| |||||
| منبع: سایت اطلاع رسانی خانواده |
|
روان درمانی |
روان درمانی چیست؟ روان درمانی به شیوه هایی گفته می شود كه در آن مشكلات روانی و عاطفی از طریق بیان مشكلات به یك درمانگر و گفتگو با او درمان می گردد. روان درمانگر به شناخت شما از خود و بهتر شدن توانایی مقابله تان كمك می كند. اهداف روان درمانی عبارتنداز:
روان درمانی به یاد گرفتن مسائلی در مورد خودتان كمك می كند. در بعضی از موارد، شما یاد می گیرید كه چگونه گذشته را درك كرده و آن را با زمان حال تطبیق دهید. در موارد دیگر شما از آن دسته از پاسخ هایتان كه مشكلاتی را در زندگی شما ایجاد می كنند آگاه شده و شیوه های تغییر آنها را یاد می گیرید. چگونه یك درمانگر انتخاب كنم؟ درمانگر شما باید شخصی باشد كه در حضور او احساس آرامش كنید. درمانگر ها شامل افراد زیر هستند: روانپزشكان، روانشناسان، پرستاران روانپزشكی، مددكاران اجتماعی، مشاوران آموزش دیده. بسیاری از مردم از اشخاصی كه عقیده آنها را می پذیرند، اسامی درمانگران را به دست می آورند. این اشخاص عبارتند از:
حتی با وجود كمك گرفتن از دیگران هم، پیدا كردن یك درمانگر خوب امر بسیار شخصی می باشد. مراقب باشید روان درمانگران زیادی وجود دارند كه صلاحیت كافی برای این كار را ندارند. مطمئن باشید شخصی كه شما به عنوان یك درمانگر انتخاب می كنید، حتماً دارای مجوز كار باشد و اعتبار كافی برای این امر داشته باشد. ممكن است كه شما قبل از اینكه یك درمانگر انتخاب كنید، با درمانگران زیادی صحبت كنید. هنگامیكه با اولین درمانگر ملاقات می كنید، درباره مطالب زیر از او بپرسید:
به همان اندازه كه شما مسائل شخصی خود را برای درمانگر بیان می كنید، انتظار دارید كه به همان اندازه هم او در این رابطه با شما صحبت كند. به مسائل زیر با دقت توجه كنید:
داشتن مقداری احساس تنش و عصبیت در جلسه اول طبیعی است. اگر درمانگر دارای صفاتی است كه فكر می كنید آن صفات نخواهند گذاشت احساسات خود را به راحتی بیان كرده و یا به درمانگرتان اعتماد كنید، بهتر خواهد بود كه درمانگر دیگری انتخاب نمائید. در اولین جلسه به احساسات خود اعتماد كنید. از احساسات خودتان خود به عنوان یك راهنما جهت تصمیم گیری در مورد ادامه كار با آن درمانگر و یا تغییر او استفاده كنید. به محض پیدا كردن شخصی كه در حضور او احساس آرامش می كنید، ضمن گشودن دریچه های ذهن خود شرایط را برای اعتماد به درمانگر مهیا كنید. رك و صریح بودن در امر درمان نكته ای بسیار مهم است. چه نوعی از روان درمانی مورد استفاده قرار می گیرد؟ امروزه انواع بسیاری از درمان ها مورد استفاده قرار می گیرد. انواع درمانهایی كه متداول تر است، عبارتند از:
رفتار درمانی شناختی: درمانگر به شناختن نگرش غیر واقعی تان نسبت به خود، دنیا و آینده كمك می كند. این درمان به شما در تشخیص روش های فكری نادرست كمك می كند. شما الگوهای رفتاری و فكری جدیدی پیدا خواهید كرد كه شما را به سوی زندگی سالم تری رهنمون می شود. درمان متمركز بر درمانجو (روان درمانی بی رهنمود): درمانگر با هدف كشف تجارب و احساسات نیمه آگاه و عمیق مربوط به دوران كودكی به شما گوش می دهد. شما معمولاً درمانگرتان را هر هفته یك بار یا بیشتر و برای چندین سال باید ملاقات كنید. روان درمانی پویشی: در این روش درمانگر بدون استفاده از روانكاوی رسمی، احساسات ناخودآگاه شما را به آگاهی آورده و آن را تعبیر و تفسیر می كند. این نوع درمان، اغلب متضمن این است كه هر چه به ذهنتان می آید، بگویید. (تداعی آزاد) پسیكودرام (نقش گذاری روانی): از این نوع درمان برای بیان احساسات پنهان استفاده می شود. از شما خواسته می شود كه در نقش مردم مختلفی كه در زندگیتان وجود دارند، بازی كنید و خود را به جای آنان قرار دهید. این روش هم می تواند به صورت گروهی انجام شود و هم به صورت دو نفره. مشاوره زناشوئی: درمانگر زن و شوهر را به بهبودی روابطشان تشویق می كند و به آنها در فائق آمدن بر مشكلات زندگیشان كمك می كند. هر دو نفر (زن و شوهر)، برای یاد گرفتن الگوهای رفتاری جدید، تلاش می كنند. گاهی اوقات زوج پیمان یا توافق نامه ای را مبنی بر چگونگی تغییر رفتارشان می نویسند. روان درمانی خانواده: این شكل روان درمانی به جای توجه به تك تك اعضا، خانواده را به عنوان یك كل مورد توجه قرار می دهد. این روش بر این عقیده استوار است كه شخص مشكل دار را جدای از محیط خانوادگی اش، نمی توان شناخت. درمانگر بیان آزاد احساسات را در بین افراد خانواده تشویق می كند. روان درمانی خانواده اغلب برای خانواده هایی كه دارای بچه هایی با مشكلات رفتاری هستند و نیز برای خانواده هایی كه با سوء استفاده جنسی، بیماری های خطرناك و سایر حوادث آسیب زا مواجهند، مناسب می باشد. گروه درمانی (روان درمانی گروهی): یك گروه حدوداً از هشت نفر كه مشكلات یكسانی دارند به طور منظم با درمانگر ملاقات می كنند، تشكیل می شود. آنان در مورد مشكلاتشان با یكدیگر و با درمانگر مذاكره می كنند. گروه درمانی بیشتر برای مسائل رفتاری مانند مشكلات شخصیتی، استفاده از الكل و مواد مخدر، اختلالات در خوردن و انواع مشخصی از افسردگی كاربرد دارد.
روان درمانی چه مدت وقت می گیرد؟ ممكن است روان درمانی جلسات محدودی وقت بگیرد و یا سالیان زیادی طول بكشد. این مسئله بستگی به وسعت مشكلات شما و اهدافی كه در معالجه تان مدنظر است، دارد. هم شما و هم درمانگر لحظه به لحظه پیشرفتتان را تشخیص می دهید. شما باید به طور جدی در مورد اینكه چه مدت تحت درمان قرار بگیرید، تصمیم بگیرید. شما، (نه درمانگر)، تصمیماتی كه می گیرید، بر روی زندگیتان تأثیر مهمی دارد. |
دعا و نقش آن در بهداشت رواني
الا بذكرا… تطمئن القلوب » «همانا با ذكر خدا دل ها آرام مي گيرند .»
منظور از ذكرا… چيست ؟ چگونه دل انسان با ياد الله آرام مي گيرد ؟ اگر شخصيت انسان شبيه به يك كوه يخ باشد و ضمير ناخودآگاه آدمي ، نـُه دهم كوه يخ مستور و مخفي در آب ؛ اگر ضمير ناخودآگاه بر وجود آدمي سيطره داشته باشد و تعيين كننده و كارگردان پشت صحنه باشد ، اگر انواع اختلالات رفتاري و بيماري هاي روحي و رواني تجلي تيره شدن روابط خودآگاه و ناخودآگاه تلقي گردد و اولين گام در تخفيف اين بيماري ها انتقال موضوعات و مسائل درون ناخودآگاه به سطح آگاه بيمارباشد، معنا و اهميت ذكر معلوم و روشن مي گردد. ذكرا… به طور خاص يعني باخبر ساختن ، خبر گرفتن و توجه كردن ارادي و متعمدانه ذهن هشيار و خودآگاه از آن چيزي كه در ناخودآگاه آدمي وجود دارد . ذكريعني اعتراف به حضور او.
به محض اين كه ا… حاضر در ناخودآگاه آدمي ، اما غايب از سطح آگاه ذهن به ياد آورده مي شود ، ناگهان ابهامات از بين مي رود. يك احساس شعف ، آرامش، طمأنينه ، احساس معنادار بودن زندگي شخص و كل هستي ، يك احساس تعالي به انسان دست مي دهد و قلب متلاطم ، ناآرام و مضطرب ، آرام مي گيرد.
| اگر هدف مهمي در پيش داريد ابتدا براي تحقق آن به دعا متوسل شويد و سپس آن را به خدا واگذار كنيد . بعد در ذهنتان واقع شدن آن را مجسم كنيد و به اين تصوير ذهني تا آنجا كه مي توانيد قدرت ببخشيد ، آن وقت از خدا بخواهيد هر طور به صلاح شماست عمل نمايد و عنايت خود را شامل حال شما سازد . |
از طرف ديگر غفلت يا بي توجهي نسبت به ناخودآگاه معنوي يا روحي و فراموش كردن خدا در اين ناخودآگاه به تعبير «ويكتورفرانكل » سبب « خلاء وجودي » و يا « ناكامي وجودي » و به بيان قرآن سبب «فراموشي خود / خويش يا نفس » مي گردد.
«نباشيد مانند كساني كه خدا را فراموش كردند سپس نفسهايشان را فراموش كردند » سوره حشر- آيه 19
فراموشي خدا موجب بروز احساس پوچي ، بي هدفي ، تهي بودن زندگي مي گردد و به اين معنا زندگي براي انسان سخت مي شود.
« هر كس از ياد من اعراض كند، زندگيش تنگ (ناگوار) شود » طه ، 124
يكي از راه هاي ذكر و ياد خدا « دعا » كردن است. افراد آگاه و هشيار مي دانند كه با ياد خدا، توكل بر او و دعا كردن احساس بهتري داشته و موفق تر خواهند بود. ياد خداي متعال هيچوقت از دل آدمي بيرون نمي رود و در هيچ حالي مغفول نيست و اگر انسان دعا مي كند، ذات و فطرت اوست كه وادارش مي كند در تمامي شرايط او را بخواند و از او طلب ياري كند. رمز دعا اين است ، انسان روندي را در پيش بگيرد كه به بهترين وجهي قلب او را بگشايد و پرتو حق را به آن بتاباند.
فرمول دعا
1- دعا كنيد
2- تجسم كنيد
3- واقعيت ببخشيد
اگر هدف مهمي در پيش داريد ابتدا براي تحقق آن به دعا متوسل شويد و سپس آن را به خدا واگذار كنيد . بعد در ذهنتان واقع شدن آن را مجسم كنيد و به اين تصوير ذهني تا آنجا كه مي توانيد قدرت ببخشيد ، آن وقت از خدا بخواهيد هر طور به صلاح شماست عمل نمايد و عنايت خود را شامل حال شما سازد . با هشياري و سختكوشي هدفتان را دنبال كنيد تا نقش خود را در اين قسمت ايفا كرده باشيد . تمام مدت به خود تلقين كنيد كه به هدفتان خواهيد رسيد و ذهن خود را از افكار مثبت و اميدوار كننده لبريز سازيد. بعد به مرحله اي مي رسيد كه از تحقق تصوير ذهني خود شگفت زده شويد. در اين حالت تصوير به واقعيت تبديل شده و آنچه دعا كرده ايد و در ذهن مجسم نموده ايد براساس آرزوي واقع بينانه شما و سپردن به دست خدا و تجسم تصوير كامل موفقيت در ذهن به « واقعيت » مبدل شده است.
| افراد آگاه و هشيار مي دانند كه با ياد خدا، توكل بر او و دعا كردن احساس بهتري داشته و موفق تر خواهند بود. |
چند دستوربراي كسب نتايج مفيد از دعا
1- هر روز چند دقيقه اي را جز الله به چيز ديگري نينديشيد.
2- به زبان خود و ساده و راحت با خدا سخن بگوييد؛ لازم نيست حتماً از واژه هاي خاص يا مذهبي استفاده كنيد.
3- هنگام فعاليت ، در ايستگاه اتوبوس ، پشت ميز و… لحظاتي چشمان خود را ببنديد و به خود تلقين كنيد كه الله اكنون با شماست.
4- هميشه موقع دعا سعي نكنيد كه چيزي از خدا بخواهيد ، بيشتر سعي كنيد ضمن دعا از نعمت هاي او تشكر كنيد .
5- با اين نيت دعا كنيد كه دعاهاي صادقانه شما مؤثر است.
6- هنگام دعا فكر منفي به ذهن خود راه ندهيد؛ اين تلقينات مثبت است كه نتيجه مي دهد .
7- هميشه طوري سخن بگوييد كه گويي آماده براي قبول مشيّت الهي هستيد. هر چه مي خواهيد از خدا طلب كنيد اما همواره راضي به رضاي او باشيد .
8- همه كارهايتان را به خدا سپرده و انجام هر كاري را به او واگذار كنيد .
9- براي كساني كه به نحوي شما را آزرده اند ، دعا كنيد، زيرا كه رنجش راه قدرت معنوي را سد مي كند.
10- فهرستي از كساني كه مايل به دعا براي آنها هستيد ، تهيه كنيد. هرچه بيشتر اطرافيانتان را دعا كنيد، نتيجه دعا بيشتر به خودتان برمي گردد.
منابع :
1-مثبت درماني ؛ نوشتة نورمن وينسنت پيل / توراندخت تمدن
2- خدا در ناخودآگاه ؛ نوشته ويكتور فرانكل/ ترجمه ابراهيم يزدي
3- قرآن مجيد
4- با خالق هستي ؛ نوشته ؛ جي پي واسواني ؛ ترجمه فريبا مقدم
| ||
|
| ||
چگونه كودك را به كتاب خواندن علاقه مند كنيم؟

زماني خواندن يك كتاب براي كودك خوشايند و لذتبخش است كه موجودات خيالي داستان به پرواز در آيند ، قطارها به صورت واقعي حركت كنند و صدا بدهند و خرگوش ها در زير نورماه به خواب بروند. هنگامي كه براي كودك خود كتاب مي خوانيد فرصت پيدا مي كنيد تا با صداهاي موجودات و شخصيت هاي داستاني سخن بگوييد ، تخيلي رفتار كنيد و حتي مانند يك كودك باشيد . به عبارت ديگر از شخصيت واقعي خود خارج شده و مانند شخصيت هاي داستاني رفتار كنيد . شما تصميم مي گيريد كه چقدر هيجان زده باشيد، شادي كنيد ، يا غمگين و حتي عصباني شويد. چقدر بايد روي يك شخصيت تأكيد كنيد و چه اندازه لازم است كه بر هيجان قصه بيفزاييد، به اين ترتيب نتيجه كار منحصر به فرد خواهد بود.
كودك در سنين خيلي پايين ( شيرخوارگي ) كه دركي از معاني واژه ها ندارد و تفاوت ظريف موجود بين آنها را نمي فهمد، از شنيدن صداهاي متنوع شما و ديدن احساسات و عواطف شما لذت مي برد . اداي عبارت هاي داستان توسط شما حاوي علايم و نشانه هاي محرمانه است كه فقط شما و فرزندتان مفهوم آن ها را درك مي كنيد.
چگونه براي فرزند خود كتاب مي خوانيد؟ با صداي آهسته ، با لحني گرم و دلنشين ، با شور و حرارت يا ...؟ به هر شيوه اي كه براي كودك خود كتاب بخوانيد، مي توانيد بيش از پيش به او نزديك شده و از كنار يكديگر بودن لذت ببريد. وقتي كه كودك از سنين پايين با كتابخواني آشنا شود، همراهي شما به او كمك مي كند كه به تدريج مهارت هاي فردي خود را گسترش داده و تكامل بخشد. ارزشمندترين دستاورد نيز علاقه مند شدن به كتاب است .
انتخاب كردن كتاب براي كودكان
به دنبال كتاب هايي بگرديد كه داستان هاي خوب و متنوعي دارند، كتاب ها ي مصور و كتاب هايي كه شما نيز از مطالعه آنها لذت مي بريد و كتاب هايي كه با خلق و خوي كودك شما سازگار است .
براي انتخاب كتاب مرحله زندگي كودك خود را در نظر بگيريد، و ببينيد در چه دوره تكاملي قراردارد. نخستين دوره كودكي ، دوره اي است كه بچه ها مهارت هاي سرگرم كننده متعددي را فرا مي گيرند و با شرايط تازه اي روبه رو مي شوند. براي كودكان مختلف و مناسبت هاي گوناگون ، كتاب هاي متنوعي موجود است ، تقريباً درباره هر موضوعي كتاب وجود دارد.
به دنيا آمدن فرزند دوم، نگهداري از كودك ، دوست يابي ، دوستان واقعي و غيرواقعي ، به مدرسه رفتن ، اخلاق هاي خوب ، اخلاق هاي بد ، عواطف و احساسات ، همكاري كردن ، به دكتر رفتن ، به دندانپزشكي رفتن، تنها بودن با خواهر يا برادر خود، خوابيدن و حتي مراسم مذهبي .
آيا تا به حال پس از خواندن عبارتي از يك كتاب به فكر نيفتاده ايد كه : " اين موضوع همان چيزي است كه مي خواهم با كودكم در ميان بگذارم... "؟ خواندن كتاب كودكان ، به بزرگسالان ( والدين ) كمك مي كند تا بتوانند آنچه در ذهن خود دارند ، بيان كنند . چيزهايي كه گاه والدين نمي توانند براي اداي آن واژه اي بيابند.

كتابي را براي فرزند خود انتخاب كنيد كه :
- هر دو از خواندن آن لذت مي بريد و به موضوع آن علاقه منديد.
- با خواندن آن ، كودك شما دانستني هايي درباره جهان پيرامون خود مي آموزد.
- به شما كمك مي كند كه آنچه درذهن خود داريد ، بيان كنيد.
-به كودك كمك مي كند تا احساس خوب و مثبتي از خود داشته باشد و به قابليت هاي تازه خود پي ببرد.
- به كودك كمك كند كه بداند در دنياي اطراف او كودكان ديگري هم هستند كه شرايط و احساسات مشابهي با او دارند.
- به كودك كمك كند تا مفاهيم و معاني ارزش ها، سنت ها ، خانواده ، جامعه و... را درك كند.
در سنين شيرخوارگي ، كودك از خواندن چه نوع كتاب هايي لذت مي برد؟
- كودك از بدو تولد از شنيدن صداي كتاب خواندن شما لذت مي برد، براي او شنيدن صداي گرم و دلنشين شما لذتبخش ترين چيز در دنياست . تا زماني كه كودك با حوصله به سخنان شما گوش مي دهد كتابخواني را ادامه دهيد.
- قبل از خواب ، هنگامي كه كودك با شيئي بازي مي كند و آن را روي زمين مي غلتاند زمان مناسبي براي گوش كردن به كتاب خواني شماست.
- به كودك امكان آشنا شدن با كتاب به شيوه خودش را بدهيد. در اين سن ، كودك دوست دارد اشياء را بـِجَود، پاره كند، روي آنها بنشيند يا بايستد . بنابراين از كتابهاي نرم ، پارچه اي و مقاوم استفاده كنيد.
- كتاب هايي كه در هر صفحه ، يك تصوير كامل و مشخص دارند.
- كتاب هايي كه داستان بسيار كوتاه و درباره موضوع هايي آشنا و مملوس با زندگي كودك دارند .
در دوره نوپايي ، مناسب ترين كتاب ها براي كودكان كدامند؟
- داستان هاي كوتاه در باره موضوع هاي مختلف و متنوع .
- كتاب هاي كارتي ( هرصفحه از كتاب يك كارت جداگانه است) و داستان هايي كه از زندگي روزمره كودك سرچشمه گرفته اند.
- كتاب هايي كه اشعار موزون دارند و بچه ها مي توانند آنها را تكراركنند.
- كتاب هايي كه مضمون واحدي دارند . به طور مثال درباره شكل هاي هندسي، رنگ ها يا حروف الفبا نوشته شده اند.

كتاب هاي مورد علاقه كودكان پيش دبستاني كدامند؟
- كتاب هايي كه داستان بلند و كمي پيچيده تردارند.
- كتاب هايي كه اشعار موزوني دارند و درباره زندگي روزمره كودكان نوشته شده اند و براي گسترش دنياي آنها و افزايش دانسته هايشان سودمندند.
- لطيفه ، قصه هاي بلند، قصه هاي محلي و سنتي كه ترسناك نباشند.
در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه هيچ گاه بيش از حد به مطالعه كتاب اصرار نكنيد. چون اين امر نتيجه ي معكوس دارد و كودك را از كتاب گريزان مي سازد.
اعتماد به نفس معمولا براساس چگونگی خوب یا بد اعمالمان در گذشته شکل میگیرد. این عامل در نهایت احساس ما را در مورد خودمان به وجود می اورد و ارزش شخصیمان را شکل میدهد.
ما اغلب عادت داریم که ارزش شخصیمان را براساس موفقیتهایی که در عملکردهای گذشته داشتیم ارزیابی کنیم. اگر نحوه و کیفیت زندگیمان در حد کمتر از استاندارد باشد ما ارزش خودمان را پایین میاوریم.
ما به طور زیادی تحت تاثیر جامعه ای هستیم که در آن بر روی عملکرد بی عیب و داشتن توانایی بالا تاکید میکند. زمانیکه ما میتوانیم به عنوان یک تجربه و بر اساس اشتباهات مرتکب شده روی خود ارزش گذاری کنیم و اینکار را انجام نمیدهیم اغلب ما دید واقع بینانه خود را از دست میدهیم.در حالیکه این به عنوان یک امر طبیعی برای شناسایی عملکردمان است و نیزیک امر مهم در جهت شناخت توانییمان است. این احتمالایک نتیجه خوب در بازگشت به دوران بچگی باشد زمانیکه ما بدون هیچ عاملی به خود اعتماد داشتیم.
بر اساس جایگاهی که مردم بر روی ما ارزش گذاری کرده اند و آن جایگاهی که خودمان ساخته ایم بسیار دیدگاهی محدود کننده در ارزش گذاری عملکرداست. به همان صورت که ما رشد میکنیم ما اغلب به طور پیوسته جایگاهمان رادردیدگاه مردم تعدیل کرده و میخواهیم هر طور شده ارزشمان را نظر دیگران بالا برده و به این صورت ما مدام خود را ارتقا داده تا به حد ارزش واقعی مورد نظر برسیم. اغلب ما وقت زیادی را صرف این کار میکنیم و همین باعث میشود چشممان بر روی حقیقت وجود خود بسته شود .
حال سوال این است که چطور ما اعتماد به نفسمان را وقتی که کاهش پیدا کرده افزایش دهیم ؟
روشهای مختلفی برای این کار وجود دارد یکی این است به کسانی که اساس حقارت دارند کمک کنیم به این صورت که لیستی ازموارد دوست داشتنی شان را درمورد خود تهیه کنند به عبارتی نقاط قوت خود را یاداشت کنند . این کار مثل این است که ما گاهی اوقات ما خصوصیات دلخواه از خودمان را مجددا کشف کنیم
روش دیگر این است که هنگامی ما احساس حقارت کردیم کارهایی که برایمان زیبا و خوشایتد است در حق خودمان انجام دهیم کارهایی که در مورد یک دوست عزیز انجام میدهیم به عبارتی بهتر با خود مهربان رفتار کنیم. روش دیگر این است که به اسانی کارهایی که در گذشته انجام داده ایم را فراموش کنیم . با یادآوری خطاهای گذشته چیزی نمیگذرد که احساس میکنیم اعتماد به خود را از دست داده ایم برا ی حل این مشکل ما میبایست فهرستی از کارهایی که به خوبی از عهده آنها بر آمدیم تهیه کنیم این روش موثر باعث میشود ما حس اعتماد به خود را بازیابیم.
نکته مهم دیگر در این است که اگر ما احساس خوشایند نسبت به خود یا موفقیتمان را در تایید دیگران بنا گذاریم این کار سبب میشود ارزش ذاتی ما در دست دیگران قرار گیرد این به این معنی است که اعتماد ما نسبت به خود کلا در احساس دیگران یا واکنش انها نسبت به ما بستگی دارد.هوشیاری در مورد چنین عامل آسیب پذیری ما را از تله تایید دیگران میرهاند. برای حفظ اعتماد به خود ما نیاید فراموش کنیم چه هستیم و ازرش ما به چیست و کارهای فابل تقدیرمان را یاد بیاوریم.
روش دیگر ساختن مجدد اعتماد به نفس این است که سعی کنیم کارهایی را که قبلا آزمون نکرده ایم انجام دهیم اینکار باعث میشود که ما همواره درگیر حل مشکلات باشیم و قناعت به پذیرش راه حل قابل قبول از نظر خودمان صرفنظر از موفقیت یا عدم موفقیت در آن اعتماد به نفس را بالا میبرد.
به امید موفقیت شما
منبع اینترنت: University of Florida Counseling Center.
راه های مختلفی وجود دارد تا از طریق آن به کودکان یاد بدهیم که چطور به سایرین احترام بگذارند. والدین عادت دارند همه چیز را به فرزندانشان امر کنند: "همانطور که من می گویم باید رفتار کنی"، "باید به مادرت احترام بگذاری." و .... در واقع، والدین میتوانند دستورات خود را به کودکان تحمیل کنند، اما نمی توانند آنها را به احترام گذاشتن امر کنند. ما می توانیم فرزندانمان را وادار کنیم آنطور که ما می خواهیم رفتار کنند، اما نمی توانیم مجبورشان کنیم که به ما و بقیه مردم احترام بگذارند. احترام را باید به دست آورد.
احترام فقط با خوب و مهربان بودن به دست نمی آید. البته خوب بودن هیچ اشکالی ندارد، اما پدر یا مادری که با خوبی و مهربانی بیش از حد با فرزندانش رفتار می کند، مطمئناً فرزند یکدنده و سخت گیری بار خواهد آورد. کسب احترام به چیزی فرای خوب و مهربان بودن صِرف نیاز دارد.
ترفند دیگری برای کسب احترام وجود دارد: والدین سعی می کنند با گوشزد کردن خطاهای فرزندانشان باعث شوند آنها بهتر رفتار کنند. این اصلاً روش مناسبی نیست. کودکان وقتی احساس میکنند از آنها انتقاد شده و طرد شده اند، هیچ انگیزه ای برای بهتر شدن ندارند. وقتی کودکان مورد انتقاد قرار می گیرند، به جای اینکه بهبود یابند، سعی می کنند خودشان یا دیگران را محکوم کنند.
