تبليغاتX
مرکز مشاوره و روان شناختی مهرآرا
باورهاي مثبت را در خود تقويت كنيد

باورهاي مثبت را در خود تقويت كنيد

باورهاي مثبت را در خود تقويت كنيد  

مثبت انديشي يكي از اصلي ترين اصول زندگي شاد و بدون اضطراب است . بسياري از افراد معتقدند كه انديشه ي مثبت ، درمان همه ي دردهاست . اگر شما نگرش مثبت داشته باشيد ، به سادگي از يك شيوه ي زندگي سالم و شاد پيروي مي كنيد . مثبت فكر كردن ، سلامت روح را تضمين مي كند . صرف نظر از اينكه از كجا آمده ايم و يا در كودكي با چه مشكلاتي رو به رو بوده ايم ، امروز تغييرات مثبتي در خود ايجاد كنيم .
براي ايجاد حس مثبت ، بايد محيط خانوادگي را با احساسات مثبت تغيير بدهيد و روابط دوستانه و عاري از ناراحتي هاي روحي با ديگران برقرار كنيد . افكار مثبت و نشاط آور ، جسم و روان را تازه و سالم مي كند . اساس اداره ي موثر اضطراب ، بر يك ديد مثبت و محرك از زندگي قرار دارد . مثبت فكر كردن ، باعث كاهش فشارهاي روحي و بهبود كيفيت زندگي شما مي شود ؛ به گونه اي كه ديگر هيچ چيزي ، سخت به نظر نخواهد رسيد . انديشه و باورهاي مثبت ، شرايطي فراهم مي كند كه متناسب با آن شرايط ، نتايج مثبتي به بار مي آيد . ذهن مثبت ، راهي براي شاد و با نشاط بودن را پيدا مي كند ، اما ذهن منفي ، آماده ي يافتن همه ي راه هايي مي شود كه اين كار ( شاد بودن ) انجام نگيرد . افراد مثبت انديش ، از كيفيت زندگي بهتري برخوردارند ؛ پس ، كوشش كنيد ذهنتان را درگير افكار مثبت و شاد كنيد . فردي مفيد و سازنده باشيد تا دنيا را از بودن مثبت خود ، بهره مند كنيد . براي تقويت روحيه اي مثبت ، لازم است اعتماد به نفس شما بالا باشد .
به طور كلي ، شخصيت موفق و شاد را بايد باانديشه و نگرش مثبت ايجاد كرد . جاري شدن افكار مثبت ، شاد و سالم و نيز پايبند بودن به باورهاي مثبت ، موقعيت زندگي شما را به گونه اي سازنده تغيير مي دهد ؛ زيرا حقيقت ، هميشه نتايج مثبت و درستي را به بار مي آورد . به ياد داشته باشيد كه انرژي مثبت ، مشكلات و دردها را التيام مي بخشد . و توليد مهر و عشق كرده ، دگرگوني ايجاد مي كند . هنگام عصبانيت و يا افكار انتقادي و قضاوت كننده ، در بدن ، مواد شيميايي اي توليد مي شود كه دستگاه ايمني ما را مورد حمله قرار مي دهد ، ولي با برخورداري از افكار مثبت ، قوي و مهرآميز ، پيام رسان ها ، حاوي مواد شيميايي تقويت كننده ي دستگاه ايمني مي شوند . بنابراين ، ما در هر لحظه ، به طور خودآگاه و يا ناخودآگاه ، افكار ايمن و يا ناامني را تحريك مي كنيم كه بر جسم ما تأثير بگذارند . هنگامي كه از نگرشي مثبت برخورداريد ، مي دانيد كه هر شكست ، تجربه اي آموزنده است ، و درس ارزشمندي است كه امكان موفقيت بعدي را فراهم مي سازد . در مواقعي كه احساس شادي چنداني نمي كنيد ، خودتان را مجبور كنيد كه رفتار مثبتي را به نمايش بگذاريد . در اين صورت ، خواهيد ديد كه بلافاصله روحيه بهتري پيدا مي كنيد . توجه خود را به نكات مثبت زندگي بازگردانيد ، نه به نكات منفي ! به جست و جوي نقاط قوت و برتري هاي مثبت درون خود بپردازيد ، ضمن اينكه ، به انديشه هاي مثبت ديگران نيز ارزش بدهيد .

توصيه هاي ساده و سودمند  

. در صورت امكان ، ياد بگيريد كه مثبت بينديشيد ، تا از اين راه ، نظرات مثبت و عبارات آرام بخش در ذهنتان ريشه بدواند . فراموش نكنيد ، چنانچه مثبت فكر كنيد ، با اين كار ، نيروهاي مثبتي را به جريان مي اندازيد كه نتايج مثبتي به بار مي آورد .
. لازم است افراد منفي باف را كنار بگذاريد و به ميان مثبت انديش ها برويد . بهتر است انديشه هاي مثبت و دوست داشتني تان را به مخالفان خود منتقل كنيد .
. اضطراب ، بدبيني و كج فكري را از خودت دور كنيد و هميشه ، مثبت ، و يا انديشه ي نيكو به مسائل بنگريد ، حتي در سخت ترين موقعيت زندگي ؛ زيرا انديشه ي مثبت داشتن ، به شما كمك مي كند تا با‌ آرامش بيشتري به زندگي خود بينديشيد و از همه مهم تر ، از بروز ناراحتي هاي روحي و عوارض ناشي از آن پيشگيري كنيد .
. به جاي گير افتادن در يك مارپيچ رو به پايين ، مي توانيد ياد بگيريد كه چگونه هر چيز منفي را به يك چيز مثبت بزرگ تبديل كنيد .
. هر موقع كه دچار اشتباه بزرگي مي شويد ، همان طور كه به دنبال علت اشتباه مي گرديد ، جنبه هاي خوب و مثبت آن را جست و جو كنيد .
. هر گاه سخني منفي به زبان مي آوريد يا منفي فكر مي كنيد ، پيش از اينكه دچار ذهنيت منفي شويد ، بلافاصله جاي انديشه ي منفي را با يك فكر مثبت عوض كنيد .
بهتر است نقاط قوت را بشناسيد . بنابراين ، نظر ديگران را درباره ي نقاط قوت خود بخواهيد . در بسياري مواقع ، ما برخي از ويژگي هاي مثبت خودمان را نمي بينيم .
. يادتان باشد كه هرگز دلگيري ها و ناراحتي ها ، مدت زيادي دوام نمي آورد . بنابراين ، با خوش بيني و مثبت انديشي ، به دنبال راه حل هاي صحيح باشيد .
. به چيزي فكر كنيد كه در زندگي تان به آن نياز داريد .
. براي انديشه هاي مثبت ديگران هم ، ارزش قايل شويد .
. انديشه هاي مثبتي را كه مي خواهيد در زندگي تان داشته باشيد ، با جديت بخواهيد . به اين ترتيب ، خواهيد ديد كه هيچ چيز مانع شما نخواهد شد , و باغ افكار شما در اين شرايط ، با وفور نعمت رشد خواهد كرد .

منبع: سایت اطلاع رسانی خانواده
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 30 دی1385 و ساعت |
  روان درمانی
  • روان درمانی چیست؟

  • چگونه یك درمانگر انتخاب كنم؟

  • چه نوعی از روان درمانی مورد استفاده قرار می گیرد؟

  • روان درمانی چه مدت وقت می گیرد؟

 روان درمانی چیست؟

روان درمانی به شیوه هایی گفته می شود كه در آن مشكلات روانی و عاطفی از طریق بیان مشكلات به یك درمانگر و گفتگو با او درمان می گردد. روان درمانگر به شناخت شما از خود و بهتر شدن توانایی مقابله تان كمك می كند.

 اهداف روان درمانی عبارتنداز:

  •  تغییر الگوهای آسیب زای رفتاری

  •  بهبود احساس ارزشمندی

  •  حل و فصل تعارض ها

 روان درمانی به یاد گرفتن مسائلی در مورد خودتان كمك می كند. در بعضی از موارد، شما یاد می گیرید كه چگونه گذشته را درك كرده و آن را با زمان حال تطبیق دهید. در موارد دیگر شما از آن دسته از پاسخ هایتان كه مشكلاتی را در زندگی شما ایجاد می كنند آگاه شده و شیوه های تغییر آنها را یاد می گیرید.

چگونه یك درمانگر انتخاب كنم؟

  درمانگر شما باید شخصی باشد كه در حضور او احساس آرامش كنید. درمانگر ها شامل افراد زیر هستند:

  روانپزشكان، روانشناسان، پرستاران روانپزشكی، مددكاران اجتماعی، مشاوران آموزش دیده. بسیاری از مردم از اشخاصی كه عقیده آنها را می پذیرند، اسامی درمانگران را به دست می آورند. این اشخاص عبارتند از:

  • دوستان

  • اعضای خانواده

  • پزشكان

  حتی با وجود كمك گرفتن از دیگران هم، پیدا كردن یك درمانگر خوب امر بسیار شخصی می باشد. مراقب باشید روان درمانگران زیادی وجود دارند كه صلاحیت كافی برای این كار را ندارند. مطمئن باشید شخصی كه شما به عنوان یك درمانگر انتخاب می كنید، حتماً دارای مجوز كار باشد و اعتبار كافی برای این امر داشته باشد.

   ممكن است كه شما قبل از اینكه یك درمانگر انتخاب كنید، با درمانگران زیادی صحبت كنید. هنگامیكه با اولین درمانگر ملاقات می كنید، درباره مطالب زیر از او بپرسید:

  • حق الزحمه

  • نوع درمانی كه او برای شما به كار می برد

  • مجوز قانونی كار مخصوص درمانگران

   به همان اندازه كه شما مسائل شخصی خود را برای درمانگر بیان می كنید، انتظار دارید كه به همان اندازه هم او در این رابطه با شما صحبت كند. به مسائل زیر با دقت توجه كنید:

  • چگونه درمانگر با شما ارتباط برقرار می كند.

  • به چه نحوی شنونده سخنان شماست.

  • درجه راحت بودن شما یا درمانگر.

   داشتن مقداری احساس تنش و عصبیت در جلسه اول طبیعی است. اگر درمانگر دارای صفاتی است كه فكر می كنید آن صفات نخواهند گذاشت احساسات خود را به راحتی بیان كرده و یا به درمانگرتان اعتماد كنید، بهتر خواهد بود كه درمانگر دیگری انتخاب نمائید.

   در اولین جلسه به احساسات خود اعتماد كنید. از احساسات خودتان خود به عنوان یك راهنما جهت تصمیم گیری در مورد ادامه كار با آن درمانگر و یا تغییر او استفاده كنید.

   به محض پیدا كردن شخصی كه در حضور او احساس آرامش می كنید، ضمن گشودن دریچه های ذهن خود شرایط را برای اعتماد به درمانگر مهیا كنید. رك و صریح بودن در امر درمان نكته ای بسیار مهم است.

 چه نوعی از روان درمانی مورد استفاده قرار می گیرد؟

   امروزه انواع بسیاری از درمان ها مورد استفاده قرار می گیرد. انواع درمانهایی كه متداول تر است، عبارتند از:

 

 رفتار درمانی شناختی:

   درمانگر به شناختن نگرش غیر واقعی تان نسبت به خود، دنیا و آینده كمك می كند. این درمان به شما در تشخیص روش های فكری نادرست كمك می كند. شما الگوهای رفتاری و فكری جدیدی پیدا خواهید كرد كه شما را به سوی زندگی سالم تری رهنمون می شود.

 درمان متمركز بر درمانجو (روان درمانی بی رهنمود):

   درمانگر با هدف كشف تجارب و احساسات نیمه آگاه و عمیق مربوط به دوران كودكی به شما گوش می دهد. شما معمولاً درمانگرتان را هر هفته یك بار یا بیشتر و برای چندین سال باید ملاقات كنید.

 روان درمانی پویشی:

   در این روش درمانگر بدون استفاده از روانكاوی رسمی، احساسات ناخودآگاه شما را به آگاهی آورده و آن را تعبیر و تفسیر می كند.

   این نوع درمان، اغلب متضمن این است كه هر چه به ذهنتان می آید، بگویید. (تداعی آزاد)

 پسیكودرام (نقش گذاری روانی):

   از این نوع درمان برای بیان احساسات پنهان استفاده می شود. از شما خواسته می شود كه در نقش مردم مختلفی كه در زندگیتان وجود دارند، بازی كنید و خود را به جای آنان قرار دهید. این روش هم می تواند به صورت گروهی انجام شود و هم به صورت دو نفره.

 مشاوره زناشوئی:

   درمانگر زن و شوهر را به بهبودی روابطشان تشویق می كند و به آنها در فائق آمدن بر مشكلات زندگیشان كمك می كند. هر دو نفر (زن و شوهر)، برای یاد گرفتن الگوهای رفتاری جدید، تلاش می كنند. گاهی اوقات زوج پیمان یا توافق نامه ای را مبنی بر چگونگی تغییر رفتارشان می نویسند.

 روان درمانی خانواده:

   این شكل روان درمانی به جای توجه به تك تك اعضا، خانواده را به عنوان یك كل مورد توجه قرار می دهد. این روش بر این عقیده استوار است كه شخص مشكل دار را جدای از محیط خانوادگی اش، نمی توان شناخت.

   درمانگر بیان آزاد احساسات را در بین افراد خانواده تشویق می كند. روان درمانی خانواده اغلب برای خانواده هایی كه دارای بچه هایی با مشكلات رفتاری هستند و نیز برای خانواده هایی كه با سوء استفاده جنسی، بیماری های خطرناك و سایر حوادث آسیب زا مواجهند، مناسب می باشد.

 گروه درمانی (روان درمانی گروهی):

   یك گروه حدوداً از هشت نفر كه مشكلات یكسانی دارند به طور منظم با درمانگر ملاقات می كنند، تشكیل می شود. آنان در مورد مشكلاتشان با یكدیگر و با درمانگر مذاكره می كنند. گروه درمانی بیشتر برای مسائل رفتاری مانند مشكلات شخصیتی، استفاده از الكل و مواد مخدر، اختلالات در خوردن و انواع مشخصی از افسردگی كاربرد دارد.

روان درمانی چه مدت وقت می گیرد؟

ممكن است روان درمانی جلسات محدودی وقت بگیرد و یا سالیان زیادی طول بكشد. این مسئله بستگی به وسعت مشكلات شما و اهدافی كه در معالجه تان مدنظر است، دارد. هم شما و هم درمانگر لحظه به لحظه پیشرفتتان را تشخیص می دهید. شما باید به طور جدی در مورد اینكه چه مدت تحت درمان قرار بگیرید، تصمیم بگیرید. شما، (نه درمانگر)، تصمیماتی كه می گیرید، بر روی زندگیتان تأثیر مهمی دارد.


+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در پنجشنبه 28 دی1385 و ساعت |

دعا و نقش آن در بهداشت رواني

 

الا بذكرا… تطمئن القلوب » «همانا با ذكر خدا دل ها آرام مي گيرند .»

منظور از ذكرا… چيست ؟ چگونه دل انسان با ياد الله آرام مي گيرد ؟ اگر شخصيت انسان شبيه به يك كوه يخ باشد و ضمير ناخودآگاه آدمي ، نـُه دهم كوه يخ مستور و مخفي در آب ؛ اگر ضمير ناخودآگاه بر وجود آدمي سيطره داشته باشد و تعيين كننده و كارگردان پشت صحنه باشد ، اگر انواع اختلالات رفتاري و بيماري هاي روحي و رواني تجلي تيره شدن روابط خودآگاه و ناخودآگاه تلقي گردد و اولين گام در تخفيف اين بيماري ها انتقال موضوعات و مسائل درون ناخودآگاه به سطح آگاه بيمارباشد، معنا و اهميت ذكر معلوم و روشن مي گردد. ذكرا… به طور خاص يعني باخبر ساختن ، خبر گرفتن و توجه كردن ارادي و متعمدانه ذهن هشيار و خودآگاه از آن چيزي كه در ناخودآگاه آدمي وجود دارد . ذكريعني اعتراف به حضور او.

به محض اين كه ا… حاضر در ناخودآگاه آدمي ، اما غايب از سطح آگاه ذهن به ياد آورده مي شود ، ناگهان ابهامات از بين مي رود. يك احساس شعف ، آرامش، طمأنينه ، احساس معنادار بودن زندگي شخص و كل هستي ، يك احساس تعالي به انسان دست مي دهد و قلب متلاطم ، ناآرام و مضطرب ، آرام مي گيرد.

 اگر هدف مهمي در پيش داريد ابتدا براي تحقق آن به دعا متوسل شويد و سپس آن را به خدا واگذار كنيد . بعد در ذهنتان واقع شدن آن را مجسم كنيد و به اين تصوير ذهني تا آنجا كه مي توانيد قدرت ببخشيد ، آن وقت از خدا بخواهيد هر طور به صلاح شماست عمل نمايد و عنايت خود را شامل حال شما سازد .

از طرف ديگر غفلت يا بي توجهي نسبت به ناخودآگاه معنوي يا روحي و فراموش كردن خدا در اين ناخودآگاه به تعبير «ويكتورفرانكل » سبب « خلاء وجودي » و يا « ناكامي وجودي » و به بيان قرآن سبب «فراموشي خود / خويش يا نفس » مي گردد.

«نباشيد مانند كساني كه خدا را فراموش كردند سپس نفسهايشان را فراموش كردند » سوره حشر- آيه 19

فراموشي خدا موجب بروز احساس پوچي ، بي هدفي ، تهي بودن زندگي مي گردد و به اين معنا زندگي براي انسان سخت مي شود.

« هر كس از ياد من اعراض كند، زندگيش تنگ (ناگوار) شود » طه ، 124

يكي از راه هاي ذكر و ياد خدا « دعا » كردن است. افراد آگاه و هشيار مي دانند كه با ياد خدا، توكل بر او و دعا كردن احساس بهتري داشته و موفق تر خواهند بود. ياد خداي متعال هيچوقت از دل آدمي بيرون نمي رود و در هيچ حالي مغفول نيست و اگر انسان دعا مي كند، ذات و فطرت اوست كه وادارش مي كند در تمامي شرايط او را بخواند و از او طلب ياري كند. رمز دعا اين است ، انسان روندي را در پيش بگيرد كه به بهترين وجهي قلب او را بگشايد و پرتو حق را به آن بتاباند.

 

فرمول دعا

1- دعا كنيد

2-  تجسم كنيد

3- واقعيت ببخشيد

اگر هدف مهمي در پيش داريد ابتدا براي تحقق آن به دعا متوسل شويد و سپس آن را به خدا واگذار كنيد . بعد در ذهنتان واقع شدن آن را مجسم كنيد و به اين تصوير ذهني تا آنجا كه مي توانيد قدرت ببخشيد ، آن وقت از خدا بخواهيد هر طور به صلاح شماست عمل نمايد و عنايت خود را شامل حال شما سازد . با هشياري و سختكوشي هدفتان را دنبال كنيد تا نقش خود را در اين قسمت ايفا كرده باشيد . تمام مدت به خود تلقين كنيد كه به هدفتان خواهيد رسيد و ذهن خود را از افكار مثبت و اميدوار كننده لبريز سازيد. بعد به مرحله اي مي رسيد كه از تحقق تصوير ذهني خود شگفت زده شويد. در اين حالت تصوير به واقعيت تبديل شده و آنچه دعا كرده ايد و در ذهن مجسم نموده ايد براساس آرزوي واقع بينانه شما و سپردن به دست خدا و تجسم تصوير كامل موفقيت در ذهن به « واقعيت » مبدل شده است.

 افراد آگاه و هشيار مي دانند كه با ياد خدا، توكل بر او و دعا كردن احساس بهتري داشته و موفق تر خواهند بود.

چند دستوربراي كسب نتايج مفيد از دعا

1- هر روز چند دقيقه اي را جز الله به چيز ديگري نينديشيد.

2- به زبان خود و ساده و راحت با خدا سخن بگوييد؛ لازم نيست حتماً از واژه هاي خاص يا مذهبي استفاده كنيد.

3- هنگام فعاليت ، در ايستگاه اتوبوس ، پشت ميز و… لحظاتي چشمان خود را ببنديد و به خود تلقين كنيد كه الله اكنون با شماست.

4- هميشه موقع دعا سعي نكنيد كه چيزي از خدا بخواهيد ، بيشتر سعي كنيد ضمن دعا از نعمت هاي او تشكر كنيد .

5- با اين نيت دعا كنيد كه دعاهاي صادقانه شما مؤثر است.

6- هنگام دعا فكر منفي به ذهن خود راه ندهيد؛ اين تلقينات مثبت است كه نتيجه مي دهد .

7- هميشه طوري سخن بگوييد كه گويي آماده براي قبول مشيّت الهي هستيد. هر چه مي خواهيد از خدا طلب كنيد اما همواره راضي به رضاي او باشيد .

8- همه كارهايتان را به خدا سپرده و انجام هر كاري را به او واگذار كنيد .

9- براي كساني كه به نحوي شما را آزرده اند ، دعا كنيد، زيرا كه رنجش راه قدرت معنوي را سد مي كند.

10- فهرستي از كساني كه مايل به دعا براي آنها هستيد ، تهيه كنيد. هرچه بيشتر اطرافيانتان را دعا كنيد، نتيجه دعا بيشتر به خودتان برمي گردد.

منابع :

1-مثبت درماني ؛ نوشتة نورمن وينسنت پيل / توراندخت تمدن

2- خدا در ناخودآگاه ؛ نوشته ويكتور فرانكل/ ترجمه ابراهيم يزدي

3- قرآن مجيد

4- با خالق هستي ؛ نوشته ؛ جي پي واسواني ؛ ترجمه فريبا مقدم

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در پنجشنبه 28 دی1385 و ساعت |

کتاب بازي» را به کودک ياد دهيد!

 

علم و دانايي از جاذبه هايي است که انسان را حتي در کودکي به سوي خود مي کشاند و آشنا کردن کودکان با دنياي کتاب و کتابخواني، يکي از اصول آموزشي و تربيتي است که منجر به رشد فکري و روحي آنان مي شود.

 بحث و گفتگو درباره ي کتابي خاص، مي توان ديدي انتقادي و نکته بين در کودکان به وجود آورد. در چنين وضعيتي، کودکان نظرات خود را درباره کتاب مي گويند، درباره شخصيت ها اظهار نظر مي کنند و احياناً دنباله داستان را به نحوي که خود صلاح مي دانند، تمام مي کنند.

اما والدين و علاقمندان اغلب نمي دانند چگونه بايد در راه گسترش فرهنگ مطالعه گام بردارند. آنها شايد واقعاً آرزو دارند فرزنداني اهل مطالعه داشته باشند، ولي بنا به دلايلي در رسيدن به اين آرزو ناموفق هستند و همين سبب افزايش سطح بي سوادي در جوانان شده است. مسلم است که براي حل يک مشکل، ابتدا بايد علل ايجاد آن را بررسي و سپس براي رفع آن اقدام کرد.

برخي دلايل گسترش نيافتن فرهنگ مطالعه عبارت اند از:

نبود جايگاه خوب و مناسب براي کتاب در خانواده نداشتن وقت و انرژي و برنامه ويژه براي مطالعه در خانواده؛ بي توجهي به علايق کودکان؛ هزينه نکردن براي کتاب به دلايل اقتصادي؛ بي توجهي به کتاب و کتابخواني در مدارس.

چه بايد کرد؟

شيوه هايي براي ايجاد و پرورش عادت و انگيزه مطالعه در کودکان و نوجوانان وجود دارد، که مؤثر شناخته شده اند. برخي از اين شيوه ها عبارت اند از:

1- قصه گويي: کمتر کودکي مي تواند در برابر کلمات جذاب «يکي بود يکي نبود» و «روزي روزگاري» مقاومت کند و سراپا گوش نشود.

2- تماشا: تماشاي کتاب براي بچه هاي کوچک بسيار ارزشمند است. اگر عکس هاي کتاب براي آنها توضيح داده شود ( لغت همراه عکس) کمک بزرگي به فهم کلمات و معاني آنها مي کند.

3- کتاب به عنوان هديه: اطرافيان مي توانند به عنوان جايزه و تشويق، به کودکان کتاب هديه دهند يا به آنها کمک کنند تا کتابي به عنوان هديه تولد و يا تشکر براي دوستانشان انتخاب کنند.

4- آشنا کردن کودکان با بزرگان ادب و هنر: سالروز تولد بزرگان علم و ادب، فرصت خوبي براي آشنايي با دنياي ادبيات است. مادري مي گفت من هر سال روز تولد سعدي، حافظ، فردوسي و مولوي را با دادن کتاب به فرزندانم جشن مي گيرم. چنين کاري موجب مي شود، آنها با فرهيختگان آشنا شوند و به خواندن آثارشان در آينده رغبت نشان دهند.

5- بحث و گفتگو: با بحث و گفتگو درباره ي کتابي خاص، مي توان ديدي انتقادي و نکته بين در کودکان به وجود آورد. در چنين وضعيتي، کودکان نظرات خود را درباره کتاب مي گويند، درباره شخصيت ها اظهار نظر مي کنند و احياناً دنباله داستان را به نحوي که خود صلاح مي دانند، تمام مي کنند.

6- بازي و مسابقه: بازي ها و مسابقات مربوط به کتاب مي تواند بي علاقه ترين کودکان را هم بر سر شوق آورد. مانند مسابقه چه کسي کتاب بيشتري خوانده است؟ يا مسابقه بيست سؤالي درباره ي کتاب هايي که جنبه معمايي دارند، از روش هاي جذب کودکان به مطالعه محسوب مي شود.

7- طبيعت: يک روش خوب براي شروع مطالعه، استفاده از کتاب هايي درباره طبيعت و دنياي اطراف است؛ مانند معرفي پرندگان، حشرات، درختان، برگ ها، حيوانات و شناخت بناهاي تاريخي و آشنا کردن کودکان با زندگاني قهرمانان.

و ديگر راه ها: از ديگر راهکارهاي گسترش فرهنگ مطالعه، آشنايي و بازديد از نمايشگاه هاي کتاب و کتابخانه ها، همکاري بين والدين و مدرسه، والدين و کتابخانه ها، خوشرويي کتابدارها در زمان مراجعه کودکان، مشترک شدن در مجلات، داير کردن کلاس هاي داستان نويسي، ايجاد برنامه هاي کتابخواني و معرفي کتاب در صدا و سيماست.

منبع : اينترنت

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در پنجشنبه 28 دی1385 و ساعت |
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در پنجشنبه 28 دی1385 و ساعت |

چگونه كودك را به كتاب خواندن علاقه مند كنيم؟
 


 

زماني خواندن يك كتاب براي كودك خوشايند و لذتبخش است كه موجودات خيالي داستان به پرواز در آيند ، قطارها به صورت واقعي حركت كنند و صدا بدهند و خرگوش ها در زير نورماه به خواب بروند. هنگامي كه براي كودك خود كتاب مي خوانيد فرصت پيدا مي كنيد تا با صداهاي موجودات و شخصيت هاي داستاني سخن بگوييد ، تخيلي رفتار كنيد و حتي مانند يك كودك باشيد . به عبارت ديگر از شخصيت واقعي خود خارج شده و مانند شخصيت هاي داستاني رفتار كنيد . شما تصميم مي گيريد كه چقدر هيجان زده باشيد، شادي كنيد ، يا غمگين و حتي عصباني شويد. چقدر بايد روي يك شخصيت تأكيد كنيد و چه اندازه لازم است كه بر هيجان قصه بيفزاييد، به اين ترتيب نتيجه كار منحصر به فرد خواهد بود.

كودك در سنين خيلي پايين ( شيرخوارگي ) كه دركي از معاني واژه ها ندارد و تفاوت ظريف موجود بين آنها را نمي فهمد، از شنيدن صداهاي متنوع شما و ديدن احساسات و عواطف شما لذت مي برد . اداي عبارت هاي داستان توسط شما حاوي علايم و نشانه هاي محرمانه است كه فقط شما و فرزندتان مفهوم آن ها را درك مي كنيد.

چگونه براي فرزند خود كتاب مي خوانيد؟ با صداي آهسته ، با لحني گرم و دلنشين ، با شور و حرارت يا ...؟ به هر شيوه اي  كه براي كودك خود كتاب بخوانيد، مي توانيد بيش از پيش به او نزديك شده و از كنار يكديگر بودن لذت ببريد. وقتي كه كودك از سنين پايين با كتابخواني آشنا شود، همراهي شما به او كمك مي كند كه به تدريج مهارت هاي فردي خود را گسترش داده و تكامل بخشد. ارزشمندترين دستاورد نيز علاقه مند شدن به كتاب است .

انتخاب كردن كتاب براي كودكان

به دنبال كتاب هايي بگرديد كه داستان هاي خوب و متنوعي دارند، كتاب ها ي مصور و كتاب هايي كه شما نيز از مطالعه آنها لذت مي بريد و كتاب هايي كه با خلق و خوي كودك شما سازگار است .

براي انتخاب كتاب مرحله زندگي كودك خود را در نظر بگيريد، و ببينيد در چه دوره تكاملي قراردارد. نخستين دوره كودكي ، دوره اي است كه بچه ها مهارت هاي سرگرم كننده متعددي را فرا مي گيرند و با شرايط تازه اي روبه رو مي شوند. براي كودكان مختلف و مناسبت هاي گوناگون ، كتاب هاي متنوعي موجود است ، تقريباً درباره هر موضوعي كتاب وجود دارد.

به دنيا آمدن فرزند دوم، نگهداري از كودك ، دوست يابي ، دوستان واقعي و غيرواقعي ، به مدرسه رفتن ، اخلاق هاي خوب ، اخلاق هاي بد ، عواطف و احساسات ، همكاري كردن ، به دكتر رفتن ، به دندانپزشكي رفتن، تنها بودن با خواهر يا برادر خود، خوابيدن و حتي مراسم مذهبي .

آيا تا به حال پس از خواندن عبارتي از يك كتاب به فكر نيفتاده ايد كه : " اين موضوع همان چيزي است كه مي خواهم با كودكم در ميان بگذارم... "؟  خواندن كتاب كودكان ، به بزرگسالان ( والدين ) كمك مي كند تا بتوانند آنچه در ذهن خود دارند ، بيان كنند . چيزهايي كه گاه والدين نمي توانند براي اداي آن واژه اي بيابند.

 كتابي را براي فرزند خود انتخاب كنيد كه :

- هر دو از خواندن آن لذت مي بريد و به موضوع آن علاقه منديد.

-  با خواندن آن ، كودك شما دانستني هايي درباره جهان پيرامون خود مي آموزد.

- به شما كمك مي كند كه آنچه درذهن خود داريد ، بيان كنيد.

-به كودك كمك مي كند تا احساس خوب و مثبتي از خود داشته باشد و به قابليت هاي تازه خود پي ببرد.

- به كودك كمك كند كه بداند در دنياي اطراف او كودكان ديگري هم هستند كه شرايط  و احساسات مشابهي با او دارند.

- به كودك كمك كند تا مفاهيم و معاني ارزش ها، سنت ها ، خانواده ، جامعه و... را درك كند.

 در سنين شيرخوارگي ، كودك از خواندن چه نوع كتاب هايي لذت مي برد؟

- كودك از بدو تولد از شنيدن صداي كتاب خواندن شما لذت مي برد، براي او شنيدن صداي گرم و دلنشين شما لذتبخش ترين چيز در دنياست . تا زماني كه كودك با حوصله به سخنان شما گوش مي دهد كتابخواني را ادامه دهيد.

- قبل از خواب ، هنگامي كه كودك با شيئي بازي مي كند و آن را روي زمين مي غلتاند زمان مناسبي براي گوش كردن به كتاب خواني شماست.

- به كودك امكان آشنا شدن با كتاب به شيوه خودش  را بدهيد. در اين سن ،  كودك دوست دارد اشياء را بـِجَود، پاره كند، روي آنها بنشيند يا بايستد . بنابراين از كتابهاي نرم ، پارچه اي و مقاوم استفاده كنيد.

- كتاب هايي كه در هر صفحه ، يك تصوير كامل و مشخص دارند.

- كتاب هايي كه داستان بسيار كوتاه و درباره موضوع هايي آشنا و مملوس با زندگي كودك دارند .

در دوره نوپايي ، مناسب ترين كتاب ها براي كودكان كدامند؟

- داستان هاي كوتاه در باره موضوع هاي مختلف و متنوع .

- كتاب هاي كارتي ( هرصفحه از كتاب يك كارت جداگانه است) و داستان هايي كه از زندگي روزمره كودك سرچشمه گرفته اند.

- كتاب هايي كه اشعار موزون دارند و بچه ها مي توانند آنها را تكراركنند.

- كتاب هايي كه مضمون واحدي دارند . به طور مثال درباره شكل هاي هندسي، رنگ ها يا حروف الفبا نوشته شده اند.

 كتاب هاي مورد علاقه كودكان پيش دبستاني كدامند؟

- كتاب هايي كه داستان بلند و كمي پيچيده تردارند.

- كتاب هايي كه اشعار موزوني دارند و درباره زندگي روزمره كودكان نوشته شده اند و براي گسترش دنياي آنها و افزايش دانسته هايشان سودمندند.

- لطيفه ، قصه هاي بلند، قصه هاي محلي و سنتي كه ترسناك نباشند.

در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه هيچ گاه بيش از حد به مطالعه كتاب اصرار نكنيد. چون اين امر نتيجه ي معكوس دارد و كودك را از كتاب گريزان مي سازد.

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در پنجشنبه 28 دی1385 و ساعت |
اعتماد به نفس و بازیابی آن 

 

 

اعتماد به نفس معمولا براساس چگونگی خوب یا بد اعمالمان در گذشته شکل میگیرد. این عامل در نهایت احساس ما را در مورد خودمان به وجود می اورد و ارزش شخصیمان را شکل میدهد.

ما اغلب عادت داریم که ارزش شخصیمان را براساس موفقیتهایی که در عملکردهای گذشته داشتیم ارزیابی کنیم. اگر نحوه و کیفیت زندگیمان در حد کمتر از استاندارد باشد ما ارزش خودمان را پایین میاوریم.

ما به طور زیادی تحت تاثیر جامعه ای هستیم که در آن بر روی عملکرد بی عیب و داشتن توانایی بالا تاکید میکند. زمانیکه ما میتوانیم به عنوان یک تجربه و بر اساس اشتباهات مرتکب شده روی خود ارزش گذاری کنیم و اینکار را انجام نمیدهیم اغلب ما دید واقع بینانه خود را از دست میدهیم.در حالیکه این به عنوان یک امر طبیعی برای شناسایی عملکردمان است و نیزیک امر مهم در جهت شناخت توانییمان است. این احتمالایک نتیجه خوب در بازگشت به دوران بچگی باشد زمانیکه ما بدون هیچ عاملی به خود اعتماد داشتیم.

بر اساس جایگاهی که مردم بر روی ما ارزش گذاری کرده اند و آن جایگاهی که خودمان ساخته ایم بسیار دیدگاهی محدود کننده در ارزش گذاری عملکرداست. به همان صورت که ما رشد میکنیم ما اغلب به طور پیوسته جایگاهمان رادردیدگاه مردم تعدیل کرده و میخواهیم هر طور شده ارزشمان را نظر دیگران بالا برده و به این صورت ما مدام خود را ارتقا داده تا به حد ارزش واقعی مورد نظر برسیم. اغلب ما وقت زیادی را صرف این کار میکنیم و همین باعث میشود چشممان بر روی حقیقت وجود خود بسته شود .

