسي صورتحساب ها يا انجام کارهاي روزمره هستيد، فرزندتان با شما صحبت کرد، همه کارهايتان را کنار بگذاريد و تمام توجه تان را معطوف او کنيد. هيچگاه صحبت او را قطع نکنيد و ميان افکارش ندويد، حتي اگر تمام آنها را قبلاً شنيده باشيد.

فرصتهاي طلايي براي گوش سپردن به سخنان کودک با توجه کامل(و بدون اين که کلامش را قطع کنيد) يکي هنگام رانندگي است در حاليکه کودکتان همراهتان است و زمان مناسب ديگر، شب در رختخوابش مي باشد.

9- ايده آل گرايي محض را کنار بگذاريد

همه ما مي خواهيم فرزندانمان هر کاري را به بهترين نحو انجام دهند. اما هنگامي که ما اقدام به تکميل يا مرتب کردن کارهاي آنها مي کنيم ، ناخواسته اعتماد به نفس آنان را تضعيف مي کنيم.«کارين ايرلند» نويسنده کتاب «عزت نفس را در کودکان بالا ببريد» و هم درمقام يکمادرمي گويد:«چنانچه ما محلهايي را که او فراموش کرده تميز کند، دوباره تميز کنيم يا پيشخوان آشپزخانه را دوباره دستمال بکشيم، در واقع به کودکمان گفته ايم که او به اندازه کافي آن کار را درست و خوب انجام نداده است. متاسفانه کودکان به راحتي باور مي کنند به اندازه کافي شايستگي ندارند.

بار ديگر که مي خواهيد کار کودکتان را اصلاح کنيد، از خود بپرسيد:

1- آيا اين موضوع حياتي است يا به سلامتي مربوط است؟

2- آيا اين موضوع تا 10 سال ديگر به همين نحو باقي خواهد ماند؟

چنانچه جوابهاي شما منفي است- يعني چنانچه آن کار ، مسئله مهمي نيست- بگذاريد کارها را به همان نحو انجام دهد. مطمئناً کمک به کودک براي کسب مهارتهاي زندگي، قسمت بزرگي از وظيفه والدين است . اما تنها يک قسمت از وظيفه آنان را تشکيل مي دهد . ارتباط عاطفي بين شما و کودکتان بسيار مهمتر از اين موضوع است که مثلاً وقتي او ميز را مي چيند، چنگال را در جاي درست خود قرار داده است يا نه؟

10- به کودکتان ياد بدهيد مشکلاتش را حل کند

از بستن بند کفش گرفته تا عبورايمن ازخيابان، هر مهارتي که کودک شما بدست مي آورد، قدمي به سمت استقلال(اتکاء به نفس) وي مي باشد. در واقع حتي دانستن اين مطلب که او مي تواند با اين مسائل روبرو شود و آنها را حل کند، کمک مي کند که کودک شما احساس خوبي نسبت به خود داشته باشد. هنگامي که او با مشکلي مواجه مي شود؛ اعم از اينکه آن مشکل اذيت شدن توسط همبازيش باشد يا شکست در چيدن تکه هاي پازل در کنار هم، شما مي توانيد بدين ترتيب به او کمک کنيد:

1- مشکل او را بشناسيد

2- راه حلي را که او به نظرش مي رسد، بپرسيد.

3-  مشخص کنيد چه کارهايي به حل آن مسئله يا مشکل مي انجامد

4- در مورد اين که او خودش به تنهايي مي تواند پيش برود يا به کمک شما نياز دارد، تصميم گيري کنيد.

5- چنانچه به کمک شما نياز داشت، وي را مطمئن کنيد که به او کمک خواهيد کرد.

11- به فرزندتان فرصتهايي دهيد تا خود را نشان دهد.

هر کودکي استعداد يا مهارت ويژه دارد. چرا به او اجازه نمي دهيد که کمي از آن را نشان دهد. آيا او کتاب خواندن را دوست دارد؟ از او بخواهيد هنگامي که آشپزي مي کنيد، برايتان کتاب بخواند.آيا او حسابش خوب است؟ هنگامي که به خريد مي رويد بگذاريد او انتخاب کند کدام کالا بيشتر مي ارزد. «کارين ايرلند» مي گويد:«هنگامي که شما در کارهاي مورد علاقه کودکتان شريک مي شويد و نشان مي دهيد که تحت تاثير انجام آن کارها قرار گرفته ايد، مرحله ديگري ازعزت نفس را در او به ظهور رسانده ايد.»

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در دوشنبه 23 بهمن1385 و ساعت |

انواع خانواده ها از نظر تربيت

 

به طور  خلاصه از نظر نحوه تربيت كود ك و بطور كلي نحوه اداره سيستم خانواده مي توان 4 نوع خانواده را مشخص كنيم كه عبارتند از

 

الف - خانواده خشك و سخت گير ( والدين سخت گير و مستبد )

 ب -   خانواده سهل گير و آسان گير

 ج -   خانواده گسسته (‌ خانواده پريشان )

 د  -   خانواده دمكرات (‌ خانواده سالم ) 

 

به علت مهم و مبسوط بودن اين مبحث ،  هر يك از اين  4 دسته خانواده را در يادداشتي جداگانه شرح خواهيم داد

 

 

الف  - خانواده خشك و سخت گير

 

1 -  پدر و مادر ها با بچه ها همان طور رفتار مي كنند كه والدين خودشان رفتار كرده اند.

 

2 -  تصميم گيري با يكي از والدين  خصوصا پدر  انجام مي گيرد. معمولا پدر خانواده حاكم بر رفتار و اعمال فرزندان است و هيچ يك از اعضاي خانواده اجازه اظهار نظر ندارند

 

3 - والدين چنان رفتار مي كنند كه فرزندان مي آموزند حق هيچ گونه ابراز عقيده اي را - حتي در مواردي كه مي تواند مانع از بروز بعضي مشكلات براي خانواده گردد - ندارند.

 

4 - اگر فرزندان از فرمان والدين اطاعت نكنند ‍ ، والدين آنان ناراحت  ، خشمگين و آزرده خاطر مي شوند.

 

5 - فرزندان جرات سئوال كردن در مورد انجام دادن يا انجام ندادن كارها را ، از والدين خود ندارند.

 

6 - والدين بر رفتا و كارهاي فرزندان خود كنترل شديد دارند و همه تصميمات را شخصا اتخاذ مي كنند.

 

7 - والدين دليلي را - براي دستوراتي كه صادر مي كنند - براي فرزندان خود ارائه نمي دهند و از آنان مي خواهند بدون چون و چرا از اين دستورات اطاعت كنند.

 

8 - نسبت به رعايت نظم و انضباط  ،‌ ارزشي افراطي قايل هستند و والدين توانايي تحمل هيچ گونه بي نظمي را از طرف فرزندان خود ندارند.

 

9 - به سخنان كودكان خود  گوش نمي دهند و اگر هم سخني را بشنوند براي آن است كه با آن مخالفتي را نشان دهند.

 

10 - در مواردي كه فرزندان خود را نصيحت يا آنان را از انجام دادن كاري منع مي كنند ،‌ دليل خاصي را ارائه نمي دهند.

 

11 - براي تصميات فرزندان خود ،‌ حتي اگر اين تصميمات معقول و مستند باشد ،‌ احترام قائل نيستند.

 

13 - معتقدند كه چون سن ‍، تجربه و دانش آنان بيشتر از فرزندانشان است ‍، بنابراين ، حق دخالت در همه امور و حتي در خصوصي ترين كارهاي فرزندان خود را دارند.

 

14 - برخورد آنان با فرزندان خود احترام آميز نيست و حتي از تحقير فرزندان خود در حضور ديرگان نيز ابايي ندارند.

 

15 - غالبا نيازهاي عاطفي كودكان ارضاء نمي شود.

 

16 - ممكن است كه والد ضعيف در چنين خانواده اي با كودكان ائتلاف كند در چنين حالتي ارزش هر دو والد نزد كودك شكسته مي شود . اگر بنا باشد يكي از والدين به عنوان منبع قدرت خانواده آسيب ببيند مي توان تصور كرد والد ديگر نيز ارزش پيشين خود را نخواهد داشت.

 

17- چنين كودكاني احتمالا جذب گروه هاي بيرون شده و با عزت نفس پائين كه دارند دچار بزهكاري مي شوند. 

 

18 - بسياري از اين والدين ممكن است به خاطر كمال گرايي كه دارند ، كودكان را تحت فشار قرار دهند و از آنها بالاترين انتظارات را داشته و پيوسته به شكل نوين بر آنها سخت گيري كرده و برنامه هاي سخت گيرانه برايشان تدارك ببيند.

 

19 - احتمال دروغ گويي و ريا كاري در كودكان چنين خانواده هايي به علت ترس از تنبيه و سرزنش افزايش مي يابد.

 

20 - چنين كودكاني به علت اينكه مرتبا علايقشان سركوب شده و موجب تحقير قرار گرفته اند و همچنين ديگران براي اموراتشان تصميم گرفته اند ،‌ از خلاقيت كمي برخوردارند . اگر چه ممكن است به علت سخت گيري والدين از نظر آموزش بعضي از مهارتها ، پيشرفتي كرده باشند.

 

21 - اضطراب ،‌ افسردگي ،‌ همچنين وسواس و كمال گرايي ،‌ نا اميدي و بسياري از مشكلات رواني ممكن است دامنگير كودكان خانواده هاي سخت گير گردد.

 

22 - غالبا والدين سخت گير ، خود را منطقي نيز تصور مي كنند. و براي هر كارشان دليل تراشي مي كنند. ولي غير مستقيم به خاطر سختي گيري آنهاست كه كودكان فرمانشان را اجرا مي كنند نه منطقشان.

 

 

 

ب )‌ خانواده سهل گير و آسان گير

 

1 - پدر و مادر به دنبال نيازهاي ارضاء نشده خودشان هستند. دنبال جواني و نوجواني و دل مشغولي هاي خود هستند.

 

2 - به امر تربيت و ارضاء نيازهاي جسمي و رواني كودك نمي پردازند و چون آسانگير هستند ،‌ براي خاموش كردن صداي بچه ،‌ هر چه كودكشان از آنها مي خواهد ، آنها انجام مي دهند . لذا كودك پرتوقع تربيت مي شود.

 

3 - هدفها و انتظارات برايشان روشن نيست و به همين دليل ، در تربيت فرزندان خود از روش  ، فلسفه يا ديدگاه خاصي پيروي نمي كنند.

 

4 - هيچ نوع كنترلي بر رفتار فرزندان خود ندارند و آنان را كاملا آزاد مي گذارند تا به هر نحوي كه خود مايل هستند ‍،‌ شيوه هاي خاص زندگي خود را انتخاب و به كار گيرند.

 

5 - هيچ نوع انتظار و توقع خاصي از فرزندان خود ندارند و فرزندان نيز به نوبه خود مي آموزند كه والدين نبايد از آنان انتظار خاصي را داشته باشند.

 

6 - نسبت به رفتار فرزندان خود ‍،‌ حتي در مواردي كه مورد آزار و اذيت خود آنان و ديگران قرار مي گيرند ‍،‌ توجه خاص نشان نمي دهند و در اين موارد ، بي تفاوت عمل مي كنند.

 

7 - اگر فرزندان خانواده از دستورات آنان اطاعت نكنند ، ناراحت نمي شوند و چنان رفتار مي كنند كه گويي عدم اطاعت از دستورات والدين امري طبيعي ، عادي و متداول است.

 

8 - در پاداش دادن - وقتي از فرزندان رفتار پسنديده اي سر مي زند - يا تنبيه آنان - در هنگامي كه كار خلاف از آنان سر مي زند - اهمال مي كنند و بي تفاوت هستند (‌به ياد داشته باشيم كه منظور از تنبيه كردن در معناي روانشناختي آن ،‌ محروم كردن فرزند از پاداش است و تنبيه بدني مورد نظر نمي باشد).

 

9 - شيوه هاي رفتاري والدين چنان است كه در فرزندان اعتماد لازم را نسبت به آنان ايجاد نمي كند.

 

10 - نسبت به تكاليف و نمرات درسي فرزندان خود توجه نشان نمي دهند و علاقه اي نيز به همكاري با معلمان و مديريت مدرسه محل تحصيل آنان ندارند.

 

11 - آنچه را كه فرزندان اراده كنند يا بخواهند ، براي آنان تهيه مي كنند و در اين مورد ،‌ سليقه خاصي را اعمال نمي كنند.

 

12 - هيچ گونه تلاش خاصي را در زمينه استقلال فرزندان خود انجام نمي دهند و چنانچه يكي از فرزندان شديدا به آنان وابسته باشد ،‌ كار خاصي را در زمينه كاهش اين نوع وابستگي كه بعدا براي آنان مشكل ساز خواهد بود ،‌ انجام نمي دهند.

 

13 - نظم و ترتيب را در محيط خانواده رعايت نمي كنند و از فرزندان خود نيز انتظار خاصي در اين زمينه ندارند.

 

14 - فرزندان خود را براي انجام هر كاري آزاد مي گذارند و حتي در مواردي كه مداخله آنان لازم به نظر مي آيد ، دخالت نمي كنند.

 

15 - اين بچه ها چون در زندگي با موانع مواجه نشده است ،‌ لذا وقتي وارد جامعه مي شود به خاطر عدم تجربه كافي ، زود تسليم ميشود و شكننده هست.

 

 

 

ج ) خانواده گسسته يا خانواده پريشان

 

در اين خانواده ها بعلت اختلاف بين والدين ، معمولا به صورت قهر و آشتي به سر مي برند كه تاثير منفي روي كودكان مي گذارد

 

2 - گاهي كودك به عنوان قاضي در نظر گرفته مي شود و گاهي قرباني يكي از طرفين مي گردد

 

3 - كودك علاوه بر اينكه نيازهاي رواني و جسمانيش ارضاء نمي گردد ،‌ بتدريج الگوهاي پرخاشگري را مي آموزد . (‌ كودكاني كه بدون مقدمه بچه هاي ديگر را مي زند)

 

4 - ميزان ارزش و احترامي كه هر يك از افراد خانواده براي خود قائل هستند ‍ ، ناچيز است

 

5 - چهره افراد خانواده غالبا عبوس و افراد خانواده معمولا غمگين ‍، گرفته ‍،‌ افسرده و بي احساس به نظر مي آيند

 

6 - گوش افراد خانواده براي شنيدن خواسته هاي يكديگر سنگين است و صداي آنان يا بلند و خشن و گوشخراش است و يا به اندازه اي آرام و نجوا مانند است كه به سختي قابل شنيدن مي باشد

 

7 - نشانه دوستي و صميمت در بين افراد خانواده كم است و در مواردي حتي از وجود يكديگر نيز بي اطلاع هستند

 

8 - شوخي هاي افراد خانواده با يكديگر در بيشتر اوقات گزنده ‍،‌ بيرحمانه و مبتني بر قساوت قلب است

 

9 - بزرگترهاي خانواده تا آن ميزان سرگرم امر و نهي كردن و دستور دادن به كوچكتر ها هستند كه براي مثال پدرو مادر هرگز نمي فهمند فرزندان آنان داراي چه ويژگيهاي شخصيتي هستند

 

10 - فرزندان خانواده كمتر از وجود پدر و مادر خود به عنوان دو انسان بالغ ‍ ،‌ فهميده ،‌ باشعور ،‌ اصيل و دوست داشتني ،‌ بهره مند مي شوند

 

11 - پدر و مادر براي احترازو دوري از يكديگر ، آن چنان خود را مشغول كارهاي خارج از محيط خانواده مي كنند كه گويي تنها وظيفه آنان كار كردن و تامين مايحتاج زندگي است

 

12 - افراد خانواده ، احساس تنهايي و بي ياور بودن مي كنند و به اين باور مي رسند كه بيچاره و نگون بخت هستند و در واقع نوعي درماندگي آموخته شده را تجربه مي كنند

 

13 - افراد خانواده غالبا تكانشي عمل مي كنند ‍ ،‌ عصبي هستند ، احساس گناه و تقصير مي كنند يا بر عكس ‍ ،‌ احساس مي كنند مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند و براي جبران اين احساس گاه با يكديگر رفتاري بسيار خشونت آميز و غير انساني نشان مي دهند

 

14 - افراد خانواده براي كنترل امورغير ممكن ،‌ تلاش فراوان مي كنند و هرگز متوجه نمي شوند كه انجام بعضي از خواسته هاي آنان به وسيله طرف مقابل ‍، غير ممكن است

 

15 - افراد خانواده گاه گرفتار مشكل كمال طلبي مي شوند و در اين راه ،‌ هم خود متحمل فشارهاي رواني زياد مي شوند و هم بر افراد ديگر خانواده فشارهاي فزاينده اي را مي آورند

 

16 - افراد خانواده حالت اصطلاحا نهايت نگري دارند. و در نظر آنان همه پديده هاي عالم در دو حد يك طيف هستند و هر پديده ‍ ، شي ، صفت ،‌ مفهوم يا سفيد است يا سياه - يا خوب است يا بد - يا زيان آور است يا سودمند - يا دوست داشتني است يا غير دوست داشتني - لذا هيچ حد واسطي را در نظر نمي گيرند

 

17 - وابستگي افراد خانواده با يكديگر نا سالم است و در اين موارد يا نسبت به احساسات ، خواسته ها و نيازهاي خود بي توجه هستند يا خود را مركز و محور عالم به حساب مي آورند و خود خواهي آنان در همه رفتارهايشان تجلي پيدا مي كند

 

18 - افراد خانواده نسبت به هر موضوع يا پديده اي تعصب بي مورد و شديد نشان مي دهند و اين ويژگي باعث مي شود از استدلال ، منطق ، و عقل سليم فاصله بسيار داشته باشند

 

19 - افراد خانواده و خاصه فرزندان اين خانواده ها با يكديگر به رقابت ناسالم مي پردازند و موفقيت يكي از آنان در زمينه خاصي ( مثل موفقيت شغلي ‍ ، خريد يك ماشين ، خريد يك لباس و ... ) موجب رنجش ، نگراني ،‌ اضطراب و حسادت شديد فرد يا افراد ديگر خانواده مي شود

 

20 - افراد خانواده مسائل و مشكلات خود را انكار مي كنند و به همين دليل نيز مشكلات آنان هرگز حل نمي شود و اين مشكلات در همه ابعاد رفتاري آنان تجلي پيدا مي كند

 

21 - افراد خانواده در مورد خود و ديگران به داوريها و قضاوت هاي نادرست مي پردازند و يكي از اعتياد هاي مضر و در عين حال لذت بخش آنان ‍ ، غيبت و بدگوئي از ديگران است

 

22 - دروغگويي در بين اعضاي خانواده شايع است و هر يك از افراد خانواده ياد گرفته اند كه براي اجتناب از درگيري و مشاجره هاي پايان ناپذير بعدي ، به افراد ديگر دروغ بگويند.

 

23 - به سادگي افراد خانواده به يكديگر فحش مي دهند ،‌ همچنين خشونت هاي جسمي نيز رايج است. و نگرش هر يك از افراد خانواده بر اين استوار است كه طرف مقابل آنان فردي خود راي ،‌ نفهم ، خود خواه و ... است و بهترين راه براي به زانو در آوردن او كتك زدن و تحقير اوست

 

24 - نگرشهاي افراد خانواده در زمينه هاي مختلف ، تحريف شده است و باورداشتهايي نظير - به زن نمي توان اعتماد كرد - همه آدمها بد هستند - هر فرد بايد فقط به فكر خودش باشد و ... به سادگي تبليغ مي شود

 

25 - فرزندان خانواده ميل شديدي را براي مورد تاييد قرار گرفتن به وسيله اولياي خود نشان مي دهند و با از دست دادن هويت خود و نيز بر خلاف ميل و خواسته خويش ‍، به خواسته هاي هر چند نادرست پدر و مادر يا بزرگترها تن در مي دهند

 

26 - احساس عدم رضايت از خود يا حالت از خود راضي بودن افراطي در بين افراد خانواده شايع است و آثار اين نوع احساس در همه ابعاد رفتاري آنان مشاهده مي شود

 

27 - احساس تنهايي و بي يار و ياور بودن در بين اعضاي خانواده شايع است و در اين راه به بن بست رواني يا غم و اندوه و مزمن و افسردگي مي رسند

 

۲۸ - افراد خانواده از اضطراب دائمي و احساس سردرگمي در رنج هستند و به همين دليل ، اختلالات شناختي ، هيجاني و نيز اختلالات رفتاري در بين اين خانواده ها شايع است

 

 

 

 

د ) خانواده سالم يا خانواده دمكرات

 

1 - افراد خانواده سرزنده و با محبت هستند و همه رفتار و اعمال آنان با نوعي اصالت توام است

 

2 - افراد خانواده به طور آشكار رنج و ناراحتي و نيز احساس همدري خود را نسبت به افراد ديگر خانواده بيان مي كنند

 

3 - افراد خانواده از ريسك (‌خطر كردن )‌ معقول و سنجيده نمي هراسند و مي دانند كه ممكن است با خطر كردن اشتباهاتي نيز داشته باشند ‍ ، ولي اشتباهات شخصي هم مي تواند خود مقدمه اي براي شناخت اشكالات شخصي و بنابراين زمينه اي جهت رشد و كسب تجربه بيشتر باشد

 

4 - افراد خانواده براي يكديگر ارزش و احترام قايل اند و يكديگر را دوست دارند و از اين احساس خود شادمان هستند

 

5 - روابط افراد خانواده با يكديگر هماهنگ و روان است و با آهنگي پرمايه و روشن با يكديگر سخن مي گويند

 

6 - زماني كه در خانواده سكوت برقرار است ‍، سكوتي است آرامبخش و نه سكوت مبتني بر ترس يا احتياط

 

7 -  وقتي  در خانواده سرو صدا هست ‍، صداي فعاليتي پر معني است و نه غرشي رعد آسا و براي خفه كردن صداي ديگران

 

8 - هريك از اعضاء خانواده مي دانند حق آن را خواهند داشت كه حرف خود را به گوش ديگران برسانند و در اين زمينه نيازي به سكوت و تحمل فشار حاصل از آن نمي باشد

 

9 - اگر يكي از اعضاي خانواده هنوز فرصتي براي صحبت كردن پيدا نكرده است ‍، به دليل تنگي وقت بوده است و نه كمي محبت ‍ ،‌ كم توجهي يا بي ملاحظه بودن اعضاي ديگر خانواده

 

10 - اعضاي خانواده به راحتي يكديگر را نوازش مي كنند و در آغوش گرفتن فرزندان توسط پدر و مادر امري است عادي و توام با تجربه عشق و محبت خانوادگي

 

11 - افراد خانواده صادقانه با هم صحبت مي كنند ، با علاقه به سخنان يكديگر گوش مي دهند ، با يكديگر رو راست و صادق هستند و به راحتي علاقه خود را به يكديگر نشان مي دهند

 

12 - افراد خانواده به راحتي و آزادنه با يكديگر درد دل مي كنند و اين حق را دارند كه درباره هر موضوعي (‌ مثل ناكاميها ، ترسها ، صدمه هايي كه ديده اند ،‌ خشم خود ،‌ انتقاد از ديگري ، خوشيها يا كاميابيها )‌ ،‌ با يكديگر سخن بگويند

 

13 - افراد خانواده براي كارهاي خود برنامه ريزي مي كنند و در اين راه اگر مشكلي با مزاحم اجراي برنامه هاي از قبل تعيين شده آنان شود ،‌ به سادگي خود را با آن تطبيق مي دهند و در نتيجه قادر هستند بدون تجربه احساس ترس يا واهمه ،‌ بيشتر مشكلات زندگي خود را حل و فصل كنند

 

14 - در خانواده ،‌ زندگي آدمي و احساسات بشري، بيش از هر عامل ديگري مورد توجه و احترام است

 

15 - در خانواده ،‌ پدر و مادر خود را مدير يا رهبر خانواده مي دانند و نه رئيس يا ارباب خانواده و نيز مي دانند كه در موقعيت هاي مختلف چگونه به فرزندان خود بياموزند تا به مرحله يك انسان واقعي بودن نزديك شوند

 

16 - اعضاي خانواده در مورد اشتباهات خود (‌ در قضاوت ، رفتار ،‌ بروز هيجانها و ... ) به همان سهولتي با يكديگر سخن مي گويند كه در مورد اعمال ، كردار و گفتار صحيح خود اظهار نظر مي كنند

 

17 - رفتار اولياي خانواده با آنچه به فرزندان خود مي گويند - يا توصيه مي كنند - مطابقت كامل دارد و در اين راه از خود صداقت بسيار نشان مي دهند

 

18 - پدر و مادر خانواده مانند هر مدير يا رهبر موفق ،‌ نسبت به زمان حساس هستند و مترصد آن مي باشند تا از هر فرصت مناسب براي سخن گفتن و تعامل با فرزندان خود ،‌ استفاده كنند

 

19 - اگر يكي از افراد خانواده مرتكب اشتباهي شد و نادانسته خسارتي ايجاد نمود ، پدر و مادر و بزرگترها در كنار او قرار مي گيرند تا از او حمايت كنند . اين رفتار باعث خواهد شد تا فرزند بي دقت ،‌ بر احساس ترس يا گناه خود فايق آيد و از فرصت آموزشي كه پدر و مادر براي او فراهم كرده اند ،‌ بيشترين بهره را بگيرد

 

20 - اولياء خانواده مي دانند كه فرزندانشان عمدا بدي نمي كنند. به همين دليل ،  اگر متوجه شوند كه فرزند آنان در زمينه اي خرابكاري كرده است به اين نتيجه مي رسند كه يا سوء تفاهمي در كار بوده است و يا احساس ارزش فردي و احترام به خويشتن ،‌ در فرزند آنان كاهش پيدا كرده است و بايد براي اين مشكل راه حلي را پيدا كرد

 

21 - اوليا خانواده مي دانند هنگامي فرزند آنان براي يادگيري آمادگي بيشتري خواهد داشت كه خود را با ارزش بداند و احساس كند كه ديگران نيز براي او ارزش قايل هستند

 

22 -  اولياء‌ خانواده مي دانند كه هر چند با شرمنده ساختن كودك و تنبيه بدني فرزندان مي توان رفتار آنان را تغيير  داد ،‌ اما اين آگاهي را نيز دارند كه آثار اين تنبيه ها بر ذهن آنان باقي مي ماند و به سادگي و به سرعت قابل ترميم نمي باشد

 

23 - وقتي يكي از فرزندان خانواده عملي را انجام مي دهد كه براي تصحيح عمل يا كار او الزامي به نظر مي آيد ،  پدر و مادر آموزش فرزند خود را با گوش دادن - حس كردن - فهميدن - و در نظر گرفتن زمان و دوره خاص رشد او ، آغاز مي كنند

 

24 - پدر و مادر خانواده مي دانند كه در زندگي هر شخص مشكلاتي پيش خواهد آمد و اجتناب از همه مشكلات زندگي امكان ناپذير مي باشد . بنابراين گوش به زنگ آن هستند كه براي هر مشكل تازه ،‌ راه حلي پيدا كنند و به فرزندان خود نيز مي آموزند تا چگونه در حل مشكلات از خلاقيت و نو آوري بهره بگيرند

 

25 - اولياي خانواده مي دانند كه تغيير و تحول از ويژگيهاي زندگي است ، بنابراين ، مي پذيرند كه فرزندان آنان به سرعت مراحل مختلف رشد را طي مي كنند و هيچگاه نبايد سد راه رشد و تغيير فرزندان خود شوند

 

 

خلاصه :

 

گفته مي شود كه از هر صد خانواده تنها در صد اندكي ( سه يا چهار خانواده ) مي دانند كه چه بايد كرد و به مرحله سلامت و بالندگي قابل توجه رسيده اند. محصول خانواده هاي پريشان يا آشفته فرزندان بيمار ،‌ نوميد ، افسرده ، بزهكار و ضد اجتماعي ،‌ معتاد و .... است و اكثريت افراد مبتلا به بيماري هاي رواني و اختلالات رفتاري ،‌ الكليك ، معتاد ‍ ‍، فقير ،‌ از خود بيگانه ،‌ جاني و ... در خانواده هاي پريشان رشد پيدا كرده اند.