کودکان یاد می گیرند به کسانی احترام بگذارند که به آنها احترام می گذارند. افرادی که بیشتر مورد احترام هستند، از ترکیبی منحصر به فرد از دوست داشته شدن و ایجاد محدودیت به طریقی محکم اما مهربانانه استفاده می کنند. بااینکه کودکان تصور می کنند هیچ نیازی به پند و اندرز ندارند، اما اگر این نصیحت ها در قالب یک رابطه ی محبت آمیز و حمایت کننده باشد، می تواند آنها را به داشتن رفتارهای مناسب و خوب تحریک کند. کودکان به محدودیت نیز احتیاج دارند، اما این محدودیت ها هم می تواند با نرمی، مهربانی و احترام برای آنها گذاشته شود.
مثلاً اگر کودکی شروع به آزار و اذیت و زدن خواهرش می کند، پدر یا مادر می تواند به طرق مختلف عکس العمل نشان دهد. می تواند کودک را زده و بگوید: "وحشی چی کار داری می کنی؟ ول کن خواهرت را...". مطمئناً این روش به کودک احترام گذاشتن را یاد نمی دهد. از طرف دیگر، پدر یا مادر فهمیده می تواند دست کودک را بگیرد و به او بگوید: "ما هیچوقت نباید به کسی صدمه بزنیم و بقیه را آزار بدهیم. می شه به من بگی چه چیز تو را ناراحت کرده است؟" والدین عاقل و فهمیده برای فرزندانشان محدودیت ایجاد میکنند اما این کار را بدون کتک زدن و آزار دادن کودک انجام می دهند.
کودکان زمانی یاد میگیرند به سایرین احترام بگذارند که افرادی که برایشان مهم هستند، الگویی از احترام گذاشتن باشند. اگر کودکان ببینند که ما که نزدیک ترین افراد به آنها هستیم، به دیگران و ارزشهایمان احترام می گذاریم، به نفعشان خواهد بود. ما می توانیم مدام درمورد چنین الگوهایی با کودکانمان صحبت کنیم و این نمونه های اخلاقی را تحسین کنیم. و برعکس می توانیم افرادی را که اذیتمان می کنند یا با ما فرق دارند—مردمانی از کشوری دیگر، با اعتقادات یا باورهایی متفاوت-- را پیش آنها نکوهش کنیم. احترام گذاشتن ما به افرادی که با ما فرق دارند خود می تواند نمونه ای برای الگوپذیری کودکان باشد.
این به آن معنا نیست که با آنچه بقیه مردم انجام می دهند یا باور دارند هم عقیده ایم. باید برای آنها توضیح دهیم که هر انسانی می تواند باور خاص خود را داشته باشد، و با اینکه کاملاً متضاد باور ماست ما باید به او و اعتقاداتش احترام بگذاریم.
برای یاد دادن طریقه ی احترام گذاشتن، ما باید عیوب و اشتباهات خود را به راحتی قبول کنیم. اگر بی دلیل کودکمان را تنبیه کردیم، یا اگر کوتاهی در حق او انجام دادیم، از او معذرت خواهی کنیم و بخواهیم که ما را ببخشند.
احترام مبنای رابطه های مستحکم و پردوام است و می تواند نتیجه طبیعی برخورد و رفتار صحیح والدین با کودکانشان باشد.
افرادی که بیش از همه به آنها احترام میگذارید چه کسانی هستند؟ چه کرده اند تا توانسته اند احترام شما را جلب نمایند؟
به چه راه هایی به کودکانتان احترام می گذارید؟ (آیا به حرف هایی که می زنند با احترام گوش می دهید؟ آیا سعی میکنید با آنها وقتتان را بگذرانید؟ آیا سعی می کنید به علایق آنها احترام بگذارید؟)
بهترین راه نشان دادن احترام به فرزندتان چیست؟
وقتی مردم بیش از آنچه هستند ادعا میکنند که خوب هستند، ما اشکالات آنها را بیشتر می بینیم. وقتی به قصور و اشتباهاتشان اعتراف می کنند، ما بیشتر از آنها چشم پوشی می کنیم، به خصوص وقتی میدانیم سعی میکنند بهتر باشند. آیا شما هم کوتاهی ها و اشتباهاتتان را با کودکانتان درمیان می گذارید و از آنها درخواست کمک می کنید؟ مثلاً ممکن است بگویید: "من وقتی خسته ام خیلی زود عصبانی میشوم و سرت داد می زنم و آنطور که باید و شاید به تو محبت نمی کنم. امیدوارم تو من را ببخشی و کمی تحملم کنی."
گاهی برخی والدین آنقدر فهمیده اند که مشکلاتشان را نیز با فرزندانشان مطرح میکنند. "من روز بدی داشتم، کاش کمی مراعاتم کنی تا من چیزی نگویم که ناراحت شوی." اما والدین نباید کودک را از وضعیت سلامتی خود نگران کنند. پس بهتر است بعد آن بگویند: "اگر چند ساعت استراحت کنم حالم خوب می شود و با هم به کارها می رسیم."
مشاوره و روان درمانی
تجربه كردن در طي زندگي امري معمول است. در هر مقطع زماني ممكن است شخص جهت شناخت بهتر خود و مواجهه با نگراني هايش نيازمند كمك يك مشاور يا درمانگر باشد. براي كساني كه بدنبال مشاوره هستند اين مطلب مروري كلي بر فرايند مشاوره _ چه انتظاري از مشاور مي رود , مسئوليت هاي مراجع در فرايند مشاوره _ گامهاي استفاده بهتر از مشاوره و مشكلات احتمالي كه ممكن است در طي مشاوره ايجاد شوند را فراهم مي سازد.
مشاوره چيست؟
به زبان ساده, مشاوره عبارت از هر نوع ارتباطي است كه در آن يك شخص به شخص ديگر براي فهم بهتر خود و حل و فصل مشكلاتش كمك مي كند. دوستان و بستگان نوعي مشاوره ارائه مي دهند, همين طور افراد مذهبي, راهنمايان تحصيلي, معلمان و خيلي از افراد ديگر نيز همين كار را ميكنند. كارشناسان دفاتر مشاوره بدليل آموزش وسيع خود در روان شناسي و رفتار انساني مشاوره هايي متفاوت با ديگران ارائه ميدهند. آنها تجارب وسيعي در ايجاد روابط ياورانه و در كار با مشكلات مختلف دارند.
روان درماني
روان درماني چيست؟
روان درماني به شيوه هايي گفته مي شود كه در آن مشكلات رواني و عاطفي از طريق بيان مشكلات به يك درمانگر و گفتگو با او درمان مي گردد. روان درمانگر به شناخت شما از خود و بهتر شدن توانايي مقابله تن كمك مي كند.
اهداف روان درماني عبارتند از:
- تغيير الگوهاي آسيب زاي رفتاري
- بهبود احساس ارزشمندي
- حل و فصل تعارضها
روان درماني به ياد گرفتن در مورد خودتان كمك مي كند. در بعضي از موارد، شما ياد مي گيريد كه چگونه گذشته را درك كرده و با زمان حال تطبيق دهيد. در موارد ديگر شما از آن دسته از پاسخهايتان كه مشكلاتي را در زندگي شما ايجاد مي كنند آگاه شده و شيوه هاي تغيير آنها را ياد مي گيريد.
چگونه يك درمانگر انتخاب كنم؟
درمانگر شما بايد شخصي باشد كه در حضور او احساس آرامش كنيد. درمانگرها شامل افراد زير هستند:
روان پزشكان، روان شناسان، پرستاران روانپزشكي، مددكاران اجتماعي، مشاوران آموزش ديده. بسياري از مردم از اشخاصي كه عقيده آنها را مي پذيرند، اسامي درمانگران را بدست مي آورند. اين اشخاص عبارتند از:
- دوستان
- اعضاي خانواده
- پزشكان
حتي با وجود كمك گرفتن از ديگران هم، پيدا كردن يك درمانگر خوب امر بسيار شخصي مي باشد. مراقب باشيد درمانگران زيادي وجود دارند كه صلاحيت كافي براي اين كار ندارند. مطمئن باشيد شخصي كه شما به عنوان يك درمانگر انتخاب مي كنيد، حتماً داراي مجوز كار باشد و اعتبار كافي براي اين امر داشته باشد.
ممكن است كه شما قبل از اينكه يك درمانگر انتخاب كنيد، با درمانگران زيادي صحبت كنيد. هنگامي كه با اولين درمانگر ملاقات مي كنيد، درباره مطالب زير از او بپرسيد:
- حق الزحمه
- نوع درماني كه او براي شما بكار مي برد
- مجوز قانوني كار مخصوص درمانگران
به همان اندازه كه شما مسائل شخصي خود را براي درمانگر بيان مي كنيد، انتظار داريد كه به همان اندازه هم او در اين رابطه با شما صحبت كند. به مسائل زير با دقت توجه كنيد:
- چگونه درمانگر با شما ارتباط برقرار مي كند.
- به چه نحوي شنونده سخنان شماست.
درجه راحت بودن شما با درمانگر
داشتن مقداري احساس تنش و عصبيت در جلسه اول طبيعي است اگر درمانگر داراي صفاتي است كه فكر مي كنيدآن صفات نخواهد گذاشت احساسات خود را براحتي بيان كرده و يا به درمانگرتان اعتماد كنيد.، بهتر خواهد بود كه درمانگر ديگري انتخاب نماييد.
در اولين جلسه به احساسات خود اعتماد كنيد. از احساسات خود به عنوان يك راهنما جهت تصميم گيري در مورد ادامه كار با آن درمانگر و يا تغيير او استفاده كنيد.
به محض پيدا كردن شخصي كه در حضور او احساس آرامش مي كنيد، ضمن گشودن دريچه هاي ذهن خود شرايط را براي اعتماد به درمانگر مهيا كنيد. رك و صريح بودن در امر درمان نكته اي بسيار مهم است.
چه نوع از روان درماني مورد استفاده قرار مي گيرد؟
امروزه انواع بسياري از درمانها مورد استفاده قرار مي گيرد. انواع درمانهايي كه متداول تر است، عبارتند از:
- رفتار درماني شناختي:
درمانگر به شناختن نگرش غير واقعي تان نسبت به خود، دنيا و آينده كمك مي كند. اين درمان به شما در تشخيص روشهاي فكري نادرست كمك مي كند. شما الگوهاي رفتاري و فكري جديدي پيدا خواهيد كرد كه شما را به سوي زندگي سالم تر رهنمون مي شود.
درمان متمركز بر درمانجو (روان درماني بي رهنمود):
درمانگر به حرفهاي شما گوش مي دهد و به شما در فهميدن بهتر احساسات كمك
مي كند.
روانكاوي:
درمانگر با هدف كشف تجارب و احساسات نيمه آگاه و عميق مربوط به دوران كودكي به شما گوش مي دهد. شما معمولاً درمانگرتان را هر هفته چهار بار يا بيشتر براي چندين سال بايد ملاقات كنيد.
روان درماني پويشي
در اين روش درمانگر بدون استفاده از روانكاوي رسمي, احساسات ناخود آگاه شما را به آگاهي آورده و آن را تعبير و تفسير مي كند.
اين نوع درمان, اغلب متضمن اين است كه هر چه به ذهنتان مي آيد, بگوييد. (تداعي آزاد).
پسيكودرام (نقش گذاري رواني):
از اين نوع درمان براي بيان احساسات پنهان استفاده مي شود. از شما خواسته مي شود كه در نقش مردم مختلفي كه در زندگيتان وجود دارند, بازي كنيد و خود را به جاي آنان قرار دهيد. اين روش هم مي تواند به صورت گروهي انجام شود و هم به صورت دو نفره.
مشاوره زناشويي:
درمانگر زن و شوهر را به بهبودي روابطشان تشويق مي كند و به آنها در فائق آمدن بر مشكلات زندگييتان كمك مي كند. هر دو نفر (زن و شوهر), براي ياد گرفتن الگوهاي رفتاري جديد، تلاش مي كنند. گاهي اوقات زوج پيمان يا توافق نامه اي را مبني برچگونگي تغيير رفتارشان مي نويسند.
روان درماني خانواده:
اين شكل روان درماني به جاي توجه به تك تك اعضاء, خانواده را به عنوان يك كل مورد توجه قرار مي دهد. اين روش بر اين عقيده استوار است كه شخص مشكل دار را جداي از محيط خانوادگي اش نمي توان شناخت.
درمانگر بيان آزاد احساسات را در بين افراد خانواده تشويق مي كند. روان درماني خانواده اغلب براي خانواده هايي كه بچه هايي با مشكلات رفتاري هستند و نيز براي خانواده هايي كه با سوء استفاده جنسي, بيماري هاي خطرناك و ساير حوادث آسيب زا مواجهند, مناسب مي باشد.
گروه درماني (روان درماني گروهي )
يك گروه حدوداً از هشت نفر كه مشكلات يكساني دارند و به طور منظم با درمانگر ملاقات
مي كنند, تشكيل مي شود. آنان در مورد مشكلاتشان با يكديگر و با درمانگر مذاكره مي كنند. گروه درماني بيشتر براي مسائل رفتاري مانند مشكلات شخصيتي, استفاده از الكل و مواد مخدر, اختلالات در خوردن و انواع مشخصي از افسردگي كاربرد دارد.
روان درماني چه مدت وقت مي گيرد؟
ممكن است روان درماني جلسات محدودي وقت بگيرد و يا ساليان زيادي طول بكشد. اين مسئله بستگي به وسعت مشكلات شما و اهدافي كه در معالجه تان مد نظر است, دارد. هم شما و هم درمانگر لحظه به لحظه پيشرفتتان را تشخيص مي دهيد. شما بايد به طور جدي در مورد اينكه چه مدت تحت درمان قرار بگيريد, تصميم بگيريد. شما, (نه درمانگر), تصميماتي كه مي گيريد, بر روي زندگيتان تاثير مهمي دارد.
مشاور و شما
از مشاور خود چه انتظاري مي توانيد داشته باشيد
شما مي توانيد انتظار كسي را داشته باشيد كه با علاقه به دل مشغولي هاي شما گوش كرده و كمك ميكند تا درك بهتري از آنها داشته باشيد و بنابراين بتوانيد با راحتي و كارآمدي بيشتري با مشكلاتتان مواجه شويد. مشاورتان با جديت به (مشكلات) شما پرداخته و مايل است شما با آزادي و بطور صريح مسائل مورد علاقه خود را مطرح سازيد. مشاور از شما سئوالاتي را در مورد خودتان بصورت مستقيم و مشخص خواهد پرسيد. از آنجا كه مشاوران عقايد مختلفي در مورد نحوه تغيير مردم دارند, آنها از نظر ميزان صحبت كردن در جلسات, تكاليفي كه از شما خواهند خواست و تمركزشان بر موضوعات با همديگر فرق مي كنند. اگر مي خواهيد بدانيد كه در جلسات مشاوره چه چيزي خواهد گذشت به طريق مختلف در آن باره بپرسيد. مشاوران مهارت يا دانش «جادويي» ندارند و نمي توانند بطور مستقيم مشكلات شما را حل و فصل نمايند. مشاور مي خواهد كه با شما كار كند ولي آنچه را كه خودتان مي توانيد انجام دهيد, براي شما انجام نخواهد داد. به استثناي پيشامدهاي غير معمول (از قبيل خطر خودكشي) مشاور در رابطه با مسائل بيان شده از جانب شما به شدت راز دار خواهد بود و در موارد استثنايي فوق الذكر نيز موضوع را به صورت صريح با شما در ميان خواهد گذاشت.
مسئوليتهاي شما در مشاوره
مسئوليتهاي اصلي شما در مشاوره عبارت هستند از شركت منظم در جلسات برنامه ريزي شده, صحبت رُك و صريح در مورد آنچه كه شما را رنج مي دهد و انجام تكاليف منزل كه توسط مشاور از شما خواسته مي شود. انتظار بر اين است كه اگر قادر به عمل به تكاليف فوق نباشيد, موضوع را با مشاور در جريان بگذاريد.
اغلب مشاوران از شما مي خواهند كه چيزي جديد يا «رويكردي متفاوت» را امتحان كنيد. يك چيز ديگر كه مشاورتان از شما انتظار دارد اين است كه آماده آزمايش و تلاش براي انجام كارها باشيد. بدون اينكه سعي در نتيجه گيري شتابزده داشته باشيد. همچنين انتظار مي رود كه در صورت حل مشكلاتتان موضوع را به اطلاع مشاور خود برسانيد و البته اگر پيشرفتي نيز در خود مشاهده نكرديد, مشاورتان را مطلع سازيد. اين موضوع بسيار مهم است، مشاورتان به شدت خواهان بهره گيري شما از مشاوره است.
مشكلات معمول در مشاوره
يكي از گامهاي مشكل در مشاوره زماني است كه شما براي اولين بار يك مشاور را ملاقات ميكنيد. تصميم به رفتن براي مشاوره، گام اول در فرايند تغيير است. وقتي اين تصميم را گرفتيد ساز و كار تغيير به جريان خواهد افتاد. در فرايند تغيير نحوه تفكر, احساس يا رفتار خود, بايد بكوشيد تا شيوه هاي جديد انجام كارها را امتحان نمائيد. اين ممكن است شما را مضطرب يا ناكام كند. همچنين در طي مشاوره امكان دارد به اين نتيجه برسيد كه چيزهايي كه قبلاً شما آنها را فقط به صورت مثبت يا منفي مي ديديد, كاملاً متفاوت هستند. چالش يا محدوديت هاي مذكور نيز ممكن است در شما احساس ناكامي بوجود آورد, اما با پذيرش و تمرين متوجه مي شويد كه قادر به برطرف كردن محدوديت ها و نقاط ضعف خود بوده و جنبه هايي جديد و مهيج در خود, خواهيد يافت.
گامهاي آماده شدن براي بهره بردن از مشاوره
_ آماده تمركز بر مشكل يا موضوع خاصي باشيد.
_ آماده (رفتن به) جلسات مشاوره باشيد.
_ به جلسات مشاوره اي خود توجه كرده و نقش فعالي در آن داشته باشيد.
_ تكاليف منزل خود را انجام دهيد (يا حداقل سعي خود را بكنيد).
_ اگر احساس مي كنيد از مشاوره سود نمي بريد, موضوع را به مشاور خود بگوئيد.
بــــــه خاطر بسپار
امروز همان فردایی است
که دیــــروز نگــــران
آن بودی
----------------
دیروز تاریخ
فـردا معما
و امروز زندگی است
-----------------
فکرت از ماضی و مستقبــــل بود
چون ازین دو رست
مشکل حــل شود
-----------------
خلاصه اینکه
زندگی بهتر
اینجا و اکنون
here and now
---------------
آزمون آدمک ( گوديناف)
تست هوش ( سن اجرا: از 3 تا 13 سال)
|
|
آزمون ترسيم آدمک يکی از آسانترين ، عملی ترين وجهانی ترين آزمونهای تصويری است . اين آزمون به وسيله عده زيادی کد گذاری شده است که مهمترين آنها کار خانم آمريکائی فلورانس گوديناف Florence Goodenough است که در سال 1920 در ايالت نيوجرسی آمريکا روی چهار هزار کودک آنرا آزمايش نمود . در فرانسه نيز دکتر فای Fay در اين زمينه کار کرده است .
هدف:
مهمترين هدف آزمون ، تعيين درجه هوشمندی سن عقلی و بهره هوشی کودک است . همچنين اين آزمون را زمانی به کار می بريم که آزمونهای هوشی ديگر مقدور نيست و می خواهيم هر چه سريعتر درباره درجه هوشی کودک به نتيجه برسيم . علاوه بر اين ، اطفالی که زبان نمی دانند و قادر به سخن گفتن نيستند بهترين ابزار سنجش اين آزمون می باشند .
دستور اجرا:
اجرای آزمون ساده است . به کودک گفته می شود : " يک آدم ترسيم کن و هر چه می توانی آنرا زيبا و خوب بکِش " ، اضافه می نمائيم زمان اين کار هر چقدر طول بکشد اشکالی ندارد.
نکاتی که در عمل و ارزيابی بايد رعايت کرد :
1. برای ترسيم بهتراست يک مداد سياه يا يک خودکار راحت و روان دراختيار کودک بگذاريم . با مداد رنگی به دشواری می توان رسم کرد و اجزاء را تشخيص داد .
2. اگر نقاشی با مداد رنگی کشيده شود ، شرايط ديگری برای ارزيابی لازم است که بايد رعايت شود .
3. کاغذ برای رسم نقاشی کودک بايد حداقل 30 × 21 باشد .
4. اجازه بدهيد کودک چند تصوير بکشد ، سپس بهترين و کاملترين را برای نمره گذاری انتخاب کنيد .
5. اگر نتايج چند بار کشيدن آدمک با يکديگر فرق داشت نشان ناراحتی های ديگری در کودک است که بايد به متخصص مسائل روانی يا روان درمانی مراجعه کرد .
روش نمره گذاري:
الف: برای هر يک ازاجزا آدمک در صورتی که توسط کودک ترسيم شده باشد يک نمره منظور فرمائيد. به شرح ذيل :
1. سر وجود داشته باشد .
2. پا کشيده شده باشد .
3. دست کشيده شده باشد . ( يک يا هر دو دست)
4. بدن کشيده شده باشد .
5. طول بدن طويل تر ازعرض آن باشد .
6. شانه ها کشيده شده باشد .
7. بازوها و پاها به تنه چسبيده شده باشند .
8. پاها به تنه و دستها به تنه در نقاط واقعی خود چسبيده شده باشند .
9. گردن کشيده شده باشد .
10. دنباله گردن به سر و تنه مربوط باشد .
11. چشمها کشيده شده باشد .
12. بينی کشيده شده باشد .
13. دهان کشيده شده باشد .
14. دو لب ديده شود .
15. سوراخها يا حفره های بينی کشيده شده باشد .
16. موها کشيده شده باشد . ( جزئی ترين مقدار مو)
17. موها کامل کشيده شده باشد .
18. علامتی از لباس کشيده شده باشد .
19. دو قطعه لباس کشيده شده باشد .
20. تمام بدن پوشيده از لباس باشد .
21. چهار قطعه لباس مشخص باشد . ( کراوات ، کلاه ، جوراب ، کفش ، پيراهن ، کت و شلوار )
22. لباس رسمی يا يونيفورم باشد . ( يونيفورم مدرسه هم نمره می گيرد )
23. انگشتان کشيده شده باشد . ( هر اثری از انگشت کافی است )
24. تعداد انگشتان درست باشد .
25. شکل و قواره انگشتان درست باشد .
26. شست متمايز باشد .
27. دست متمايز ازانگشتان باز باشد. ( کف دست کشيده شده باشد.)
28. بازوها کشيده شده باشد .
29. زانو کشيده شده باشد .
30. تناسب سر نسبت به بدن مراعات شده باشد .
31. تناسب بازوها و دستها نسبت به بدن حفظ شده باشد .
32. پاهای متناسب ، کشيده شده باشد .
33. کف پا متناسب باشد .
34. پاها متمايل به بالا نباشند .
35. دستها و پاها دو بعدی کشيده شده باشند .
36. پاشنه کفش يا پاشنه پا کشيده شده باشد .
37. هماهنگی خطوط کلی حفظ شده باشد . ( دست نلرزيده باشد)
38. هماهنگی خطوط کلی و جزئی حفظ شده باشد . ( نقاشی دقيق باشد)
39. هماهنگی خطوط سر ( موها و دور سر به دقت کشيده شده باشد)
40. هماهنگی خطوط تنه حفظ شده باشد .
41. هماهنگی خطوط دستها و پاها حفظ شده باشد .
42. هماهنگی خطوط چهره حفظ شده باشد .
43. گوشها کشيده شده باشد .
44. تناسب گوشها حفظ شده باشد .
45. مردمک چشم کشيده شده باشد .
46. تناسب چشم حفظ شده باشد .
47. در تصاوير نيمرخ و تمام رخ ، چشم دارای حالت باشد.
48. چانه و پيشانی هر دو کشيده شده باشد .
49. برآمدگی شانه در تصوير نيمرخ معلوم باشد .
50. نيمرخ ناقص باشد . ( يعنی تنه و نيمرخ ناقص)
51. نيمرخ باشد .
روش محاسبه:
1. نمرات داده شده را باهم جمع کنيد . ( مجموع از 51 بيشتر تجاوز نمی کند)
2. با استفاده از جدول مخصوص ( جدول شماره 1) نمره خام ، تبديل به سن عقلی می شود . از رابطه زير بهره هوشی کودک به دست می آيد.
|
|
3. اگر نمره خام آزمونی بر فرض مثال 40 باشد در جدول تبديل نمرات ، ( جدول شماره 1 ) نمره خام را پيدا کرده و سن عقلی کودک را که 13 می باشد، استخراج می کنيم. ( اين نمره سن عقلی کودک است) سپس 13 ( که سن عقلی کودک است) را در عدد 12 ( ماه) ضرب می کنيم. ( هر سال 12 ماه دارد)
سپس سن تقويمی آزمونی را محاسبه می کنيم . اگر آزمودنی به عنوان مثال 10 سال و 3 ماه داشته باشد 10 را ضربدر 12( هر سال 12 ماه دارد) بعلاوه 3 ( ماه) می کنيم نمره بدست آمده سن تقويمی کودک می باشد. حاصلضرب صورت و مخرج را در هم تقسيم کرده وضربدر 100 کرده و بهره هوشی آزمودنی بدست می آيد . بدين صورت :
IQ = 13 * 12 * 100 = 126
3+12*10
4. سپس نمره به دست آمده را در طبقه بندی هوشی ( جدول شماره 2) پيدا کنيد ، بهره هوشی کودک مشخص می گردد.