حال سوال این است که چطور ما اعتماد به نفسمان را وقتی که کاهش پیدا کرده افزایش دهیم ؟

روشهای مختلفی برای این کار وجود دارد یکی این است به کسانی که اساس حقارت دارند کمک کنیم به این صورت که لیستی ازموارد دوست داشتنی شان را درمورد خود  تهیه کنند به عبارتی نقاط قوت خود را یاداشت کنند . این کار مثل این است که ما گاهی اوقات ما خصوصیات دلخواه از خودمان را مجددا کشف کنیم

روش دیگر این است که هنگامی ما احساس حقارت کردیم کارهایی که برایمان زیبا و خوشایتد است در حق خودمان انجام دهیم کارهایی که در مورد یک دوست عزیز انجام میدهیم به عبارتی بهتر با خود مهربان رفتار کنیم. روش دیگر این است که به اسانی کارهایی که در گذشته انجام داده ایم را فراموش کنیم . با یادآوری خطاهای گذشته چیزی نمیگذرد که احساس میکنیم اعتماد به خود را از دست داده ایم برا ی حل این مشکل ما میبایست فهرستی از کارهایی که به خوبی از عهده آنها بر آمدیم تهیه کنیم این روش موثر باعث میشود ما حس اعتماد به خود را بازیابیم.

نکته مهم دیگر در این است که اگر ما احساس خوشایند نسبت به خود یا موفقیتمان را در تایید دیگران بنا گذاریم این کار سبب میشود ارزش ذاتی ما در دست دیگران قرار گیرد این به این معنی است که اعتماد ما نسبت به خود کلا در احساس دیگران یا واکنش انها نسبت به ما بستگی دارد.هوشیاری در مورد چنین عامل آسیب پذیری ما را از تله تایید دیگران میرهاند. برای حفظ اعتماد به خود ما نیاید فراموش کنیم چه هستیم و ازرش ما به چیست و کارهای فابل تقدیرمان را یاد بیاوریم.

روش دیگر ساختن مجدد اعتماد به نفس این است که سعی کنیم کارهایی را که قبلا آزمون نکرده ایم انجام دهیم اینکار باعث میشود که ما همواره درگیر حل مشکلات باشیم و قناعت به پذیرش راه حل قابل قبول از نظر خودمان صرفنظر از موفقیت یا عدم موفقیت در آن اعتماد به نفس را بالا میبرد.

به امید موفقیت شما

منبع اینترنت: University of Florida Counseling Center.

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در سه شنبه 26 دی1385 و ساعت |
آموزش كودكان براي احترام گذاشتن به ديگران

 

 

راه های مختلفی وجود دارد تا از طریق آن به کودکان یاد بدهیم که چطور به سایرین احترام بگذارند. والدین عادت دارند همه چیز را به فرزندانشان امر کنند: "همانطور که من می گویم باید رفتار کنی"، "باید به مادرت احترام بگذاری." و .... در واقع، والدین میتوانند دستورات خود را به کودکان تحمیل کنند، اما نمی توانند آنها را به احترام گذاشتن امر کنند. ما می توانیم فرزندانمان را وادار کنیم آنطور که ما می خواهیم رفتار کنند، اما نمی توانیم مجبورشان کنیم که به ما و بقیه مردم احترام بگذارند. احترام را باید به دست آورد.

احترام فقط با خوب و مهربان بودن به دست نمی آید. البته خوب بودن هیچ اشکالی ندارد، اما پدر یا مادری که با خوبی و مهربانی بیش از حد با فرزندانش رفتار می کند، مطمئناً فرزند یکدنده و سخت گیری بار خواهد آورد. کسب احترام به چیزی فرای خوب و مهربان بودن صِرف نیاز دارد.

ترفند دیگری برای کسب احترام وجود دارد: والدین سعی می کنند با گوشزد کردن خطاهای فرزندانشان باعث شوند آنها بهتر رفتار کنند. این اصلاً روش مناسبی نیست. کودکان وقتی احساس میکنند از آنها انتقاد شده و طرد شده اند، هیچ انگیزه ای برای بهتر شدن ندارند. وقتی کودکان مورد انتقاد قرار می گیرند، به جای اینکه بهبود یابند، سعی می کنند خودشان یا دیگران را محکوم کنند.

کودکان یاد می گیرند به کسانی احترام بگذارند که به آنها احترام می گذارند. افرادی که بیشتر مورد احترام هستند، از ترکیبی منحصر به فرد از دوست داشته شدن و ایجاد محدودیت به طریقی محکم اما مهربانانه استفاده می کنند. بااینکه کودکان تصور می کنند هیچ نیازی به پند و اندرز ندارند، اما اگر این نصیحت ها در قالب یک رابطه ی محبت آمیز و حمایت کننده باشد، می تواند آنها را به داشتن رفتارهای مناسب و خوب تحریک کند. کودکان به محدودیت نیز احتیاج دارند، اما این محدودیت ها هم می تواند با نرمی، مهربانی و احترام برای آنها گذاشته شود.

مثلاً اگر کودکی شروع به آزار و اذیت و زدن خواهرش می کند، پدر یا مادر می تواند به طرق مختلف عکس العمل نشان دهد. می تواند کودک را زده و بگوید: "وحشی چی کار داری می کنی؟ ول کن خواهرت را...". مطمئناً این روش به کودک احترام گذاشتن را یاد نمی دهد. از طرف دیگر، پدر یا مادر فهمیده می تواند دست کودک را بگیرد و به او بگوید: "ما هیچوقت نباید به کسی صدمه بزنیم و بقیه را آزار بدهیم. می شه به من بگی چه چیز تو را ناراحت کرده است؟" والدین عاقل و فهمیده برای فرزندانشان محدودیت ایجاد میکنند اما این کار را بدون کتک زدن و آزار دادن کودک انجام می دهند.

کودکان زمانی یاد میگیرند به سایرین احترام بگذارند که افرادی که برایشان مهم هستند، الگویی از احترام گذاشتن باشند. اگر کودکان ببینند که ما که نزدیک ترین افراد به آنها هستیم، به دیگران و ارزشهایمان احترام می گذاریم، به نفعشان خواهد بود. ما می توانیم مدام درمورد چنین الگوهایی با کودکانمان صحبت کنیم و این نمونه های اخلاقی را تحسین کنیم. و برعکس می توانیم افرادی را که اذیتمان می کنند یا با ما فرق دارندمردمانی از کشوری دیگر، با اعتقادات یا باورهایی متفاوت-- را پیش آنها نکوهش کنیم. احترام گذاشتن ما به افرادی که با ما فرق دارند خود می تواند نمونه ای برای الگوپذیری کودکان باشد.

این به آن معنا نیست که با آنچه بقیه مردم انجام می دهند یا باور دارند هم عقیده ایم. باید برای آنها توضیح دهیم که هر انسانی می تواند باور خاص خود را داشته باشد، و با اینکه کاملاً متضاد باور ماست ما باید به او و اعتقاداتش احترام بگذاریم.

برای یاد دادن طریقه ی احترام گذاشتن، ما باید عیوب و اشتباهات خود را به راحتی قبول کنیم. اگر بی دلیل کودکمان را تنبیه کردیم، یا اگر کوتاهی در حق او انجام دادیم، از او معذرت خواهی کنیم و بخواهیم که ما را ببخشند.

احترام مبنای رابطه های مستحکم و پردوام است و می تواند نتیجه طبیعی برخورد و رفتار صحیح والدین با کودکانشان باشد.

افرادی که بیش از همه به آنها احترام میگذارید چه کسانی هستند؟ چه کرده اند تا توانسته اند احترام شما را جلب نمایند؟

به چه راه هایی به کودکانتان احترام می گذارید؟ (آیا به حرف هایی که می زنند با احترام گوش می دهید؟ آیا سعی میکنید با آنها وقتتان را بگذرانید؟ آیا سعی می کنید به علایق آنها احترام بگذارید؟)

بهترین راه نشان دادن احترام به فرزندتان چیست؟

وقتی مردم بیش از آنچه هستند ادعا میکنند که خوب هستند، ما اشکالات آنها را بیشتر می بینیم. وقتی به قصور و اشتباهاتشان اعتراف می کنند، ما بیشتر از آنها چشم پوشی می کنیم، به خصوص وقتی میدانیم سعی میکنند بهتر باشند. آیا شما هم کوتاهی ها و اشتباهاتتان را با کودکانتان درمیان می گذارید و از آنها درخواست کمک می کنید؟ مثلاً ممکن است بگویید: "من وقتی خسته ام خیلی زود عصبانی میشوم و  سرت داد می زنم و آنطور که باید و شاید به تو محبت نمی کنم. امیدوارم تو من را ببخشی و کمی تحملم کنی."

گاهی برخی والدین آنقدر فهمیده اند که مشکلاتشان را نیز با فرزندانشان مطرح میکنند. "من روز بدی داشتم، کاش کمی مراعاتم کنی تا من چیزی نگویم که ناراحت شوی." اما والدین نباید کودک را از وضعیت سلامتی خود نگران کنند. پس بهتر است بعد آن بگویند: "اگر چند ساعت استراحت کنم حالم خوب می شود و با هم به کارها می رسیم."

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در سه شنبه 26 دی1385 و ساعت |

مشاوره و روان درمانی

تجربه كردن در طي زندگي امري معمول است. در هر مقطع زماني ممكن است شخص جهت شناخت بهتر خود و مواجهه با نگراني هايش نيازمند كمك يك مشاور يا درمانگر باشد. براي كساني كه بدنبال مشاوره هستند اين مطلب مروري كلي بر فرايند مشاوره _ چه انتظاري از مشاور     مي رود , مسئوليت هاي مراجع در فرايند مشاوره _ گامهاي استفاده بهتر از مشاوره و مشكلات احتمالي كه ممكن است در طي مشاوره ايجاد شوند را فراهم مي سازد.

مشاوره چيست؟ 

به زبان ساده, مشاوره عبارت از هر نوع ارتباطي است كه در آن يك شخص به شخص ديگر براي فهم بهتر خود و حل و فصل مشكلاتش كمك مي كند. دوستان و بستگان نوعي مشاوره ارائه مي دهند, همين طور افراد مذهبي, راهنمايان تحصيلي, معلمان و خيلي از افراد ديگر نيز همين كار را مي‌كنند. كارشناسان دفاتر مشاوره بدليل آموزش وسيع خود در روان شناسي و رفتار انساني مشاوره هايي متفاوت با ديگران ارائه ميدهند.  آنها تجارب وسيعي در ايجاد روابط ياورانه و در كار با مشكلات مختلف دارند. 

  

    روان درماني 

 روان درماني چيست؟ 

روان درماني به شيوه هايي گفته مي شود كه در آن مشكلات رواني و عاطفي از طريق بيان مشكلات به يك درمانگر و گفتگو با او درمان مي گردد. روان درمانگر به شناخت شما از خود و بهتر شدن توانايي مقابله تن كمك مي كند.

     اهداف روان درماني عبارتند از:

-               تغيير الگوهاي آسيب زاي رفتاري

-                    بهبود احساس ارزشمندي

-                    حل و فصل تعارضها

روان درماني به ياد گرفتن در مورد خودتان كمك مي كند. در بعضي از موارد، شما ياد مي گيريد كه چگونه گذشته را درك كرده و با زمان حال تطبيق دهيد. در موارد ديگر شما از آن دسته از پاسخهايتان كه مشكلاتي را در زندگي شما ايجاد مي كنند آگاه شده و شيوه هاي تغيير آنها را ياد مي گيريد. 

    چگونه يك درمانگر انتخاب كنم؟ 

درمانگر شما بايد شخصي باشد كه در حضور او احساس آرامش كنيد. درمانگرها شامل افراد زير هستند:

روان پزشكان، روان شناسان، پرستاران روانپزشكي، مددكاران اجتماعي، مشاوران آموزش ديده. بسياري از مردم از اشخاصي كه عقيده آنها را مي پذيرند، اسامي درمانگران را بدست مي آورند. اين اشخاص عبارتند از:

-                                   دوستان

-                                  اعضاي خانواده

-                                 پزشكان

حتي با وجود كمك گرفتن از ديگران هم، پيدا كردن يك درمانگر خوب امر بسيار شخصي مي باشد. مراقب باشيد درمانگران زيادي وجود دارند كه صلاحيت كافي براي اين كار ندارند. مطمئن باشيد شخصي كه شما به عنوان يك درمانگر انتخاب مي كنيد، حتماً داراي مجوز كار باشد و اعتبار كافي براي اين امر داشته باشد.

ممكن است كه شما قبل از اينكه يك درمانگر انتخاب كنيد، با درمانگران زيادي صحبت كنيد. هنگامي كه با اولين درمانگر ملاقات مي كنيد، درباره مطالب زير از او بپرسيد: 

-               حق الزحمه

-              نوع درماني كه او براي شما بكار مي برد

-              مجوز قانوني كار مخصوص درمانگران

به همان اندازه كه شما مسائل شخصي خود را براي درمانگر بيان مي كنيد، انتظار داريد كه به همان اندازه هم او در اين رابطه با شما صحبت كند. به مسائل زير  با دقت توجه كنيد:

-        چگونه درمانگر با شما ارتباط برقرار مي كند.

-        به چه نحوي شنونده سخنان شماست.

         درجه راحت بودن شما با درمانگر

 داشتن مقداري احساس تنش و عصبيت در جلسه اول طبيعي است اگر درمانگر داراي صفاتي است كه فكر مي كنيدآن صفات نخواهد گذاشت احساسات خود را براحتي بيان كرده و يا به درمانگرتان اعتماد كنيد.، بهتر خواهد بود كه درمانگر ديگري انتخاب نماييد.

در اولين جلسه به احساسات خود اعتماد  كنيد. از احساسات خود به عنوان يك راهنما جهت تصميم گيري در مورد ادامه كار با آن درمانگر و يا تغيير او استفاده كنيد.

به محض پيدا كردن شخصي كه در حضور او احساس آرامش مي كنيد، ضمن گشودن دريچه هاي ذهن خود شرايط را براي اعتماد به درمانگر مهيا كنيد. رك و صريح بودن در امر درمان نكته اي بسيار مهم است.

     چه نوع از روان درماني مورد استفاده قرار مي گيرد؟ 

امروزه انواع بسياري از درمانها مورد استفاده قرار مي گيرد. انواع درمانهايي كه متداول تر است، عبارتند از:

-    رفتار درماني شناختي: 

درمانگر به شناختن نگرش غير واقعي تان نسبت به خود، دنيا و آينده كمك مي كند. اين درمان به شما در تشخيص روشهاي فكري نادرست كمك مي كند. شما الگوهاي رفتاري و فكري جديدي پيدا خواهيد كرد كه شما را به سوي زندگي سالم تر رهنمون مي شود.

      درمان متمركز بر درمانجو (روان درماني بي رهنمود): 

درمانگر به حرفهاي شما گوش مي دهد و به شما در فهميدن بهتر احساسات كمك
 مي كند.

روانكاوي: 

درمانگر با هدف كشف تجارب و احساسات نيمه آگاه و عميق مربوط به دوران كودكي به شما گوش مي دهد. شما معمولاً درمانگرتان را هر هفته چهار بار يا بيشتر براي چندين سال بايد ملاقات كنيد. 

  روان درماني پويشي 

در اين روش درمانگر بدون استفاده از روانكاوي رسمي, احساسات ناخود آگاه شما را به آگاهي آورده و آن را تعبير و تفسير مي كند.

اين نوع درمان, اغلب متضمن اين است كه هر چه به ذهنتان مي آيد, بگوييد. (تداعي آزاد).

  پسيكودرام (نقش گذاري رواني): 

از اين نوع درمان  براي بيان احساسات پنهان استفاده مي شود. از شما خواسته مي شود كه در نقش مردم مختلفي كه در زندگيتان وجود دارند, بازي كنيد و خود را به جاي آنان قرار دهيد. اين روش هم مي تواند به صورت گروهي انجام شود و هم به صورت دو نفره.

  مشاوره زناشويي: 

درمانگر زن و شوهر را به بهبودي روابطشان تشويق مي كند و به آنها در فائق آمدن بر مشكلات زندگييتان كمك مي كند. هر دو نفر (زن و شوهر), براي ياد گرفتن الگوهاي رفتاري جديد، تلاش مي كنند. گاهي اوقات  زوج پيمان يا توافق نامه اي را مبني برچگونگي تغيير رفتارشان مي نويسند. 

   روان درماني خانواده: 

اين شكل روان درماني به جاي توجه به تك تك اعضاء, خانواده را به عنوان يك كل مورد توجه قرار مي دهد. اين روش بر اين عقيده استوار است كه شخص مشكل دار را جداي از محيط خانوادگي اش نمي توان شناخت. 

درمانگر بيان آزاد احساسات را در بين افراد خانواده تشويق مي كند. روان درماني خانواده اغلب براي خانواده هايي كه بچه هايي با مشكلات رفتاري هستند و نيز براي خانواده هايي كه با سوء استفاده جنسي, بيماري هاي خطرناك و ساير حوادث آسيب زا مواجهند, مناسب مي باشد.

گروه درماني (روان درماني گروهي ) 

يك گروه حدوداً از هشت نفر كه مشكلات يكساني دارند و به طور منظم با درمانگر ملاقات
مي كنند, تشكيل مي شود. آنان در مورد مشكلاتشان با يكديگر و با درمانگر مذاكره مي كنند. گروه درماني بيشتر براي مسائل رفتاري مانند مشكلات شخصيتي, استفاده از الكل و مواد مخدر, اختلالات در خوردن و انواع مشخصي از افسردگي كاربرد دارد.
 

      روان درماني چه مدت وقت مي گيرد؟ 

 ممكن است روان درماني جلسات محدودي وقت بگيرد و يا ساليان زيادي طول بكشد. اين مسئله بستگي به وسعت مشكلات شما و اهدافي كه در معالجه تان مد نظر است, دارد. هم شما و هم درمانگر لحظه به لحظه پيشرفتتان را تشخيص مي دهيد. شما بايد به طور جدي در مورد اينكه چه مدت تحت درمان قرار بگيريد, تصميم بگيريد. شما, (نه درمانگر), تصميماتي كه مي گيريد, بر روي زندگيتان تاثير مهمي دارد. 

 مشاور و شما       

از مشاور خود چه انتظاري مي توانيد داشته باشيد

شما مي توانيد انتظار كسي را داشته باشيد كه با علاقه به دل مشغولي هاي شما گوش كرده و كمك مي‌كند تا درك بهتري از آنها داشته باشيد و بنابراين بتوانيد با راحتي و كارآمدي بيشتري با مشكلاتتان مواجه شويد. مشاورتان با جديت به (مشكلات) شما پرداخته و مايل است شما با آزادي و بطور صريح مسائل مورد علاقه خود را مطرح سازيد. مشاور از شما سئوالاتي را در مورد خودتان بصورت مستقيم و مشخص خواهد پرسيد. از آنجا كه مشاوران عقايد مختلفي در مورد نحوه تغيير مردم دارند, آنها از نظر ميزان صحبت كردن در جلسات, تكاليفي كه از شما خواهند خواست و تمركزشان بر موضوعات با همديگر فرق مي كنند. اگر مي خواهيد بدانيد كه در جلسات مشاوره چه چيزي خواهد گذشت به طريق مختلف در آن باره بپرسيد. مشاوران مهارت يا دانش «جادويي» ندارند و نمي توانند بطور مستقيم مشكلات شما را حل و فصل نمايند. مشاور مي خواهد كه با شما كار كند ولي آنچه را كه خودتان مي توانيد انجام دهيد, براي شما انجام نخواهد داد. به استثناي پيشامدهاي غير معمول (از قبيل خطر خودكشي) مشاور در رابطه با مسائل بيان شده از جانب شما به شدت راز دار خواهد بود و در موارد استثنايي فوق الذكر نيز موضوع را به صورت صريح با شما در ميان خواهد گذاشت.

 

مسئوليتهاي شما در مشاوره 

مسئوليتهاي اصلي شما در مشاوره عبارت هستند از شركت منظم در جلسات برنامه ريزي شده, صحبت رُك و صريح در مورد آنچه كه شما را رنج مي دهد و انجام تكاليف منزل كه توسط مشاور از شما خواسته مي شود. انتظار بر اين است كه اگر قادر به عمل به تكاليف فوق نباشيد, موضوع را با مشاور در جريان بگذاريد.

اغلب مشاوران از شما مي خواهند كه چيزي جديد يا «رويكردي متفاوت» را امتحان كنيد. يك چيز ديگر كه مشاورتان از شما انتظار دارد اين است كه آماده آزمايش و تلاش براي انجام كارها باشيد. بدون اينكه سعي در نتيجه گيري شتابزده داشته باشيد. همچنين انتظار مي رود كه در صورت حل مشكلاتتان موضوع را به اطلاع مشاور خود برسانيد و البته اگر پيشرفتي نيز در خود مشاهده نكرديد, مشاورتان را مطلع سازيد. اين موضوع بسيار مهم است، مشاورتان به شدت خواهان بهره گيري شما از مشاوره است. 

مشكلات معمول در مشاوره 

يكي از گامهاي مشكل در مشاوره زماني است كه شما براي اولين بار يك مشاور را ملاقات مي‌كنيد. تصميم به رفتن براي مشاوره، گام اول در فرايند تغيير است. وقتي اين تصميم را گرفتيد ساز و كار تغيير به جريان خواهد افتاد. در فرايند تغيير نحوه تفكر, احساس يا رفتار خود, بايد بكوشيد تا شيوه هاي جديد انجام كارها را امتحان نمائيد. اين ممكن است شما را مضطرب يا ناكام كند. همچنين در طي مشاوره امكان دارد به اين نتيجه برسيد كه چيزهايي كه قبلاً شما آنها را فقط به صورت مثبت يا منفي مي ديديد, كاملاً متفاوت هستند. چالش يا محدوديت هاي مذكور نيز ممكن است در شما احساس ناكامي بوجود آورد, اما با پذيرش و تمرين متوجه مي شويد كه قادر به برطرف كردن محدوديت ها و نقاط ضعف خود بوده و جنبه هايي  جديد و مهيج در خود, خواهيد يافت. 

گامهاي آماده شدن براي بهره بردن از مشاوره 

_ آماده تمركز بر مشكل يا موضوع خاصي باشيد. 

_ آماده (رفتن به) جلسات مشاوره باشيد. 

_ به جلسات مشاوره اي خود توجه كرده و نقش فعالي در آن داشته باشيد. 

_ تكاليف منزل خود را انجام دهيد (يا حداقل سعي خود را بكنيد). 

_ اگر احساس مي كنيد از مشاوره سود نمي بريد, موضوع را به مشاور خود بگوئيد. 

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در سه شنبه 26 دی1385 و ساعت |

بــــــه خاطر بسپار
امروز همان فردایی است
که دیــــروز نگــــران
آن بودی
----------------

دیروز تاریخ
فـردا معما
و امروز زندگی است
-----------------

فکرت از ماضی و مستقبــــل بود
چون ازین دو رست
مشکل حــل شود
-----------------

خلاصه اینکه
زندگی بهتر با شعار
اینجا و اکنون
here and now
--------------- 




 

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در دوشنبه 25 دی1385 و ساعت |

آزمون آدمک ( گوديناف)

تست هوش ( سن اجرا: از 3 تا 13 سال)

 

آزمون ترسيم آدمک يکی از آسانترين ، عملی ترين وجهانی ترين آزمونهای تصويری است . اين آزمون به وسيله عده زيادی کد گذاری شده است که مهمترين آنها کار خانم آمريکائی فلورانس گوديناف Florence Goodenough است که در سال 1920 در ايالت نيوجرسی آمريکا روی چهار هزار کودک آنرا آزمايش نمود . در فرانسه نيز دکتر فای Fay در اين زمينه کار کرده است .

هدف:

مهمترين هدف آزمون ، تعيين درجه هوشمندی سن عقلی و بهره هوشی کودک است . همچنين اين آزمون را زمانی  به کار می بريم که آزمونهای هوشی ديگر مقدور نيست و می خواهيم هر چه سريعتر درباره درجه هوشی کودک به نتيجه برسيم . علاوه بر اين ، اطفالی که زبان نمی دانند و قادر به سخن گفتن نيستند بهترين ابزار سنجش اين آزمون می باشند .

دستور اجرا:

اجرای آزمون ساده است . به کودک گفته می شود : " يک آدم ترسيم کن  و هر چه می توانی آنرا زيبا و خوب بکِش " ، اضافه می نمائيم زمان اين کار هر چقدر طول بکشد اشکالی ندارد.

نکاتی که در عمل و ارزيابی بايد رعايت کرد :

1.  برای ترسيم بهتراست يک مداد سياه  يا يک خودکار راحت و روان دراختيار کودک بگذاريم . با مداد رنگی به دشواری می توان رسم کرد و اجزاء را تشخيص داد .

2.    اگر نقاشی با مداد رنگی کشيده شود ، شرايط ديگری برای ارزيابی لازم است که بايد رعايت شود .

3.    کاغذ برای رسم نقاشی کودک بايد حداقل 30 × 21  باشد .

4.    اجازه بدهيد کودک چند تصوير بکشد ، سپس  بهترين و کاملترين را برای نمره گذاری انتخاب کنيد .

5.  اگر نتايج چند بار کشيدن آدمک با يکديگر فرق داشت نشان ناراحتی های ديگری در کودک است که بايد به متخصص مسائل روانی يا روان درمانی مراجعه کرد .

روش نمره گذاري:

الف: برای هر يک ازاجزا آدمک در صورتی که توسط کودک ترسيم شده باشد يک نمره منظور فرمائيد. به شرح ذيل :

1. سر وجود داشته باشد .

2. پا کشيده شده باشد .

3. دست کشيده شده باشد . ( يک يا هر دو دست)

4. بدن کشيده  شده باشد .

5. طول بدن طويل تر ازعرض آن باشد .

6. شانه ها کشيده شده باشد .

7. بازوها و پاها به تنه چسبيده شده باشند .

8. پاها به تنه و دستها به تنه در نقاط واقعی خود چسبيده شده باشند .

9. گردن کشيده شده باشد .

10. دنباله گردن به سر و تنه مربوط باشد .

11. چشمها کشيده شده باشد .

12. بينی کشيده شده باشد .

13. دهان کشيده شده باشد .

14. دو لب ديده شود .

15. سوراخها يا حفره های بينی کشيده شده باشد .

16. موها کشيده شده باشد . ( جزئی ترين مقدار مو)

17. موها کامل کشيده شده باشد .

18. علامتی از لباس کشيده شده باشد .

19. دو قطعه لباس کشيده شده باشد .

20. تمام بدن پوشيده از لباس باشد .

21. چهار قطعه لباس مشخص باشد . ( کراوات ، کلاه ، جوراب ، کفش ، پيراهن ، کت و شلوار )

22. لباس رسمی يا يونيفورم باشد . ( يونيفورم مدرسه هم نمره می گيرد )

23. انگشتان کشيده شده باشد . ( هر اثری از انگشت کافی است )

24. تعداد انگشتان درست باشد .

25. شکل و قواره انگشتان درست باشد .

26. شست متمايز باشد .

27. دست متمايز ازانگشتان باز باشد. ( کف دست کشيده شده باشد.)

28. بازوها کشيده شده باشد .

29. زانو کشيده شده باشد .

30. تناسب سر نسبت به بدن مراعات شده باشد .

31. تناسب بازوها و دستها نسبت به بدن حفظ شده باشد .

32. پاهای متناسب ، کشيده شده باشد .

33. کف پا متناسب باشد .

34. پاها متمايل به بالا نباشند .

35. دستها و پاها دو بعدی کشيده شده باشند .

36. پاشنه کفش يا پاشنه پا کشيده شده باشد .

37. هماهنگی خطوط کلی حفظ شده باشد . ( دست نلرزيده باشد)

38. هماهنگی خطوط کلی و جزئی حفظ شده باشد . ( نقاشی دقيق باشد)

39. هماهنگی خطوط سر ( موها و دور سر به دقت کشيده شده باشد)

40. هماهنگی خطوط تنه حفظ شده باشد .

41. هماهنگی خطوط دستها و پاها حفظ شده باشد .

42. هماهنگی خطوط چهره حفظ شده باشد .

43. گوشها کشيده شده باشد .

44. تناسب گوشها حفظ شده باشد .

45. مردمک چشم کشيده شده باشد .

46. تناسب چشم حفظ شده باشد .

47. در تصاوير نيمرخ و تمام رخ ، چشم دارای حالت باشد.

48. چانه و پيشانی هر دو کشيده شده باشد .

49. برآمدگی شانه در تصوير نيمرخ معلوم باشد .

50. نيمرخ ناقص باشد . ( يعنی تنه و نيمرخ ناقص)

51. نيمرخ باشد .

روش محاسبه:

1.    نمرات داده شده را باهم جمع کنيد . ( مجموع از 51 بيشتر تجاوز نمی کند)

2.    با استفاده از جدول مخصوص ( جدول شماره 1) نمره خام ، تبديل به سن عقلی می شود . از رابطه زير بهره هوشی کودک به دست می آيد.

3.    اگر نمره خام آزمونی بر فرض مثال 40 باشد در جدول تبديل نمرات ، ( جدول شماره 1 ) نمره خام را پيدا کرده و سن عقلی کودک را که 13 می باشد، استخراج می کنيم. ( اين نمره سن عقلی کودک است) سپس 13 ( که سن عقلی کودک است) را در عدد 12 ( ماه) ضرب می کنيم. ( هر سال 12 ماه دارد)

سپس سن تقويمی آزمونی را محاسبه می کنيم . اگر آزمودنی به عنوان مثال 10 سال و 3 ماه داشته باشد 10 را ضربدر 12( هر سال 12 ماه دارد) بعلاوه 3 ( ماه) می کنيم نمره بدست آمده سن تقويمی کودک می باشد. حاصلضرب صورت و مخرج را در هم تقسيم کرده وضربدر 100 کرده و بهره هوشی آزمودنی بدست می آيد . بدين صورت :

    IQ  = 13 * 12  * 100 = 126

  3+12*10        

4.  سپس نمره به دست آمده را در طبقه بندی هوشی ( جدول شماره 2) پيدا کنيد ،  بهره هوشی کودک مشخص می گردد.

 

" جدول تبديل نمرات خام به سن عقلی "

جدول شماره 1

نمره خام

سن عقلي

نمره خام

سن عقلي

نمره خام

سن عقلي

نمره خام

سن عقلي

1

3-3

11

9-5

21

3-8

31

9-10

2

6-3

12

0-6

22

6-8

32

0-11

3

9-2

13

3-6

23

9-8

33

3-11

4

0-4

14

6-6

24

0-9

34

6-11

5

3-4

15

9-6

25

3-9

35

9-11

6

6-4

16

0-7

26

6-9

36

0-12

7

9-4

17

3-7

27

9-9

37

3-12

8

0-5

18

6-7

28

0-10

38

6-12

9

3-5

19

9-7

29

3-10

39

9-12

10

6-5

20

0-8

30

6-10

40

  -13

 

 

 

 

 

 

51

بالاتر از 13 سال

 

" جدول شماره 2 "

طبقه بندی از لحاظ هوش

معادل هوش

نابغه

189-170

تيز هوش

169-150

پر هوش

149-130

باهوش

129-110

متوسط

109-90

مرزي

89-80

مرزی ضعيف

79-70

کودن

69-50

کاليو

49-25

کانا

25-0

 

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در پنجشنبه 21 دی1385 و ساعت |

پنج راه براي تقويت قواي ذهني

از زماني كه دوره درس و تحصيل تمام مي شود به اين دليل كه مغز كمتر با رقم ها و اطلاعات سر و كار دارد ، به نظر مي رسد كه به تدريج توانايي هاي خود را از دست مي دهد. دكتر رابرت ايستاك مي گويد: " لازم است هر فردي ، به همان شكل كه با فعاليت بدني بر سلامت جسمي خود مي افزايد ، از طريق بكار گرفتن مغز توانايي هاي ذهني خود را نيز افزايش دهد." توانايي هاي ذهني به تدريج ، با سپري شدن عمر تحليل مي روند ؛ زيرا از طريق پاسخگويي به تجربه هاست كه زنده و فعّال مي مانند. اگر فردي از تجربه هاي ذهني متعدد و متنوعي برخوردار باشد ، روابط بين سلولهاي عصبي در مغز او نيز بيشتر خواهد بود ، در حالي كه اگر تجربه هاي ذهني فرد محدود و معدود باشد ، روابط بين سلولي كمتر برقرار شده يا اين كه كاملاً قطع خواهند شد.

توصيه هايي جهت بالا بردن توانايي هاي ذهني

1 – ذهن خود را به كار اندازيد:  حل كردن جدول و معما ، بهترين راه براي گذراندن وقت است. دكتر استاك معتقد است كه در بين ارگانهاي مختلف بدن ، مغز عضوي منحصر به فرد به شمار مي آيد ، زيرا عضوهايي مانند كبد و كليه ها ، در اثر كار كردن زياد و مستمر فرسوده خواهند شد اما مغز ، هر چقدر كه بيشتر فعاليت داشته باشد ، تواناتر و قوي تر مي شود. به كار انداختن مغز و انجام بازي هايي مانند شطرنج بر شناخت و درك بيشتر مغز مي افزايد. از طريق فعاليت هايي كه مغز را به كار مي اندازند ، مي توان به رشد سلول هاي عصبي تازه كمك كرد و با اين وسيله ارتباط بين سلولهاي عصبي در مغز حفظ شده و حتي افزايش خواهد يافت.

2 – از گوش هاي خوداستفاده كنيد:  گوش دادن به موسيقي جريان خون در مغز را افزايش خواهد داد. به همين دليل مخچه نوازندگان موسيقي از افراد ديگر بزرگتر است. خوشبختانه نيازي به استفاده از آلات و ادوات موسيقي نيست بلكه مي توان با گوش دادن به موسيقي ، علاوه بر لذت بردن از آن ، قسمت هايي از مغز را نيز فعال سازيم. توصيه مي شود هنگامي كه به سوي محل كار خود حركت مي كنيد به موسيقي مورد علاقه خود گوش كنيد به اين ترتيب هم به آرامش خواهيد رسيد و هم بر زيركي خود خواهيد افزود.

3 – دست هاي خود را بكار بريد: زماني كه با ماشين تايپ مي كنيد يا اين كه به رانندگي مي پردازيد يا حتي هنگامي كه شام درست مي كنيد ،  دستان شما بطور مداوم فرمان هاي رسيده از مغز را اجرا مي كنند. در حقيقت هيچ بخشي از بدن بيش تر از دستها به مغز نزديك تر نيست. به همين سبب ، هرقدر مهارت هاي سريع انگشتان افزايش يابد ، عملكرد و فعاليت مغز نيز بيشترخواهد شد. متأسفانه در جامعه (دنياي) ما بر مهارت هاي ظريف و دقيق انگشتان و اثر آنها بر مغز تأكيد نمي شود. جراحان از اين توانايي ، برخوردارند ولي افرادي چون وكلا، حسابداران يا مشاوران امور اجتماعي نيازي به مهارت هاي ظريف و دقيق انگشتان دست خود ندارند. براي مقابله كردن با اين شيوه زندگي مي توان به سرگرمي هاي سنتي پرداخت. از جمله قلاب بافي كردن ، خياطي ، ساختن مدل هاي مختلف كه از بخش هاي كوچكي تشكيل شده اند (مانند كشتي ، هواپيما و ...                                                                 به پاهاي خود تكيه كنيد فعاليت و كار كردن ممكن است بتواند از وزن شما بكاهد اما مي تواند: ذهن شما را نيز تواناتر كند. ورزش و تمرين هاي ايستاده سبب تقويت بخش تعادل مغز و مراكز هماهنگ كننده خواهد شد كه همگي به بالا بردن درك و شناخت فردي كمك مي كنند.

دكتر رابرت استاك اظهار مي دارد كه انجام تمرين هايي كه سبب حفظ تعادل بدن ، انعطاف پذيري و نيروي پاها مي شوند از اهميّت زيادي برخوردارند. تمرين پيشنهادي او ورزش سنتي چيني به نام تاي چي است كه به تقويت پاها و حفظ تعادل بدن كمك زيادي مي كند.

5 – گذشته را زنده نگهداريد: يكي از رايج ترين و مهمترين شكايتهايي كه افراد بالاتر از 40 سال ، ابراز مي كنند كم شدن يا حتي فقدان حافظه است. در حالي كه مي توان به سادگي حافظه را تقويت كرد. دكتر استاك معتقد است كه با مرور خاطره هاي خوب گذشته از طريق مشاهده فيلم هاي خانوادگي ، آلبوم هاي عكس و مجله ها مي توان به تقويت حافظه پرداخت. حتي وسايلي كه خاطره انگيزند مانند عطر مورد علاقه مادر، عينك يا خود نويس پدر بزرگ و ... مي توانند به بهتر شدن حافظه كمك كنند. يادگاري ها و يادبودها مي توانند ارتباط هايي را در مغز ايجاد كنند كه به راحتي و با مرور زمان از بين مي روند، بنابراين فعالانه خاطره ها را زنده نگه داريد.