مي توان ويژگيهاي مهم خانواده هاي پريشان و خانواده سالم را چنين خلاصه كرد.

 

خانواده آشفته :

1 - در  خانواده ارزش و احترامي كه هر فرد براي خود قائل است در حد پائين مي باشد.

2 - ارتباطها غير مستقيم ، مبهم و كاملا نادرست است.

3 - قواعد و مقررات خانواده ،‌ خشك ، نامردمي ، ناسازگار و هميشگي است.

4 - پيوند و رابطه با جامعه بسته ، مايوس كننده و ياس آور است و براساس ترس انجام مي گيرد.

 

 

خانواده سالم يا بالنده

1 - سطح ارزش و احترامي كه هر فرد براي خود قايل است ، در حد معقول و منطقي مي باشد.

2 - ارتباطها مستقيم ،‌ واضح ، صريح و مبتني بر درستكاري است.

3 - قواعد قابل انعطاف ، انساني ، منطقي دستخوش تغيير است.

4 - پيوند با جامعه باز ، سالم و اميد بخش مي باشد.

 

اميدوارم خانواده سالمي را داشته باشيد . (‌يا -  و )خانواده سالمي را در آينده  تشكيل دهيد

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 21 بهمن1385 و ساعت |

آموزش مسائل مالی به فرزندان

به فرزندان خود بیاموزید که منابع مالی محدود
هستند و باید از آنها درست استفاده کنند.

شیوه برخورد فرزندان شما با پول، رفتاری است که دیر یا زود آنرا بروز خواهند داد. آنها این طرز برخورد را از شیوه تفکر و روش تربیتی خودتان می آموزند. آنها در مسیر رشد خود به جمع آوری اطلاعات میپردازند و به احتمال بسیار زیاد، نسخه دوم شما خواهند شد.

پس قبل از اینکه کوشش کنید آنها را به قالب مورد نظر خود درآورید، ابتدا سعی کنید خودتان را، از دریچه چشم دیگران- به خصوص فرزند خود- ببینید. فرزندان یک خانواده، فرهنگ مالی و اقتصادی خود را با دیدن و شنیدن نظرات و رفتارهای والدین و نزدیکان خود به دست می آورند.



مدیریت مالی باید آموخته شود


اولین مفهوم اقتصادی که باید آموخته شود این است که منابع و ذخایر مالی محدود هستند. ما برای به دست آوردن تمام آنچه میخواهیم و احتیاج داریم، منابع کافی مالی در دست نداریم. به این دلیل، باید هر مورد را سبک و سنگین کرده و انتخاب کنیم. روش انتخاب و آنچه که انتخاب میکنیم، درسی است که از خانواده، دوستان و تجارب شخصی فرا گرفته ایم.


مدیریت مالی باید تجربه و تکرار شود


همه ما با عادتهایمان زندگی میکنیم. این عادات میتواند به انتخابهایی که دوست داریم یا انتخابی که دوستش نداریم منجر شود. مهم تمرین و تکرار است.

مدیریت مالی باید شامل تمام افراد خانواده بشود


والدین و فرزندان به گفتگو درباره نیازها و اهدافشان احتیاج دارند. افراد خانواده ممکن است دیدگاهها و ارزشهای متفاوتی داشته باشند و نیازهایشان باید در خانواده مطرح شود. درباره آنچه برایتان اهمیت دارد صحبت کنید و گفته های دیگران را بشنوید. پس از اینکه مسایل و نیازهای همه عنوان شد، خانواده باید تصمیمی بگیرد که تا حد امکان مصلحت تمام اعضا را در بر بگیرد.

مدیریت مالی نباید دیگران مقایسه شود


هر خانواده دارای اهداف و ارزشهای خاص خودش است، پس برای هر خانواده، مدیریت مالی خاصی اجرا میشود که شاید برای دیگران قابل اجرا نباشد.

یک روش آموختن ارزشهای مالی به فرزندان،
پرداختن پول توجیبی به آنها است.

پول توجیبی


کودکان نیز مانند بزرگسالان به امنیتی که یک درآمد ثابت و منظم درپی دارد، نیازمندند. بعضی از والدین پول را بر مبنای نیاز کودک به او پرداخت میکنند. این روش موجب میشود که کودک چیزی از پس انداز و شیوه بهتر خرج کردن نیاموزد.

بسیاری از والدین از مقدار پولی که در اندازه های کوچک و به دفعات، در اختیار فرزند خود میگذارند شگفت زده میشوند. اگر هر بار که کودک درخواست میکند، پول در اختیارش گذاشته شود، این تصور در او شکل میگیرد که پول، همیشه به مقدار نا محدودی وجود دارد.


پول توجیبی به کودکان اجازه میدهد که روش خرج کردن آنرا انتخاب کنند و والدین میتوانند در به دست آوردن عادات صحیح خرج کردن، به فرزندان کمک کنند. کودکان از سنین 5 و 6 سال میتوانند مسایل مالی را با گرفتن پول توجیبی بیاموزند. در این زمان، شما میتوانید قوانینی برای چگونه خرج کردن این پول وضع کنید و مطمئن شوید که این قوانین طوری باشند که کودک آنها را درک کند و در ضمن بداند که زمان دریافت پول، کی خواهد بود.



اگر بودجه خانواده محدود است، باز هم والدین باید پول توجیبی را پرداخت کنند. هر خانواده مبلغی را به هر عضو آن اختصاص میدهد و روش صحیح این است که بدانیم هر فرزند برای مدرسه، تفریح، اسباب بازی، خوراکی و نیازهای دیگر خود چه مقدار خرج کرده است.


هنگامی که پرداختن پول توجیبی را آغاز میکنید، نباید گروکشی کنید. هرگز این مقرری را به عنوان تنبیه قطع نکنید یا اینکه آنرا در مقابل انجام ندادن وظایف، پس نگیرید. پرداخت این پول را از انجام دادن وظایف خانه جدا کنید. فرزندان باید بیاموزند که کمک کردن در کارهای خانه، بخشی از زندگی و دلیل انجام دادن آن، تعلق داشتن به خانواده است. کودکانی که به خاطر انجام کاری در خانه پاداش میگیرند، هرگز به وظایف خانوادگی خود پی نمیبرند.


در ضمن، هرگز نباید برای انجام کارهای روزمره نظیر مسواک کردن دندان، به موقع خوابیدن یا گرفتن نمرات خوب به کودک پول بدهید بلکه با تمجید و حمایت معنوی از او، اهمیت وجود او را در خانواده تحکیم کنید.


در نهایت، به یاد داشته باشید که مقرری ماهیانه یا هفتگی، باید به فرزندانمان کمک کند تا روشهای بهتر مدیریت مالی را بیاموزند و تصمیمهای عاقلانه ای اتخاذ کنند. پس شما به عنوان پدر یا مادر، این مسئولیت راهنمایی- نه تحمیل نظریات- آنها را بر عهده دارید و تا زمانی که کاستیها و اشتباهات خود را در مسایل مالی تصحیح نکنید، نمیتوانید از آنها توقع داشته باشید که پول توجیبی یا درآمد حاصل از کار دانش آموزی خود را به طور کاملا صحیح خرج کنند.

منبع : http://www.farya.com

 

یک روش آموختن ارزشهای مالی به فرزندان، پرداختن پول توجیبی به آنها است. کی روز پرداخت است؟ کودکان هم به اندازه بزرگسالان میخواهند جواب این سوال را بدانند. پول تو جیبی میتواند به کودک حس اطمینان و امنیت بدهد و روش درست خرج کردن را به او بیاموزد.


+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 21 بهمن1385 و ساعت |
خود هیپنوتیزم، ذهن و آموزشهای برتر
   
   
   
 

قبل از شروع کلام اجازه می‌خواهم بگویم که تمام هیپنوتیزمها یک خود هیپنوتیزم هستند. البته این یک ایده جدید و نوینی نیست و سالها قبل توسط دکتر میلتون اریکسون (Milton Ericson) پایه‌ریز هیپنوتیزم جدید عنوان گردیده است. مبناء این کلام این است که تا زمانی که فرد خودش پذیرای کلام‌ القایی و القائات حالت ترنس از جانب هیپنوتیزور نباشد هیپنوتیزمی رخ نمی‌دهد. در واقع فرد با تعبیر کلام هیپنوتیزم‌کننده و پذیرش آن برای خودش فرآیند روانی- فیزولوژیکی آن را طی کرده به حالت هیپنوتیزمی فرو می‌رود. به عبارتی خود فرد مهمترین کلید موفقیت برای هیپنوتیزم شدن در جلسه هیپنوتیزمی است. در برنامه‌های خود- هیپنوتیزم فرد می‌آموزد که خودش را بدون نیاز به وجود کس دیگری هیپنوتیزم نموه و امواج مغزی مختلفی را در خود ایجاد نماید. در واقع خودش هم هیپنوتیزم‌کننده و هم هیپنوتیزم‌شونده است. هیپنوتیزم یک حالت طبیعی است که با تغییر امواج مغز (Brain wave) صورت می‌پذیرد. این امواج مغزی امواج آلفا (Alpha) و تتا (Theta) هستند. در جدول زیر انواع امواج مغزی و حالات و برخی از تواناییهای مربوط به این امواج را معرفی می‌نماییم. همان گونه که ملاحظه می‌گردد دامنه حالات هیپنوتیکی از امواج آلفا آغاز و تا امواج دلتا می‌تواند ادامه یابد. هیپنوتیزم عرصه سبک در امواج آلفا و عرصه متوسط و سنگین در امواج تتا و دلتا اتفاق می‌افتد.
در واقع هیپنوتیزم شرایط طبیعی مغز در امواج خاص است. زمانی که امواج مغز در شرایط خاصی قرار گیرد حالات هیپنوتیکی رخ می‌دهد.

نوع موج

دامنه فرکانس (هرتز)

تواناییهای ذهنی

دلتا ( Delta )

1/0 تا 3

خواب عمیق، خواب شفاف، افزایش عملکرد سیستم ایمنی، هیپنوتیزم

تتا ( Theta )

3 تا 8

آرامش عمیق، مدیتیشن، افزایش تمرکز حافظه‌ای، خلاقیت، رویابینی شفاف، هیپنوتیزم، حالات هیپنوگوجیک

آلفا ( Alpha )

8 تا 12

آرامش ملایم، آموزش برتر، تفکرات مثبت، هیپنوتیزم، مدیتیشن

بتای پایین ( Low Beta )

12 تا 15

آرامش متمرکز، افزایش تواناییهای توجه

بتای متوسط
( Midrange Beta )

15 تا 18

افزایش و تواناییهای ذهنی، تمرکز هشیاری، IQ

بتای بالا ( High Beta )

بیش از 18

کاملا بیدار، حالات نرمال هشیاری، استرس و اضطراب

گاما ( Gama )

بیش از 40

در ارتباط با اطلاعات، اشتغال فرآیند مهارتی غنی

با توجه به جدول فوق به مطلب مهمی پی می‌بریم و آن اینکه در بتای پایین ( Low Beta ) تواناییهای توجه افزایش می‌یابد و فرد قادر به توجه بیشتر (که عامل بسیار مهمی در ادراک یادگیری است) می‌گردد.
این توانایی توجه در امواج آلفا ( Alpha ) بیشتر و در امواج تتا ( Theta ) به اوج خود می‌رسد. با توجه به این واقعیت می‌توان از هیپنوتیزم برای آموزش برتر یا آموزش با توجه و ادراک قوی‌تر و حافظه‌ای نیرومند‌تر بهره‌مند شد و نتیجه آموزش را تا چند برابر افزایش داد.

چرا در امواج آلفا و تتای ذهنی آموزش سریع‌تر و بهتر صورت می‌گیرد؟

  • در این حالات فرد از تنشها، انقباضات و استرسهای جسمانی و روانی به دور است.
  • دارای آرامش و نوعی سکوت و سکون درونی و متمرکز است.
  • دارای توجه و تمرکز بیشتری است.
  • دارای حضور ذهنی و حافظه‌ای نیرومندتر است.
  • به نوعی دستیابی ‌اش به ضمیر نیمه آگاه سریع‌تر و بیشتر صورت می‌گیرد.
  •   دارای قدرت تصویرسازی قوی‌تری است.
  • انرژی روانی بیشتری برای آموزش دارد.

کاربرد این روش

از این روش می‌توان در زمینه‌های فوق‌العاده متنوع بهره گرفت. از جمله زمینه‌های متداول می‌توان موارد زیر را نام برد:

  • برنامه‌ریزیهای مدیریتی و کاری که به دقت، سکوت و آرامش نیاز دارد.
  • تعمق در حل یک مسئله پیچیده.
  • مرور درسها و یا مرور کارهای انجام شده در گذشته، یادآوری خاطرات.
  • آموزش شیوه‌های جدید زندگی.
  • آموزش زبانهای خارجی، بخصوص مکالمه در مدت کوتاه.
  • آموزش درسهای اعتماد به نفس و ابراز وجود.
  • آموزش ارتباطات موثر.
  • هنرهای تجسمی و برنامه‌ریزیهای گرافیکی و سایر مهارتهای ذهنی.
  • ایجاد آرامش و تمرکز برتر.
  • درمانهای مختلف روانپزشکی منجمله حساسیت‌زدایی‌ها، شناخت درمانیها و جرات آموزی.
  • فائق آمدن بر عادات مضر و ناپسند.
  • فائق آمدن بر دردها و کنترل شرایط بدنی.
  • فهم و شناخت برخی از تجربیات مرتبط با ادراکات فراحسی.

یک تمرین عملی و ساده در درک بهتر این روش:

1- در محلی ساکت قرار گیرید.
2- می‌توانید به شکل نشسته یا خوابیده قرار بگیرید.
3- در وضعیت نشسته روی زمین با کمر صاف و کشیده قرار گیرید و اگر این طرز نشستن برای شما دشوار است روی یک صندلی تکیه‌دار و یا پشت به دیوار بنشینید. در هر صورت سعی نمایید که کمر شما صاف و کشیده باشد.
4- به آرامی پلکها را روی هم گذاشته به روند عادی تنفس خود توجه داشته باشید.
5- به تدریج در سه دقیقه به عضلات و سپس تنفس خود آرامش دهید. اجازه دهید تنفس آرام، راحت و شکمی باشد.
6- به تدریج به تنفسهای خود عمق ببخشید (دمهای عمیق‌تر و بازدمهای بلندتر). همچنان با دقت و تمرکز فرآیند تنفسها را دنبال نمایید و آنها را برای حدود پنج دقیقه ادامه دهید.
7- در طول تمرین سعی نمایید ساکن و بی‌حرکت باقی بمانید.
8- حالا به کارها مختلفی که می‌خواهید در طول روزهای متمادی انجام دهید فکر کنید. به جنبه‌های مختلف آن بپردازید و سپس برای انجام دادن آنها در ساعات و اوقات مختلف برنامه‌ریزی نمایید. با انجام دادن این کار متوجه وسعت نگاه و حضور ذهن و تمرکز برتر خود می‌گردید. با تکرار این روند ذهن شما قوی‌تر و بهتر عمل خواهد کرد.
 

به نقل از مجله «یوگا پیام‌مهر»

سال ششم، شماره بیست و سوم

 

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در جمعه 20 بهمن1385 و ساعت |

چگونه بهتر تصمیم‌گیری کنیم؟

   
   
 

تصمیم‌های خوب توسط «مغز و قلب» گرفته می‌شوند. ما معمولاً موقعی تصمیم‌های بهتری می‌گیریم که از ذهن خودآگاه و ناخودآگاهمان توأماً استفاده کنیم. پژوهشگران در دانمارک دو نوع تصمیم‌گیری را مورد مطالعه و مقایسه قرار دادند. یکی تصمیم‌گیری توسط کسانی که مجاز به فکر کردن درباره حق انتخاب‌هایشان بودند و دیگری تصمیم‌گیری توسط کسانی که حواسشان پرت بوده و اجازه فکر کردن آگاهانه درباره مسائلشان را نداشتند. نتیجه جالب این مطالعه این بود که افراد وقتی که حواسشان پرت بوده، تصمیم‌گیری بهتری کرده‌اند! یعنی هنگامی که تصمیم‌گیری آنها به شدّت تحت تاثیر ذهن ناخودآگاهشان بوده است.

به نظر می‌رسد که بهتر است برای تصمیم‌گیری، گزینه‌های مختلف را در ذهن ناخودآگاهمان نگاه داریم و آن‌ها را در «پس زمینه فکرمان» پردازش کنیم. ذهن خودآگاه ما تنها می‌تواند در هر لحظه در یک یا دو جا حضور داشته باشد!

اگر با تصمیم‌گیری مهمی در زندگی خود روبرو هستید، گامهای زیر را بردارید:

1- تمام گزینه‌ها را در نظر بگیرد
پیش از آن که به پاسخ نهایی نزدیک شوید، مطمئن باشید که تمام گزینه‌های احتمالی را در نظر گرفته‌اید. معمولاً اختصاص دادن زمانی برای یورش فکری (بیرون ریختن هر چه به ذهن می‌رسد) مفید است. آیا گزینه‌هایی هستند که در نظر نگرفته باشید؟ چه کار دیگری ممکن است بکنید؟

یک برگ کاغذ سفید بردارید و هر چیزی که در مورد تصمیم‌تان به فکرتان می‌رسد یادداشت کنید. بر روی پیدا کردن تمام حالت‌های ممکن تمرکز کنید و از هرگونه پیش داوری در مورد هر یک از گزینه‌ها خودداریکنید.

2- با آن بخوابید
پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند که ما هنگامی که از ذهن ناخودآگاهمان در کنار ذهن خودآگاهمان استفاده کنیم، تصمیم‌های بهتری می‌گیریم. ذهن ناخودآگاه ما محدود به فکر کردن به حداکثر یک یا دو مورد در هر لحظه نیست. بنابراین، پس از آن که تمام گزینه‌ها را در نظر گرفتید و روی کاغذ نوشتید، برگه کاغذ را به کناری بیاندازید و خودتان را سرگرم کار دیگری کنید. فیلم تماشا کنید، کتاب بخوانید، موسیقی گوش کنید، یا اصطلاحاً با آن بخوابید- یعنی به رختخواب بروید و بخوابید .

3- گزینه‌هایتان را محدودتر کنید
نگاه تازه‌ای به گزینه‌هایی که نوشته‌اید بیاندازید. آیا بعضی از آنها به عنوان انتخاب‌های خوب به شما چشمک می‌زنند؟ زیر آنها خط بکشید. آیا بعضی از آنها به نظرتان خیلی بد می‌آیند؟ روی آنها خط بکشید. این کار را ادامه دهید تا به دو یا سه انتخاب قابل قبول برسید.

4- مزایا و معایب
روی یک برگ کاغذ دو ستون بکشید. بالای یکی بنویسید «مزایا» و بالای دیگری «معایب». پس دو (یا سه) خط عرضی بکشید و کاغذ را به دو (یا سه) قسمت مساوی تقسیم کنید. هر قسمت را به یکی از گزینه‌های باقیمانده اختصاص دهید.

تمام مزایا و معایبی را که برای هر کدام از گزینه‌های باقیمانده به فکرتان می‌رسد روی کاغذ بنویسید. برخی همپوشانی‌ها پیش خواهد آمد- یعنی مزایای یک گزینه ممکن است جزء معایب گزینه دیگر باشد. و همچین برخی مطالب منحصر به فرد نیز ممکن است در هر بخش وجود داشته باشد.

در پایان این مرحله، ممکن است مشخص شود که یکی از گزینه‌ها بهتر از بقیه است. حتی در این صورت هم مرحله بعد را انجام دهید.

5- دوباره با آن بخوابید
کاغذ را کناری بگذارید و 24 ساعت به آن نگاه نکنید. ممکن است روز بعد بخواهید دوباره آن را نگاه کنید و شاید هم فردا صبح که از خواب بیدار شدید تصمیم‌تان را گرفته باشید. اگر خواستید دوباره به کاغذتان نگاه کنید، از فاصله دور این کار را بکنید. مثلاً از آن طرف اتاق. آیا هیچیک از گزینه‌ها به شما چشمک می‌زنند؟

اگر هنوز نمی‌توانید تصمیم‌ بگیرید، یک دوست نزدیکتان را در این فرایند دخالت دهید. نظرات یک شخص دیگر می‌تواند به شما کمک کند تا چیزها را از دیدگاه متفاوتی ببینید.

 
  

ترجمه : کلینیک الکترونیکی روان‌یار

منبع  

  Make Better Decisions,
http://psychology.about.com

            

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در جمعه 20 بهمن1385 و ساعت |

نقش مذهب در سلامت روان

روانشناسي بهداشت ، در سالهاي اخير اهميت زيادي براي نقش راهبردهاي مقابله و سبك زندگي افراد در چگونگي وضعيت سلامت جسماني و رواني آنها قائل شده است . شيوه هاي مقابله ؛ تواناييهاي شناختي و رفتاري اي هستند كه فرد مضطرب  به منظور كنترل نيازهاي خاص دروني و بيروني  فشارآور  به كار گرفته مي گيرد .

در مقابله مذهبي از منابع مذهبي مثل دعا و نيايش ، توكل و توسل به خداوند و .... براي مقابله استفاده مي شود. يافته هاي اخير نشان داده اند از آنجايي كه اين نوع مقابله ها هم منبع حمايت عاطفي و هم وسيله اي براي تفسير مثبت حوادث زندگي هستند ، مي توانند مقابله هاي بعدي را تسهيل نمايند ، بنابراين به كارگيري آنها براي اكثر افراد ، سلامت ساز است.

رفتارهاي مذهبي ارزش مثبتي در پرداختن به نكات معني دار زندگي دارند. رفتارهايي از قبيل  توكل به خداوند ، زيارت و غيره .... مي توانند از طريق ايجاد اميد و تشويق به نگرش هاي مثبت ، موجب آرامش دروني فرد شوند. باور به اين كه خدايي هست كه موقعيت ها را كنترل مي كند و ناظر بر عبادت كننده هاست ، تا حد زيادي اضطراب مرتبط با موقعيت را كاهش مي دهد. به طوري كه اغلب افراد مؤمن ارتباط خود را با خداوند مانند ارتباط با يك دوست بسيار صميمي توصيف مي كنند و معتقدند كه مي توان از طريق اتكاء و توسل به خداوند ، اثر موقعيت هاي غير قابل كنترل را به طريقي كنترل نمود. به همين دليل گفته مي شود كه مذهب مي تواند به شيوه فعالي در فرآيند مقابله مؤثر باشد.

به طور كلي مقابله مذهبي ، متكي بر باورها و فعاليت هاي مذهبي است و از اين طريق در كنترل استرس هاي هيجاني و ناراحتي هاي جسمي به افراد كمك مي كند. داشتن معنا و هدف در زندگي ، احساس تعلق داشتن به منبعي والا ، اميدواري به كمك و ياري خداوند در شرايط مشكل زاي زندگي ، برخورداري از حمايت هاي اجتماعي ، حمايت روحاني و ..... همگي از جمله منابعي هستند كه افراد مذهبي با برخورداري از آنها مي توانند در مواجهه با حوادث فشارزاي زندگي ، آسيب كمتري را متحمل شوند.

مذهب مي تواند در تمامي عوامل ، نقش مؤثري در استرس زايي داشته باشد و در ارزيابي موقعيت ، ارزيابي شناختي فرد ، فعاليت هاي مقابله ، منابع حمايتي و .... سبب كاهش گرفتاري رواني شود. بر اين اساس ، مدتها است كه تصور مي شود بين مذهب و سلامت روان ارتباط مثبتي وجود دارد و اخيراً نيز روانشناسي مذهب ، حمايت هاي تجربي زيادي را در راستاي اين زمينه فراهم آورده است . ويتر و همكاران او نشان دادند كه 20 تا 60 درصد متغيرهاي سلامت رواني افراد بالغ ، توسط باورهاي مذهبي تبيين مي شود. در مطالعه ديگري ، ويلتيز و كريدر نشان دادند كه در يك نمونه 1650 نفري با ميانگين سني 50، نگرش هاي مذهبي با سلامت رواني رابطه مثبتي دارند. به علاوه مذهبي بودن با رضايت زناشويي در مردان و زنان و رضايت شغلي در مردان مرتبط بود.

بر اساس مطالعات انجام شده ديگر ، بين مذهبي بودن و معنا دار بودن زندگي و سلامت رواني ارتباط نزديكي وجود دارد. در يك بررسي كه 836 بزرگسال با ميانگين 4/ 73 سال شركت داشتند، معلوم شد كه بين سه شاخص مذهبي بودن ( فعاليت هاي مذهبي غير سازمان يافته و فعاليت هاي مذهبي سازمان يافته ) و روحيه داشتن و دلگرمي به زندگي ، همبستگي مثبتي وجود دارد . به علاوه اسپيكا  و همكارانش ، 36 مطالعه تجربي در مورد مرگ و درگيري مذهبي را مرور كردند و نتيجه گرفتند كه ايمان قوي تر ، يا معتقد بودن به زندگي بعد از مرگ با ترس كمتر از مرگ همبستگي دارد. همچنين افرادي كه نمره بالاتري در شاخص مذهب دروني داشتند ، ترس كمتري را از مرگ گزارش كردند.

مطالعات ديگر ، تأثير مداخلات مذهبي را در كاهش اضطراب و تحمل فشارهاي رواني پس از بهبودي ، نشان داده اند . به عنوان مثال ، نتايج دو بررسي نشان داد ، كساني كه به اعتقادات مذهبي پايبند بودند ، اضطراب و ناراحتي كمتري را نسبت به كساني كه به اعتقادات مذهبي پاي بند نبودند ، گزارش كرده اند. گارنتر و همكاران در زمينه سلامت رواني و اعتقادات مذهبي شش مقاله را مورد بررسي قرار دادند و دريافتند كه در تمام اين مطالعات بين اعتقادات مذهبي و سلامت رواني رابطه مثبتي وجود دارد . هانت سازگاري زناشويي 64 زوج را مورد بررسي قرارداد و نشان داد كه مذهب به طور مثبت با سازگاري زناشويي ، خوشحالي و رضايت زناشويي بالاتر ارتباط دارد و همچنين نتيجه گرفت كه مذهب يك عامل مهم در جلوگيري از طلاق است.