" جدول تبديل نمرات خام به سن عقلی "
جدول شماره 1
|
نمره خام |
سن عقلي |
نمره خام |
سن عقلي |
نمره خام |
سن عقلي |
نمره خام |
سن عقلي |
|
1 |
3-3 |
11 |
9-5 |
21 |
3-8 |
31 |
9-10 |
|
2 |
6-3 |
12 |
0-6 |
22 |
6-8 |
32 |
0-11 |
|
3 |
9-2 |
13 |
3-6 |
23 |
9-8 |
33 |
3-11 |
|
4 |
0-4 |
14 |
6-6 |
24 |
0-9 |
34 |
6-11 |
|
5 |
3-4 |
15 |
9-6 |
25 |
3-9 |
35 |
9-11 |
|
6 |
6-4 |
16 |
0-7 |
26 |
6-9 |
36 |
0-12 |
|
7 |
9-4 |
17 |
3-7 |
27 |
9-9 |
37 |
3-12 |
|
8 |
0-5 |
18 |
6-7 |
28 |
0-10 |
38 |
6-12 |
|
9 |
3-5 |
19 |
9-7 |
29 |
3-10 |
39 |
9-12 |
|
10 |
6-5 |
20 |
0-8 |
30 |
6-10 |
40 |
-13 |
|
|
|
|
|
|
|
51 |
بالاتر از 13 سال |
" جدول شماره 2 "
|
طبقه بندی از لحاظ هوش |
معادل هوش |
|
نابغه |
189-170 |
|
تيز هوش |
169-150 |
|
پر هوش |
149-130 |
|
باهوش |
129-110 |
|
متوسط |
109-90 |
|
مرزي |
89-80 |
|
مرزی ضعيف |
79-70 |
|
کودن |
69-50 |
|
کاليو |
49-25 |
|
کانا |
25-0 |
پنج راه براي تقويت قواي ذهني

از زماني كه دوره درس و تحصيل تمام مي شود به اين دليل كه مغز كمتر با رقم ها و اطلاعات سر و كار دارد ، به نظر مي رسد كه به تدريج توانايي هاي خود را از دست مي دهد. دكتر رابرت ايستاك مي گويد: " لازم است هر فردي ، به همان شكل كه با فعاليت بدني بر سلامت جسمي خود مي افزايد ، از طريق بكار گرفتن مغز توانايي هاي ذهني خود را نيز افزايش دهد." توانايي هاي ذهني به تدريج ، با سپري شدن عمر تحليل مي روند ؛ زيرا از طريق پاسخگويي به تجربه هاست كه زنده و فعّال مي مانند. اگر فردي از تجربه هاي ذهني متعدد و متنوعي برخوردار باشد ، روابط بين سلولهاي عصبي در مغز او نيز بيشتر خواهد بود ، در حالي كه اگر تجربه هاي ذهني فرد محدود و معدود باشد ، روابط بين سلولي كمتر برقرار شده يا اين كه كاملاً قطع خواهند شد.
توصيه هايي جهت بالا بردن توانايي هاي ذهني
1 – ذهن خود را به كار اندازيد: حل كردن جدول و معما ، بهترين راه براي گذراندن وقت است. دكتر استاك معتقد است كه در بين ارگانهاي مختلف بدن ، مغز عضوي منحصر به فرد به شمار مي آيد ، زيرا عضوهايي مانند كبد و كليه ها ، در اثر كار كردن زياد و مستمر فرسوده خواهند شد اما مغز ، هر چقدر كه بيشتر فعاليت داشته باشد ، تواناتر و قوي تر مي شود. به كار انداختن مغز و انجام بازي هايي مانند شطرنج بر شناخت و درك بيشتر مغز مي افزايد. از طريق فعاليت هايي كه مغز را به كار مي اندازند ، مي توان به رشد سلول هاي عصبي تازه كمك كرد و با اين وسيله ارتباط بين سلولهاي عصبي در مغز حفظ شده و حتي افزايش خواهد يافت.
2 – از گوش هاي خوداستفاده كنيد: گوش دادن به موسيقي جريان خون در مغز را افزايش خواهد داد. به همين دليل مخچه نوازندگان موسيقي از افراد ديگر بزرگتر است. خوشبختانه نيازي به استفاده از آلات و ادوات موسيقي نيست بلكه مي توان با گوش دادن به موسيقي ، علاوه بر لذت بردن از آن ، قسمت هايي از مغز را نيز فعال سازيم. توصيه مي شود هنگامي كه به سوي محل كار خود حركت مي كنيد به موسيقي مورد علاقه خود گوش كنيد به اين ترتيب هم به آرامش خواهيد رسيد و هم بر زيركي خود خواهيد افزود.
3 – دست هاي خود را بكار بريد: زماني كه با ماشين تايپ مي كنيد يا اين كه به رانندگي مي پردازيد يا حتي هنگامي كه شام درست مي كنيد ، دستان شما بطور مداوم فرمان هاي رسيده از مغز را اجرا مي كنند. در حقيقت هيچ بخشي از بدن بيش تر از دستها به مغز نزديك تر نيست. به همين سبب ، هرقدر مهارت هاي سريع انگشتان افزايش يابد ، عملكرد و فعاليت مغز نيز بيشترخواهد شد. متأسفانه در جامعه (دنياي) ما بر مهارت هاي ظريف و دقيق انگشتان و اثر آنها بر مغز تأكيد نمي شود. جراحان از اين توانايي ، برخوردارند ولي افرادي چون وكلا، حسابداران يا مشاوران امور اجتماعي نيازي به مهارت هاي ظريف و دقيق انگشتان دست خود ندارند. براي مقابله كردن با اين شيوه زندگي مي توان به سرگرمي هاي سنتي پرداخت. از جمله قلاب بافي كردن ، خياطي ، ساختن مدل هاي مختلف كه از بخش هاي كوچكي تشكيل شده اند (مانند كشتي ، هواپيما و ... به پاهاي خود تكيه كنيد فعاليت و كار كردن ممكن است بتواند از وزن شما بكاهد اما مي تواند: ذهن شما را نيز تواناتر كند. ورزش و تمرين هاي ايستاده سبب تقويت بخش تعادل مغز و مراكز هماهنگ كننده خواهد شد كه همگي به بالا بردن درك و شناخت فردي كمك مي كنند.
دكتر رابرت استاك اظهار مي دارد كه انجام تمرين هايي كه سبب حفظ تعادل بدن ، انعطاف پذيري و نيروي پاها مي شوند از اهميّت زيادي برخوردارند. تمرين پيشنهادي او ورزش سنتي چيني به نام تاي چي است كه به تقويت پاها و حفظ تعادل بدن كمك زيادي مي كند.
5 – گذشته را زنده نگهداريد: يكي از رايج ترين و مهمترين شكايتهايي كه افراد بالاتر از 40 سال ، ابراز مي كنند كم شدن يا حتي فقدان حافظه است. در حالي كه مي توان به سادگي حافظه را تقويت كرد. دكتر استاك معتقد است كه با مرور خاطره هاي خوب گذشته از طريق مشاهده فيلم هاي خانوادگي ، آلبوم هاي عكس و مجله ها مي توان به تقويت حافظه پرداخت. حتي وسايلي كه خاطره انگيزند مانند عطر مورد علاقه مادر، عينك يا خود نويس پدر بزرگ و ... مي توانند به بهتر شدن حافظه كمك كنند. يادگاري ها و يادبودها مي توانند ارتباط هايي را در مغز ايجاد كنند كه به راحتي و با مرور زمان از بين مي روند، بنابراين فعالانه خاطره ها را زنده نگه داريد.
حال خوش ، يعني سلامتي

اين را بايد بدانيد كه عوامل احساسي و عاطفي و نيز عوامل ميان فردي يعني روابطي كه با ديگران داريد ، نقش مهمي در سلامتي شما دارند . انسان هاي سالم كساني هستند كه سَبكي از زندگي را انتخاب مي كنند كه به ذهن ، جسم ، احساسات و عواطف خود خدمت كنند و با سايرين روابط سالم و كمال بخشي برقرار سازند . وقتي كه ما نيازهاي احساسي و معنوي خود را برآورده نمي سازيم ، شرايط را براي بيمار شدن آماده مي كنيم .
بسياري از پزشكان علاقه مند به روان شناسي معتقدند كه انتخاب و مسئوليت از جمله عوامل مؤثر در سلامتي روان و جسم هستند . اين پزشكان به بيماران خود توضيح مي دهند كه ورزش نكردن ، مصرف مواد مخدر و ساير رفتارهاي مخرب تا چه اندازه روي آنها تأثير مي گذارد . اين پزشكان در حالي كه ممكن است براي كاستن از فشارخون بالا داروهايي تجويز كنند ، به بيمارانشان مي گويند كه دارو فقط تا حدي مي تواند به درمان بيماري آنها كمك كند ؛ اما مهمتر از مصرف دارو تغيير دادن سَبك زندگي است پس بايد تحولي در طرز زندگي خود ايجاد كنند . بدين ترتيب بيماران تشويق مي شوند تا مسئوليتي در قبال سلامتي خود اتخاذ كنند .
آنچه در زير مي خوانيد برخي از توجيهاتي است كه اشخاص براي تغيير ندادن انگاره هاي رفتاري خود مي آورند كه بر جسمشان تأثير نامطلوب مي گذارد . به هر عبارت دقيق شويد .
. فرصت آن را ندارم كه هر روز ورزش كنم .
. هر كاري براي كم كردن وزن بدنم مي كنم ، بي فايده است .
. هم خودم و هم ديگران مانع وزن كم كردن من هستند .
. به محض اين كه از شدت استرس زندگيم كاسته شود ، ترك سيگار مي كنم .
. وقتي به مرخصي بروم استراحت مي كنم .
. غذا برايم مهم نيست ، هر چه به دستم برسد ، مي خورم .
. فرصت آن را ندارم كه غذاي حسابي بخورم .
مشاوره راهي براي درك خود و سلامتي
براي برخورد با مشكلات رواني خود هميشه مي توانيد به متخصصان روان درماني مراجعه كنيد و مسايل خود را با آنها در ميان بگذاريد . لازم نيست براي مراجعه به مشاور و يا روان شناس ، حتماً در يك حالت بحراني وخيم به سر بريد . نكته مهمي كه نبايد فراموش شود اين است كه بايد هم به جسم و هم به مسائل رواني خود توجه كنيد و بدانيد كه تألمات رواني مي توانند آثار جسماني به همراه داشته باشند .
اگر به اين نتيجه رسيديد كه نمي توانيد شخصاً به خودتان كمك كنيد و از دوستان و آشنايان هم كار چنداني ساخته نيست ، مي توانيد به يك روان شناس يا مشاور مراجعه كنيد .وقتي اشخاص از لحاظ جسمي بيمار مي شوند به پزشك مراجعه مي كنند. اما بسياري از اشخاص وقتي با مشكلات رواني روبرو مي شوند در مراجعه به متخصص ترديد دارند . مشاور و روان شناس مي توانند به شما كمك كنند از جمله :
. احساس از دست دادن سررشته زندگي
. ناخشنودي از مسير زندگي خود
. مردد بودن در انتخاب راه ها و روشهاي سازنده و مفيد
. قرباني خلاف و بدرفتاري ديگران واقع شدن
. نداشتن هدف در زندگي
. افسردگي مزمن
. احساس بيزاري از خود و ديگران
. رويارويي با يك ضايعه دردناك
. مشكل داشتن در كار و تحصيل
. وجود شرايط استرس زا در زندگي
. قرباني ظلم و تبعيض بودن
. متاركه با همسر
. احساس اين كه از همه توانمندي هاي خود نمي توانيد استفاده كنيد
مراجعه به متخصص به معني تغيير شخصيت شما نيست . ممكن است مشكلات شما بسيار جزئي باشند . البته خيلي از افراد تا به اتومبيلشان آسيب جدي وارد نشود به تعميرگاه اتومبيل مراجعه نمي كنند . اين اشخاص نمي خواهند براي پيشگيري اقدامي انجام دهند . به همين ترتيب خيلي ها تا با مشكل جدي رواني مواجه نشوند به متخصصان روان درماني مراجعه نمي كنند . اين در حالي است كه متخصصان روان درماني مي توانند به شما كمك كنند كه از نيروهاي دروني خود استفاده كنيد . آنها جواب هاي دروني شما را بيرون مي كشند و به شما كمك مي كنند تا از زندگي لذت بيشتري ببريد و به آن كسي كه علاقه داريد تبديل شويد . تنها در صورتي مي توانيد از خدمات روان شناسان سود ببريد كه خود با آنها همكاري نزديك داشته باشيد . وظيفه اصلي روان درمانگر نصيحت كردن نيست ، بلكه وظيفه اصلي او اين است كه به شما كمك كند تا درمانگر خود شويد . او در حكم راهنمايي است كه شما را از منابع درونتان آگاه مي كند ، منابعي كه ممكن است پي به وجود آن نبرده باشيد .
پيدا كردن روان درمانگرِ مناسب از اهميت بسيار برخوردار است . متأسفانه بسياري از مردم با مراجعه به كتاب راهنماي تلفن ، روان درمانگر خود را انتخاب مي كنند و به ندرت ، كيفيت كار درمانگر را در نظر مي گيرند . به همان اندازه كه بايد به پزشك مورد اعتماد خود مراجعه كنيد ، افشاي مكنونات قلبي هم براي كسي كه لزوماً به او اعتماد نداريد درست نيست .

یا علـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
عید غدیــــــــــــــــــر عید امامـــــــــــــــــــــــت 
عید ولایـــــــــــــــــت 
عید عشــــــــــــــــــــــق
بر همه مسلمانان و شیعیان و بر تو مبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک

کاش رسم دوستي را ساده تر ... مهربانتر ... آسماني تر کنيم.







چگونه به فرزندانمان کمک کنيم تا ديدي مثبت نسبت به زندگي داشته باشند؟
با افزايش سن کودکان تغييرات زيادي در آنها صورت مي گيرد. آنها همواره خود را با ديگران مقايسه مي کنند و اغلب خود را در سطح پايين تري مي يابند. اما ما به عنوان والدين مي توانيم با آموزش مهارت «مثبت نگري» به آنها کمک کنيم تا بحران هاي خاص سن خود را بهتر پشت سر بگذارند. به اين منظور بايد گفته ها و درد دل هاي فرزندتان را جدي بگيريد ، فعالانه به صحبت هاي او گوش دهيد، و کمک کنيد تا افکار و عقايد منفي اش را از بين ببرد. البته اين امر آسانتر خواهد شد اگر تفکر مثبت داشته باشيد.
| بچه ها بايد به آنچه که هستند ارج بگذارند، نه آنچه که دارند. اين مهمترين درس دوران کودکي است که نمي توان آن را يک روزه و يا حتي در طي سال آموزش داد، اين فرآيندي است که با تولد شروع مي شود و در سراسر طول زندگي رشد مي يابد. |
دنياي ما پر از عکس العمل هاي منفي است. ما بايد فرزندانمان را به يک نگرش مثبت مجهز کنيم تا مسير مستقيم زندگي خود را بيابند. براي مثال به چند گفته منفي بچه ها و پاسخ مثبت والدينشان توجه کنيد.
من نمي توانم آن کار را انجام دهم.
پاسخ والدين: عزيزم باز هم وقت بگذار و سعي کن ؛ من به تو اطمينان دارم.
دوستم زهرا، من را دوست ندارد.
پاسخ والدين: مي دانم زهرا احساس تو را نديده گرفت و تو ناراحت شدي. مي دانم که مي خواستي او تو را دوست داشته باشد. اما به خاطر داشته باش که تو دوست داشتني هستي، مهم نيست که ديگران چه نظري دارند.
من اصلاً استعدادي در درس تاريخ ندارم.
پاسخ والدين: عزيزم هيچ کسي در همه چيز موفق نيست. ببين در درس رياضي چه نمره خوبي گرفته اي . تو هميشه در کاربرد اعداد و ارقام قوي بودي و هستي.
من بي عرضه ام . هيچوقت شنا ياد نمي گيرم.
پاسخ والدين: درست است که يادگيري کار جديد ، دشوار است. اما به ياد بياور وقتي که براي اولين بار دوچرخه سواري مي کردي، چقدر برايت سخت بود، ولي با پشتکار و تلاش توانستي دوچرخه سوار ماهري شوي.
چنين گفتگوهايي تفکر مثبت و اعتماد به نفس را در کودکان پايه ريزي مي کند. متأسفانه اين موضوعات تاکنون در برنامه درسي دانش آموزان قرار نگرفته است. اما کتاب هاي خوبي در زمينه مثبت نگري براي کودکان همچنين بزرگسالان نوشته شده است. خواندن يک کتاب با همديگر روش خوبي براي شروع چنين مباحثي است. از اين طريق با مطالعه داستان هاي زندگي افراد مي توانيد کاملاً تأثير نگرش هاي مثبت را در زندگي واقعي به او آموزش دهيد. الگوسازي تفکري مثبت ، مؤثرترين روش براي آموزش به فرزندانتان است. بچه ها از شما ياد مي گيرند که چگونه زندگي کنند. بنابراين از همين حالا شروع کنيد افکار خود را به طور مثبت بيان کنيد.
مثلاً: بچه ها امروز ماشين ما در تعميرگاه است و نمي توانيم به پيک نيک برويم، حالا بهتر است در منزل به يک بازي دسته جمعي مشغول شويم.
اغلب والدين اميدوارند فرزندانشان ديدگاه مثبتي در زندگي داشته باشند در حالي که آن را شانسي تلقي مي کنند.
اما وقتي که اين امر را در دست خود کنترل کنيد و سعي داشته باشيد افکار فرزندتان، به مسير مثبت هدايت شود نتايج درخشان آن را خواهيد ديد.
بچه ها بايد ارزش ها را در خانه بياموزند
يکي از مهمترين وظايف والدين ، کمک به فرزندان در شناخت ارزش هاي خانواده مي باشد. بچه ها بايد به آنچه که هستند ارج بگذارند، نه آنچه که دارند. اين مهمترين درس دوران کودکي است که نمي توان آن را يک روزه و يا حتي در طي سال آموزش داد، اين فرآيندي است که با تولد شروع مي شود و در سراسر طول زندگي رشد مي يابد.
بچه ها از سنين پايين (بدو کودکي) جذب تماشاي آگهي هاي تبليغاتي مي شوند . آنها در جامعه اي رشد مي کنند که ارزش ها نمادين هستند و اغلب ، موفقيت ها را در قالب مادي مي بينند. در اينجا وظيفه والدين دشوارتر مي شود چرا که مي خواهند به فرزندان خود بياموزند در زندگي چيزهايي مهمتر از يک جفت کفش کتاني گران قيمت نيز وجود دارد. والدين بايد کاملاً به رفتار خود توجه کنند.
ارزش هاي حاکم در خانواده شما چيست و چگونه آن را به فرزندان خود انتقال مي دهيد؟
شما مي توانيد در حين گفتگو با فرزندتان نعمت هاي خدا را بشماريد و يا مثلاً هنگام صرف غذا از برکاتي که خدا به شما ارزاني داشته صحبت کنيد و شکر گزار باشيد و از بچه ها هم بخواهيد با شما همراهي کنند. به آنها بگوييد با وجود صميميت و محبت بين اعضا خانواده و فاميل از موهبت بزرگي برخوردار هستند و اين همدلي را بزرگترين ثروت خود مي دانيد.
بچه ها دنيا را از زاويه ديد شما مي بينند. اگر پدر دائماً مشکلات خود را به خانه بياورد و ناراضي باشد مادر هم از اوضاع خانه گله کند ، کودکان نيز خود را در دنيايي ترسناک مي بينند ؛ پس ديد مثبت والدين به زندگي، نور اميد را در دل هاي کوچک کودکان روشن مي سازد. از بچه ها بخواهيد در مورد دوستانشان صحبت کنند اما به جاي چيزهايي که دارند، از ويژگي هاي مثبت ، از شخصيت و از استعدادهاي آنها صحبت کنند.
هنگامي که از ارزش ها و عقايد خود با فرزندتان گفتگو مي کنيد، سعي کنيد در فضاي باز و بدون قضاوت گفتگو کنيد تا او به راحتي نظرات خود را بيان کند و شما نيز فرصت داشته باشيد باورهاي مثبت و عقايدتان را به او انتقال دهيد.
| والدين عزيز به خاطر داشته باشيد بچه ها در خانه، با رفتار و گفتار شما، با خوب و بد، با ارزش ها و ضد ارزش ها آشنا مي شوند ؛ پس اگر رفتار فرزندتان مطابق با اصول و ضوابط خانواده تان نبود، علت را در خودتان جستجو کنيد. |
بچه ها معمولاً از به دست آوردن کالا و اشياي مادي خوشحال مي شوند ، به آنها ياد دهيد بخشيدن و اعطا کردن دارايي هاي خود چقدر لذتبخش
است . بدين منظور مي توانيد در مراسمي مانند کمک به ايتام به همراه فرزندانتان شرکت کنيد تا روحيه مثبت ايثار و لذت انفاق را درک کنند ؛ بدين وسيله آنها با لذتي فراتر از لذت مادي آشنا خواهند شد و علاوه بر اين مي فهمند ارزش هاي انساني بسيار والاتر از ارزش هاي مادي هستند. شايد گاهي اوقات فرزندان شما مزيت هاي زندگي ديگران مثل خانه بزرگتر يا اسباب بازي هاي جديدتر دوستانشان را ببينند و تحت تأثير قرار بگيرند ؛ شما بايد بگوييد: خوشحالم از اين که دوستت چنين امکاناتي دارد.
است . بدين منظور مي توانيد در مراسمي مانند کمک به ايتام به همراه فرزندانتان شرکت کنيد تا روحيه مثبت ايثار و لذت انفاق را درک کنند ؛ بدين وسيله آنها با لذتي فراتر از لذت مادي آشنا خواهند شد و علاوه بر اين مي فهمند ارزش هاي انساني بسيار والاتر از ارزش هاي مادي هستند. شايد گاهي اوقات فرزندان شما مزيت هاي زندگي ديگران مثل خانه بزرگتر يا اسباب بازي هاي جديدتر دوستانشان را ببينند و تحت تأثير قرار بگيرند ؛ شما بايد بگوييد: خوشحالم از اين که دوستت چنين امکاناتي دارد.
اما بايد دائماً در طول زندگي با فرزند خود از ارزش هايي صحبت کنيد ( آنها را با ارزش ها و مزيت هايي آشنا کنيد) که خريدني نيستند ، اما هميشه در زندگي همراه ما هستند. والدين عزيز به خاطر داشته باشيد بچه ها در خانه، با رفتار و گفتار شما، با خوب و بد، با ارزش ها و ضد ارزش ها آشنا مي شوند ؛ پس اگر رفتار فرزندتان مطابق با اصول و ضوابط خانواده تان نبود، علت را در خودتان جستجو کنيد.
نظم در 60 ثانيه
کودک دو ساله شما ديوار را با ماژيک خط خطي کرده، بچه پنج ساله تان پس از اين که به او کلمه «نه» گفتيد باز هم شيريني مي خواهد، فرزند 7 ساله شما دروغ مي گويد. ممکن است در لحظه اول از عصبانيت منفجر شويد اما براي رسيدن به يک راه حل بهتر بايد صبور بود، به علاوه اين که مي دانيد اگر عصباني شويد در آخر کار با يک عذرخواهي يا قرار گرفتن کودک در وضعيت دفاعي به پايان مي رسد. در واقع آن چه به آن نياز داريد نقشه يک بازي است. اين طرح مي تواند تقريباً راهکار کلي باشد.
| خونسرد بودن علاوه بر اين که اوضاع و احوال را آرامتر مي کند به فرزندتان نيز فرصت مي دهد تا حرفهايتان را بهتر بشنود. اگر فرياد بزنيد، همه چيز را از پايه خراب خواهيد کرد. چون فرزندتان به جاي پي بردن به کار اشتباهي متوجه خشم و ناراحتي شما مي شود. |
روش انضباط 60 ثانيه اي ، طرحي خاص براي به اجرا در آوردن دقيق نظم و انضباط در خانه نيست. اگر روش 60 ثانيه اي را به کار بريد، به نتيجه بهتري دست پيدا خواهيد کرد. اگر اعصاب خود را کنترل کنيد کودکتان بهتر متوجه مي شود که چه انتظاري از او داريد. مطمئن باشيد که با اين کار الگوي رفتاري بهتري خواهيد داشت تا به آنچه از او انتظار داريد دست پيدا کنيد.
در اينجا 6 مرحله ساده براي دستيابي به اين هدف وجود دارد:
10 ثانيه اول: واکنش سريع
اولين کاري که شما انجام مي دهيد گرفتن ماژيک از کودک ، جدا کردن او از خواهر و برادرانش در موقع دعوا يا بردن کودک به اتاق ديگر است. يکي از متخصصين به اين کار مداخله سريع مي گويد: نبايد توقع داشت که به کودک فرمان ايست دهيد و او هم اجرا کند. هميشه حفظ امنيت بچه ها بر مسائل ديگر مقدم است، اگر در وجود کودکتان هنوز زمينه هاي خطر و درگيري وجود داشته باشد، بهترين راه ، دور کردن او از محيط است. پروفسور و استاد دانشگاه بوستون مي گويد:«شما بايد هر چيزي را که باعث به وجود آمدن مشکلات ديگر شود از دسترس کودک دور کنيد. کودکتان بايد توجه خود را به شما و موقعيتي که در آن قرار دارد معطوف کند. وگرنه خوردن شيريني، و آزار و اذيت خواهر و برادر تبديل به نوعي سرگرمي براي او خواهد شد.» در صورت لزوم خودتان و فرزندتان را از صحنه هياهو و جار و جنجال دور نگاه داريد. در نتيجه امکان اين که کاري انجام دهيد يا حرفي بزنيد که بعداً از يادآوري آن پشيمان شويد، از بين مي رود.
| ذهن کودک کاملاً باز و منطقي است و فکر مي کند اگر پدر و مادر يکسره او را زير نظر بگيرند، کار خسته کننده اي است. آنها نظرات و قوانين مختلفي دارند ولي براي به اجرا درآوردن هر کدام از آنها به زمان خاصي نياز دارند. بنابراين خطرات را جدي بگيريد و کاري را که خودتان نمي توانيد انجام دهيد تحميل نکنيد. |
10 ثانيه دوم : حفظ آرامش
عصباني شدن کار سختي نيست اما چگونگي کنترل آن مهم است؛ اگر بگوييد که عصباني نمي شوم حرفتان غير منطقي به نظر مي رسد بلکه بايد احساسات بد و خشونت را کنار بگذاريد چون کودکان مي دانند که چه وقت عصباني مي شويد حتي اگر سعي کنيد آن را بروز ندهيد.
آن چه که در حقيقت به آن نياز داريد کنترل خشم و عصبانيت است. به گفته يکي از متخصصين اگر در يک خانواده شلوغ و پرهياهو بزرگ شده باشيد که همه فرياد مي زدند، بيان کردن احساسات، کار بسيار مشکلي است. شما بايد کوتاه ترين و مناسب ترين راه را از بين راه هاي گوناگون پيدا کنيد. يعني به جاي اين که بگوييد:« اي پسر بد» با صداي بلند بگوييد:«آ، آ». اين کار باعث آرامش شما مي شود و همچنين کودک ، ديگر احساس حقارت نمي کند. خونسرد بودن علاوه بر اين که اوضاع و احوال را آرامتر مي کند به فرزندتان نيز فرصت مي دهد تا حرفهايتان را بهتر بشنود. اگر فرياد بزنيد، همه چيز را از پايه خراب خواهيد کرد. چون فرزندتان به جاي پي بردن به کار اشتباهي متوجه خشم و ناراحتي شما مي شود.