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در چهارشنبه 20 دی1385 و ساعت |

حال خوش ، يعني سلامتي

اين را بايد بدانيد كه عوامل احساسي و عاطفي و نيز عوامل ميان فردي يعني روابطي كه با ديگران داريد ، نقش مهمي در سلامتي شما دارند . انسان هاي سالم كساني هستند كه سَبكي از زندگي را انتخاب مي كنند كه به ذهن ، جسم ، احساسات و عواطف خود خدمت كنند و با سايرين روابط سالم و كمال بخشي برقرار سازند . وقتي كه ما نيازهاي احساسي و معنوي خود را برآورده نمي سازيم ، شرايط را براي بيمار شدن آماده مي كنيم . 

بسياري از پزشكان علاقه مند به روان شناسي معتقدند كه انتخاب و مسئوليت از جمله عوامل مؤثر در سلامتي روان و جسم هستند . اين پزشكان  به بيماران خود توضيح مي دهند كه ورزش نكردن ، مصرف مواد مخدر و ساير رفتارهاي مخرب تا چه اندازه  روي آنها تأثير مي گذارد . اين پزشكان در حالي كه ممكن است براي كاستن از فشارخون بالا داروهايي تجويز كنند ، به بيمارانشان مي گويند كه دارو فقط تا حدي مي تواند به درمان بيماري آنها كمك كند ؛ اما مهمتر از مصرف دارو تغيير دادن سَبك زندگي است پس بايد تحولي در طرز زندگي خود ايجاد كنند  .  بدين ترتيب بيماران تشويق مي شوند تا مسئوليتي در قبال سلامتي خود اتخاذ كنند .

آنچه در زير مي خوانيد برخي از توجيهاتي است كه اشخاص براي تغيير ندادن انگاره هاي رفتاري خود مي آورند كه بر جسمشان تأثير نامطلوب مي گذارد . به هر عبارت دقيق شويد .

. فرصت آن را ندارم كه هر روز ورزش كنم .

. هر كاري براي كم كردن وزن بدنم مي كنم ، بي فايده است .

. هم خودم و هم ديگران مانع وزن كم كردن من هستند .

. به محض اين كه از شدت استرس زندگيم كاسته شود ، ترك سيگار مي كنم .

. وقتي به مرخصي بروم استراحت مي كنم .

. غذا برايم مهم نيست ، هر چه به دستم برسد ، مي خورم .

. فرصت آن را ندارم كه غذاي حسابي بخورم .

مشاوره راهي براي درك خود و سلامتي

براي برخورد با مشكلات رواني خود هميشه مي توانيد به متخصصان روان درماني مراجعه كنيد و  مسايل خود را با آنها در ميان بگذاريد . لازم نيست براي مراجعه به مشاور و يا روان شناس ، حتماً در يك حالت بحراني وخيم به سر بريد . نكته مهمي كه نبايد فراموش شود اين است كه بايد هم به جسم و هم به مسائل رواني خود توجه كنيد و بدانيد كه تألمات رواني مي توانند آثار جسماني به همراه داشته باشند .

اگر به اين نتيجه رسيديد كه نمي توانيد شخصاً به خودتان كمك كنيد و از دوستان و آشنايان هم كار چنداني ساخته نيست ، مي توانيد به يك روان شناس يا مشاور مراجعه كنيد .وقتي اشخاص از لحاظ جسمي بيمار مي شوند به پزشك مراجعه مي كنند. اما بسياري از اشخاص وقتي با مشكلات رواني روبرو مي شوند در مراجعه به متخصص ترديد دارند . مشاور و روان شناس  مي توانند به شما كمك كنند  از جمله :

. احساس از دست دادن سررشته زندگي

. ناخشنودي از مسير زندگي خود

. مردد بودن در انتخاب راه ها و روشهاي سازنده و مفيد

. قرباني خلاف و بدرفتاري ديگران واقع شدن

. نداشتن هدف در زندگي

. افسردگي مزمن

. احساس بيزاري از خود و ديگران

. رويارويي با يك ضايعه دردناك

. مشكل داشتن در كار و تحصيل

. وجود شرايط استرس زا در زندگي

. قرباني ظلم و تبعيض بودن

. متاركه با همسر

. احساس اين كه از همه توانمندي هاي خود نمي توانيد استفاده كنيد

مراجعه به متخصص به معني تغيير شخصيت شما نيست . ممكن است مشكلات شما بسيار جزئي باشند . البته خيلي از افراد تا به اتومبيلشان آسيب جدي وارد نشود به تعميرگاه اتومبيل مراجعه نمي كنند . اين اشخاص نمي خواهند براي پيشگيري اقدامي انجام دهند . به همين ترتيب خيلي ها  تا با مشكل جدي رواني مواجه نشوند به متخصصان روان درماني مراجعه نمي كنند . اين در حالي است كه متخصصان روان درماني مي توانند به شما كمك كنند كه از نيروهاي دروني خود استفاده كنيد . آنها جواب هاي دروني شما را بيرون مي كشند و به شما كمك مي كنند تا از زندگي لذت بيشتري ببريد و به آن كسي كه علاقه داريد تبديل شويد . تنها در صورتي مي توانيد از خدمات روان شناسان سود ببريد  كه خود با آنها همكاري نزديك داشته باشيد . وظيفه اصلي روان درمانگر نصيحت كردن نيست ، بلكه وظيفه اصلي او اين است كه به شما كمك كند تا درمانگر خود شويد . او در حكم راهنمايي است كه شما را از منابع درونتان آگاه مي كند ، منابعي كه ممكن است پي به وجود آن نبرده باشيد .

پيدا كردن روان درمانگرِ مناسب از اهميت بسيار برخوردار است . متأسفانه بسياري از مردم با مراجعه به كتاب راهنماي تلفن ، روان درمانگر خود را انتخاب مي كنند و به ندرت ، كيفيت كار درمانگر را در نظر مي گيرند . به همان اندازه كه بايد به پزشك مورد اعتماد خود مراجعه كنيد ، افشاي مكنونات قلبي هم براي  كسي كه لزوماً به او اعتماد نداريد درست نيست .

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در چهارشنبه 20 دی1385 و ساعت |
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در چهارشنبه 20 دی1385 و ساعت |

یا علـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

عید غدیــــــــــــــــــر  عید امامـــــــــــــــــــــــت

عید ولایـــــــــــــــــت

عید عشــــــــــــــــــــــق

 بر همه مسلمانان و شیعیان و بر تو مبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک

 

 کاش رسم دوستي را ساده تر ... مهربانتر ... آسماني تر کنيم.

 
 کاش در نقاشي ديدارمان ، شوق را ارغواني تر کنيم .
 
 ما همه روزي از اينجا مي رويم ، کاش اين پرواز را باور کنيم .
 
 
یا علی مدد
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 17 دی1385 و ساعت |

چگونه به فرزندانمان کمک کنيم تا ديدي مثبت نسبت به زندگي داشته باشند؟

با افزايش سن کودکان تغييرات زيادي در آنها صورت مي گيرد. آنها همواره خود را با ديگران مقايسه مي کنند و اغلب خود را در سطح پايين تري مي يابند. اما ما به عنوان والدين مي توانيم با آموزش مهارت «مثبت نگري» به آنها کمک کنيم تا بحران هاي خاص سن خود را بهتر پشت سر بگذارند. به اين منظور بايد گفته ها و درد دل هاي فرزندتان را جدي بگيريد ، فعالانه به صحبت هاي او گوش دهيد، و کمک کنيد تا افکار و عقايد منفي اش را از بين ببرد. البته اين امر آسانتر خواهد شد اگر تفکر مثبت داشته باشيد.

بچه ها بايد به آنچه که هستند ارج بگذارند، نه آنچه که دارند. اين مهمترين درس دوران کودکي است که نمي توان آن را يک روزه و يا حتي در طي سال آموزش داد، اين فرآيندي است که با تولد شروع مي شود و در سراسر طول زندگي رشد مي يابد. 

دنياي ما پر از عکس العمل هاي منفي است. ما بايد فرزندانمان را به يک نگرش مثبت مجهز کنيم تا مسير مستقيم زندگي خود را بيابند. براي مثال به چند گفته منفي بچه ها و پاسخ مثبت والدينشان توجه کنيد.

من نمي توانم آن کار را انجام دهم.

پاسخ والدين: عزيزم باز هم وقت بگذار و سعي کن ؛ من به تو اطمينان دارم.

دوستم زهرا، من را دوست ندارد.

پاسخ والدين: مي دانم زهرا احساس تو را نديده گرفت و تو ناراحت شدي. مي دانم که مي خواستي او تو را دوست داشته باشد. اما به خاطر داشته باش که تو دوست داشتني هستي، مهم نيست که ديگران چه نظري دارند.

من اصلاً استعدادي در درس تاريخ ندارم.

پاسخ والدين: عزيزم هيچ کسي در همه چيز موفق نيست. ببين در درس رياضي چه نمره خوبي گرفته اي . تو هميشه در کاربرد اعداد و ارقام قوي بودي و هستي.

من بي عرضه ام . هيچوقت شنا ياد نمي گيرم.

پاسخ والدين: درست است که يادگيري کار جديد ، دشوار است. اما به ياد بياور وقتي که براي اولين بار دوچرخه سواري مي کردي، چقدر برايت سخت بود، ولي با پشتکار و تلاش توانستي دوچرخه سوار ماهري شوي.

چنين گفتگوهايي تفکر مثبت و اعتماد به نفس را در کودکان پايه ريزي مي کند. متأسفانه اين موضوعات تاکنون در برنامه درسي دانش آموزان قرار نگرفته است. اما کتاب هاي خوبي در زمينه مثبت نگري براي کودکان همچنين بزرگسالان نوشته شده است. خواندن يک کتاب با همديگر روش خوبي براي شروع چنين مباحثي است. از اين طريق با مطالعه داستان هاي زندگي افراد مي توانيد کاملاً تأثير نگرش هاي مثبت را در زندگي واقعي به او آموزش دهيد. الگوسازي تفکري مثبت ، مؤثرترين روش براي آموزش به فرزندانتان است. بچه ها از شما ياد مي گيرند که چگونه زندگي کنند. بنابراين از همين حالا شروع کنيد افکار خود را به طور مثبت بيان کنيد.

مثلاً: بچه ها امروز ماشين ما در تعميرگاه است و نمي توانيم به پيک نيک برويم، حالا بهتر است در منزل به يک بازي دسته جمعي مشغول شويم.

اغلب والدين اميدوارند فرزندانشان ديدگاه مثبتي در زندگي داشته باشند در حالي که آن را شانسي تلقي مي کنند.

اما وقتي که اين امر را در دست خود کنترل کنيد و سعي داشته باشيد افکار فرزندتان، به مسير مثبت هدايت شود نتايج درخشان آن را خواهيد ديد.

بچه ها بايد ارزش ها را در خانه بياموزند

يکي از مهمترين وظايف والدين ، کمک به فرزندان در شناخت ارزش هاي خانواده مي باشد. بچه ها بايد به آنچه که هستند ارج بگذارند، نه آنچه که دارند. اين مهمترين درس دوران کودکي است که نمي توان آن را يک روزه و يا حتي در طي سال آموزش داد، اين فرآيندي است که با تولد شروع مي شود و در سراسر طول زندگي رشد مي يابد.

بچه ها از سنين پايين (بدو کودکي) جذب تماشاي آگهي هاي تبليغاتي مي شوند . آنها در جامعه اي رشد مي کنند که ارزش ها نمادين هستند و اغلب ، موفقيت ها را در قالب مادي مي بينند. در اينجا وظيفه والدين دشوارتر مي شود چرا که مي خواهند به فرزندان خود بياموزند در زندگي چيزهايي مهمتر از يک جفت کفش کتاني گران قيمت نيز وجود دارد. والدين بايد کاملاً به رفتار خود توجه کنند.

ارزش هاي حاکم در خانواده شما چيست و چگونه آن را به فرزندان خود انتقال مي دهيد؟

شما مي توانيد در حين گفتگو با فرزندتان نعمت هاي خدا را بشماريد و يا مثلاً هنگام صرف غذا از برکاتي که خدا به شما ارزاني داشته صحبت کنيد و شکر گزار باشيد و از بچه ها هم بخواهيد با شما همراهي کنند. به آنها بگوييد با وجود صميميت و محبت بين اعضا خانواده و فاميل از موهبت بزرگي برخوردار هستند و اين همدلي را بزرگترين ثروت خود مي دانيد.

بچه ها دنيا را از زاويه ديد شما مي بينند. اگر پدر دائماً مشکلات خود را به خانه بياورد و ناراضي باشد مادر هم از اوضاع خانه گله کند ، کودکان نيز خود را در دنيايي ترسناک مي بينند ؛ پس ديد مثبت والدين به زندگي، نور اميد را در دل هاي کوچک کودکان روشن مي سازد. از بچه ها بخواهيد در مورد دوستانشان صحبت کنند اما به جاي چيزهايي که دارند، از ويژگي هاي مثبت ، از شخصيت و از استعدادهاي آنها صحبت کنند.

هنگامي که از ارزش ها و عقايد خود با فرزندتان گفتگو مي کنيد، سعي کنيد در فضاي باز و بدون قضاوت گفتگو کنيد تا او به راحتي نظرات خود را بيان کند و شما نيز فرصت داشته باشيد باورهاي مثبت و عقايدتان را به او انتقال دهيد.

 والدين عزيز به خاطر داشته باشيد بچه ها در خانه، با رفتار و گفتار شما، با خوب و بد، با ارزش ها و ضد ارزش ها آشنا مي شوند ؛ پس اگر رفتار فرزندتان مطابق با اصول و ضوابط خانواده تان نبود، علت را در خودتان جستجو کنيد.

بچه ها معمولاً از به دست آوردن کالا و اشياي مادي خوشحال مي شوند ، به آنها ياد دهيد بخشيدن و اعطا کردن دارايي هاي خود چقدر لذتبخش

است . بدين منظور مي توانيد در مراسمي مانند کمک به ايتام به همراه فرزندانتان شرکت کنيد تا روحيه مثبت ايثار و لذت انفاق را درک کنند ؛ بدين وسيله آنها با لذتي فراتر از لذت مادي آشنا خواهند شد و علاوه بر اين مي فهمند ارزش هاي انساني بسيار والاتر از ارزش هاي مادي هستند. شايد گاهي اوقات فرزندان شما مزيت هاي زندگي ديگران مثل خانه بزرگتر يا اسباب بازي هاي جديدتر دوستانشان را ببينند و تحت تأثير قرار بگيرند ؛ شما بايد بگوييد: خوشحالم از اين که دوستت چنين امکاناتي دارد.

است . بدين منظور مي توانيد در مراسمي مانند کمک به ايتام به همراه فرزندانتان شرکت کنيد تا روحيه مثبت ايثار و لذت انفاق را درک کنند ؛ بدين وسيله آنها با لذتي فراتر از لذت مادي آشنا خواهند شد و علاوه بر اين مي فهمند ارزش هاي انساني بسيار والاتر از ارزش هاي مادي هستند. شايد گاهي اوقات فرزندان شما مزيت هاي زندگي ديگران مثل خانه بزرگتر يا اسباب بازي هاي جديدتر دوستانشان را ببينند و تحت تأثير قرار بگيرند ؛ شما بايد بگوييد: خوشحالم از اين که دوستت چنين امکاناتي دارد.

اما بايد دائماً در طول زندگي با فرزند خود از ارزش هايي صحبت کنيد ( آنها را با ارزش ها و مزيت هايي آشنا کنيد) که خريدني نيستند ، اما هميشه در زندگي همراه ما هستند. والدين عزيز به خاطر داشته باشيد بچه ها در خانه، با رفتار و گفتار شما، با خوب و بد، با ارزش ها و ضد ارزش ها آشنا مي شوند ؛ پس اگر رفتار فرزندتان مطابق با اصول و ضوابط خانواده تان نبود، علت را در خودتان جستجو کنيد.

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 17 دی1385 و ساعت |

نظم در 60 ثانيه

کودک دو ساله شما ديوار را با ماژيک خط خطي کرده، بچه پنج ساله تان پس از اين که به او کلمه «نه» گفتيد باز هم شيريني مي خواهد، فرزند 7 ساله شما دروغ مي گويد. ممکن است در لحظه اول از عصبانيت منفجر شويد اما براي رسيدن به يک راه حل بهتر بايد صبور بود، به علاوه اين که مي دانيد اگر عصباني شويد در آخر کار با يک عذرخواهي يا قرار گرفتن کودک در وضعيت دفاعي به پايان مي رسد. در واقع آن چه به آن نياز داريد نقشه يک بازي است. اين طرح مي تواند تقريباً راهکار کلي باشد.

خونسرد بودن علاوه بر اين که اوضاع و احوال را آرامتر مي کند به فرزندتان نيز فرصت مي دهد تا حرفهايتان را بهتر بشنود. اگر فرياد بزنيد، همه چيز را از پايه خراب خواهيد کرد. چون فرزندتان به جاي پي بردن به کار اشتباهي متوجه خشم و ناراحتي شما مي شود. 

روش انضباط 60 ثانيه اي ، طرحي خاص براي به اجرا در آوردن دقيق نظم و انضباط در خانه نيست. اگر روش 60 ثانيه اي را به کار بريد، به نتيجه بهتري دست پيدا خواهيد کرد. اگر اعصاب خود را کنترل کنيد کودکتان بهتر متوجه مي شود که چه انتظاري از او داريد. مطمئن باشيد که با اين کار الگوي رفتاري بهتري خواهيد داشت تا به آنچه از او انتظار داريد دست پيدا کنيد.

در اينجا 6 مرحله ساده براي دستيابي به اين هدف وجود دارد:

10 ثانيه اول: واکنش سريع

اولين کاري که شما انجام مي دهيد گرفتن ماژيک از کودک ، جدا کردن او از خواهر و برادرانش در موقع دعوا يا بردن کودک به اتاق ديگر است. يکي از متخصصين به اين کار مداخله سريع مي گويد: نبايد توقع داشت که به کودک فرمان ايست دهيد و او هم اجرا کند. هميشه حفظ امنيت بچه ها بر مسائل ديگر مقدم است، اگر در وجود کودکتان هنوز زمينه هاي خطر و درگيري وجود داشته باشد، بهترين راه ، دور کردن او از محيط است. پروفسور و استاد دانشگاه بوستون مي گويد:«شما بايد هر چيزي را که باعث به وجود آمدن مشکلات ديگر شود از دسترس کودک دور کنيد. کودکتان بايد توجه خود را به شما و موقعيتي که در آن قرار دارد معطوف کند. وگرنه خوردن شيريني، و آزار و اذيت خواهر و برادر تبديل به نوعي سرگرمي براي او خواهد شد.» در صورت لزوم خودتان و فرزندتان را از صحنه هياهو و جار و جنجال دور نگاه داريد. در نتيجه امکان اين که کاري انجام دهيد يا حرفي بزنيد که بعداً از يادآوري آن پشيمان شويد، از بين مي رود.

 ذهن کودک کاملاً باز و منطقي است و فکر مي کند اگر پدر و مادر يکسره او را زير نظر بگيرند، کار خسته کننده اي است. آنها نظرات و قوانين مختلفي دارند ولي براي به اجرا درآوردن هر کدام از آنها به زمان خاصي نياز دارند. بنابراين خطرات را جدي بگيريد و کاري را که خودتان نمي توانيد انجام دهيد تحميل نکنيد.

10  ثانيه دوم : حفظ آرامش

عصباني شدن کار سختي نيست اما چگونگي کنترل آن مهم است؛ اگر بگوييد که عصباني نمي شوم حرفتان غير منطقي به نظر مي رسد بلکه بايد احساسات بد و خشونت را کنار بگذاريد چون کودکان مي دانند که چه وقت عصباني مي شويد حتي اگر سعي کنيد آن را بروز ندهيد.

آن چه که در حقيقت به آن نياز داريد کنترل خشم و عصبانيت است. به گفته يکي از متخصصين اگر در يک خانواده شلوغ و پرهياهو بزرگ شده باشيد که همه فرياد مي زدند، بيان کردن احساسات، کار بسيار مشکلي است. شما بايد کوتاه ترين و مناسب ترين راه را از بين راه هاي گوناگون پيدا کنيد. يعني به جاي اين که بگوييد:« اي پسر بد» با صداي بلند بگوييد:«آ، آ». اين کار باعث آرامش شما مي شود و همچنين کودک ، ديگر احساس حقارت نمي کند. خونسرد بودن علاوه بر اين که اوضاع و احوال را آرامتر مي کند به فرزندتان نيز فرصت مي دهد تا حرفهايتان را بهتر بشنود. اگر فرياد بزنيد، همه چيز را از پايه خراب خواهيد کرد. چون فرزندتان به جاي پي بردن به کار اشتباهي متوجه خشم و ناراحتي شما مي شود.

10  ثانيه سوم : شناخت موقعيت

براي چند ثانيه هم شده به آن چه که واقعاً اتفاق افتاده ، توجه کنيد. مادري چندين بار به پسرش در مورد خط کشيدن با مداد بنفش بر روي ديوار اتاق خواب گوشزد مي کند، در و ديوار همه خط خطي بودند و او بسيار عصبي بود به نظر مي رسيد که پسرش پشيمان شده و با عکس العمل مادر ، قلبش شکسته است. چند لحظه بعد با کمي بردباري متوجه مي شود که کار او تقليدي از کتاب «هارولد و مداد شمعي بنفش» بوده است. از نقطه نظر او، اين يک کار «سازنده و خلاق بود.» البته با درک احساسات و عواطف کودکان ، در و ديوار و تخت خواب ، سالم و تميز نمي مانند بلکه باعث بروز احساساتش در يک موقعيت کاملاً استثنايي مي شود.

 نبايد توقع داشت که به کودک فرمان ايست دهيد و او هم اجرا کند. هميشه حفظ امنيت بچه ها بر مسائل ديگر مقدم است، اگر در وجود کودکتان هنوز زمينه هاي خطر و درگيري وجود داشته باشد، بهترين راه ، دور کردن او از محيط است.

در نظر گرفتن موقعيت، کار دشوار و سختي است. يعني شما بايد دريابيد که چگونه درگيري و برخورد را از تمام چيزهايي که همانند آن در گذشته بوده و ممکن است در آينده نيز اتفاق بيفتد جدا سازيد و وقتي که به موقعيت مکاني و زماني به عنوان يک اتفاق مجزا ( به جاي يک خطاي تکراري) نگاه مي کنيد، معمولاً متوجه تناقص آن چه کار در ابتدا فکر مي کرديد، خواهيد شد.

بداخلاقي يک کودک سه ساله ممکن است مربوط به گرسنگي او باشد، ژوليدگي يک بچه 8 ساله بر سر ميز صبحانه شايد در اثر کمبود خوابش باشد. به عبارت ديگر، مجدداً بايد موقعيت خود را در نظر بگيريد. از خودتان بپرسيد که آيا عواملي وجود دارد که بتوان به کمک آنها از بروز اين رفتار در آينده جلوگيري کرد؟ مانند از بين بردن بعضي محدوديت ها يا عوض کردن قوانين خانوادگي؛ پس هيچ وقت نگوييد :«چند بار به تو گفتم که ...؟»

( حتي اگر بعضي چيزها را 100 دفعه به فرزندتان گفته ايد که چنين چيزي محال است) مهم نيست. باز هم دوباره و دوباره بگوييد. و فقط دوباره.

10  ثانيه چهارم: حرف زدن با کودک

اگر به فرزندتان فرصت هيچ کاري را نمي دهيد، پس بهتر است به جاي کنترل کردن وي و نظم بخشيدن به رفتارش، به او مسئوليت بدهيد. به جاي تنبيه کردن ، به او بگوييد که چرا اجازه نمي دهيد بعضي از کارها را انجام دهد، به عنوان مثال: خط هاي روي ديوار با تنبيه پاک نمي شود، گفتن دو يا سه جمله خيلي مؤثرتر است و براي بچه هاي کوچکتر دو يا سه کلمه کفايت مي کند. او دوست دارد که از دهان شما بشنود که چه کار اشتباهي کرده و چگونه مي تواند کار بهتري انجام دهد. گفتن جملاتي مانند:«ما روي ديوار نمي کشيم، ما روي کاغذ نقاشي مي کنيم ؛ يا : نبايد شيريني بخوري چون الان نزديک شام است و بعداً مي تواني آن را بخوري»، خيلي مؤثرتر است اگر با فرزندتان بحث و جدل کنيد، علاوه بر اين که نتيجه اي نمي گيريد، بلکه تأثير پذيري او نيز نسبت به حرف هاي شما کاهش مي يابد. به نظر دکتر بهتراست بگوييم :«در مورد آن بعداً صحبت کن».

10  ثانيه پنجم : زمان نتيجه گيري

بعضي از والدين فکر مي کنند که تنبيه رکن اصلي نظم و تربيت است، اما بسياري از متخصصين با اين کار مخالفند. به عقيده يکي از آنها: نتيجه گيري زماني لازم است که به ثبات کار مطمئن نباشيم .

بيان چهار يا پنج کلمه ساده براي گرفتن شيريني از دست کودک و گفتن :« قبل از شام شيريني نخور» مطمئناً از قاپيدن شيريني بهتر است. با تنبيه کردن کاري پيش نمي رود. اگر کودکان توپ را در خانه پرتاب مي کنند، به جاي تنبيه کردن آنها، بايد توپ را از دسترسشان دور نگاه داشت. اگر نتيجه کار درست همان چيزي است که فکر مي کرديد، کم کم اثربخشي کلامتان نيز به مرور زمان تقويت خواهد شد.

اهميت دادن به نتيجه کار فقط براي يک لحظه، باعث مي شود که فرزندتان به طور مکرر کارهاي شما را ناديده بگيرد. آن چه که مهم و مؤثر است، فرصت دادن به کودک براي به دست آوردن تجربه و نتيجه اعمالش است . به طور مثال اگر او بچه ها را بزند ديگر نمي تواند با آنها بازي کند.

10  ثانيه ششم: رفتارهاي منطقي

ذهن کودک کاملاً باز و منطقي است و فکر مي کند اگر پدر و مادر يکسره او را زير نظر بگيرند، کار خسته کننده اي است. آنها نظرات و قوانين مختلفي دارند ولي براي به اجرا درآوردن هر کدام از آنها به زمان خاصي نياز دارند. بنابراين خطرات را جدي بگيريد و کاري را که خودتان نمي توانيد انجام دهيد تحميل نکنيد. شما براي زندگي کردن وظايفي داريد يعني با گفتن «آخرين شيريني است که تو مي خوري» و يا «تا يک ماه از بازي خبري نيست» نه تنها باعث ناراحتي کودکتان شده ايد بلکه تقريباً باعث تحليل قواي جسماني خود نيز مي شويد.

اکنون همه چيز گفته شد، نقشه 60 ثانيه اي خيلي ساده است، اما نياز به تفکر شما در رسيدن به اهدافتان و به همين ميزان نياز به کنترل بر رفتار خود دارد.

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 17 دی1385 و ساعت |

5 روش براي ايجاد صلح و صفا بين بچه ها


جاي‌ تعجب‌ نيست‌ كه‌ والدين‌ مي‌ توانند در دعواي‌ فرزندان‌ نقش‌ مهمي‌ داشته‌ باشند. روشن‌ است‌ كه‌ هميشه‌ نمي ‌توان‌ بچه‌ها را به‌ طور يكسان‌ مورد توجه‌ قرار داد؛ گاهي‌ بچه ‌اي‌ نياز به‌ توجه‌ بيشتري‌ دارد. به‌ هر حال، هيچ‌ پدر و مادري‌ نمي‌ خواهند در محيطي‌ پر كشمكش‌ زندگي‌ كنند. به كارگيري‌ اين‌ روش‌ها به‌ شما كمك‌ مي ‌كند بين‌ بچه ‌هايي‌ كه‌ با هم‌ اختلاف‌ دارند، صلح‌ و صفا به‌ وجود آوريد.

1. بر رفتارهاي‌ مثبت‌ كودكان‌ تاكيد كنيد

بچه‌ها خيلي‌ زود درمي ‌يابند كه‌ دعوا و مشاجره‌ باعث‌ جلب‌ توجه‌ بزرگترها مي‌ شود؛ و اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ همكاري‌ آنها با يكديگر، اغلب‌ مورد توجه‌ قرار نمي ‌گيرد. پس‌ وقتي‌ كودكان‌ به‌ طور مسالمت‌آميز با هم‌ كنار مي‌آيند، آنها را تشويق‌ كنيد.

2. نقاط‌ شروع‌ درگيري‌ را شناسايي‌ كنيد

هر مشاجره‌ و برخورد را ارزيابي‌ كنيد و به‌ دنبال‌ عوامل‌ و انگيزه‌ها باشيد. بچه‌ ها معمولاً وقتي‌ خسته‌ و گرسنه‌ مي‌شوند يك‌ به ‌دو مي ‌كنند. بعضي‌ اوقات‌ هم‌ احساس‌ مي ‌كنند مورد بي ‌اعتنايي‌ والدين‌ قرار گرفته‌ اند و به‌ همين‌ علت‌ براي‌ جلب‌ توجه‌ به‌ دعوا پناه‌ مي ‌برند. اگر عوامل‌ دعوا و اختلاف‌ را بشناسيد و مورد توجه‌ قرار دهيد، مي ‌توانيد از وقوع‌ آن‌ پيشگيري‌ كنيد.

3. به‌ علايق‌ و توانايي‌هاي‌ بچه‌ها احترام‌ بگذاريد و هر يك‌ را جداگانه‌ تشويق‌ كنيد

بهترين‌ روش‌ براي‌ اين‌ كه‌ بچه‌ ها از چشم‌ وهمچشمي‌ و رقابت‌ نادرست‌ بپرهيزند، اين‌ است‌ كه‌ اجازه‌ دهيد شخصاً علايقشان‌ را دنبال‌ كنند. در اين‌ صورت‌ آنها هر كدام‌ براي‌ خود سرگرمي‌هاي‌ جداگانه ‌اي‌ خواهند داشت. در ضمن، فعاليت‌هاي‌ آنان‌ بايد با توانايي‌ هايشان‌ سازگاري‌ داشته‌ باشد؛ مثلاً در كار نظافت‌ حياط، اگر بچه ‌اي‌ براي‌ زير و رو كردن‌ خاك‌ باغچه، خيلي‌ كوچك‌ است‌ مي ‌تواند در جمع‌آوري‌ برگ‌ هاي‌ خشك‌ كمك‌ كند. به‌ اين‌ ترتيب‌ فرزند شما مي‌ آموزد كه‌ هر شخص‌ وظيفه ‌اي‌ دارد؛ حتي‌ اگر كارش‌ مهم‌ جلوه‌ نكند و كانون‌ توجه‌ ديگران‌ واقع‌ نشود.

4. آنها را به‌ حرف ‌زدن‌ تشويق‌ كنيد

وقتي‌ دعواي‌ بچه ‌ها شروع‌ مي ‌شود، با آغاز كردن‌ يك‌ گفت‌ و گو به‌ آنها كمك‌ كنيد كه‌ با صلح‌ و صفا به‌ بحث‌ و مشاجره‌ پايان‌ دهند؛ مثلاً اگر بر سر يك‌ مداد شمعي‌ با هم‌ جدال‌ مي‌ كنند، بگوييد: نمي ‌دانم؛ هر دوي‌ شما همين‌ مداد شمعي‌ را مي ‌خواهيد. ببينيد چطور مي ‌توانيد اين‌ مشكل‌ را حل‌ كنيد كه‌ هر دو راضي‌ و خوشحال‌ شوند. بچه‌ ها براي‌ اين‌ كه‌ بتوانند با موفقيت‌ مشكل‌ را حل‌ كنند، لازم‌ است‌ صحبت‌ هاي‌ طرف‌ مقابل‌ را بشنوند و راه‌ حلي‌ پيدا كنند كه‌ مورد توافق‌ هر دوي‌ آنها باشد. پيوسته‌ از طريق‌ صحبت، آنها را به ‌آرامي‌ راهنمايي‌ كنيد. در نهايت‌ بچه‌ها مي‌آموزند كه‌ مشكلاتشان‌ را خودشان‌ حل ‌و فصل‌ كنند.

5. قانون‌ وضع‌ كنيد

گاهي‌ نمي ‌توان‌ جلوي‌ دعواي‌ بچه‌ ها را گرفت، اما بيشتر اوقات‌ مي ‌توانيد خودتان‌ را درگير ماجرا نكنيد. شايد مشكل ‌ترين‌ درس‌ براي‌ تمام‌ والدين‌ اين‌ باشد كه‌ چه‌ مواقعي‌ بايد بحث‌ هاي‌ كودكان‌ را ناديده‌ بگيرند. در اين‌ زمينه، بايستي‌ از قبل‌ رفتارهاي‌ غيرقابل‌ پذيرش‌ را صريحاً مشخص‌ كنيد؛ مثلاً «زد و خورد» رفتاري‌ غير قابل‌ قبول‌ است. در صورت‌ قانون ‌شكني، قوانين‌ انضباطي‌ را اجرا كنيد.

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 17 دی1385 و ساعت |

ده رفتار مناسب به جاي تنبيه بدني


بعضي از والدين آخرين راه چاره را در تربيت فرزندان ، تنبيه بدني مي دانند؛ اما همواره به جاي تنبيه و اعمال خشونت راه بهتري هم مي توان پيدا كرد. چون تنبيه بدني عوارض متعددي در رفتار و روحيه فرزند شما به جاي خواهد گذاشت. حتي اگر بسيار به ندرت كودك خود را تنبيه مي كنيد، حتماً اين مطلب را مطالعه كنيد...

بسياري از والدين عمداً دست به تنبيه بدني نمي زنند. معمولاً هنگامي اين رفتار از بزرگترها سر مي زند كه كنترل خود را از دست بدهند يا احساس نااميدي كنند.

ممكن است بابا به خاطر اين كه سه بار از كودك خواسته تلويزيون را خاموش كند و او توجهي نكرده عصباني شود و كتكش بزند. يا وقتي پسر كوچولوي چهار ساله به وسط خيابان مي دود شايد مامان او را بزند تا حواسش بيشتر جمع باشد.

همه پدر و مادرها مي دانند كه گوش نكردن كودك به حرف آنها چقدر ناراحت كننده است؛ نگراني و دلهره از به خطر افتادن سلامت بچه هم به همين صورت. مادري كه گفتيم، از اين كه پسرش دوباره به وسط خيابان بدود و مثل اين دفعه شانس نياورد! خيلي نگران است.

اكثر والدين حداقل يك بار فرزندشان را تنبيه بدني كرده اند يا احساس كرده اند او يك كتك مفصل لازم دارد. اما به راستي چرا اين تعداد از پدر و مادرها از تنبيه بدني استفاده مي كنند؟ شايد بگوييد: چون مؤثر است. ولي واقعيت اين است كه اگر تنبيه بدني مؤثر باشد فقط و فقط در كوتاه مدت تأثيرگذار است.

مادر سميرا كوچولو گهگاه او را تنبيه بدني مي كند، ولي آن سوي ماجرا اينست که ، مربي او در مهدكودك مرتب بايد مراقبش باشد تا بچه هاي ديگر را آزار ندهد!

در سال 2002 يك تحقيق وسيع در مورد آثار و عوارض تنبيه به عمل آمد. خانم «اليزابت تامسون» از مركز ملي كودكان فقير در دانشگاه كلمبيا، اطلاعات گردآوري شده طي 62 سال را مورد بررسي قرار داد و دريافت كه: هر قدر كودك بيشتر تنبيه شود احتمال بروز رفتار پرخاشگرانه در او بيشتر مي شود. ضمناً چنين كودكي بيشتر رفتارهاي نادرستي مثل دروغگويي، حقه بازي و آزار و اذيت ديگران را از خود نشان خواهد داد. كودكاني كه با تنبيه بزرگ شده اند كمتر درست و نادرست را از هم تشخيص مي دهند، و در غياب والدين خود بيشتر از ساير بچه ها رفتارهاي نادرست و بي ادبانه انجام مي دهند.