زاكرمن و همكاران در پژوهشي گزارش كردند ، در افراد سالمندي كه نمره كمتري در شاخص مذهبي بودن به دست آوردند ، ميزان مرگ ومير 42% بود ، در حالي كه اين ميزان براي افراد سالمندي كه نمره شاخص مذهبي بالايي داشتند 19% بود. در مطالعه ديگري ، كونينگ ، كلين و همكاران دريافتند كه سرطان در بين افرادي كه نمره بالاتري در شاخص مذهبي دروني كسب مي كنند كمتر شايع است . در بررسي ديگري ، مشاهده كردند افرادي كه هميشه از مقابله هاي مذهبي استفاده مي كنند نسبت به افرادي كه كمتر و گاهي از اين مقابله ها استفاده مي كنند در 9 شاخص از 12 شاخص سلامت روانشناختي ، نمرات بالاتري كسب كردند . موريس اثر زيارت مذهبي را روي افسردگي و اضطراب 24 بيمار سالمند بررسي كرد. او دريافت كه علائم آنها بعد از زيارت رفتن كاهش زيادي داشته و حداقل تا ده ماه بعد از برگشتن از زيارت هم اين اثر ادامه دارد . در مطالعه ديگري ، مكين توش نقش مذهب را در سازگاري افراد با يك رويداد معني دار زندگي بررسي كرد. او با 124پدر و مادري كه كودك خود را به علت سندرم مرگ ناگهاني از دست داده بودند مصاحبه كرد و دريافت كه مذهبي بودن با يافتن معني در مرگ ارتباط مثبتي دارد. به علاوه مذهبي بودن با افزايش صلاحيت رواني و كاهش ناراحتي در بين والدين در طي 18 ماه بعد از مرگ كودكانشان ، ارتباط داشت.

عليرغم اين كه اكثر تحقيقات ذكر شده در اديان ديگري صورت گرفته است و از آنجايي كه باور و اعتقاد ما مسلمانان بر اين است كه دين اسلام به عنوان يك ايدئولوژي ، ارائه دهنده كامل ترين و سلامت سازترين سبك زندگي بشريت است و احكام و دستورات آن حوزه هاي وسيع اخلاقي ، بين فردي ، بهداشتي و اجتماعي را در بر مي گيرد ، لذا مطالعه علمي اثرات و نقش متغيرهاي مذهبي در سلامت رواني يك ضرورت اساسي به نظر مي رسد .
به نقل از : سايت تبيان

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در چهارشنبه 18 بهمن1385 و ساعت |
یکی از نخستین پرسش‌های پیش روی جوان مشتاق مطالعه، روش صحیح مطالعه و چگونه کتاب خواندن است که پاسخ درست به آن می‌تواند در ایجاد انگیزه و میزان یادگیری آن‌ها تاثیر بسزایی داشته باشد. بسیاری از مردم به دلیل بکارنگرفتن روش صحیح مطالعه، معمولا خیلی زود از مطالعه خسته می‌شوند و کتاب را رها می‌کنند و شاید مطالعه کتابی را به نیمه نرسانده، آن را کنار می‌گذارند. رعایت نکردن شیوه درست مطالعه و همچنین یادداشت نکردن مطالب مهم کتاب، معمولا خواننده را پس از مدتی از مطالعه کتاب‌های قطور و علمی، دلسرد و خسته می‌کند و در نتیجه آن‌ها را از ادامه مطالعه بازمی‌دارد.

توصیه‌های که در زیر می‌آید نکاتی است که رعایت‌کردن آن‌هابه زعم کارشناسان مطالعه، می‌تواند نقش موثری در مفید واقع شدن مطالعه داشته باشد.

مکان و شرایط مطالعه
مکان و شرایط ذهنی از نکات مهم یک مطالعه مفید و خوب است و در میزان یادگیری، کارآمدی، مدت و طولانی شدن مطالعه تاثیر بسزایی دارد. کارشناسان و روان شناسان معتقدند که یکی از مشکلات جوانان برای مطالعه بی‌توجهی به شرایط و فضای مطالعه است که اغلب موجب خستگی و کاهش انگیزه می‌شود.

بهترین زمان مطالعه برای انسان، هنگام آرامش و داشتن رضایت است، زیرا داشتن دغدغه و نگرانی در هنگام مطالعه، نتایج مطلوبی برای انسان به همراه نخواهد داشت. مشغول بودن فکر و ذهن و خستگی روح و جسم، توان فرد را کاهش می‌دهد و در این حالت، مطالعه کتاب، جز اتلاف وقت و بی‌حاصلی سودی ندارد.

منفعت مطالعه کتاب‌ها هنگامی حاصل می‌شود که انسان بدون خستگی و دغدغه و در فضایی مملو از آرامش، صمیمت و رضایت، به مطالعه بپردازد. اتاق مطالعه را از نقاط آرام منزل و اداره انتخاب کنید به‌طوری‌که از نور طبیعی کافی برخوردار باشد.

اتاق مطالعه باید از صداهای مزاحم بیرون دور باشد تا حواس خواننده به بیرون هدایت نشود. انتخاب اتاق مطالعه باید به‌گونه‌ای باشد که درحد امکان هنگام روز احتیاج به روشنایی غیرطبیعی نداشته باشد.

سعی کنید هنگام شب از چراغ مطالعه استفاده نکنید زیرا چراغ مطالعه علاوه بر این که می‌تواند به چشم صدمه برساند، در خستگی زود هنگام چشم نیز تاثیر دارد. دمای اتاق مطالعه خود را همواره معتدل نگهدارید تا هرگز درهنگام مطالعه در اتاق احساس گرما و سرما نکنید.

زمان مطالعه
زمان مطالعه برای افراد تفاوت می‌کند، برخی در سکوت شب و برخی نیز هنگام صبح را به عنوان زمان مطالعه انتخاب می‌کنند اما مطالعه هنگام صبح از هر زمان دیگر بهتر است. مطالعه کتاب را صبح زود شروع کنید زیرا ذهن انسان پس ازچندساعت استراحت و آرامش، بیش از هر زمان دیگر آماده یادگیری است.

وقتی که صبح زود را برای مطالعه انتخاب می‌کنید حتما قبل از آن صبحانه صرف کنید زیرا گرسنگی در کاهش میزان یادگیری و فراگیری تاثیر زیادی دارد. پس از صرف غذا نیز بلافاصله شروع به مطالعه کتاب نکنید و چند قیقه بعد از غذا مطالعه را آغاز کنید.

ورزش و نرمش و حتی حمام گرفتن نیز پیش از مطالعه در میزان یادگیری موثر است. مطالعه صبحگاهان‌هنگامی مفید واقع می‌شود که‌فرد شب قبل را به‌خوبی استراحت کرده باشد و خسته و خواب آلود نباشد.

برای مطالعه هرچه بهتر در هنگام صبح، سعی کنید شب را زودتر بخوابید تا بتوانید مطالعه مفیدی داشته باشید. خستگی، دستکم ‪ ۵۰‬درصد از توانایی ذهنی و مغزی انسان را کاهش می‌دهد و مطالعه در چنین وضعیتی، یادآوری مطالب فرا گرفته پیشین را نیز با اختلال روبه‌رو می‌کند.

میز و صندلی مناسب
میز و صندلی مناسب و درست نشستن یکی از مهم‌ترین شرایط مطالعه است که رعایت نکردن آن علاوه برتاثیر نامطلوب در مطالعه مشکلات جسمانی را نیر درپی خواهد داشت. نداشتن میز و صندلی مناسب در هنگام مطالعه طولانی عوارض جسمانی متعددی دارد که به گفته پزشکان، دردهای مفاصل، کمر و گردن از جمله‌ی آن است.

هنگام خرید میز و صندلی دقت کنید، صندلی باید به گونه‌ای باشد که زمان مطالعه پشت انسان کاملا به صندلی چسبیده باشد. میز مطالعه نیز باید طوری انتخاب شود که خواننده هنگامی که دو دست خود را روی میز قرار می‌دهد، حداقل فاصله کتاب و چشمان او کمتر از ‪ ۴۰‬سانتی‌متر نباشد.

فاصله صندلی خود را با میز مطالعه طوری تنظیم کنید که کمر و گردن شما خم نشود، هنگام مطالعه باید براساس شرایط فیزیکی متعادل نشست، به گونه‌ای که هیچ عضوی از بدن شما احساس ناراحتی نکند و اعضای بدن‌تان نسبت به میز و صندلی راست و مستقیم باشد. سعی کنید صندلی‌های دسته‌دار را برای مطالعه انتخاب کنید تا هنگام مطالعه بتوانید دست‌هایتان را روی آن قرار دهید و خستگی دست‌هایتان رفع شود.

میز و صندلی کودکان و بزرگسالان باهم تفاوت دارد، برای مطالعه مفید باید از میز و صندلی‌های مناسب این گروه‌ها استفاده کرد. میز و صندلی کودکان باید به تناسب قد آن‌ها انتخاب شود بگونه‌ای که پاهای کودک هنگام تماس با زمین، زوایه ‪ ۹۰‬درجه تشکیل دهد.

صندلی‌هایی برای مطالعه انتخاب کنید که از هر لحاظ کاملا راحت باشد، درحد امکان از استفاده از صندلی‌های بدون پوشش ابر خودداری کنید تا در هنگام مطالعه هیچ یک از اعضای بدن شما احساس ناراحتی نکند. از خواندن کتاب بصورت خوابیده و درازکش خودداری کنید.

مطالعه فردی
برای این که حواس فرد در هنگام مطالعه کاملا روی مطالب کتاب متمرکز شود افراد باید کتاب را به تنهایی و به صورت فردی مطالعه کنند. مطالعه فردی در واقع دوری از صداهای مزاحم و گفت و گو است و در واقع موجب افزایش تمرکز می‌شود.

هر چه در محیط مطالعه افراد کمتری رفت و آمد کنند، پیشرفت و تمرکز فرد در فراگیری مطالب افزایش می‌یابد. مطالعه جمعی باعث می‌شود که هرلحظه امکان گفت‌وگو بین دو طرف در موضوع‌های مختلف بوجود آید که این تعامل سبب عدم تمرکز در مطالعه و کاهش در پیشرفت مطالعه می‌شود.

مطالعه جمعی برای کتاب‌های درسی مانند ریاضی مناسب است و می‌تواند در فراگیری تاثیر مثبت داشته باشد. البته در این مورد نیز اگر دانش‌آموز آن بخشی از درس را تاحدودی می‌داند خود مطالعه کند و بخشی‌را که مشکل دارد بادیگران حل و فصل کند، بر یادگیری تاثیر بیشتری دارد.

می‌توانید بعد از مطالعه، با دوستان خود درباره مطالب مطالعه شده بحث کنید که این امر باعث می‌شود که مطالب بهتر در ذهن شما باقی بماند. گفت‌وگو با دوستان درباره مطالب خوانده شده نوعی مرور مطالب محسوب می‌شود و مطالب در ذهن باقی خواهد ماند.

هنگام مطالعه از گوش کردن موسیقی خودداری کنید زیرا هرگونه آلودگی صوتی و سر و صدا تمرکز فرد را بهم می‌زند. رادیو و تلویزیون دراتاق مطالعه نباید روشن باشد زیرا دراین صورت اگرچه فرد مطالب را می‌خواند و صفحات را ورق می‌زند اما هیچ گونه یادگیری صورت نمی‌گیرد و مطالب پس از مطالعه در ذهن خواننده باقی نمی‌ماند.

خواندن اطلاعات مندرج در صفحه‌ی اول
قبل از شروع مطالعه فصل‌های اصلی کتاب، ابتدا به‌دقت عنوان کتاب، نویسنده کتاب، موضوع مطالب، ناشر کتاب و سال انتشار را بخوانید.

در مرحله‌ی بعد حتما فهرست مطالب کتاب را بخوانید زیرا این کار ضمن اینکه انسان را با موضوع مطالب کتاب آشنا می‌کند، می‌تواند تصویر کاملی از محتوای کتاب به دست دهد. خواندن مقدمه کتاب که می‌توان آن را حاوی خلاصه کتاب تلقی کرد هرگز از دست ندهید زیرا نویسنده در آن خلاصه موضوع مطالب را به منظور آشنایی هرچه بیشتر خواننده به نگارش در آورده که مطالعه آن ضروری است.

وسعت دید
یکی از عوامل کندخوانی، تلفظ کلمات و خواندن تک تک آن‌ها حتی بصورت بی صدا است که باید از آن پرهیز شود.

هنگام خواندن وسعت دید را می‌توان تا حد دیدن بیش‌از پنج کلمه در هر توقف گسترش داد. برای دیدن بیش از یک کلمه در هر بار باید از حرکت سر جلوگیری شود، بدین ترتیب تعداد توقف‌های یک خواننده در پاراگراف دو خط و نیمی به حدود پنج تا شش توقف کاهش می‌یابد.

دقت به موضوع اصلی
موقع خواندن مطالب تازه باید به‌موضوع اصلی و محوری کتاب توجه داشت یعنی جملات گویا و کلمات اصلی را تشخیص داد.

دقت و درک موضوع اصلی کتاب تمرکز خواننده را افزایش داده و از حاشیه پردازی واتلاف وقت جلوگیری می‌کند، درنتیجه میزان یادگیری بیشتر می‌شود. هنگام خواندن مطالب، ذهن را باید خالی از رویا و فکر کردن به موضوعات جانبی کرد تا مطلب بطور کامل در ذهن بماند.

مطالعه با دقت
کتاب را همواره بدون شتاب و عجله مطالعه کنید و تازمانی که مطلبی را به درستی فرا نگرفته‌اید سراغ مطالعه مطلب دیگر نروید.

مطالب کتاب غیر درسی و درسی به هم پیوسته و مرتبط است، زمانی‌که یک مطلب را خوب یاد نگرفته‌اید، مطالعه‌و یادگیری مطالب دیگر بادشواری صورت می‌گیرد. مطالعه کتاب‌ها بویژه کتاب‌های علمی باید در کمال دقت و وسواس صورت گیرد.

جهش از مطالعه یک موضوع به موضوعی دیگر، بدون درنظر گرفتن فاصله، سبب می‌شود که دو مطلب درهم آمیزد و در نتیجه هیچکدام از دو مطلب به درستی در ذهن فرد باقی نماند. برای تغییر موضوع مطالعه همواره سعی کنید یک وقفه ایجاد کنید تا مطالب جدید و پیشین در هم آمیخته نشود.

یکی از عوامل عمده‌ای که باعث جلوگیری‌از درک سریع یک متن درهنگام خواندن و مانع حفظ کردن آن مطلب می‌شود تداخل آموخته‌های قبلی و بعدی است، یعنی مطالب قبلی آموخته شده با مطالب جدید در هم می‌آمیزد. برای جلوگیری از بروز این حالت بهترین راه مطالعه تک موضوعی است، یعنی در مدتی که یک مطلب را می‌خوانید از خواندن سایر مطالب خودداری کنید و تنها ذهن خود را روی همان مطلب متمرکز کنید.

پس از استراحتی کوتاه، موضوع مطالب را تغییر دهید واین کار باعث عدم تداخل دانسته‌ها و آموخته‌های جدید می‌شود. در صورت مشاهده خستگی از یک موضوع یا یک کتاب (درسی و غیردرسی)، کتاب دیگری را (با حفظ فاصله زمانی) محور مطالعه خود قرار دهید.

یادداشت برداری و خلاصه نویسی
یادداشت برداری و خلاصه نویسی از مهم‌ترین شیوه‌های درست مطالعه کردن است زیرا این کار باعث می‌شود که مطالب مهم کتاب همواره در دسترس باشد.

خلاصه‌نویسی کمک می‌کند که افراد حجم زیاد مطالب یک کتاب را یادداشت کنند و با مراجعه به آن در مدت بسیار کوتاهی بخوانند و به خاطر بسپارند. بسیاری از مطالب کتاب‌هایی را که می‌خوانیم، فرار است و امکان دارد پس از مدتی، از حافظه و ذهن انسان پاک شود.

مطالب را در کاغذهایی که در اصطلاح به آن فیش می‌گویند، یادداشت کنید. یکی از ویژگی‌های فیش‌برداری این است که مطلب براحتی دردسترس قرار می‌گیرد و می‌توان در هر زمان مطالب کتابی را مطالعه کرد.

دفتر و دفترچه برای یادادشت اصلا مناسب نیست زیرا بدلیل دسته‌بندی نبودن نوشته‌ها، پیدا کردن مطلب مورد نظر بسیار دشوار است. یادداشت برداری نباید بیش از اندازه باشد زیرا خواننده آماتور در صورت زیاد نوشتن از یادداشت برداری و حتی خواندن کتاب باز می‌ماند.

برای خط کشیدن زیر مطالب مهم کتاب از مداد استفاده کنید تا امکان پاک کردن آن وجود داشته باشد. پس‌از یک ساعت مطالعه ‪ ۱۵‬دقیقه استراحت کنید و برای آرامش خود، به بیرون بروید و یا از اتاق مطالعه به فضای بیرون بنگرید و سعی کنید به فضاهای طبیعی و دور دست چشم بدوزید

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 14 بهمن1385 و ساعت |

شيوه صحيح مطالعه ،چهار مزيت عمده زير را به دنبال دارد:

1- زمان مطالعه را كاهش ميدهد.

2- ميزان يادگيري را افزايش ميدهد .

3-مدت نگهداري مطالب در حافظه را طولاني تر مي كند.

4- بخاطر سپاري اطلاعات را آسانتر مي سازد.

براي داشتن مطالعه اي فعال وپويانوشتن نكات مهم درحين خواندن ضروري است تابراي مرورمطالب،دوباره كتاب رانخوانده ودر زماني كوتاه ازروي يادداشتهاي خودمطالب رامرور كرد .

يادداشت برداري ، بخشي مهم و حساس از مطالعه است كه بايد به آن توجهي خاص داشت . چون موفقيت شما را تا حدودي زياد تضمين خواهد كرد و مدت زمان لازم براي يادگيري را كاهش خواهد داد. خواندن بدون يادداشت برداري يك علت مهم فراموشي است.

شش روش مطالعه :

خواندن بدون نوشتن ،خط كشيدن زيرنكات مهم، حاشيه نويسي  وخلاصه نويسي، كليد برداري خلاقيت و طرح شبكه اي مغز

1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآيندي فعال و پويا است وبراي نيل به اين هدف بايد از تمام حواس خود براي درك صحيح مطالب استفاده كرد. بايد با چشمان خود مطالب را خواند، بايد در زمان مورد نياز مطالب را بلند بلند ادا كرد و نكات مهم را يادداشت كرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگير شده و حضوري فعال و همه جانبه در يادگيري داشت و هم در هنگام مورد نياز ، خصوصا” قبل از امتحان ، بتوان از روي نوشته ها مرور كرد و خيلي سريع مطالب مهم را مجددا” به خاطر سپرد .

2- خط كشيدن زير نكات مهم :اين روش شايد نسبت به روش قبلي بهتر است ولي روش كاملي براي مطالعه نيست چرا كه در اين روش بعضي از افراد بجاي آنكه تمركز و توجه بروي يادگيري و درك مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد .حداقل روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم به اين صورت است كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملا” درك كنند و سپس زير نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب بدنبال نكات مهم بگردند تا زير آن را خط بكشند .

3- حاشيه نويسي :اين روش نسبت بدو روش قبلي بهتر است ولي بازهم روشي كامل براي درك عميق مطالب و خواندن كتب درسي نيست ولي مي تواند براي يادگيري مطالبي كه از اهميتي چندان برخوردار نيستند مورد استفاده قرار گيرد.

4- خلاصه نويسي : در اين روش شما مطالب را ميخوانيد و آنچه را كه درك كرده ايد بصورت خلاصه بروي دفتري يادداشت مي كنيد كه اين روش براي مطالعه مناسب است و از روشهاي قبلي بهتر مي باشد چرا كه در اين روش ابتدا مطالب را درك كرده سپس آنها را يادداشت مي كنيد اما بازهم بهترين روش براي خواندن نيست .

5- كليد برداري :كليد برداري روشي بسيار مناسب براي خواندن و نوشتن نكات مهم است . در اين روش شما بعد از درك مطالب ، بصورت كليدي نكات مهم را يادداشت مي كنيد و در واقع كلمه كليدي كوتاهترين، راحتترين ،بهترين وپرمعني ترين كلمه اي است كه با ديدن آن، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود .

6- خلاقيت و طرح شبكه اي مغز: اين روش بهترين شيوه براي يادگيري خصوصا” فراگيري مطالب درسي است .در اين روش شما مطالب را ميخوانيد بعد از درك حقيقي آنها نكات مهم را به زبان خودتان و بصورت كليدي يادداشت مي كنيد و سپس كلمات كليدي را بروي طرح شبكه اي مغز مي نويسد ( در واقع نوشته هاي خود را به بهترين شكل ممكن سازماندهي مي كنيد و نكات اصلي و فرعي را مشخص مي كنيد)تا در دفعات بعد به جاي دوباره خواني كتاب ، فقط به طرح شبكه اي مراجعه كرده وبا ديدن كلمات كليدي نوشته شده بروي طرح شبكه اي مغز ، آنها را خيلي سريع مرور كنيد . اين روش درصد موفقيت تحصيلي شما را تا حدود بسيار زيادي افزايش ميدهد و درس خواندن را بسيار آسان مي كند. و بازده مطالعه را افزايش ميدهد.

شرايط مطالعه

((بكارگيري شرايط مطالعه يعني بهره وري بيشتر از مطالعه ))

شرايط مطالعه ، مواردي هستند كه با دانستن ، بكارگيري و يا فراهم نمودن آنها ، مي توان مطالعه اي مفيدتر با بازدهي بالاتر داشت و در واقع اين شرايط به شما مي آموزند كه قبل از شروع مطالعه چه اصولي را به كار گيريد ، در حين مطالعه چه مواردي را فراهم سازيد و چگونه به اهداف مطالعاتي خود برسيد و با دانستن آنها مي توانيد با آگاهي بيشتري درس خواندن را آغاز كنيد و مطالعه اي فعالتر داشته باشيد :

1- آغاز درست :براي موفقيت در مطالعه ،بايد درست آغازكنيد.

2- برنامه ريزي : يكي از عوامل اصلي موفقيت ، داشتن برنامه منظم است .

3- نظم و ترتيب: اساس هر سازماني به نظم آن بستگي دارد .

4-حفظ آرامش: آرامش ضمير ناخود آگاه را پويا و فعال ميكند.

5- استفاده صحيح از وقت :بنيامين فرانكلين، ((آيا زندگي را دوست داريد؟ پس وقت را تلف نكنيد زيرا زندگي از وقت تشكيل شده است .))

6- سلامتي و تندرستي: عقل سالم در بدن سالم است .

7- تغذيه مناسب: تغذيه صحيح نقش مهمي در سلامتي دارد.

8- دوري از مشروبات الكلي : مصرف مشروبات الكلي موجب ضعف حافظه مي شود .

9 – ورزش : ورزش كليد عمر طولاني است .

10-خواب كافي: خواب فراگيري و حافظه را تقويت مي كند.

11 –درك مطلب:آنچه در حافظه بلند مدت باقي مي ماند ، يعني مطالب است .

چند توصيه مهم كه بايدفراگيران علم ازآن مطلع باشند.

1- حداكثر زماني كه افراد مي توانند فكر خود را بروي موضوعي متمركز كنند بيش از 30 دقيقه نيست ، يعني بايد سعي شود حدود 30 دقيقه بروي يك مطلب تمركز نمود و يا مطالعه داشت و حدود 10 الي 15 دقيقه استراحت نمود سپس مجددا” با همين روال شروع به مطالعه كرد.

2- پيش از مطالعه از صرف غذاهاي چرب و سنگين خودداري كنيد. و چند ساعت پس از صرف غذا مطالعه نمائيد چون پس از صرف غذاي سنگين بيشتر جريان خون متوجه دستگاه گوارش ميشود تا به هضم و جذب غذا كمك كند و لذا خونرساني به مغز كاهش مي يابد و از قدرت تفكر و تمركز كاسته ميشود . از مصرف الكل و دارو هم خودداري فرمائيد همچنين غذاهاي آردي مثل نان و قندي قدرت ادراك و تمركز را كم مي كند نوشابه هاي گازدارهم همينطور هستند.

3- ذهن آدمي با هوش است اگر يادداشت برداريد خود را راحت از حفظ و بياد سپاري مطالب مي كند و نيز همزمان نمي توانيد هم مطلبي را بنويسيد و هم گوش دهيد . پس در حين مطالعه لطفا” يادداشت برداري ننمائيد .

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 14 بهمن1385 و ساعت |
انسان ، به سبب ویژگیهای بی نظیرش در میان همه موجودات ، عنوان اشرف مخلوقات را به خود اختصاص داده است. او استعداد خاص تفکر و یادگیری دارد که به او اجازه می دهد اعمال خاص انجام دهد . نتایج اعمالش را پیش بینی و ارزیابی کند .تغییر و تحولات گوناگون و سریعی را در عرصه علم و فناوری به وجود آورد. آنچنان که به قول تافلر دنیا را به دهکده ای تبدیل کند که اطلاعات را در سریع ترین زمان ممکن از قاره ای به قاره دیگر انتقال دهد .

بنابراین بر اثر پیشرفت سریع و غیر قابل انتظاری که در قلمرو دانش و فناوری طی چند قرن اخیر نصیب انسان شده است حجم اطلاعات و دانسته های بشری روز به روز به طور سر سام آوری در حال افزایش است. بر دانش آموزان و دانشجویان لازم است که هرچه سریعتر خود را با این تغییر و تحولات همگام سازند. در این راستا، بسیاری از دانش آموزان و دانشجویان کوشش زیاد می کنند . بسیار مطالعه می کنند اما به دلیل عدم توانایی در تمرکز حواس، هنگام مطالعه نمی توانند به نتیجه د لخواه دست یابند.

تمرکز در لغت یعنی تراکم ، فشردگی مجموعه، چکیده، تمرکز در اصطلاح یعنی حفظ و نگهداری توجه و تمرکز حواس ، روی موضوعی معین ، بدون تمرکز حواس ، یادگیری مثمر ثمر نخواهد بود . بنابر این همه افراد توانایی تمرکز دارند و چون تمرکز نسبی است یعنی کسی نمی تواند ادعا کند کاملا حواس پرت است ویا همیشه تمرکز حواس دارد.

تمرکز گاهی ساده است و گاهی مشکل. تمرکز در موضوع هایی که نیاز به تفکرو تجزیه و تحلیل دارند مشکل و تمرکز در موضوع هایی که جنبه ی تفریحی و سرگرمی دارند ، بسیار آسان است.

تمرکز حواس

یعنی عوامل حواس پرتی را به حد اقل رساندن… تمرکز هر شخص به نسبت کاهش عوامل حواس پرتی او افزایش می یابد و بنا به تغییرات موقعیت ذهنی و محیطی او تغییر می کند . بیشتر افراد گمان می کنند که تمرکز یک امر ذاتی و تغییر آن ناممکن است ، در حالی که تمرکز یک امر اکتسابی است و باید هر روز پرورش و جهت داده شود و هر کس با هوش عادی خود می تواند به آن دست یابد. پس برقراری تمرکز حواس به میزان کاهش عوامل حواس پرتی بستگی دارد . یعنی هر چه عوامل مزاحم و مخل تمرکز بیشتر باشند توانایی حفظ تمرکز حواس کمتر است و بر عکس. لذا حواس پرتی ؛ یعنی خارج شدن از روند مطالعه یا جریان کا ری و فرو رفتن در افکار و تخیلات و یا انجام کار دیگر.