10 ثانيه سوم : شناخت موقعيت
براي چند ثانيه هم شده به آن چه که واقعاً اتفاق افتاده ، توجه کنيد. مادري چندين بار به پسرش در مورد خط کشيدن با مداد بنفش بر روي ديوار اتاق خواب گوشزد مي کند، در و ديوار همه خط خطي بودند و او بسيار عصبي بود به نظر مي رسيد که پسرش پشيمان شده و با عکس العمل مادر ، قلبش شکسته است. چند لحظه بعد با کمي بردباري متوجه مي شود که کار او تقليدي از کتاب «هارولد و مداد شمعي بنفش» بوده است. از نقطه نظر او، اين يک کار «سازنده و خلاق بود.» البته با درک احساسات و عواطف کودکان ، در و ديوار و تخت خواب ، سالم و تميز نمي مانند بلکه باعث بروز احساساتش در يک موقعيت کاملاً استثنايي مي شود.
| نبايد توقع داشت که به کودک فرمان ايست دهيد و او هم اجرا کند. هميشه حفظ امنيت بچه ها بر مسائل ديگر مقدم است، اگر در وجود کودکتان هنوز زمينه هاي خطر و درگيري وجود داشته باشد، بهترين راه ، دور کردن او از محيط است. |
در نظر گرفتن موقعيت، کار دشوار و سختي است. يعني شما بايد دريابيد که چگونه درگيري و برخورد را از تمام چيزهايي که همانند آن در گذشته بوده و ممکن است در آينده نيز اتفاق بيفتد جدا سازيد و وقتي که به موقعيت مکاني و زماني به عنوان يک اتفاق مجزا ( به جاي يک خطاي تکراري) نگاه مي کنيد، معمولاً متوجه تناقص آن چه کار در ابتدا فکر مي کرديد، خواهيد شد.
بداخلاقي يک کودک سه ساله ممکن است مربوط به گرسنگي او باشد، ژوليدگي يک بچه 8 ساله بر سر ميز صبحانه شايد در اثر کمبود خوابش باشد. به عبارت ديگر، مجدداً بايد موقعيت خود را در نظر بگيريد. از خودتان بپرسيد که آيا عواملي وجود دارد که بتوان به کمک آنها از بروز اين رفتار در آينده جلوگيري کرد؟ مانند از بين بردن بعضي محدوديت ها يا عوض کردن قوانين خانوادگي؛ پس هيچ وقت نگوييد :«چند بار به تو گفتم که ...؟»
( حتي اگر بعضي چيزها را 100 دفعه به فرزندتان گفته ايد که چنين چيزي محال است) مهم نيست. باز هم دوباره و دوباره بگوييد. و فقط دوباره.
10 ثانيه چهارم: حرف زدن با کودک
اگر به فرزندتان فرصت هيچ کاري را نمي دهيد، پس بهتر است به جاي کنترل کردن وي و نظم بخشيدن به رفتارش، به او مسئوليت بدهيد. به جاي تنبيه کردن ، به او بگوييد که چرا اجازه نمي دهيد بعضي از کارها را انجام دهد، به عنوان مثال: خط هاي روي ديوار با تنبيه پاک نمي شود، گفتن دو يا سه جمله خيلي مؤثرتر است و براي بچه هاي کوچکتر دو يا سه کلمه کفايت مي کند. او دوست دارد که از دهان شما بشنود که چه کار اشتباهي کرده و چگونه مي تواند کار بهتري انجام دهد. گفتن جملاتي مانند:«ما روي ديوار نمي کشيم، ما روي کاغذ نقاشي مي کنيم ؛ يا : نبايد شيريني بخوري چون الان نزديک شام است و بعداً مي تواني آن را بخوري»، خيلي مؤثرتر است اگر با فرزندتان بحث و جدل کنيد، علاوه بر اين که نتيجه اي نمي گيريد، بلکه تأثير پذيري او نيز نسبت به حرف هاي شما کاهش مي يابد. به نظر دکتر بهتراست بگوييم :«در مورد آن بعداً صحبت کن».
10 ثانيه پنجم : زمان نتيجه گيري
بعضي از والدين فکر مي کنند که تنبيه رکن اصلي نظم و تربيت است، اما بسياري از متخصصين با اين کار مخالفند. به عقيده يکي از آنها: نتيجه گيري زماني لازم است که به ثبات کار مطمئن نباشيم .
بيان چهار يا پنج کلمه ساده براي گرفتن شيريني از دست کودک و گفتن :« قبل از شام شيريني نخور» مطمئناً از قاپيدن شيريني بهتر است. با تنبيه کردن کاري پيش نمي رود. اگر کودکان توپ را در خانه پرتاب مي کنند، به جاي تنبيه کردن آنها، بايد توپ را از دسترسشان دور نگاه داشت. اگر نتيجه کار درست همان چيزي است که فکر مي کرديد، کم کم اثربخشي کلامتان نيز به مرور زمان تقويت خواهد شد.
اهميت دادن به نتيجه کار فقط براي يک لحظه، باعث مي شود که فرزندتان به طور مکرر کارهاي شما را ناديده بگيرد. آن چه که مهم و مؤثر است، فرصت دادن به کودک براي به دست آوردن تجربه و نتيجه اعمالش است . به طور مثال اگر او بچه ها را بزند ديگر نمي تواند با آنها بازي کند.
10 ثانيه ششم: رفتارهاي منطقي
ذهن کودک کاملاً باز و منطقي است و فکر مي کند اگر پدر و مادر يکسره او را زير نظر بگيرند، کار خسته کننده اي است. آنها نظرات و قوانين مختلفي دارند ولي براي به اجرا درآوردن هر کدام از آنها به زمان خاصي نياز دارند. بنابراين خطرات را جدي بگيريد و کاري را که خودتان نمي توانيد انجام دهيد تحميل نکنيد. شما براي زندگي کردن وظايفي داريد يعني با گفتن «آخرين شيريني است که تو مي خوري» و يا «تا يک ماه از بازي خبري نيست» نه تنها باعث ناراحتي کودکتان شده ايد بلکه تقريباً باعث تحليل قواي جسماني خود نيز مي شويد.
اکنون همه چيز گفته شد، نقشه 60 ثانيه اي خيلي ساده است، اما نياز به تفکر شما در رسيدن به اهدافتان و به همين ميزان نياز به کنترل بر رفتار خود دارد.
5 روش براي ايجاد صلح و صفا بين بچه ها
جاي تعجب نيست كه والدين مي توانند در دعواي فرزندان نقش مهمي داشته باشند. روشن است كه هميشه نمي توان بچهها را به طور يكسان مورد توجه قرار داد؛ گاهي بچه اي نياز به توجه بيشتري دارد. به هر حال، هيچ پدر و مادري نمي خواهند در محيطي پر كشمكش زندگي كنند. به كارگيري اين روشها به شما كمك مي كند بين بچه هايي كه با هم اختلاف دارند، صلح و صفا به وجود آوريد.
1. بر رفتارهاي مثبت كودكان تاكيد كنيد
بچهها خيلي زود درمي يابند كه دعوا و مشاجره باعث جلب توجه بزرگترها مي شود؛ و اين در حالي است كه همكاري آنها با يكديگر، اغلب مورد توجه قرار نمي گيرد. پس وقتي كودكان به طور مسالمتآميز با هم كنار ميآيند، آنها را تشويق كنيد.
2. نقاط شروع درگيري را شناسايي كنيد
هر مشاجره و برخورد را ارزيابي كنيد و به دنبال عوامل و انگيزهها باشيد. بچه ها معمولاً وقتي خسته و گرسنه ميشوند يك به دو مي كنند. بعضي اوقات هم احساس مي كنند مورد بي اعتنايي والدين قرار گرفته اند و به همين علت براي جلب توجه به دعوا پناه مي برند. اگر عوامل دعوا و اختلاف را بشناسيد و مورد توجه قرار دهيد، مي توانيد از وقوع آن پيشگيري كنيد.
3. به علايق و تواناييهاي بچهها احترام بگذاريد و هر يك را جداگانه تشويق كنيد
بهترين روش براي اين كه بچه ها از چشم وهمچشمي و رقابت نادرست بپرهيزند، اين است كه اجازه دهيد شخصاً علايقشان را دنبال كنند. در اين صورت آنها هر كدام براي خود سرگرميهاي جداگانه اي خواهند داشت. در ضمن، فعاليتهاي آنان بايد با توانايي هايشان سازگاري داشته باشد؛ مثلاً در كار نظافت حياط، اگر بچه اي براي زير و رو كردن خاك باغچه، خيلي كوچك است مي تواند در جمعآوري برگ هاي خشك كمك كند. به اين ترتيب فرزند شما مي آموزد كه هر شخص وظيفه اي دارد؛ حتي اگر كارش مهم جلوه نكند و كانون توجه ديگران واقع نشود.
4. آنها را به حرف زدن تشويق كنيد
وقتي دعواي بچه ها شروع مي شود، با آغاز كردن يك گفت و گو به آنها كمك كنيد كه با صلح و صفا به بحث و مشاجره پايان دهند؛ مثلاً اگر بر سر يك مداد شمعي با هم جدال مي كنند، بگوييد: نمي دانم؛ هر دوي شما همين مداد شمعي را مي خواهيد. ببينيد چطور مي توانيد اين مشكل را حل كنيد كه هر دو راضي و خوشحال شوند. بچه ها براي اين كه بتوانند با موفقيت مشكل را حل كنند، لازم است صحبت هاي طرف مقابل را بشنوند و راه حلي پيدا كنند كه مورد توافق هر دوي آنها باشد. پيوسته از طريق صحبت، آنها را به آرامي راهنمايي كنيد. در نهايت بچهها ميآموزند كه مشكلاتشان را خودشان حل و فصل كنند.
5. قانون وضع كنيد
گاهي نمي توان جلوي دعواي بچه ها را گرفت، اما بيشتر اوقات مي توانيد خودتان را درگير ماجرا نكنيد. شايد مشكل ترين درس براي تمام والدين اين باشد كه چه مواقعي بايد بحث هاي كودكان را ناديده بگيرند. در اين زمينه، بايستي از قبل رفتارهاي غيرقابل پذيرش را صريحاً مشخص كنيد؛ مثلاً «زد و خورد» رفتاري غير قابل قبول است. در صورت قانون شكني، قوانين انضباطي را اجرا كنيد.
ده رفتار مناسب به جاي تنبيه بدني
بعضي از والدين آخرين راه چاره را در تربيت فرزندان ، تنبيه بدني مي دانند؛ اما همواره به جاي تنبيه و اعمال خشونت راه بهتري هم مي توان پيدا كرد. چون تنبيه بدني عوارض متعددي در رفتار و روحيه فرزند شما به جاي خواهد گذاشت. حتي اگر بسيار به ندرت كودك خود را تنبيه مي كنيد، حتماً اين مطلب را مطالعه كنيد...
بسياري از والدين عمداً دست به تنبيه بدني نمي زنند. معمولاً هنگامي اين رفتار از بزرگترها سر مي زند كه كنترل خود را از دست بدهند يا احساس نااميدي كنند.
ممكن است بابا به خاطر اين كه سه بار از كودك خواسته تلويزيون را خاموش كند و او توجهي نكرده عصباني شود و كتكش بزند. يا وقتي پسر كوچولوي چهار ساله به وسط خيابان مي دود شايد مامان او را بزند تا حواسش بيشتر جمع باشد.
همه پدر و مادرها مي دانند كه گوش نكردن كودك به حرف آنها چقدر ناراحت كننده است؛ نگراني و دلهره از به خطر افتادن سلامت بچه هم به همين صورت. مادري كه گفتيم، از اين كه پسرش دوباره به وسط خيابان بدود و مثل اين دفعه شانس نياورد! خيلي نگران است.
اكثر والدين حداقل يك بار فرزندشان را تنبيه بدني كرده اند يا احساس كرده اند او يك كتك مفصل لازم دارد. اما به راستي چرا اين تعداد از پدر و مادرها از تنبيه بدني استفاده مي كنند؟ شايد بگوييد: چون مؤثر است. ولي واقعيت اين است كه اگر تنبيه بدني مؤثر باشد فقط و فقط در كوتاه مدت تأثيرگذار است.
مادر سميرا كوچولو گهگاه او را تنبيه بدني مي كند، ولي آن سوي ماجرا اينست که ، مربي او در مهدكودك مرتب بايد مراقبش باشد تا بچه هاي ديگر را آزار ندهد!
در سال 2002 يك تحقيق وسيع در مورد آثار و عوارض تنبيه به عمل آمد. خانم «اليزابت تامسون» از مركز ملي كودكان فقير در دانشگاه كلمبيا، اطلاعات گردآوري شده طي 62 سال را مورد بررسي قرار داد و دريافت كه: هر قدر كودك بيشتر تنبيه شود احتمال بروز رفتار پرخاشگرانه در او بيشتر مي شود. ضمناً چنين كودكي بيشتر رفتارهاي نادرستي مثل دروغگويي، حقه بازي و آزار و اذيت ديگران را از خود نشان خواهد داد. كودكاني كه با تنبيه بزرگ شده اند كمتر درست و نادرست را از هم تشخيص مي دهند، و در غياب والدين خود بيشتر از ساير بچه ها رفتارهاي نادرست و بي ادبانه انجام مي دهند.
يكي از مادران كه معمولاً فرزندش را تنبيه بدني مي كند مي گويد: «بچه من موقعي رفتارش درست است كه او را تنبيه مي كنم. اما راستش، نمي دانم رفتار درست او به خاطر ترس است يا اين كه واقعاً خوب و بد را از هم تشخيص داده است.»
پس چه بايد كرد؟ آيا جايگزين مناسبي به جاي تنبيه بدني وجود دارد؟ رفتارهايي كه در ذيل آورده شده با اين اعتقاد فهرست شده كه يك كودك سزاوار احترام است، حتي وقتي رفتارش آنگونه كه بايد نيست.
سعي كنيد در رفتارتان ملايم و مهربان باشيد. وقتي تن (TONE) صدايتان عادي و طبيعي باشد كودك بهتر حرفتان را مي شنود.
كمي تأمل كنيد. يك مكث كوتاه در عكس العمل و اندكي صبر هنگام هيجان، مي تواند گره گشا باشد. چه اشكالي دارد كه بگوييم: «الآن براي مواجهه و حل اين مسئله خيلي ناراحت هستم و موقعيت مناسب نيست. بعداً در موردش صحبت مي كنيم.»
به او بياموزيد. به جاي مجازات او به خاطر كار نادرستش، كار درست را به او ياد بدهيد. مثلاً بگوييد: «وقتي اسباب بازي هايت را در اتاق پذيرايي رها مي كني من اين كارت را نمي پسندم. دوست دارم دفعه بعد آنها را در كمد بگذاري.»
مثبت باشيد. به جاي آنكه بگوييد :«چند مرتبه بايد به تو بگويم كه دندانهايت را مسواك بزني؟!» مي توانيد بگوييد : «دندان هاي قشنگت را مسواك بزن كه همين طور قشنگ بماند. بعد منو خبر كن كه بعد از تو مسواك بزنم.»
«توضيح» به جاي «تهديد». مي توانيد با يك توضيح مختصر، علت زشتي رفتار او را روشن كنيد تا در ذهنش دليلي براي تغيير رفتار داشته باشد.
از عصبانيت دوري كنيد. به جاي تمركز روي اشتباه يا رفتار نادرست كودك، كه شما را براي هيجان و عكس العمل احساسي آماده مي كند، از هر يك از موارد خطاي فرزندتان به عنوان موقعيت خوبي جهت راهنمايي او و فراگيري استفاده كنيد.
انگيزه بدهيد. به او با جملات خاصي انگيزه بدهيد و صحبت هاي تشويق كننده داشته باشيد.
انعطاف پذير باشيد. وقتي كودك مي پرسد: «مي تونم اين برنامه تلويزيون رو تا آخر ببينم، بعد بريم بيرون؟» منطقي باشيد. اگر فرصت داريد، به درخواستش جواب مثبت بدهيد. بدين ترتيب كودك رفته رفته با هنر گفتگو و مذاكره آشنا مي شود.
از لجبازي و زورآزمايي بپرهيزيد. هيچ كاري مخربتر و بي فايده تر از زور آزمايي با فرزند نيست. او را به همكاري كردن تشويق كنيد. مثلاً مي توان گفت : «من مشكلي دارم. من دوست دارم تو پيراهن تميزي بپوشي ولي مي بينم كه تو بازهم همون قبلي رو مي پوشي. به نظرت چطور مي شه اين مسئله رو رفع كرد؟». وقتي مشكل را با كودك در ميان بگذاريد احتمالاً بيشتر علاقه مند مي شود كه در حل آن كمك كند و با شما همكاري كند.
زيرك باشيد. اگر عملكرد فعلي شما اثر ندارد با زيركي راه ديگري پيدا كنيد. تغيير خط مشي شما آسان تر است تا اين كه هميشه بخواهيد اول او تغيير كند. از خودتان بپرسيد: «چه كار ديگري مي توانم بكنم تا او را به عكس العمل بهتري ترغيب كند؟»
نكته: در رابطه با مجازات كودك اين سه قاعده را به ياد داشته باشيد:
- هنگام عصبانيت از مجازات بپرهيزيد.
- براي تلافي كردن يا انتقام گرفتن، مجازات نكنيد.
- هميشه مجازات شديدتر، مجازات بهتر نيست.
با کودکان بد رفتار چه کنيم؟
کودکان از بدو تولد بي تربيت، گستاخ، زورگو يا خودخواه نيستند. اين خصوصيات رفتاري، اکتسابي اند زيرا کودکان با بروز اين حرکات به آن چه که مي خواهند مي رسند، مگر اين که به موقع مداخله کرده و به کودک نشان دهيد که اين رفتارهاي عجيب و غريب، فايده اي ندارد و تنها باعث بدتر شدن شرايط مي شود و سعي کنيد او را به رفتار قابل قبول تري تشويق نماييد. مطالب زير راهکارهايي را به صورت مرحله به مرحله براي رويارويي با 10 مشکل عمده کودکان ارائه مي دهد.
مشکل اول: مسايل مادي
با گفتن کلمه نمي خرم، هرگز احساس گناه نکنيد. مشاجره هاي بين والدين و فرزندان معمولاً خوشايند نيست ممکن است بارها پيش آمده باشد که فرزندتان از تصميم گيري شما خوشش نيامده است.
رعايت حق تقدم و اولويت را به او ياد دهيد
در تعطيلات و جشن تولدها، از کودکتان بخواهيد ليستي از آن چه را که دوست دارد تهيه کرده و آن چيزهايي را که بيشتر دوست دارد در اولويت قرار دهد. خردسالان را تشويق کنيد آن چيزي را که دوست دارند با نقاشي برايتان بکشند. موقع پخش پيام هاي بازرگاني، تلويزيون را خاموش کنيد. تحقيقات نشان داده است که هر چه کودکان کمتر پيام هاي بازرگاني تلويزيون را ببينند کمتر براي خريد چيزهاي جديد بهانه گيري مي کنند. به همين دليل تلويزيون را در زمان پخش آگهي ها خاموش کرده و يا براي آنها توضيح دهيد همه چيزهايي را در اين آگهي ها تبليغ مي شود واقعيت نداشته و صرفاً شگردي براي فروش بيشتر محصولات شرکت هاي تجاري است.
به کودک خود ياد بدهيد آن چه دارد به ديگران نيز ببخشد. مي توانيد از او بخواهيد که بخشي از هزينه هايي را که براي خريد لوازم مورد نياز او کنار گذشته ايد با کمال رضايت به يک مؤسسه خيريه ببخشد.
مشکل دوم: حاضر جوابي
هرگاه فرزندتان رفتار بي ادبانه اي از خود نشان داد بلافاصله او را از اين کار منع کنيد. به طور مثال مي توانيد بگوييد: «وقتي با تو صحبت مي کنم، مدام به اين طرف و آن طرف نگاه مي کني .اين کار بي ادبانه است و بايد از اين کار دست برداري.»
به او اعتنا نکنيد، آه نکشيد، شانه هايتان را بالا نيندازيد يا خشمگين نگاه نکنيد، صحبت خود را قطع کنيد تا زماني که او از حاضر جوابي دست بردارد.
او را به رفتارهاي مؤدبانه تشويق کنيد. هر زمان متوجه شديد که فرزندتان رفتار مودبانه اي از خود نشان داد اين موضوع را به او يادآوري کنيد.
به طور مثال به او بگوييد: از اين که مؤدبانه به حرف هاي من گوش دادي متشکرم. اين کا ر تو واقعاً قابل تقدير است.
مشکل سوم: ناسزا گفتن
به زبان آوردن کلمات غيرمجاز را ممنوع کنيد. اين قانون را براي او شرح دهيد: «وقتي از چيزي مطمئن نيستي آن را به زبان نياور». هر زمان که فرزندتان ناسزايي را به زبان آورد، بلافاصله آن را به ليست کلمات غيرمجاز اضافه کنيد.
توضيح دهيد که چرا ناسزاگويي کاري زشت و غيرقابل قبول است و بسياري از مردم به زبان آوردن اين کلمات را نادرست مي دانند. اگر يک بار اين کلمه را به زبان آورد، ممکن است تکرار آن ، به صورت عادت در آيد و اين کلمات زشت را در برابر پدربزرگ و مادربزرگ، معلمان يا والدين دوستان شان هم تکرار کنند.
کلمه مورد قبول را جانشين آن کنيد. کلمات خنده داري که اصلا ناخوشايند نيستند را انتخاب کنيد تا به جاي کلمات نامناسب استفاده شود و يا اين که فرزندتان خودش از کلماتي استفاده کند که بار منفي ندارد. مثل : بي ادب
احساساتي نشويد. وقتي که فرزند خردسال تان براي اولين بار کلمه نادرستي را تلفظ کرد به او بگوييد: «در خانواده ما از اين کلمات استفاده نمي شود» و به کودکان بزرگتر گوشزد نماييد که «شما به خوبي با قوانين اين خانه آشنايي داريد، ديگر نمي خواهم اين کلمه را بشنوم.»
مشکل چهارم: دروغ گويي
از او بخواهيد که در گفته هايش صادق باشد، به فرزندتان بگوييد: «همه افراد خانواده ما مايلند هميشه نسبت به ديگران صادق باشند.» وقتي در صحبت هايش صداقت را حفظ مي کند از او به دليل کاري که انجام داده قدرداني کنيد. براي او شرح دهيد که چرا دروغ گويي کار بدي است. توضيح دهيد که وقتي حقيقت را نمي گويد ديگران را به دردسر انداخته، احساسات آنها را جريحه دار کرده و هيچ کس به او اعتماد نمي کند و اينکار به شکل عادتي در مي آيد که ترک کردنش بسيار مشکل است. به کودکان ياد دهيد که راستگويي سبب اطمينان مي شود. اگر متوجه شديد که کودکتان دروغ مي گويد از او اين سؤالات را بپرسيد تا وجدان او را بيدار کنيد: آيا کاري که انجام داده اي درست بود؟ چرا فکر مي کني که با گفتن اصل ماجرا مرا نگران مي کني؟ آيا مي داني اگر همه اعضاي يک خانواده هميشه به يکديگر دروغ بگويند، چه اتفاقي مي افتد؟
مشکل پنجم: سرپيچي و نافرماني
توضيح دهيد که از او چه انتظاراتي داريد. به او بگوييد: «خوب به حرف هايم توجه کن. وقتي دارم با تو جدي صحبت مي کنم و تأکيد مي کنم که در گفته هايم جدي هستم، پس بدان واقعاً جدي هستم. «همچنين ممکن است بگوييد: «اگر واقعاً دليل خوبي براي انجام ندادن کاري داري مي تواني با لحن مؤدبانه اي آن را به من بگويي.» سعي کنيد براي هر کاري زمان مشخصي تعيين نماييد. هر گاه او با شما بحث مي کند، خواسته خود را کلمه به کلمه براي او تکرار کنيد. به طور مثال بگويد: «شام ساعت 7 حاضر است، تو بايد دقيقاً در همان ساعت سرشام حاضر شوي.»
به او حق انتخاب بدهيد، تا کمي آزادي عمل داشته باشد. از او بپرسيد: «هنوز بعضي از کارهاي مربوط به خودت را انجام نداده اي آيا مايلي آنها را الان انجام دهي يا بعد از شام؟» گاهي اوقات با او کنار بياييد مثلا بگوييد: «الان وقت انجام تکاليفت است ولي تو در حال حاضر داري بسکتبال بازي مي کني. آيا بهتر نيست بازي بسکتبال را تا نيم ساعت ديگر تمام کني و پس از آن به تکاليفت برسي؟»
با او اتمام حجت کنيد. به او توضيح دهيد که اگر آن چه را که شما از او مي خواهيد انجام ندهد، بايد منتظر عکس العمل شما و نتيجه عمل خود باشد
تشويق و تنبيه ، اصلي مهم در تربيت اسلامي

طبيعت انسانها به گونه اي است كه وقتي در انجام امور مورد تشويق قرار مي گيرند ، معمولاً در صدد بر مي آيند تا آن امور را بهتر انجام دهند . بدون ترديد تشويق و ترغيب از مهمترين اركان روان شناسي تربيتي و عاملي مؤثر در تحريك انگيزش هاي پيشرفت و عملكرد فرد در فرايند يادگيري و تقويت رفتارهاي مطلوب است . همه انسانها حتي بزرگسالان ، تا آخر عمر نياز به تشويق دارند . تشويق موجب رغبت و دلگرمي و نشاط و تحرك مي شود و انسان را به جديت وادار مي كند .
انساني كه مورد تشويق قرار بگيرد احساس آرامش و رضايت خاطر و اعتماد به نفس مي كند و براي جديت بيشتر و تحمل دشواري ها آماده مي گردد . برعكس ، اگر مورد نكوهش يا ناسپاسي قرار گرفت دلسرد و بي رغبت مي شود و احساس حقارت و ضعف مي كند و نمي تواند از استعدادهاي خويش به نحو مطلوبي استفاده نمايد .
اصل تشويق و تنبيه به عنوان امري مسلم در تربيت اسلامي شناخته و پذيرفته شده است . اصولاً بهشت و جهنم ، انذار و تبشير پيامبران ، آيه هاي مربوط به پاداش و كيفر ، وعده و وعيدهاي شوق انگيز و خوفناك و ... همه جلوه هايي از تشويق و تنبيه هستند . خداوند تبارك و تعالي در قرآن مجيد ( سوره بقره ) مي فرمايد : " اي پيامبر به كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده اند بشارت بده كه جايگاه آنان در قيامت ، باغستان هايي است كه نهرهاي آب در آن جاري است ." حضرت علي عليه السلام در فرمان تاريخي خود به مالك اشتر كه او را به فرمانروايي مصر برگزيده بود ، دستور مي دهد : كه مبادا نيكوكار و بدكردار پيش تو يكسان باشند ، زيرا چنين روشي نيكوكار را از كردار نيك دور ساخته و بدكردار را به كار بد سوق مي دهد .
يكي از روش هاي مؤثر در تربيت ، تشويق كارهاي خوب كودك است . تشويق در روح و روان كودك اثر مي گذارد و او را به انجام اعمال نيك تحريض و ترغيب مي كند .