يكي از مادران كه معمولاً فرزندش را تنبيه بدني مي كند مي گويد: «بچه من موقعي رفتارش درست است كه او را تنبيه مي كنم. اما راستش، نمي دانم رفتار درست او به خاطر ترس است يا اين كه واقعاً خوب و بد را از هم تشخيص داده است.»

 

پس چه بايد كرد؟ آيا جايگزين مناسبي به جاي تنبيه بدني وجود دارد؟ رفتارهايي كه در ذيل آورده شده با اين اعتقاد فهرست شده كه يك كودك سزاوار احترام است، حتي وقتي رفتارش آنگونه كه بايد نيست.

سعي كنيد در رفتارتان ملايم و مهربان باشيد. وقتي تن (TONE) صدايتان عادي و طبيعي باشد كودك بهتر حرفتان را مي شنود.

كمي تأمل كنيد. يك مكث كوتاه در عكس العمل و اندكي صبر هنگام هيجان، مي تواند گره گشا باشد. چه اشكالي دارد كه بگوييم: «الآن براي مواجهه و حل اين مسئله خيلي ناراحت هستم و موقعيت مناسب نيست. بعداً در موردش صحبت مي كنيم.»

به او بياموزيد. به جاي مجازات او به خاطر كار نادرستش، كار درست را به او ياد بدهيد. مثلاً بگوييد: «وقتي اسباب بازي هايت را در اتاق پذيرايي رها مي كني من اين كارت را نمي پسندم. دوست دارم دفعه بعد آنها را در كمد بگذاري.»

مثبت باشيد. به جاي آنكه بگوييد :«چند مرتبه بايد به تو بگويم كه دندانهايت را مسواك بزني؟!» مي توانيد بگوييد : «دندان هاي قشنگت را مسواك بزن كه همين طور قشنگ بماند. بعد منو خبر كن كه بعد از تو مسواك بزنم.»

«توضيح» به جاي «تهديد». مي توانيد با يك توضيح مختصر، علت زشتي رفتار او را روشن كنيد تا در ذهنش دليلي براي تغيير رفتار داشته باشد.

از عصبانيت دوري كنيد. به جاي تمركز روي اشتباه يا رفتار نادرست كودك، كه شما را براي هيجان و عكس العمل احساسي آماده مي كند، از هر يك از موارد خطاي فرزندتان به عنوان موقعيت خوبي جهت راهنمايي او و فراگيري استفاده كنيد.

انگيزه بدهيد. به او با جملات خاصي انگيزه بدهيد و صحبت هاي تشويق كننده داشته باشيد.

انعطاف پذير باشيد. وقتي كودك مي پرسد: «مي تونم اين برنامه تلويزيون رو تا آخر ببينم، بعد بريم بيرون؟» منطقي باشيد. اگر فرصت داريد، به درخواستش جواب مثبت بدهيد. بدين ترتيب كودك رفته رفته با هنر گفتگو و مذاكره آشنا مي شود.

از لجبازي و زورآزمايي بپرهيزيد. هيچ كاري مخربتر و بي فايده تر از زور آزمايي با فرزند نيست. او را به همكاري كردن تشويق كنيد. مثلاً مي توان گفت : «من مشكلي دارم. من دوست دارم تو پيراهن تميزي بپوشي ولي مي بينم كه تو بازهم همون قبلي رو مي پوشي. به نظرت چطور مي شه اين مسئله رو رفع كرد؟». وقتي مشكل را با كودك در ميان بگذاريد احتمالاً بيشتر علاقه مند مي شود كه در حل آن كمك كند و با شما همكاري كند.

زيرك باشيد. اگر عملكرد فعلي شما اثر ندارد با زيركي راه ديگري پيدا كنيد. تغيير خط مشي شما آسان تر است تا اين كه هميشه بخواهيد اول او تغيير كند. از خودتان بپرسيد: «چه كار ديگري مي توانم بكنم تا او را به عكس العمل بهتري ترغيب كند؟»

نكته: در رابطه با مجازات كودك اين سه قاعده را به ياد داشته باشيد:

- هنگام عصبانيت از مجازات بپرهيزيد.

- براي تلافي كردن يا انتقام گرفتن، مجازات نكنيد.

- هميشه مجازات شديدتر، مجازات بهتر نيست.

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 17 دی1385 و ساعت |

با کودکان بد رفتار چه کنيم؟


کودکان از بدو تولد بي تربيت، گستاخ، زورگو يا خودخواه نيستند. اين خصوصيات رفتاري، اکتسابي اند زيرا کودکان با بروز اين حرکات به آن چه که مي خواهند مي رسند، مگر اين که به موقع مداخله کرده و به کودک نشان دهيد که اين رفتارهاي عجيب و غريب، فايده اي ندارد و تنها باعث بدتر شدن شرايط مي شود و سعي کنيد او را به رفتار قابل قبول تري تشويق نماييد. مطالب زير راهکارهايي را به صورت مرحله به مرحله براي رويارويي با 10 مشکل عمده کودکان ارائه مي دهد.

مشکل اول: مسايل مادي

با گفتن کلمه نمي خرم، هرگز احساس گناه نکنيد. مشاجره هاي بين والدين و فرزندان معمولاً خوشايند نيست ممکن است بارها پيش آمده باشد که فرزندتان از تصميم گيري شما خوشش نيامده است.

رعايت حق تقدم و اولويت را به او ياد دهيد

در تعطيلات و جشن تولدها، از کودکتان بخواهيد ليستي از آن چه را که دوست دارد تهيه کرده و آن چيزهايي را که بيشتر دوست دارد در اولويت قرار دهد. خردسالان را تشويق کنيد آن چيزي را که دوست دارند با نقاشي برايتان بکشند. موقع پخش پيام هاي بازرگاني، تلويزيون را خاموش کنيد. تحقيقات نشان داده است که هر چه کودکان کمتر پيام هاي بازرگاني تلويزيون را ببينند کمتر براي خريد چيزهاي جديد بهانه گيري مي کنند. به همين دليل تلويزيون را در زمان پخش آگهي ها خاموش کرده و يا براي آنها توضيح دهيد همه چيزهايي را در اين آگهي ها تبليغ مي شود واقعيت نداشته و صرفاً شگردي براي فروش بيشتر محصولات شرکت هاي تجاري است.

به کودک خود ياد بدهيد آن چه دارد به ديگران نيز ببخشد. مي توانيد از او بخواهيد که بخشي از هزينه هايي را که براي خريد لوازم مورد نياز او کنار گذشته ايد با کمال رضايت به يک مؤسسه خيريه ببخشد.

مشکل دوم: حاضر جوابي

هرگاه فرزندتان رفتار بي ادبانه اي از خود نشان داد بلافاصله او را از اين کار منع کنيد. به طور مثال مي توانيد بگوييد: «وقتي با تو صحبت مي کنم، مدام به اين طرف و آن طرف نگاه مي کني .اين کار بي ادبانه است و بايد از اين کار دست برداري.»

به او اعتنا نکنيد، آه نکشيد، شانه هايتان را بالا نيندازيد يا خشمگين نگاه نکنيد، صحبت خود را قطع کنيد تا زماني که او از حاضر جوابي دست بردارد.

او را به رفتارهاي مؤدبانه تشويق کنيد. هر زمان متوجه شديد که فرزندتان رفتار مودبانه اي از خود نشان داد اين موضوع را به او يادآوري کنيد.

به طور مثال به او بگوييد: از اين که مؤدبانه به حرف هاي من گوش دادي متشکرم. اين کا ر تو واقعاً قابل تقدير است.

مشکل سوم: ناسزا گفتن

به زبان آوردن کلمات غيرمجاز را ممنوع کنيد. اين قانون را براي او شرح دهيد: «وقتي از چيزي مطمئن نيستي آن را به زبان نياور». هر زمان که فرزندتان ناسزايي را به زبان آورد، بلافاصله آن را به ليست کلمات غيرمجاز اضافه کنيد.

توضيح دهيد که چرا ناسزاگويي کاري زشت و غيرقابل قبول است و بسياري از مردم به زبان آوردن اين کلمات را نادرست مي دانند. اگر يک بار اين کلمه را به زبان آورد، ممکن است تکرار آن ، به صورت عادت در آيد و اين کلمات زشت را در برابر پدربزرگ و مادربزرگ، معلمان يا والدين دوستان شان هم تکرار کنند.

کلمه مورد قبول را جانشين آن کنيد. کلمات خنده داري که اصلا ناخوشايند نيستند را انتخاب کنيد تا به جاي کلمات نامناسب استفاده شود و يا اين که فرزندتان خودش از کلماتي استفاده کند که بار منفي ندارد. مثل : بي ادب

احساساتي نشويد. وقتي که فرزند خردسال تان براي اولين بار کلمه نادرستي را تلفظ کرد به او بگوييد: «در خانواده ما از اين کلمات استفاده نمي شود» و به کودکان بزرگتر گوشزد نماييد که «شما به خوبي با قوانين اين خانه آشنايي داريد، ديگر نمي خواهم اين کلمه را بشنوم.»

مشکل چهارم: دروغ گويي

از او بخواهيد که در گفته هايش صادق باشد، به فرزندتان بگوييد: «همه افراد خانواده ما مايلند هميشه نسبت به ديگران صادق باشند.» وقتي در صحبت هايش صداقت را حفظ مي کند از او به دليل کاري که انجام داده قدرداني کنيد. براي او شرح دهيد که چرا دروغ گويي کار بدي است. توضيح دهيد که وقتي حقيقت را نمي گويد ديگران را به دردسر انداخته، احساسات آنها را جريحه دار کرده و هيچ کس به او اعتماد نمي کند و اينکار به شکل عادتي در مي آيد که ترک کردنش بسيار مشکل است. به کودکان ياد دهيد که راستگويي سبب اطمينان مي شود. اگر متوجه شديد که کودکتان دروغ مي گويد از او اين سؤالات را بپرسيد تا وجدان او را بيدار کنيد: آيا کاري که انجام داده اي درست بود؟ چرا فکر مي کني که با گفتن اصل ماجرا مرا نگران مي کني؟ آيا مي داني اگر همه اعضاي يک خانواده هميشه به يکديگر دروغ بگويند، چه اتفاقي مي افتد؟

مشکل پنجم: سرپيچي و نافرماني

توضيح دهيد که از او چه انتظاراتي داريد. به او بگوييد: «خوب به حرف هايم توجه کن. وقتي دارم با تو جدي صحبت مي کنم و تأکيد مي کنم که در گفته هايم جدي هستم، پس بدان واقعاً جدي هستم. «همچنين ممکن است بگوييد: «اگر واقعاً دليل خوبي براي انجام ندادن کاري داري مي تواني با لحن مؤدبانه اي آن را به من بگويي.» سعي کنيد براي هر کاري زمان مشخصي تعيين نماييد. هر گاه او با شما بحث مي کند، خواسته خود را کلمه به کلمه براي او تکرار کنيد. به طور مثال بگويد: «شام ساعت 7 حاضر است، تو بايد دقيقاً در همان ساعت سرشام حاضر شوي.»

به او حق انتخاب بدهيد، تا کمي آزادي عمل داشته باشد. از او بپرسيد: «هنوز بعضي از کارهاي مربوط به خودت را انجام نداده اي آيا مايلي آنها را الان انجام دهي يا بعد از شام؟» گاهي اوقات با او کنار بياييد مثلا بگوييد: «الان وقت انجام تکاليفت است ولي تو در حال حاضر داري بسکتبال بازي مي کني. آيا بهتر نيست بازي بسکتبال را تا نيم ساعت ديگر تمام کني و پس از آن به تکاليفت برسي؟»

با او اتمام حجت کنيد. به او توضيح دهيد که اگر آن چه را که شما از او مي خواهيد انجام ندهد، بايد منتظر عکس العمل شما و نتيجه عمل خود باشد

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 17 دی1385 و ساعت |

تشويق و تنبيه ، اصلي مهم در تربيت اسلامي

طبيعت انسانها به گونه اي است كه وقتي در انجام امور مورد تشويق قرار مي گيرند ، معمولاً در صدد بر مي آيند تا آن امور را بهتر انجام دهند . بدون ترديد تشويق و ترغيب از مهمترين اركان روان شناسي تربيتي و عاملي مؤثر در تحريك انگيزش هاي پيشرفت و عملكرد فرد در فرايند يادگيري و تقويت رفتارهاي مطلوب است . همه انسانها حتي بزرگسالان ، تا آخر عمر نياز به تشويق دارند . تشويق موجب رغبت و دلگرمي و نشاط و تحرك مي شود و انسان را به جديت وادار مي كند .

انساني كه مورد تشويق قرار بگيرد احساس آرامش و رضايت خاطر و اعتماد به نفس مي كند  و براي جديت بيشتر و تحمل دشواري ها آماده مي گردد . برعكس ، اگر مورد نكوهش يا ناسپاسي قرار گرفت دلسرد و بي رغبت مي شود و احساس حقارت و ضعف مي كند و نمي تواند از استعدادهاي خويش به نحو مطلوبي استفاده نمايد .

اصل تشويق و تنبيه به عنوان امري مسلم در تربيت اسلامي شناخته و پذيرفته شده است . اصولاً بهشت و جهنم ، انذار و تبشير پيامبران ، آيه هاي مربوط به پاداش و كيفر ، وعده و وعيدهاي شوق انگيز و خوفناك و ... همه جلوه هايي از تشويق و تنبيه هستند . خداوند تبارك و تعالي در قرآن مجيد ( سوره بقره ) مي فرمايد : " اي پيامبر به كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده اند بشارت بده كه جايگاه آنان در قيامت ، باغستان هايي است كه نهرهاي آب در آن جاري است ." حضرت علي عليه السلام  در فرمان تاريخي خود به مالك اشتر كه او را به فرمانروايي مصر برگزيده بود ، دستور مي دهد : كه مبادا نيكوكار و بدكردار پيش تو يكسان باشند ، زيرا چنين روشي نيكوكار را از كردار نيك دور ساخته و بدكردار را به كار بد سوق مي دهد .

يكي از روش هاي مؤثر در تربيت ، تشويق كارهاي خوب كودك است . تشويق در روح و روان كودك اثر مي گذارد و او را به انجام اعمال نيك  تحريض و ترغيب مي كند .

ديدگاه امام خميني (ره) درباره  تشويق كودكان و تعليم و تربيت ديدگاهي وسيع ، عميق و دقيق داشته اند و در زمينه هاي تخصصي تعليم و تربيت چنان ديدگاه و عملكردي ازخود نشان داده اند كه گويي در اين رشته تحصيل كرده اند ؛ مثلاً درباره تشويق كودكان ، كارشناسانه به جزييات نقاشي كودكي توجه نشان مي دادند . به اين مورد توجه كنيد :

روزي يكي از بچه هاي اقوام امام ، پيش ايشان مي رود و نقاشي قشنگي را به امام نشان مي دهد . امام به نقاشي او خوب نگاه مي كنند و از او مي پرسند : " اين نقاشي را خودت كشيده اي ؟ " بچه جواب مي دهد :‌ " نه ، نقاشي را كس ديگري كشيده ، من فقط آن را رنگ زده ام ."

امام از صداقت بچه خيلي خوششان مي آيد ، به او مي گويند . " بارك الله ، خيلي قشنگ رنگ آميزي كرده اي ... " و يك جعبه مداد رنگي به بچه جايزه مي دهند .

موردي ديگر يكي از دوستان كه همراه با خانواده به دستبوسي حضرت امام نائل شده بود ، بعد از آن به حقير مراجعه كرد و گفت : " پسرم كه كلاس پنجم دبستان است ، دفتر نقاشي اش را براي تقديم به امام آورده بود اما محافظان مانع آوردن آن به خدمت امام شدند . براي همين خيلي ناراحت شده است . " دفتر نقاشي را گرفتم و دو روز بعد ، ضمن توضيح ، خدمت امام تقديم كردم . حضرت امام با دقت تمام اوراق آن را ملاحظه فرمودند و از مشاهده نقاشي اول كه عبارت از تانكي بود كه چرخ هاي آن را مداد تراش و تنه آن را كتاب و لوله شليك آن را مداد و سرنشين آن را يك طفل دانش آموز تشكيل داده بود ، متبسم شدند و سپس دستور فرمودند كه براي تشويق اين دانش آموز خردسال و همين طور طراح آن دفتر كه به وسيله امور تربيتي منطقه 3 آموزش و پرورش تهران تهيه شده بود ، جايزه اي متناسب اهدا شود .

صورت هاي تشويق :

تشويق به سن و درك كودك ونوع عمل او بستگي دارد . طبيعي است كه كودك خردسال ، معني دوستي اولياء و تشويق آنها را به خوبي مي داند . براي كودك چهار ساله يك شكلات ممكن است به اندازه يك هديه قابل توجه كه به  فرد بزرگسال تقديم مي كنيم ، ارزش داشته باشد .

تشويق صور مختلفي دارد . گاه به صورت دلجويي است ، گاه يك عبارت محبت آميز ، برخي اوقات يك نگاه توأم با لبخند و نشاط ، زماني وعده تعريف يك قصه ، و گاهي دادن يك بسته كوچك مداد رنگي ، شيريني ، كتاب ، لباس ، اسباب بازي ، دفترچه ، توپ ، قلم ، مدال ، معرفي كردن سرصف و امثال آن .

اولياء و مربيان بايد با توجه به سن و سطح درك بچه و اوضاع و شرايط خاص زندگي و ارزش و اهميت كار او ، نوع تشويق و ميزان آن را انتخاب نمايند.

كودك در سال هاي اوليه زندگي بيش از هر چيز به جلب نظر والدين و اظهار محبت و بوسه ها و خنده ها و نوازشها و پرستاري هاي آنان نياز دارد .

وقتي بزرگتر شد به آفرين گفتن ، شكلات و شيريني و اسباب بازي و گردش يا مهماني رفتن ، و شنيدن داستان بيشتر علاقه دارد . در مرحله بعد به فوتبال و ورزش و كتاب داستان و تعريف و تمجيد و كفش و لباس نو و هديه ونمره خوب ، و مسافرت ، بيشتر علاقه مند مي شود . در مراحل بعدي به مسئوليت پذيرفتن ، مورد مشاوره قرار گرفتن ، قهرمان شدن ، مدال گرفتن ، در حضور جمع معرفي شدن ، بيشتر علاقه پيدا مي كند . بنابراين بهتر است  با توجه به علايق كودك وسن وي ، تشويق ها نيز از همان نوع  علايق وي باشد .

محاسن تشويق :

- تشويق بر خلاف تنبيه كه از عوامل بازدارنده است ، عاملي ترغيب كننده مي باشد كه به انسان نيرو مي دهد . شخصي كه تشويق مي شود از كار و زحمت خود احساس رضايت مي كند و همين رضايت خاطر است كه جلو خستگي و بي ميلي او را مي گيرد .

- تحسين كودك موجب مي شود كه اعتماد به نفس در وجودش پديد آيد ، استعدادهاي نهفته اش شكوفا شوند و قواي دروني اش به فعليت برسند.

- تشويق ، شخصيت فرد را احياء مي كند ، او را از يأس و بدبيني نجات مي دهد و به زندگي دلگرم  مي كند و گاهي يك تحسين ساده ، مسير زندگي فرد را دگرگون مي سازد .

- وقتي كودك تحسين شود ، احساس ارزشمندي مي كند .

- تشويق پاسخي است به نياز طبيعي و رواني كودك .

- وقتي كودك را مورد تشويق قرار دهيم فرصتي فراهم مي شود تا كودك به توانايي ، ظرفيت و ارزشمندي هاي خود پي ببرد و در نتيجه تصوير مثبت و ارزنده اي از خود در ذهنش ايجاد شود كه بعدها شكل دهنده حرمت نفس او خواهد بود .

- جبران كمبودها و حقارت هاي عاطفي و اجتماعي .

- تصحيح و تكميل رفتارهاي آموزشي و اخلاقي .

- تغيير دهنده و جهت دهنده رفتار و سير زندگي كودك .

- دريافت بازخورد مناسب در برابر رفتار پسنديده .

متأسفانه بعضي از والدين و مربيان براي دستيابي به اهداف خود و تقويت هر چه سريعتر رفتارهاي مورد نظر خود ، سعي مي كنند به هر طريق ممكن ، رفتار كودك را مطابق خواسته ها و دستورات و مقررات خود در آورند ، بدون اينكه متوجه اثر تخريبي اين روش هاي شتاب زده و صوري در ساختار شخصيتي كودك باشند. اين روش هاي سطحي ، ظاهر پسند ، ديگر انگيخته و تصنعي مي تواند سبب آسيب هاي جبران ناپذيري در روند تعادل جويي طبيعي كودكان شود.

معايب تشويق بيجا و بيش از حد :

- وابستگي كودك به عوامل كنترل بيرون از خود .

- كند شدن محرك هاي دروني (‌از بين رفتن رغبت هاي خود به خودي و جايگزيني رغبت هاي تصنعي) .

- تشويق بدون دقت ممكن است به صورت رشوه در آيد و اعمال كودك به پاداش وابسته شود و پرتوقع و طلبكار پرورش يابد و در همه جا انتظار پاداش عملي يا معنوي داشته باشد، از همه كس طلبكار شود ولي خودش احساس مسئوليت نكند . گاهي حتي در برابر انجام وظايف قانوني يا اجتماعي يا شرعي خود نيز توقع پاداش خواهد داشت .

- تشويق و تحسين بيش از حد ، كودك را به غرور و خودبيني مبتلا مي سازد. اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايد : " چه بسا افرادي كه به سبب تعريف و تمجيد مغرور مي شوند " و " در مدح كسي زياده روي و مبالغه مكن ".

نتايج تحقيقات اخير نشان داده است كه اگر رفتار كودك و رشد او را از طريق عوامل تشويق بيروني مانند جايزه ، پول ، كارت صدآفرين ، ‌تحسين هاي لفظي مكرر و ساير عوامل بيروني شرطي كنيم ، آزادي و رشد طبيعي را از او سلب و رفتار او را با ضوابط و معيارهاي از پيش تعيين شده قالب سازي كرده ايم .

- تشويق بيش از حد در دراز مدت مانع پيشرفت خود به خودي كودك مي شود .

- تكيه بر تشويق بيروني بدون همسويي با تقويت هاي دروني كودك ، مانع تحول طبيعي او مي شود.

نكاتي كه در تشويق بايد رعايت گردد :

- علت تشويق بايستي مشخص باشد تا كودك بفهمد كه به چه سببي مورد تشويق قرار گرفته است.

- نفس عملكرد كودك بايد مورد تشويق قرار گيرد ( مستقيماً به رفتار كودك مربوط باشد ) نه شخصيت او.

- تشويق بايد با تقويت دروني كودك همسو باشد ( اول تقويت دروني و بعد تشويق ) .

- تشويق بايد گاه به گاه و در برابر كارهاي ممتاز باشد ، نه به صورت دايم و براي هر كار ؛ زيرا اگر چنين شد ارزش و تأثير تربيتي خود را از دست خواهد داد .

- وقتي كودك را تشويق و تحسين مي كنيم نبايد او را با بچه ي ديگري مقايسه كنيم . مثلاً صحيح نيست كه پدري به فرزندش بگويد آفرين بر تو كه خوب درس مي خواني و مانند حسن تنبل نيستي ، زيرا در اين صورت ، كودك ديگر ، تحقير و مذمت مي شود. از سوي ديگر اين عمل مضر است و بدآموزي دارد .

- تشويق در بين همسالان و دوستان مؤثرتر از تشويق به تنهايي است .

- تشويق بايد با سن كودك ، نيازهاي او و شرايط و موقعيت مكاني ، شخصيتي ، رواني و ... تناسب داشته باشد .

- تشويق هاي ملموس در مقاطع سني پايين مؤثرتر است .

- تشويق  بايد با كار كودك متناسب باشد . صلاح نيست كه در برابر يك كار كوچك و كم اهميت تشويق هاي بزرگي انجام بگيرد . پاداش هاي بزرگ را بايد براي كارهاي بزرگتر قرار داد ، بهتر است پاداش همگام با موفقيت هاي تدريجي كودك بزرگ شود .

- بايد پاداش ها و تشويق ها ، در برابر فعاليت ها و جديت هاي كودك انجام بگيرد . نه در برابر موهبت هاي ذاتي او . يك كودك كم هوش كه در اثر جديت و تلاش ، رفته رفته به موفقيت هايي نايل مي گردد  و نمره پنج او به هشت ترقي مي كند نيز قابل ستايش و تشويق است .

- تشويق بايد طبيعي ، واقعي و به دور از فريب و ريا باشد .

- تشويق بايد بلافاصله اعمال گردد ( به خصوص برا ي سنين پايين )‌.

- اگر تشويق بيش از حد انتظار طبيعي كودك و يا كمتر از حد انتظار او باشد اثر نامطلوبي دارد.

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 17 دی1385 و ساعت |

فرزند سالاري

بدون ترديد خانواده و چگونگي روابط ميان اعضاي خانواده و کيفيت ارتباط والدين با فرزندان، در شکل گيري شخصيت و رشد اجتماعي، عاطفي و عقلاني فرزندان نقش و اهميت فراواني دارد. روانشناسان معتقدند محيط خانه اولين و بادوام ترين عامل در رشد شخصيت افراد يک خانواده است.1 خانواده و نفوذ والدين در فرزندان به جنبه هاي ارثي محدود نمي شود، بلکه در تمام ابعاد وجودي فرد نقش مؤثري ايفا مي کند. کودکان از طريق خانواده و محيط کوچک خانه، با دنياي خارج آشنا مي شوند، طرز معاشرت و روابط اجتماعي با ديگران را مي آموزند و راه و رسم زندگي، اخلاق و فلسفه اجتماعي و آداب و رسوم آن را فرا مي گيرند.

در سه دهه اول قرن ميلادي حاضر، روشهاي فرزند پروري، با الهام از مکتب رفتار گرايي، درصدد ايجاد عادات "خوب" و خاموش کردن عادات "بد" بود. اين ديدگاه ، کنترل شده و غير عاطفي در زمينه تربيت فرزند به شکل اغراق آميزي در بيان "جان واتسون" بنيانگذار مکتب رفتار گرايي نمايان است. او مي گويد: "براي تربيت کودک شيوه معقولي وجود دارد. با او به شيوه عيني و با استواري ملاطفت آميزي رفتار کنيد، هرگز او را در آغوش نگيريد و روي زانو خود ننشانيد. اگر ناچار شويد فقط در موقع شب خوش گفتن، يک بار پيشاني او را ببوسيد، صبح هنگام با او دست بدهيد"2.

اما بعد از 1940 شيوه هاي فرزند پروري در جهت سهل گيري و انعطاف پذيري بيشتر دگرگون شد و متأثر از مکتب روان تحليل گري بر امنيت عاطفي کودک و پرهيز از زيانهاي ناشي از کنترل شديد تأکيد گرديد. مطابق نظر دکتر "بنيامين اسپاک" به والدين توصيه شد که از حس طبيعي خود پيروي کنند و از برنامه هاي انعطاف پذيري استفاده نمايند که هم با نيازهاي خود آنان و هم با نيازهاي کودک سازگاري دارد.

اما در حال حاضر والدين احساس مي کنند که سهل گيري، روش مناسبي براي فرزند پروري و ارتباط صحيح والد - فرزندي نيست، لذا نيازمند شيوه جديدي هستيم که حد فاصل دو روش فوق باشد، يعني روش "کنترل در حد اعتدال" که هم از افراط گرايي روش اول به دور باشد و هم دچار تفريط روش دوم نشود.

 

انواع روابط والد - فرزند

رابطه اعضاي يک خانواده ممکن است به سه صورت: محدوديت مطلق، آزادي مطلق و عدم دخالت افراد خانواده در کار يگديگر و نهايتاً آزادي مشروط ظاهر شود.

 

الف- محدوديت مطلق

در چنين خانواده هايي، معمولاً يک نفر بر تمام اعمال و رفتار ديگران ناظر است. اين فرد غالباً، پدر (پدر سالاري) و در بعضي موارد، مادر خانواده (مادر سالاري) است و گاهي نيز برادر يا خواهر بزرگتر نسبت به ديگر اعضاي خانواده با چنين روشي رفتار مي کند. در اين خانواده فقط يک نفر تصميم مي گيرد و هدف را تعيين مي کند. همه بايد مطابق ميل او رفتار کنند، او فقط حق اظهار نظر دارد و دستورش بايد بدون چون و چرا از طرف ديگران اجرا گردد.

 

پيامدهاي نامطلوب محدوديت مطلق

1.        ترس و وحشت بر اعضاي خانواده مستولي است و آنان احساس مي کنند هيچ شخصيتي ندارند. در نتيجه فرزندان احساس امنيت نمي کنند و وضع آنها هميشه متزلزل است3.

2.        اعضاي خانواده هدف انجام کارها را نمي دانند و جرأت نمي کنند دليل آنها را بپرسند.

3.        فرزندان ظاهراً در حالت تسليم و اطاعت از پدر و مادر خويش مي باشند و به طور خودکار مي آموزند که همين روش و حالت را در برابر ديگران داشته باشند، در نتيجه به بچه هاي هم سن يا کوچکتر از خود آزار مي رسانند4.

4.        فرزندان در اين خانواده، افرادي متعصب خواهند بود که تحمل انديشه هاي مخالف را نخواهند داشت.

5.        چنين افرادي قدرت ايجاد ارتباط مثبت با ديگران را ندارند و در زمينه عاطفي و اجتماعي به طور کافي رشد نکرده اند5.

6.        اغلب اين افراد ضعيف النفس بوده و از قبول مسئوليت خودداري مي کنند.

7.        در اين گونه خانواده، روحيه خلاقيت و امکان ظهور استعدادها از بين مي رود6.

8.        در بعضي موارد محدوديت مطلق سبب خود کم بيني افراد خانواده مي شود.

9.        پدر سالاري يا مادر سالاري باعث سرکوب روحيه مشاوره و همکاري و تعاون با ديگران مي شود.

 

ب- آزادي مطلق

در چنين خانواده هايي به فرزندان اجازه داده مي شود که به خواسته هاي خود آنگونه که مي خواهند دست يابند و آرزوهاي خود را برآورده نمايند. در اين خانواده افراد داراي آزادي مطلق اند و هر چه را که تمايل داشته باشند، مي توانند انجام دهند. شعار طرفداران اين ديدگاه اين است که: "بگذار هر چه خواستند، انجام دهند."

بسياري از تحليل گران بر اين باورند که سلب آزادي، موجب عقده رواني در فرد و اختلال در زندگي آينده او خواهد شد. زيرا هر خواسته، از نيازي در درون فرد حکايت مي کند و ضروري است که در اسرع وقت آن نياز تأمين و ارضاء شود، زيرا در صورت سرکوب و ايجاد محدوديت، فرد دچار افسردگي مي شود.

در چنين خانواده هايي خواسته ها و تمايلات فرزندان محور اصلي و خط دهنده فعاليت اعضاي خانواده، حتي والدين آنها مي باشد.

فرزندان اين خانواده ها خصوصيت مشترکي دارند، از جمله: لوس بودن، خودخواهي، نامحتاط بودن و خواسته هاي بي شمار که بايد برآورده شود. آنها بسيار بي حوصله و ناشکيبا هستند و براي حل مشکل خود از راه خشونت وارد مي شوند و ناکامي خود را درباره اهداف خود پذيرا نمي باشند7.

عوارض نامطلوب آزادي مطلق

1.        فرزندان خانواده هاي فرزند سالار معمولاً سست عنصر و بي اراده يا حداقل کم اراده اند8.

2.        آنها به دليل عادت کردن به آزادي مطلق و بي بند و باري نمي توانند خود را کنترل کنند و در نتيجه به ورشکستگي تربيتي و اخلاقي دچار مي شوند9.

3.        آزادي مطلق و بي بند و باري حاکم در چنين خانواده ها، موجب فراهم شدن زمينه هاي بزهکاري در عرصه حيات اجتماعي کودکان مي شود.

4.        در بيشتر موارد به علت تضاد بين خواسته هاي فرزند با ساير افراد خانواده، نزاع و درگيري رخ مي دهد.

5.        در اين خانواده ها روحيه اطاعت از قانون و احترام به مقررات اجتماعي و رعايت آداب اخلاقي به حداقل ممکن تنزل مي کند10.

6.        فرزندان تلاش و سختي کار را احساس نمي کنند و خود را در انجام کارهاي شخصي ناتوان مي دانند11.

7.        نداشتن جرأت براي انجام کارهاي مهم و اساسي، باعث سرکوب استعداد و توانايي هاي بالقوه و نهفته در درون فرزندان مي شود.

8.        در نهايت اين فرزندان دچار خود کم بيني مي شوند.

 

ج- آزادي مشروط

  در خانواده هايي که نه "محدوديت مطلق" سايه افکنده و نه دچار معضل "آزادي مطلق" هستند، "آزادي مشروط" معيار و ملاک رابطه والد - فرزند مي باشد. همه افراد خانواده به تناسب موقعيت خويش، حق دخالت در اداره امور خانه و اظهار نظر درباره مسائل مختلف را دارند. اين روابط عاقلانه ترين و انساني ترين روش زندگي و فرزند پروري مي باشد. فرزندان چنين خانواده هايي بدون سختگيري و کنترل بيش از حد و يا آزادي و رهايي در انجام کارها، از يک حد تعادل و آزادي نسبي و انضباط هدايت شده برخوردارند و از نظر عاطفي نيز در يک سطح متعادل و بدون افراط و تفريط قرار دارند و به موقع از محبت والدين بهره مي جويند و شخصيت آنها در خانه مورد احترام قرار مي گيرد. اين افراد نظم گرا، منضبط و تسليم نُرم هاي اجتماعي، فرهنگي و اخلاقي هستند. حق اظهار نظر دارند و مشکلات خود را با والدين در ميان مي گذارند.

اين فرزندان در مکانهاي آموزشي و غير آموزشي ارتباط عاطفي و اجتماعي صحيحي برقرار مي کنند و اختلاف عقايد ديگران را به راحتي پذيرا مي شوند12.

بر اساس بررسي هاي روانشناسان اجتماعي افرادي که در دوران کودکي، آزادي مشروط و متعادلي داشته اند، در بزرگسالي دشمن ظلمها و مخالف ناروايي ها بوده و به اصلاحات بزرگ اجتماعي توفيق يافته اند13.

 

مفهوم فرزند سالاري

الف- از منظر روانشناسي

در شيوه فرزند سالاري ويژگيهاي زير مشاهده مي شود:

1.        والدين سعي مي کنند به تمام خواسته ها و اهداف فرزند خويش بدون چون و چرا جامه عمل بپوشانند.

2.        فرزند براي به اجرا درآوردن آرزوها از آزادي عمل کافي برخوردار است.

3.        والدين در امر تربيت فرزند يا دچار ضعف شناخت هستند و يا در به کارگيري راهکارهاي عملي لازم در اين زمينه از تدبير و قدرت کافي برخوردار نيستند.

4.        فرزند با استفاده از اهرم هاي شناختي، عاطفي و رفتاري توانسته بر تسلط رواني خويش بر والدين بيافزايد و نقطه نظراتش را بر آنها تحميل کند.

5.        در اداره منزل و تصميم گيري ها، بيش از حدي که شايسته است به نظرات فرزند توجه مي شود.

6.        هنگام تعارض بين نظرات افراد خانواده، نظرات فرزند چه حق و چه باطل، مقدم است و به اجرا گذاشته مي شود.