منشاء حواس پراگندگي

حواس پرتی یا منشاء ذهنی و درونی دارد و یا منشاء بیرونی و محیطی

حواس پرتی درونی و ذهنی: عبارت است از اشکالات فکری انسان و اندیشه هایی که موانعی بر سر راه توجه دقیق به مطالعه و تمرکز حواس ایجاد می کنند. این موقع شامل مواردی از قبیل: درد، رنج، غم وغصه ، نگرانی، گرسنگی و تشنگی ، سردی و گرمی ، ترس و خشم و شادی ، سردرد و … می باشد

حواس پرتی بیرونی و محیطی

آنچه که به محیط پیرامون فرد ارتباط پیدا می کند و یا تحریکات غیر عادی که توسط حواس مختلف انسان ایجاد می شوند مانند نور شدید و نور ضعیف ، صداهای ناهنجار، روشن بودن رسانه ای صوتی و تصویری و نظایر اینها ممکن است فرایند تمرکز حواس را با اشکال مواجه کنند. رهایی از حواس پرتی و ایجاد تمرکز حواس در افراد مختلف ، متفاوت است و به حالت درونی ، تجربه ها مکان و موقعیت آنها بستگی دارد. . برخی از افراد اظهار می دارند که من آدم کاملا حواس پرتی هستم و برخی دیگر می گویند نمی توانم تمرکز حواسم را به روی کاری حفظ کنم . در حالی که این تفکر غلط است و هیچ کس نباید خود را فردی کاملا حواس پرت یا فاقد تمرکز حواس بداند بلکه بهتر است وقتی که تمرکز حواس فردی دچار اختلال شد ، بگوید در این لحظه و در محیط فعلی حواس پرتی من بیشتر و میزان تمرکزمن کمتر است. لذا حواس پرتی بیشتر علل درونی دارد و به طبیعت خود فرد، ویژگیها، حالات روحی و روانی، و عادات فردی بستگی دارد.بی شک حواس پرتی بیرونی آسانتر از عوامل حواس پرتی درونی بر طرف می شود .پس می توان بدون توجه به عوامل محیطی مانند : سرو صدای زیاد، شلوغ بودن محیط و حتا داخل موترسرويس و هنگام مسافرت تمرکز حواس خود را حفظ کرد . اما نمی توان در حال گرسنگی و یا تشنگی شدید نگرانی و ناراحتی دگرگونی فکر و اندیشه با تمرکز مطالعه کرد و یا کار دیگری را با تمرکز انجام داد و مطالعات و یا تجربیات زیادی این موضوع را تائید کرده است که یک انسان می تواند در محل پر سرو صدا و نا آرامی با تمرکز و توجه کافی مطالعه کند.

روشهای تقویت تمرکز حواس

تمرکز حواس هنگام مطالعه کلید اصلی و اساسی درک و فهم مطالب است. و کلید اساسی تمرکز حواس استفاده از روشهایی است که باعث تقویت و پرورش ومهارت در برقراری تمرکز حواس هنگام مطالعه می شوند. بنا براین بدون تمرکز حواس ممکن است درک و فهم مطلبی که فقط یک ساعت وقت لازم داشته باشد ، ساعتها وقت بگیرد اما به خوبی فهمیده نشود و امر مطالعه بی فایده است و اثر مثبتی نخواهد داشت. لذا کاربرد روشها و فنونی که به خواننده کمک می کند تا هنگام مطالعه فعال باشد ، تمرکز حواس را تقویت و مهارت فرد را در ایجاد تمرکز حواس هنگام مطالعه افزایش می دهد این روشها عبارتند از:

آمادگی برای مطالعه

برای شروع مطالعه ، ابتدا بایستی خود را از جهات گوناگون آماده کرد، زیرا حداکثر آمادگی ، مقدمه ای برای علاقمندی به مطالعه، ایجاد تمرکز حواس و یادگیری بهتر می باشد. منظور از آمادگی پیدایش تمام شرایطی است که شخصی را قادر می سازد تا با اطمینان به موفقیت و اعتماد به نفس، به تجربه خاصی بپردازد .

آمادگی بدنی

به رشد و تکامل طبیعی بدن ، تندرستی و نداشتن نقصهای بدنی مربوط است. گاهی وجود بیماریهایی مانند زخم معده، میگرن، سردرد و نظایر اینها باعث از بین رفتن تمرکز حواس و مانع مطالعه فرد می شود و فرد تا به دست آوردن تندرستی کامل قادر به برقراری تمرکز حواس و مطالعه ثمر بخش نیست و انگیزه کافی هم برای مطالعه ندارد
آمادگی ذهنی: آمادگی ذهنی را می توان از خصوصیاتی نظیر رشد گویای سالم ، قدرت تفسیرو تعبیر اشکال ، توانایی درک همانندیها و نا همانندیها میان کلمات و … شناخت دانست .

آمادگی اجتماعی

به ماهیت و وسعت تجارب فرد بستگی دارد که می توان آنرا با تجربه و تحلیل زمینه خانه و خانوادگی ، محیط وسیع اجتماعی که او در آن تجربه اندوخته است و تربیت پیشین او تعیین کرد.

آمادگی روانی: آمادگی روانی به شکل پیچیده ای با رشد و تکامل بدنی ، ذهنی و اجتماعی آمیخته است . خستگی، بی قراری ، بی تابی، کوتاهی زمان، دقت نداشتن تمرکز در مطالعه ، واکنشهای منفی نسبت به خود و دیگران ، ضعف اعتماد به نفس و نظایر آنها همگی نشانه نبودن آمادگی روانی ، بدنی ،ذهنی و اجتماعی دانش آموزان و دانشجویان ، اجرای برنامه های آموزشی ، تمرکز حواس و فرایند یادگیری را آسانتر و مطلوبتر می کند

2-داشتن علاقه به مطالعه: مطالعه ثمر بخش از دو عامل متاثراست: یکی علاقه نسبت به مطالب خواندنی ، دیگر کاربرد ماهرانه فنون مطالعه نسبت به مطلب خواندنی سبب می شود تا شخص به مطالعه بیشتر بپردازد ، مطالعه بیشتر منجر به بهتر شدن فنون مطالعه می شود ، کاربرد فنون بهتر ، مطالعه را آسانتر ، سریعتر و لذت بخش تر می سازد؛ در نتیجه علاقه خواننده نسبت به مطالعه افزایش می یابد. پس تا زمانی که فرد تمایل یا علاقه به انجام کاری نداشته باشد نمی تواند برانگیخته شود. لذا وقتی خواننده به موضوعی علاقه مند می شود، خود به خود بر آن تمرکز می کند، بیشتر دقت می کند و به راحتی مطالب را به حافظه می سپارد و بعدا هم خیلی راحت به خاطر می آورد .پس ازعلاقه پیدا کردن نسبت به مطالب، گام بعدی تعیین هدف مطالعه است زیرا هدف زیر بنای انجام کاری است و به فعالیت انسان جهت و نیرو می دهد . هدف ارزشمند، فرد را به خواستن و طلب کردن وادار می کند و نیروی لازم را برای فعالیت در وی بوجود می آورد وسبب پیدایش تمرکز در او می شود . لذا هر فرد برای مطالعه باید هدف مشخصی داشته باشد.« زیرا تعلیم و تربیت علم اهداف است و همه بر این باورند که بدون داشتن هدف، یادگیری کاری بس دشوار و غیر ممکن است» همانطور که فرانکین معتقد است انسان بدون هدف مانند گلوله ای است که بدون هدف شلیک می شود . علاوه بر آن مطالعه بدون هدف یکی از عادات غلط مطالعه بشمار می رود .

تعیین زمان و مکان مطالعه:

یکی از راه های برقراری تمرکز حواس این است که مطالعه در آن ساعت از روز انجام گیرد که برای فرد مناسبتر است. اما تعیین مناسبترین زمان برای مطالعه کاری دشوار است و به عادات فردی بستگی دارد. برخی افراد عادت دارند تا نیمه های شب بیدار بمانند و با استفاده از سکوت و آرامش شبانه با خیالی راحت و آسوده مطالعه کنند برخی دیگر عادت دارند شب زود بخوابند و صبح زود از خواب بیدار شوند وبه مطالعه بپردازند. با این توصیف تعیین زمان و مقدار مطالعه باعث آگاهی از تمام زمینه مطالعه ، برقراری تمرکز حواس، عدم سردرگمی، جلوگیری از اتلاف وقت و انرژی و فهم بهتر مطالب می شود.

وا لتر پارک در کتاب خود به نام « چگونه درس بخوانیم؟» چنین می نویسد: « موفقیت یا عدم موفقیت شما در تحصیلات دانشگاهی ، مستقیما به این امر بستگی دارد که چگونه از وقت خود استفاده می کنید ؟ موفقیت در دانشگاه و البته در مقاطع تحصیلی پایین تر نیز بستگی به استفاده اشتباه از زمان دارد .» «محیط آشنای یک اتاق مشخص، در حین مطالعه موجب انصراف کمتر و تمرکز بیشتر حواس می شود ،زیرا لوزم آن اتاق هر روز پیش چشم شما است و کمتر توجهتان را به خود جلب می کند . به علاوه اگر هر روز به وقت مطالعه در اتاق معینی بودید کم کم ذهنتان عادت می کند که به محض رسیدن به آن اتاق آماده تمرکز حواس و فراگیری شود. » بنا براین ثابت بودن مکان مطالعه و مشخص بودن آن به علت دسترسی به آن و فراهم بودن وسایل مورد نیاز از قبیل کتب درسی ، دفاتر، کتاب لغت، خط کش، قلم و نظایر آن جهت مطالعه موجب تمرکز حواس بیشتر و آمادگی ذهنی هنگام مطالعه می شود. پس یکی از بهترین راه های برقراری تمرکز اختصاص دادن یک اتاق مجهز به آنچه لازم دارید ، در موقع مطالعه است. این اتاق خیلی زود مناسب تمرکز و یادگیریتان شده و کار شما را به طور خودکار راحت تر می کند و بعد برایتان یک عادت مفید می شود. « برای داشتن تمرکز به هنگام مطالعه ابتدا باید خود را از دنیای خارج جدا کنید و محیط مناسبی برای مطالعه بر گزینید . چنین محیطی باید آرام، روشن و دارای هوای مناسب باشد. هیچ چیز به اندازه سر و صدا ، خسته کننده و مانع تمرکز حواس نیست. ایجاد محیط کار مناسب، به دلیل ایجاد آرامش و شرایط مناسب اهمیت دارد و زمینه ای است برای تمرکز و دقت» یادبگیر که بگویی «نه»:

« زمانیکه تصمیم گرفتید باید مطالعه کنید اما دوستان یا هم اتاقی های شما در خواست می کنند که دور هم جمع شوید ؛ هنر گفتن «نه» را در خود تقویت کنید . اگر این اراده در شما ضعیف است ، می توانید روی در اتاق مطالعه خود بنویسید « مزاحم نشوید» اگر موفق نشدید می توانید کارهای دیگری انجام دهید که نشان دهد شما دوست ندارید که کسی باعث از هم گسیختن افکار شما شود».

ترک افکار منفی و داشتن افکار مثبت:

مطالعه عمیق و یادگیری ثمر بخش وقتی حاصل می شود که فرد تصور مثبتی از خود داشته باشد و به خود اعتماد کند . زیرا اعتماد به خود در موفقیت مؤثر است و مهارت را بیشتر و نیرو را افزایش داده و مغز را سالمتر می کند . وقتی می خواهید کاری انجام دهید از گفتن کلماتی همانند : نمی خواهم ، نمی دانم، نمی توانم بپرهیزید. جمله« این کار محال» است را از دفتر زندگی خود خط بزنید ، ترس و بدگمانی و بی ارادگی را از ذهن خود دور کنید . هرگز به خویشتن اجازه ندهید که هیجانات و افکار منفی شما را در خود غرق سازد و تمرکز حواس شما را مختل کند. اعتماد به نفس داشته باشید و پیوسته به نزد خود تکرار کنید که قادر به انجام کار هستم ، می توانم انجام دهم و باید انجام دهم . بدین طریق تفکر مثبت را در خود پرورش دهید. قوی بودن اعتماد به نفس احساس شعف و شادی را در شما بوجود می آورد و در حالت شادمانی از تمرکز حواس خوبی برخوردارید. بهتر فکر می کنید، بهتر مطالعه می کنید و نتیجه کارتان بهتر می شود.

مارگريت کوربت می نویسد « انسان در بحر اندیشه های خوشایند حافظه بهتری پیدا می کند و ذهن در حالت آرامی قرار می گیرد و میل به یادگیری را در خود بوجود می آورد» لذا خود پنداری مثبت مهمترین کمک برای تمرکز و یادگیری است اگر بتوانیم تصورات غلط ومنفی را از ذهن خود دور نموده و تصورات مثبت را جایگزین کنیم ، می توانیم علاقه به مطالعه و یادگیری را در خود ایجاد کنیم چرا که علاقه به مطالعه شرایط اصلی و اساسی ایجاد تمرکز حواس به هنگام مطالعه است .آلفردآدلر روانشناس مشهور ، در دوره جوانی در درس ریاضی بسیار ضعیف بود
. معلمش این موضوع را با والدینش در میان گذاشت آنها باور کردند که
آد لر در درس ریاضی ضعیف است ، آدلر هم این موضوع را پذیرفته بود . یکی از روزها که معلم مسئله ای را روی تخته نوشته بود و شاگردان کلاس از حل مسئله عاجز مانده بودند ، آدلر جواب مسئله را پیدا کرد ، پای تخته رفت و در میان حیرت همگان مسئله را حل کرد . فهمید که توانایی درک و فهم مطالب درس ریاضی را دارد ، استعدادش را باور کرد، تصورات مثبت را جایگزین تصورات منفی کرد و از آن به بعد یکی از دانش آموزان ممتاز درس ریاضی شد

.

طرح سئوال:

طرح سئوال یکی از شیوه های مطالعه دقیق و فعالانه است که در تمام اوقات مطالعه، مفید است. طرح سئوال پیش از مطالعه دقیق، فرد را وادار می کند تا به طور فعالانه و با تمرکز و دقت کافی و با انگیزه و علاقه به مطالعه بپردازد . طرح سئوال هنگام مطالعه یکی از روشهایی است که خواننده را فعال و به طور عمقی او را در گیر مطالعه می کند وسبب برانگیختن جدیت و تلاش وی به هنگام مطالعه می شود و فرد برای یافتن پاسخ به سئوالات بایستی تمرکز حواس خود را حفظ نماید ، زیرا در هنگام مطالعه ، نمی توان بدون تمرکز پاسخ سئوالات را پیدا کرد. بعد از خواندن مطالب با طرح سئوال می توان میزا ن فراگیری خود را ارزش یابی نموده و به نقاط قوت و ضعف خود پی برد و سبب ایجاد نظر انتقادی نسبت به مطالب در فرد می شود. خواننده در مطالعات بعدی برای از بین بردن نقاط ضعف خود با دقت و تمرکز بیشتری مطالعه می کند.

- آگاهی از شیوه های صحیح مطالعه و یادگیری: « برخی از والدین به طور مدام به فرزندان خود می گویند درس بخوانید، مطالعه کنید، ولی هرگز نمی گویند چگونه مطالعه کنید و روشهای صحیح مطالعه را نمی دانند» بنابر این آگاهی از شیوه های صحیح مطالعه و یادگیری چون:تند خوانی ، عبارت خوانی، خواندن اجمالی ، خواندن تجسمی، و … به خواننده کمک می کند تا تمرکز حواس خود را هنگام مطالعه حفظ نمایند
تند خوانی:
تند خوانی باعث توجه و تمرکز بیشتر و فهمیدن مطالب و در نتیجه باعث یادگیری بهتر می شود . فکر و ذهن ما قادر است هزاران کلمه را در دقیقه از خود عبور دهد ولی اگر سرعت مطالعه ما پائین باشد، ذهن وقت اضافی می آورد و ناچار به این شاخه وآن شاخه می پرد و در نتیجه حواس پرتی ایجاد می شود . اما مطالعه سریع و یا تند خوانی فرصت جولان به ذهن نمی دهد و سبب برقراری تمرکز حواس هنگام مطالعه می شود.
عبارت خوانی : عبارت خوانی یعنی خواندن عبارات و جملات به عوض خواندن کلمات . عبارات خوانی به نوع دیگری به تمرکز حواس کمک می کند از این طریق خواننده باید با سرعتی که نزدیک به سرعت اندیشیدن اوست . بخواند، اگر سرعت آنقدر کم باشد که ذهن از حالت فعال بودن باز بماند ، احساس دلزدگی ایجاد می شود و چیزهای دیگری ذهن فرد را مشغول می کند و از روند مطالعه خارج می شود . بنا بر این اگر سرعت خواندن با سرعت اندیشیدن هماهنگ باشد باعث افزایش تمرکز حواس می شود.

خواندن اجمالی:

روش خواندن اجمالی مبتنی است بر یک نمونه گیری سریع از نکات اساسی و صرف نظر کردن از جزئیات، در این روش خواننده مطالب را سازمان بندی می کند ، آنگاه هدف از مطالعه خود را مشخص نموده و مقدار زمان مطالعه و میزان دشواری کتاب را تخمین می زند و سپس از طریق سئوال کردن کنجکاوی ، علاقه، دقت و تمرکز حواس فرد ، افزایش میابد.

خواندن تجسسی:

منظور از روش تجسسی طرح انواع سئوالات جزئی و کلی و مطالعه عمیق و اثر بخش در جهت دست یافتن به پاسخ این سئوالات است … کسی که به دنبال چیزی می گردد به احتمال بیشتری آن چیز را پیدا می کند لذا هدف خواندن تجسسی افزایش دامنه تمرکز و درک عمیق تر معانی است . به همین دلیل خواندن تجسسی تمرکز حواس و علاقه فرد را افزایش می دهد و به او کمک می کند تا مطالب دشوار را تجزیه و تحلیل نموده و آنها را بهتر بفهمد. فهمیدن مطالب موجب تحکیم آنها در حافظه می شود پس خواندن تجسسی برای غلبه بر تنبلی ، حالت کسلی، پرتی حواس، از طریق تحریک حس کنجکاوی و شرکت فعالانه در مطالعه به کار می رود.

- جدیت در مطالعه: به محض نشستن پشت میز مطالعه خواندن را با جدیت شروع کنید ، چرا که اگر سریع مشغول به کار مطالعه شوید ، تمرکز حواس زود به دست می آید « این ضرب المثل چینی را به یاد داشته باشید که: فتح ستارگانی که هزاران فرسنگ از ما دور هستند با بر داشتن قدم اول امکان پذیر است» شک و تردید حاصلی جز حواس پرتی یا انحراف حواس و تسلیم به تخیلات واهی ندارد ، اجازه ندهید چیزی جز مطالعه ذهن شما را مشغول کند . با خود تصمیم بگیرید تا مقدار زمانی را برای مطالعه مشخص کنید و خود را به مدت زمانی خاص محدود کنید . در این زمان از مطالعه دست نکشید ، به مطالعه ادامه دهید ، اما زمان مطالعه را طولانی نکنید بیهوده وسواس به خرج ندهید ، بهانه تراشی نکنید به خود تلقین کنید که فرد با اراده ای هستید و می توانید هر درسی را به خوبی یاد بگیرید. جدی باشید و با علاقه و انگیزه مطالعه کنيد تا هنگام مطالعه دچار حواس پرتی نشوید.

استفاده از رهنما:

یکی از شیوه های برقراری تمرکز حواس، استفاده از یک رهنما چون ؛ انگشت سبابه، مداد و … به هنگام مطالعه است . زیرا استفاده از یک رهنما هنگام مطالعه باعث تمرکز حواس بهتر ، افزایش سرعت مطالعه، عادت به روان خواندن، جلوگیری از برگشت دوباره خوانی و اتلاف وقت و جلوگیری از خستگی چشم و ذهن می شود.

خط کشیدن زیر مطالب مهم:

استفاده از این روش یکی از شایعترین راهبردی است که اغلب دانش آموزان و دانشجویان از آن استفاده می کنند.

لذا هنگام مطالعه باید با استفاده از یک مداد ، ایده ها و مطالب مهم و اساسی را علامتگذاری نمود. زیرا برای مشخص نمودن ایده ها و مطالب مهم و اساسی و خط کشیدن زیر آنها لازم است با تمرکز حواس و دقت خاصی به مطالعه مشغول شد. پس خط کشیدن زیر مطالب مهم باعث برقراری تمرکز حواس و جلوگیری از حواس پرتی می شود

یاداشت برداری هنگام مطالعه:

یاداشت برداری نوعی تکرار درس است که هم سبب تمرکز حواس و هم موجب بیشتر به خاطر سپردن مطالب می شود . یاداشت برداری خوب ، کاری جدی و فعال است که با اندیشیدن ملازمه دارد ، لذا برای یاداشت برداری باید هنگام مطالعه فعال بود و لازمه فعال بودن ، داشتن تمرکز حواس است و برای برقراری تمرکز حواس جهت نوشتن ، هماهنگی چشم و مغز به منزله نوعی یادگیری تجسمی چند بعدی با قدرتی بی نظیر است که تمرکز حواس را تقویت نموده و فهم مطالب و سرعت یادگیری را افزایش می دهد.

پیشنهادا ت

سعی کنید با ایجاد انگیزه های نیرومند و در نظر گرفتن اهدافی که برایتان مهم و جالب توجه است نسبت به مطالعه در خود شوق و علاقه ایجاد کنید. زیرا علاقه داشتن نسبت به موضوعی سبب تمرکز حواس در هنگام مطالعه آن موضوع می شود.

موقعیتهایی که نمی توانید در آنها تمرکز حواس داشته باشید ، تجزیه و تحلیل کنید ، احساسات خود را مورد بررسی قرار دهید و بدانید که چه عواملی افکار شما را دگرگون می کنند. افکار منفی و بیمارگونه را از خود دور کنید و هر موقعیت را تا حدی که می توانید به طور منطقی تعبیر و تفسیر کنید.

موضوعهای مطالعاتی خود را تقسیم بندی کنید یعنی هر موضوعی را که می خواهید مطالعه کنید، آن را به قسمتهای کوچکتر تقسیم کرده و به تدریج در زمانهای مختلفی آنها را مطالعه کنید.

هر وقت مصمم شدید مطالعه کنید یا کار دیگری انجام دهید ، بکوشید بر عزم خود پا بر جا باشید تا آن کار را به اتمام برسانید .

زمانهای مطالعه خود را با فعالیتهای متنوع تقسیم نمائید تا اینکه بتوانید تمرکز حواس خود را برای مدت زمان طولانی تری حفظ کنید و مطالعه را در آن ساعت از روز انجام دهید که برای شما مناسب تر است .

استفاده از یک استراحت کوتاه در هر ساعت، انرژی لازم برای حفظ تمرکز حواس را برای مدت زمانی طولانی تری در اختیار فرد می گذارد.

هرکاری به جای خویش نیکوست پس برنامه مطالعاتی داشته باشید و برای هر کاری وقت به خصوص تعیین کنید
-با آگاهی ازفنون مطالعه بکارگیری آنها در هنگام مطالعه در خود ایجاد تمرکز کنید زیرا کاربرد فنونی که خواننده را در عمل مطالعه فعال می سازد، کلید اساسی ایجاد تمرکز است.

به جای اینکه بکوشید دنیای خارج را تغییر دهید ، خود را تغییر دهید و لازم نیست که دیگران ویا رفتار آنها را مطابق دلخواه خویش تغییر داده شوند.

چند برگ کاغذ روی میز مطالعه خود داشته باشید و مواردی از افکار منحرف کننده و مزاحم را یاداشت کنید و بعد از مطالعه نسبت به حل آنها در حد امکان اقدام نمائید
ممکن است حواس پرتی شما ناشی از گرسنگی و تشنگی شدید، بی خوابی ، خستگی، و یا علت یا علل درونی دیگری باشد، در چنین موقعیتی هرگز مطالعه نکنید.

هنگام مطالعه لباس راحتی به تن کنید ، لباسی که نه بسیار زبر باشد نه بسیار نرم ، نه بسیار گشاد باشد نه بسیار تنگ
مطالعه در حالتهایی نظیر دراز کشیدن ، به پشت خوابیدن، در حال راه رفتن تکیه زدن به دیوار و امثال اینها مفید نمی باشد. زیرا در چنین موقعیتهایی نمی توان تمرکز حواس خود را حفظ نمود ، بنا بر این هنگام مطالعه سعی شود خم شدن کمر عادت نشود و فاصله کتاب تا چشم سی سانتیمتر باشد

محرکهای محیطی از قبیل صدای رادیو، تلويزیون، تيلفون، و… که باعث حواس پرتی شما می شوند از موقعیت مطالعه خود حذف کنید.

بهترین وضعیت برای درس خواندن نشستن پشت میز مطالعه می باشد و بدترین وضعیت درازکش می باشد چرا که در این وضعیت، فرد سریع از حال و هوای مطالعه خارج می شود و تمرکز حواس خود را از دست می دهد

محل مطالعه باید از هر نظر مانند نور ، دما، درجه حرارت و … مناسب باشد

انگیزه بسیار بالایی برای مطالعه داشته باشید زیرا افرادی که دارای انگیزه بسیار بالایی هستند می توانند تمرکز حواس خود را برای چندین ساعت حفظ کنند.

 

 

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 14 بهمن1385 و ساعت |
تعداد زیادی از با آنکه مطالعه خوب و کافی دارند ، لیکن در هنگام آزمون بدلیل اضطراب نتیجه دلخواه را بدست نمی آورند.

چرا در موقعیت امتحان یا آزمون یا شرایط خاص ، که برای شمابسیارمهم وحیاتی است دچار اضطراب می شوید؟

آیا راه کنترل یا غلبه براضطراب را می شناسید؟

عصر ما را عصر اضطراب نام داده اند. زیرا در تمام شئون زندگی آثار اضطراب را می توان دید . با توجه به این که تعاریف ، تقسیم بندی و راه های کنترل و درمان متعدد وجود دارد ، به برخی ازآن ها درزیر اشاره می کنیم :

تعاریف :

حالت عاطفی نامطبوع که با تغییرات سایکو فیزیولوژیک در پاسخ به یک تعارض درونی همراه است.

 یک ترس درونی شده.

واکنش ناآگاهانه دربرابر تمایلات سرکوب شده واضطراب نتیجه طرزتفکر غیرمنطقی است. میزان اضطراب را متناسب با میزان بی اعتباری پیش بینی های فردی دانسته اند .

اضطراب امتحان با عوامل شخصیتی ، اجتماعی خانوادگی ، فرهنگی وآموزشگاهی رابطه دارد و در عملکرد تاثیرگذار است و آن را «ترس ودلهره و نگرانی که افراد درمواجهه باموقعیتی به نام امتحان با آن روبرو می شوند » تعریف کرده اند.

 

معمولا کسانی  دارای اضطراب امتحان هستند که :

1- هنگام مطالعه دروس امتحانی مضطربند.

2- به هنگام حضور درامتحان دچار فراموشی می شوند.

3- درباره نحوه امتحان ونتایج آن از مدت ها قبل نگرانند.

4- علایم جسمانی نظیر تپش قلب، عرق کردن ،تنفس عضلانی و…. دارند .

5- هنگام امتحان دادن ، تمرکز حواس ندارند وقادر به تنظیم آموخته ها نیستند.