ديدگاه امام خميني (ره) درباره تشويق كودكان و تعليم و تربيت ديدگاهي وسيع ، عميق و دقيق داشته اند و در زمينه هاي تخصصي تعليم و تربيت چنان ديدگاه و عملكردي ازخود نشان داده اند كه گويي در اين رشته تحصيل كرده اند ؛ مثلاً درباره تشويق كودكان ، كارشناسانه به جزييات نقاشي كودكي توجه نشان مي دادند . به اين مورد توجه كنيد :
روزي يكي از بچه هاي اقوام امام ، پيش ايشان مي رود و نقاشي قشنگي را به امام نشان مي دهد . امام به نقاشي او خوب نگاه مي كنند و از او مي پرسند : " اين نقاشي را خودت كشيده اي ؟ " بچه جواب مي دهد : " نه ، نقاشي را كس ديگري كشيده ، من فقط آن را رنگ زده ام ."
امام از صداقت بچه خيلي خوششان مي آيد ، به او مي گويند . " بارك الله ، خيلي قشنگ رنگ آميزي كرده اي ... " و يك جعبه مداد رنگي به بچه جايزه مي دهند .
موردي ديگر يكي از دوستان كه همراه با خانواده به دستبوسي حضرت امام نائل شده بود ، بعد از آن به حقير مراجعه كرد و گفت : " پسرم كه كلاس پنجم دبستان است ، دفتر نقاشي اش را براي تقديم به امام آورده بود اما محافظان مانع آوردن آن به خدمت امام شدند . براي همين خيلي ناراحت شده است . " دفتر نقاشي را گرفتم و دو روز بعد ، ضمن توضيح ، خدمت امام تقديم كردم . حضرت امام با دقت تمام اوراق آن را ملاحظه فرمودند و از مشاهده نقاشي اول كه عبارت از تانكي بود كه چرخ هاي آن را مداد تراش و تنه آن را كتاب و لوله شليك آن را مداد و سرنشين آن را يك طفل دانش آموز تشكيل داده بود ، متبسم شدند و سپس دستور فرمودند كه براي تشويق اين دانش آموز خردسال و همين طور طراح آن دفتر كه به وسيله امور تربيتي منطقه 3 آموزش و پرورش تهران تهيه شده بود ، جايزه اي متناسب اهدا شود .

صورت هاي تشويق :
تشويق به سن و درك كودك ونوع عمل او بستگي دارد . طبيعي است كه كودك خردسال ، معني دوستي اولياء و تشويق آنها را به خوبي مي داند . براي كودك چهار ساله يك شكلات ممكن است به اندازه يك هديه قابل توجه كه به فرد بزرگسال تقديم مي كنيم ، ارزش داشته باشد .
تشويق صور مختلفي دارد . گاه به صورت دلجويي است ، گاه يك عبارت محبت آميز ، برخي اوقات يك نگاه توأم با لبخند و نشاط ، زماني وعده تعريف يك قصه ، و گاهي دادن يك بسته كوچك مداد رنگي ، شيريني ، كتاب ، لباس ، اسباب بازي ، دفترچه ، توپ ، قلم ، مدال ، معرفي كردن سرصف و امثال آن .
اولياء و مربيان بايد با توجه به سن و سطح درك بچه و اوضاع و شرايط خاص زندگي و ارزش و اهميت كار او ، نوع تشويق و ميزان آن را انتخاب نمايند.
كودك در سال هاي اوليه زندگي بيش از هر چيز به جلب نظر والدين و اظهار محبت و بوسه ها و خنده ها و نوازشها و پرستاري هاي آنان نياز دارد .
وقتي بزرگتر شد به آفرين گفتن ، شكلات و شيريني و اسباب بازي و گردش يا مهماني رفتن ، و شنيدن داستان بيشتر علاقه دارد . در مرحله بعد به فوتبال و ورزش و كتاب داستان و تعريف و تمجيد و كفش و لباس نو و هديه ونمره خوب ، و مسافرت ، بيشتر علاقه مند مي شود . در مراحل بعدي به مسئوليت پذيرفتن ، مورد مشاوره قرار گرفتن ، قهرمان شدن ، مدال گرفتن ، در حضور جمع معرفي شدن ، بيشتر علاقه پيدا مي كند . بنابراين بهتر است با توجه به علايق كودك وسن وي ، تشويق ها نيز از همان نوع علايق وي باشد .
محاسن تشويق :
- تشويق بر خلاف تنبيه كه از عوامل بازدارنده است ، عاملي ترغيب كننده مي باشد كه به انسان نيرو مي دهد . شخصي كه تشويق مي شود از كار و زحمت خود احساس رضايت مي كند و همين رضايت خاطر است كه جلو خستگي و بي ميلي او را مي گيرد .
- تحسين كودك موجب مي شود كه اعتماد به نفس در وجودش پديد آيد ، استعدادهاي نهفته اش شكوفا شوند و قواي دروني اش به فعليت برسند.
- تشويق ، شخصيت فرد را احياء مي كند ، او را از يأس و بدبيني نجات مي دهد و به زندگي دلگرم مي كند و گاهي يك تحسين ساده ، مسير زندگي فرد را دگرگون مي سازد .
- وقتي كودك تحسين شود ، احساس ارزشمندي مي كند .
- تشويق پاسخي است به نياز طبيعي و رواني كودك .
- وقتي كودك را مورد تشويق قرار دهيم فرصتي فراهم مي شود تا كودك به توانايي ، ظرفيت و ارزشمندي هاي خود پي ببرد و در نتيجه تصوير مثبت و ارزنده اي از خود در ذهنش ايجاد شود كه بعدها شكل دهنده حرمت نفس او خواهد بود .
- جبران كمبودها و حقارت هاي عاطفي و اجتماعي .
- تصحيح و تكميل رفتارهاي آموزشي و اخلاقي .
- تغيير دهنده و جهت دهنده رفتار و سير زندگي كودك .
- دريافت بازخورد مناسب در برابر رفتار پسنديده .
متأسفانه بعضي از والدين و مربيان براي دستيابي به اهداف خود و تقويت هر چه سريعتر رفتارهاي مورد نظر خود ، سعي مي كنند به هر طريق ممكن ، رفتار كودك را مطابق خواسته ها و دستورات و مقررات خود در آورند ، بدون اينكه متوجه اثر تخريبي اين روش هاي شتاب زده و صوري در ساختار شخصيتي كودك باشند. اين روش هاي سطحي ، ظاهر پسند ، ديگر انگيخته و تصنعي مي تواند سبب آسيب هاي جبران ناپذيري در روند تعادل جويي طبيعي كودكان شود.

معايب تشويق بيجا و بيش از حد :
- وابستگي كودك به عوامل كنترل بيرون از خود .
- كند شدن محرك هاي دروني (از بين رفتن رغبت هاي خود به خودي و جايگزيني رغبت هاي تصنعي) .
- تشويق بدون دقت ممكن است به صورت رشوه در آيد و اعمال كودك به پاداش وابسته شود و پرتوقع و طلبكار پرورش يابد و در همه جا انتظار پاداش عملي يا معنوي داشته باشد، از همه كس طلبكار شود ولي خودش احساس مسئوليت نكند . گاهي حتي در برابر انجام وظايف قانوني يا اجتماعي يا شرعي خود نيز توقع پاداش خواهد داشت .
- تشويق و تحسين بيش از حد ، كودك را به غرور و خودبيني مبتلا مي سازد. اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايد : " چه بسا افرادي كه به سبب تعريف و تمجيد مغرور مي شوند " و " در مدح كسي زياده روي و مبالغه مكن ".
نتايج تحقيقات اخير نشان داده است كه اگر رفتار كودك و رشد او را از طريق عوامل تشويق بيروني مانند جايزه ، پول ، كارت صدآفرين ، تحسين هاي لفظي مكرر و ساير عوامل بيروني شرطي كنيم ، آزادي و رشد طبيعي را از او سلب و رفتار او را با ضوابط و معيارهاي از پيش تعيين شده قالب سازي كرده ايم .
- تشويق بيش از حد در دراز مدت مانع پيشرفت خود به خودي كودك مي شود .
- تكيه بر تشويق بيروني بدون همسويي با تقويت هاي دروني كودك ، مانع تحول طبيعي او مي شود.
نكاتي كه در تشويق بايد رعايت گردد :
- علت تشويق بايستي مشخص باشد تا كودك بفهمد كه به چه سببي مورد تشويق قرار گرفته است.
- نفس عملكرد كودك بايد مورد تشويق قرار گيرد ( مستقيماً به رفتار كودك مربوط باشد ) نه شخصيت او.
- تشويق بايد با تقويت دروني كودك همسو باشد ( اول تقويت دروني و بعد تشويق ) .
- تشويق بايد گاه به گاه و در برابر كارهاي ممتاز باشد ، نه به صورت دايم و براي هر كار ؛ زيرا اگر چنين شد ارزش و تأثير تربيتي خود را از دست خواهد داد .
- وقتي كودك را تشويق و تحسين مي كنيم نبايد او را با بچه ي ديگري مقايسه كنيم . مثلاً صحيح نيست كه پدري به فرزندش بگويد آفرين بر تو كه خوب درس مي خواني و مانند حسن تنبل نيستي ، زيرا در اين صورت ، كودك ديگر ، تحقير و مذمت مي شود. از سوي ديگر اين عمل مضر است و بدآموزي دارد .
- تشويق در بين همسالان و دوستان مؤثرتر از تشويق به تنهايي است .
- تشويق بايد با سن كودك ، نيازهاي او و شرايط و موقعيت مكاني ، شخصيتي ، رواني و ... تناسب داشته باشد .
- تشويق هاي ملموس در مقاطع سني پايين مؤثرتر است .
- تشويق بايد با كار كودك متناسب باشد . صلاح نيست كه در برابر يك كار كوچك و كم اهميت تشويق هاي بزرگي انجام بگيرد . پاداش هاي بزرگ را بايد براي كارهاي بزرگتر قرار داد ، بهتر است پاداش همگام با موفقيت هاي تدريجي كودك بزرگ شود .
- بايد پاداش ها و تشويق ها ، در برابر فعاليت ها و جديت هاي كودك انجام بگيرد . نه در برابر موهبت هاي ذاتي او . يك كودك كم هوش كه در اثر جديت و تلاش ، رفته رفته به موفقيت هايي نايل مي گردد و نمره پنج او به هشت ترقي مي كند نيز قابل ستايش و تشويق است .
- تشويق بايد طبيعي ، واقعي و به دور از فريب و ريا باشد .
- تشويق بايد بلافاصله اعمال گردد ( به خصوص برا ي سنين پايين ).
- اگر تشويق بيش از حد انتظار طبيعي كودك و يا كمتر از حد انتظار او باشد اثر نامطلوبي دارد.
فرزند سالاري
|
|
بدون ترديد خانواده و چگونگي روابط ميان اعضاي خانواده و کيفيت ارتباط والدين با فرزندان، در شکل گيري شخصيت و رشد اجتماعي، عاطفي و عقلاني فرزندان نقش و اهميت فراواني دارد. روانشناسان معتقدند محيط خانه اولين و بادوام ترين عامل در رشد شخصيت افراد يک خانواده است.1 خانواده و نفوذ والدين در فرزندان به جنبه هاي ارثي محدود نمي شود، بلکه در تمام ابعاد وجودي فرد نقش مؤثري ايفا مي کند. کودکان از طريق خانواده و محيط کوچک خانه، با دنياي خارج آشنا مي شوند، طرز معاشرت و روابط اجتماعي با ديگران را مي آموزند و راه و رسم زندگي، اخلاق و فلسفه اجتماعي و آداب و رسوم آن را فرا مي گيرند.
در سه دهه اول قرن ميلادي حاضر، روشهاي فرزند پروري، با الهام از مکتب رفتار گرايي، درصدد ايجاد عادات "خوب" و خاموش کردن عادات "بد" بود. اين ديدگاه ، کنترل شده و غير عاطفي در زمينه تربيت فرزند به شکل اغراق آميزي در بيان "جان واتسون" بنيانگذار مکتب رفتار گرايي نمايان است. او مي گويد: "براي تربيت کودک شيوه معقولي وجود دارد. با او به شيوه عيني و با استواري ملاطفت آميزي رفتار کنيد، هرگز او را در آغوش نگيريد و روي زانو خود ننشانيد. اگر ناچار شويد فقط در موقع شب خوش گفتن، يک بار پيشاني او را ببوسيد، صبح هنگام با او دست بدهيد"2.
اما بعد از 1940 شيوه هاي فرزند پروري در جهت سهل گيري و انعطاف پذيري بيشتر دگرگون شد و متأثر از مکتب روان تحليل گري بر امنيت عاطفي کودک و پرهيز از زيانهاي ناشي از کنترل شديد تأکيد گرديد. مطابق نظر دکتر "بنيامين اسپاک" به والدين توصيه شد که از حس طبيعي خود پيروي کنند و از برنامه هاي انعطاف پذيري استفاده نمايند که هم با نيازهاي خود آنان و هم با نيازهاي کودک سازگاري دارد.
اما در حال حاضر والدين احساس مي کنند که سهل گيري، روش مناسبي براي فرزند پروري و ارتباط صحيح والد - فرزندي نيست، لذا نيازمند شيوه جديدي هستيم که حد فاصل دو روش فوق باشد، يعني روش "کنترل در حد اعتدال" که هم از افراط گرايي روش اول به دور باشد و هم دچار تفريط روش دوم نشود.
|
|
انواع روابط والد - فرزند |
رابطه اعضاي يک خانواده ممکن است به سه صورت: محدوديت مطلق، آزادي مطلق و عدم دخالت افراد خانواده در کار يگديگر و نهايتاً آزادي مشروط ظاهر شود.
الف- محدوديت مطلق
در چنين خانواده هايي، معمولاً يک نفر بر تمام اعمال و رفتار ديگران ناظر است. اين فرد غالباً، پدر (پدر سالاري) و در بعضي موارد، مادر خانواده (مادر سالاري) است و گاهي نيز برادر يا خواهر بزرگتر نسبت به ديگر اعضاي خانواده با چنين روشي رفتار مي کند. در اين خانواده فقط يک نفر تصميم مي گيرد و هدف را تعيين مي کند. همه بايد مطابق ميل او رفتار کنند، او فقط حق اظهار نظر دارد و دستورش بايد بدون چون و چرا از طرف ديگران اجرا گردد.
پيامدهاي نامطلوب محدوديت مطلق
1. ترس و وحشت بر اعضاي خانواده مستولي است و آنان احساس مي کنند هيچ شخصيتي ندارند. در نتيجه فرزندان احساس امنيت نمي کنند و وضع آنها هميشه متزلزل است3.
2. اعضاي خانواده هدف انجام کارها را نمي دانند و جرأت نمي کنند دليل آنها را بپرسند.
3. فرزندان ظاهراً در حالت تسليم و اطاعت از پدر و مادر خويش مي باشند و به طور خودکار مي آموزند که همين روش و حالت را در برابر ديگران داشته باشند، در نتيجه به بچه هاي هم سن يا کوچکتر از خود آزار مي رسانند4.
4. فرزندان در اين خانواده، افرادي متعصب خواهند بود که تحمل انديشه هاي مخالف را نخواهند داشت.
5. چنين افرادي قدرت ايجاد ارتباط مثبت با ديگران را ندارند و در زمينه عاطفي و اجتماعي به طور کافي رشد نکرده اند5.
6. اغلب اين افراد ضعيف النفس بوده و از قبول مسئوليت خودداري مي کنند.
7. در اين گونه خانواده، روحيه خلاقيت و امکان ظهور استعدادها از بين مي رود6.
8. در بعضي موارد محدوديت مطلق سبب خود کم بيني افراد خانواده مي شود.
9. پدر سالاري يا مادر سالاري باعث سرکوب روحيه مشاوره و همکاري و تعاون با ديگران مي شود.
ب- آزادي مطلق
در چنين خانواده هايي به فرزندان اجازه داده مي شود که به خواسته هاي خود آنگونه که مي خواهند دست يابند و آرزوهاي خود را برآورده نمايند. در اين خانواده افراد داراي آزادي مطلق اند و هر چه را که تمايل داشته باشند، مي توانند انجام دهند. شعار طرفداران اين ديدگاه اين است که: "بگذار هر چه خواستند، انجام دهند."
بسياري از تحليل گران بر اين باورند که سلب آزادي، موجب عقده رواني در فرد و اختلال در زندگي آينده او خواهد شد. زيرا هر خواسته، از نيازي در درون فرد حکايت مي کند و ضروري است که در اسرع وقت آن نياز تأمين و ارضاء شود، زيرا در صورت سرکوب و ايجاد محدوديت، فرد دچار افسردگي مي شود.
در چنين خانواده هايي خواسته ها و تمايلات فرزندان محور اصلي و خط دهنده فعاليت اعضاي خانواده، حتي والدين آنها مي باشد.
فرزندان اين خانواده ها خصوصيت مشترکي دارند، از جمله: لوس بودن، خودخواهي، نامحتاط بودن و خواسته هاي بي شمار که بايد برآورده شود. آنها بسيار بي حوصله و ناشکيبا هستند و براي حل مشکل خود از راه خشونت وارد مي شوند و ناکامي خود را درباره اهداف خود پذيرا نمي باشند7.
|
|
عوارض نامطلوب آزادي مطلق |
1. فرزندان خانواده هاي فرزند سالار معمولاً سست عنصر و بي اراده يا حداقل کم اراده اند8.
2. آنها به دليل عادت کردن به آزادي مطلق و بي بند و باري نمي توانند خود را کنترل کنند و در نتيجه به ورشکستگي تربيتي و اخلاقي دچار مي شوند9.
3. آزادي مطلق و بي بند و باري حاکم در چنين خانواده ها، موجب فراهم شدن زمينه هاي بزهکاري در عرصه حيات اجتماعي کودکان مي شود.
4. در بيشتر موارد به علت تضاد بين خواسته هاي فرزند با ساير افراد خانواده، نزاع و درگيري رخ مي دهد.
5. در اين خانواده ها روحيه اطاعت از قانون و احترام به مقررات اجتماعي و رعايت آداب اخلاقي به حداقل ممکن تنزل مي کند10.
6. فرزندان تلاش و سختي کار را احساس نمي کنند و خود را در انجام کارهاي شخصي ناتوان مي دانند11.
7. نداشتن جرأت براي انجام کارهاي مهم و اساسي، باعث سرکوب استعداد و توانايي هاي بالقوه و نهفته در درون فرزندان مي شود.
8. در نهايت اين فرزندان دچار خود کم بيني مي شوند.
ج- آزادي مشروط
در خانواده هايي که نه "محدوديت مطلق" سايه افکنده و نه دچار معضل "آزادي مطلق" هستند، "آزادي مشروط" معيار و ملاک رابطه والد - فرزند مي باشد. همه افراد خانواده به تناسب موقعيت خويش، حق دخالت در اداره امور خانه و اظهار نظر درباره مسائل مختلف را دارند. اين روابط عاقلانه ترين و انساني ترين روش زندگي و فرزند پروري مي باشد. فرزندان چنين خانواده هايي بدون سختگيري و کنترل بيش از حد و يا آزادي و رهايي در انجام کارها، از يک حد تعادل و آزادي نسبي و انضباط هدايت شده برخوردارند و از نظر عاطفي نيز در يک سطح متعادل و بدون افراط و تفريط قرار دارند و به موقع از محبت والدين بهره مي جويند و شخصيت آنها در خانه مورد احترام قرار مي گيرد. اين افراد نظم گرا، منضبط و تسليم نُرم هاي اجتماعي، فرهنگي و اخلاقي هستند. حق اظهار نظر دارند و مشکلات خود را با والدين در ميان مي گذارند.
اين فرزندان در مکانهاي آموزشي و غير آموزشي ارتباط عاطفي و اجتماعي صحيحي برقرار مي کنند و اختلاف عقايد ديگران را به راحتي پذيرا مي شوند12.
بر اساس بررسي هاي روانشناسان اجتماعي افرادي که در دوران کودکي، آزادي مشروط و متعادلي داشته اند، در بزرگسالي دشمن ظلمها و مخالف ناروايي ها بوده و به اصلاحات بزرگ اجتماعي توفيق يافته اند13.
مفهوم فرزند سالاري
|
|
الف- از منظر روانشناسي
در شيوه فرزند سالاري ويژگيهاي زير مشاهده مي شود:
1. والدين سعي مي کنند به تمام خواسته ها و اهداف فرزند خويش بدون چون و چرا جامه عمل بپوشانند.
2. فرزند براي به اجرا درآوردن آرزوها از آزادي عمل کافي برخوردار است.
3. والدين در امر تربيت فرزند يا دچار ضعف شناخت هستند و يا در به کارگيري راهکارهاي عملي لازم در اين زمينه از تدبير و قدرت کافي برخوردار نيستند.
4. فرزند با استفاده از اهرم هاي شناختي، عاطفي و رفتاري توانسته بر تسلط رواني خويش بر والدين بيافزايد و نقطه نظراتش را بر آنها تحميل کند.
5. در اداره منزل و تصميم گيري ها، بيش از حدي که شايسته است به نظرات فرزند توجه مي شود.
6. هنگام تعارض بين نظرات افراد خانواده، نظرات فرزند چه حق و چه باطل، مقدم است و به اجرا گذاشته مي شود.
ب- از منظر دين
آموزه هاي اسلامي و متون ديني، ما را به رعايت حد ميانه و آزادي مشروط در روابط بين اعضاي خانواده و از جمله رابطه والدين و فرزند توصيه مي کند. چرا که در فرهنگ اسلام هر چه که در اختيار انسان مي باشد، حتي فرزندان امانت الهي اند و خانواده مسئول حفظ سلامت، رشد و سعادت آنها است. امام سجاد عليه السلام در رساله حقوق خويش مي فرمايد: "فانک مسئول عما وليته"14 "تو مسئول آنچه که در اختيارت قرار داده اند، هستي".
بنابراين فرزندان در دست والدين امانت الهي هستند. پس پدران و مادران بايد در حفظ و نگهداري آنها کمال دقت را داشته باشند و در مراقبت و نظارت بر اعمالشان از هيچ کوشش و تلاشي دريغ نورزند و آنها را به نيکي دعوت کنند و مانع هر گونه لغزش و انحرافي از جانب آنها شوند و آنها را به حال خود رها نکنند.
از نظر دين دوران تربيت به سه دوره تقسيم شده است. امام در روايتي مي فرمايد: "الولد سيد سبع سنين و عبد سبع سنين و وزير سبع سنين"15.
دوران هفت سال اول کودک، دوران سيادت و آقايي اوست، دوران هفت سال دوم، دوران اطاعت و هفت سال سوم، دوران وزارت است.
"دوران سيادت" بدين معنا نيست که کودک بايد به طور مطلق آزاد باشد و هر کاري که خواست انجام دهد و هيچ محدوديتي نداشته باشد. بلکه به اين معنا مي باشد که در اين دوران، کودک تکليف و مسئوليت ندارد و اگر از او درخواست کرديد که کاري را انجام دهد، نبايد مورد مؤاخذه و سؤال قرار گيرد. به همين دليل اسلام آموزشهاي رسمي را در هفت سال دوم طرح کرده است.
و اگر دوران هفت سال دوم را "دوران اطاعت" ناميده است، بدين معنا نيست که والدين مي توانند با ديکتاتوري مطلق همه چيز را بر او تحميل کنند. بلکه بايد با برهان با او سخن گفت. چرا که کودک در اين دوران وارد مرحله برهان پذيري مي شود و استدلال هاي منطقي والدين و مربيان خود را درک نموده و آزادي اعمال و رفتارش حد و مرز پيدا مي کند.16
بررسي ها نشان مي دهد کودکاني که در هفت سال دوم عمر خود، از آزادي هاي زياد و بي حساب برخوردار بوده اند، در آينده دچار تندروي و افراط کاري هاي زياد شده اند و در درياي مفاسد و انحطاط اخلاقي سقوط کرده اند.17 به همين جهت است که اسلام اين مرحله را، دوران اطاعت فرزند نسبت به والدين، معرفي کرده است.
دوران هفت سال سوم که "دوران وزارت" ناميده شده است، بايد بر اساس تفاهم هر چه بيشتر بين والدين و فرزندان شکل گيرد و انس و صفا و خيرخواهي بر روابط بين آنها حکومت کند. زيرا شرايط اين دوره به گونه اي نيست که بتوان بر او سخت گيري کرد و يا به گونه اي رفتار نمود که فرزند احساس محدوديت و استبداد و ديکتاتوري کند که در آن صورت به طغيان و ايستادگي در برابر والدين و يا فرار و گريز از خانواده منجر خواهد شد. پس بايد به طور معقول و صحيح او را کنترل کرده تا هم به غرور جواني او لطمه وارد نشود و هم کاملاً آزاد و رها نباشد.
منابع:
1. شريعتمداري، علي، روانشناسي تربيتي، ص 193.
2. اتکينسون و همکاران، زمينه روانشناسي، ص 154.
3. شريعتمداري، علي، همان، ص 212.
4. شعاري نژاد، علي اکبر، روانشناسي رشد، ص 475.
5. منصور، محمود، احساس کهتري، ص 210.
6. قائمي، علي، حدود آزادي در تربيت، ص 80.
7. کلمن، جيمز، سي، روانشناسي نابهنجار و زندگي نوين، ترجمه دکتر کيانوش هاشميان، صص 173 – 172.
8. مظاهري، علي اکبر، هشدارهاي تربيتي، ص 103.
9. قائمي، علي، همان، ص 81.
10. شريعتمداري، علي، همان، ص 201.
11. شعاري نژاد، علي اکبر، همان، ص 482.
12. قائمي، علي، همان، ص 74.
13. اتو کلاين برگ، روانشناسي اجتماعي، ص 336.
14. ابن شعبه حراني، تحف العقول، رسالة الحقوق، ص 269.
15. ابن شعبه حراني، همان، ص 368.
16. قائمي، علي، همان، ص 175.
17. همان، ص 80.
| ||
|
| ||
چگونه با فرزندم دوست شوم؟
با فرزندان خود همزبان وهمراه باشيد
روشهاي کاربردي در مورد تربيت فرزندان
همه ما تداوم وجود خويش را در فرزندانمان جستجو ميکنيم. آنان ميوه شيرين درخت حيات و ثمره تمام رنج و تلاش ما در زندگي اين جهان ميباشند، آنها آيينه وجود خود ما هستند که افکار، رفتار و روشهاي تربيتي درست يا غلطي را که در مورد آنان به کار بردهايم، منعکس ميسازند. هرگز فراموش نکنيد که بايد فرزندانمان را براي زماني غير از زماني که خود در آن زندگي ميکنيم، تربيت نماييم. جامعهاي که از خيلي جهات با اجتماع کنوني ما تفاوت دارد.
| زبان فرزندان خود را بياموزيم، زيرا شخصيت ما ثمره گذشته است و آنان متعلق به آينده هستند. |
الف – اصول برقراري ارتباط سالم با فرزندان
1) فرزندان خود را همانطوري که هستند بپذيريد و از مقايسه آنان با ديگران خودداري کنيد.