 

ب- از منظر دين

آموزه هاي اسلامي و متون ديني، ما را به رعايت حد ميانه و آزادي مشروط در روابط بين اعضاي خانواده و از جمله رابطه والدين و فرزند توصيه مي کند. چرا که در فرهنگ اسلام هر چه که در اختيار انسان مي باشد، حتي فرزندان امانت الهي اند و خانواده مسئول حفظ سلامت، رشد و سعادت آنها است. امام سجاد عليه السلام در رساله حقوق خويش مي فرمايد: "فانک مسئول عما وليته"14 "تو مسئول آنچه که در اختيارت قرار داده اند، هستي".

بنابراين فرزندان در دست والدين امانت الهي هستند. پس پدران و مادران بايد در حفظ و نگهداري آنها کمال دقت را داشته باشند و در مراقبت و نظارت بر اعمالشان از هيچ کوشش و تلاشي دريغ نورزند و آنها را به نيکي دعوت کنند و مانع هر گونه لغزش و انحرافي از جانب آنها شوند و آنها را به حال خود رها نکنند.

از نظر دين دوران تربيت به سه دوره تقسيم شده است. امام در روايتي مي فرمايد: "الولد سيد سبع سنين و عبد سبع سنين و وزير سبع سنين"15.

دوران هفت سال اول کودک، دوران سيادت و آقايي اوست، دوران هفت سال دوم، دوران اطاعت و هفت سال سوم، دوران وزارت است.

"دوران سيادت" بدين معنا نيست که کودک بايد به طور مطلق آزاد باشد و هر کاري که خواست انجام دهد و هيچ محدوديتي نداشته باشد. بلکه به اين معنا مي باشد که در اين دوران، کودک تکليف و مسئوليت ندارد و اگر از او درخواست کرديد که کاري را انجام دهد، نبايد مورد مؤاخذه و سؤال قرار گيرد. به همين دليل اسلام آموزشهاي رسمي را در هفت سال دوم طرح کرده است.

و اگر دوران هفت سال دوم را "دوران اطاعت" ناميده است، بدين معنا نيست که والدين مي توانند با ديکتاتوري مطلق همه چيز را بر او تحميل کنند. بلکه بايد با برهان با او سخن گفت. چرا که کودک در اين دوران وارد مرحله برهان پذيري مي شود و استدلال هاي منطقي والدين و مربيان خود را درک نموده و آزادي اعمال و رفتارش حد و مرز پيدا مي کند.16

بررسي ها نشان مي دهد کودکاني که در هفت سال دوم عمر خود، از آزادي هاي زياد و بي حساب برخوردار بوده اند، در آينده دچار تندروي و افراط کاري هاي زياد شده اند و در درياي مفاسد و انحطاط اخلاقي سقوط کرده اند.17 به همين جهت است که اسلام اين مرحله را، دوران اطاعت فرزند نسبت به والدين، معرفي کرده است.

دوران هفت سال سوم که "دوران وزارت" ناميده شده است، بايد بر اساس تفاهم هر چه بيشتر بين والدين و فرزندان شکل گيرد و انس و صفا و خيرخواهي بر روابط بين آنها حکومت کند. زيرا شرايط اين دوره به گونه اي نيست که بتوان بر او سخت گيري کرد و يا به گونه اي رفتار نمود که فرزند احساس محدوديت و استبداد و ديکتاتوري کند که در آن صورت به طغيان و ايستادگي در برابر والدين و يا فرار و گريز از خانواده منجر خواهد شد. پس بايد به طور معقول و صحيح او را کنترل کرده تا هم به غرور جواني او لطمه وارد نشود و هم کاملاً آزاد و رها نباشد.

 

منابع:

1.        شريعتمداري، علي، روانشناسي تربيتي، ص 193.
2.        اتکينسون و همکاران، زمينه روانشناسي، ص 154.
3.        شريعتمداري، علي، همان، ص 212.
4.        شعاري نژاد، علي اکبر، روانشناسي رشد، ص 475.
5.        منصور، محمود، احساس کهتري، ص 210.
6.        قائمي، علي، حدود آزادي در تربيت، ص 80.
7.        کلمن، جيمز، سي، روانشناسي نابهنجار و زندگي نوين، ترجمه دکتر کيانوش هاشميان، صص 173 – 172.
8.        مظاهري، علي اکبر، هشدارهاي تربيتي، ص 103.
9.        قائمي، علي، همان، ص 81.
10.     شريعتمداري، علي، همان، ص 201.
11.     شعاري نژاد، علي اکبر، همان، ص 482.
12.     قائمي، علي، همان، ص 74.
13.     اتو کلاين برگ، روانشناسي اجتماعي، ص 336.
14.     ابن شعبه حراني، تحف العقول، رسالة الحقوق، ص 269.
15.     ابن شعبه حراني، همان، ص 368.
16.     قائمي، علي، همان، ص 175.
17.     همان، ص 80.

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 17 دی1385 و ساعت |

خانواده هاي صميمي و فرزندان با نشاط


 

امروزه خانواده ها زير فشار روحي شديدي قرار دارند. به نظر مي رسد که همه، از پدر گرفته تا مادر و حتي بچه ها سرگرم برنامه هاي پرتکاپوي خودند. در يک دنياي ايده آل، پدربزرگ ها، مادربزرگ ها، عمه ها، عموها و تمام اعضاي خانواده گسترده بايد چنان به هم نزديک باشند که دست ياري به سوي هم دراز کنند. ولي متأسفانه خويشاوندان اغلب دور از يکديگر به سر مي برند و از اين روي، افراد خانواده ناچار مي شوند خود گره از مشکلاتشان بگشايند و همين کارهاي طاقت فرساي پدران و مادران و تأمين ضروريات خانوادگي باعث مي شود که آنان از فشار روحي رنج ببرند. بي ترديد روند دل آزار زندگي روزانه، عرصه را بر آدمي تنگ مي کند، ولي با همه اين ها، هنگامي که پاي صحبت پدران و مادران مي نشينيم، يک چيز آشکار مي شود و آن اين است که عشق و علاقه ايشان به فرزندانشان هم چنان پابرجاست.

در واقع گويا فشار روحي، تمايل والدين را به اين امر افزون تر ساخته است يعني اينان بايد يقين حاصل کنند که رشد بچه هايشان با خشنودي، تندرستي و ايمني توأم است.

 چيزي که بچه ها بيش تر بدان احتياج دارند، داشتن خانواده اي مهرآميز و منسجم است. دوران کودکي، چنان زود و تند مي گذرد که ما چيزي از آن درنمي يابيم. بايد آن سال ها را براي بچه هايمان سحرآميز و ايمن کنيم. والديني که دسترسي به ان ها واقعاً امکان پذير است، براي آينده خود و نيز بچه هايشان سرمايه گذاري مي کنند. لازم است هر عضوي از خانواده، خويشتن را در زمره گروهي حس کند که در جهت صميميت و حمايت از خانواده گام برمي دارد.

کودک از ابتداي تولد بايد بداند که حالت استثنايي دارد. هر بار که لبخند مي زند پيام مهمي به اين مضمون به وي مي رسد: تو اهميت داري بدين ترتيب حتي در اين دوره خردسالي، شالوده اعتماد به نفس کودک ريخته مي شود.

در ساعات ويژه اي از روز براي کودک آواز سردهيد، برايش کتاب بخوانيد و در ضمن به چهره و تنش بنگريد. وي به شما متکي شده، به آغوشتان مي چسبد. صورتش مي درخشد، متبسم مي شود و چهره اش آرام مي گردد. بدين ترتيب حس مهم بودن در او شدت مي يابد. ولي به ياد داشته باشيد که هر چند عشق، ارزنده ترين موهبتي است که به فرزندانتان ارزاني مي داريد، بايد بدانيد که نظم و ترتيب دومين هديه است. انضباط جنبه تنبيه ندارد، بلکه به بچه مي آموزد که کجا و چگونه جلوي خود را بگيرد. بدانيد که بچه نامنظم، دوست داشتني نيست.

هم زمان با رشد کودکان، شما مي توانيد صميميت و ايمني خانوادگي را به اين طريق حفظ کنيد که اطمينان يابيد همه در تمامي امور خانوادگي، همچون کسب تجارب، تهيه غذا، گردش دسته جمعي و حتي امور جاري مربوط به خانواده نقش دارند. آن ها ممکن است نق بزنند و غرغر کنند، اما بچه هايي که در خانه مسئول برخي کارهاي روزمره اند، دوست دارند از اين لحاظ نقش حساسي داشته باشند تا حس ارزش و اعتبارشان را تقويت کنند. هفته اي يک بار بايد همه اعضاي خانواده دور هم جمع شوند تا درباره مسائل مختلف امور روزمره، اوقات غذا، برنامه ها و غيره بحث کنند و از اين رهگذر، براي همگان امکان صحبت، گوش دادن و به توافق رسيدن فراهم شود. اين گونه موارد، کلاً به کار جمعي برمي گردد.

هم چنين شما و همسرتان بايد دست کم هفته اي يک ساعت را تک به تک به هر کدام از بچه هايتان اختصاص دهيد. وقتي بچه اي هر هفته تنها در کنار پدر يا مادرش مي ماند، به راستي حالت استثنايي برايش پديد مي آيد. زماني که صرف انجام کار مشترکي مي شود، واقعاً با ارزش است. سراسر هفته راجع به تعطيلات آخر هفته سخن بگوييد. به فرزندتان بگوييد: يادت باشد که تعطيلات آخر اين هفته با هم خواهيم بود. فکر کن چه بايد بکنيم. من بي صبرانه منتظرم.

تمام اين فعاليت ها و کارهاي روزانه، فرصت هائي هستند که نه تنها حس عزت نفس و انعطاف پذيري را براي کودکتان فراهم مي سازند، بلکه به او مي فهمانند که جزئي از خانواده اي است که پاي بندش مي باشد . کانون مستحکمي که سرانجام بايد روزي از آن به درآيد و به طرز موفقيت آميزي با دنياي پيرامون خويش روبه رو گردد.

منبع:

روان شناسي تربيتي – تأليف دکتر علي شريعتمداري

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 17 دی1385 و ساعت |

چگونه با فرزندم دوست شوم؟

با فرزندان خود هم‌زبان وهمراه باشيد


روش‌هاي کاربردي در مورد تربيت فرزندان

همه ما تداوم وجود خويش را در فرزندان‌مان جستجو مي‌کنيم. آنان ميوه شيرين درخت حيات و ثمره تمام رنج و تلاش ما در زندگي اين جهان مي‌باشند، آنها آيينه وجود خود ما هستند که افکار، رفتار و روش‌هاي تربيتي درست يا غلطي را که در مورد آنان به‌ کار برده‌ايم، منعکس مي‌سازند. هرگز فراموش نکنيد که بايد فرزندانمان را براي زماني غير از زماني که خود در آن زندگي مي‌کنيم، تربيت نماييم. جامعه‌اي که از خيلي جهات با اجتماع کنوني ما تفاوت دارد.

 زبان فرزندان خود را بياموزيم، زيرا شخصيت ما ثمره گذشته است و آنان متعلق به آينده هستند.

الف – اصول برقراري ارتباط سالم با فرزندان

1) فرزندان خود را همان‌طوري که هستند بپذيريد و از مقايسه آنان با ديگران خودداري کنيد.

2) علاقه خود را به‌صورت جملات شيرين و شيوه‌هاي غيرکلامي محبت‌آميز به او ابراز کنيد.

3) با کودکان با زبان کودکي سخن بگوييد و در قالب بازي‌ها با آنها ارتباط برقرار کنيد.

4) با احترام و تشويق در فرزندانتان ايجاد امنيت رواني و انگيزه مثبت کنيد.

5) فاصله روحي خود را با درد دل کردن و تعريف خاطرات کودکي با فرزندانتان کم کنيد.

6) الگوي شخصيتي فرزندان خود باشيد و بدون کلام رشد معنوي را در آنان تقويت کنيد.

7) اشتباهات فرزندان خود با بزرگواري، بدون پرده دري و ايجاد جسارت در آنها رفع نماييد.

8) به او دستورندهيد و نام فرزند خود را با احترام ‌به‌ويژه در حضور ديگران صدا کنيد.

9) دادن هديه‌هاي کوچک و مناسب، به بهانه‌‌هاي مختلف به آنان. به صورتي که آنها را پرتوقع نسازيد و براي هر کار کوچکي از شما انتظار پاداش و جايزه نداشته باشند.

10) فاصله سني خود را با فرزندانتان در ذهن خود به حداقل برسانيد تا بتوانيد زمينه‌هايي براي صحبت دوستانه فراهم کنيد و او به راحتي مانند يک دوست نزديک مسائل دروني خود را با شما مطرح کند. بدين‌منظور از روش عدد طلايي استفاده نماييد.

 عدد طلايي ارتباط با فرزندان: عددي است که بايد از سن خود کم کرده و به سن فرزند خويش اضافه نماييد تا بتوانيد به راحتي با وي ارتباط صميمانه برقرار کنيد:

سن فرزند- سن خويش = عدد طلايي

ب – اصول تربيتي فرزندان

فرزندان ما آنچه را که مي‌بينند ياد مي‌گيرند، نه آنچه را که مي‌شنوند. بنابراين به جاي نصيحت و بايد و نبايد‌هاي تحکم‌آميز تربيتي بايد خود الگوي تربيتي فرزندانمان باشيم. بهترين شيوه و موثر‌ترين راه تربيت فرزندان و اولين مرحله تربيت شروع از خود است.

1- فرزندان خود را با سختي و محروميت آشنا کنيد، تا داراي روحي قوي و محکم شوند.

2- در مقاطع دشوار در کنارش باشيد و با او هم‌دردي کنيد، اما او را به خود وابسته نسازيد.

3- در موقع انتقاد شخصيت وي را زير سوال نبريد، بلکه عمل ناپسند او را مطرح کنيد.

4- توقعات و انتظارات خود را به‌صورت دقيق و در حد توان او برايش توضيح دهيد.

5- اهميت وي را در خانواده به او تفهيم کنيد تا در حفظ و رشد شخصيت خود بکوشد.

6- نسبت به دوستان فرزند خود حساسيت و شناخت بالايي داشته باشيد. زيرا گرايش او به پذيرش در گروه همسالان و مشابهت با آنان، از عوامل اصلي تربيت نوجوانان است.

7- با توجه به شخصيت هر کودک تنبيه او شکل و مراحل خاص خودش را دارد. مانند (محبت، کنايه، نصيحت، گذشت، محروميت و ... که تنبيه بدني آن هم به صورت ضعيف، آخرين مرحله مي‌باشد)

8- پرهيز از روش فرزند سالاري در تربيت (تربيت گل‌خانه‌اي) که نتيجه‌اي جز پرورش فرزنداني پرتوقع، ضعيف، زودرنج و شکننده در برابر حوادث زندگي را نخواهد داشت.

9- ايجاد حس مسئوليت و اعتماد به نفس در فرزندان با تعيين وظايف آنان در خانواده.

10- شناخت محدوديت‌ها و کشف استعداد کودک و ايجاد زمينه رشد و بروز خلاقيت در او.

هر کسي را بهر کاري ساختند مهر آن را در دلش انداختند

منبع : راز موفقيت زنان در خانواده

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 17 دی1385 و ساعت |

شادکامی و خوشبختی

هیچ چیز مثل زندگی مثبت‌نگرانه نمی‌تواند احساس شادکامی و خوشبختی را در انسان بوجود بیاورد. انسانهایی که احساس خوشبختی می‌کنند افرادی هستند که کمتر با افکار و مسائل منفی سروکار دارند و اجازه نمی‌دهند بیش از مقدار لازم و طبیعی با مسائل منفی درگیر شوند. با نیمه پر لیوان زندگی می‌کنند و اتفاقات را از جانب مثبت ارزیابی می‌کنند. افکار روزانه آنها حول و حوش مسائل خوب دور می‌زند و با دیدگاهی مثبت کارها و امور زندگی خود را دنبال می‌کنند. آنها کمتر از نمی‌شود، نمی‌توان و ... استفاده می‌کنند. مثبت‌بینی نیروی انسان و اراده او را در جهت رسیدن به اهداف و خواسته‌هایش تامین می‌کند.



تصویر

معنویات نقش مهمی در شادکامی دارند.

امور معنوی و پیوندهای قلبی انسان با آنها بسیار موثر هستند. این پیوندها علاوه بر کمک به انسان در جهت داشتن نگرشی مثبت به زندگی به او کمک می‌کنند در شرایط سخت و منفی و آزار دهنده نیز تسلط بیشتری روی مسائل داشته باشند. انسان بدون معنویات و ارتباطش با این منابع بی‌تکیه‌گاه است. در مراسم معنوی شرکت کنید، هر چند وقت به اماکن متبرکه و زیارت‌گاهها بروید.

انگیزه خود را تقویت کنید

انگیزه موتور حرکتی انسان انسان بی‌انگیزه راکد و کسل و بی‌تحرک است. با عوامل مخل انگیزه بجنگید و عواملی را که انگیزه شما را قدرتمند و قوی می‌سازند را تقویت کنید.

شبکه اجتماعی خود را وسعت دهید

داشتن روابط گسترده برای زندگی سالم و کم استرس مفید است. افراد تنها بیشتر دچار استرس می‌شوند و بیشتر دچار کسالت و بی‌حوصلگی می‌شوند. روابط خود را بیشتر و بیشتر کنید. این نوع روابط علاوه بر پر کردن اوقات فراغت شما در شرایط سختی و ناراحتی نیز تکیه‌گاه خوبی را برای شما فراهم می‌کند.

برنامه ریزی داشته باشید

بدون برنامه ریزی زندگی بهم ریخته و نامنظم است و بی‌نظمی مخل آسایش و خوشبختی. نظمی به زندگی خود بدهید کارها و وظایف خود را مشخص کنید و هر چیز را سر جای خود قرار دهید و برای هر کاری وقتی تنظیم کنید. به این ترتیب شما در بین کارها و وظایف و مشغله‌های مختلف گیر نخواهید افتاد و کمتر و کمتر دچار ناراحتی و استرس خواهید شد طبعا شادمان‌تر و شاداب‌تر خواهید بود.

به ظاهر خود توجه کنید.

ظاهر انسان ، آینه‌ای از درون اوست. افرادی که به ظاهر آراسته خود اهمیت نمی‌دهند علاوه بر تاثیر منفی خود روی اطرافیان روی روحیه خود نیز تاثیر منفی دارند. به لباس ، زیبایی و جوانی خود توجه کنید. زمانی را برای حفظ زیبایی و جوانی اختصاص دهید.



 

هدفمند باشید

داشتن اهداف بیشتر برنامه‌ها و امور زندگی انسان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. راه و روش زندگی شما در راستای اهداف‌تان از زندگی شکل می‌گیرد. اهداف بلند مدت و کوتاه مدت خود را معین کنید. خلاقیت بیشتری به خرج بدهید و روشهای جدیدی را برای رسیدن به اهداف خود یاد بگیرید. اهداف به شما انگیزه می‌دهند و شیوه‌های خوب زندگی را برایتان ترسیم می‌کنند.

درآمد خود را افزایش دهید

علاوه بر همه کارهایی که برای ایجاد شادابی در خود انجام می‌دهید موضوع درآمد و رفاه را فرموش نکنید. به فکر راههای سالمی باشید که درآمدهای شما را افزایش می‌دهند. به این ترتیب راه را بر برخی مشکلات مالی که ممکن است در زندگی داشته باشید ببندید. علاوه بر این با این کار احساس کفایت ، استقلال و خواسته‌های خود را نیز تامین کرده‌اید.
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در جمعه 15 دی1385 و ساعت |

شادکامی و خوشبختی

هیچ چیز مثل زندگی مثبت‌نگرانه نمی‌تواند احساس شادکامی و خوشبختی را در انسان بوجود بیاورد. انسانهایی که احساس خوشبختی می‌کنند افرادی هستند که کمتر با افکار و مسائل منفی سروکار دارند و اجازه نمی‌دهند بیش از مقدار لازم و طبیعی با مسائل منفی درگیر شوند. با نیمه پر لیوان زندگی می‌کنند و اتفاقات را از جانب مثبت ارزیابی می‌کنند. افکار روزانه آنها حول و حوش مسائل خوب دور می‌زند و با دیدگاهی مثبت کارها و امور زندگی خود را دنبال می‌کنند. آنها کمتر از نمی‌شود، نمی‌توان و ... استفاده می‌کنند. مثبت‌بینی نیروی انسان و اراده او را در جهت رسیدن به اهداف و خواسته‌هایش تامین می‌کند.



تصویر

معنویات نقش مهمی در شادکامی دارند.

امور معنوی و پیوندهای قلبی انسان با آنها بسیار موثر هستند. این پیوندها علاوه بر کمک به انسان در جهت داشتن نگرشی مثبت به زندگی به او کمک می‌کنند در شرایط سخت و منفی و آزار دهنده نیز تسلط بیشتری روی مسائل داشته باشند. انسان بدون معنویات و ارتباطش با این منابع بی‌تکیه‌گاه است. در مراسم معنوی شرکت کنید، هر چند وقت به اماکن متبرکه و زیارت‌گاهها بروید.

انگیزه خود را تقویت کنید

انگیزه موتور حرکتی انسان انسان بی‌انگیزه راکد و کسل و بی‌تحرک است. با عوامل مخل انگیزه بجنگید و عواملی را که انگیزه شما را قدرتمند و قوی می‌سازند را تقویت کنید.

شبکه اجتماعی خود را وسعت دهید

داشتن روابط گسترده برای زندگی سالم و کم استرس مفید است. افراد تنها بیشتر دچار استرس می‌شوند و بیشتر دچار کسالت و بی‌حوصلگی می‌شوند. روابط خود را بیشتر و بیشتر کنید. این نوع روابط علاوه بر پر کردن اوقات فراغت شما در شرایط سختی و ناراحتی نیز تکیه‌گاه خوبی را برای شما فراهم می‌کند.

برنامه ریزی داشته باشید

بدون برنامه ریزی زندگی بهم ریخته و نامنظم است و بی‌نظمی مخل آسایش و خوشبختی. نظمی به زندگی خود بدهید کارها و وظایف خود را مشخص کنید و هر چیز را سر جای خود قرار دهید و برای هر کاری وقتی تنظیم کنید. به این ترتیب شما در بین کارها و وظایف و مشغله‌های مختلف گیر نخواهید افتاد و کمتر و کمتر دچار ناراحتی و استرس خواهید شد طبعا شادمان‌تر و شاداب‌تر خواهید بود.

به ظاهر خود توجه کنید.

ظاهر انسان ، آینه‌ای از درون اوست. افرادی که به ظاهر آراسته خود اهمیت نمی‌دهند علاوه بر تاثیر منفی خود روی اطرافیان روی روحیه خود نیز تاثیر منفی دارند. به لباس ، زیبایی و جوانی خود توجه کنید. زمانی را برای حفظ زیبایی و جوانی اختصاص دهید.



تصویر

هدفمند باشید

داشتن اهداف بیشتر برنامه‌ها و امور زندگی انسان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. راه و روش زندگی شما در راستای اهداف‌تان از زندگی شکل می‌گیرد. اهداف بلند مدت و کوتاه مدت خود را معین کنید. خلاقیت بیشتری به خرج بدهید و روشهای جدیدی را برای رسیدن به اهداف خود یاد بگیرید. اهداف به شما انگیزه می‌دهند و شیوه‌های خوب زندگی را برایتان ترسیم می‌کنند.

درآمد خود را افزایش دهید

علاوه بر همه کارهایی که برای ایجاد شادابی در خود انجام می‌دهید موضوع درآمد و رفاه را فرموش نکنید. به فکر راههای سالمی باشید که درآمدهای شما را افزایش می‌دهند. به این ترتیب راه را بر برخی مشکلات مالی که ممکن است در زندگی داشته باشید ببندید. علاوه بر این با این کار احساس کفایت ، استقلال و خواسته‌های خود را نیز تامین کرده‌اید.
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در جمعه 15 دی1385 و ساعت |

مشکلات والدین و انجام تکالیف فرزندان

موضوع انجام تکالیف توسط فرزندان مساله‌ای است که بیشتر والدین باآن درگیر هستند و نمی‌دانند که چگونه می‌توانند به فرزند خود کمک کنند. راهکارهایی که استفاده می‌کنند گاهی نتیجه معکوسی به بار می‌آورد هم والدین و هم فرزندان دچار مشکل می‌شوند. والدین با مشارکت صحیح و مناسب می‌توانند از بروز این مشکلات جلوگیری کنند.

مدت زمان لازم برای انجام تکالیف توسط فرزندتان را بشناسید

مهمترین مطلبی که والدین باید بدانند مدت زمان مفیدی است که برای انجام تکالیف لازم است. این زمان برای سنین مختلف و بسته به شرایط دانش آموز متفاوت است. والدین هم باید شرایط سنی کودک را در نظر داشته باشند بطوری که کودکان و دانش آموزان پایه‌های ابتدایی را مدت زمان زیادی وادار به انجام تکالیف نکنند و هم شرایط دیگر مربوط به دانش آموز را.

صاحبنظران تعلیم و تربیت مدت زمات لازم برای انجام تکالیف را برای بچه‌های کودکستان تا پایه دوم ابتدایی 10 تا 20 دقیقه در هر روز و برای پایه‌های بعدی دوره ابتدایی 30 تا 60 دقیقه پیشنهاد کرده‌اند. بنابراین والدین نباید جهت یادگیری بهتر دانش آموز و با این تصور که هر چه زمان بیشتری صرف مطالعه دانش آموز شود یادگیری او نیز بیشتر خواهد شد مدت زیادی کودک خود را وادار به درس خواندن کنند. مسلما کودک در این مدت زمان اضافی به کارهای دیگری مثل خیالبافی‌های ذهنی مشغول می‌شود.

مسئولیت انجام تکالیف و وظیفه شناسی در این مورد را به او واگذار کنید

برخی از والدین خود را مسئول کامل انجام تکالیف می‌کنند. به صورتی که در مدت انجام تکالیف بالای سر دانش آموز حضور دارند، زمان شروع انجام تکالیف را تعیین می‌کنند و راهنماییهای زائدی ارائه می‌کنند. هر چند لازم است والدین بویژه در سالهای اول دبستان و آمادگی با نظارت خود برنامه‌ریزی و مسئولیت پذیری را به کودک خود آموزش دهند. اما برخی از والدین به اشتباه این مسئولیت را خود بر عهده می‌گیرند بنابراین نمی‌توانند احساس مسئولیت در قبال انجام تکالیف را به کودکان خود یاد دهند. بطوری که اگر یک روز مادر حضور نداشته باشد اصلا به یاد هم نخواهد آورد که باید تکالیفش را انجام دهد.

بنابراین والدین با نظارت مفیدی که بر انجام تکالیف دارند کم کم باید کودکان را مسئولیت پذیر بار آورند. بطوری که در صورت عدم حضور والدین نیز احساس مسئولیت برای انجام تکالیف را داشته باشند. این والدین در سالهای بعدی تحصیل کمتر با مشکل درس نخواندن کودکان خود مواجه می‌شوند. به عبارتی چون والدین نمی‌توانند در تمام دوران تحصیل در انجام تکالیف فرزندان خود نظارت مستقیم داشته باشند با افت تحصیلی آنها مواجه می‌شوند. در حالی که اگر این احساس مسئولیت را از دوران کودکی در کودک شکل داده باشند با مشکلاتی از این قبیل مواجه نخواهند شد.

به روش انجام تکالیف توسط فرزندتان دقت کنید

هر کودکی ممکن است تفاوتهایی در روش انجام تکالیف خود داشته باشد. قبل از اینکه روش خاصی را به آنها القا کنید یا بخواهید آنها را کمک و راهنمایی کنید به روش آنها توجه کنید. ببینید در چه مدت زمان بدون کمک شما می‌تواند تکالیفش را انجام دهد؟ چه اشکالاتی دارد؟ آیا خیالبافی در حین انجام تکالیف دارد؟ آیا مرتبا جای خود را عوض می‌کند؟ آیا در حین انجام تکالیف به کارهای دیگری هم می‌پردازد؟ یا اینکه حواس او به انجام تکالیفش است؟ پاسخ به این سوالها به شما کمک می‌کند.

با معلم فرزندتان صحبت کنید

ارتباطی که با معلم برقرار می‌کنید کمک زیادی می‌تواند به شما کمک کند. با صحبت با او می‌توانید شیوه و روش او را بشناسید و از انتظاری که در مورد نحوه انجام تکالیف دارد مطلع می‌شوید. و بهتر می‌توانید به فرزند خود در انجام تکالیف راهنمایی ارائه کنید. هدف معلم را از انجام تکالیف بشناسید و نقطه ضعفهای فرزند خود را بهتر شناسایی نمایید.

پاسخ ندهید راهنمایی کنید

وقتی فرزندتان از شما کمکی برای انجام تکالیفش می‌خواهد اقدام به دادن پاسخ حاضر و آماده نکنید. بلکه او را راهنمایی کنید تا خودش بتواند به جواب مورد نظر برسد. به این ترتیب شما او را عادت می‌دهید که از تواناییهای خود استفاده کند و خلاق‌تر و فعال‌تر باشد. انجام تکالیف به فرزندتان کمک نخواهد کرد که آنها را بفهمد و از آن اطلاعات استفاده کند و نیز باعث نخواهد شد که وی به تواناییهایش اعتماد کند و دلگرم شود. فعال شدن دانش آموز در انجام تکالیف موجب می‌شود پاسخهایی را که خودش پیدا می‌کند بهتر به خاطر بسپارد تا حفظ پاسخهایی که شما به او داده‌اید.

برنامه ریزی داشته باشید

با کمک فرزند خود یک برنامه منظم برای انجام تکالیف تهیه کنید. برنامه را در یک محل مناسب و در دید او نصب کنید. برای تشویق او به انجام تکالیف می‌توانید در مقابل هر روز که تکلیف آن را به موقع ، خوب و دقیق انجام داده یک علامت بزنید و در آخر هفته اگر توانسته باشد تکالیف خود را خوب انجام دهد و با توجه به تعداد ستاره‌ها جایزه‌ای به او بدهید.

بهتر است جایزه مورد نظر را در همان حین برنامه ریزی معین کنید و در آخر برنامه آن را یادداشت کنید و یا برای کودکان کوچکتر شکل آن را بکشید. به این ترتیب عملکرد کودک دائما در جلوی او قرار دارد و مسئولیت پذیری او نیز تقویت می‌شود. به تدریج می‌توانید تعداد ستاره‌ها را برای دریافت جایزه افزایش دهید. مثلا اگر در آغاز برنامه به ازای هر هفت ستاره می‌توانست جایزه را کسب کند در مراحل بعد به ازای هر 14 ستاره می‌تواند به جایزه مورد نظر برسد.

شرایط مناسب برای انجام تکالیف را مهیا کنید

مکانی ثابت ، ساکت و از لحاظ نور وصدا و حرارت مناسب ضروری است. حتما از یک میز تحریر کمک بگیرید. تلویزیون را خاموش کنید و یا اتاق دیگری برای انجام تکالیف فرزندتان در نظر بگیرید. پخش برنامه‌های تلویزیونی که برای وی جذاب هستند و یا موجب کنجکاوی او می‌شوند حواس او را پرت خواهد کرد.

نتیجه کار را بررسی کنید

زمانی که فرزند شما تکالیف خود را انجام داد حتما در حضور او آنها را بررسی کنید. می‌توانید وقتی برای این کار اختصاص دهید و با کمک خود او تکالیف را بررسی کنید. مثلا میزان اشتباهات او را در رونویسی پیدا کنید و از او بخواهید اقدام به رفع آنها بکند.

برنامه زندگی خود را تنظیم کنید

تنها تنظیم برنامه‌ای منظم برای انجام تکالیف فرزندان کافی نیست. برای زندگی خانواده خود نیز برنامه منظمی داشته باشید. حتی‌الامکان از برنامه‌های فوق برنامه و بدون برنامه‌ریزی قبلی خودداری کنید. مثل مهمانیها و تفریحهای بدون برنامه قبلی و... یا حداقل سعی کنید این برنامه‌ها مقارن با زمان انجام تکالیف فرزندان نباشد. اگرشما یکبار برنامه او را به خاطر برنامه‌های خود به هم بریزید، راه را برای بی‌نظمی او فراهم ساخته‌اید. در کارهای دیگر خود نیز با برنامه و مسئولیت پذیر باشد. تا الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشید. فرزندان تعهد و مسئولیت پذیری را در خانواده و با مشاهده رفتار والدین یاد می‌گیرند.

سخن آخر

یک برنامه خوب و چند توصیه ساده و بکار بستن آنها نتایج مفیدی فراهم می‌آورد و باعث می‌شود که فرزندان شما بهره خوبی از تکالیف منزل خود ببرند. با رعایت این موارد شما توانسته‌اید جلوی مشکلات احتمالی آینده را بگیرید و فرزندانی تربیت کنید که علاوه بر اینکه تکالیف فعلی خود را به خوبی انجام می‌دهند در آینده نیز مستقل و مسئولیت پذیر خواهند بود.
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در جمعه 15 دی1385 و ساعت |

آزمایشات ساده برای سنجش هوش کودکان

 


آزمایش اول
تصاویر ساده‌ای تهیه کنید و اجزایی از این تصاویر را حذف کنید. از کودک خود بخواهید بگوید تصویر مورد نظر چه اشکالی دارد. تصاویری که انتخاب می‌کنید معمولا تصاویر ساده‌ای خواهد بود که کودک با آنها آشنایی داشته باشد. مثل چهره یک آدمک که دهان و لبها حذف شده است یا ساعتی که عقربه ندارد یا میزی که پایه ندارد. کودکان به موازات رشد هوشی خود به تدریج این توانایی را بدست می‌آورند که بتوانند اجزای حذف شده در تصاویر پیچیده را شناسایی کنند. بر این اساس کودکان کوچکتر مثلا 6 - 5 ساله‌ها معمولا نقص در تصاویر مربوط به اشیا آشنا و عینی را راحت‌تر شناسایی می‌کنند. با بالا رفتن سن کودک می‌توان تصاویر پیچیده‌تر مثل مناظر و ... را مورد استفاده قرار داد.

آزمایش دوم

داستانهایی برای کودک انتخاب کنید و با تغییراتی که در آنها ایجاد می‌کنید منتظر پاسخ و واکنش کودک بمانید. توجه کنید این تغییرات متناسب با سطح سنی کودک باشد و بیان کننده مسائل غیر عادی و غیر طبیعی باشد. به این داستان توجه کنید. روزی روزگاری توی یک رودخانه زیبا و قشنگ که کنار جنگل سرسبزی قرار داشت چند تا ماهی کوچولو زندگی می‌کردند. ماهیها هر روز که از خواب بیدار می‌شدند شروع می‌کردند به بازی و تفریح.

یک روز یکی از ماهیها در حالی که بازی می‌کرد افتاد زمین و یکی از پاهایش زخمی شد. دوستانش به کمک او آمدند و پای او را پانسمان کردند. ماهی کوچولو خیلی ناراحت بود و درد شدیدی داشت. دوستانش هم خیلی ناراحت بودند چون نمی‌توانستند باهم بازی کنند. چند روز گذشت تا پای ماهی کوچولو خوب شد. ماهی قصه ما خیلی خوشحال بود پیش دوستانش رفت و دوباره شروع به بازی کنند. اما این دفعه ماهی کوچولو مراقب بود که اتفاق بدی برایش نیفتد.

آزمایش سوم

اشیا و وسایلی را انتخاب کنید و از کودکتان بخواهید بگوید این اشیا به چه دردی می‌خورند و به عبارتی چه کاربردی دارند. توجه داشته باشید نوع سوال کردن برای کودکان مهم است. سعی کنید بدون این که راهنمایی مستقیمی ارائه داده باشید طوری سوال کنید که کودک منظور شما را بتواند درک کند. به مثالهای زیر توجه کنید:

  • چاقو به چه دردی می‌خورد؟
  • کاسه به چه دردی می‌خورد؟
  • کلاه برای چیست؟

سوالات فوق برای کودکان سنین پایین مثل 5 - 4 ساله‌ها مناسب است اما برای کودکان بزرگتر می‌توان از مثالهای دیگری استفاده کرد:


  • با آچار و پیچ گوشتی چه کار می‌توان کرد؟
  • با سوزن چه کار می‌کنیم؟

آزمایش چهارم

چند مورد میوه ، اشیا یا چیزهای دیگر را که از یک جنبه خاص تشابهاتی با یکدیگر دارند انتخاب کنید و در اختیار کودک قرار دهید. و از کودک بخواهید بگوید این اشیا چه شباهتی به یکدیگر دارند. مثلا یک پرتقال ، یک سیب ، یک خیار و یک موز . که همگی میوه هستند. این آزمایش را با توجه به شرایط سنی کودک و سایر عوامل می‌توانید با اندک تغییراتی اجرا کنید. برای کودکان کوچکتر می‌توانید از خود اشیا یا از تصاویر آنها استفاده کرد. برای کودکان بزرگتر می‌توان نام اشیا را به ترتیب گفت و سپس از او سوال کرد.