 

عوامل موثر در اضطراب امتحان

1-  تصویرغیر واقع بینانه ازخود : انسان خود راحقیرمی بیند وازشخصیت واقعی اش درحال فراراست وازسوی دیگر اضطراب این امر را تقویت می کند .

تصور غیرواقعی ازخود هم دلیل و هم منشااضطراب است .

2- مسائل گذشته و پیشامدهای آینده : رها کردن وضعیت فعلی ومعطوف داشتن فکر به مسائل گذشته ویا آینده

3- عوامل عاطفی وفیزیکی قبل وحین امتحان : مکانیسم های روانی هیجان درقبل وحین امتحان بر یاد آوری وحافظه تاثیر دارد. اضطراب امتحان درسطح بالا همواره درفعالیت وکارآیی مزاحمت ایجاد می کند واضطراب درسطح متوسط مقداری انگیزه ایجاد می کند.

4- عوامل شخصیتی : اضطراب عمومی ، عزت نفس پایین، اسناد درونی ، شکست ها

5- عوامل خانوادگی : الگوهای خشک وغیرقابل انعطاف پرورش انتظارات بیش ازحد ، تنبیه وسرزنش ،عدم تشویق ، وضعیت اقتصادی ، اجتماعی پایین

6- عوامل آموزشگاهی : محیط و موقعیت امتحان ، محدویت زمان ، عدم مطالعه صحیح وکافی ، عوامل مزاحم (نور ،صدا مراقبین و……..)

7- عدم آمادگی : هوش ، انگیزه موفقیت ، درماندگی آموخته شده..

خود را با دیگران مقایسه نکنید.

دلایل موفقیت دیگران را بررسی کنید.

درطول سال با انتخاب صحیح هدف وبرنامه متناسب با توان خود، تلاش را با توکل به خدا و امیدواری شروع کنید.

 

علایم اختلالات اضطرابی :

1- علایم شناختی : مشکلات حسی ادراکی ، مشکلات تمرکز وحواس پرتی ،اشکالات مفهومی ( تعریف شناختی )

2- علایم عاطفی : بی حوصلگی ، نارآمی ، ترس.

3- علایم رفتاری : بازداری ، اجتناب، اشکال کلامی، ناهماهنگی

4- علایم فیزلوژیکی : علایم قلبی – عروقی ( افزایش ویاکاهش فشار خون و ضعف ) اشکالات تنفسی ( احساس خفگی ) علایم عصبی – عضلانی ( اسپاسم ) معده ای – روده ای ( درد شکم وتهوع) علایم پوستی ( تعریق – برافروختگی چهره و..)

 

روش های کاهش اضطراب امتحان :

با توجه به تاثیر مخربی که اضطراب امتحان درنظام آموزشی به جا می گذارد ، لزوم کمک رسانی درجهت پیشبرد اهداف بهداشت روانی به منظور جلوگیری ازافت تحصیلی احساس می شود.

1- درمان دارویی.

2- درمان شناختی : بیان خود، ابراز خود ، آگاهی ازافکار پریشان ومولد اضطراب.

3- درمان منطقی – هیجانی : بازسازی اعتقادات و باورهای غیر منطقی افراد که پایه اختلال هیجانی و رفتار علیه خود می باشد.

4- حساسیت زدایی منظم.

5- کسب مهارت های مطالعه.

6- استفاده ازروش های تن –آرامی ( رفتاردرمانیrelaxation)

رهنمودها :

- درطول سال با انتخاب صحیح هدف و برنامه متناسب باتوان خود تلاش را با توکل به خدا وامیدواری شروع کنید.

- دربرنامه ریزی به استعداد و میزان تلاش خود توجه کنید .

-  هدف خود راواقع بینانه انتخاب کنید.

- به روش های صحیح مطالعه توجه کنید

به طول مدت تمرکز خود توجه کنید . مراحل تقویت حافظه وبه یاد آوردن بهتر مطالب را یاد بگیرید.نقاط ضعف رابیابید وازکمک های تحصیلی ، آموزش استفاده مطلوب ببرید.

- خود را با دیگران مقایسه نکنید .

- اشتغال بیش از حد فکر به قبول شدن و نشدن وقت وانرژی روانی شما راکاهش می دهد .

- چنانکه سال های قبل ، کنکور داده وموفق نشده اید ، به جای مرور شکست سال های قبل به دلایل شکست توجه کنید. رشته امتحانی محل و موقعیت امتحان ، موقعیت عاطفی ، هیجانی خود وخانواده ، نحوه برنامه ریزی و مطالعه …. را ارزیابی کنید.

- ازتعمیم دادن نادرست اجتناب بورزید .

- به ضمیر ناخودآگاه خود ، دستور و برنامه « موفقیت » بدهید وشکست رابرای خود برنامه ریزی نکنید .

- دلایل موفقیت دیگران را بررسی کنید.

- به خود بگویید : « چرا به مسئله پذیرفته شدن در کنکور این قدر فکر می کنم ؟ » و راه حل های دیگر برای موفقیت در سایر سطوح را بررسی کنید .

- به تغذیه استراحت کافی و سلامت جسمانی خود توجه کنید .

- میزان تلاش ، آمادگی و آرامش خود را واقع بینانه بررسی کنید.

- به میزان مطالعات دیگران توجه نکنید . تفاوت های فردی مطرح هستند.

 

رهنمودهایی برای کنکوری که پیش رودارید :

1- روز قبل ازامتحان ، ازمطالعه ومرور دروس خودداری کنید . مرور روز قبل ، اضطراب آور است .

2- مکان امتحان را از نزدیک ببینید .

3- چنانچه تجربه قبلی ازکنکور دارید ، محل وشرایط قبلی رابررسی کنید.

4- موقعیت مشابه را درذهن تصورکنید وسعی کنید با روش آرامش عضلانی خود را آرام کنید.

5- اگر اضطراب شما بیش ازحد است ونیاز به حمایت های دارویی دارید ، اقدام کنید.

6- روز قبل ازامتحان مواد انرژی بخش مانند شیر، خرما و… استفاده کنید.

7- بدانید شما که تلاشتان را انجام داده اید، نتیجه مطلوب عایدتان می گردد .

8- خود را در حالی که راحت نشسته اید و به سوالات پاسخ می دهید ، تصور کنید واحساس خود را پس ازاینکه موفق شده اید ،ببینید .

9- به خود آرامش دهید و مثبت بیندیشید ، با نام خدا جلسه راشروع کنید و به او توکل کنید.

10- قبل ازشروع جلسه ، ازپرسش وپاسخ درسی به هرشکل خودداری کنید.

11- هنگام پاسخگویی ، فقط به پاسخ دادن توجه کنید، توجه خود را به شرایط محیطی کاهش دهید

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 14 بهمن1385 و ساعت |

چگونه خشم خود را مهار کنیم؟

 


 
   
 

همه  ما در لحظاتی احساس خشم و عصبانیت می‌کنیم و همه  ما آدم‌های عصبانی و تندخویی را می‌شناسیم که زندگی کردن با آنها بسیار سخت و دشوار است. خشم به طور کلّی احساس خوشایندی نیست امّا یک هیجان طبیعی و سالم است. ما معمولاً پس از آن که احساس ناراحتی یا آسیب‌پذیری می‌کنیم خشمگین می‌شویم. خشم به ما قدرت می‌دهد تا مقابله کنیم. معمولاً وقتی ناراحتی و آسیب‌پذیری به خشم تبدیل می‌شود ما احساس نومیدی و بی‌پناهی نمی‌کنیم. خشم به ما کمک می‌کند تا به تهدیدها واکنش نشان دهیم. به ما امکان می‌دهد که در مقابل حملات از خودمان دفاع کنیم. امّا خشم هنگامی مشکل‌زا می‌شود که ما در حال عصبانیت عملی انجام دهیم که به دیگران آسیب رساند (روحی یا جسمی). بنابراین با وجودی که واکنش نشان دادن به هنگام خشم و عصبانیت، عملی طبیعی است امّا باید مراقب بود که این واکنش به دیگران آسیب نرساند. به این فرایند، مهار یا مدیریت خشم می‌گویند.

روش مختلفی برای مدیریت خشم وجود دارد که از آن جمله می‌توان به روش‌های زیر اشاره کرد:

الف- روش‌های آرامش (Relaxation Techniques)

با آرام کردن دستگاه عصبی خودمختار می‌توان به فرونشاندن خشم کمک کرد. برخی از روش‌های این کار عبارتند از:

تنفس عمیق

تنفس عمیق روشی است که می‌توان برای به آرامش رسیدن سریع مورد استفاده قرار داد. در صورتی که به طور مرتب آن را انجام داده باشید اثر آن بیشتر است.

۱- از طریق بینی نفس بکشید. مدتی که هوا را به داخل می‌کشید باید به اندازه  شمارش آهسته  یک تا سه باشد.

۲-هنگامی که هوا را به داخل می‌کشید معده  خود را به طرف بیرون فشار دهید.

٣-هوا را از طریق دهان خود بیرون دهید. این کار باید به اندازه  شمارش آهسته  یک تا شش طول بکشد.

۴- این کار را دوبار دیگر تکرار کنید

توجه: اگر احساس گیجی داشتید، آهسته‌تر نفس بکشید.

مدیتیشن

* پاسخ آرامش (Relaxation Response)، شکل ساده‌ای از مدیتیشن است که هر کس می‌تواند آن را انجام دهد. به کارگیری روزانه  این روش می‌تواند به کاهش استرس و افزایش تمرکز کمک کند.


1- موضوع تمرکز را انتخاب کنید.
یک کلمه یا عبارت کوتاه یا تصویر و یا دعایی که می‌خواهید روی آن تمرکز کنید را انتخاب کنید. در بعضی از انواع مدیتیشن به این «مانترا» می‌گویند. آنچه انتخاب کرده‌اید می‌تواند ریشه در نظام اعتقادی شخصی شما داشته باشد. مثلاً یک فرد مسیحی ممکن است بر روی عبارت «یا عیسی مسیح» تمرکز کند و یک فرد مسلمان روی کلمه «الله». حتی می‌شود واژه‌های خنثی و عمومی مانند «صلح» یا «آرامش» را در نظر گرفت و یا بر روی حرکت تنفسی (دم و بازدم) خود تمرکز کرد.

2- آرام بنشینید.
مکان آرامی را انتخاب کنید و راحت بنشینید. زنگ ساعت را تنظیم نکنید ولی جایی بنشینید که اگر خواستید بتوانید ساعت را ببینید. چشمانتان را ببندید و عضلاتتان را شل کنید.

3- به طور طبیعی و آرام تنفس کنید.
به طور طبیعی و آرام تنفس کنید. موضوعی که برای تمرکز انتخاب کرده‌اید را با هر بار بازدم (بیرون دادن نفس) تکرار کنید.

4- بازگشت به موضوع تمرکز
در ابتدا حواس شما پرت می‌شود. اشکالی ندارد. دقت کنید به کجا می‌رود و آن را به تنفس و موضوع تمرکزتان بازگردانید.

آنچه اهمیت دارد این است نباید در این حالت از خودتان انتقاد کنید. پرت شدن حواس شما چیز بدی نیست. این چیزی است که اتفاق می‌افتد. به آن توجه کنید و آن را دوباره به کاری که در دست دارید بازگردانید. با این کار، توجه و تمرکز شما هم بیشتر می‌شود.

5- ده تا بیست دقیقه ادامه دهید.
این کار را برای 10 تا 20 دقیقه ادامه دهید. اگر خواستید هر از گاهی به ساعت نگاهی بیاندازید. هر گاه افکار دیگری به ذهن‌تان آمد، آن‌ها را بیرون برانید و به کار تمرکزتان بازگردید.

برای این که بهترین نتیجه را کسب کنید روزی یک تا دوبار این فرایند را تکرار کنید. هر چه تجربه‌تان بیشتر شود، راحت‌تر تمرکز خواهید کرد و رفته‌رفته متوجه می‌شوید که پراکندگی و آشفتگی ذهنی شما برطرف می‌شود.

* مراقبه (Mindfulness Meditation) نوع دیگری از مدیتیشن است که بسیار ساده است امّا انجام دادن آن آسان نیست. مراحل آن به قرار زیر است:

    • آرام بنشینید یا دراز بکشید و به دم و بازدم تنفسی خود توجه کنید.
    • به هر چیز دیگری که در بدن خود حس می‌کنید توجه کنید.
    • هرگاه افکار دیگری به ذهن‌تان آمد آن‌ها را از ذهن‌تان بیرون کنید.
    • آگاه باشید که در لحظه  حال بسر می‌برید.
    • این کار را روزانه 15 الی 20 دقیقه انجام دهید.
    • با برطرف شدن آشفتگی ذهنی، به احساس آرامش خوبی دست خواهید یافت.

توجه: روزی چند بار کارتان را متوقف کنید و به تنفس کردن خود توجه کنید. حس «بودن» را در خودتان پرورش دهید، به جای آن که همیشه حس کنید که وظیفه  شما در این دنیا این است که باید کاری را انجام دهید.

شمارش

ساده‌ترین کاری که می‌توان کرد این است که قبل از نشان دادن هرگونه عکس‌العملی به هنگام خشم و عصبانیت، از یک تا 10 بشمارید. این کار باعث می‌شود که واکنش شما کمتر پرخاشگرانه باشد.

ب- روش‌های شناختی (Cognitive Techniques)

این روش‌ها به شما کمک می‌کنند تا باورها و انتظارات خود را تغییر دهید. هنگامی که عصبانی هستید، تفکرات شما می‌تواند افراطی و مبالغه‌آمیز گردد. سعی کنید افکار افراطی را با افکار معقولتری جایگزین نمائید. به جای فکر کردن به این که «این وضعیت، بسیار بد و افتضاح است» به خودتان بگوئید «این وضعیت ناراحت‌کننده است و این که من از این بابت ناراحتم قابل درک است امّا من می‌دانم چگونه در حالت خشم، عکس‌العمل نشان دهم.»

از مهمترین روش‌های شناختی، روش‌هایی است که برای افسردگی و اضطراب به کار می‌رود.

• شناخت درمانی برای افسردگی و اضطراب

رویکردهای متفاوتی به روان درمانی وجود دارد. برخی از روان‌درمانگران گرایش‌های خاصی دارند. در حالی که برخی دیگر بازتر عمل می‌کنند و روش‌های متنوعی را به کار می‌گیرند. بسیاری از روان‌ درمانگران، در بعضی مواقع از شناخت درمانی یا شناخت-رفتار درمانی استفاده می‌کنند.

شناخت درمانی سعی در تغییر نحوه  تفکر آدم‌ها نسبت به چیزهای مختلف دارد. روش درمانی آلبرت الیس یک نمونه  خوب است. الیس معتقد است که هیجانات قوی، از تعامل بین رویدادهای محیطی و اعتقادات و انتظاراتی که ما داریم نتیجه می‌شوند. برخی از این اعتقادات بسیار قوی یا محکم هستند. (مثل اعتقاد به این که «همه باید مرا دوست داشته باشند.») در روش الیس، بیماران یاد می‌گیرند که اعتقاداتشان را اصلاح کنند به نحوی که از شدّت کمتری برخوردار شود. (مثل این که «من دوست دارم که مردم مرا دوست داشته باشند، امّا می‌دانم که همه این جور نیستند.»)

آرون بِک، روشی برای درمان اضطراب و افسردگی بر پایه  نظریه  شناخت به وجود آورده است. در این روش، بیمارانی که دچار افسردگی هستند یاد می‌گیرند که چگونه از طریق گفتگوهای درونی، اختلالاتی که در الگوهای فکری و انتظارات و عقایدشان وجود دارد را تغییر دهند.

جان کوک، روش درمانی بِک برای اضطراب را چنین توضیح می‌دهد:
«این نظریه، نقش تفکر نادرست در ایجاد اضطراب را تشریح می‌کند و روشی را برای بازسازی آن از طریق تجدید ساختار شناختی فرد ارائه می‌نماید. به گفته بِک، روشی که ما اطلاعات را پردازش می‌کنیم توسط ساختاری به نام «طرحواره» اداره می‌شود. این طرحواره‌ها متشکل از قوانینی برای تشریح اطلاعات ورودی و نیز قوانینی برای بازیابی آنچه تاکنون یادگرفته‌ایم هستند و قادرند تاثیرات قوی و مهمی بر روی چگونگی ارتباط ما با دنیا بگذارند. برای مثال، طرحواره  فردی که دارای ترس از اجتماع است باعث می‌شود که او از طریق تشریح اطلاعات ورودی و خاطراتی که از تهدیدهای اجتماعی دارد، مضطرب و دوری گزین گردد. روش درمانی، شامل تصحیح تفکر نادرست و غیرمنطقی از طریق مواجه ساختن مکرّر طرحواره  شناختی با اطلاعات مغایر و متضاد آن طی تمرینات خانگی است.»

اضطراب و افسردگی را می‌توان از طریق دارو درمانی یا روان درمانی و یا هر دو درمان کرد. برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند که ترکیب این دو می‌تواند تأثیر بسیار بیشتری داشته باشد. البته دارو درمانی برای اضطراب گاهی به وابستگی شخص منجر می‌شود امّا این مسأله به ندرت در مورد داروهای ضدافسردگی پیش می‌آید.

ما والدین باید به كودكان خود متذكر شویم حتى اگر در زندگى خصوصى مان به موفقیتى دست نیافته ایم اما مى توانیم هنوز والدین خوبى بوده و به خوبى مراقب شان باشیم. روى هم رفته وظیفه ما فراهم كردن محیطى كامل و بى عیب براى كودكان نیست بلكه موظف هستیم به آنها كمك كنیم تا براى كسب موفقیت در دنیایى پر از نقص، مهارتهاى لازم را به دست آورند.

نتیجه‌گیری
خشم فروخورده می‌تواند مشکل‌زا باشد امّا این بدان معنی نیست که راه چاره، بیرون ریختن خشم و عصبانیت است. رویکرد متعادلی شامل قبول خشم و انتخاب واکنش مناسب، می‌تواند برای بسیاری راه‌گشا باشد. خشم هم می‌تواند انگیزه  کمکی برای انجام دادن کاری باشد و هم ممکن است مشکل‌زا گردد و شما را به دردسر بیاندازد. هرگاه عصبانی شدید به یاد بیاورید که برای واکنش نشان دادن به این احساس، حق انتخاب دارید.

 

 
 

ترجمه: کلینیک الکترونیکی  روان‌یار

منبع

Managing Your Anger,
http://psychology.about.com

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 8 بهمن1385 و ساعت |

چگونه بهتر تصمیم‌گیری کنیم؟

   

 

 
 

تصمیم‌های خوب توسط «مغز و قلب» گرفته می‌شوند. ما معمولاً موقعی تصمیم‌های بهتری می‌گیریم که از ذهن خودآگاه و ناخودآگاهمان توأماً استفاده کنیم. پژوهشگران در دانمارک دو نوع تصمیم‌گیری را مورد مطالعه و مقایسه قرار دادند. یکی تصمیم‌گیری توسط کسانی که مجاز به فکر کردن درباره حق انتخاب‌هایشان بودند و دیگری تصمیم‌گیری توسط کسانی که حواسشان پرت بوده و اجازه فکر کردن آگاهانه درباره مسائلشان را نداشتند. نتیجه جالب این مطالعه این بود که افراد وقتی که حواسشان پرت بوده، تصمیم‌گیری بهتری کرده‌اند! یعنی هنگامی که تصمیم‌گیری آنها به شدّت تحت تاثیر ذهن ناخودآگاهشان بوده است.

به نظر می‌رسد که بهتر است برای تصمیم‌گیری، گزینه‌های مختلف را در ذهن ناخودآگاهمان نگاه داریم و آن‌ها را در «پس زمینه فکرمان» پردازش کنیم. ذهن خودآگاه ما تنها می‌تواند در هر لحظه در یک یا دو جا حضور داشته باشد!

اگر با تصمیم‌گیری مهمی در زندگی خود روبرو هستید، گامهای زیر را بردارید:

1- تمام گزینه‌ها را در نظر بگیرد
پیش از آن که به پاسخ نهایی نزدیک شوید، مطمئن باشید که تمام گزینه‌های احتمالی را در نظر گرفته‌اید. معمولاً اختصاص دادن زمانی برای یورش فکری (بیرون ریختن هر چه به ذهن می‌رسد) مفید است. آیا گزینه‌هایی هستند که در نظر نگرفته باشید؟ چه کار دیگری ممکن است بکنید؟

یک برگ کاغذ سفید بردارید و هر چیزی که در مورد تصمیم‌تان به فکرتان می‌رسد یادداشت کنید. بر روی پیدا کردن تمام حالت‌های ممکن تمرکز کنید و از هرگونه پیش داوری در مورد هر یک از گزینه‌ها خودداریکنید.

2- با آن بخوابید
پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند که ما هنگامی که از ذهن ناخودآگاهمان در کنار ذهن خودآگاهمان استفاده کنیم، تصمیم‌های بهتری می‌گیریم. ذهن ناخودآگاه ما محدود به فکر کردن به حداکثر یک یا دو مورد در هر لحظه نیست. بنابراین، پس از آن که تمام گزینه‌ها را در نظر گرفتید و روی کاغذ نوشتید، برگه کاغذ را به کناری بیاندازید و خودتان را سرگرم کار دیگری کنید. فیلم تماشا کنید، کتاب بخوانید، موسیقی گوش کنید، یا اصطلاحاً با آن بخوابید- یعنی به رختخواب بروید و بخوابید .

3- گزینه‌هایتان را محدودتر کنید
نگاه تازه‌ای به گزینه‌هایی که نوشته‌اید بیاندازید. آیا بعضی از آنها به عنوان انتخاب‌های خوب به شما چشمک می‌زنند؟ زیر آنها خط بکشید. آیا بعضی از آنها به نظرتان خیلی بد می‌آیند؟ روی آنها خط بکشید. این کار را ادامه دهید تا به دو یا سه انتخاب قابل قبول برسید.

4- مزایا و معایب
روی یک برگ کاغذ دو ستون بکشید. بالای یکی بنویسید «مزایا» و بالای دیگری «معایب». پس دو (یا سه) خط عرضی بکشید و کاغذ را به دو (یا سه) قسمت مساوی تقسیم کنید. هر قسمت را به یکی از گزینه‌های باقیمانده اختصاص دهید.

تمام مزایا و معایبی را که برای هر کدام از گزینه‌های باقیمانده به فکرتان می‌رسد روی کاغذ بنویسید. برخی همپوشانی‌ها پیش خواهد آمد- یعنی مزایای یک گزینه ممکن است جزء معایب گزینه دیگر باشد. و همچین برخی مطالب منحصر به فرد نیز ممکن است در هر بخش وجود داشته باشد.

در پایان این مرحله، ممکن است مشخص شود که یکی از گزینه‌ها بهتر از بقیه است. حتی در این صورت هم مرحله بعد را انجام دهید.

5- دوباره با آن بخوابید
کاغذ را کناری بگذارید و 24 ساعت به آن نگاه نکنید. ممکن است روز بعد بخواهید دوباره آن را نگاه کنید و شاید هم فردا صبح که از خواب بیدار شدید تصمیم‌تان را گرفته باشید. اگر خواستید دوباره به کاغذتان نگاه کنید، از فاصله دور این کار را بکنید. مثلاً از آن طرف اتاق. آیا هیچیک از گزینه‌ها به شما چشمک می‌زنند؟

اگر هنوز نمی‌توانید تصمیم‌ بگیرید، یک دوست نزدیکتان را در این فرایند دخالت دهید. نظرات یک شخص دیگر می‌تواند به شما کمک کند تا چیزها را از دیدگاه متفاوتی ببینید.

 
 

ترجمه : کلینیک الکترونیکی روان‌یار

منبع

Make Better Decisions,
http://psychology.about.com

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 8 بهمن1385 و ساعت |
   
 

 

 
 

روان درمانی از راه دور چیست؟
پاسخ این سوال به طور ساده این است: استفاده از اینترنت برای تعاملات درمانی. از آنجا که روان درمانی از طریق اینترنت عمدتاً به کمک پست الکترونیکی صورت می‌گیرد، بعضیها این روش درمانی را «درمان از طریق پست الکترونيک» (e-mail therapy) مي‌نامند.

اغلب روان‌شناسانی که به مشاوره و درمان از طریق اینترنت می‌پردازند عقیده دارند که اینترنت راه‌های جدید و جذابی را برای ارائه خدمات درمانی به وجود آورده است. البته تمام روان‌شناسان در مورد این که درمان از راه دور چیست و یا چگونه باید باشد هم عقیده نیستند. برخی عقیده دارند که درمان از راه دور همانند روان درمانی حضوری است و فقط در آن، ارتباط با بیمار از طریق اینترنت و پست الکترونیکی صورت می‌گیرد. امّا به نظر نمی‌رسد که این عقیده  کاملاً درستی باشد. در مقابل، عده‌ای دیگر از روان‌شناسان معتقدند که درمان از راه دور و از طریق پست الکترونیکی که بر مبنای نوشته‌های متنی است، نوع متفاوتی از تعاملات درمانی را می‌طلبد که واجد ویژگیهای خاص خود است.

مزایای روان درمانی از راه دور

1- دستیابی آسان به اطلاعات و مطالب مرتبط با سلامت روانی، خصوصاً برای کسانی که در مناطق دور افتاده زندگی می‌کنند.

۲- دستیابی به مشاور و روان‌شناس برای افرادی که از نظر جسمی‌ مشکل حرکتی دارند یا آنهایی که پایبند خانه هستند.

۳ـ سهولت و با صرفه بودن درمان از راه دور.

۴ـ اینترنت باعث شده است که اطلاعات مربوط به سلامت روانی، بیشتر از سابق در دسترس قرار داشته باشد.

احساس راحتی بیشتر برای درمیان گذاشتن مسائل و مشکلات واقعی از طرف مردم، نسبت به جلسات حضوری. شایان ذکر است که مشکلات و موانعی از قبیل خجالت کشیدن یا شرم حضور که در جلسات حضوری برای بیان مسائل وجود دارد، در این روش درمانی حذف می‌شود.

روان درمانی از راه دور ابزار مهمی‌ است که به مردم کمک می‌کند تا درباره  سلامت روانی بیشتر بیاموزند.

معایب روان‌درمانی از راه دور

1- در صورتی که بیماران برای روان درمانی از راه دور هزینه پرداخت کنند، این هزینه‌ها مورد قبول و تحت پوشش بیمه نیست.

2- ملاحظات مربوط به محرمانگی اطلاعات.

3- عدم کفایت این روش درمانی در شرایط بحرانی و اضطراری.

4- نامناسب و ناکافی بودن این روش برای کسانی که مشکلات پیچیده دارند. دامنه کمک‌هایی که از طریق این روش به بیمار عرضه می‌گردد محدود است.

5- نامناسب و ناکافی بودن این روش برای کسانی که بیماریهای جدّی روانی دارند.

6- روان درمانی از راه دور، محدودیت‌های جغرافیایی را از میان بر می‌دارد و بدین ترتیب هر کس از هر ملیت و فرهنگی می‌تواند مطالب خود را با روان درمانگر در میان بگذارد. امّا بسیاری از توصیه‌های درمانی نمی‌تواند بدون توجه به زمینه‌های فرهنگی و به صورت عام ارائه گردد.