2) علاقه خود را بهصورت جملات شيرين و شيوههاي غيرکلامي محبتآميز به او ابراز کنيد.
3) با کودکان با زبان کودکي سخن بگوييد و در قالب بازيها با آنها ارتباط برقرار کنيد.
4) با احترام و تشويق در فرزندانتان ايجاد امنيت رواني و انگيزه مثبت کنيد.
5) فاصله روحي خود را با درد دل کردن و تعريف خاطرات کودکي با فرزندانتان کم کنيد.
6) الگوي شخصيتي فرزندان خود باشيد و بدون کلام رشد معنوي را در آنان تقويت کنيد.
7) اشتباهات فرزندان خود با بزرگواري، بدون پرده دري و ايجاد جسارت در آنها رفع نماييد.
8) به او دستورندهيد و نام فرزند خود را با احترام بهويژه در حضور ديگران صدا کنيد.
9) دادن هديههاي کوچک و مناسب، به بهانههاي مختلف به آنان. به صورتي که آنها را پرتوقع نسازيد و براي هر کار کوچکي از شما انتظار پاداش و جايزه نداشته باشند.
10) فاصله سني خود را با فرزندانتان در ذهن خود به حداقل برسانيد تا بتوانيد زمينههايي براي صحبت دوستانه فراهم کنيد و او به راحتي مانند يک دوست نزديک مسائل دروني خود را با شما مطرح کند. بدينمنظور از روش عدد طلايي استفاده نماييد.
| عدد طلايي ارتباط با فرزندان: عددي است که بايد از سن خود کم کرده و به سن فرزند خويش اضافه نماييد تا بتوانيد به راحتي با وي ارتباط صميمانه برقرار کنيد:
سن فرزند- سن خويش = عدد طلايي |
ب – اصول تربيتي فرزندان
فرزندان ما آنچه را که ميبينند ياد ميگيرند، نه آنچه را که ميشنوند. بنابراين به جاي نصيحت و بايد و نبايدهاي تحکمآميز تربيتي بايد خود الگوي تربيتي فرزندانمان باشيم. بهترين شيوه و موثرترين راه تربيت فرزندان و اولين مرحله تربيت شروع از خود است.
1- فرزندان خود را با سختي و محروميت آشنا کنيد، تا داراي روحي قوي و محکم شوند.
2- در مقاطع دشوار در کنارش باشيد و با او همدردي کنيد، اما او را به خود وابسته نسازيد.
3- در موقع انتقاد شخصيت وي را زير سوال نبريد، بلکه عمل ناپسند او را مطرح کنيد.
4- توقعات و انتظارات خود را بهصورت دقيق و در حد توان او برايش توضيح دهيد.
5- اهميت وي را در خانواده به او تفهيم کنيد تا در حفظ و رشد شخصيت خود بکوشد.
6- نسبت به دوستان فرزند خود حساسيت و شناخت بالايي داشته باشيد. زيرا گرايش او به پذيرش در گروه همسالان و مشابهت با آنان، از عوامل اصلي تربيت نوجوانان است.
7- با توجه به شخصيت هر کودک تنبيه او شکل و مراحل خاص خودش را دارد. مانند (محبت، کنايه، نصيحت، گذشت، محروميت و ... که تنبيه بدني آن هم به صورت ضعيف، آخرين مرحله ميباشد)
8- پرهيز از روش فرزند سالاري در تربيت (تربيت گلخانهاي) که نتيجهاي جز پرورش فرزنداني پرتوقع، ضعيف، زودرنج و شکننده در برابر حوادث زندگي را نخواهد داشت.
9- ايجاد حس مسئوليت و اعتماد به نفس در فرزندان با تعيين وظايف آنان در خانواده.
10- شناخت محدوديتها و کشف استعداد کودک و ايجاد زمينه رشد و بروز خلاقيت در او.
هر کسي را بهر کاري ساختند مهر آن را در دلش انداختند
منبع : راز موفقيت زنان در خانواده
شادکامی و خوشبختی
هیچ چیز مثل زندگی مثبتنگرانه نمیتواند احساس شادکامی و خوشبختی را در انسان بوجود بیاورد. انسانهایی که احساس خوشبختی میکنند افرادی هستند که کمتر با افکار و مسائل منفی سروکار دارند و اجازه نمیدهند بیش از مقدار لازم و طبیعی با مسائل منفی درگیر شوند. با نیمه پر لیوان زندگی میکنند و اتفاقات را از جانب مثبت ارزیابی میکنند. افکار روزانه آنها حول و حوش مسائل خوب دور میزند و با دیدگاهی مثبت کارها و امور زندگی خود را دنبال میکنند. آنها کمتر از نمیشود، نمیتوان و ... استفاده میکنند. مثبتبینی نیروی انسان و اراده او را در جهت رسیدن به اهداف و خواستههایش تامین میکند.معنویات نقش مهمی در شادکامی دارند.
امور معنوی و پیوندهای قلبی انسان با آنها بسیار موثر هستند. این پیوندها علاوه بر کمک به انسان در جهت داشتن نگرشی مثبت به زندگی به او کمک میکنند در شرایط سخت و منفی و آزار دهنده نیز تسلط بیشتری روی مسائل داشته باشند. انسان بدون معنویات و ارتباطش با این منابع بیتکیهگاه است. در مراسم معنوی شرکت کنید، هر چند وقت به اماکن متبرکه و زیارتگاهها بروید.انگیزه خود را تقویت کنید
انگیزه موتور حرکتی انسان انسان بیانگیزه راکد و کسل و بیتحرک است. با عوامل مخل انگیزه بجنگید و عواملی را که انگیزه شما را قدرتمند و قوی میسازند را تقویت کنید.شبکه اجتماعی خود را وسعت دهید
داشتن روابط گسترده برای زندگی سالم و کم استرس مفید است. افراد تنها بیشتر دچار استرس میشوند و بیشتر دچار کسالت و بیحوصلگی میشوند. روابط خود را بیشتر و بیشتر کنید. این نوع روابط علاوه بر پر کردن اوقات فراغت شما در شرایط سختی و ناراحتی نیز تکیهگاه خوبی را برای شما فراهم میکند.برنامه ریزی داشته باشید
بدون برنامه ریزی زندگی بهم ریخته و نامنظم است و بینظمی مخل آسایش و خوشبختی. نظمی به زندگی خود بدهید کارها و وظایف خود را مشخص کنید و هر چیز را سر جای خود قرار دهید و برای هر کاری وقتی تنظیم کنید. به این ترتیب شما در بین کارها و وظایف و مشغلههای مختلف گیر نخواهید افتاد و کمتر و کمتر دچار ناراحتی و استرس خواهید شد طبعا شادمانتر و شادابتر خواهید بود.به ظاهر خود توجه کنید.
ظاهر انسان ، آینهای از درون اوست. افرادی که به ظاهر آراسته خود اهمیت نمیدهند علاوه بر تاثیر منفی خود روی اطرافیان روی روحیه خود نیز تاثیر منفی دارند. به لباس ، زیبایی و جوانی خود توجه کنید. زمانی را برای حفظ زیبایی و جوانی اختصاص دهید.هدفمند باشید
داشتن اهداف بیشتر برنامهها و امور زندگی انسان را تحتالشعاع قرار میدهد. راه و روش زندگی شما در راستای اهدافتان از زندگی شکل میگیرد. اهداف بلند مدت و کوتاه مدت خود را معین کنید. خلاقیت بیشتری به خرج بدهید و روشهای جدیدی را برای رسیدن به اهداف خود یاد بگیرید. اهداف به شما انگیزه میدهند و شیوههای خوب زندگی را برایتان ترسیم میکنند.درآمد خود را افزایش دهید
علاوه بر همه کارهایی که برای ایجاد شادابی در خود انجام میدهید موضوع درآمد و رفاه را فرموش نکنید. به فکر راههای سالمی باشید که درآمدهای شما را افزایش میدهند. به این ترتیب راه را بر برخی مشکلات مالی که ممکن است در زندگی داشته باشید ببندید. علاوه بر این با این کار احساس کفایت ، استقلال و خواستههای خود را نیز تامین کردهاید.شادکامی و خوشبختی
هیچ چیز مثل زندگی مثبتنگرانه نمیتواند احساس شادکامی و خوشبختی را در انسان بوجود بیاورد. انسانهایی که احساس خوشبختی میکنند افرادی هستند که کمتر با افکار و مسائل منفی سروکار دارند و اجازه نمیدهند بیش از مقدار لازم و طبیعی با مسائل منفی درگیر شوند. با نیمه پر لیوان زندگی میکنند و اتفاقات را از جانب مثبت ارزیابی میکنند. افکار روزانه آنها حول و حوش مسائل خوب دور میزند و با دیدگاهی مثبت کارها و امور زندگی خود را دنبال میکنند. آنها کمتر از نمیشود، نمیتوان و ... استفاده میکنند. مثبتبینی نیروی انسان و اراده او را در جهت رسیدن به اهداف و خواستههایش تامین میکند.معنویات نقش مهمی در شادکامی دارند.
امور معنوی و پیوندهای قلبی انسان با آنها بسیار موثر هستند. این پیوندها علاوه بر کمک به انسان در جهت داشتن نگرشی مثبت به زندگی به او کمک میکنند در شرایط سخت و منفی و آزار دهنده نیز تسلط بیشتری روی مسائل داشته باشند. انسان بدون معنویات و ارتباطش با این منابع بیتکیهگاه است. در مراسم معنوی شرکت کنید، هر چند وقت به اماکن متبرکه و زیارتگاهها بروید.انگیزه خود را تقویت کنید
انگیزه موتور حرکتی انسان انسان بیانگیزه راکد و کسل و بیتحرک است. با عوامل مخل انگیزه بجنگید و عواملی را که انگیزه شما را قدرتمند و قوی میسازند را تقویت کنید.شبکه اجتماعی خود را وسعت دهید
داشتن روابط گسترده برای زندگی سالم و کم استرس مفید است. افراد تنها بیشتر دچار استرس میشوند و بیشتر دچار کسالت و بیحوصلگی میشوند. روابط خود را بیشتر و بیشتر کنید. این نوع روابط علاوه بر پر کردن اوقات فراغت شما در شرایط سختی و ناراحتی نیز تکیهگاه خوبی را برای شما فراهم میکند.برنامه ریزی داشته باشید
بدون برنامه ریزی زندگی بهم ریخته و نامنظم است و بینظمی مخل آسایش و خوشبختی. نظمی به زندگی خود بدهید کارها و وظایف خود را مشخص کنید و هر چیز را سر جای خود قرار دهید و برای هر کاری وقتی تنظیم کنید. به این ترتیب شما در بین کارها و وظایف و مشغلههای مختلف گیر نخواهید افتاد و کمتر و کمتر دچار ناراحتی و استرس خواهید شد طبعا شادمانتر و شادابتر خواهید بود.به ظاهر خود توجه کنید.
ظاهر انسان ، آینهای از درون اوست. افرادی که به ظاهر آراسته خود اهمیت نمیدهند علاوه بر تاثیر منفی خود روی اطرافیان روی روحیه خود نیز تاثیر منفی دارند. به لباس ، زیبایی و جوانی خود توجه کنید. زمانی را برای حفظ زیبایی و جوانی اختصاص دهید.هدفمند باشید
داشتن اهداف بیشتر برنامهها و امور زندگی انسان را تحتالشعاع قرار میدهد. راه و روش زندگی شما در راستای اهدافتان از زندگی شکل میگیرد. اهداف بلند مدت و کوتاه مدت خود را معین کنید. خلاقیت بیشتری به خرج بدهید و روشهای جدیدی را برای رسیدن به اهداف خود یاد بگیرید. اهداف به شما انگیزه میدهند و شیوههای خوب زندگی را برایتان ترسیم میکنند.درآمد خود را افزایش دهید
علاوه بر همه کارهایی که برای ایجاد شادابی در خود انجام میدهید موضوع درآمد و رفاه را فرموش نکنید. به فکر راههای سالمی باشید که درآمدهای شما را افزایش میدهند. به این ترتیب راه را بر برخی مشکلات مالی که ممکن است در زندگی داشته باشید ببندید. علاوه بر این با این کار احساس کفایت ، استقلال و خواستههای خود را نیز تامین کردهاید.مشکلات والدین و انجام تکالیف فرزندان
موضوع انجام تکالیف توسط فرزندان مسالهای است که بیشتر والدین باآن درگیر هستند و نمیدانند که چگونه میتوانند به فرزند خود کمک کنند. راهکارهایی که استفاده میکنند گاهی نتیجه معکوسی به بار میآورد هم والدین و هم فرزندان دچار مشکل میشوند. والدین با مشارکت صحیح و مناسب میتوانند از بروز این مشکلات جلوگیری کنند.مدت زمان لازم برای انجام تکالیف توسط فرزندتان را بشناسید
مهمترین مطلبی که والدین باید بدانند مدت زمان مفیدی است که برای انجام تکالیف لازم است. این زمان برای سنین مختلف و بسته به شرایط دانش آموز متفاوت است. والدین هم باید شرایط سنی کودک را در نظر داشته باشند بطوری که کودکان و دانش آموزان پایههای ابتدایی را مدت زمان زیادی وادار به انجام تکالیف نکنند و هم شرایط دیگر مربوط به دانش آموز را.صاحبنظران تعلیم و تربیت مدت زمات لازم برای انجام تکالیف را برای بچههای کودکستان تا پایه دوم ابتدایی 10 تا 20 دقیقه در هر روز و برای پایههای بعدی دوره ابتدایی 30 تا 60 دقیقه پیشنهاد کردهاند. بنابراین والدین نباید جهت یادگیری بهتر دانش آموز و با این تصور که هر چه زمان بیشتری صرف مطالعه دانش آموز شود یادگیری او نیز بیشتر خواهد شد مدت زیادی کودک خود را وادار به درس خواندن کنند. مسلما کودک در این مدت زمان اضافی به کارهای دیگری مثل خیالبافیهای ذهنی مشغول میشود.
مسئولیت انجام تکالیف و وظیفه شناسی در این مورد را به او واگذار کنید
برخی از والدین خود را مسئول کامل انجام تکالیف میکنند. به صورتی که در مدت انجام تکالیف بالای سر دانش آموز حضور دارند، زمان شروع انجام تکالیف را تعیین میکنند و راهنماییهای زائدی ارائه میکنند. هر چند لازم است والدین بویژه در سالهای اول دبستان و آمادگی با نظارت خود برنامهریزی و مسئولیت پذیری را به کودک خود آموزش دهند. اما برخی از والدین به اشتباه این مسئولیت را خود بر عهده میگیرند بنابراین نمیتوانند احساس مسئولیت در قبال انجام تکالیف را به کودکان خود یاد دهند. بطوری که اگر یک روز مادر حضور نداشته باشد اصلا به یاد هم نخواهد آورد که باید تکالیفش را انجام دهد.بنابراین والدین با نظارت مفیدی که بر انجام تکالیف دارند کم کم باید کودکان را مسئولیت پذیر بار آورند. بطوری که در صورت عدم حضور والدین نیز احساس مسئولیت برای انجام تکالیف را داشته باشند. این والدین در سالهای بعدی تحصیل کمتر با مشکل درس نخواندن کودکان خود مواجه میشوند. به عبارتی چون والدین نمیتوانند در تمام دوران تحصیل در انجام تکالیف فرزندان خود نظارت مستقیم داشته باشند با افت تحصیلی آنها مواجه میشوند. در حالی که اگر این احساس مسئولیت را از دوران کودکی در کودک شکل داده باشند با مشکلاتی از این قبیل مواجه نخواهند شد.
به روش انجام تکالیف توسط فرزندتان دقت کنید
هر کودکی ممکن است تفاوتهایی در روش انجام تکالیف خود داشته باشد. قبل از اینکه روش خاصی را به آنها القا کنید یا بخواهید آنها را کمک و راهنمایی کنید به روش آنها توجه کنید. ببینید در چه مدت زمان بدون کمک شما میتواند تکالیفش را انجام دهد؟ چه اشکالاتی دارد؟ آیا خیالبافی در حین انجام تکالیف دارد؟ آیا مرتبا جای خود را عوض میکند؟ آیا در حین انجام تکالیف به کارهای دیگری هم میپردازد؟ یا اینکه حواس او به انجام تکالیفش است؟ پاسخ به این سوالها به شما کمک میکند.با معلم فرزندتان صحبت کنید
ارتباطی که با معلم برقرار میکنید کمک زیادی میتواند به شما کمک کند. با صحبت با او میتوانید شیوه و روش او را بشناسید و از انتظاری که در مورد نحوه انجام تکالیف دارد مطلع میشوید. و بهتر میتوانید به فرزند خود در انجام تکالیف راهنمایی ارائه کنید. هدف معلم را از انجام تکالیف بشناسید و نقطه ضعفهای فرزند خود را بهتر شناسایی نمایید.پاسخ ندهید راهنمایی کنید
وقتی فرزندتان از شما کمکی برای انجام تکالیفش میخواهد اقدام به دادن پاسخ حاضر و آماده نکنید. بلکه او را راهنمایی کنید تا خودش بتواند به جواب مورد نظر برسد. به این ترتیب شما او را عادت میدهید که از تواناییهای خود استفاده کند و خلاقتر و فعالتر باشد. انجام تکالیف به فرزندتان کمک نخواهد کرد که آنها را بفهمد و از آن اطلاعات استفاده کند و نیز باعث نخواهد شد که وی به تواناییهایش اعتماد کند و دلگرم شود. فعال شدن دانش آموز در انجام تکالیف موجب میشود پاسخهایی را که خودش پیدا میکند بهتر به خاطر بسپارد تا حفظ پاسخهایی که شما به او دادهاید.برنامه ریزی داشته باشید
با کمک فرزند خود یک برنامه منظم برای انجام تکالیف تهیه کنید. برنامه را در یک محل مناسب و در دید او نصب کنید. برای تشویق او به انجام تکالیف میتوانید در مقابل هر روز که تکلیف آن را به موقع ، خوب و دقیق انجام داده یک علامت بزنید و در آخر هفته اگر توانسته باشد تکالیف خود را خوب انجام دهد و با توجه به تعداد ستارهها جایزهای به او بدهید.بهتر است جایزه مورد نظر را در همان حین برنامه ریزی معین کنید و در آخر برنامه آن را یادداشت کنید و یا برای کودکان کوچکتر شکل آن را بکشید. به این ترتیب عملکرد کودک دائما در جلوی او قرار دارد و مسئولیت پذیری او نیز تقویت میشود. به تدریج میتوانید تعداد ستارهها را برای دریافت جایزه افزایش دهید. مثلا اگر در آغاز برنامه به ازای هر هفت ستاره میتوانست جایزه را کسب کند در مراحل بعد به ازای هر 14 ستاره میتواند به جایزه مورد نظر برسد.
شرایط مناسب برای انجام تکالیف را مهیا کنید
مکانی ثابت ، ساکت و از لحاظ نور وصدا و حرارت مناسب ضروری است. حتما از یک میز تحریر کمک بگیرید. تلویزیون را خاموش کنید و یا اتاق دیگری برای انجام تکالیف فرزندتان در نظر بگیرید. پخش برنامههای تلویزیونی که برای وی جذاب هستند و یا موجب کنجکاوی او میشوند حواس او را پرت خواهد کرد.نتیجه کار را بررسی کنید
زمانی که فرزند شما تکالیف خود را انجام داد حتما در حضور او آنها را بررسی کنید. میتوانید وقتی برای این کار اختصاص دهید و با کمک خود او تکالیف را بررسی کنید. مثلا میزان اشتباهات او را در رونویسی پیدا کنید و از او بخواهید اقدام به رفع آنها بکند.برنامه زندگی خود را تنظیم کنید
تنها تنظیم برنامهای منظم برای انجام تکالیف فرزندان کافی نیست. برای زندگی خانواده خود نیز برنامه منظمی داشته باشید. حتیالامکان از برنامههای فوق برنامه و بدون برنامهریزی قبلی خودداری کنید. مثل مهمانیها و تفریحهای بدون برنامه قبلی و... یا حداقل سعی کنید این برنامهها مقارن با زمان انجام تکالیف فرزندان نباشد. اگرشما یکبار برنامه او را به خاطر برنامههای خود به هم بریزید، راه را برای بینظمی او فراهم ساختهاید. در کارهای دیگر خود نیز با برنامه و مسئولیت پذیر باشد. تا الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشید. فرزندان تعهد و مسئولیت پذیری را در خانواده و با مشاهده رفتار والدین یاد میگیرند.سخن آخر
یک برنامه خوب و چند توصیه ساده و بکار بستن آنها نتایج مفیدی فراهم میآورد و باعث میشود که فرزندان شما بهره خوبی از تکالیف منزل خود ببرند. با رعایت این موارد شما توانستهاید جلوی مشکلات احتمالی آینده را بگیرید و فرزندانی تربیت کنید که علاوه بر اینکه تکالیف فعلی خود را به خوبی انجام میدهند در آینده نیز مستقل و مسئولیت پذیر خواهند بود.
|
آزمایش اول
آزمایش دوم
داستانهایی برای کودک انتخاب کنید و با تغییراتی که در آنها ایجاد میکنید منتظر پاسخ و واکنش کودک بمانید. توجه کنید این تغییرات متناسب با سطح سنی کودک باشد و بیان کننده مسائل غیر عادی و غیر طبیعی باشد. به این داستان توجه کنید. روزی روزگاری توی یک رودخانه زیبا و قشنگ که کنار جنگل سرسبزی قرار داشت چند تا ماهی کوچولو زندگی میکردند. ماهیها هر روز که از خواب بیدار میشدند شروع میکردند به بازی و تفریح.یک روز یکی از ماهیها در حالی که بازی میکرد افتاد زمین و یکی از پاهایش زخمی شد. دوستانش به کمک او آمدند و پای او را پانسمان کردند. ماهی کوچولو خیلی ناراحت بود و درد شدیدی داشت. دوستانش هم خیلی ناراحت بودند چون نمیتوانستند باهم بازی کنند. چند روز گذشت تا پای ماهی کوچولو خوب شد. ماهی قصه ما خیلی خوشحال بود پیش دوستانش رفت و دوباره شروع به بازی کنند. اما این دفعه ماهی کوچولو مراقب بود که اتفاق بدی برایش نیفتد.
آزمایش سوم
اشیا و وسایلی را انتخاب کنید و از کودکتان بخواهید بگوید این اشیا به چه دردی میخورند و به عبارتی چه کاربردی دارند. توجه داشته باشید نوع سوال کردن برای کودکان مهم است. سعی کنید بدون این که راهنمایی مستقیمی ارائه داده باشید طوری سوال کنید که کودک منظور شما را بتواند درک کند. به مثالهای زیر توجه کنید:- چاقو به چه دردی میخورد؟
- کاسه به چه دردی میخورد؟
- کلاه برای چیست؟
سوالات فوق برای کودکان سنین پایین مثل 5 - 4 سالهها مناسب است اما برای کودکان بزرگتر میتوان از مثالهای دیگری استفاده کرد:
- با آچار و پیچ گوشتی چه کار میتوان کرد؟
- با سوزن چه کار میکنیم؟
آزمایش چهارم
چند مورد میوه ، اشیا یا چیزهای دیگر را که از یک جنبه خاص تشابهاتی با یکدیگر دارند انتخاب کنید و در اختیار کودک قرار دهید. و از کودک بخواهید بگوید این اشیا چه شباهتی به یکدیگر دارند. مثلا یک پرتقال ، یک سیب ، یک خیار و یک موز . که همگی میوه هستند. این آزمایش را با توجه به شرایط سنی کودک و سایر عوامل میتوانید با اندک تغییراتی اجرا کنید. برای کودکان کوچکتر میتوانید از خود اشیا یا از تصاویر آنها استفاده کرد. برای کودکان بزرگتر میتوان نام اشیا را به ترتیب گفت و سپس از او سوال کرد.آزمایش پنجم
گروهی از اشیا یا چیزهای دیگر را انتخاب کنید که شباهتهای اساسی به یکدیگر دارند. در میان این گروه شی را قرار دهید که در آن ویژگی مشترک با بقیه نیست. و از کودک بخواهید آن شی را که با بقیه تفاوت دارد در بین گروه انتخاب کند. مثلا چند شی دایرهای شکل انتخاب کنید و در بین آنها یک مکعب مربع قرار دهید. برای این آزمایش نیز میتوانید از خود اشیا ، تصاویر آنها یا نام بردن اسامی ، آنها استفاده کنید. ولی توجه داشته باشید کودکان کوچکتر به دلیل این که رشد حافظه آنها به اندازه کودکان بزرگتر نیست نمیتوانند در روش نام بردن وسایل عملکرد خوبی داشته باشند.موفق نشدن آنها به حافظه آنها مربوط میشود نه به عملکرد هوشی آنها. برای این کودکان عملکرد کودک هر چه باشد نشان دهنده ادراک از وجود یک غریبه در گروه است. توجه داشته باشید که عکسالعملی خاص از طرف گروه و یا آن فرد غریبه صورت نگیرد. کودکان در برخی سنین اگر در چنین شرایطی قرار گیرند، ممکن است گریه کنند.