آزمایش پنجم

گروهی از اشیا یا چیزهای دیگر را انتخاب کنید که شباهتهای اساسی به یکدیگر دارند. در میان این گروه شی را قرار دهید که در آن ویژگی مشترک با بقیه نیست. و از کودک بخواهید آن شی را که با بقیه تفاوت دارد در بین گروه انتخاب کند. مثلا چند شی دایره‌ای شکل انتخاب کنید و در بین آنها یک مکعب مربع قرار دهید. برای این آزمایش نیز می‌توانید از خود اشیا ، تصاویر آنها یا نام بردن اسامی ، آنها استفاده کنید. ولی توجه داشته باشید کودکان کوچکتر به دلیل این که رشد حافظه آنها به اندازه کودکان بزرگتر نیست نمی‌توانند در روش نام بردن وسایل عملکرد خوبی داشته باشند.

موفق نشدن آنها به حافظه آنها مربوط می‌شود نه به عملکرد هوشی آنها. برای این کودکان عملکرد کودک هر چه باشد نشان دهنده ادراک از وجود یک غریبه در گروه است. توجه داشته باشید که عکس‌العملی خاص از طرف گروه و یا آن فرد غریبه صورت نگیرد. کودکان در برخی سنین اگر در چنین شرایطی قرار گیرند، ممکن است گریه کنند.

درک کردن شرایط عاطفی اطرافیان توسط کودکان

کودکان حتی حالات عاطفی اطرافیان خود را ادراک می‌کنند. در حضور کودک خود شروع به خندیدن کنید و به واکنشهای او توجه کنید. بی‌شک واکنشهایی از او مشاهده خواهید کرد مثل دست و پا زدن ، غان و غون کردن ، خندیدن و از کودکان بزرگتر درخواست برای بغل شدن ، پرسیدن علت خنده و ... . همچنین اگر در حضور کودک شروع کنید به گریه کردن و واکنشهای کودک را مورد بررسی قرار دهید خواهید دید که واکنشهایی حاکی از درک شرایط عاطفی شما نشان می‌دهند. کودکان کوچکتر ممکن است متوجه تصنعی بودن شرایط نشوند و شروع کنند به گریه کردن یا نگاههای خیره و وارسی کننده . کودکان بزرگتر سعی می‌کنند کاری انجام دهند، مثل برداشتن دست مادر از جلوی چشمانش و ...
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در جمعه 15 دی1385 و ساعت |

اهمیت و لزوم مشاوره خانواده

با توجه به شیوه‌های زندگی نوین و پیچیده‌تر شدن شرایط زندگی افراد با استرسها و فشارهای حاصل از این زندگی مواجه هستند. مشاوره خانواده فرآیندی است که راه کارهای مناسب برای سازگاری افراد با این شرایط و مدیریت استرس فراهم می‌سازد. علاوه بر این چنین شرایط پیچیده زندگی نیاز افراد به دریافت اطلاعات مناسب در زمینه‌های مختلف را موجب می‌شود. از اینرو مشاوره خانواده چنین وظیفه‌ای را بر عهده می‌گیرد، به ارائه راهنمایی ، اطلاع رسانی و حل مسائل خانوادگی مبادرت می‌ورزد.

موضوعات قابل طرح در مشاوره خانواده

هر چند می‌توان گفت که بطور کلی تمام زمینه‌هایی که با خانواده و مسائل آن مرتبط هستند به عنوان موضوع قابل طرح در مشاوره خانواده مطرح هستند، اما به مواردی از موضوعات رایج در این فرآیند اشاره می‌شود:

ازدواج و تشکیل خانواده یا مشاوره قبل ازدواج

هر چند مشاوره قبل از ازدواج عموما اصطلاح کلی‌تری است و زمینه‌های مختلف را در جریان ازدواج در بر می‌گیرد از جمله مشاوره‌های پزشکی و ژنتیکی. اما مشاوره قبل از ازدواج از لحاظ روان شناختی موضوع بسیار مهمی است که امروزه مورد توجه فراوان قرار گرفته است. آشنایی افراد با مشکلاتی که اغلب بعد از ازدواج منجر به پدیده‌های شومی چون طلاق می‌شود، انگیزه افراد را برای انجام مشاوره قبل از ازدواج از لحاظ روان شناختی برانگیخته است.

چنین فرآیندی به جوانانی که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند کمک خواهد کرد، اطلاعات مناسب و کاملتری از ویژیگیهای یکدیگر کسب کنند و تنها به معیارهای ظاهری به عنوان ملاک انتخاب همسر توجه نکنند. در این راستا روانشناسان و مشاوران کمک شایان توجهی در جهت شناسایی افرادی که ازدواج آنها با یکدیگر اغلب مشکل آفرین بوده و ازدواجهای ناموفقی را سبب می‌شوند، می‌نمایند. به عنوان مثال ازدواج یک فرد درون گرا با یک فرد برون گرا و در سطوح تخصصی‌تر ، افراد ناایمن اجتنابی با افراد ناایمن دوسوگرا. مشاوران خانواده در این فرآیند از انواع مصاحبه و در صورت نیاز از آزمونهای روانی استفاده می‌کنند.

تربیت فرزندان

مقوله تربیت فرزندان از موضوعات بسیار مهمی است که اغلب مشاوران خانواده ، مراجعین زیادی در این راستا دارند. بطوری که خانواده‌ها با افزایش اطلاعاتی که در زمینه تربیت مناسب فرزندان و لزوم آن پیدا کرده‌اند و رغبت فزاینده در جهت آموزش راهکارهای مناسب برای تربیت کودکان و نوجوانان خود نشان می‌دهند. در این زمینه خدمات مشاوران ممکن است درزمینه آموزش و ارائه راهنمایی باشد و یا زمینه حل یک مشکل تربیتی. در موضوع اول مشکلی اتفاق نیافتاده و خانواده راغب است به صورت پیشقدم مطالبی مفید را در زمینه تربیتی بیاموزد، اما در موضوع دوم اغلب بعد از بروز مشکل است که خانواده مراجع می‌کنند و در جهت حل مشکل اقدام می‌کند. به عنوان مثال خانواده‌هایی که متوجه شده‌اند فرزند آنها مدتی است دروغهای زیاد می‌گوید.

شیوه‌های ارتباطی مناسب بین همسران

روابط موجود بین اعضاء خانواده در سلامت خانواده و اعضاء آن از جنبه‌های مختلف جسمی ، روانی و اجتماعی اهمیت فراوانی دارد. بسیاری از مشکلاتی که بین همسران رخ می‌دهد و گاه آنها را تا مرحله طلاق پیش می‌برد به خدشه بودن روابط بین آنها مربوط است و اگر بررسی دقیقی صورت بگیرد، می‌بینیم که در واقع هیچ مشکل جدی و حادی مطرح نبوده است. در این مقوله مشاوره خانواده تلاش می‌کند به همسران بعد از تشکیل خانواده آموزشهای لازم را بدهد، به آنها را در شناخت یکدیگر کمک نماید. همچنین به آنها کمک خواهد کرد شکل مناسبی به روابط خود بدهند، شیوه‌های مناسب ارتباط با یکدیگر بشناسند و از همه مهمتر به تفاوتهای موجود بین زن و مرد که اغلب مشکلات ارتباطی را به بار می‌آورد، آشنا شوند.

بررسی اختلافات خانواده و ارائه راهکارهای مناسب

هر چند وجود برخی مشکلات در اکثر خانواده‌ها به صورت جزئی و خفیف طبیعی به نظر می‌رسد، اما خانواده‌هایی نیز وجود دارند که با مشکلات حادتری روبرو هستند. بحث و بررسی این نوع اختلافات در جریان مشاوره خانواده اغلب کمک شایان توجهی به این خانواده‌ها می‌کند. هر چند در گذشته حل چنین مسائلی اغلب به صورت ریش سفیدی و کمک بزرگان خانواده صورت می‌گرفت. ولی آنچه اهمیت مشاوره خانواده را امروزه در این قبیل مسائل بارزتر می‌سازد دور شدن خانواده‌ها از یکدیگر و فقدان اطلاعاتی مناسب افراد در زمینه مسائلی است که خانواده با آن روبروست. در چنین جلساتی اغلب اعضاء مشکل‌دار و حتی اعضاء غیر مشکل‌دار شرکت می‌کنند. از جمله این مشکلات عبارتند از اختلافات مربوط به خانواده‌های همسران ، دخالت آنها و یا سایر عوامل و ... .

مشکلات روحی اعضاء خانواده

وجود یک عضو که از لحاظ روانی دارای مشکلاتی است تأثیرات زیادی روی بافت خانواده دارد. این مشکلات چه خفیف باشند مثل یک افسردگی خفیف و چه عمیق باشند، مثل وجود یک فرد اسکیزوفرن یا عقب مانده ذهنی در خانواده قابل توجه هستند. با توجه به اینکه این دسته از مشکلات اغلب کل اعضاء را می‌تواند به نحوی تحت تاثیر قرار دهد مشاوره با کل اعضاء خانواده لازم به نظر می‌رسد. به عنوان مثال آموزش خانواده‌ای که یک عضو معتاد دارد. به عبارتی مشاوره خانواده در این کارکرد خود علاوه بر شناسایی و ارجاع مناسب اختلالات روانی مثل انواع افسردگی ، اضطرابها ، اختلالات شخصیت ، اختلالات روان تنی ، اختلالات جنسی ، اختلالات سوء مصرف مواد ، آموزشهای لازم را برای سایر اعضاء سالم خانواده ارائه می‌کند.
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در جمعه 15 دی1385 و ساعت |

کارکردهای خانواده

 

مقدمه

خانواده با وجود اینکه به عنوان اولین واحد اجتماعی شناخته می‌شود، ولی دارای پیچیدگیهای فراوانی است. بطوری که شناخت آن ، اهمیت آن و تأثیرات و کارکردهای آن بسیار مورد توجه صاحب‌نظران مختلف بوده است. بر این اساس همچنان که تعاریف متعددی از آن ارائه شده است و به اهمیت آن در زمینه‌های مختلف فردی ، اجتماعی و غیره تأکید شده است، کارکردهای متفاوتی نیز برای آن ارائه شده است. بطوری که بسیار ساده انگارانه خواهد بود، تنها یک یا دو کارکرد برای آن معرفی می‌شود.

کارکرد زیستی و تولید مثل خانواده

وجود فرزندان در خانواده موجب استحکام خانواده می‌شود. شاید این کارکرد از جمله کارکردهایی است که تمام افراد چه صاحب‌نظر و غیره با آن آشنایی دارند. زن و شوهری که ازدواج می‌کنند، دیر یا زود منتظر تولد فرزند خواهند بود. هر چند ممکن است تفاوتهایی بین افراد مختلف ، فرهنگها و جوامع مختلف از لحاظ زمان بچه‌دار شدن و تعداد فرزندان و فاصله سنی آنها تفاوتهایی وجود داشته باشد. اما تولد فرزند بطور مشترک در تمامی فرهنگها ، جوامع ، طبقات مختلف اقتصادی و اجتماعی مورد توجه است. امروزه در برخی جوامع به دلایل متعدد از جمله تعلیم و تربیت ، اقتصاد ، بهداشت و ... محدود کردن تعداد افراد خانواده را مورد تأکید قرار می‌دهند. در جامعه ما موضوع کنترل موالید و تنظیم خانواده مورد توجه قرار گرفته و وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی به کمک وزارتخانه‌ها و سازمانهای مختلف به تهیه و اجرای طرحهای مناسب در این راستا اقدام کرده‌اند.

کارکردهای تربیتی و آموزشی خانواده

یکی از وظایف اساسی خانواده علاوه بر دنیا آوردن فرزندان ، توجه به مسائل تربیتی آنهاست. خانواده با فراهم کردن محیط مساعد ، امکانات و شرایط مناسب و نظارت بر تربیت و آموزش فرزندان چنین کارکردی را مهیا می‌سازد. در گذشته و قبل از تأسیس مکاتب و مدارس تمام وظایف تعلیمی و تربیتی و ایجاد مهارتهای شغلی بر عهده خانواده بوده است. و کودکان و نوجوانان از طریق آموزشهای غیر رسمی و نزد پدران و مادران و افراد بزرگسال خانواده با آداب اخلاقی اجتماعی و همچنین حرف و مشاغل مختلف جامعه ، آشنا می‌شدند. با توجه به شرایط فعلی زندگی بخصوص در جوامع پیشرفته و پیچیده مقداری از این کارکرد بر عهده مهد کودکها ، مدارس و دیگر مؤسسات آموزشی و تربیتی گذاشته شده است. با اینحال توجه به این نکته ضروریست که هیچ یک از این مؤسسات قادر نخواهند بود تأثیرات خانواده را به صورتی کامل داشته باشند. بر این اساس ضروریست خانواده‌ها سهم خود را در این وظیفه بخوبی رعایت نموده و بر اهمیت آن ازعان داشته باشند.

ارضاء و اقناع نیازهای جنسی به عنوان کارکرد خانواده

در هر جامعه‌ای تلاش می‌شود که مسائل و احتیاجات جنسی به علت نیروی کششی زیادی که دارند به صورتی تحت نظارت قرار گیرند، هر چند شیوه‌های متفاوتی را می‌توان از بین جوامع مختلف برای چنین کنترلی می‌توان مشاهده کرد. در هر حال در تمامی جوامع نقش اساسی و عمیق تشکیل خانواده در تأمین نیازهای جنسی به شیوه‌ای سالم مورد تأیید است. خانواده با تأمین محیط سالم و مساعد و روابط مناسب ، چنین نقشی را ایفا می‌کند و از بروز مشکلات مرتبط با نیاز طبیعی جنسی جلوگیری می‌نماید.

کارکرد خانواده به عنوان تأمین کننده سلامت جسمی و روانی اعضاء

از وظایف مهم خانواده تأمین امنیت جسمی و روحی برای هر یک از اعضاء خانواده است. تا از این طریق سلامت و روحی آنها تضمین کند. تأمین غذا ، بهداشت و جو مناسب عاطفی و روانی شرایط را بر رشد و شکوفایی افراد فراهم می‌سازد. بدیهی است در خانوادهایی که این کارکرد با مشکل روبروست، عدم تأمین نیازهای تغذیه‌ای ، عدم رسیدگی به وضعیت بهداشتی و جسمی ، زمینه را برای ابتلا به انواع بیماریها فراهم می‌سازد. از سوی دیگر عدم توجه به مسائل عاطفی افراد خانواده ، از جمله تأمین نیازهای روانی آنها ، اعمال شیوه‌های ارتباطی مناسب ، آموزش شیوه‌های مواجهه با مشکلات افرادی که از لحاظ روانی در وضع نامناسبی قرار گرفته‌اند، تحویل جامعه خواهد داد. به این جهت لازم است تک تک افراد ابتدا در زمان تشکیل خانواده و بعد از آن در طول زندگی مشترک به نیازهای عاطفی روانی خود و بقیه افراد خانواده توجه داشته و به آموزش و کسب اطلاعات لازم در این زمینه‌ها رغبت نشان دهند.

تحقیقات نشان می‌دهد زوجهایی که سلامت روانی کافی ندارند، اغلب فرزندانی ناسازگار و ناسالم پرورش می‌دهند. مادران افسرده اغلب فرزندان افسرده دارند و افراد افسرده چه از لحاظ فردی و چه از لحاظ اجتماعی مواجه با مشکلات زیادی هستند. این مسأله تنها به افسردگی ختم نمی‌شود، کلیه ناراحتیهای روحی چه ضعیف و چه خفیف در جو عاطفی خانواده انعکاس نامطلوبی دارد. خانواده مشکل‌دار در علت شناسی آسیبهای اجتماعی بسیار حائز اهمیت است.

کارکردهای اقتصادی و اجتماعی خانواده

در اجتماعات سنتی خانواده این کارکرد خود را با کار و فعالیت اقتصادی مستقیم و آموزش و انتقال مستقیم مشاغل از والدین به فرزندان انجام می‌داد. امروزه با صنعتی شدن جوامع ، وضع به گونه‌ای تغییر یافته است و عمدتا چنین کارکردی به صورت غیر مستقیم اعمال می‌شود. امروزه دیگر کمتر به چشم می‌خورد که مشاغل به صورت موروثی منتقل شوند، اما خانواده از لحاظ تأمین شرایط و امکانات لازم برای جوانان خود به شیوه فعالیت اقتصادی آنها و گزینش شغل آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. همچنین خانواده با آموزشهای مستقیم و غیر مستقیم فرآیند اجتماعی شدن فرزندان را فراهم ساخته ، میزان موفقیت در امور اجتماعی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. خانواده‌های سالم معمولا فرزندانی دارند که روابط اجتماعی مناسب‌تری دارند، فعالیتهای مختلف اجتماعی دارند.
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در جمعه 15 دی1385 و ساعت |

تاریخچه خانواده درمانی

تخصص و حرفه خانواده درمانی نسبتا جدید است و ظهور رسمی آن به دهه‌های 1940 ، 1950 و 1960 برمی‌گردد. در سال 1938 شورای ملی روابط خانوادگی شروع بکار کرد. در سال 1948 اولین اثر درباره زناشوئی درمانی توسط « بلامتیل من » منتشر شد و مطالعه خانواده‌های اسکیزوفرنیک توسط « لایمن » صورت گرفت.

در خلال سالهای 1950 تا 1959 « ناتان آکرمن » رویکرد روان تحلیلی را برای کار کردن با خانواده‌ها مطرح کرد و « بیتسون » مطالعه الگوهای ارتباط را در خانواده آغاز کرد و « کارل ویته » اولین کنفرانس را درباره خانواده درمانی در سی ایسلند ایالت جورجیا برگزار کرد. اولین نشریه در خانواده درمانی در سال 1961 منتشر شد و شبکه ساز خانواده درمانی در سال 1976 و انجمن خانواده درمانی (AFTA) در سال 1977 شروع به کار کرد.

در خلال سالهای 1980 تا 1989 شیوه‌های تحقیق در خانواده درمانی متداول شد و رهبران جدیدی در خانواده درمانی ظهور کردند که بسیاری از آنان زن بودند. از سال 1990 به بعد رشد عضویت متخصصان در انجمنهای خانواده درمانی چشمگیر شد. خانواده درمانی‌های متمرکز بر راه حل فراگیر شدند و بطور کلی جایگاه عمیق‌تری بین فنون درمانی حوزه روان شناسی پیدا کرد.

انواع نظریه‌های خانواده درمانی

رویکردهای نظری اصلی در حیطه خانواده درمانی عبارتند از: خانواده درمانی روان تحلیلی ، خانواده درمانی تجربیاتی ، خانواده درمانی شناختی رفتاری ، خانواده درمانی ساختی ، خانواده درمانی استراتژیک و خانواده درمانی متمرکز بر راه حل.

خانواده درمانی مبتنی بر روان تحلیلی

صاحبنظران اصلی آن ناتان آکرمن ، ویلیامسون ، لایمن واین و تئودور کیدز هستند که شیوه درمان آنها ریشه در نظریه فروید دارد. در این شیوه فرایندهای ناهشیار اعضای خانواده به یکدیگر مرتبط دانسته می‌شوند و اعتقاد بر این است که بایستی روی نیروهای ناهشیار که آسیب را بوجود آورده‌اند، کار کرد. نقش درمانگر یک معلم یا والد یا مفسر تجربه است. فنون درمانی عبارتند از: تحلیل رویا ، انتقال ، رویارویی ، تاریخچه زندگی ، تمرکز بر نقاط قوت.

خانواده درمانی تجربیاتی

نظریه پردازان عمده آن ویرجینیا سیتر ، کارل ویته کر ، فرد دوهل و ... هستند که معتقدند مشکلات خانواده از سرکوب احساسات ، خشکی و انعطاف ناپدیری ، فقدان آگاهی ، مرگ عاطفی و استفاده بیش از حد از مکانیزمهای دفاعی ریشه می‌گیرد.

در این رویکرد خانواده درمانگر تلاش می‌کند انعطاف پذیری ، صمیمیت ، عزت نفس ، پتانسیل برای تجربه را در خانواده افزایش دهد و از فنون مجسمه سازی ، صحنه آرایی خانوادگی ، شوخی ، مصاحبه با عروسکهای خانواده ، هنردرمانی خانواده ، بازی نقش ، بازسازی خانواده و ... استفاده می‌شود.

خانواده درمانی‌های رفتاری و شناختی _ رفتاری

نظریه پردازان عمده آن ویلیام مسترز ، ویرجنیا جانسون ، جوزف ولپه ، بندورا و ... هستند. این شیوه درمانی بر اساس نظریه‌های رفتاری و شناختی معتقد است، رفتار از طریق پیامدها ابقا یا حذف می‌شود. رفتارهای نامناسب را می‌توان اصلاح کرد. همینطور شناختهای غیر منطقی را می‌توان اصلاح کرده و در نتیجه در تعامدات و رفتارهای زوجی یا خانوادگی تغییر ایجاد کرد.

درمانگر نقش یک معلم و متخصص تقویت کننده رفتارهای مناسب را بازی می‌کند. در این رویکرد از فنون درمانی تقویت منفی ، تعمیم ، خاموش سازی ، اقتصاد پته‌ای ، گریز ذهنی ، عبارات مقابله‌ای منطقی ، سرمشق دهی و ... استفاده می‌شود.

خانواده درمانی ساختی

سالوادور مینوچین ، مونتالوو ، فیشمن ، روزمن و ... نظریه پردازان اصلی این شیوه از خانواده درمانی هستند که کارکرد خانواده را متضمن ساخت خانواده ، زیر منظومه‌ها و مرزها می‌دانند. درمانگران نقشه خانواده را بطور ذهنی ترسیم می‌کنند و در پیاده کردن ساخت مناسب خانواده تلاش می‌کنند و در واقع همچون کارگردان تئاتر عمل می‌کنند. فنون درمانی عبارتند از: بازسازی ، الحاق ، تشدید پیامها ، مرزسازی و ... .

خانواده درمانی‌های استراتژیک ، سیستمی و متمرکز بر راه حل

این سه رویکرد روش‌مدار و کوتاه مدت هستند که هر سه مرهون کار میلتون اریکسون می‌باشند و از میراث مشترکی برخوردارند. هدف ، شیوه کار و فنون مورد استفاده در این سه رویکرد مشابه یکدیگر است و از فنونی چون باز تعبیر ، کمرنگ کردن تعبیر و تفسیر ، تعیین تکالیف شاق ، تکیه بر فرایند سوالات حلقوی ، تمرکز روی راه حلهای فرضی ، تعیین کردن تشریفات و ... استفاده می‌شود.

از نظریه پردازان استراتژیک جی هی لی ، ریچارد فیش و از نظریه پردازان سیستمی بوسکلو ، کارل تام و از نظریه پردازان متمرکز بر راه حل ایمسوبرگ و دیویس را می‌توان نام برد.

خانواده‌های نیازمند خانواده درمانی

خانواده‌هایی که از فرایند خانواده درمانی بهره می‌برند، عبارتند از: خانواده‌های دارای عضو معتاد یا بیمار روانی و همچنین خانواده‌های دارای عضو مبتلا به اختلالات جسمی که به نحوی روی کارکرد خانواده تاثیر گذاشته است ، خانواده‌های طلاق گرفته ، ازدواج مجدد کرده ، فوت یکی از اعضا ، خانواده‌های دارای مشکلات اقتصادی ، فرهنگی و ... .

خانواده‌های دارای مشکل اغلب به صورت غیر مستقیم مثلا مشکلات تربیتی کودکان ، ناراحتی‌های روحی یکی از اعضا و یا تصمیم گیریها و کمک برای حل مشکلات سطحی‌تر به متخصصان مشاوره و روان شناسی مراجعه می‌کنند و در طول مشاوره‌های فردی نیاز به توجه به نقش خانواده در بروز مشکل شکل می‌گیرد و برحسب رویکرد درمانگر ، روند درمان تداوم می‌یابد.
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در جمعه 15 دی1385 و ساعت |

خانواده و اهمیت آن در دوره کودکی

نوزاد در خانواده به دنیا می‌آید و اولین تعاملات خود را با محیط آغاز می‌کند. در این کانون اولیه اولین تأثیر و تأثرات متقابل آغاز می‌شود و کودک کم کم در فرآیند رشد و اجتماعی قرار می‌گیرد. همانطور که روان شناسان معتقدند سالهای اولیه کودکی نقش بسزایی در رشد شخصیت و آینده او دارد. بیشتر طرحواره‌ها و شناختهای کودک از خود ، اطرافیان و محیط در این دوران شکل می‌گیرد. میزان سلامت جسمانی و روانی کودک بسته به ارتباطی است که خانواده با وی دارد و تا چه حد تلاش می‌کند نیازهای او را برآورده سازد.

کودکانی که در این سنین از لحاظ عاطفی و امنیتی در خانواده تأمین نمی‌شوند به انواع مشکلات مبتلا می‌شوند. مشکلات این کودکان اغلب با شیطنتها ، دروغگوییها و حرف نشنیدنهای ساده شروع می‌شود و با توجه به وضع نابسامان خانواده به بزهکاریها و جنایات بزرگسالی منتهی می‌شود. سخت گیری زیاد والدین یا بی‌توجهی آنها ، یا ننر و لوس بار آوردن کودک و برآورده ساختن کلیه نیازهای منطقی و غیر منطقی او ، شخصیت سالمی را به بار نخواهد آورد. سلامت خود خانواده ، تعادل شخصیتی والدین و آشنایی آنها به اصولی که می‌تواند محیط خانواده را سالمتر سازد، بسیار حائز اهمیت است.

اهمیت خانواده در دوران نوجوانی

نیازهای مرحله نوجوانی دوران حساس است. بطوری که در کنار سایر تحولات و تغییراتی که از جنبه‌های جسمانی و روانی در فرد اتفاق می‌افتد، ویژگی مشترک و مهم دیگر آن دوران ، استقلال طلبی نوجوان در خانواده است. نوجوان می‌خواهد به طریقی رشد استقلال خود را به خانواده ثابت کند و بر این اساس شروع به ایجاد فاصله بین خود و خانواده می‌کند و به گروه همسالان نزدیک می‌شود.

در صورتی که خانواده در این دوران به کارکردهای اساسی خود آشنایی نداشته باشد و همچنین با ویژگیهای دوران نوجوانی آشنا نباشد، نخواهد توانست عملکرد تربیتی خود را به نحو احسن ایفا نماید. و چه بسا که اقدامات نادرست از سوی خانواده ، فضای نامناسب موجود در خانواده و غیره ، بیشتر و بیشتر نوجوان را از محیط خانواده دور ساخته و در صورتی که خانواده در گذشته نیز کارکرد تربیتی خود را به شیوه درست اعمال نکرده باشد و فرد از پختگی فکری کاملی برخوردار نباشد با گرایش به زمینه‌های ناسازگارانه مثل عضویت در گروههای افراطی و سایر زمینه‌ها مشکلات فردی و اجتماعی زیادی را به بار خواهد آورد.

سخت گیری زیاد والدین و خانواده در این دوران و همچنین سهل‌ گیری و آزاد گذاری آنها فرزند را موجودی سرکش ، طغیانگر و متزلزل بار خواهند آورد. از این گذشته این دوران ، دوران الگو گیری و همانند سازی و لازم است خانواده الگوهای مناسبی را برای نوجوان خود فراهم سازند. میزان حضور خانواده در اجتماع نیز در این اهمیت بسزایی دارد. هابز معتقد است که بسیاری از نوجوانان پریشان حال و آشفته به خانواده‌هایی تعلق دارند که از زندگی اجتماعی مجزا و بیگانه‌اند. خانواده در عین حال که کوچکترین واحد اجتماعی است، مبنا و پایه هر اجتماع بزرگ است. افراد سالم جامعه ، افراد موفق و افراد فعال اجتماعی از داخل خانواده‌های سالم بیرون آمده‌اند و افراد ناسالم پرورش یافته خانواده‌های ناسالم هستند.

اهمیت خانواده = سلامت خانواده

انحرافات خانواده ، عدم سلامت روانی خانواده ، مشکلات اقتصادی و اجتماعی خانواده از لحاظ تأثیری که روی اعضاء خود دارد جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. افراد پیوند میان خانواده و اجتماع هستند. افراد پرورش یافته در خانواده وارد اجتماع می‌شوند و ویژگیهای سالم یا ناسالم خود را که در خانواده دریافت کرده وارد اجتماع می‌کنند. از این لحاظ سلامت یک جامعه به سلامت خانواده‌های آن وابسته است.

لامارک و لوپله و دیگران ، خانواده را مهمترین کانونی می‌دانند که جامعه از آن تغذیه می‌کنند. به این ترتیب فرد در کنار تأثیری که از اجتماع خود می‌پذیرد با توشه‌ای که از خانواده خود دریافت کرده است محیط پیرامون خود را تحت تأثیر قرار می‌دهد. چنین تأثیراتی علاوه بر مسائل پیرامونی جزئی بلکه بر مسائل کلان اقتصادی - اجتماعی و سیاسی یک جامعه نیز نقش دارند. به این ترتیب به نظر می‌رسد که اصلاح یک جامعه ، پیشرفت و ترقی آن از جنبه‌های مختلف تأثیر اصلاح خانواده ، توجه افراد به اهمیت خانواده و آموزش آنهاست.
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در جمعه 15 دی1385 و ساعت |

دل به رؤياها سپار

 

 تنها يك روز در سراسر حيات كافي ست،
 نگاه از گذشته برگير و بر آن غبطه مخور،
 چرا كه از دست رفته است،
 در غم آينده نيز مباش،
 چرا كه هنوز فرا نرسيده است،
 زندگي را در همين لحظه بگذران،
 و آن را چنان زيبا بيافرين كه ارزش بياد ماندن را داشته باشد.
 
آ
يدا اسكات تايلور

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در چهارشنبه 13 دی1385 و ساعت |
¿مهارتهای مطالعه (۵)

آمادگي جهت شركت در كلاس كيپ آلن

اگر زماني را براي آماده سازي خود اختصاص ندهم بدليل پر بودن برنامه كاري ام, نمي توانم به اهدافي كه براي خود تعيين كرده ام, دست يابم. آماده سازي بسيار به شما كمك مي كند. اگر جهت شركت در كلاس درس خودتان را آماده كنيد متوجه مي شويد كه كلاس درس تجربه بسيار لذت بخشي است. نه تنها استاد متوجه مي شود كه شما در كلاس درس آماده و فعال هستيد بلكه متوجه مي شويد كه شما مي توانيد از طريق وا داشتن همكلاسي ها به شركت در مباحث كلاسي, با آنها همكاري كنيد. اگر شما خواستار يك درجه دانشگاهي هستيد يا وقت داريد از آموزش دانشگاهي استفاده لازم را ببريد بر عهده خود شماست كه در اين زمينه تصميم بگيريد. پيشاپيش خودتان را آماده كنيد تا نزديك امتحان كامل و نهايي, خودتان را با حجم عظيمي از دروس روبرو نبينيد. من خود به عنوان يك دانشجو مي دانم درباره چه صحبت مي كنم وقتي مي گويم, آمناده سازي, امري اساسي است.

 قدرت همكاري ميكي برآون

غالباً به آموزش به عنوان امري رقابت آميز نگاه مي شود. براي كسب منافع در دانشگاه رقابت مي كنيم. و نيز براي نمرات, و وقتي هم كه دانشگاه را ترك مي كنيم براي دستيابي به شغل مناسب رقابت مي كنيم. در چنين فضايي به آساني مي توانيم قدرت همكاري را كه از طريق گروههاي حمايتي مطالعاتي ايجاد مي شود, ناديده بگيريم. گروههاي حمايتي مطالعاتي به شما انرژي مي دهند. انسانها, حيوانهاي اجتماعي هستند و ما از گروهها, كسب قدرت مي كنيم. صرف نظر از رفاقت, دوستي و خرسندي, گروههاي حمايتي مي توانند به تعالي روحي شما ياري رسانند. گاه پيش مي آيد كه شما نمي خواهيد روي درسهاي خود كار كنيد ولي اعضاي گروه مطالعه, مي توانند از شما حمايت كنند و شما را تشويق به كار نمايند. علاوه بر كسب نيرو از گروه به هنگام كاهش تمايل و توان, شما مي توانيد خودتان هم از ديگران حمايت كنيد وقتي آنها به حمايت شما نياز دارند. يك گروه حمايتي مطالعاتي همچنين مكان خوبي براي ايجاد روابط تشويق كننده با مردم است بنابراين, به هنگام مطالعه به فكر دوستان و همكلاسي خود باشيد.

در آميختن مطالعه با فعاليتهاي اجتماعي مارك كريلي

موفق ترين دانشجويان, فعاليتهاي اجتماعي را با عادات مطالعاتي خوب متوازن مي سازند.پرداختن به فعاليتهاي اجتماعي, فشار رواني را كاهش مي دهد و از خسته شدن شما پيشگيري مي كند. حتماً يك ساعت بعد از مطالعه را به ملاقات دوستان يك بازي فرح بخش, تمرين در باشگاه ورزشي, يا گپ زدن با يك دوست جديد اختصاص دهيد. وقتي چنين فعاليتهاي اجتماعي را در برنامه مي گنجانيد در مطالعه تمركز بهتري حاصل مي شود. ايجاد يك زندگي اجتماعي سالم, عادات معمول مطالعه را توسعه مي بخشد. بعد از فعاليتهاي اجتماعي فوق, كتابها و تكاليف را به كتابخانه انتقال دهيد. در يك مكان راحت و ساكت انتخاب كنيد و به مدت دو يا ساعت مطالعه كنيد. پس از هر 45 دقيقه مطالعه مداوم, ده دقيقه براي استراحت فاصله بيندازيد. دوستي را بيابيد كه با شما از لحاظ عادات مطالعه, شباهت دارد. مكان و ميز مطالعه مشتركي را با او انتخاب كنيد. به خاطر داشته باشيد كه پس از اتمام كار پيش از خواب زماني را  به فعاليت اجتماعي اختصاص دهيد. شما با احساس سرزندگي و آمادگي براي يك روز ديگر از خواب بيدار شويد.  

تنظيم آهنگ رضايت بخش جين فرا

آيا تا به حال به دليل عملكرد پايين تر از سطح توانايي خود در دوره تحصيلي ناكام شده ايد؟ رهنمود حاضر براي كمك به حداكثر رساندن تلاشهاي تحصيلي شما ارئه مي شود. نمره خوب در درس تقريباً  هيچگاه از خوش شانسي نتيجه نمي شود. نكته اساسي اين است كه به يك آهنگ رضايت بخش مطالعه دست بيابيد.  آهنگ رضايت بخش شما چيست؟

چون آهنگ فعاليت را شما تعيين مي كنيد سازگار بودن آن براي شما مشخص است. جداي از زماني كه به مطالعه روزانه اختصاص مي دهيد تنظيم آهنگ فعاليت نمرات بالاتر از متوسط را نصيب شما مي كند. عقب افتادن از برنامه را به گورستان گذشته بسپاريد! براي هر درس, سطح علاقه و نوع درس را رتبه بندي كنيد. فهرستي از نيازهاي مربوط به هر درس تهيه كنيد. نمره اي كه دوست داريد به عنوان هدف, تعيين كنيد. يك برنامه درسي تنظيم كنيد. برنامه درسي نمرات بهتر را تضمين مي كند و در واقع مي تواند زمان مطالعه اي را كه هم اكنون صرف مي كنيد, كاهش دهد. حتماً زماني را براي مرور درس ها در نظر بگيريد. برنامه درسي شما بايد مناسب, و شما هم بايد به آن وفادار باشيد. افزايش زمان مطالعه توفيق براي شما به ارمغان مي آورد. من در كار با دانشجويان به اين نكته دست يافته ام.