 
   

ترجمه : کلینیک الکترونیکی روان‌یار

منبع

http://www.headworks.com/etherapy
http://psychology.about.com

 
 
 
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 8 بهمن1385 و ساعت |


نیازهای روان‌رنجورانه

 
 
   
 

خانم کارن هورنای ( Karen Horney )، نظریه‌پرداز معروف روانکاوی، ارائه‌دهنده یکی از معروف‌ترین نظریه‌ها در زمینه روان‌رنجوری است. او معتقد است که علّت روا‌ن‌رنجوری ناشی از اضطراب، روابط بین افراد و روابط اجتماعی است. براساس نظریه او، راهبردهایی که افراد برای انطباق و کنار آمدن با اضطراب به کار می‌برند، بر اثر استعمال بیش از حدّ، به نیازهای روان‌رنجورانه بدل می‌گردند.

به گفته خانم هورنای، اضطراب (و در نتیجه، روان‌رنجوری) می‌تواند در نتیجه چیزهای مختلفی از قبیل سلطه مستقیم یا غیرمستقیم، بی‌تفاوتی، رفتار غیرعادی، بی‌توجهی به نیازهای شخصی کودکان، گرایش‌های تحقیرآمیز، تحسین بیش از حدّ یا نبود آن، کمبود محبّت واقعی، اجبار به جانب‌گیری در مشاجرات پدر و مادر، مسئولیت خیلی زیاد یا خیلی کم، بیعدالتی، وعده‌های عمل نشده، جوّ خصمانه و ... به وجود آید.

کارن هورنای 10 نیاز روان‌رنجورانه را برشمرده و آن‌ها را در سه دسته طبقه‌بندی نموده است:

1- نیازهایی که شما را به سمت دیگران متمایل می‌کند.
این نیازهای روان‌رنجورانه باعث می‌شوند که افراد به دنبال تایید و پذیرش از طرف دیگران باشند. این افراد معمولاً آدم‌های نیازمند یا وابسته گفته می‌شوند.

2- نیازهایی که شما را از دیگران دور می‌کند.
این نیازهای روان‌رنجورانه باعث ایجاد دشمنی و رفتارهای ضداجتماعی می‌گردند. این افراد معمولاً آدم‌های سرد، بی‌تفاوت و گوشه‌گیر هستند.

3- نیازهایی که شما را در مقابل دیگران قرار می‌دهد.
این نیازهای روان‌رنجورانه باعث خصومت و نیاز به کنترل دیگران می‌گردد. این افراد معمولاً آدم‌های سخت، سلطه‌جو و نامهربانی هستند.

آدم‌های متعادل، این هر سه راهبرد را به کار می‌گیرند و برحسب عوامل بیرونی و درونی، تمرکز خود را از یکی به دیگری برمی‌گردانند. اکنون سوال این است که پس چه چیزی این راهبردهای انطباقی را روان‌رنجورانه می‌سازند؟ پاسخ هورنای این است: به کارگیری بیش از حدّ یک یا بیشتر از این روش‌های بین فردی.

خانم کارن هورنای در کتاب معروف خود به نام خودکاوی که در سال 1942 نوشته است، 10 نیاز روان‌رنجورانه را به شرح زیر فهرست کرده است:

1- نیاز روان‌رنجورانه به تأیید و پذیرش
این نیازها شامل تمایل به دوست داشته شدن، خوشحال کردن دیگران و بر آورده ساختن انتظارات دیگران است. افرادی که این نوع نیاز را دارند در مقابل انتقاد یا نفی‌شدن فوق‌العاده حساسند و از خشم یا دشمنی دیگران می‌ترسند.

  2- نیاز روان‌رنجورانه به شریک زندگی که همه مسئولیت‌ها را به عهده گیرد
این متضمن نیاز به متمرکز شدن بر روی یک شریک زندگی است. افرادی که این نوع نیاز را دارند از ترس شدیدی نسبت به رانده شدن از سوی شریک زندگیشان رنج می‌برند. این افراد معمولاً اهمیت اغراق‌آمیزی به عشق می‌دهند و معقتدند که داشتن یک شریک زندگی، تمام مشکلات زندگی را حل خواهد کرد.

  3- نیاز روان‌رنجورانه به محدود کردن زندگی در یک حاشیه باریک
افرادی که این نیاز را دارند ترجیح می‌دهند دور از انظار و بدون جلب توجه کردن باقی بمانند. آن‌ها آدم‌های کم توقعی هستند و زندگیشان محتوای اندکی دارد. آن‌ها از آرزوهای مادّی اجتناب می‌کنند و معمولاً بر نیازهای شخصی خود سرپوش می‌گذارند و استعداد و توانائی‌های خود را دست کم می‌گیرند.

  4- نیاز روان‌رنجورانه به قدرت
افرادی که این نیاز را دارند در جستجوی به دست آوردن قدرت برای حفظ خود هستند. آن‌ها معمولاً ستایشگر قدرت و بیزار از ضعف هستند و دیگران را تحت تسلط خود می‌گیرند. این افراد از محدودیت‌های شخصی، درماندگی، ناتوانی و شرایط غیرقابل کنترل می‌ترسند.

  5- نیاز روان‌رنجورانه به بهره‌کشی از دیگران
این افراد به دیگران از چشم این که چه استفاده‌ای می‌توانند برسانند نگاه می‌کنند. افرادی که این نوع نیاز را دارند معمولاً به خاطر توانایی در بهره‌کشی از دیگران به خود می‌بالند و غالباً بر روی استفاده از دیگران برای دستیابی به هدف‌های خود، از جمله قدرت، پول یا رابطه جنسی، تمرکز می‌کنند.

  6- نیاز روان‌رنجورانه به شهرت و اعتبار
افرادی که این نوع نیاز را دارند، برای خودشان بر حسب میزان شناخت و تحسین اجتماعی ارزش قائلند. دستاوردهای مادّی، ویژگی‌های شخصیتی، دستاوردهای حرفه‌ای و چیزهای مورد علاقه بر پایه ارزشی که از نظر شهرت و اعتبار شخصی دارند مورد ارزیابی قرار می‌گیرند. این گونه افراد معمولاً از شرمندگی اجتماعی و از دست دادن موقعیت اجتماعی می‌ترسند.

  7- نیاز روان‌رنجورانه به تحسین شخصی
افرادی که این نوع نیاز را دارند، آدم‌هایی خود شیفته و دارای تصورّی مبالغه‌آمیز از خود هستند. آن‌ها می‌خواهند که براساس تصورّی که از خود دارند و نه آنچه که واقعاً هستند، مورد تحسین قرار گیرند.

  8-نیاز روان‌رنجورانه به دستاوردهای شخصی
بر طبق نظر خانم هورنای، مردم در نتیجه احساس ناامنی، خود را برای به دست آوردن چیزهای بیشتر و بیشتر، تحت فشار قرار می‌دهند. این گونه افراد از شکست می‌ترسند و یک نیاز دائمی برای به دست آوردن موفقیت بیش از دیگران، در خود حس می کنند.

  9-نیاز روان‌رنجورانه به استقلال و خودکفایی
این افراد ذهنیت «انزواطلبی» دارند و به منظور اجتناب از وابسته شدن به دیگران، بین خود و سایر مردم فاصله ایجاد می‌کنند.

  10- نیاز روان‌رنجورانه به کامل بودن و بی‌نقصی
این افراد دائماً برای نشان دادن این که بی‌عیب و نقص هستند تلاش می‌کنند. یک ویژگی عمومی این نیاز روان‌رنجورانه، کنکاش و جستجو برای یافتن عیب‌های شخصی به منظور تغییر و اصلاح سریع آن‌هاست.

ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار

منبع

,Horney ' s List of Neurotic Needs
http://psychology.about.com

 
   
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 8 بهمن1385 و ساعت |

هوش هیجانی

 
 
   
 

هوش هیجانی (Emotional Intelligence) که به اختصار   EI گفته می‌شود و معمولاً معیار ارزیابی آن را «ضریب هوش هیجانی» یا  EQ می‌نامند، به توانایی، ظرفیت یا مهارت ادراک، سنجش و مدیریت هیجانات خود و دیگران، دلالت دارد. البته به دلیل تازه بودن نسبی این ایده، تعریف دقیق آن هنوز در بین روان‌شناسان مورد اختلاف است.

در سال 1920، «تورن دایک» در دانشگاه کلمبیا از عبارت هوش اجتماعی برای تشریح مهارت کنار آمدن با سایر مردم استفاده کرد. در سال 1975، «هاوارد گاردنر» ایده هوش چندگانه را مطرح کرد. او هشت نوع هوش را در دو دسته کلّی هوش میان فردی (interpersonal) و هوش درون فردی (intrapersonal) برشمرد. بسیاری از روان‌شناسان از جمله گاردنر اعتقاد دارند که معیارهای سنتی ارزیابی هوش، مثل آزمون‌های ضریب هوشی (IQ) قادر به تشریح توانائی‌های شناختی نیستند.

عبارت هوش هیجانی ابتدا در سال 1985 توسط «وین پین» مطرح شد امّا توسط «دانیل گلمن» در سال 1995 محبوبیت یافت. بیشترین پژوهش‌ها در این زمینه توسط «پیتر سالووی» و «جان مایر» در دهه 90 صورت گرفته است. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که ظرفیت ادراک و فهم هیجانات، عامل جدیدی را در شخصیت افراد تشکیل می‌دهند. مدل سالووی- مایر، هوش هیجانی را به صورت ظرفیت درک اطلاعات هیجانی و استدلال در هنگام وجود هیجان تعریف می‌کند. آن‌ها توانائی‌های هوش هیجانی را به چهار زمینه زیر تقسیم می‌کنند:

  • توانایی درک و تشخیص دقیق هیجانات (یا عواطف) خود و دیگران
  • توانایی استفاده از هیجانات (یا عواطف) برای تسهیل تفکر
  • توانایی درک معانی هیجانات (یا عواطف)
  • توانایی مدیریت و اداره کردن هیجانات (یا عواطف)

اندازه‌گیری هوش هیجانی
تفاوت بین هوش و دانش در زمینه شناخت کاملاً روشن است. در پژوهش‌های روان‌شناسی عموماً نشان داده شده است که ضریب هوشی (IQ)، معیار قابل اطمینانی برای سنجش ظرفیت و توانایی شناختی افراد است و در طول زمان تغییر نمی‌کند. امّا در زمینه هیجانات (یا عواطف)، تفاوت بین هوش و دانش چندان مشخص نیست و رخی ناسازگاری‌ها در تعاریف فعلی از هوش هیجانی و معیارهای آن وجود دارد. برخی از روان‌شناسان معتقدند که هوش هیجانی پویاست و قابل یادگیری و افزایش می‌باشد، در حالی که برخی دیگر هوش هیجانی را نیز ثابت و غیرقابل افزایش می‌دانند.

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 8 بهمن1385 و ساعت |


روان‌شناسی رنگ‌ها

 
 
   
 

رنگ چیست؟
در سال 1666، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگ‌های قابل رؤیت تجزیه می‌شود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگ‌های دیگر نیست.

آزمایش‌های بعدی نشان داد که با ترکیب نورها می‌توان رنگ‌های مختلف را ایجاد کرد. برای مثال، نور قرمز در ترکیب با نور زرد، رنگ نارنجی را به وجود می‌آورد. رنگی که بر اثر ترکیب دو رنگ دیگر به وجود آید را ترکیبی می‌گویند. بعضی از رنگ‌ها، مثل زرد و ارغوانی، در صورت ترکیب شدن، همدیگر را خنثی می‌کنند و نور سفید می‌سازند. این رنگ‌ها را نیز رنگ‌های مکمّل می‌نامند.

تاثیرات رنگ‌ها از نظر روان‌شناسی
با وجودی که اثر رنگ‌ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می‌کند امّا برخی از تاثیرات رنگ‌ها دارای معنی یگانه‌ای در سراسر جهان هستند. رنگ‌هایی که در طیف رنگ‌ها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگ‌های گرم شناخته می‌شوند که این دامنه‌اش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است.

رنگ‌هایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگ‌های سرد نامیده می‌شوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگ‌ها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بی‌تفاوتی را به ذهن آورند.

روان‌شناسی رنگ‌ها به عنوان روش درمان
در برخی از فرهنگ‌های قدیمی، از جمله مصری‌ها و چینی‌ها، از رنگ‌ها برای درمان استفاده می‌شده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته می‌شود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در این روش:

  • از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده می‌شود.
  • از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده می‌شود.
  • از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده می‌شود.
  • از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده می‌شود.
  • از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتی‌های پوستی استفاده می‌شود.

اغلب روان‌شناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید می‌نگرند و می‌گویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگ‌ها اغراق شده و رنگ‌ها در فرهنگ‌های مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگ‌ها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آن‌ها به وجود آورد امّا این اثر پس از آن که آن‌ها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.

روان‌شناسی رنگ‌های مختلف

1- روان‌شناسی رنگ سیاه

  • سیاه تمام نورها در طیف رنگ‌ها را جذب می‌کند.
  • سیاه معمولاً به عنوان نماد ترس یا شیطان مورد استفاده قرار می‌گیرد امّا به عنوان نشانگر قدرت نیز شناخته می‌شود. از رنگ سیاه برای نشان دادن شخصیت‌های خطرناک مثل دراکولا و یا جادوگران استفاده می‌شود.
  • رنگ سیاه در بسیاری از فرهنگ‌ها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار می‌گیرد. این رنگ همچنین نشانگر غمگینی، جذابیت جنسی و رسمی بودن است.
  • در مصر قدیم، رنگ سیاه نشانگر زندگی و تولّد دوباره بود.
  • رنگ سیاه معمولاً به دلیل لاغر نشان دادن در نمایش‌های مد مورد استفاده قرار می‌گیرد.

2- روان‌شناسی رنگ سفید

  • رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است.
  • رنگ سفید می‌تواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد.
  • رنگ سفید معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است. بیمارستان‌ها و کادر پزشکی از رنگ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده می‌کنند.

3- روان‌شناسی رنگ قرمز

  • رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است.
  • رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است.
  • رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هیجان است.
  • رنگ قرمز، تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.

4- روان‌شناسی رنگ آبی

  • آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است.
  • رنگ آبی، احساس آرامش را به ذهن می‌آورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است.
  • رنگ آبی، می‌تواند احساس غم، درون‌گرایی یا گوشه‌گیری را در بعضی افراد به وجود آورد.
  • رنگ آبی معمولاً برای دکور دفاتر مورد استفاده قرار می‌گیرد زیرا تحقیقات نشان داده است که افراد در اتاق‌های آبی کارآیی بیشتری دارند.
  • رنگ آبی با وجودی که از محبوبترین رنگ‌هاست امّا یکی از رنگ‌هایی است که کمترین اشتها را بر می‌انگیزد. در برخی از برنامه‌های کاهش وزن توصیه می‌شود که غذای خود را در بشقاب‌های آبی بکشید. رنگ آبی به ندرت به صورت طبیعی درخوراکی‌ها وجود دارد. همچنین رنگ آبی غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و یا سمّی بودن آن در نظر گرفته می‌شود.
  • رنگ آبی می‌تواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.

5- روان‌شناسی رنگ سبز

  • رنگ سبز، رنگ سردی است که نماد طبیعت است.
  • رنگ سبز، نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است.
  • پژوهشگران دریافته‌اند که رنگ سبز می‌تواند باعث افزایش قابلیت خواندن گردد. برخی از دانش‌آموزان و دانشجویان با قراردادن یک برگه شفاف سبز رنگ بر روی صفحه کتاب، می‌توانند مطالب را با سرعت بیشتری از حدّ معمول بخوانند و درک کنند.
  • رنگ سبز، از دیر باز نماد باروری بوده و در قرن پانزدهم برای لباس عروسی به کار می‌رفته است.
  • از رنگ سبز در دکوراسیون به دلیل اثر آرام بخشی آن استفاده می‌شود.
  • رنگ سبز باعث کاهش استرس می‌شود. کسانی که در فضای کاری سبز رنگ کار می‌کنند، کمتر دچار دردهای دستگاه گوارش می‌شوند.

6- روان‌شناسی رنگ زرد

  • رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است.
  • رنگ زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس می‌کند، بیشتر از بقیه رنگ‌ها چشم را خسته می‌کند. استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه کاغذ یا نمایشگر کامپیوتر می‌تواند باعث چشم درد یا در حالت‌های خاص از دست دادن بینایی گردد.
  • رنگ زرد می‌تواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته می‌شود اما بیشتر مردم در اتاق‌های زرد رنگ، هیجانشان را از دست می‌دهند و بچه ها نیز در اتاق‌های زرد رنگ بیشتر گریه می‌کنند.
  • رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان می‌گردد.
  • چون رنگ زرد، از بقیه رنگ‌ها زودتر دیده می‌شود، بیشتر از بقیه برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

7- روان‌شناسی رنگ ارغوانی

  • رنگ ارغوانی نماد وفاداری و ثروت است.
  • رنگ ارغوانی نشانگر عقل و معنویت است.
  • رنگ ارغوانی خیلی کم در طبیعت وجود دارد و به همین دلیل ممکن است به عنوان نشانه مصنوعی یا غیر عادی بودن در نظر گرفته شود.

8- روان‌شناسی رنگ قهوه‌ای

  • رنگ قهوه‌ای، رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینان‌پذیری است.
  • رنگ قهوه‌ای همچنین می‌تواند حس غم و انزوا را به وجود آورد.
  • رنگ قهوه‌ای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن می‌آورد.
  • رنگ قهوه‌ای معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی می‌تواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.

  9- روان‌شناسی رنگ نارنجی

  • رنگ نارنجی، ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژی‌زا در نظر گرفته می‌شود.
  • رنگ نارنجی، احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن می‌آورد.
  • رنگ نارنجی، معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  10- روان‌شناسی رنگ صورتی

  • رنگ صورتی، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است.
  • رنگ صورتی اثر آرام‌بخشی دارد. در ورزشگاه‌ها معمولاً رختکن تیم حریف را به رنگ صورتی نقاشی می‌کنند تا بازیکنان آن‌ها کم انرژی و منفعل شوند.
  • با وجودی که اثر آرام بخشی رنگ صورتی مشخص شده است ولی پژوهشگران دریافته‌اند که این اثر تنها در خلال مواجهه اولیه به وجود می‌آید. مثلاً هنگامی که از این رنگ در زندان‌ها استفاده شد، زندانیان پس از عادت کردن به آن، حتی نا آرامتر از قبل شدند.

  ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان یار

منبع

Color Psycology: How Colors Impacts Moods، Feelings، and Behaviors
http://psychology.about.com

 
   
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 8 بهمن1385 و ساعت |

نقل قول‌هایی از روان‌شناسان بزرگ

 
 
  * ویلیام جیمز (1842-1910)
  •   بسیاری از مردم فکر می‌کنند در حال فکر کردن هستند در حالی که مشغول   بازآرایی و تنظیم پیشداوری‌ها و تعصباتشان هستند.
  •   پذیرش آنچه اتفاق افتاده است، نخستین گام در غلبه بر پیامدهای هر بدشانسی   است.
  •   فلسفه، والاترین و بدیهی‌ترین خواسته بشر است.
  •   عقل سلیم و شوخ‌طبعی، هر دو یک چیزند که با سرعت‌های متفاوت حرکت می‌کنند. شوخ‌طبعی، همان   عقل سلیم با دور تند است!
  •   هر کس باید برای تمرین، هر روز حداقل دو کاری که از آنها نفرت دارد را انجام دهد.
  •   انگیزه نهانی تمام کارهایی که اغلب مردم می‌کنند این است که چگونه شادی به دست آورند، چگونه آن را   نگه دارند و چگونه آن را بهبود بخشند.
  •   هنر «عاقل بودن» عبارت است از هنر آگاهی از این که از چه چیزهایی چشم‌پوشی کنید.
  •   تنها یک دلیل برای شکست انسان وجود دارد و آن کمبود ایمان فرد به خودِ واقعی‌اش است.
  •   همه ما آمادگی داریم تا به دلایلی کارهای وحشیانه و غیرمتمدنانه انجام دهیم. فرق بین یک آدم خوب و یک   آدم بد در انتخاب آن دلیل است.
  •   عمیق‌ترین اصل طبیعت انسان، اشتیاق و میل شدید او به قدردانی شدن است.

*****************************

*  آلبرت بندورا (1925-)

  •   اعتماد به نفس ضرورتاً تضمین‌کننده موفقیت نیست ولی عدم اعتماد به نفس   مطمئناً باعث شکست می‌شود.
  •   مردم نه تنها با تعمق کردن، درک بهتری به دست می‌آورند بلکه می‌توانند تفکر خود را   نیز ارزیابی کرده و تغییر دهند.
  •   آدم موثر و اثربخش کسی است که آینده‌اش را می‌سازد نه این که آن را پیش‌بینی   کند.
  •   کسانی که به توانائیهای خود اعتقاد و اطمینان دارند به کارهای دشوار به صورت چالش‌هایی می‌نگرند که   باید بر آنها پیروز شوند نه به صورت تهدیدهایی که باید از آنها اجتناب کند.
  •   ما آدمها بیشتر روی نظریه‌های شکست سرمایه‌گذاری می‌کنیم تا نظریه‌های پیروزی.

*****************************

*  کارل راجرز (1902-1987)

  •   وقتی به دنیا نگاه می‌کنم، بدبینم ولی وقتی به مردم نگاه می‌کنم، خوش‌بینم.
  •   تنها آدم فرهیخته کسی است که یادگرفته باشد چگونه یاد بگیرد و تغییر کند.
  •   جوهر و ذات خلاقیت، تازگی و نوبودن آن است و در نتیجه، ما استانداردی برای   قضاوت درباره آن نداریم.
  •   تجربه برای من بالاترین اولویت را دارد. معیار صحّت و اعتبار هر چیز، تجربه خود من   است. نظرات افراد دیگر، و حتی ایده‌های خودم نیز به اندازه تجربیاتم اعتبار ندارند.
  •   برای کسی که کاملاً در برابر تجربیات جدید راحت (باز) است و حالت تدافعی نمی‌گیرد، هر لحظه، می‌تواند   سرشار از تازگی باشد.
  •   در ابتدای کارم این سوال را از خود می‌پرسیدم که: «چگونه می‌توانم این فرد را درمان کنم یا تغییر دهم؟»   اکنون این سوال را بدین صورت تغییر داده‌ام که: «چگونه می‌توانم رابطه‌ای با این فرد برقرار کنم که او بتواند   از این رابطه برای رشد شخصی خودش استفاده کند؟»
  •   من رفته رفته به یک نتیجه‌گیری بدبینانه و منفی درباره «زندگی خوب» رسیده‌ام. به نظرم می‌آید که زندگی   خوب یک شکل ثابت ندارد، بلکه یک فرایند است. یک جهت است نه یک مقصد.

*****************************

*  زیگموند فروید (1856-1939)

  •   سوالی که هرگز بدان پاسخ داده نشده است و خود من نیز علیرغم سی سال   تحقیق و مطالعه برای آن پاسخی نیافته‌ام این است که «خواسته زنان چیست؟»
  •   رابطه بین خود ( ego ) و نهاد ( id ) را می‌توان با رابطه بین سوار و اسب مقایسه   کرد. اسب، تامین‌کننده انرژی و سوار، هدف‌گذار و راهنماست.
  •   خود ( ego )، ارباب خانه خودش نیست.
  •   آدم اکراه دارد که بگوید نیت «شاد بودن انسان» در برنامه «خلقت» جایی نداشته   است.

*****************************

* کرت لوین (1890-1947)

  •   هیچ چیز عملی‌تر از یک نظریه خوب نیست.
  •   اگر واقعاً می‌خواهید چیزی را درک کنید، سعی کنید آن را تغییر دهید.
  •   تجربه به تنهایی تولید دانش نمی‌کند.
  •   فعالیت اجتماعی نیز مثل فعالیت جسمی توسط درک و احساس، راهبری   می‌شود.
  •   یک آدم موفق معمولاً هدف بعدیش را خیلی بالاتر از آخرین دستاوردش قرار نمی‌دهد.
 
   
     
 
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 8 بهمن1385 و ساعت |
مديتيشن
 
 
  مقدمه

مديتيشن يکى از درمانهاى پيشرفته امروزى بشمار مى رود که مى تواند بطور وسيعى تحت عنوان "طب فکرى بدني" طبقه بندى گردد .

بسيارى از پزشکان مديتيشن را به عنوان يک روش درمانى جهت پايين آورندن فشار خون و تنفس بهتر مبتلايان به آسم و آرامش بيشتر در اضطراب هاى روزانه توصيه مى کنند . در بعضى موارد مديتيشن به منظور يك روش درمانى مكمل در كنار ساير درمانها به بيمار توصيه مى شود.

استفاده از مديتيشن براى درمان چيز جديدى نيست. بهبودى بوسيله اين روش از دير باز در فرهنگهاى قديم و در سراسر جهان وجود داشته و در اديان مختلف به آن اشاره شده است. در حقيقت بطور عملى بسيارى از گروههاى مذهبى مديتيشن را در صورتهاى مختلفى به اجرا در مى آورند و ارزش آن در کاهش درد و افزايش بهبودى سلامت انسان از ساليان گذشته امرى کاملاً اثبات شده مى باشد .

امروزه از اضطراب بعنوان شايعترين اختلال روانپزشکى نام برده مى شود و براى بر طرف كردن آن و استرس هايش ، از تکنيکها و روشهاى مختلف داروئى و غير داروئى استفاده مى نمايند .

يکى از اين روشهاى درمانى مفيد و رايج براى مشكل اضطراب ، مديتيشن است . بطور کلى مراقبه منظم و مداوم حتى اگر تنها چند دقيقه در هر روز انجام شود ، از نظر کاهش تنش ، چهار نتيجه اساسى و حياتى در پى دارد :

• فرايند توجه کردن را بهبودى مى بخشد .
• مهار انسان را در پردازش افکار خود افزايش مى دهد .
• توانايى كنترل هيجانات افزايش مى يابد .
• به تنش زدايى بدن کمک مى کند .

مديتيشن تنها آنچه كه يوگاكارها با نشستن در "دامنه کوههاى هيماليا" انجام مى دهند، نيست. بلکه يک روش انعطاف پذير مقابله با استرس ، اضطراب و بسيارى از وضعيت هاى خاص پزشکى است که هر روزه بطور روز افزون " صلح و آرامش داخلي" مارا به هم مى زنند .

امروزه به طور نمونه "شرکت هواپيمايى بين المللى پيتزبورگ Pittsburg " يک اتاق بزرگ مديتيشن با محيطى کاملاً آرام، مبلمان راحت و تزئين شده با نقاشيهاى ابر و طبيعت ، فراهم کرده است تا اشخاص و مسافران بتوانند به نحو احسن از اين فرودگاه شلوغ به جايى کاملاً امن و بدور از ازدحام و شلوغى و هياهو پناه ببرند .

يک فيلسوف چينى به نام "Tzu – Chuang " مبدع روشى از مديتيشن است که در آن چينى ها کاملاً آرام مى نشينند و هيچ حرکتى انجام نمى دهند و در واقع، از طريق فکر نکردن به افکار ناراحت کننده و آزار آور، براى خود يک " ناشتايى فکري" ايجاد مى کنند . اين "ناشتايى فکري" که در مديتيشن رخ مى دهد مغز و روح را کاملاً تصفيه کرده و همانند ناشتايى بدنى "گرسنگي" عمل مى كند. ناشتايى بدنى و ناشتايى فکرى هر دو کاملاً طبيعى بوده و در واقع يک روش جوان سازى بافت هاى بدن مى باشند که بوسيله خالى کردن بدن و روح از تمام سيگنالهاى ورودى عذاب آور براى مدت چند دقيقه يا چند روز اتفاق مى افتد .