درک کردن شرایط عاطفی اطرافیان توسط کودکان
کودکان حتی حالات عاطفی اطرافیان خود را ادراک میکنند. در حضور کودک خود شروع به خندیدن کنید و به واکنشهای او توجه کنید. بیشک واکنشهایی از او مشاهده خواهید کرد مثل دست و پا زدن ، غان و غون کردن ، خندیدن و از کودکان بزرگتر درخواست برای بغل شدن ، پرسیدن علت خنده و ... . همچنین اگر در حضور کودک شروع کنید به گریه کردن و واکنشهای کودک را مورد بررسی قرار دهید خواهید دید که واکنشهایی حاکی از درک شرایط عاطفی شما نشان میدهند. کودکان کوچکتر ممکن است متوجه تصنعی بودن شرایط نشوند و شروع کنند به گریه کردن یا نگاههای خیره و وارسی کننده . کودکان بزرگتر سعی میکنند کاری انجام دهند، مثل برداشتن دست مادر از جلوی چشمانش و ...اهمیت و لزوم مشاوره خانواده
با توجه به شیوههای زندگی نوین و پیچیدهتر شدن شرایط زندگی افراد با استرسها و فشارهای حاصل از این زندگی مواجه هستند. مشاوره خانواده فرآیندی است که راه کارهای مناسب برای سازگاری افراد با این شرایط و مدیریت استرس فراهم میسازد. علاوه بر این چنین شرایط پیچیده زندگی نیاز افراد به دریافت اطلاعات مناسب در زمینههای مختلف را موجب میشود. از اینرو مشاوره خانواده چنین وظیفهای را بر عهده میگیرد، به ارائه راهنمایی ، اطلاع رسانی و حل مسائل خانوادگی مبادرت میورزد.موضوعات قابل طرح در مشاوره خانواده
هر چند میتوان گفت که بطور کلی تمام زمینههایی که با خانواده و مسائل آن مرتبط هستند به عنوان موضوع قابل طرح در مشاوره خانواده مطرح هستند، اما به مواردی از موضوعات رایج در این فرآیند اشاره میشود:ازدواج و تشکیل خانواده یا مشاوره قبل ازدواج
هر چند مشاوره قبل از ازدواج عموما اصطلاح کلیتری است و زمینههای مختلف را در جریان ازدواج در بر میگیرد از جمله مشاورههای پزشکی و ژنتیکی. اما مشاوره قبل از ازدواج از لحاظ روان شناختی موضوع بسیار مهمی است که امروزه مورد توجه فراوان قرار گرفته است. آشنایی افراد با مشکلاتی که اغلب بعد از ازدواج منجر به پدیدههای شومی چون طلاق میشود، انگیزه افراد را برای انجام مشاوره قبل از ازدواج از لحاظ روان شناختی برانگیخته است.چنین فرآیندی به جوانانی که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند کمک خواهد کرد، اطلاعات مناسب و کاملتری از ویژیگیهای یکدیگر کسب کنند و تنها به معیارهای ظاهری به عنوان ملاک انتخاب همسر توجه نکنند. در این راستا روانشناسان و مشاوران کمک شایان توجهی در جهت شناسایی افرادی که ازدواج آنها با یکدیگر اغلب مشکل آفرین بوده و ازدواجهای ناموفقی را سبب میشوند، مینمایند. به عنوان مثال ازدواج یک فرد درون گرا با یک فرد برون گرا و در سطوح تخصصیتر ، افراد ناایمن اجتنابی با افراد ناایمن دوسوگرا. مشاوران خانواده در این فرآیند از انواع مصاحبه و در صورت نیاز از آزمونهای روانی استفاده میکنند.
تربیت فرزندان
مقوله تربیت فرزندان از موضوعات بسیار مهمی است که اغلب مشاوران خانواده ، مراجعین زیادی در این راستا دارند. بطوری که خانوادهها با افزایش اطلاعاتی که در زمینه تربیت مناسب فرزندان و لزوم آن پیدا کردهاند و رغبت فزاینده در جهت آموزش راهکارهای مناسب برای تربیت کودکان و نوجوانان خود نشان میدهند. در این زمینه خدمات مشاوران ممکن است درزمینه آموزش و ارائه راهنمایی باشد و یا زمینه حل یک مشکل تربیتی. در موضوع اول مشکلی اتفاق نیافتاده و خانواده راغب است به صورت پیشقدم مطالبی مفید را در زمینه تربیتی بیاموزد، اما در موضوع دوم اغلب بعد از بروز مشکل است که خانواده مراجع میکنند و در جهت حل مشکل اقدام میکند. به عنوان مثال خانوادههایی که متوجه شدهاند فرزند آنها مدتی است دروغهای زیاد میگوید.شیوههای ارتباطی مناسب بین همسران
روابط موجود بین اعضاء خانواده در سلامت خانواده و اعضاء آن از جنبههای مختلف جسمی ، روانی و اجتماعی اهمیت فراوانی دارد. بسیاری از مشکلاتی که بین همسران رخ میدهد و گاه آنها را تا مرحله طلاق پیش میبرد به خدشه بودن روابط بین آنها مربوط است و اگر بررسی دقیقی صورت بگیرد، میبینیم که در واقع هیچ مشکل جدی و حادی مطرح نبوده است. در این مقوله مشاوره خانواده تلاش میکند به همسران بعد از تشکیل خانواده آموزشهای لازم را بدهد، به آنها را در شناخت یکدیگر کمک نماید. همچنین به آنها کمک خواهد کرد شکل مناسبی به روابط خود بدهند، شیوههای مناسب ارتباط با یکدیگر بشناسند و از همه مهمتر به تفاوتهای موجود بین زن و مرد که اغلب مشکلات ارتباطی را به بار میآورد، آشنا شوند.بررسی اختلافات خانواده و ارائه راهکارهای مناسب
هر چند وجود برخی مشکلات در اکثر خانوادهها به صورت جزئی و خفیف طبیعی به نظر میرسد، اما خانوادههایی نیز وجود دارند که با مشکلات حادتری روبرو هستند. بحث و بررسی این نوع اختلافات در جریان مشاوره خانواده اغلب کمک شایان توجهی به این خانوادهها میکند. هر چند در گذشته حل چنین مسائلی اغلب به صورت ریش سفیدی و کمک بزرگان خانواده صورت میگرفت. ولی آنچه اهمیت مشاوره خانواده را امروزه در این قبیل مسائل بارزتر میسازد دور شدن خانوادهها از یکدیگر و فقدان اطلاعاتی مناسب افراد در زمینه مسائلی است که خانواده با آن روبروست. در چنین جلساتی اغلب اعضاء مشکلدار و حتی اعضاء غیر مشکلدار شرکت میکنند. از جمله این مشکلات عبارتند از اختلافات مربوط به خانوادههای همسران ، دخالت آنها و یا سایر عوامل و ... .مشکلات روحی اعضاء خانواده
وجود یک عضو که از لحاظ روانی دارای مشکلاتی است تأثیرات زیادی روی بافت خانواده دارد. این مشکلات چه خفیف باشند مثل یک افسردگی خفیف و چه عمیق باشند، مثل وجود یک فرد اسکیزوفرن یا عقب مانده ذهنی در خانواده قابل توجه هستند. با توجه به اینکه این دسته از مشکلات اغلب کل اعضاء را میتواند به نحوی تحت تاثیر قرار دهد مشاوره با کل اعضاء خانواده لازم به نظر میرسد. به عنوان مثال آموزش خانوادهای که یک عضو معتاد دارد. به عبارتی مشاوره خانواده در این کارکرد خود علاوه بر شناسایی و ارجاع مناسب اختلالات روانی مثل انواع افسردگی ، اضطرابها ، اختلالات شخصیت ، اختلالات روان تنی ، اختلالات جنسی ، اختلالات سوء مصرف مواد ، آموزشهای لازم را برای سایر اعضاء سالم خانواده ارائه میکند.
|
مقدمه
خانواده با وجود اینکه به عنوان اولین واحد اجتماعی شناخته میشود، ولی دارای پیچیدگیهای فراوانی است. بطوری که شناخت آن ، اهمیت آن و تأثیرات و کارکردهای آن بسیار مورد توجه صاحبنظران مختلف بوده است. بر این اساس همچنان که تعاریف متعددی از آن ارائه شده است و به اهمیت آن در زمینههای مختلف فردی ، اجتماعی و غیره تأکید شده است، کارکردهای متفاوتی نیز برای آن ارائه شده است. بطوری که بسیار ساده انگارانه خواهد بود، تنها یک یا دو کارکرد برای آن معرفی میشود.کارکرد زیستی و تولید مثل خانواده
وجود فرزندان در خانواده موجب استحکام خانواده میشود. شاید این کارکرد از جمله کارکردهایی است که تمام افراد چه صاحبنظر و غیره با آن آشنایی دارند. زن و شوهری که ازدواج میکنند، دیر یا زود منتظر تولد فرزند خواهند بود. هر چند ممکن است تفاوتهایی بین افراد مختلف ، فرهنگها و جوامع مختلف از لحاظ زمان بچهدار شدن و تعداد فرزندان و فاصله سنی آنها تفاوتهایی وجود داشته باشد. اما تولد فرزند بطور مشترک در تمامی فرهنگها ، جوامع ، طبقات مختلف اقتصادی و اجتماعی مورد توجه است. امروزه در برخی جوامع به دلایل متعدد از جمله تعلیم و تربیت ، اقتصاد ، بهداشت و ... محدود کردن تعداد افراد خانواده را مورد تأکید قرار میدهند. در جامعه ما موضوع کنترل موالید و تنظیم خانواده مورد توجه قرار گرفته و وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی به کمک وزارتخانهها و سازمانهای مختلف به تهیه و اجرای طرحهای مناسب در این راستا اقدام کردهاند.کارکردهای تربیتی و آموزشی خانواده
یکی از وظایف اساسی خانواده علاوه بر دنیا آوردن فرزندان ، توجه به مسائل تربیتی آنهاست. خانواده با فراهم کردن محیط مساعد ، امکانات و شرایط مناسب و نظارت بر تربیت و آموزش فرزندان چنین کارکردی را مهیا میسازد. در گذشته و قبل از تأسیس مکاتب و مدارس تمام وظایف تعلیمی و تربیتی و ایجاد مهارتهای شغلی بر عهده خانواده بوده است. و کودکان و نوجوانان از طریق آموزشهای غیر رسمی و نزد پدران و مادران و افراد بزرگسال خانواده با آداب اخلاقی اجتماعی و همچنین حرف و مشاغل مختلف جامعه ، آشنا میشدند. با توجه به شرایط فعلی زندگی بخصوص در جوامع پیشرفته و پیچیده مقداری از این کارکرد بر عهده مهد کودکها ، مدارس و دیگر مؤسسات آموزشی و تربیتی گذاشته شده است. با اینحال توجه به این نکته ضروریست که هیچ یک از این مؤسسات قادر نخواهند بود تأثیرات خانواده را به صورتی کامل داشته باشند. بر این اساس ضروریست خانوادهها سهم خود را در این وظیفه بخوبی رعایت نموده و بر اهمیت آن ازعان داشته باشند.ارضاء و اقناع نیازهای جنسی به عنوان کارکرد خانواده
در هر جامعهای تلاش میشود که مسائل و احتیاجات جنسی به علت نیروی کششی زیادی که دارند به صورتی تحت نظارت قرار گیرند، هر چند شیوههای متفاوتی را میتوان از بین جوامع مختلف برای چنین کنترلی میتوان مشاهده کرد. در هر حال در تمامی جوامع نقش اساسی و عمیق تشکیل خانواده در تأمین نیازهای جنسی به شیوهای سالم مورد تأیید است. خانواده با تأمین محیط سالم و مساعد و روابط مناسب ، چنین نقشی را ایفا میکند و از بروز مشکلات مرتبط با نیاز طبیعی جنسی جلوگیری مینماید.کارکرد خانواده به عنوان تأمین کننده سلامت جسمی و روانی اعضاء
از وظایف مهم خانواده تأمین امنیت جسمی و روحی برای هر یک از اعضاء خانواده است. تا از این طریق سلامت و روحی آنها تضمین کند. تأمین غذا ، بهداشت و جو مناسب عاطفی و روانی شرایط را بر رشد و شکوفایی افراد فراهم میسازد. بدیهی است در خانوادهایی که این کارکرد با مشکل روبروست، عدم تأمین نیازهای تغذیهای ، عدم رسیدگی به وضعیت بهداشتی و جسمی ، زمینه را برای ابتلا به انواع بیماریها فراهم میسازد. از سوی دیگر عدم توجه به مسائل عاطفی افراد خانواده ، از جمله تأمین نیازهای روانی آنها ، اعمال شیوههای ارتباطی مناسب ، آموزش شیوههای مواجهه با مشکلات افرادی که از لحاظ روانی در وضع نامناسبی قرار گرفتهاند، تحویل جامعه خواهد داد. به این جهت لازم است تک تک افراد ابتدا در زمان تشکیل خانواده و بعد از آن در طول زندگی مشترک به نیازهای عاطفی روانی خود و بقیه افراد خانواده توجه داشته و به آموزش و کسب اطلاعات لازم در این زمینهها رغبت نشان دهند.تحقیقات نشان میدهد زوجهایی که سلامت روانی کافی ندارند، اغلب فرزندانی ناسازگار و ناسالم پرورش میدهند. مادران افسرده اغلب فرزندان افسرده دارند و افراد افسرده چه از لحاظ فردی و چه از لحاظ اجتماعی مواجه با مشکلات زیادی هستند. این مسأله تنها به افسردگی ختم نمیشود، کلیه ناراحتیهای روحی چه ضعیف و چه خفیف در جو عاطفی خانواده انعکاس نامطلوبی دارد. خانواده مشکلدار در علت شناسی آسیبهای اجتماعی بسیار حائز اهمیت است.
کارکردهای اقتصادی و اجتماعی خانواده
در اجتماعات سنتی خانواده این کارکرد خود را با کار و فعالیت اقتصادی مستقیم و آموزش و انتقال مستقیم مشاغل از والدین به فرزندان انجام میداد. امروزه با صنعتی شدن جوامع ، وضع به گونهای تغییر یافته است و عمدتا چنین کارکردی به صورت غیر مستقیم اعمال میشود. امروزه دیگر کمتر به چشم میخورد که مشاغل به صورت موروثی منتقل شوند، اما خانواده از لحاظ تأمین شرایط و امکانات لازم برای جوانان خود به شیوه فعالیت اقتصادی آنها و گزینش شغل آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین خانواده با آموزشهای مستقیم و غیر مستقیم فرآیند اجتماعی شدن فرزندان را فراهم ساخته ، میزان موفقیت در امور اجتماعی را تحت تأثیر قرار میدهد. خانوادههای سالم معمولا فرزندانی دارند که روابط اجتماعی مناسبتری دارند، فعالیتهای مختلف اجتماعی دارند.تاریخچه خانواده درمانی
تخصص و حرفه خانواده درمانی نسبتا جدید است و ظهور رسمی آن به دهههای 1940 ، 1950 و 1960 برمیگردد. در سال 1938 شورای ملی روابط خانوادگی شروع بکار کرد. در سال 1948 اولین اثر درباره زناشوئی درمانی توسط « بلامتیل من » منتشر شد و مطالعه خانوادههای اسکیزوفرنیک توسط « لایمن » صورت گرفت.در خلال سالهای 1950 تا 1959 « ناتان آکرمن » رویکرد روان تحلیلی را برای کار کردن با خانوادهها مطرح کرد و « بیتسون » مطالعه الگوهای ارتباط را در خانواده آغاز کرد و « کارل ویته » اولین کنفرانس را درباره خانواده درمانی در سی ایسلند ایالت جورجیا برگزار کرد. اولین نشریه در خانواده درمانی در سال 1961 منتشر شد و شبکه ساز خانواده درمانی در سال 1976 و انجمن خانواده درمانی (AFTA) در سال 1977 شروع به کار کرد.
در خلال سالهای 1980 تا 1989 شیوههای تحقیق در خانواده درمانی متداول شد و رهبران جدیدی در خانواده درمانی ظهور کردند که بسیاری از آنان زن بودند. از سال 1990 به بعد رشد عضویت متخصصان در انجمنهای خانواده درمانی چشمگیر شد. خانواده درمانیهای متمرکز بر راه حل فراگیر شدند و بطور کلی جایگاه عمیقتری بین فنون درمانی حوزه روان شناسی پیدا کرد.
انواع نظریههای خانواده درمانی
رویکردهای نظری اصلی در حیطه خانواده درمانی عبارتند از: خانواده درمانی روان تحلیلی ، خانواده درمانی تجربیاتی ، خانواده درمانی شناختی رفتاری ، خانواده درمانی ساختی ، خانواده درمانی استراتژیک و خانواده درمانی متمرکز بر راه حل.خانواده درمانی مبتنی بر روان تحلیلی
صاحبنظران اصلی آن ناتان آکرمن ، ویلیامسون ، لایمن واین و تئودور کیدز هستند که شیوه درمان آنها ریشه در نظریه فروید دارد. در این شیوه فرایندهای ناهشیار اعضای خانواده به یکدیگر مرتبط دانسته میشوند و اعتقاد بر این است که بایستی روی نیروهای ناهشیار که آسیب را بوجود آوردهاند، کار کرد. نقش درمانگر یک معلم یا والد یا مفسر تجربه است. فنون درمانی عبارتند از: تحلیل رویا ، انتقال ، رویارویی ، تاریخچه زندگی ، تمرکز بر نقاط قوت.خانواده درمانی تجربیاتی
نظریه پردازان عمده آن ویرجینیا سیتر ، کارل ویته کر ، فرد دوهل و ... هستند که معتقدند مشکلات خانواده از سرکوب احساسات ، خشکی و انعطاف ناپدیری ، فقدان آگاهی ، مرگ عاطفی و استفاده بیش از حد از مکانیزمهای دفاعی ریشه میگیرد.در این رویکرد خانواده درمانگر تلاش میکند انعطاف پذیری ، صمیمیت ، عزت نفس ، پتانسیل برای تجربه را در خانواده افزایش دهد و از فنون مجسمه سازی ، صحنه آرایی خانوادگی ، شوخی ، مصاحبه با عروسکهای خانواده ، هنردرمانی خانواده ، بازی نقش ، بازسازی خانواده و ... استفاده میشود.
خانواده درمانیهای رفتاری و شناختی _ رفتاری
نظریه پردازان عمده آن ویلیام مسترز ، ویرجنیا جانسون ، جوزف ولپه ، بندورا و ... هستند. این شیوه درمانی بر اساس نظریههای رفتاری و شناختی معتقد است، رفتار از طریق پیامدها ابقا یا حذف میشود. رفتارهای نامناسب را میتوان اصلاح کرد. همینطور شناختهای غیر منطقی را میتوان اصلاح کرده و در نتیجه در تعامدات و رفتارهای زوجی یا خانوادگی تغییر ایجاد کرد.درمانگر نقش یک معلم و متخصص تقویت کننده رفتارهای مناسب را بازی میکند. در این رویکرد از فنون درمانی تقویت منفی ، تعمیم ، خاموش سازی ، اقتصاد پتهای ، گریز ذهنی ، عبارات مقابلهای منطقی ، سرمشق دهی و ... استفاده میشود.
خانواده درمانی ساختی
سالوادور مینوچین ، مونتالوو ، فیشمن ، روزمن و ... نظریه پردازان اصلی این شیوه از خانواده درمانی هستند که کارکرد خانواده را متضمن ساخت خانواده ، زیر منظومهها و مرزها میدانند. درمانگران نقشه خانواده را بطور ذهنی ترسیم میکنند و در پیاده کردن ساخت مناسب خانواده تلاش میکنند و در واقع همچون کارگردان تئاتر عمل میکنند. فنون درمانی عبارتند از: بازسازی ، الحاق ، تشدید پیامها ، مرزسازی و ... .خانواده درمانیهای استراتژیک ، سیستمی و متمرکز بر راه حل
این سه رویکرد روشمدار و کوتاه مدت هستند که هر سه مرهون کار میلتون اریکسون میباشند و از میراث مشترکی برخوردارند. هدف ، شیوه کار و فنون مورد استفاده در این سه رویکرد مشابه یکدیگر است و از فنونی چون باز تعبیر ، کمرنگ کردن تعبیر و تفسیر ، تعیین تکالیف شاق ، تکیه بر فرایند سوالات حلقوی ، تمرکز روی راه حلهای فرضی ، تعیین کردن تشریفات و ... استفاده میشود.از نظریه پردازان استراتژیک جی هی لی ، ریچارد فیش و از نظریه پردازان سیستمی بوسکلو ، کارل تام و از نظریه پردازان متمرکز بر راه حل ایمسوبرگ و دیویس را میتوان نام برد.
خانوادههای نیازمند خانواده درمانی
خانوادههایی که از فرایند خانواده درمانی بهره میبرند، عبارتند از: خانوادههای دارای عضو معتاد یا بیمار روانی و همچنین خانوادههای دارای عضو مبتلا به اختلالات جسمی که به نحوی روی کارکرد خانواده تاثیر گذاشته است ، خانوادههای طلاق گرفته ، ازدواج مجدد کرده ، فوت یکی از اعضا ، خانوادههای دارای مشکلات اقتصادی ، فرهنگی و ... .خانوادههای دارای مشکل اغلب به صورت غیر مستقیم مثلا مشکلات تربیتی کودکان ، ناراحتیهای روحی یکی از اعضا و یا تصمیم گیریها و کمک برای حل مشکلات سطحیتر به متخصصان مشاوره و روان شناسی مراجعه میکنند و در طول مشاورههای فردی نیاز به توجه به نقش خانواده در بروز مشکل شکل میگیرد و برحسب رویکرد درمانگر ، روند درمان تداوم مییابد.
خانواده و اهمیت آن در دوره کودکی
نوزاد در خانواده به دنیا میآید و اولین تعاملات خود را با محیط آغاز میکند. در این کانون اولیه اولین تأثیر و تأثرات متقابل آغاز میشود و کودک کم کم در فرآیند رشد و اجتماعی قرار میگیرد. همانطور که روان شناسان معتقدند سالهای اولیه کودکی نقش بسزایی در رشد شخصیت و آینده او دارد. بیشتر طرحوارهها و شناختهای کودک از خود ، اطرافیان و محیط در این دوران شکل میگیرد. میزان سلامت جسمانی و روانی کودک بسته به ارتباطی است که خانواده با وی دارد و تا چه حد تلاش میکند نیازهای او را برآورده سازد.کودکانی که در این سنین از لحاظ عاطفی و امنیتی در خانواده تأمین نمیشوند به انواع مشکلات مبتلا میشوند. مشکلات این کودکان اغلب با شیطنتها ، دروغگوییها و حرف نشنیدنهای ساده شروع میشود و با توجه به وضع نابسامان خانواده به بزهکاریها و جنایات بزرگسالی منتهی میشود. سخت گیری زیاد والدین یا بیتوجهی آنها ، یا ننر و لوس بار آوردن کودک و برآورده ساختن کلیه نیازهای منطقی و غیر منطقی او ، شخصیت سالمی را به بار نخواهد آورد. سلامت خود خانواده ، تعادل شخصیتی والدین و آشنایی آنها به اصولی که میتواند محیط خانواده را سالمتر سازد، بسیار حائز اهمیت است.
اهمیت خانواده در دوران نوجوانی
نیازهای مرحله نوجوانی دوران حساس است. بطوری که در کنار سایر تحولات و تغییراتی که از جنبههای جسمانی و روانی در فرد اتفاق میافتد، ویژگی مشترک و مهم دیگر آن دوران ، استقلال طلبی نوجوان در خانواده است. نوجوان میخواهد به طریقی رشد استقلال خود را به خانواده ثابت کند و بر این اساس شروع به ایجاد فاصله بین خود و خانواده میکند و به گروه همسالان نزدیک میشود.در صورتی که خانواده در این دوران به کارکردهای اساسی خود آشنایی نداشته باشد و همچنین با ویژگیهای دوران نوجوانی آشنا نباشد، نخواهد توانست عملکرد تربیتی خود را به نحو احسن ایفا نماید. و چه بسا که اقدامات نادرست از سوی خانواده ، فضای نامناسب موجود در خانواده و غیره ، بیشتر و بیشتر نوجوان را از محیط خانواده دور ساخته و در صورتی که خانواده در گذشته نیز کارکرد تربیتی خود را به شیوه درست اعمال نکرده باشد و فرد از پختگی فکری کاملی برخوردار نباشد با گرایش به زمینههای ناسازگارانه مثل عضویت در گروههای افراطی و سایر زمینهها مشکلات فردی و اجتماعی زیادی را به بار خواهد آورد.
سخت گیری زیاد والدین و خانواده در این دوران و همچنین سهل گیری و آزاد گذاری آنها فرزند را موجودی سرکش ، طغیانگر و متزلزل بار خواهند آورد. از این گذشته این دوران ، دوران الگو گیری و همانند سازی و لازم است خانواده الگوهای مناسبی را برای نوجوان خود فراهم سازند. میزان حضور خانواده در اجتماع نیز در این اهمیت بسزایی دارد. هابز معتقد است که بسیاری از نوجوانان پریشان حال و آشفته به خانوادههایی تعلق دارند که از زندگی اجتماعی مجزا و بیگانهاند. خانواده در عین حال که کوچکترین واحد اجتماعی است، مبنا و پایه هر اجتماع بزرگ است. افراد سالم جامعه ، افراد موفق و افراد فعال اجتماعی از داخل خانوادههای سالم بیرون آمدهاند و افراد ناسالم پرورش یافته خانوادههای ناسالم هستند.
اهمیت خانواده = سلامت خانواده
انحرافات خانواده ، عدم سلامت روانی خانواده ، مشکلات اقتصادی و اجتماعی خانواده از لحاظ تأثیری که روی اعضاء خود دارد جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد. افراد پیوند میان خانواده و اجتماع هستند. افراد پرورش یافته در خانواده وارد اجتماع میشوند و ویژگیهای سالم یا ناسالم خود را که در خانواده دریافت کرده وارد اجتماع میکنند. از این لحاظ سلامت یک جامعه به سلامت خانوادههای آن وابسته است.لامارک و لوپله و دیگران ، خانواده را مهمترین کانونی میدانند که جامعه از آن تغذیه میکنند. به این ترتیب فرد در کنار تأثیری که از اجتماع خود میپذیرد با توشهای که از خانواده خود دریافت کرده است محیط پیرامون خود را تحت تأثیر قرار میدهد. چنین تأثیراتی علاوه بر مسائل پیرامونی جزئی بلکه بر مسائل کلان اقتصادی - اجتماعی و سیاسی یک جامعه نیز نقش دارند. به این ترتیب به نظر میرسد که اصلاح یک جامعه ، پیشرفت و ترقی آن از جنبههای مختلف تأثیر اصلاح خانواده ، توجه افراد به اهمیت خانواده و آموزش آنهاست.
دل به رؤياها سپار
تنها يك روز در سراسر حيات كافي ست،
نگاه از گذشته برگير و بر آن غبطه مخور،
چرا كه از دست رفته است،
در غم آينده نيز مباش،
چرا كه هنوز فرا نرسيده است،
زندگي را در همين لحظه بگذران،
و آن را چنان زيبا بيافرين كه ارزش بياد ماندن را داشته باشد.
آيدا اسكات تايلور
آمادگي جهت شركت در كلاس كيپ آلن
اگر زماني را براي آماده سازي خود اختصاص ندهم بدليل پر بودن برنامه كاري ام, نمي توانم به اهدافي كه براي خود تعيين كرده ام, دست يابم. آماده سازي بسيار به شما كمك مي كند. اگر جهت شركت در كلاس درس خودتان را آماده كنيد متوجه مي شويد كه كلاس درس تجربه بسيار لذت بخشي است. نه تنها استاد متوجه مي شود كه شما در كلاس درس آماده و فعال هستيد بلكه متوجه مي شويد كه شما مي توانيد از طريق وا داشتن همكلاسي ها به شركت در مباحث كلاسي, با آنها همكاري كنيد. اگر شما خواستار يك درجه دانشگاهي هستيد يا وقت داريد از آموزش دانشگاهي استفاده لازم را ببريد بر عهده خود شماست كه در اين زمينه تصميم بگيريد. پيشاپيش خودتان را آماده كنيد تا نزديك امتحان كامل و نهايي, خودتان را با حجم عظيمي از دروس روبرو نبينيد. من خود به عنوان يك دانشجو مي دانم درباره چه صحبت مي كنم وقتي مي گويم, آمناده سازي, امري اساسي است.