تغيير دادن عادات جان فيلد مه ير

حال شما چطور است؟ من دكتر فيلد مه ير از آكادميك سوروايول تيپ هستم. اول از همه تقاضا دارم مداد يا قلمي بگيريد و آنچه را كه مي گويم يادداشت كنيد. آماده ايد. لطفاً بنويسيد:

گذشته با آينده برابر نيست. يك بار ديگر تاكيد مي كنم, گذشته با آينده برابر نيست. حال از شما مي خواهم آنچه را كه نوشته ايد برداريد و جايي آن را نصب كنيد, جايي كه هر روز بتوانيد آن را ببينيد. بسيار خوب, معني جمله فوق چيست؟ معنايش اين است كه عادات غلط مطالعاتي و درسي مانند عدم تكميل تكاليف, غيبت از كلاسها, حاضر شدن دير هنگام در كلاسها و غيره الزاماً در آينده تكرار نمي شود. چه كسي وضع را تغيير خواهد داد؟ بله, درست حدس زده ايد شما و تنها شما مي توانيد براي رسيدن به توفيقات بيشتر و زايندگي روز افزون, آينده را تغيير دهيد. اجازه ندهيد گذشته آينده شما باشد اين را هميشه به خاطر داشته باشيد. براي يك زندگي بهتر به تغييرات تن دهيد.

استفاده از كتابخانه پَت هيچينگ

من مي خواهم به شما خاطر نشان كنم كه كار مؤثرتر با استفاده از كتابخانه دانشگاه ممكن مي شود. منابع موجود در كتابخانه چه به صورت مقالات, يا منابع الكترونيكي, ميكروفرمها يا رسانه ها و غيره مي تواند به شما جهت دست يافتن به اطلاعات مفيد سريعاً كمك كند. شما از طريق استفاده از امكانات كتابخانه در وقت و انرژي صرفه جويي مي كنيد و به نتايج بهتري مي رسيد.آموزش انفرادي در زمينه چگونگي استفاده از كتابخانه هر سه شنبه راس ساعت 11 توسط مسئول كتابخانه ارائه مي شود به منظور كسب اطلاعات بيشتر مي توانيد با مركز مشاوره دانشگاه تماس بگيريد. در نتيجه تماس با ما دانشجوي موفقتري مي شويد. كتابخانه در واقع بهترين ابزار تحصيلي دانشگاهي است.

مرور بلافاصله يادداشتهاي كلاسي نينامدلون - پيرينو

پيشنهادي كه من در زمينه مطالعه دارم همان پيشنهادي است كه خود من در آخرين نيمسال دانشگاهي دوره ليسانس رعايت مي كردم يعني به خانه رفتن و سريعاً مرور هر آنچه در كلاسها شنيده يا ياد گرفته ايد زيرا در غير اينصورت 80 درصد از آنچه ياد گرفته ايد, فراموش مي كنيد. همچنين به محض خروج از كلاس, يادداشتهاي كلاسي يا فصول مربوطه از كتاب درسي را مرور كنيد. وقتي اين نوع مرور كردن را انجام مي دهيد ممكن است تجربه رضايتبخش مرتبط ساختن ايده ها، درك آنها پيوند دادن آنها و متناسب ساختن آنها با ذهنيت خودتان را داشته باشيد. گاهي اوقات ممكن است پديده جالبي را تجربه كنيد احساس كنيد نوري فضاي مغز شما را روشن مي كند و اين جنبه مفيد قضيه است. جنبه ديگر اين است كه اين كار به خود نظم بخشي و تلاش مدام نيازمند است. بله, مقصود من تدوين يك برنامه درسي برنامه ريزي شده است. اين يك تجربه يادگيري پاداش دهنده است و من آن را به شما توصيه مي كنم. اين توصيه را مي توان به نحو معكوس نيز انجام داد و ممكن است حتي آسانتر به نظر برسد: درست قبل از شروع يك كلاس, مطالب مربوط به آن درس را از كتاب درسي بخوانيد آنگاه شما يكي از معدود دانشجوياني خواهيد بودكه درس آن روز را مي فهميد و مي توانيد به سوالات پاسخ دهيد, سوال كنيد و در فعاليت كلاسي مشاركت جوييد. شما اشراف داشتن به موضوع درس را به معني حقيقي كلمه احساس مي كنيد. آماده سازي پيش از كلاس, اثر بازخورد مثبت فوري دارد و شما را قادر مي سازد اطلاعات بيشتري را ذخيره سازي كنيد. بنابراين برنامه ريزي كنيد زمان مطالعه روزانه را مشخص كنيد يا چند تا از اين فنون را در زمان مطالعه برنامه ريزي شده خود جاي دهيد.

حفظ هوشياري و بيداري دناپاترسون

زمانهايي هست كه صرف نظر از جالب بودن موضوعي كه مطالعه مي شود, حفظ هوشياري و سرحالي حين مطالعه بسيار دشوار مي شود. فرض كنيد مجبوريد چند جلد كتاب را براي درس مطالعه كنيد. وقت كافي براي انجام آن داريد ولي نمي توانيد چشمهاي كوچك خود را باز نگه داريد. حال اين توصيه را به كار بنديد نخست, يك ساعت تنظيم كننده وقت از آن دسته ساعتهاي سفيد و كوچك كه ثانيه ها را هم جدا مي كند تهيه كنيد. ساعت را براي فاصله هاي ده دقيقه اي تنظيم كنيد. مطالعه را شروع كنيد تا زماني كه صداي زنگ را بشنويد از پشت ميز بلند شويد و به مدت دو دقيقه در اتاق دوري بزنيد, مي توانيد آب ميوه اي بنوشيد سپس ساعت را باز تنظيم كنيد و كل فرايند را تكرار كنيد. اگر برخاستن و دور زدن و نوشيدن كفايت نكرده است به برخي فعاليتها مانند خم شدن تا سر زانو و بعد راست شدن, عضلات خود را سفت و شل كردن بپردازيد. اين كار حركت جريان خون به مغز را حفظ مي كند. شما سر آخر متعجب مي شويد كه همين دوره هاي كوتاه مطالعاتي تا چه ميزان بر اطلاعات شما مي افزايد.

اولويت را به تحصيل و آموزش بدهيد. ماري لين شيرر

به عنوان رئيس دانشكده از اين فرصت برخوردار بودم كه با بسياري از دانشجويان در نيمسال دوم يا اول دانشگاه در حوزه فعاليت خودم صحبت كنم. متاسفانه برخي از دانشجويان از لحاظ تحصيلي مشروط شده بودند و به نمرات كمتر از آنچه نياز داشتند، دست يافته بودند. دليلي كه من از اكثر آنها مي شنيدم اين بود كه «خوب، اولين نيمسال را ضايع كردم و در واقع سخت مطالعه نكردم» اين گونه اظهارات مرا وا مي دارد دو نكته را به عنوان رهنمود و پند به دانشجويان ارائه دهم:

o      اولويت را هميشه به تحصيلات و آموزش خود بدهيد. اين اولويت مي تواند شامل مطالعه در يك محيط ساكت و خواندن تكاليف بيش از يكبار، دقيق يادداشت برداشتن، ونوشتن مقاله ها لااقل يك هفته قبل از زمان معمول باشد. 

o     خوب بخوابيد و خوب غذا بخوريد. وقت خود را تا دير وقت به صحبت با دوستان ضايع نكنيد. براي صبحانه حتماً وقت بگذاريدو قبل از كلاس مطالعه كنيد. دوستان من اين توصيه ها معنايش اين است كه شما تنها آخر هفته را مي توانيد به خوش و بش كردن و گذراندن وقت با دوستان خود اختصاص دهيد. نبايد در اين برنامه تا زماني كه نمرات اولين نيمسال به دست شما نرسيده تغييري بدهيد. بخاطر داشته باشيد كه عدم شركت در مهماني ها تضمين كننده عدم مردودي در امتحانات است. شما زماني مردود مي شويد كه از كلاس ها غيبت كنيد و التزامي به تلاش بيشتر در خود ايجاد نكنيد.

 نكاتي درباره مديريت زمان (تنظيم و تدبير وقت) كتي استروسر

آيا حين امتحانات در به ياد آوردن اطلاعات خود دچار مشكل مي شويد؟ آيا ميزان مطالبي كه نياز است ياد بگيريد شما را به استيصال و ناتواني دچار مي كند؟ اطلاعات موجود در حافظه كوتاه مدت پس از چند لحظه زوال مي يابند مگر آنكه سعي كنيد آن اطلاعات را در حافظه بلند مدت جاي دهيد. پژوهش ما نشان مي دهد اگر طي 24 ساعت دست به مرور مطالب فرا گرفته شده نزنيد 80 درصد مطالب فراموش مي شود. از طريق مرور اطلاعات در سريع ترين زمان ممكن، شما نه تنها ميزان مطالبي را كه حفظ مي كنيد، افزايش مي دهيد بلكه همچنين ساعات مورد نياز قبل از امتحان براي مطالعه را كاهش مي دهيد. شما مي توانيد در برنامه درسي خود زمانهايي را به مرور مطالب اختصاص دهيد. اين كار با گاههاي ساده زير برداشته مي شود: اول، از برنامه ريزي كردن بعد از هر كلاس پرهيز كنيد. زماني را بين كلاس ها به مرور يادداشتهاي خود اختصاص دهيد. از مخفف نويسي استفاده نكنيد. اين كار تنها چند دقيقه وقت شما را مي گيرد ولي به ذخيره سازي مطالب كمك خواهد كرد.

دوم، دره هاي كوتاه مدت، مطالب را مرور كنيد. از تلنبار كردن وبعد به يكباره مطالعه كردن تمام مطالب (ماراتون مطالعاتي) پرهيز كنيد چون اين شيوه مطالعه فرساينده است و موجب مي شود دانشجويان از مطالعه مطالب درس هر چه بيشتر طفره بروند. سوم، زماني را كه در صف اتوبوس، كتابفروشي يا لباسشويي تلف مي كنيد مي توانيد به مرور و سازماندهي يادداشتها اختصاص دهيد. امر مهم وكليدي، اداره زمان ( تدبير وقت) است. فراگيري تنظيم و تدبير وقت، زمان بيشتري براي مرور مكرر در اختيار شما مي گذارد طوريكه زمان كمتري براي با عجله براي امتحان آماده شدن اختصاص مي يابد.

هراسان نشويدپيتروان هونرت

ممكن است با توجه به تمامي تكاليفي كه بايد انجام دهيد و فرصت تا پايان ترم تحصيلي كم باشد، دچار هراس شويد. برخي افراد دست از كار مي شويند چون نمي دانند در اين ميان دست به چه كاري نمي زنند و البته بدترين نتايج از راه مي رسند. راه حل اين مشكل به نظر مي رسد اين است كه نخست نگاهي سريع به چيزهايي كه بايد انجام دهيد بيندازيد ولي اين چاره كار نيست به كل تكاليفي كه بايد انجام گيرد نظر نكنيد. توجه خود را به تنهايي روي هر گام خاص متمركز كنيد براي مثال روي تكاليف رياضي خود متمركز شويد، درباره مقاله انگليسي، پروژه ارتباط و غيره نگران نباشيد. يا ابتدا اولين پيش نويس را بنويسيد و نگران شكل نهايي مقاله نباشيد اين نگراني را به آينده محول كنيد. اگر تنها روي يك گام متمركز شويد همه چيزهايي كه مي خواهيد انجام دهيد به طور خودكارحاصل مي آيد. شما نبايد نگران شويد و هركسي تصديق مي كند كه شما به خواب هم احتياج داريد.

مطالعه كردن مي تواند فرحبخش باشد كريس هازارلا

من دانشجويان بسيار را ديده ام كه مطالعه كردن را تكليفي شاق و دشوار اگر نه دردزا در نظر مي گرفتند. خوشحال مي شوم پاره اي رهنمود ها ارائه دهم كه بتواند به شما كمك كند تا به مطالعه كردن به شيوه اي موفقيت آفرين و مولد نزديك شويد. نخست، زمانهايي را كه مي خواهيد در يك روز به مطالعه اختصاص دهيد، بخش بندي كنيد. انتخاب زمان مناسب، اساسي است برخي افراد، صبحها به موثرترين شكل مطالعه مي كنند و برخي عصرها را زمان مناسب مي يابند. تنظيم زمان مطالعه برمبناي انطباق با ويژگي هاي شخصي، نكته اي بسيار اساسي و با اهميت است يعني چه وقت شما در بهترين وضعيت هستيد. اگر مشكل شما يافتن زمان مطالعه است احتمالاً شما عادت به انجام كارهايي داريد كه شما را از مطالعه باز مي دارد. دوم، محل مطالعه خود را انتخاب كنيد و كاملاً مطالعه كردن در آن محل را رعايت كنيد. محل بايد نزديك و ساكت باشد و شخص در آن به هيچ وجه دچار حواسپرتي نشود. آن محل بايد تنها با مطالعه كردن تداعي شود. بسياري از دانشجويان علي رغم نيت خوبي كه دارند ولي مرتكب اين خطا مي شوند كه محل خواب را به عنوان محل خاص مطالعه خود انتخاب مي كنند. متاسفانه اين دانشجويان خيلي زود در مي يابند كه اين محل تنها چيزي را كه نصيب آنها مي كند چرت زدن و فرو رفتن در خواب است. سوم، فضايي كه در آن درس مي خوانيد بايد فرحبخش و لذت آفرين باشد. لباس راحتي بپوشيد، چاي داغي بنوشيد، زمان خاصي به مطالعه اختصاص دهيد. ترفندي كه به شما كمك مي كند تغيير دادن احساساتي است كه نسبت به مطالعه كردن داريد. اگر اين طور، عمل كنيد زمان مطالعه مي توانيد زماني لذت بخش و مولد باشد.

چرا وقتي مي توانيد به موفقيت نايل شويد، شكست مي خوريد؟ فرانك يوگيو

زماني كه من دانشجو بودم پژوهشي در زمينه علل شكست تحصيلي دانشجويان انجام دادم. آنچه بدان دست يافتم همان قدر در مورد دانشجويان دوره دانشجويي ام صادق است كه هم اكنون صادق است دانشجويان شكست مي خورند چون نمي دانند چگونه مطالعه كنند يا نمي دانند مقصود از مطالعه كردن چيست. بهترين پندي كه من مي توانم به شما ارائه دهم تا بتوانيد به پيشرفت تحصيلي در خور توجه دست يابيد ايجاد مهارتهاي مطالعاتي صحيح است. نخست ، محيط مطالعه خوب، ميز مناسب، صندلي راحت، نور خوب، دماي مناسب اتاق، و يك جو ساكت فراهم كنيد. مقصود اين است كه شما بايد تمامي چيزهاي دروني و بيروني را كه موجب حواسپرتي مي شوند، حذف كنيد. دوم، پيش از شروع به كار، مروري بر تكليف محوله انجام دهيد. ببينيد انتظار مي رود كه با چه مهارتها، واقعيتها و ايده ها در حد تسلط آشنا باشيد. زمينه اي كه انتظار مي رود به آن مسلط باشيد چيست. ابتدا به دشوارترين موضوع و مطلب بپردازيد. يعني زماني كه ذهن شما، آماده ترين وضع را دارد و به سهولت مسايل را هضم مي كند. يك برنامه درسي شكل دهيد و آن را در اتاق خود نصب كنيد. زمان مطالعه را وقتي در بهترين وضعيت روحي قرار داريد، تنظيم كنيد. دانشجويان موفق اين با نكته موافقند كه جدول بندي هفتگي بهترين كارآمدي و نتايج را به دست مي دهد. و انعاف پذيري در برنامه ريزي براي ايجاد سازگاريها بر حسب نوع تكليفي كه انجام مي دهيد، لازم است. سرانجام، هم اساتيد را بررسي كنيد و هم موضوع درسي را مطالعه كنيد. در واقع، رهنمودهاي مطالعاتي خاص را براي درسي كه ياد مي گيريد، جويا شويد.


+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در دوشنبه 11 دی1385 و ساعت |
¿مهارتهای مطالعه (۴)

 

2-   روش حاشيه نويسي در كنار يادداشتهايتان, بر دوباره نويسي ارجحيت دارد.

پيشنهاد هاي زير مي تواند در زمينه حاشيه نويسي در كنار يادداشتهايتان مفيد باشد:

الف) در زير جملات كليدي و مفاهيم مهم خط بكشيد.

ب) از درج ستاره (*) و علايم راهنما براي نشان دادن مطالب مهم بهره بگيريد.

ج) از حاشيه هاي دفترتان يا از صفحات خالي براي هماهنگ كردن يادداشتها با متن كتاب درسي استفاده كنيد. براي تطبيق يادداشتها با متن كتاب درسي, شماره صفحه متن مربوط در كتاب را در كنار يادداشتهايتان بنويسيد.

ر) از كليد واژگان و خلاصه استفاده كنيد .

يك طرف حاشيه يادداشتهايتان را براي نوشتن واژه هاي كليدي مانند اسامي مهم , فرمولها, تاريخ ها و مفاهيم اختصاص دهيد. اين كار شما را وادار به پيش بيني پرسش هاي عيني مي كند وحقايقي به دست مي دهد كه شما براي تهيه مقاله بدان نياز داريد.

- از طرف ديگر مي توانيد از حاشيه يادداشتهايتان براي نوشتن خلاصه هاي كوتاه از عناوين موجود در آن صفحه, مرتبط كردن محتويات هر صفحه با كل درس جلسه فعلي يا جلسه قبل بهره بگيريد. تهيه چنين يادداشتهايي نه تنها در يادگيري مطالب به شما كمك
 مي كند, بلكه شما را براي نوعي از تفكر مورد نياز در امتحانات تشريحي و نيز امتحانات موسوم به "عيني" آماده مي سازد.

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در دوشنبه 11 دی1385 و ساعت |

¿مهارتهای مطالعه (۳)
 قبل از كلاس

·  از نظر ذهني خود را آماده شنيدن كنيد.

·  در حالي كه منتظر شروع جلسه بعدي درس هستيد, خود را در مورد جلسه قبل ارزيابي كنيد.

·  جهت حفظ آمادگي ذهني خود درباره نكات اصلي درس و اصطلاحات فني و غيره از تكاليف خواندني مناسب و مختصر استفاده كنيد.

·  هر كاري كه براي بهبود هشياري جسماني و رواني خود مي توانيد انجام دهيد (خستگي, گرسنگي, زمانِ روز, محل نشستن, همگي مي  توانند روي انگيزة شما تأثير داشته باشند).

·  دفترچه‌هاي يادداشتي را انتخاب بكنيد (بخريد ) كه به يادداشت برداري نظامدار شما كمك كنند؛ براي هر دوره تحصيلي يك دفترچه مستقل و داراي صفحات كامل پيشنهاد مي شود. بهتر است كه دفترچه يادداشت شما به شكل يكي از اشكال ذكر شده در قسمت پاياني اين بروشور باشد.

·  آماده شنيدن باشيد.

در طي كلاس

·  شنيدن خود را معطوف به ساختار و اطلاعات سخنراني كنيد.

·  در مقابل حواسپرتي, واكنش هاي عاطفي يا خستگي مقاومت كنيد.

·  در استفاده از شكل, علايم اختصاري و غيره ثبات قدم داشته باشيد.

·  براي فهم نكات مهم درس به علايم كلامي, بدني و ديداري استاد توجه كنيد.

·  به نكات مهم و كليدهاي راهنما برچسب بزنيد؛ نكات اصلي, مثالها.

·  هر گاه ممكن باشد محتواي درس را به زبان خود برگردانيد, اما اگر نتوانستيد, اجازه ندهيد كه نگراني تان موجب عدم توجه تان گردد.

·  اگر احساس كرديد كه نمي توانيد به قدر كافي يادداشت برداري نمائيد. صفحه خود را به 5 قسمت تقسيم كنيد و سعي كنيد كه هر قسمت را در 10 دقيقه پر نمائيد. (يا اينكه روش خود را عوض كنيد).

·  اگر مسئله اي را نفهميديد, در آن باره سوال كنيد.

·  بجاي بستن سريع دفترچه يادداشت و آماده رفتن شدن, به دقت به اطلاعات ذكر شده در پايان كلاس گوش دهيد: جملات خلاصه ممكن است ارزش ويژه اي در مشخص كردن نكات اصلي داشته باشند, آنها ممكن است سؤالات امتحان ميان ترم باشند و غيره.

 بعد از كلاس

·  هر سؤال را كه بدنبال سخنراني برايتان مطرح شده از طريق پرسيدن از استاد يا همكلاسي ها, روشن كنيد.

·  نكات از قلم افتاده يا اصطلاحات بد فهميده شده را با استفاده از كتاب يا ساير منابع كامل كنيد.

·  يادداشتهاي خود را ويرايش كنيد, نكات اصلي را برچسب بدهيد, كليدهاي يادآوري و سئوالاتي جهت پاسخ دادن را اضافه كنيد. نكات كليدي را با رنگهاي مختلف مشخص كنيد.

·  عقايد و تعمقات خود را بنويسيد, و آنها را از سخنان استاد متمايز سازيد (با سخنان استاد قاطي نكنيد).

 بطور دوره اي

·  ياداشتهاي خود را مرور كنيد: به كليدهاي يادآوري خود دقت كنيد و ببينيدكه قبل از خواندن مجدد يادداشتها چقدر از آنها را مي توانيد يادآوري كنيد.

·  به ظهور موضوعات, مفاهيم اصلي و روشهاي ارائه در طي كل دوره تحصيلي و در جلسات متعدد درس دقت كنيد.

·  سئوالهاي تستي طرح كرده و به آنها پاسخ دهيد.

 

 

 

       يادداشتهاي كلاس را در اين قسمت بنويسيد.

يادداشتهاي خود را

در اين قسمت

 ويرايش

 و

 خلاصه  كنيد.

افكار, عقايد و سوالات مناسب با درس را در اين قسمت بنويسيد.

 

افكار, عقايد و سوالات مناسب با درس را در اين قسمت بنويسيد.

 

 

يادداشتهاي كلاس را در اين قسمت ويرايش و خلاصه كنيد.

خلاصه يادداشتهاي خود را ويرايش و در اين قسمت خلاصه كنيد.

 
 
 
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در دوشنبه 11 دی1385 و ساعت |
¿مهارتهای تحصیلی و مطالعه (۱)و(۲)

 سعي كنيد : شنونده فعال و مثبتي باشيد.

چگونه؟در رديف‌هاي اول بنشينيد، نه چيزي بخوانيد ونه صحبت كنيد. در طي 20 دقيقه دوم (يعني معمولا زماني كه توجه خودرا از دست مي‌دهيد)و تا آخرين دقايق، تا زمان ارائه خلاصه يا نتيجه‌گيري توجه ويژه خودرا حفظ كنيد.

 

سعي كنيد: يادگيرنده فعال و مثبتي باشيد.

چگونه؟ با علاقه به مطالب درسي با طرح پرسش‌هايي براي دريافت پاسخ در كلاس شركت جوييد.

شما مي‌توانيد اين كار را با انديشيدن دربارة موضوع درسي، و پيش‌قدم شدن در ارائه كنفرانس و از قبل خواني مطالب درسي انجام دهيد (اگر حفظ كردن مطالب براي شما دشوار است، مورد اخير به ويژه برايتان سودمند است.)

 

سعي كنيد: با توجه ويژه به مطالب اصلي، يادداشتهاي دقيق برداريد.

چرا؟ممكن است نكته اصلي آن جا باشد،اگرچنين است، آن را يادداشت كنيد

افزون بر آن، در پي نكات تأكيدي برآييد؛ يعني يافتن آن نكات از لا به لاي كلام استاد، زبان بدني يا آنچه در چهره و حركات دست وبدن او مشهود است ويا زماني كه استاد مطلبي را به دقت ازروي يادداشتهايش براي شما مي‌خواند .اگر فكر مي كنيد نكته اصلي را دريافت نكرده ايد، يادداشت‌هايتان را به همكلاس‌هايتان يا استاد نشان دهيد.

 

سعي كنيد: به هنگام يادداشت برداري بين مطالب كمي فضاي خالي بگذاريد.

چرا؟شما بايد براي نوشتن مطالب به زبان خودتان و افزودن آن به يادداشت‌هايتان به حد كافي جا داشته باشيد. اين روش به شما كمك مي‌كند تا با يكپارچه كردن مطالب فعلي با آنچه از قبل مي‌دانستيد، در سطحي ژرفتر مطلب را بياموزيد. همچنين گذاشتن فضاي اضافي در يادداشت‌هايتان، يافتن مطالب را به هنگام مطالعه برايتان آسانتر مي‌كند.

 

سعي كنيد: در خلال 24 ساعت براي هر كلاس 10 دقيقه يادداشتهاي خودرا مرور كنيد.

چرا؟زيرا در غير اينصورت شما 50 تا 80 درصد از مطالب را از دست مي‌دهيد.

 

سعي كنيد: يادداشت‌هاي خود را طوري تنظيم كنيد تا بتوانيد به طور مؤثري مطالعه كنيد.

چگونه ؟قسمت وسيعي از حاشيه سمت راست صفحه را خالي بگذاريد، اين جا جاي نوشتن پرسش‌هايي است كه به هنگام خواندن برايتان مطرح مي‌شود  پشت صفحه را خالي بگذاريد تا صفحه را به راحتي برگردانيد. يادداشت‌ها را بپوشانيد يا صفحه را به پشت برگردانيد و به پرسش‌هايي كه ضمن مطالعه طرح كرده‌ايد، پاسخ دهيد.

 

مهارتهاي يادداشت برداري و حضور در كلاس

يادداشتهاي كافي جزء ضروري يادگيري و مطالعه كار آمد در دانشگاه به شمار مي آيد.

به پيشنهاد هاي زير فكر كنيد و سيستم يادداشت برداري خود را بهبود بخشيد.

1- فعالانه به درس گوش دهيد, اگر ممكن است قبل از نوشتن فكر كنيد ولي مراقب باشيد از يادداشت برداري عقب نمانيد.

2- ذهن خود را نسبت به مطالبي كه با آن مخالفيد باز بگذاريد, اجازه ندهيد بحث كردن در يادداشت برداري شما مداخله كند.

3-  اگر پرسش مربوط به موضوع برايتان طرح شده, آن را بپرسيد.

 

4- از روش استاندارد يادداشت برداري _ شامل نقطه گذاريها, اختصارات, حاشيه ها و غيره استفاده كنيد و آن را در خود بپرورانيد.

 

5-  يادداشتهاي را در دفتري بزرگ نگهداري كنيد. تنها حُسن دفترچه هاي كوچك در آساني حمل آنهاست ولي براي هدف اصلي شما مناسب نيستند, دفتر بزرگ به شما امكان مي دهد حاشيه گذاري مناسي را رعايت كنيد.

 

6-     هر گاه از بخشي از صفحه به بخش ديگر همان صفحه مي رسيد, يك جاي خالي باقي بگذاريد تا در صورت لزوم در آينده آن را با مطالب تكميل شده پركنيد. هدف شما, يادداشت برداري مفيد است و نه صرفاً نگهداري اوراق!

 

7-     سعي نكنيد از تمام مطالب استاد يادداشت برداريد. اين كار در وهله اول غير ممكن و در وهله دوم غير ضروري است زيرا تمام مطالب از اهميت يكساني برخوردار نيستند. بيشتر وقت خود را صرف گوش دادن و يادداشت برداري از نكات مهم و اصلي كنيد. اگر شما با حداكثر سرعتتان يادداشت برداريد, شنونده خوبي نخواهيد بود. گر چه گاهي نوشتن از انديشيدن مهم تر است.

 

8-     در پي سر نخ هاي نكات مهم باشيد, يعني تكرار نكات تاكيدي, تغيير در آهنگ صدا, فهرست كردن نكات مهم و غيره.

 

9-     بسياري از اساتيد مي كوشند در خلال تدريس چند نكته اصلي و چندين نكته كم اهميت تر ارائه دهند. و بقيه سخنراني را به مطالب توضيحي و مثالها اختصاص دهند. سعي كنيد نكات اصلي را يادداشت كنيد و خود را در دام نكات كم اهميت تر كه ارتباطي اندك با يكديگر دارند, اسير نكنيد. اگر خوب گوش كنيد, به ارتباط ميان آنها پي خواهيد برد. در مورد مطالب كه استاد آنها را با اهميت تر تلقي مي كند, دقت نظر به خرج دهيد.

 

10)    يادداشتهاي اصلي خود را به صورت روشن و خوانا بنويسيد تا براي خودتان قابل خواندن باشد ولي هر كجا كه توانستيد از علايم اختصاري ابداعي خودتان استفاده كنيد. اين كار مستلزم دوباره نويسي يادداشتهايتان است تا در زمان بهتري بتوانيد آن را بخوانيد و بدان بينديشيد. همچنين پاكيزگي از جهاتي حُسن است ولي الزاماً يادگيري شما را افزايش نمي دهد.

 

11)    بدون ملاحظه هر آنچه را روي تخته سياه مي بينيد, در دفترتان بنويسيد. آيا تاكنون فكر كرده ايدكه نوشته هاي ناخواناي روي تخته ممكن است سر نخ يك سوال امتحاني باشد. شايد شما نتوانيد  تمام نوشته هاي روي تخته را با يادداشتهايتان از گفته هاي سخنراني تلفيق و يكدست سازيد. ولي اگر آنها را جداگانه بنوسيد چه بسا در آينده سرنخ مناسبي باشد. اگر هم چنين نشود, اشكالي ندارد. شما چيزي را از دست نداده ايد, در هر صورت شما در كلاس بوده ايد.

12)   در كلاس در رديفهاي جلوتر بنشينيد, زيرا آنجا حواستان كمتر پرت مي شود و شنيدن, ديدن و توجه به مطالب مهم ساده تر مي باشد.

 

13)  نكات و پيشنهاد هاي پيش گفته شده را با دقت عمل كنيد, اگر در اين مورد ابهامي داريد با مركز مشاوره  تماس بگيريد.


+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در دوشنبه 11 دی1385 و ساعت |
1
افت تحصيلي و راههاي جبران آن

افت تحصيلي و راههاي جبران آن

افت تحصيلي و دانش آموز 

يكي از سوژه هاي مورد توجه اكثر خانواده ها ، مسائل تحصيلي فرزندان است والدين دوست دارند فرزندانشان بيشترين و بهترين پيشرفت تحصيلي را داشته باشد و از طرف ديگر ، افت تحصيلي ، براي آنها موضوعي غير قابل پذيرش است . والدين از اين كه فرزندشان به هنگام ورود به دوره هاي راهنمايي و متوسط دچار افت مي شود . متعجب شده و سوال مي كنند كه چرا ديگر فرزندشان انگيزه اي براي درس خواندن ندارد ؟
دريافتن دلايل ضعف و مشكلات تحصيلي دانش آموزان ، عمدتاً به مسائلي از قبيل تنبلي و بي خيالي و بازيگوشي استفاده مي شود . ولي آيا اين همه داستان است ؟
به جرأت مي توان گفت كه والدين ‌، مدارس ، معلمان و ساير افراد در ارتباط ،‌ در موضوع مسائل تحصيلي دانش آموزان ، ‌بسيار ساده انگارانه و سطحي رفتار مي كنند .
كمتر كسي است كه در علت يابي افت تحصيلي به ( لذت يادگيري ) نيز توجه كند ! به چندين و چند دليل ، ما يعني مدرسه و والدين ، كاري مي كنيم كه لذت يادگيري از دانش آموز گرفته مي شود ، وقتي اين لذت كم مي شود و يا از بين مي رود ، طبعاً افت انگيزه و به دنبال آن افت تحصيلي پيش مي آيد و ما چه مي كنيم تا اين افت ها جبران شود ؟ !
كودكان از بدو تولد به طور طبيعي ، داراي انگيزه يادگيري هستند . تلاش كودك براي دسترسي به يك اسباب بازي ، تلاش وي براي راه رفتن ، كوشش براي خوردن بدون كمك ديگران و ... مثال هايي از انگيزه هاي طبيعي آنها براي يادگيري است و اين انگيزه هاي اوليه ، بعدها در فعاليت هاي آموزشي نظير خواندن و نوشتن به كار گرفته مي شوند .
اگر كودكان انگيزه هاي براي يادگيري ندارند ، به اين دليل است كه موانعي بر سر راه انگيزه هاي طبيعي آنها بوجود آمده است . آنهايي كه به اين باور رسيده اند كه نمي توانند در فعاليت هاي آموزشي موفق باشند ، تلاششان را متوقف مي كنند يا به اندازه كافي تلاش نمي كنند ، ‌زيرا فكر مي كنند كه تلاش آنها به نتيجه نخواهد رسيد . بنابراين به راحتي نا اميد شده و باور مي كنند كه يادگيري سخت است . آنگاه به دليل توقف تلاش ، فرصت تجربه و لذت يادگيري چيزهاي تازه را از دست مي دهند و به تدريج به اين باور مي رسند كه هر موفقيتي هم كه كسب كنند ، ‌مربوط به شانس يا شرايط است .
اما براستي چرا چنين اعتقادات منفي در كودكان به وجود مي آيد ؟
گاهي اوقات به دليل اين كه موانعي وجود دارند و بر توانمنديهاي آنها در يادگيري اثر مي گذارند ،‌ ممكن است ناتواني در يادگيري داشته باشند يا مشكل يا تأخيري در مراحل رشدشان وجود داشته باشد
افسردگي يا فشارهاي مزمن زندگي نيز ، يادگيري را به مراتب سخت تر مي كند . بچه هايي كه از قبل تجربه شكست داشته اند ، به دليل اين كه باور كرده اند كه نمي توانند كارشان را درست انجام دهند ، ‌بيشتر آماده براي توقف تلاش هستند . هم چنين نگرش هاي بزرگسالان درباره موفقيت هاي تحصيلي ، مي تواند بر اعتقاد و باورهاي آنها اثر بگذارد . رقابت در مدرسه ، جايي كه هميشه يكي موفق و ديگري شكست خورده است ، نيز مي تواند جنبه يأس آوري براي كودكان داشته باشد ، بويژه براي آنهايي كه هيچ وقت نمي توانند بهترين باشند كودكاني كه تجربه موفقيت نداشته باشند ، يا موفقيتشان تشخيص داده نشود ، در انگيزه تحصيلي افت نشان مي دهند .
در كودكان كه والدين يا دوستانش براي مدرسه به عنوان يك جايگاه مهم ، ارزش قائل نيستند نيز ، انگيزه تحصيلي كاهش پيدا مي كند .
اما اگر فرزند شما هم اكنون مشكلاتي در انگيزه تحصيلي دارد چه بايد كرد ؟
? با فرزند خود راجع به مشكل صحبت كنيد .
? به منظور شناسايي عرصه هايي كه نياز به اصلاح دارند ، با معلم فرزند خود صحبت كنيد .
? بگذاريد فرزندتان بداند كه شما مشتاق كمك به او براي بهتر شدنش هستيد .
? به فرزند خود كمك كنيد كارهايي را كه مي تواند انجام دهد شناسايي كند تا بتواند بيشتر بر كارهايي كه در آن زمينه ها مشكل دارد ، تمركز كند .
? به فرزند خود كمك كنيد چيزهايي را كه دوست دارد و مي توانند براي كمك به انجام تكاليف درس مفيد واقع شوند ،‌ شناسايي كند ( به عنوان مثال : اگر يك كودك علاقه به حيوانات دارد راجع به آنها كتاب بخواند ، بنويسيد ، داستان بسازد و غيره )
? براي تلاش كه انجام داده است ، پاداش در نظر بگيرد .
? مناسبت هايي كه يادگيري را تهديد مي كند نظير تماشاي زياد تلويزيون ، بازيهاي كامپيوتري ، زمان استفاده از كامپيوتر و غيره را محدود كنيد .
? زمان مطالعه فرزند خود را هر روز به مقدار كمي مثلاً ۵ تا ۱۰ دقيقه افزايش دهيد تا به يك هدف قابل قبول و مسئولانه در اين زمينه برسيد ( مثلاً رسيدن به ۳۰ دقيقه مطالعه اضافي روزانه )
? با معلم ، مشاور يا روانشناس مدرسه جهت دريافت كمك و راهنمايي صحبت كنيد .
? اگر هيچ يك از اين كارها مؤثر واقع نشد ، ‌نگران نباشيد . اگر لازم بود در جست و جوي مشاوره يا ساير خدمات بيرون از مدرسه بر آييد .
البته براي افزايش انگيزه تحصيلي در كودكان ، كارهاي زيادي وجود دارد كه والدين مي توانند انجام دهند از جمله : برقراري رابطه ايده آل كودك - والد ، در هنگام تربيت و تأديب كودكان ،‌ قاطع و منصف باشيد ، به كودكان خود آموزش دهيد در منزل مسئوليت پذير باشند مانند انجام كارهاي روزمره و انتظار داشتن يك رفتار مناسب ، براي ايجاد يك رابطه خوب والد - فرزندي تلاش جدي داشته باشيد و زمانهايي را صرف داشتن اوقات خوش با كودكان خود كنيد ، فعاليت هاي خانوادگي كه يادگيري را تشويق كنند مانند ديدار از كتابخانه ها و موزه ها را ترتيب دهيد ، راجع به مدرسه با كودكان خود صحبت كنيد ، يك برنامه روزانه براي انجام تكاليف درسي ترتيب دهيد و فرزندش بايد بداند چه موقع از روز از او انتظار مي رود كه تكاليف مدرسه خود را انجام دهد .
مطمئن شويد قبل از اين كه فرزندتان به كارهاي ديگري كه حواس او را پرت كند بپردازد ، تكاليف مدرسه خود را به اتمام برساند و در آخر اشاره مي كنيم كه به فرزند خود نشان دهيد كه براي معلم يا معلمان او احترام قائليد و ارتباط مستمر با معلم داشته و با او همكاري كنيد .