"تائويست ها Taoists " عقيده دارند که بوسيله همين ناشتايى فکرى و بدنى مى توانيم به آرامش کامل برسيم .

يکى از مذاهب ديگر که در اين روشها تاکيد دارد "بوديسم" است که در مناطق وسيعى از آسياى مرکزى و شرقى پيروان بسيارى دارد .

در بوديسم تمرين مديتيشن اساساً امرى واجب در بوجود آوردن تعقل و مهربانى و شفقت در شخص بوده و براى فهميدن و درک حقيقت ضرورى است .

با وجود تأثيرات عميق مديتيشن و تاريخچه استفاده از اين روش درمانى ، فقط در سى سال گذشته است که مطالعات علمى در زمينه اثرات کلينيکى مديتيشن در زندگى انسان امروزى انجام شده است .

در سال ١٩٦٠ و دهه بعد از آن گزارشات زيادى مى رسيد که حاکى از اثرات يوگا و مديتيشن در هنديهايى بود که مى توانستند بطور خارق العاده اى سطوح هوشيارى و کنترل سيستمهاى غير ارادى بدن خود را تحت کنترل در آورند .

اين گزارشات که صحت آنها مورد تاييد دانشمندان بود ، دانشمندان علوم بهداشتى را كه در آنزمان از عوارض دارويى بسيارى از داروها نااميد شده بودند، اميدوار ساخت که مديتيشن يک راه حل با ارزش و ايمن براى کاهش استرس بوده و استفاده از آن بسيار لذت بخش است .

دکتر پاتريشيا نوريس از کلينيک Menihger در آمريکا در گزارشى عنوان کرد که افراد تحت مطالعه وى که مديتيشن را اجرا مى کردند ، ايمنى بدنشان در مقابل ايدز و سرطان افزايش پيدا کرده است .

همچنين وى اين روشها را براى افراد معتاد به مواد مخدر و الکل آزمود و دريافت کرد که مديتيشن يکى از بهترين روشهايى است که اعتماد به نفس اين افراد را در مقابل ترک مواد مخدر و الکل يارى مى کند .

در تحقيق ديگرى در ١٩٩٠ پزشکان و فيزيولوژيست هاى دانشگاه استانفورد اين روشها را روى شش هزار داوطلب اجرا کردند و تقريباً نزديک به همه آنان اذعان داشتند که روشهاى مديتيشن بسيار سودمند مى باشند .

"دکتر هربرت بنسن Herbert Benson " متخصص قلب در دانشکده پزشکى هاروارد از مديتيشن به عنوان يک پاسخ آرامش دهنده نام مى برد. او کشف کرده است که مراحل مديتيشن با تاثيرات سيستم عصب سمپاتيک (همان سيستمى که شخص را وادار به فرار يا جنگ و گريز مى کند ) مستقيماً در تضاد و تاثيرات متقابل مى باشد .

در حاليکه سيستم عصب سمپاتيک مردمک را گشاد مى کند و باعث بالا رفتن فشار خون و تعداد تنفس مى شود، مديتيشن معكوس عمل كرده و باعث پايين آوردن فشار خون و تنش عضلانى مى شود .

در عصر ما ، نياز به مديتيشن بيشتر از هر زمانى احساس مى شود . براى کسانيکه مايلند در معنويت و مسائل روحى پيشرفت نمايند ، آموزش مديتيشن مفيد است .

زيرا مديتيشن سبب مى شود ذهن فرد بهتر و عميقتر به حقيقت يابى بپردازد ، بيشتر و کاملتر معارف لازم را جمع آورى کند ، و به زندگى آزادتر و پربارترى برسد . مديتيشن فرد را قادر مى کند که بر حواس خود غلبه نمايد و از بند زمان آزاد شود.
 
     
 
 
  تأثيرات مفيد مديتيشن

تأثيرات جسمى

• استراحت عميقى که در مديتيشن اتفاق مى افتد ضربان قلب و بار اضافى روى آنرا بشدت کاهش مى دهد .
• کاهش در ميزان کورتيزول (هورمونى که در هنگام استرس توليد مى شود ) و لاکتات خون
• کاهش در ميزان راديکالهاى آزاد توليد شده در عضلات که مى تواند باعث تخريب بافتى بدن شوند . ثابت شده است که در اين راديکالهاى آزاد اکنون رابطه تنگاتنگى با پيرى زودرس در بدن دارند .
• کاهش فشار خون
• افزايش مقاومت پوستى
• كاهش در ميزان کلسترول : ميزان کلسترول بدن رابطه مستقيمى با بيماريهاى قلبى و عروقى بدن دارد .
• افزايش ميزان هوا در ريه ها که نتيجه مستقيمى بر تنفس آسانتر و بهتر دارد . اين اثرات مخصوصاً در بيماران آسمى قابل توجه است.
• افزايش اثرات بيولوژيک جوانى : يک تحقيق استاندارد درباره پيرى که بصورت طولانى مدت در آمريکا انجام شده است، ثابت کرده است که کسانى که بصورت مداوم از مديتيشن استفاده مى کنند (حداقل به مدت ٥ سال ) بطور متوسط ١٢ سال جوان تر از سن همسالان خود هستند .

تأثيرات روحى

• بهبود روحيات و اخلاق ورفتار شخص : در نتيجه مديتيشن ، ارتباطات صحيح مغزى افزايش پيدا مى کند. اين کار منجر به درک صحيح شخص در زندگى و بهبود اخلاق و رفتار مى شود .
• کاهش اضطراب و افسردگى
• کاهش تحريک پذيرى
• افزايش قدرت يادگيرى و حافظه
• افزايش قدرت اعتماد به نفس
• افزايش احساس جوانى و حيات
• افزايش شور و شادمانى در شخص
• افزايش توقع و انتظار در زندگى .(اين شاخص مهمى از بهداشت روانى در يک جامعه بحساب ميآيد )

در صورتى كه هر يك از شرايط يا ناراحتى هاى زير را داريد ، مديتيشن ميتواند تا حد زيادى در درمان سودمند واقع شود :

١- اعتياد به مواد مخدر و دارو

٢- استرس هاى شديد و مدام

٣- دردهاى مزمن :

در يک تحقيق که توسط دکتر کابات زين Kabat – Zinn انجام شده است، ٧٢% از بيماران مبتلا به دردهاى مزمن، حداقل به مقدار ٣٣ % پس از يک دوره ٨ هفته اى از مديتيشن تفکرى با کاهش درد مواجه شده اند.

٤- حاملگى :

کلاسهاى آمادگى براى زايمان بطور معمول همان روشهاى مديتيشن را به زنان حامله آموزش مى دهند . اين روشها به بانوان حامله تمرينهاى تنفس عميق به منظور کاهش درد و استرس هنگام زايمان را ياد مى دهند .

٤- دردهاى روماتيسمى :

تکنيکهاى مديتيشن همچنين يک عنصر کليدى در کنترل درد بيماريهاى روماتيسمى در دانشگاه استانفورد مى باشد .

در اين دانشگاه بيشتر از ١٠٠٠٠٠ نفر که از بيماريهاى روماتيسمى رنج مى برند، در يک کلاس آموزش ١٢ ساعته از تمرينهاى شبيه به مديتيشن به عنوان بخشى از يک برنامه کنترل روماتيسم سود برده اند . افرادى که آموزش ديده اند پس از آموزش ذکر کرده اند که ٢٠-١٥ درصد در کنترل درد موفقيت داشته اند .

٥- سرطان و بقيه بيماريهاى مزمن :

دکتر Ainsline Mears از استراليا که يک روانپزشک مى باشد در تحقيق جامعى از بيماران سرطانى نشان داد که درد ٧٣% از کل بيماران مورد مطالعه وى در يک دوره ١٠ ساله کاهش يافته است . او همچنين از لحاظ علمى ثابت کرد که بطور کلى ١٠% از اندازه تومور در آنان کاهش مى يابد و ٥٠% در کيفيت زندگى آنان موثر مى باشد .

٦- بيماريهاى قلبى

٧- فشارخون بالا

٨- نازايى :

افرادى که از نازايى رنج ميبرند ، افرادى هستند که به شدت از افسردگى و اضطراب شکايت دارند . در تحقيقات مختلفى که در اين زمينه انجام شده است ، يک عده از اين افراد تحت تمرينهاى relaxation قرار گرفتند .

مقايسه اين افراد با افرادى که تمرين نکرده بودند نشان داد که اجرا کنندگان مديتيشن شانس بيشترى براى باردار شدن خواهند داشت .

٩- دردهاى قبل از قاعدگى

١٠- سردردهاى ناشى از استرس Tension Headache

١١- فيبروميالژيا Fibromyalgia

١٢- بحرانهاى تنفسى مثل آسم

پايه و اساس تمام بيماريهاى بالا را اضطراب و استرس و افسردگى ، تشکيل مى دهند . تکنيکهاى مديتيشن بطور کلى با کم کردن اضطراب و استرس بيماران نقش قابل توجهى در بهبودى آنان ايفا مى کنند ، به شرطيکه اين تکنيکها مداوم و با اصول به اجرا در آيند .
 
     
 
 
  انواع متداول مديتيشن چيست ؟

چهار نوع مختلف از مديتيشن وجود دارد :

١- مديتيشن TM

٢- مديتيشن Zen

٣- مديتيشن بوديست Budhist

٤- مديتيشن تائويست Taoist

تمام اين روشها در يک چيز مشترک هستند . آنها همه در جهت تمرکز روى فکر و آرامش ذهن شلوغ ، اتفاق نظر دارند .
اين روشها تحريک را قطع نمى کنند، بلکه بيشتر ذهن شما به يک عنصر شفاف در مغز که مى تواند يک صدا يا يک کلمه و يا يک تصوير و يا يک شخص مشخص باشد ،معطوف مى كند.

هنگامى که مغز در نتيجه تمركز روى اين عنصر شفاف ، به احساس آرامش و صلح به حد اشباع رسيد، ديگر جايى براى نگرانى و استرس وجود نخواهد داشت .

بر طبق نظريات "خوان بوريسنکو" که يکى از پيشگامان طب فکرى بدنى در مديتيشن است، مديتيشن مى تواند بطور وسيعى مغز را راهنمايى نمايد و اين راهنمايى در تضاد متقابل با خاطراتى است که در گذشته مغز را بطور کامل اشباع کرده و عامل بروز استرس مى باشند . از نظر خوان بوريسنکو مديتيشن بطور کلى باعث حرکت و پرواز فکر مى شود .
 
     
 
 
  طبقه بندى مديتيشن

١- مديتيشن تمرکزى Meditation Concentratiun

٢- مديتيشن تفکرى Mindfullness Meditation

١- مديتيشن تمرکزى

اين عمل دقيقاً شبيه زوم عدسى در دوربين عکاسى مى باشد. در عکاسى ما روى يک تصوير "زوم" مى کنيم، به همين شيوه در مديتيشن روى يک تصوير ، صدا و يا تنفس تمرکز مى کنيم .

آسانترين و ساده ترين روش براى اين نوع مديتيشن آن است که بطور آرام بنشينيم و روى تنفس خود دقت کنيم .

بطور کلى اجراکنندگان يوگا و مديتيشن عقيده دارند که يک ارتباط مستقيم بين ريتم تنفس و فکر شخص وجود دارد . براى مثال هنگامى که يک شخص عصبى ،‌ وحشتزده و مضطرب است تنفس شخص کوتاه و سريع مى شود. از طرف ديگر، هنگامى که فکر آرام است، تنفس منظم و عميق است .

نتيجتاً تمرکز روى تنفس آنرا آرام و عميق تر مى سازد و باعث آرام بخشى فکر مى شود .

٢- مديتيشن تفکرى

اين نوع از مديتيشن ، با افزايش دقت روى حواس همراه است .

در اين روش بدون لزوم به فکر کردن ،اطلاعات دريافتى از حواس پنجگانه و افکار ناراحت کننده ديگر از جلوى ذهن انسان رژه مى روند و شخص در حاليکه آرام نشسته است ، بدون انجام فعاليت خاصى، شاهد اين رژه و تخليه فشارها وارده به ذهن و حواس پنجگانه خود خواهد بود.

نكاتى كه بايد در انتخاب روش مديتيشن در نظر گرفت :

هر فرمى از مديتيشن قدرت بهبودى متمايزى از نوع ديگر دارد ، ولى انواع مديتيشن براى هر شخصى نمى تواند مفيد باشد و خطرات مخصوص به خود را بدنبال خواهد داشت .

دانستن اينکه چه نوع مديتيشنى براى چه شخصى مى تواند سودمند باشد ، هنر شخص اجرا کننده و دستور دهنده خواهد بود .

بطورکلى از تجويز تمرينهاى تمرکزى به افرادى در تست واقعيت (Reality test) نتيجه مطلوب بدست نياورده اند و قوياً دچار افكار پارانوييدى هستند ، بايد اجتناب گردد .

افرادى که اضطراب فراگير و عمومى دارند، همچنين بايد از مديتيشن تمرکزى بپرهيزند . چه ممکن است اين نوع مديتيشن اضطراب آنان را افزايش دهد .

دوره هاى طولانى تمرينهاى مديتيشن مثلاً مديتيشن تفکرى در افراد حساس و مستعد به پسيکوز حاد نيز نبايد انجام شود.

احتمالاً بهترين راه مديتيشن در اينگونه افراد آن است که همراه با دوستان و آشنايان بيمار تمرينهاى مختصر و نه طولانى در محيطى آرام صورت پذيرد .
 
     
 
 
  تکنيکهاى مديتيشن

تکنيکهاى بسيارى براى مديتيشن وجود دارد . بعضى از اين تکنيکها بسيار ساده هستند و بعضى از آنها بايد توسط مدرس مجربى آموزش داده شوند . ما سعى مى کنيم که تکنيکهاى ساده را به زبانى ساده تر براى شما آموزش دهيم.

توجه داشته باشيد که بعضى اثرات ناخواسته مديتيشن همانطور که در بالا توضيح داده شد ممکن است به سراغ شخص بيايد .

بنسون چهار عنصر عمده و اساسى در مديتيشن را به صورت زير تعريف مى كند :

١- جايى آرام براى مديتيشن

جايى آرام و بسيار راحت براى تمرين مديتيشن مثل جايى براى راحت خوابيدن و نشستن که بطور فزاينده اى باعث استراحت عضلات بدن باشد مورد نياز است .

بعدها ممکن است شخص در محيط شلوغترى اينکار را انجام دهد ، ولى در ابتدا بايد اين جاى آرام به سهولت در دسترس باشد .

٢- يک وضعيت راحت

وضعيت راحت براى بسيارى از تکنيکهاى مديتيشن ضرورى است .

وضعيت کلاسيک در بسيارى از تکنيکها اين است که مهره هاى پشتى بايد صاف و مستقيم باشد . بسيارى از مردم که دچار مشکلات کمرى هستند ممکن است در ابتدا دچار مشکل شوند .

مهره هاى بدن بايد نيروهاى مختلف بدن را بدرستى در بين تمام عضلات تقسيم کرده ، بطوريکه عضلات دچار کشش نشوند . وضعيت نشسته بهتر از خوابيدن به پشت است . اين بخاطر آن است که وضعيت خوابيده به پشت حرکات قبل از خواب را در شخص تقليد کرده و ممکن است شخص به خواب رود .

اگر شخصى هستيد که در وسط روز عادت به خواب نداريد ، بهتر است بصورت يکطرفه و خوابيده به پهلو روى مبلى راحت دراز بکشيد .

در مديتيشن مكتب شرق ، شخص نشسته و زانوها با هم متقاطع کرده و کف پا را به سمت بالا قرار مى دهد . اين وضعيت بهترين موقعيت براى مديتيشن است ، در اين حالت دستها و پاها بصورت قرينه و موازى قرار مى گيرد .

بدين ترتيب شخص بيشترين شانس را براى تمرکز و انجام اعمال مديتيشن خواهد داشت .

اين روش نشستن و تمرکز کردن براى کسانى که با آن غريبه هستند در ابتدا دردناک بوده و مشکل مى باشد . حتى براى کسانى که نمى توانند بنشينند و مايل به انجام حرکات مديتيشن روى صندلى هستند ، حرکاتى بنام Egyptian Meditation وجود دارد .

در بعضى از روشهاى مديتيشن ، اين اعمال با چشمان بسته صورت مى گيرد و گاهى با چشمان باز .

٣- يک موضوع براى تمرکز و توجه روى آن

براى تغيير جهت توجه به درون و نگهدارى و مراقبت از آن ، در اينجا لازم است توجه را بر يک محرک ثابت جلب و متمرکز کرد. مثل يک لغت ٥ صدايى که به طور تکرارى از حفظ خوانده شود .

در افراد غير مذهبى اين لغت مى تواند لغتى به معناى "صلح و آرامش " باشد و در افراد مذهبى اين لغت و يا گفتار مى تواند از کتاب مقدس آنان و با يک عبارت و يا دعاى مشهور انتخاب شود . در هر صورت اين انتخاب اگر همراه با موزيکى آرام بخش باشد ترکيب آنها ايده آل خواهد بود .

٤- سعى در حفظ توجه و تمرکز

نکته مهم اين است که وقتى با افکار پريشان مواجه مى شويد و توجه شما مشوش مى شود ، دچار اضطراب نشويد ، هر وقت ذهن شما از توجه خاص روى محرکى که قبلاً ذکر شده منحرف شد، دوباره توجه تان را به آن جلب کنيد .

مطالعات زيادى در مغز صورت گرفته که وجود اين افکار همراه با موزيک ، اثرات آرام بخش بسيار زيادى داشته و شخص مى تواند به اثرات فيزيولوژيک سودمند آن دست يابد .
 
     
 
 
  يک مديتيشن ساده

اين تکنيک بسيار ساده بوده و باعث پاسخ آرام بخش خوبى در بدن خواهد شد . سعى کنيد اين روش را بصورت منظم به عنوان يکى از برنامه هاى دراز مدت خود قرار داده و به مدت ٢٠-١٠ دقيقه هر روزدر زمان مشخصى ترجيحاً قبل از صبحانه انجام دهيد .

• يک نقطه آرام را انتخاب کنيد ، بطوريکه توسط مردم و يا تلفن تمرکزتان بهم نخورد .

• بطور آرام در اين نقطه و در وضعيت بسيار راحت بنشيند .

• هر گونه عامل مزاحمت آميز را در طول زمانى که نشسته ايد از خود دور سازيد .

• خود را ملزم سازيد که در اين زمان مشخص اين اعمال را انجام دهيد .

• يک لغت يا يک جمله کوتاه که در خانواده شما ريشه دارد و يا با اعتقادات شما هماهنگى دارد انتخاب نماييد .

• چشمان خود را ببنديد، اين به تمرکز شما کمک مى کند .

• عضلات خود را به ترتيب از سر به پا آرام و ريلکس کنيد . اين اعمال رشته ارتباطات يک فکر مغشوش و مشوش را با عضلات قطع مى کند .

• نفس عميقى بکشيد . سعى کنيد افکار مشوش را با بازدم خود بيرون نماييد .

• سعى کنيد در تنفسهاى عميق عضلات تک تک بدنتان را شل و آرام سازيد .

• اينکار را به ترتيب از گردن ، چانه ها ، چشمها ، شانه ها و بازوها و دستها و عضلات قفسه سينه ، پشت بدن ، کمر ، شکم و لگن و باسن و پاها انجام دهيد .

• در ضمن تنفس آرام ، لغت مخصوص را تکرار نماييد و يک بازدم عميق انجام دهيد .

• يک رفتار منفعل را در پيش گيريد. از اينکه چقدر بهبود پيدا مى کنيد اصلاً نگران نباشيد و هر زمان که افکار نگران کننده به شما هجوم آورد مرتب کلمه خوب و يا OK را تکرار کنيد .

• اين اعمال را براى ٢٠-١٠ دقيقه انجام دهيد . ممکن است چشمان خود را باز کنيد و زمان را کنترل نماييد، ولى هرگز از ساعت زنگ دار استفاده نکنيد .

• پـس از اتـمام وقت يک تا دو دقيقه در حالت چشم باز و چشم بسته بنشينيد ، ولى هرگز به مدت يک تا دو دقيقه پس از مديتيشن نايستيد .

• اين اعمال را براى ٢ بار در روز برنامه ريزى کنيد .
 
     
 
 
  مديتيشن در هنگام پياده روى

بر طبق گفته هاى دکتر جان – کابات زين ، مدير گروه کنترل استرس در دانشگاه پزشکى ماساچوست ، يک راه عملى براى بوجود آوردن هوشيارى در زندگى روزمره انجام اعمال مديتيشن در هنگام پياده روى است .

انجام اين ورزش با تمرکز در هر بارى که پا زمين را لمس مى کند شروع مى شود و با تمرکز خيره شدن چشمها در نقطه اى مقابل چشمها ادامه مى يابد .

اين روش بايد همراه با بيرون ريختن افکار به محيط در هنگام قدم زدن در هر بارى که پا زمين را احساس کرد انجام گيرد.

در اين روش شخص مديتيت کننده بايد به چيزى فکر نکند و همواره سعى کند که افکار خود را همراه با هر قدم زدن به بيرون تخليه نمايد . اين اعمال مى تواند دو بار در روز هر بار به مدت ٢٠ دقيقه اجرا گردد .
 
     
  تکنيکهاى تفکرى مديتيشن Mindfillness Meditation (VIPASSANA)

در مديتيشن نوع تمرکزى يا مانترا (Mantra) شما روى يک کلمه يا روى تنفستان تمرکز مى کنيد و ذهن خود را از هر فکرى خالى كنيد .

اين تخليه فکر و تصفيه آن چيزى است که همه در مديتيشن دنبال آن مى گردند .

اما نوع ديگرى از مديتيشن وجود دارد بنام VIPASSANA که برگرفته از نام يک بوداييست است و آن در واقع هنر آگاهى و هوشيارى کامل و عميق از لحظة حاضر است .

اين روش يک احساس تجربه کامل از لحظة حاضر است که چه واقعه اى در حال رخ دادن است .

اين نوع مديتيشن کمک مى کند که تمام اشکال مزاحمت آور و صداهاى خارج از محيط بدن به حداقل رسيده و افکار آزار دهنده که در همه ما و در هر لحظه وجود دارد ، کاهش يابد .

مديتيشن در واقع تکنيکى براى از بين بردن اين افکار اضطراب آور است .

نکته اينجاست که مقدار تمرکز و تفکرشما نيست که اهميت دارد ، بلکه چگونگى رسيدن به اين تفکر، مهم و ارزشمند است .

کيفيت آگاهى شما در هر لحظه به اين ترتيب افزايش مى يابد و شما به عنوان "شاهدى ساکت" و بدون قضاوت و کاملاً منفعل و در عين حال تاثير گذار محسوب خواهيد شد .

به تدريج مديتيشن به شما ياد مى دهد که اطلاع لحظه به لحظه از واقعيت (همان چيزى که در نوع اخير مديتيشن تمرين مى کنيد ) پاسخى به اين واقعيت است که از لحظه اكنون بدون فکرو انگيزه و قصد قبلى با تاثير بيشتر بهره مند شويد .
 
     
 
 
  دو نوع مديتيشن تفکرى وجود دارد


مديتيشن غير رسمى (Informal Meditation)

در اين روش که بطور مثال در کلاس درس دکتر کابات زين Dr.Kabbat Zhinn انجام مى شود هر کدام از دانشجويان يک "کشمش" در دست گرفته و از آنها خواسته ميشود که آنرا بخورند .

بطور معمول مردم بصورت "مشت مشت" از کشمش استفاده کرده و در عرض چند ثانيه آنرا مى بلعند !! . بدون آنکه بطور کامل از مزه آن آگاهى داشته باشند . البته اينکار به صورت غير ارادى و معمول از بين مردم انجام مى شود .

اما اين روش کاملاً متفاوت است . از تمرين کننده ها خواسته مى شود که با نگاه کردن به کشمش و توجه به آن شروع کنند . نگاه به وزن ، شکل ، رنگ ، قوام کاملاً بدقت صورت مى گيرد ، پس از زمانى حدود ٥ دقيقه کشمش درون دهان گذاشته شده و به آرامى زبان نسبت به احساس کشمش آنرا مورد آزمايش قرار مى دهد . پس از تست اوليه بوسيله زبان به آرامى جويده شده و مزه و قوام آن در همان زمان بايد مورد توجه کافى قرار گيرد و سپس دست آخر بدقت بلع شود .

اگر در هر کدام از کارهاى روزانه ، مثل شستن ماشين – نوشيدن يک فنجان چاى يا .... به اين ترتيب عمل شود . لحظات شيرين زندگى را با خود همراه با مديتيشن به ارمغان خواهد آورد .
 
     
     
 
 
 
      آزمون اضطراب (ابتدایی)
      آزمون افسردگی (ابتدایی)
وضعیت روانی شما       
از افسردگی چه می‌دانید؟     
آزمون اضطراب      
آزمون افسردگى      
آزمون بهمن ماه      
آرشيو آزمونها      
مشاوره با روانپزشک      
                          تعیین وقت  
کودک و نوجوان      
اطلاعات روانپزشكان كشور      
اطلاعات مراكز درمانى      
كارگاههاى آموزشى      
آزمونهای حضوری       
فروش مكملهاى غذايى      
                          شنیدنی ها  
از دنیای روان‌شناسی      
داستان‌های موفقیت      
در رسانه ها      
                                    يوگا  
                             مديتيشن  
آزمونهاى سرگرم كننده     
خواندنى ها     
ایده‌های جالب    
 
 
 
 
 
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 8 بهمن1385 و ساعت |

ده 10 روش موثر برای فرو نشاندن استرس

 
 
   
 

روش‌های زیادی برای کاهش تنش (‌ tension ) و رسیدن به آرامش وجود دارد. در این جا شما را با 10 روش موثر برای فرو نشاندن استرس که با توجه به میزان کار و زمانی که صرف آن‌ها می‌شود بیشترین کارایی را دارند، آشنا می‌کنیم. برخی از این روش‌ها در خلال خواندن همین مقاله قابل یادگیری و به کاربستن می‌باشند و برخی دیگر از آن‌ها به تمرین بیشتری نیاز دارند.

1) تنفس عمیق
تنفس عمیق، روش ساده‌ای برای فرو نشاندن استرس است و مزایای زیادی برای بدن انسان دارد که از آن جمله می‌توان به اکسیژن‌رسانی به خون اشاره کرد که این امر به نوبه خود باعث «بیدار کردن» مغز، شل کردن عضلات و آرام کردن فعالیت‌های ذهنی می‌گردد. تنفس عمیق از این جهت مفید است که می‌توان آن را همه جا و همه وقت انجام داد و اثربخشی آن نیز سریع و فوری است.

در زیر، چگونگی انجام این کار توضیح داده شده است:

1- در وضعیت راحتی بنشینید یا بایستید.

2- به آرامی از طریق بینی نفس بکشید و در مغزتان تا 5 بشمارید.

3- هوا را از دهانتان بیرون دهید و در مغزتان تا 8 بشمارید.