قدرت همكاري ميكي برآون
غالباً به آموزش به عنوان امري رقابت آميز نگاه مي شود. براي كسب منافع در دانشگاه رقابت مي كنيم. و نيز براي نمرات, و وقتي هم كه دانشگاه را ترك مي كنيم براي دستيابي به شغل مناسب رقابت مي كنيم. در چنين فضايي به آساني مي توانيم قدرت همكاري را كه از طريق گروههاي حمايتي مطالعاتي ايجاد مي شود, ناديده بگيريم. گروههاي حمايتي مطالعاتي به شما انرژي مي دهند. انسانها, حيوانهاي اجتماعي هستند و ما از گروهها, كسب قدرت مي كنيم. صرف نظر از رفاقت, دوستي و خرسندي, گروههاي حمايتي مي توانند به تعالي روحي شما ياري رسانند. گاه پيش مي آيد كه شما نمي خواهيد روي درسهاي خود كار كنيد ولي اعضاي گروه مطالعه, مي توانند از شما حمايت كنند و شما را تشويق به كار نمايند. علاوه بر كسب نيرو از گروه به هنگام كاهش تمايل و توان, شما مي توانيد خودتان هم از ديگران حمايت كنيد وقتي آنها به حمايت شما نياز دارند. يك گروه حمايتي مطالعاتي همچنين مكان خوبي براي ايجاد روابط تشويق كننده با مردم است بنابراين, به هنگام مطالعه به فكر دوستان و همكلاسي خود باشيد.
در آميختن مطالعه با فعاليتهاي اجتماعي مارك كريلي
موفق ترين دانشجويان, فعاليتهاي اجتماعي را با عادات مطالعاتي خوب متوازن مي سازند.پرداختن به فعاليتهاي اجتماعي, فشار رواني را كاهش مي دهد و از خسته شدن شما پيشگيري مي كند. حتماً يك ساعت بعد از مطالعه را به ملاقات دوستان يك بازي فرح بخش, تمرين در باشگاه ورزشي, يا گپ زدن با يك دوست جديد اختصاص دهيد. وقتي چنين فعاليتهاي اجتماعي را در برنامه مي گنجانيد در مطالعه تمركز بهتري حاصل مي شود. ايجاد يك زندگي اجتماعي سالم, عادات معمول مطالعه را توسعه مي بخشد. بعد از فعاليتهاي اجتماعي فوق, كتابها و تكاليف را به كتابخانه انتقال دهيد. در يك مكان راحت و ساكت انتخاب كنيد و به مدت دو يا ساعت مطالعه كنيد. پس از هر 45 دقيقه مطالعه مداوم, ده دقيقه براي استراحت فاصله بيندازيد. دوستي را بيابيد كه با شما از لحاظ عادات مطالعه, شباهت دارد. مكان و ميز مطالعه مشتركي را با او انتخاب كنيد. به خاطر داشته باشيد كه پس از اتمام كار پيش از خواب زماني را به فعاليت اجتماعي اختصاص دهيد. شما با احساس سرزندگي و آمادگي براي يك روز ديگر از خواب بيدار شويد.
تنظيم آهنگ رضايت بخش جين فرا
آيا تا به حال به دليل عملكرد پايين تر از سطح توانايي خود در دوره تحصيلي ناكام شده ايد؟ رهنمود حاضر براي كمك به حداكثر رساندن تلاشهاي تحصيلي شما ارئه مي شود. نمره خوب در درس تقريباً هيچگاه از خوش شانسي نتيجه نمي شود. نكته اساسي اين است كه به يك آهنگ رضايت بخش مطالعه دست بيابيد. آهنگ رضايت بخش شما چيست؟
چون آهنگ فعاليت را شما تعيين مي كنيد سازگار بودن آن براي شما مشخص است. جداي از زماني كه به مطالعه روزانه اختصاص مي دهيد تنظيم آهنگ فعاليت نمرات بالاتر از متوسط را نصيب شما مي كند. عقب افتادن از برنامه را به گورستان گذشته بسپاريد! براي هر درس, سطح علاقه و نوع درس را رتبه بندي كنيد. فهرستي از نيازهاي مربوط به هر درس تهيه كنيد. نمره اي كه دوست داريد به عنوان هدف, تعيين كنيد. يك برنامه درسي تنظيم كنيد. برنامه درسي نمرات بهتر را تضمين مي كند و در واقع مي تواند زمان مطالعه اي را كه هم اكنون صرف مي كنيد, كاهش دهد. حتماً زماني را براي مرور درس ها در نظر بگيريد. برنامه درسي شما بايد مناسب, و شما هم بايد به آن وفادار باشيد. افزايش زمان مطالعه توفيق براي شما به ارمغان مي آورد. من در كار با دانشجويان به اين نكته دست يافته ام.
تغيير دادن عادات جان فيلد مه ير
حال شما چطور است؟ من دكتر فيلد مه ير از آكادميك سوروايول تيپ هستم. اول از همه تقاضا دارم مداد يا قلمي بگيريد و آنچه را كه مي گويم يادداشت كنيد. آماده ايد. لطفاً بنويسيد:
گذشته با آينده برابر نيست. يك بار ديگر تاكيد مي كنم, گذشته با آينده برابر نيست. حال از شما مي خواهم آنچه را كه نوشته ايد برداريد و جايي آن را نصب كنيد, جايي كه هر روز بتوانيد آن را ببينيد. بسيار خوب, معني جمله فوق چيست؟ معنايش اين است كه عادات غلط مطالعاتي و درسي مانند عدم تكميل تكاليف, غيبت از كلاسها, حاضر شدن دير هنگام در كلاسها و غيره الزاماً در آينده تكرار نمي شود. چه كسي وضع را تغيير خواهد داد؟ بله, درست حدس زده ايد شما و تنها شما مي توانيد براي رسيدن به توفيقات بيشتر و زايندگي روز افزون, آينده را تغيير دهيد. اجازه ندهيد گذشته آينده شما باشد اين را هميشه به خاطر داشته باشيد. براي يك زندگي بهتر به تغييرات تن دهيد.
استفاده از كتابخانه پَت هيچينگ
من مي خواهم به شما خاطر نشان كنم كه كار مؤثرتر با استفاده از كتابخانه دانشگاه ممكن مي شود. منابع موجود در كتابخانه چه به صورت مقالات, يا منابع الكترونيكي, ميكروفرمها يا رسانه ها و غيره مي تواند به شما جهت دست يافتن به اطلاعات مفيد سريعاً كمك كند. شما از طريق استفاده از امكانات كتابخانه در وقت و انرژي صرفه جويي مي كنيد و به نتايج بهتري مي رسيد.آموزش انفرادي در زمينه چگونگي استفاده از كتابخانه هر سه شنبه راس ساعت 11 توسط مسئول كتابخانه ارائه مي شود به منظور كسب اطلاعات بيشتر مي توانيد با مركز مشاوره دانشگاه تماس بگيريد. در نتيجه تماس با ما دانشجوي موفقتري مي شويد. كتابخانه در واقع بهترين ابزار تحصيلي دانشگاهي است.
مرور بلافاصله يادداشتهاي كلاسي نينامدلون - پيرينو
پيشنهادي كه من در زمينه مطالعه دارم همان پيشنهادي است كه خود من در آخرين نيمسال دانشگاهي دوره ليسانس رعايت مي كردم يعني به خانه رفتن و سريعاً مرور هر آنچه در كلاسها شنيده يا ياد گرفته ايد زيرا در غير اينصورت 80 درصد از آنچه ياد گرفته ايد, فراموش مي كنيد. همچنين به محض خروج از كلاس, يادداشتهاي كلاسي يا فصول مربوطه از كتاب درسي را مرور كنيد. وقتي اين نوع مرور كردن را انجام مي دهيد ممكن است تجربه رضايتبخش مرتبط ساختن ايده ها، درك آنها پيوند دادن آنها و متناسب ساختن آنها با ذهنيت خودتان را داشته باشيد. گاهي اوقات ممكن است پديده جالبي را تجربه كنيد احساس كنيد نوري فضاي مغز شما را روشن مي كند و اين جنبه مفيد قضيه است. جنبه ديگر اين است كه اين كار به خود نظم بخشي و تلاش مدام نيازمند است. بله, مقصود من تدوين يك برنامه درسي برنامه ريزي شده است. اين يك تجربه يادگيري پاداش دهنده است و من آن را به شما توصيه مي كنم. اين توصيه را مي توان به نحو معكوس نيز انجام داد و ممكن است حتي آسانتر به نظر برسد: درست قبل از شروع يك كلاس, مطالب مربوط به آن درس را از كتاب درسي بخوانيد آنگاه شما يكي از معدود دانشجوياني خواهيد بودكه درس آن روز را مي فهميد و مي توانيد به سوالات پاسخ دهيد, سوال كنيد و در فعاليت كلاسي مشاركت جوييد. شما اشراف داشتن به موضوع درس را به معني حقيقي كلمه احساس مي كنيد. آماده سازي پيش از كلاس, اثر بازخورد مثبت فوري دارد و شما را قادر مي سازد اطلاعات بيشتري را ذخيره سازي كنيد. بنابراين برنامه ريزي كنيد زمان مطالعه روزانه را مشخص كنيد يا چند تا از اين فنون را در زمان مطالعه برنامه ريزي شده خود جاي دهيد.
حفظ هوشياري و بيداري دناپاترسون
زمانهايي هست كه صرف نظر از جالب بودن موضوعي كه مطالعه مي شود, حفظ هوشياري و سرحالي حين مطالعه بسيار دشوار مي شود. فرض كنيد مجبوريد چند جلد كتاب را براي درس مطالعه كنيد. وقت كافي براي انجام آن داريد ولي نمي توانيد چشمهاي كوچك خود را باز نگه داريد. حال اين توصيه را به كار بنديد نخست, يك ساعت تنظيم كننده وقت از آن دسته ساعتهاي سفيد و كوچك كه ثانيه ها را هم جدا مي كند تهيه كنيد. ساعت را براي فاصله هاي ده دقيقه اي تنظيم كنيد. مطالعه را شروع كنيد تا زماني كه صداي زنگ را بشنويد از پشت ميز بلند شويد و به مدت دو دقيقه در اتاق دوري بزنيد, مي توانيد آب ميوه اي بنوشيد سپس ساعت را باز تنظيم كنيد و كل فرايند را تكرار كنيد. اگر برخاستن و دور زدن و نوشيدن كفايت نكرده است به برخي فعاليتها مانند خم شدن تا سر زانو و بعد راست شدن, عضلات خود را سفت و شل كردن بپردازيد. اين كار حركت جريان خون به مغز را حفظ مي كند. شما سر آخر متعجب مي شويد كه همين دوره هاي كوتاه مطالعاتي تا چه ميزان بر اطلاعات شما مي افزايد.
اولويت را به تحصيل و آموزش بدهيد. ماري لين شيرر
به عنوان رئيس دانشكده از اين فرصت برخوردار بودم كه با بسياري از دانشجويان در نيمسال دوم يا اول دانشگاه در حوزه فعاليت خودم صحبت كنم. متاسفانه برخي از دانشجويان از لحاظ تحصيلي مشروط شده بودند و به نمرات كمتر از آنچه نياز داشتند، دست يافته بودند. دليلي كه من از اكثر آنها مي شنيدم اين بود كه «خوب، اولين نيمسال را ضايع كردم و در واقع سخت مطالعه نكردم» اين گونه اظهارات مرا وا مي دارد دو نكته را به عنوان رهنمود و پند به دانشجويان ارائه دهم:
o اولويت را هميشه به تحصيلات و آموزش خود بدهيد. اين اولويت مي تواند شامل مطالعه در يك محيط ساكت و خواندن تكاليف بيش از يكبار، دقيق يادداشت برداشتن، ونوشتن مقاله ها لااقل يك هفته قبل از زمان معمول باشد.
o خوب بخوابيد و خوب غذا بخوريد. وقت خود را تا دير وقت به صحبت با دوستان ضايع نكنيد. براي صبحانه حتماً وقت بگذاريدو قبل از كلاس مطالعه كنيد. دوستان من اين توصيه ها معنايش اين است كه شما تنها آخر هفته را مي توانيد به خوش و بش كردن و گذراندن وقت با دوستان خود اختصاص دهيد. نبايد در اين برنامه تا زماني كه نمرات اولين نيمسال به دست شما نرسيده تغييري بدهيد. بخاطر داشته باشيد كه عدم شركت در مهماني ها تضمين كننده عدم مردودي در امتحانات است. شما زماني مردود مي شويد كه از كلاس ها غيبت كنيد و التزامي به تلاش بيشتر در خود ايجاد نكنيد.
نكاتي درباره مديريت زمان (تنظيم و تدبير وقت) كتي استروسر
آيا حين امتحانات در به ياد آوردن اطلاعات خود دچار مشكل مي شويد؟ آيا ميزان مطالبي كه نياز است ياد بگيريد شما را به استيصال و ناتواني دچار مي كند؟ اطلاعات موجود در حافظه كوتاه مدت پس از چند لحظه زوال مي يابند مگر آنكه سعي كنيد آن اطلاعات را در حافظه بلند مدت جاي دهيد. پژوهش ما نشان مي دهد اگر طي 24 ساعت دست به مرور مطالب فرا گرفته شده نزنيد 80 درصد مطالب فراموش مي شود. از طريق مرور اطلاعات در سريع ترين زمان ممكن، شما نه تنها ميزان مطالبي را كه حفظ مي كنيد، افزايش مي دهيد بلكه همچنين ساعات مورد نياز قبل از امتحان براي مطالعه را كاهش مي دهيد. شما مي توانيد در برنامه درسي خود زمانهايي را به مرور مطالب اختصاص دهيد. اين كار با گاههاي ساده زير برداشته مي شود: اول، از برنامه ريزي كردن بعد از هر كلاس پرهيز كنيد. زماني را بين كلاس ها به مرور يادداشتهاي خود اختصاص دهيد. از مخفف نويسي استفاده نكنيد. اين كار تنها چند دقيقه وقت شما را مي گيرد ولي به ذخيره سازي مطالب كمك خواهد كرد.
دوم، دره هاي كوتاه مدت، مطالب را مرور كنيد. از تلنبار كردن وبعد به يكباره مطالعه كردن تمام مطالب (ماراتون مطالعاتي) پرهيز كنيد چون اين شيوه مطالعه فرساينده است و موجب مي شود دانشجويان از مطالعه مطالب درس هر چه بيشتر طفره بروند. سوم، زماني را كه در صف اتوبوس، كتابفروشي يا لباسشويي تلف مي كنيد مي توانيد به مرور و سازماندهي يادداشتها اختصاص دهيد. امر مهم وكليدي، اداره زمان ( تدبير وقت) است. فراگيري تنظيم و تدبير وقت، زمان بيشتري براي مرور مكرر در اختيار شما مي گذارد طوريكه زمان كمتري براي با عجله براي امتحان آماده شدن اختصاص مي يابد.
هراسان نشويدپيتروان هونرت
ممكن است با توجه به تمامي تكاليفي كه بايد انجام دهيد و فرصت تا پايان ترم تحصيلي كم باشد، دچار هراس شويد. برخي افراد دست از كار مي شويند چون نمي دانند در اين ميان دست به چه كاري نمي زنند و البته بدترين نتايج از راه مي رسند. راه حل اين مشكل به نظر مي رسد اين است كه نخست نگاهي سريع به چيزهايي كه بايد انجام دهيد بيندازيد ولي اين چاره كار نيست به كل تكاليفي كه بايد انجام گيرد نظر نكنيد. توجه خود را به تنهايي روي هر گام خاص متمركز كنيد براي مثال روي تكاليف رياضي خود متمركز شويد، درباره مقاله انگليسي، پروژه ارتباط و غيره نگران نباشيد. يا ابتدا اولين پيش نويس را بنويسيد و نگران شكل نهايي مقاله نباشيد اين نگراني را به آينده محول كنيد. اگر تنها روي يك گام متمركز شويد همه چيزهايي كه مي خواهيد انجام دهيد به طور خودكارحاصل مي آيد. شما نبايد نگران شويد و هركسي تصديق مي كند كه شما به خواب هم احتياج داريد.
مطالعه كردن مي تواند فرحبخش باشد كريس هازارلا
من دانشجويان بسيار را ديده ام كه مطالعه كردن را تكليفي شاق و دشوار اگر نه دردزا در نظر مي گرفتند. خوشحال مي شوم پاره اي رهنمود ها ارائه دهم كه بتواند به شما كمك كند تا به مطالعه كردن به شيوه اي موفقيت آفرين و مولد نزديك شويد. نخست، زمانهايي را كه مي خواهيد در يك روز به مطالعه اختصاص دهيد، بخش بندي كنيد. انتخاب زمان مناسب، اساسي است برخي افراد، صبحها به موثرترين شكل مطالعه مي كنند و برخي عصرها را زمان مناسب مي يابند. تنظيم زمان مطالعه برمبناي انطباق با ويژگي هاي شخصي، نكته اي بسيار اساسي و با اهميت است يعني چه وقت شما در بهترين وضعيت هستيد. اگر مشكل شما يافتن زمان مطالعه است احتمالاً شما عادت به انجام كارهايي داريد كه شما را از مطالعه باز مي دارد. دوم، محل مطالعه خود را انتخاب كنيد و كاملاً مطالعه كردن در آن محل را رعايت كنيد. محل بايد نزديك و ساكت باشد و شخص در آن به هيچ وجه دچار حواسپرتي نشود. آن محل بايد تنها با مطالعه كردن تداعي شود. بسياري از دانشجويان علي رغم نيت خوبي كه دارند ولي مرتكب اين خطا مي شوند كه محل خواب را به عنوان محل خاص مطالعه خود انتخاب مي كنند. متاسفانه اين دانشجويان خيلي زود در مي يابند كه اين محل تنها چيزي را كه نصيب آنها مي كند چرت زدن و فرو رفتن در خواب است. سوم، فضايي كه در آن درس مي خوانيد بايد فرحبخش و لذت آفرين باشد. لباس راحتي بپوشيد، چاي داغي بنوشيد، زمان خاصي به مطالعه اختصاص دهيد. ترفندي كه به شما كمك مي كند تغيير دادن احساساتي است كه نسبت به مطالعه كردن داريد. اگر اين طور، عمل كنيد زمان مطالعه مي توانيد زماني لذت بخش و مولد باشد.
چرا وقتي مي توانيد به موفقيت نايل شويد، شكست مي خوريد؟ فرانك يوگيو
زماني كه من دانشجو بودم پژوهشي در زمينه علل شكست تحصيلي دانشجويان انجام دادم. آنچه بدان دست يافتم همان قدر در مورد دانشجويان دوره دانشجويي ام صادق است كه هم اكنون صادق است دانشجويان شكست مي خورند چون نمي دانند چگونه مطالعه كنند يا نمي دانند مقصود از مطالعه كردن چيست. بهترين پندي كه من مي توانم به شما ارائه دهم تا بتوانيد به پيشرفت تحصيلي در خور توجه دست يابيد ايجاد مهارتهاي مطالعاتي صحيح است. نخست ، محيط مطالعه خوب، ميز مناسب، صندلي راحت، نور خوب، دماي مناسب اتاق، و يك جو ساكت فراهم كنيد. مقصود اين است كه شما بايد تمامي چيزهاي دروني و بيروني را كه موجب حواسپرتي مي شوند، حذف كنيد. دوم، پيش از شروع به كار، مروري بر تكليف محوله انجام دهيد. ببينيد انتظار مي رود كه با چه مهارتها، واقعيتها و ايده ها در حد تسلط آشنا باشيد. زمينه اي كه انتظار مي رود به آن مسلط باشيد چيست. ابتدا به دشوارترين موضوع و مطلب بپردازيد. يعني زماني كه ذهن شما، آماده ترين وضع را دارد و به سهولت مسايل را هضم مي كند. يك برنامه درسي شكل دهيد و آن را در اتاق خود نصب كنيد. زمان مطالعه را وقتي در بهترين وضعيت روحي قرار داريد، تنظيم كنيد. دانشجويان موفق اين با نكته موافقند كه جدول بندي هفتگي بهترين كارآمدي و نتايج را به دست مي دهد. و انعاف پذيري در برنامه ريزي براي ايجاد سازگاريها بر حسب نوع تكليفي كه انجام مي دهيد، لازم است. سرانجام، هم اساتيد را بررسي كنيد و هم موضوع درسي را مطالعه كنيد. در واقع، رهنمودهاي مطالعاتي خاص را براي درسي كه ياد مي گيريد، جويا شويد.
2- روش حاشيه نويسي در كنار يادداشتهايتان, بر دوباره نويسي ارجحيت دارد.
پيشنهاد هاي زير مي تواند در زمينه حاشيه نويسي در كنار يادداشتهايتان مفيد باشد:
الف) در زير جملات كليدي و مفاهيم مهم خط بكشيد.
ب) از درج ستاره (*) و علايم راهنما براي نشان دادن مطالب مهم بهره بگيريد.
ج) از حاشيه هاي دفترتان يا از صفحات خالي براي هماهنگ كردن يادداشتها با متن كتاب درسي استفاده كنيد. براي تطبيق يادداشتها با متن كتاب درسي, شماره صفحه متن مربوط در كتاب را در كنار يادداشتهايتان بنويسيد.
ر) از كليد واژگان و خلاصه استفاده كنيد .
- يك طرف حاشيه يادداشتهايتان را براي نوشتن واژه هاي كليدي مانند اسامي مهم , فرمولها, تاريخ ها و مفاهيم اختصاص دهيد. اين كار شما را وادار به پيش بيني پرسش هاي عيني مي كند وحقايقي به دست مي دهد كه شما براي تهيه مقاله بدان نياز داريد.
- از طرف ديگر مي توانيد از حاشيه يادداشتهايتان براي نوشتن خلاصه هاي كوتاه از عناوين موجود در آن صفحه, مرتبط كردن محتويات هر صفحه با كل درس جلسه فعلي يا جلسه قبل بهره بگيريد. تهيه چنين يادداشتهايي نه تنها در يادگيري مطالب به شما كمك
مي كند, بلكه شما را براي نوعي از تفكر مورد نياز در امتحانات تشريحي و نيز امتحانات موسوم به "عيني" آماده مي سازد.
قبل از كلاس
· از نظر ذهني خود را آماده شنيدن كنيد.
· در حالي كه منتظر شروع جلسه بعدي درس هستيد, خود را در مورد جلسه قبل ارزيابي كنيد.
· جهت حفظ آمادگي ذهني خود درباره نكات اصلي درس و اصطلاحات فني و غيره از تكاليف خواندني مناسب و مختصر استفاده كنيد.
· هر كاري كه براي بهبود هشياري جسماني و رواني خود مي توانيد انجام دهيد (خستگي, گرسنگي, زمانِ روز, محل نشستن, همگي مي توانند روي انگيزة شما تأثير داشته باشند).
· دفترچههاي يادداشتي را انتخاب بكنيد (بخريد ) كه به يادداشت برداري نظامدار شما كمك كنند؛ براي هر دوره تحصيلي يك دفترچه مستقل و داراي صفحات كامل پيشنهاد مي شود. بهتر است كه دفترچه يادداشت شما به شكل يكي از اشكال ذكر شده در قسمت پاياني اين بروشور باشد.
· آماده شنيدن باشيد.
در طي كلاس
· شنيدن خود را معطوف به ساختار و اطلاعات سخنراني كنيد.
· در مقابل حواسپرتي, واكنش هاي عاطفي يا خستگي مقاومت كنيد.
· در استفاده از شكل, علايم اختصاري و غيره ثبات قدم داشته باشيد.
· براي فهم نكات مهم درس به علايم كلامي, بدني و ديداري استاد توجه كنيد.
· به نكات مهم و كليدهاي راهنما برچسب بزنيد؛ نكات اصلي, مثالها.
· هر گاه ممكن باشد محتواي درس را به زبان خود برگردانيد, اما اگر نتوانستيد, اجازه ندهيد كه نگراني تان موجب عدم توجه تان گردد.
· اگر احساس كرديد كه نمي توانيد به قدر كافي يادداشت برداري نمائيد. صفحه خود را به 5 قسمت تقسيم كنيد و سعي كنيد كه هر قسمت را در 10 دقيقه پر نمائيد. (يا اينكه روش خود را عوض كنيد).
· اگر مسئله اي را نفهميديد, در آن باره سوال كنيد.
· بجاي بستن سريع دفترچه يادداشت و آماده رفتن شدن, به دقت به اطلاعات ذكر شده در پايان كلاس گوش دهيد: جملات خلاصه ممكن است ارزش ويژه اي در مشخص كردن نكات اصلي داشته باشند, آنها ممكن است سؤالات امتحان ميان ترم باشند و غيره.
بعد از كلاس
· هر سؤال را كه بدنبال سخنراني برايتان مطرح شده از طريق پرسيدن از استاد يا همكلاسي ها, روشن كنيد.
· نكات از قلم افتاده يا اصطلاحات بد فهميده شده را با استفاده از كتاب يا ساير منابع كامل كنيد.
· يادداشتهاي خود را ويرايش كنيد, نكات اصلي را برچسب بدهيد, كليدهاي يادآوري و سئوالاتي جهت پاسخ دادن را اضافه كنيد. نكات كليدي را با رنگهاي مختلف مشخص كنيد.
· عقايد و تعمقات خود را بنويسيد, و آنها را از سخنان استاد متمايز سازيد (با سخنان استاد قاطي نكنيد).
بطور دوره اي
· ياداشتهاي خود را مرور كنيد: به كليدهاي يادآوري خود دقت كنيد و ببينيدكه قبل از خواندن مجدد يادداشتها چقدر از آنها را مي توانيد يادآوري كنيد.
· به ظهور موضوعات, مفاهيم اصلي و روشهاي ارائه در طي كل دوره تحصيلي و در جلسات متعدد درس دقت كنيد.
· سئوالهاي تستي طرح كرده و به آنها پاسخ دهيد.
|
يادداشتهاي كلاس را در اين قسمت بنويسيد. |
يادداشتهاي خود را در اين قسمت ويرايش و خلاصه كنيد. |
|
افكار, عقايد و سوالات مناسب با درس را در اين قسمت بنويسيد. | |
|
افكار, عقايد و سوالات مناسب با درس را در اين قسمت بنويسيد. |
يادداشتهاي كلاس را در اين قسمت ويرايش و خلاصه كنيد. |
خلاصه يادداشتهاي خود را ويرايش و در اين قسمت خلاصه كنيد. |