4- این کار را چند بار تکرار کنید.

در هنگام تنفس به نکات زیر توجه کنید:

  • هنگام تنفس، به جای آن که شانه‌های خود را بالا دهید، شکمتان را به سمت بیرون بدهید. این روشِ راحت‌تر و طبیعی‌تری برای تنفس است و به ریه‌ها کمک می‌کند که از هوای تازه پر شوند و هوای «کهنه» بیشتری را تخلیه کنند.
  • شما می‌توانید این کار را چند بار انجام دهید تا استرس خود را کاهش دهید و یا به شکل مدیتیشن آن را چند دقیقه تکرار کنید.
  • اگر بخواهید می‌توانید به هنگام بازدم (بیرون دادن هوا)، حلق خود را کمی سفت کنید تا هوا با صدایی شبیه پچ‌پچ و نجوا خارج شود. این روشِ تنفس گاهی در یوگا نیز استفاده می‌شود و می‌تواند باعث فرو نشاندن بیشتر استرس شود.

2) مدیتیشن
مدیتیشن بر پایه تنفس عمیق استوار است ولی یک گام از آن جلوتر می‌رود. هنگامی که شما مشغول مدیتیشن هستید، مغزتان از نظر عملکرد وارد محدوده‌ای می‌شود که مشابه با خواب است ولی مزایای افزوده‌ای به همراه دارد که در حالت‌های دیگر نمی‌توانید به آن‌ها دست یابید، مانند آزاد کردن هورمون‌های خاصی که باعث ارتقاء سلامت می‌گردند. همچنین، تمرکز ذهنی بر روی «هیچ»، ذهن شما را از کار کردن زیاد و بالا بردن سطح استرس باز می‌دارد.

3) تصویرسازی ذهنی
یادگیری تصویرسازی ذهنی به زمان بیشتری نیاز دارد امّا این روشی عالی برای مدتی رها شدن از استرس و آرامش بخشیدن به بدن است. برای بعضی‌ها این کار آسانتر از مدیتیشن است زیرا معمولاً تمرکز کردن بر روی «یک چیز» راحت‌تر از تمرکز کردن بر روی «هیچ چیز» است. پخش کردن صداهای طبیعت (مثل صدای آب، صدای پرندگان و ...) به صورت ملایم به هنگام تمرین، به غوطه‌وری بیشتر شما در این تجربه کمک می‌کند.

در زیر، چگونگی انجام این کار توضیح داده شده است:

1- در وضعیت راحتی قرار بگیرید. اگر وضعیت خوابیده باعث به خواب رفتن شما می‌شود، چهارزانو بنشینید یا روی صندلی راحتی لم دهید.

2- تنفس شکمی عمیق بکنید و چشمان خود را ببندید. تمرکز خود را بر روی تنفس خود قرار دهید.

3- هنگامی که احساس آرامش پیدا کردید، شروع کنید خود را در آرامترین محیطی که می‌توانید تجسّم کنید، تصوّر نمائید. برای بعضی‌ها، این ممکن است شناور شدن در آب تمیز و خنک یک ساحل استوایی باشد و برای بعضی دیگر، نشستن در کنار آتش در عمق یک جنگل سرد و ساکت.

4- وقتی صحنه را تصوّر کردید، سعی کنید تمام حواس خود را درگیر کنید. چه شکلی است؟ چه بویی می‌آید؟ صدای جزجز آتش، ریزش آبشار یا پرندگان را می‌شنوید؟ تصوّر آن را آنقدر واقعی کنید که بتوانید آن را لمس کنید!

5- هر چقدر که می‌خواهید آنجا بمانید. از محیط لذت ببرید و خود را از چیزهای استرس‌زا دور نگهدارید. هنگامی که آماده بازگشت به دنیای واقعی شدید از بیست یا ده شمارش معکوس کنید و به خودتان بگوئید که وقتی به یک رسیدید، احساس شادابی و سرزندگی خواهید کرد و از بقیه روزتان لذت خواهید برد. وقتی بازگشتید احساس آرامش بیشتری خواهید کرد، درست مثل این که از یک تعطیلات کوتاه بازگشته باشید.

در هنگام تصویرسازی ذهنی به نکات زیر توجه کنید:

  • پخش موسیقی آرامش‌بخش مثل صداهای طبیعت می‌تواند مکمّل کار شما باشد و باعث شود که خود را عمیقتر در محیط جدید حس کنید.
  • اگر نگران از دست رفتن زمان یا به خواب رفتن هستید می‌توانید از ساعت شماطه‌دار استفاده کنید. بدین ترتیب این نگرانی مانع آرامش شما نخواهد شد. تصویرسازی به طور معمول 10 تا 15 دقیقه طول می‌کشد.
  • هر چه تجربه‌تان بیشتر شود، سریعتر و عمیقتر این کار را خواهید کرد.

4) تجسّم
یک گام فراتر از تصویرسازی ذهنی است. شما می‌توانید بر پایه تصویرسازی ذهنی، خود را در شرایط دستیابی به هدف‌هایی نظیر سالمتر و با آرامش بیشتر بودن، موفقیت در کار، رفع مشکلات به شیوه‌هایی بهتر و ... نیز تجسّم کنید. نکته قابل توجه این است که تجسّم خود در حال انجام موفق وظایفی که بر عهده دارید، در واقع مشابه یک تجربه فیزیکی عمل می‌کند و بنابراین شما از طریق تجسّم می‌توانید عملکرد واقعی خود را نیز بهبود بخشید!

در زیر، یک جلسه برای نمونه آورده شده است:

بنشینید یا دراز بکشید، چشمانتان را ببنیدید و نفس عمیق بکشید. ماهیچه‌های بدن خود را یک به یک در نظر بگیرید و سعی کنید همه آن‌ها را در آرامش (شل و رها شده) قرار دهید. این کار ممکن است مدتی طول بکشد. وقتی بدنتان احساس آرامش کامل کرد، به مکان دلخواهتان بروید ... مکانی آرام و امن که در آن هیچ نگرانی ندارید. به اطراف نگاه کنید و همه جا را ببینید. از آنجا بودن چه احساسی می‌کنید؟ چه صداهایی می‌شنوید؟ چه بوهایی می‌آید؟ کمی جلوتر بروید. به بالا و پائین و همه اطراف نگاه کنید. به چیزهایی که می‌بینید و احساسی که در شما به وجود می‌آید دقت کنید. به خودتان بگوئید: «من در آرامشم ... نگرانی‌ها برطرف شده‌اند... استرس‌ها از بدن من خارج شده‌اند.» تمام منظره‌ها، صداها، رایحه‌ها و حس‌های این مکان را به خاطر بسپارید. شما هر وقت که خواستید می‌توانید به اینجا بازگردید. برای خودتان این حرف را تکرار کنید: «من اینجا در آرامشم ... این جا مکان مطلوب من است.»

هنگامی که کاملاً مکان مورد نظرتان را تجسّم کردید، چشمانتان را باز کنید ولی در همان وضعیت راحت که قرار داشتید بمانید. به تنفس آرام و منظم خود ادامه دهید و برای چند لحظه از آرامشتان لذت ببرید. مطمئن باشید که مکان مطلوبتان هرگاه که بخواهید به آنجا روید آماده است.

5) خود-هیپنوتیزم
خود- هیپنوتیزم برخی از جنبه‌های تصویرسازی ذهنی و تجسّم را به خدمت می‌گیرد و این مزیت بیشتر را دارد که شما را قادر می‌سازد تا مستقیماً با ذهن ناخودآگاه خود ارتباط برقرار کنید و بتوانید توانائی‌های خود را افزایش دهید، عادت‌های بد خود را آسانتر رها کنید، درد کمتری احساس کنید، عادت‌های سالمتر را به نحو موثرتری در خود به وجود آورید، و حتی پاسخ پرسش‌هایی را بیابید که به هنگام بیداری ذهن، آشکار و روشن نبودند! خود-هیپنوتیزم به تمرین و آموزش نیاز دارد ولی ارزشش را دارد. یاد بگیرید که با استفاده از هیپنوتیزم، استرس‌های زندگی را مدیریت کنید.

6) ورزش
بسیاری از مردم به خاطر کنترل وزن و به دست آوردن شرایط فیزیکی بهتر برای سالمتر یا جذابتر شدن ورزش می‌کنند، امّا ورزش و مدیریت استرس وابستگی زیادی به یکدیگر دارند. ورزش وسیله‌ای برای انحرف ذهن از شرایط پراسترس و راه فراری از ناکامی‌هاست و همچنین به دلیل بالا بردن سطح اندورفین و کاهش هورمون‌های استرس نظیر کورتیزول باعث نشاط و سرخوشی می‌گردد. فعالتر شدن در زندگی روزمره از دیگر مزایای ورزش است.

7) شل کردن عضلات
با سفت‌کردن و سپس شل کردن عضلات بدن، می‌توان در چند دقیقه تنش‌ها را کاهش داد و احساس آرامش بیشتری کرد. این کار به آموزش یا تجهیزات خاصی نیاز ندارد. از عضلات صورت خود شروع کنید. اخم کنید. به مدّت 10 ثانیه این حالت را نگه دارید و سپس برای 10 ثانیه آن عضلات را کاملاً شل کنید. حال، همین کار را با گردن، سپس با شانه‌ها و ... تکرار کنید. این کار را می‌توان همه جا انجام داد و شما با انجام این کار در خواهید یافت که سریعتر و راحتتر از قبل می‌توانید به آرامش دست یابید و رفته رفته به جایی خواهید رسید که درست همزمان با شروع این کار، تنش‌ها در شما کاهش خواهد یافت.

8) رابطه جنسی
برقراری رابطه جنسی روش موثری برای فرو نشاندن تنش و استرس است. مزایای فیزیکی رابطه جنسی بسیار زیاد است و اغلب آن‌ها بر روی فرو نشاندن استرس نیز تاثیر گذارند. امّا متاسفانه بسیاری از مردم هنگامی که سطح استرس‌شان بالاست کمتر به برقراری رابطه جنسی می‌پردازند.

9) موسیقی
ثابت شده است که موسیقی درمانی دارای مزایای زیادی از نظر سلامتی برای افرادی با شرایط خفیف (مثل استرس) تا حاد (مثل سرطان) است. برای مقابله با استرس، موسیقی مناسب می‌تواند فشارخون شما را پائین بیاورد، بدن شما را آرامش بخشد و ذهن‌تان را آرام سازد.

یکی از مهمتر‌ین مزایای موسیقی به عنوان فرونشاننده استرس این است که می‌تواند به همراه فعالیت‌های عادی روزانه صورت گیرد و وقت خاصی را از شما نمی‌گیرد. برخی از مواقعی که می‌توانید از مزایای موسیقی بهره‌مند شوید عبارتند از: برای بیدار شدن از خواب، به هنگام رانندگی، به هنگام آشپزی و غذاخوردن و قبل از رفتن به رختخواب.

10) یوگا
یوگا یکی از قدیمی‌ترین روش‌های بهبود حال خود است که تاریخچه آن به 5000 سال پیش باز می‌گردد. یوگا چند تکنیک مدیریت استرس نظیر تنفس عمیق، مدیتیشن و تصویرسازی ذهنی را ترکیب کرده و با توجه به میزان زمان و انرژی مورد نیاز، مزایای بسیاری به ارمغان می‌آورد.

 
 

ترجمه : کلینیک الکترونیکی روان‌یار

منبع

Top 10 Stress Relievers, 10 October 2006 ,
http://psychology.about.com

 

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 8 بهمن1385 و ساعت |

اختلال عاطفی فصلی: نشانه‌ها و روش‌های درمان

Seasonal Affective Disorder (SAD)

 
 
   
 

مقدمه
آیا تاکنون روزهای کوتاه، گرفته و تاریک زمستان باعث احساس خستگی، بی‌حوصلگی یا افسردگی در شما شده است؟ همه مردم به نوعی ردّ پای زمستان را در خلق و خوی خود حس می‌کنند امّا بعضی‌ها در طول زمستان به طور جدّی گرفتار افسردگی شدید می‌شوند. این عارضه، اختلال عاطفی فصلی یا به طور خلاصه SAD نام دارد.

افرادی که دچار این اختلال هستند، احساس افسردگی، تحریک‌پذیری و خستگی می‌کنند. در اغلب موارد، این‌گونه بیماران با ترکیبی از نوردرمانی و داروهای ضدافسردگی درمان می‌شوند امّا پژوهش‌ها نشان داده است که روش‌های رفتاری-شناختی نیز در درمان این اختلال مؤثرند.

اختلال عاطفی فصلی چیست؟
این اختلال، نوعی افسردگی است که در طول ماه‌های زمستان بروز می‌کند. شکل خفیف‌تری از اختلال عاطفی فصلی ( SAD )، با نام «افسردگی زمستان» شناخته می‌شود.

نشانه‌های SAD از اواخر پائیز و هنگامی که مدّت روشنایی روز کمتر می‌شود (یا به اصطلاح، روزها کوتاهتر می‌شوند) بروز می‌کند و تا اواخر زمستان و اوایل بهار پابرجا می‌ماند.

چه کسانی دچار اختلال عاطفی فصلی می‌شوند؟
70 تا 80 درصد مبتلایان به اختلال عاطفی فصلی را زنان تشکیل می‌دهند. این اختلال بیشتر در مناطقی از کره زمین که دارای عرض جغرافیایی بالاتری هستند و نور آفتاب کمتری دارند وجود دارد. برخی از افرادی که در دفاتری کار می‌کنند که دسترسی کمتری به نور طبیعی دارند، ممکن است این اختلال را در تمام طول سال تجربه کنند.

چه چیزی باعث اختلال عاطفی فصلی می‌شود؟
هنگامی که نور از طریق چشم‌ها عبور می‌کند و به مغز می‌رسد، سروتونین ( Serotonin ) آزاد می‌شود. در طول پاییز و زمستان، روشنایی روز کمتر از بهار و تابستان است و این امر باعث پائین آمدن سطح سروتونین در بدن می‌شود.

سروتونین، مادّه شیمیایی مهمی در مغز است که به عنوان «انتقال‌دهنده عصبی» شناخته می‌شود. انتقال‌دهنده عصبی، مولکولی در مغز است که به سلّول‌های عصبی کمک می‌کند که با یکدیگر کار کنند. یکی از نقش‌ها و وظایفی که سروتونین در مغز دارد، عمل کردن به عنوان پلیس راهنمایی و رانندگی برای سایر انتقال‌دهنده‌های عصبی است. بدون وجود سروتونین به مقدار کافی، بسیاری از فعالیت‌های بدن و از جمله حالت‌های روحی، تحت تاثیر قرار می‌گیرند.

کاهش روشنایی روز، باعث افزایش تولید هورمون خاصی در بدن به نام ملاتونین ( melatonin ) می‌شود. نقش ملاتونین هنوز به درستی مشخص نشده است امّا تصوّر می‌شود که به فرایند خوابیدن کمک کند زیرا بدن آن را در شب و در خلال خواب، آزاد می‌کند.

این دو باهم، یعنی کمبود سروتونین (که باعث هماهنگی و همکاری سلّول‌های عصبی می‌شود) و افزایش ملاتونین (که بدن را به حالت خواب می‌برد) باعث اختلال عاطفی فصلی می‌شوند.

نشانه‌های اختلال عاطفی فصلی چیست؟

  •   میل شدید به کربوهیدرات‌ها و قند (گاهی با افزایش وزن توأم می‌گردد)
  •   کاهش تمایل جنسی
  •   مشکل در تمرکز کردن
  • کاهش کارایی
  • مشکل در بیدار شدن در صبح‌ها
  • خستگی
  • لذت نبردن یا کاهش علاقه نسبت به فعالیت‌هایی که معمولاً ارضاء کننده هستند. مثل خواندن یک کتاب خوب یا گوش دادن به موسیقی
  • احساس افسردگی یا غمگینی
  • بی‌حوصلگی
  • رخوت و خواب‌آلودگی
  • کاهش دمای بدن
  • خوابیدن به مقدار زیاد
  • کناره‌جوئی از فعالیت‌های اجتماعی

اختلال عاطفی فصلی چگونه تشخیص داده می‌شود؟
نشانه‌ها و عوارض ذکر شده، پایه‌های اصلی تشخیص اختلال عاطفی فصلی را تشکیل می‌دهند. این اختلال مشابه افسردگی بالینی نیست. افسردگی، نوسان فصلی ندارد.

روش‌های درمان اختلال عاطفی فصلی چیست؟

1-  نوردرمانی
درمان اولیه اختلال عاطفی فصلی، نوردرمانی است. این روش هم توسط انجمن پزشکی آمریکا و هم انجمن روان‌پزشکی آمریکا توصیه شده است. نوردرمانی یعنی افزودن نور بیشتر به محیط.

نوردرمانی باید از اواسط شهریور و پیش از شروع نشانه‌ها و عوارض آغاز گردد. نوردرمانی معمولاً هر روز صبح و درست پس از بیدار شدن از خواب باید صورت گیرد. پژوهش‌ها نشان داده است که بهترین مقدار مصرف، 10000 لوکس به مدّت 30 دقیقه است. برای بعضی‌ها یک جلسه نوردرمانی دیگر در بعدازظهر نیز ممکن است لازم باشد.

معمولاً از دستگاهی به نام «جعبه نور» برای این کار استفاده می‌شود. این جعبه حاوی لامپ‌های فلورسنت است و به سادگی قابل حمل می‌باشد. فرد می‌تواند آن را در هر مکانی که مناسب تشخیص می‌دهد، مانند روی پاتختی، روی میز کار و یا روی میز آشپزخانه، قرار دهد. نباید به طور مستقیم به نور نگاه کرد. یک جلسه نوردرمانی می‌تواند بین 15 دقیقه تا 3 ساعت طول بکشد و میزان تابش نور نیز بسته به هر فرد متفاوت است. امّا همان گونه که گفته شد، بهترین مقدار مصرف 10000 لوکس برای 30 دقیقه است. بنابراین اگر جعبه نور شما 2500 لوکس نور ساطع می‌کند باید مدّت نوردرمانی را نیز متناسب با آن، چهاربرابر یا 2 ساعت در نظر بگیرید.

نوردرمانی ممکن است اثرات جانبی نیز همراه داشته باشد، هر چند گزارش مهمی در این مورد داده نشده است. برخی از اثرات جانبی عبارتند از:

  •   مشکل در خوابیدن
  •   خستگی در چشم‌ها
  •   احساس بی‌تابی
  •   سردرد
  •   بی‌حوصلگی
  •   تهوّع

2-  داروهای ضدافسردگی
داروهای ضدافسردگی نیز در درمان اختلال عاطفی فصلی به کار می‌روند. برخی از داروهایی که مانع از جذب دوباره سروتونین می‌شوند (SSRI‌ها) مانند زولافت، پروزاک و پاکسیل نیز می‌توانند به همراه نوردرمانی برای درمان عوارض این اختلال مصرف شوند.

3-  سایر ایده‌های خود درمانی

  • مصرف کمتر کربوهیدرات‌ها
  • مدیریت استرس
  • ورزش کردن بیشتر
  • افزودن نور به محیط کار و زندگی، با افزودن لامپ یا کنار زدن پرده‌ها یا قطع شاخ و برگ‌های درخت‌هایی که مانع از رسیدن نور خورشید هستند.
  • داشتن یک برنامه خواب ثابت
  • نشستن کنار پنجره، در صورت امکان
  • راه رفتن در روزهای آفتابی، حتی روزهای سرد زمستان
  • مسافرت رفتن به مکان‌های گرم و آفتابی، به هنگام تعطیلات

 
 

منبع

Seasonal Affective Disorder –Symptoms and Treatments, Dr.Michael Terman and Jamie Rifkin, November 2006.
http://psychology.about.com

 
 
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 8 بهمن1385 و ساعت |

مقدمه

وقتی تصمیم می‌گیرید که صاحب فرزند شوید، در واقع مسئولیت سنگین و بلند مدت تربیت او را پذیرفته‌اید. تربیت به معنی تعلیم دادن و پروراندن است. وقتی فرزندان خود را تربیت می‌کنید، به آنها می‌آموزید چگونه رفتار نمایند. یعنی شما با قانون‌گذاری و اعمال انضباط به آنها کمک می‌کنید تا تکلیف خود را بدانند. این مساله احساس امنیت و آرامش خاطر آنان را افزایش می‌دهد و از آنجایی که کودکان دوست دارند احساس کنند والدینشان از آنان راضی هستند با ارائه توجه و محبت مناسب از سوی خانواده گام مهمی در ارتقا بهداشت روان کودک و اطرافیان برداشته می‌شود.

کودک بدون مشکل وجود ندارد ولی مشکلات کودکان قابل درمان است. نکته مهم نحوه برقراری اصول تربیتی است. چناچه اصول تربیت اشتباه باشد یا با خشونت و بی‌تفاوتی ارائه شود، کودک آن را نمی‌پذیرد. یک خانواده خوب باید بتواند تربیت و انضباط را به نحوه شایسته‌ای برقرار نماید. در تربیت فرزندان مانند هر کار دیگر با مشکلاتی روبرو خواهیم شد. اگر والدین از روشهای صحیح تربیتی آگاه باشند، با تمرین و به مرور زمان تجربه و مهارت آنان افزایش خواهد یافت و در تربیت فرزندشان موفق‌تر خواهند بود. آنچه در زیر می‌آید، برخی اصول تربیتی است که برای آشنایی مقدماتی مطرح می‌گردد.

در کوتاه مدت انتظار پیشرفت زیادی نداشته باشید.

موارد زیادی وجود دارد که دوست دارید به فرزندان خود بیاموزید ولی هیچ رفتاری با یک بار آموختن بدست نمی آید وآنان نیز همیشه برای فرا گرفتن آمدگی ندارند. آموزش نیاز به وقت ، حوصله و موقعیت شناسی دارد. اگر والدین در این کار پشتکار نداشته باشند، خسته و بی‌حوصله شوند یا از کوره در روند، احترام خود را نزد فرزندان از دست خواهند داد.

در این صورت فرزندان به خواسته‌های آنها بی‌توجه خواهند شد و خود را موظف به انجام آنها نخواهند دانست. تربیت مسئولیتی یک روزه نیست، آرامش ، پایداری و مقاومت می‌خواهد و تا زمانی که یک اصل تربیتی حاصل شود، فرزند شما بارها اشتباه خواهد کرد. بنابراین در کوتاه مدت نمی‌توان انتظار پیشرفت زیادی داشت.

توقع خود را کم کنید و پیشرفتهای کوچک را نیز در نظر بگیرید.

کودکان و والدینی که از هر نظر کامل و بی‌عیب باشند وجود ندارند. فرزندان همیشه آنگونه که والدین توقع دارند عمل نمی‌کنند. مشکلات کودکان معمولا یک شبه حل نمی‌شود و تغییرات در کودکان و بالغین تدریجی ، آرام و مرحله به مرحله صورت می‌گیرد. برخی والدین وقتی درتغییر عادات و رفتارهای فرزندشان به مشکل برمی‌خورند، به سرعت آشفته و ناامید می‌شوند و اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهند. حال آنکه باید به پیشرفتهای کوچک و تدریجی فرزندشان توجه نمایند زیرا کلید پیشرفتهای بزرگ ، تشویق پیشرفتهای کوچک است.

در هر زمان تنها روی یک مشکل تمرکز نمایید.

فرزند شما ممکن است مشکلات متعددی داشته باشد ولی اگر شما بخواهید همه موارد را باهم اصلاح نمایید، هرگز موفق نخواهید شد. برای موفقیت باید تنها یک مشکل را در نظر بگیرید و پس از حل آن به نوبت به مشکل دیگری بپردازید. هدفتان را با کلمات ساده‌ای که برای کودک قابل فهم باشد برایش توضیح دهید و به او بگویید در این مورد خاص دقیقا چه انتظاری از او دارید، مثلا: می‌خواهم قبل از آمدن سر سفره دستهایت را صابون بزنی! سپس به پیشرفتهای هر چند کوچک کودک در راه اصلاح رفتارش دقت نمایید، مثلا: قبلا اصلا صابون نمی‌زده و حالا یک مرتبه صابون زده است، هر چند توقع ما چهار مرتبه صابون در روز باشد و با واکنشهای مثبت و تحسین آمیز به او بفهمانید که رفتارش مناسب و مورد پسند است.

با دید مثبت نگاه کنید و هرگز از تحسین کودکتان غافل نباشید.

تحسین کودک بسیار ارزشمند است. کودکان در هر مرحله سنی که باشند تمایل دارند والدین آنها را بپسندند و از آنها راضی باشند. کودک نمی‌داند کدام رفتار مناسب و کدام نامناسب است. او هر رفتاری را که با واکنش والدین روبرو شود یا او را به هدف برساند مثبت تلقی کرده و تکرار خواهد نمود. تصور نکنید داشتن رفتار مناسب امری بدیهی و از وظایف فرزند شماست و یا رفتارهای فوق‌العاده است. این طرز تفکر باعث می‌شود پرتوقع شوید، نسبت به رفتارهای مناسب فرزندتان بی‌اعتنا گردید و تنها به رفتارهای نامناسب و منفی او توجه نمایید.

مسلما به جز رفتارهایی که شما را ناراحت می‌کند، رفتارهای مناسب و مثبت زیادی نیز در فرزند شما وجود دارد. اگر شما هر رفتار مناسبی را مثبت تلقی کنید و با واکنشی تایید کننده به فرزندتان نشان دهید که از کدام رفتارش راضی هستید، کودک سعی می‌کند با تکرار آن رضایت بیشتر شما را بدست آورد. نشان دادن نارضایتی از رفتارهای نامناسب تنها زمانی موثر خواهد بود که قبل از آن فرزندتان را به دلیل رفتارهای مناسبش تشویق کرده باشید.

اهدافی را که در نظر دارید، با نیازهای کودکتان منطبق نمایید.

اهداف خود را متناسب با سن ، شخصیت ، توانایی ، رشد عقلی و شرایط محیطی فرزندتان تعیین نمایید. همه کودکان در یک سن خاص وارد مرحله مشابهی نمی‌شوند و میزان آموزش پذیری آنها نیز به یک میزان نیست. با توجه به این که همه افراد یک‌جور نیستند و موقعیتها نیز متفاوت است. یک راه حل قطعی و مستقل برای هر مشکلی وجود ندارند. راه حلی که امروز در مورد فرزندتان موثر است، ممکن است فردا تاثیرش را از دست بدهد یا روشی که برای یکی از کودکانتان جواب می‌دهد، شاید برای دیگری بی‌فایده باشد. اگر حوصله کنید می‌توانید حتی روشهای ابتکاری و موثرتری خلق نمایید که بنا به شرایط خاص شما طراحی شده باشد.

مادران ، پدران ، لطفا هماهنگ عمل کنید.

موفقیت والدین در تغییر رفتارهای کودک نیازمند هماهنگی بین پدر و مادر است. پیش از هر اقدامی ، رفتارهایی را که می‌خواهید اصلاح کنید، دقیقا مشخص نمایید و برای رفع آن برنامه‌ای هماهنگ طراحی کنید .شما و همسرتان باید پیش از دست زدن به هر کاری در مورد کودکتان اتفاق نظر داشته باشید. وقتی تصمیم خود را گرفتید و روی برنامه اجرایی توافق کردید، هر دو هماهنگ و یکسان عمل نمایید
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در پنجشنبه 5 بهمن1385 و ساعت |