چرا ما بعضي مطالب را ياد نمي گيريم يا به ياد نمي آوريم ؟! 

بعضي از مربيان و والدين از اين كه مي بينند كودكان و نوجوانان مطالب را به درستي ياد نمي گيرند يا آنها را فراموش مي كنند ، به شدت ناراحت هستند ، زيرا علاوه بر اين كه اقدامات و زحمات خود را بي اثر يا به هدر رفته مي پندارند ، گاه نگران مي شوند و اين سؤال برايشان مطرح مي شود كه نكند و نوجوانشان عيب ، يا بيماري خاصي داشته باشد !
مربيان و والدين غالباً مي پرسند :
( چرا كودكان و نوجوانان مطالب را فراموش مي كنند ؟ )
( آيا مطالب را به درستي ياد گرفته بعد فراموش مي كنند ؟ )
( چه كنيم تا اين وضع پيش نيايد ، يعني چه گونه از ضعف در يادگيري و به يادآوردن جلوگيري كنيم ؟ )
بعضي از مربيان و والدين ، ضمن طرح پرسش هاي بالا ، مي خواهند بدانند كه چگونه حافظة كودكان و نوجواناني را كه اشكالي ندارند ،‌ تقويت كنند و بر كارآيي آنها بيفزايند و از آموزش هاي خود نتيجة بهتري بگيرند .
براي يافتن جواب اين پرسش ها ، نخست بايد علتهاي ( ياد نگرفتن ) و ( به ياد نياوردن ) را بشناسيم .
البته لازم به توضيح است كه ما در اين جا علت هاي ياد نگرفتن و به ياد نياوردن را در كودكان ، نوجوانان ،‌ جوانان و بزرگسالان ( سالم ) بررسي مي كنيم و به مسئله فراموشي در اثر كهولت سن كه غالباً به دلايل جسماني مانند سخت شدن شريانهاي مغزي يا رواني يا هر دو عامل جسماني - رواني به وجود مي آيد ،‌ نمي پردازيم .

علت هاي عمدة ياد نگرفتن 

ياد نگرفتن اغلب نتيجة يك يا چند عامل كلي زير است :
? ضعف در يادگرفتن مطالب يا فرا گرفتن ناقص :
در افراد سالم ، ناتواني يا ضعف در يادگيري ، به علل مختلف و از جمله علل عمدة زير است :
۱. نداشتن هدف براي يادگيري
۲. نبودن انگيزه ( علاقه ) كافي براي يادگيري
۳. عدم توجه و دقت كافي به مطلب يا موضوع مورد نظر ( آموختن )
در ضمن عدم توجه به آموختني نيز ممكن است به دلايل زير باشد :
الف ) نبود علاقه و انگيزة كافي
ب ) جالب نبودن محرك
ج ) وجود موانعي براي توجه و دقت
۴. ناكافي بودن رشد جسماني / رواني ( ذهني ، عاطفي ، اجتماعي و اخلاقي ) يادگيرنده
۵. نداشتن زمينة قبلي ( معلومات پايه ) براي يادگيري
۶. وجود نارسايي يا اشكال در حواس ( بينايي ، شنوايي ، بويايي ، چشايي و بساوايي )
۷. وجود مشكلات و مسايل عاطفي / هيجاني ( اضطراب شديد ، نداشتن اعتماد به نفس ، ترس از عدم موفقيت و ... )
۸. تأثير منفي آموختني ها بر يكديگر ، اين تاثير منفي ،‌بر اثر دو عامل بروز مي كند :
۱. منع موثر قبلي ( تداخل آموخته هاي قبلي در آموخته هاي بعدي را اصلاحاً منع قبلي مي گويند )
۲. منع موثر بعدي ( تداخل آموخته هاي بعدي در آموخته هاي قبلي را اصلاحاً منع بعدي مي گويند )

علت هاي عمدة به ياد نياوردن 

۱. يادگرفتن ناقص
۲. نبودن محرك مناسب
۳. سركوب اطلاعات
۴. نبودن انگيزه براي به ياد آوردن
۵. گذشت زمان
۶. آسيب مغزي يا بيماري
براي روشن تر شدن موضوع ، يعني شناخت علل عمدة يادنگرفتن و به ياد نياوردن ، هر يك از نكات فوق را در زير مورد بحث قرار مي دهيم .

علتهاي ضعف در يادگيري : 

۱. نداشتن هدف براي يادگيري :
هدف ايجاد انگيزه مي كند . وقتي هدف متناسب با علايق ، توانايي ها و امكانات اجرايي يادگيرنده باشد ، در او علاقه براي يادگرفتن به وجود مي آورد . بسياري از مواقع نداشتن هدفي مشخص ، ‌روشن ، قابل دسترس و متناسب با يادگيرنده و امكانات اجرايي او ، باعث مي شود كه يادگيري به خوبي صورت نگيرد .
۲. نبودن انگيزه كافي براي يادگيري :
يادگيري به انگيزه ( علاقه ) نياز دارد . انگيزه ميل و رغبت براي رسيدن به يك هدف معين است . هر چه انگيزه بيشتر باشد ، ‌فرد در راه رسيدن به آن هدف كوشش و فعاليت بيشتري مي كند . بسياري از ما كودكان يا نوجواناني را مي شناسيم كه مثلاً در درس رياضي ضعيف هستند و اطلاعات بسيار كمي دربارة آن دارند ، در حالي كه در فعاليتي مانند فوتبال وضع بسيار رضايت بخشي دارند و اغلب تعجب مي كنيم از اين كه مي بينيم چه اطلاعات دقيق و وسيعي در اين زمينه دارند .
فرق بين معلومات كودك يا نوجوان در زمينة درسي ، مانند رياضي و فعاليتي مانند فوتبال در اين است كه فوتبال مورد علاقه و توجه او است ولي به رياضي علاقه چنداني ندارد . بنابراين ، هنگامي كه انگيزه براي يادگرفتن وجود داشته باشد ، فرد در راه انجام آن كوشش مي كند . لذا مي بينيم كه يكي از دلايلي كه كودكان و نوجوانان مطلبي را به خوبي ياد نمي گيرند ، بي ميلي و نداشتن انگيزه است .
۳. عدم توجه و دقت كافي به آموختني :
يكي از مسائلي كه بسياري از مربيان مطرح مي كنند بي توجهي يا بي دقتي دانش آموزان به مطالب آموختني است .
بسياري از مربيان و والدين و تعدادي از كارشناسان تعليم و تربيت ، بي توجهي و بي دقتي را مهم ترين علت ياد نگرفتن مي دانستند و اظهار مي كردند كه مربيان و والدين بايد در زمينة به وجود آوردن توجه و دقت ، آگاهي بيشتر پيدا كنند و بدانند به چه وسيله توجه يادگيرندگان را افزايش دهند . براي اين كه شخص چيزي را به خوبي بفهمد و ياد بگيرد ، بايد ابتدا به آن توجه كند . به طور كلي ، هر چه بيشتر به چيزي توجه كنيم بهتر آن را درك مي كنيم . اشخاص كه داراي توانايي هاي حسي ( بينايي ،‌ شنوايي ، بويايي ،‌چشايي و بساوايي ) سالمي هستند و مي توانند آنها را به درستي به كار برند ،‌اغلب به علت نديدن يا نشنيدن چيزهايي كه در محيط آنهاست فرصت هايي را براي يادگيري از دست مي دهند و علت اساسي اين امر در عدم توجه كافي است . براي چاره اين مشكل بايد بفهميم و بدانيم كه چرا يادگيرندگان به چيزي توجه كنند و از آن مهم تر ، چرا به چيزي توجه نمي كنند .
و اما علل توجه نكردن :
توجه نكردن علل زيادي دارد . كه در اين جا به شرح چند علت عمدة آن مي پردازيم :
الف ) نبودن علاقه و انگيزه كافي : معمولاً اشخاص به چيزي كه بيشتر علاقه داشته باشند ،‌ بيشتر توجه مي كنند . يكي از علتهاي عدم توجه ( دقت نكردن ) نداشتن علاقة لازم است . از اين رو بايد بدانيم كه چگونه كودكان و نوجوانان را علاقه مند كنيم كه به آنچه مي خواهيم و بايد ياد بگيرند ،‌ توجه كنند .
ب ) جالب نبودن محرك : بسياري از مواقع مطلب طوري مطرح مي شود كه توجه را به خود جلب نمي كند . يعني با اين كه كودك يا نوجوان مايل به ياد گرفتن است ،‌به علت جالب نبودن موضوع ، يا اصلاً به آن توجه نمي كند يا پس از مدت كمي خسته و بي علاقه مي شود . براي اين كه چنين اشكالي پيش نيايد ، بايد آموختني ها جالب باشند و توجه و دقت را جلب كنند .
ج ) وجود موانع و عوامل بازدارندة توجه :
گاه با اين كه مطلب جالب است و يادگيرنده به آن توجه نيز دارد ولي اين توجه ادامه نمي يابد و پايدار نيست . مثلاً صداي تصادف اتومبيل ها در خيابان ،‌زنگ تلفن و يا سر و صداي بچه ها در خانه و يا شنيدن صداي بلند معلم از كلاس مجاور و ..... براي چند لحظه مانع تمركز توجه به فعاليتي مانند حل مسئله حساب يا حفظ كردن شعر شده ، موجب ( پرتي هواس ) مي شود ، يعني يادگيرنده متوجه چيزي مي شود كه به علتي برايش از كار قبلي جالبتر است .
گذشته از آن چه ممكن است توجه يادگيرنده را مدتي برهم زند ،‌گاهي با اين اشكال روبرو مي شويم كه كودك يا نوجواني كه با علاقه مشغول آموختن مطلب يا انجام كاري است ، به علت قرار گرفتن در وضعيتي تازه ، مثلاً وارد شدن مهمان ، پيدا كردن همبازي جديد در خانه دعوت شدن به بازي از طرف دوستان يا اجراي برنامه اي مورد علاقه در راديو يا تلويزيون ، ديگر به كار قبلي خود كه با علاقه به آن مشغول بود ، ادامه نمي دهد .
به جز مواردي كه در بالا به آنها اشاره كرديم ، گاه كودك يا نوجوان به علت آنچه در درونش مي گذرد ،‌ نمي تواند به موضوع يا مطلب آموختني توجه كند . طبيعي است كودكي كه مثلاً دل درد ، دندان درد يا گوش درد دارد يا گرسنه و خسته است و يا نگران وضع و يا سلامتي پدر و مادر و ديگر اقدامش است ،‌ نمي تواند به خوبي به آنچه گفته مي شود توجه و دقت نمايد .
پس مي بينيم كه بي توجهي يادگيرندگان گاه به اين علت است كه عوامل ( حواس پرتي ، درد ، نگراني و اضطراب ،‌افسردگي ، تخيلات ، خستگي ، گرسنگي و ... ) و دقت به آموختن مي شود .
۴. رشد ناكافي جسماني / رواني :
قدرت يادگيري به ميزان رشد جسماني و رواني ( ذهني ،‌عاطفي ، اجتماعي ، اخلاقي ) ما بستگي دارد .
تجربه نشان داده كه بسياري از كودكان سالم ،‌در سن پنج سالگي ، به آن درجه از رشد ذهني خود نرسيده اند كه مثلاً مثلثات يا لگاريتم را با روش هاي معمول آموزش ، ياد بگيرند . در اين مورد ،‌ناتواني كودك ( در يادگرفتن مثلثات يا مطالب پيچيده ) به علت اشكال يا نقص جسماني و رواني نيست ، بلكه به اين مشكل ذهني را بفهمد .
اين مسئله را در مورد بسياري از كودكاني كه زود به مدرسه رفته و آمادگي كامل ذهني و عاطفي نداشته اند مشاهده مي كنيم . ما با اين تجريه مكرراً رو به رو بوده ايم كه شاگردي در كلاس خود موفق و با نشاط بوده است و اطرافيان او سعي كرده اند كه با وادار كردن او به كار بيشتر ، احياناً حتي در تعطيلات تابستان ، ‌در يك سال دو كلاس را طي كند . اين كار اغلب موجب مي شود كه شاگرد گاهي سال بعد و در بسياري از موارد دو يا سه سال بعد ، افت تحصيلي و مشكلات رفتاري از جمله پرخاشگري ، افسردگي و انزوا و ... پيدا كند .
لذا ، ايجاد هر نوع جهش در روند تحصيلي بايد دقيقاً بررسي شود ،‌ زيرا اين چنين جهش هايي كه همراه با از دست داد ن بعضي از امكانات تجربي است ، باعث مي شود كه فرد نه تنها در كوتاه مدت ، بلكه در بلند مدت ، زندگي آينده نيز دچار دشواريها و ناسازگاريهاي فردي و اجتماعي شود .
۵. نداشتن زمينة قبلي ( معلومات پايه ) براي يادگيري :
توانايي فرد براي فراگيري ، در موارد بسيار ، ‌به زمينه يا پيشينة معلومات بستگي دارد مثلاً اگر بخواهيم به شخص راجع به رشد كودك چيزي بياموزيم ، ‌بايد ابتدا او را با اصول و مباني رشد جسماني - رواني كودك آشنا و بعد مطالب پيچيده تر را مطرح كنيم . پس اگر سعي كنيم به يك نوجوان ، بدون آن كه با اطلاعات ( پايه اي ) آشنايي داشته باشد ، مطالب پيچيده اي را بياموزيم ،‌او نمي تواند آنها را به خوبي و درستي ياد بگيرد .
۶. وجود نارسايي در حواس :
حواس ( بينايي ،‌ شنوايي ، بويايي ، چشايي و بساوايي ) ابراز تماس ما با دنياي خارج است و به وسيلة حواس است كه ما اطلاعاتي را از دنياي پيرامون خود مي گيريم لذا ، در شرايطي كه فرد دچار نقص جزيي يا كلي حسي باشد ، نمي تواند اطلاعات را به درستي از محيط بگيرد و در يادگيري با دشواريهاي رو به رو خواهد شد .
۷. وجود مشكلات و مسايل عاطفي / هيجاني :
مي دانيم كه ناتواني در يادگيري يا حتي احساس آن ، در بسياري از موارد ممكن است منجر به بروز حالات عاطفي مختلفي چون ترس از شكست ( عدم موفقيت ) ، نداشتن اعتماد به نفس ، ترس از يادنگرفتن ، ترس از تمسخر يا مورد تنبيه قرار گرفتن ، اضطراب شديد و .... شود . ولي در مواردي نيز مي بينيم كه اين حالات عاطفي خود باعث به وجود آمدن يا تشديد ناتواني در يادگيري مي شوند ، يعني به جاي اين كه اين عوامل از ناتواني در يادگيري به وجود آيند خود باعث ناتواني يا ضعف دريادگيري شوند به عنوان مثال : كودكي كه اعتماد به نفس ندارد و يا مي ترسد كه مورد تمسخر همسالانش قرار گيرد ، آرامش و شرايط مناسب عاطفي را براي يادگرفتن ندارد و يا اضطراب در بسياري از كودكان و نوجوانان خجول باعث مي شود كه آنها نتوانند در برابر جمع ،‌مطلبي مانند شعر يا انشاء را ارائه كنند هر چند كه آن را به خوبي يادگرفته باشند .
۸. تاثير يادگرفتن ها بر يكديگر :
بعضي از مطالبي كه ياد مي گيريم ، ‌بر هم اثر مي گذارند ، اما اين تأثير اين ممكن است مثبت يا منفي باشد .
الف ) تاثير مثبت آموختن ها بر يكديگر :
گاهي بين دو مطلب يا دو پديده رابطه اي برقرار است كه يكديگر را تقويت مي كنند . در اين صورت هم مطالب بعدي به آساني در ذهن جاي مي گيرند و هم به علت رابطه اي كه بين مطلب قبلي و بعدي وجود دارد ، يادآوري هر دو مطلب بهتر صورت مي گيرد ،‌ يعني ( نداعي مثبت ) انجام مي شود .
ب ) تاثير منفي آموختن ها بر يكديگر :
گاهي يك نگهداري يك ضبط ذهني تا حدي مانع مي شود كه مطالب بعدي به آساني در ذهن جاي بگيرند ،‌ يعني مانع يادگرفتن جديد يا نگهداري مطالب جديد شود ( منع مؤثر قبلي )

علت هاي عمدة به ياد نياوردن 

۱. ياد گرفتن ناقص :
بسياري از مواقع ناتواني در به ياد آوردن بدين علت است كه مطالب يا موضوع مورد نظر به خوبي يادگرفته نشده ، يعني اشكال در يادگرفتن مطالب است .
۲. نبودن محرك مناسب :
گاهي اشخاص مطلب يا موضوعي را كه به خوبي يادگرفته اند به ياد نمي آورند ، زيرا محرك مناسبي براي به ياد آوردن آن وجود ندارد . مثلاً كودكي كه ناظر آتش سوزي در محل خاصي بوده ، ممكن است در مواقع عادي آن حادثه را به ياد نياورد ولي با گذشتن از محل حادثه يا هنگام مشاهدة عكس يا فيلم و ....... آن حادثه را به ياد آورد .
۳. سركوب اطلاعات :
گاهي افراد مطلب يا موضوعي را كه براي آنها با اضطراب و ناراحتي همراه بوده به طور موقت به ياد نمي آورند به عنوان مثال : كودكي كه به درس حساب علاقه ندارد ،‌ فراموش مي كند كه تكاليف حسابش را انجام دهد يا نوجواني كه در درسي نمره كم گرفته ،‌ نمره اش را فراموش مي كند و حال آنكه نمرات خوب درس هاي ديگر را به ياد دارد .
۴. نبودن انگيزه براي به يادآوردن :
در زندگي روزمره با موارد زيادي برخورد مي كنيم كه مي بينيم در حالي كه كودك يا نوجوان مطلبي را به خوبي آموخته آن را به موقع به ياد نمي آورد .
يكي از علت هاي اين امر آن است كه ديگر نيازي به يادآوردن آن نمي بيند . اين حالت را به خصوص در شرايطي كه كودك يا نوجوان كاري را به اتمام رسانده ، مثلاً بعد از گذراندن امتحان ، زياد مشاهده مي كنيم . يعني او تا زماني كه امتحان نداده مطلب را به خوبي به ياد دارد ، ولي بعد از اين كه امتحان سپري شد ، چون ديگر نيازي به آن نمي بيند ،‌ درصدد مرور كردن آن مطالب بر نمي آيد و لذا مطالب تدريجاً از ذهن دور مي شود و به ياد نمي آيد . از اين رو مي بينيم كه در شرايطي كه انگيزه اي براي يادآوري وجود ندارد ، بسياري از آموختني ها به علت عدم استفاده از ذهن دور مي شوند .
۵. گذشت زمان :
ظاهراً گذشت زمان ،‌ عامل ديگري است كه باعث مي شود شخص مطالبي را كه آموخته به ياد نياورد . در واقع ، چنين به نظر مي رسد كه قدرت نگهداري مطالبي كه فرا گرفته شده با گذشت زمان ضعيف مي شود . در اين مورد ، بر خلاف ضعف يادگرفتن مطالب ، يادگيري به خوبي انجام شده ،‌ولي ظاهراً اثر آن به مرور زمان از بين رفته است .
۶. آسيب مغزي يا بيماري :
افرادي كه به علل مختلف از جمله به كار گرفتن غيرصحيح گيره ( خود سپس ) در زايمان ، به زمين خوردن پيشاني ، ‌به دو و ديوار زدن شديد سر ( به عنوان جلب توجه از جانب كودك و يا هنگام تنبيه توسط مربيان و والدين و ... ) قسمت پيشاني يا جلوي مغزشان آسيب ديده ، ‌در مقايسه با افرادي كه دچار چنين ضايعه اي نشده اند حافظة ضعيف تري دارد .
علاوه بر ضايعات مغزي ، به ياد نياوردن ممكن است ناشي از بيماري هاي مختلفي مانند سيفليس ، صرع و نرسيدن اكسيژن كافي به مغز در هنگام به دنيا آمدن يا بعد از آن باشد .
و اما سخن آخر :
به طور كلي مي توانيم نتيجه بگيريم كه ياد نگرفتن و به ياد نياوردن غالباً ناشي از سه وضع كلي زير است :
۱. اطلاعات به خوبي گرفته نمي شوند ( ضعف در ياد گرفتن يا به رمز درآوردن اطلاعات )
۲. در نگهداري يا بايگاني اطلاعات موانع يا اشكالاتي پيش مي آيد ( اثر زمان و تاثير منفي آموختني ها بر يكديگر ، آسيب مغزي )
۳. اطلاعات بايگاني شده در موقع لزوم به يادآورده يا فراخوانده نمي شوند ( نبودن محرك مناسب ، ‌سركوب كردن و نبودن انگيزه براي به ياد آوردن )

راههاي به وجود آوردن وضعيت مناسب براي يادگيري 

توجه به نكات زير به ما كمك مي كند تا از آموزش هاي خود حداكثر استفاده را بكنيم :
زمان مناسب براي يادگيري :
به تجربه معلوم شده است كه هر شخص در ساعات معيني از روز يا شب كار ذهني را بهتر انجام مي دهد ،‌ بدين صورت كه عده اي از كار صبح و برخي از كار بعد از ظهر يا شب نتيجة بهترين مي گيرند . در سازمان هاي تربيتي ، به علت توجه به تعليم و تربيت گروهي و فراهم بودن امكانات ، آموزش اغلب در عوض روز انجام مي شود . اگر كودك يا نوجوان از برنامة مناسبي پيروي و به طور صحيح از آموزش ، تغذيه و استراحت استفاده كند ، مي تواند با آمادگي بيشتر از درس هاي اول روز بهره گيرد .
لذا ، بهتر است درس هايي كه احتياج به توجه ، ‌دقت و تمركز ذهني بيشتري دارند ،‌ در ساعات اول روز قرار گيرند ، گذشته از اين كه درس هايي كه محتاج توجه و تمركز حواس زياد هستند ، بايد در اول روز ( مثلاً زنگ اول يا دوم ) قرار گيرند ، قدرت گيرندگي يك دانش آموز در ابتدا ، ‌ميان و پايان يك جلسه ( يك زنگ ) درس نيز يكسان نيست !
مدتها در اين باره بحث بوده كه آيا دانش آموز آنچه را در ابتداي جلسه ياد مي گيرد ، بهتر به ياد مي آورد يا آنچه را در پايان جلسه تدريس شده است ؟
تا كنون تجربه نشان داده است كه آنچه در ابتدا و پايان يك جلسة آموزشي تدريس مي شود ، بهتر از آنچه در اواسط جلسه ارائه مي شود ، در ذهن تأثير مي گذارد . از اين رو ، ‌روش كلي كه براي تدريس پيشنهاد مي شود اين است كه مربيان آنچه را طي يك جلسه مطرح كرده اند ، در اواخر جلسه به عنوان خلاصة درس تكرار نمايند . تكرار مطالب موجب مي شود كه آن عده از دانش آموزان كه دفعة اول ، به هر علت خواسته يا ناخواسته ، توجه نكرده اند يا توجه كم تري كرده اند ، ‌از مطالب بهره گيرند و دانش آموزاني كه از ابتدا توجه كافي كرده اند درس را بهتر ياد بگيرند .

افت تحصيلي و راههاي جبران آن

بريادگيري : 

براي اين كه كودكان و نوجوانان آنچه را به آنها مي آموزيم براي مدتي طولاني نگهداري كنند ، ‌بايد آن را خيلي خوب ياد بگيرند ، يعني به جاي ( يادگيري ) ،‌ پر يادگيري صورت گيرد . ( پر يادگيري ) ، يادگيري بيش از ميزان لازم براي انجام يك عمل به طور صحيح است . براي اين كه پر يادگيري صورت گيرد ، بايد تمرين زيادتر از حد لازم براي يادگيري انجام شود به عنوان مثال به اين اكتفا نكنيم كه كودك شعر يا جدول ضرب را ياد بگيرد و صحيح جواب بدهد بلكه بايد پس از رسيدن به اين مرحله نيز ، كار را ادامه دهيم .

خواندن با صداي بلند : 

بايد وضعيتي فراهم آوريم تا كودكان و نوجوانان ، مطالبي را كه مي خواهند ياد بگيرند ، ‌با صداي بلند ( به نحوي كه خود نيز بشنوند ) بخوانند . بلند خواندن مطالب اين مزيت را دارد كه به كودك و نوجوان امكان مي دهد كه در آن واحد از دو حس خود يعني بينايي و شنوايي و حركت لبها ، استفاده نمايند ، چرا كه استفاده از چند حس بيش از يك حس در يادگيري مؤثر است !

از بَر خواندن مطالب : 

از بر خواندن ميزان كارآيي حافظه را در نگهداري و به ياد آوردن مطالب زياد مي كند .
منظور از اصلاح ( از بر خواندن ) فقط حفظ كردن عين يك متن ،‌ مثل شعر ، و بازگويي آن نيست . ما ممكن است يك داستان يا مسئله حساب و شكل هندسي و خصايص آن را نيز پس از چند بار خواندن بفهميم و بتوانيم آنها را به ياد آوريم .

اثر خودآزمايي در يادگيري : 

خودآزمايي يعني اين كه كسي پس از يك يا چند بار خواندن مطلبي آن را كنار گذاشته ، سؤالهايي از اين قبيل از خود بكند :
۱. اصل مطلب يا به اصطلاح لُب مطلب چيست ؟
۲. كدام قسمت اهميت بيشتري دارد ؟
۳. آيا همة مطالبي را كه خوانده ام فهميده ام ؟
۴. كدام قسمت به مطالعة بيشتري نياز دارد ؟
و سؤالهاي شبيه به آن .

مدت زمان هر جلسة آموزش يا تمرين : 

به طور كلي نمي توان مدت زمان هر جلسة آموزش و تمرين را به طور قطع تعبين نمود ، يعني نمي توان گفت كه هر جلسه آموزش يا تمرين بايد چقدر باشد كه بهترين نتيجه حاصل شود ، زيرا اين امر بستگي به ياد گيرنده ، چگونگي كار ،‌ سابقه و زمينة معلومات او و چگونگي مطلبي كه بايد آموخته شود ( سادگي و مشكل بودن ) دارد .
هر چه سن كودك كم تر باشد ،‌ مدت زمان هر جلسة آموزش و تمرين بايد كوتاهتر باشد . براي فعاليت هاي ساده تر مانند نقاشي ، سرود و غيره مي توان از مدت زمانهاي طولاني تر استفاده كرد ولي براي درس هاي مشكل و درس هايي كه نياز به توجه ، دقت و تمركز حواس زياد دارند ، بايد مدت آموزش يا تمرين را كوتاه تر نمود .
وقتي كه كودكان و نوجوانان در يادگرفتن مطلبي زمينه و تجربة قبلي نداشته باشند بايد مدت زمان آموزش يا تمرين كوتاه باشد ،‌ ولي وقتي با موضوعي آشنايي بيشتري پيدا كردند مي توان مدت زمان آموزش يا تمرين را بيشتر كرد .

فاصلة جلسات آموزش و تمرين : 

تجريه نشان داده كه در بسياري از موارد يادگيري با فاصلة كافي ( بودن فاصلة مناسب بين جلسه هاي آموزش يا تمرين ) بهتر از يادگيري بدون فاصله ( فشرده ) است .
با در نظر گرفتن اين كه يادگيري با فاصلة كافي بهتر از يادگيري فشرده است ، بايد سعي كنيم مطالبي را كه مي خواهيم ياد بدهيم ، با برنامه دقيق و با فاصله زماني مناسب باشد . اين فاصله بايد نه آنقدر كم باشد كه كودك را خسته و بي علاقه كند و نه آنقدر زياد باشد كه تأثير يادگيري هاي قبلي را ضعيف كند يا از بين ببرد .

مرور كردن بلافاصله پس از يادگرفتن : 

بهترين زمان براي مرور كردن مطالب ،‌ بلافاصله بعد از فرا گرفتن است . به تجربه ديده ايم كه دانش آموزاني كه درس روز را در همان روز يا در شب آن مرور مي كنند ،‌ بيش از دانش آموزاني كه چند روز بعد آن را حاضر مي كنند ،‌ در يادگيري و نگهداري اطلاعات براي مدت طولاني ،‌ موفق هستند .
لذا به دانش آموزان توصيه مي شود كه درسي را كه در روز داده شده در همان شب مطالعه كنند و آن را به چند شب بعد موكول نكنند .

استفاده از چند حس : 

با در نظر گرفتن اين كه استفاده از چند حس بيش از استفاده از يك حس در يادگيري موثر است و هم چنين با توجه به اين كه حافظه بصري ( استفاده از بينايي ) تا سن ۱۴ سالگي بسيار قوي است ،‌ بهتر است از كلية وسايل كمكها چشمي مانند لوحه ،‌ طرح ، نقاشي ، منحني ، نمودار ، عكس و هم چنين ديگر وسايل و امكانات سمعي و بصري و حسي استفاده كرد .

تاثير ارتباط و پيوستگي مطالب ( تداعي يا هم خواني ) 

مطالبي كه به هم پيوستگي يا ارتباط دارند بهتر از مطالبي كه به هم ربط ندارند نگهداري مي شوند و ياد آوري آنها نيز آسانتر است ،‌ زيرا روابط معقول و با معني ، بهتر و ساده تر از روابط بي معني ، در ذهن مي ماند .
بايد بين مطالبي كه كودك و نوجوان مي خواهند بياموزند ، ‌ارتباط ايجاد نمائيم . اين ارتباط ممكن است بين چند مطلب باشد . گاه نيز نياز داريم كه بين مطالب جديد و مطالب قبلي ، كه به خوبي فرا گرفته شده اند ، رابطه ايجاد كنيم . يعني از معلومات و دانش قبلي براي ايجاد آگاهي هاي جديد استفاده كنيم .
براي اين كه در اين امر يعني ايجاد پيوستگي و ارتباط بين مطالب موفق شويم ، ‌مي توانيم از روش هاي زير استفاده نمائيم :
۱. استفاده از آهنگ ،‌ سرود و ريتم ( وزن و ضرب ) :
سعي كنيم آنچه كه مي خواهيم ياد بدهيم ، در صورت امكان ، ‌با آهنگ و ريتم همراه باشد .
همراه كردن آموختني هاي مختلف از جمله جدول ضرب و يا موضوعات ديگر با ضرب و آهنگ ، يادگيري را آسان مي كند و به خصوص براي كودكان در سنين پيش از دبستان و دبستان مفيد است زيرا كمك مي كند كه مطالب را با علاقه و انگيزة بيشتري فراگيرند و بهتر نيز نگهداري كنند چون آهنگ خود وسيله اي براي ارتباط دادن مطالب به يكديگر است .
۲. استفاده از مجاورت ( نزديكي ) مطالب :
يكي از راههاي ايجاد همخواني ميان مطالب ، ‌اين است كه آنها را با هم بياوريم يعني يك رابطة فيزيكي يا فضايي بين آنها ايجاد كنيم . مثلاً اگر مي خواهيم به كودكان بياموزيم كه فصل بهار شامل چه ماه هايي است مي توانيم آن را به صورتهاي زير بنويسيم :
بهار

فروردين ارديبهشت خرداد

۳. استفاده از مشابهت :
يكي ديگر از راههاي ايجاد همخواني ، مشابهت يعني استفاده از شباهتهاست . به عنوان مثال : كلمة ( مادر ) ( mother ) در زبان انگليسي و ( مق ) ( mere ) در فرانسه و ( موتر ) ( mutter ) در زبان آلماني ، به علت شباهتي كه با واژة مادر ، در زبان فارسي دارند بهتر گرفته مي شوند .
۴. استفاده از تضاد :
تضاد بين مطالب خود مي تواند در ايجاد پيوستگي و ارتباط كمك كند . معمولاً وقتي مطالب جديد با چيزهايي كه كودك و نوجوان با آن آشنايي دارند تضاد داشته باشد ، مطلب جديد بيشتر در ذهن باقي مي ماند .
۵. استفاده از سازمان دادن مطالب :
مطالبي بهتر ياد گرفته و به يادآورده مي شوند كه بر پايه و معنايي ( اصول ) با يكديگر پيوند داشته باشند . لذا براي ايجاد ارتباط بين مطالب و موضوعات بهترين روش آن است كه يا خود به مطالبي كه مي خواهيم ياد بدهيم ، سازماني معقول ، منطقي و با معني بدهيم و يا به كودكان و نوجوانان كمك كنيم تا به طور فعال و سازنده به مطالب سازمان و نظم دهند و يا سازمان موجود بين آنها را كشف كنند . سازمان دادن مطالب را بايد به خصوص در مورد كودكاني كه توانايي تشخيص وجوه مشترك ( شباهتها ) و وجوه متمايز ( تفاوتها ) را ندارند بيشتر رعايت كرد ، زيرا آنها به آن مرحله از رشد ذهني نرسيده اند كه خود به طور مستقل به اين كار بپردازند .
و اما چگونه مطالب را سازمان دهيم ؟
براي سازمان دادن به مطالب ،‌ ابتدا بايد به تشابهات و تفاوتهاي مطالب جديد با مطالبي كه قبلاً نگهداري شده توجه كرد . پس از اين كه بين مطالب جديد و قبلي بر اساس شباهتها و تفاوتها ارتباط ايجاد كرديم ، بايد آنها را درگروه هاي طبيعي يا منطقي قرار دهيم و به اصطلاح ( طبقه بندي ) كنيم و سپس اين گروهها را به يكديگر ارتباط دهيم و به صورت گروههاي بزرگتري در آوريم براي مثال ، براي اين كه درك جامعي از يك حيوان ،‌مثلاً گوسفند داشته باشيم ، بايد اول انواع چهار پايان را بشناسيم و بدانيم كه چهار پايان از چه لحاظ به هم شبيه هستند و از چه نظر با هم فرق دارند . شناختن چهار پايان به عنوان يك كل ، به ما كمك مي كند كه گوسفند را به عنوان يك جزء بهتر بشناسيم .

چگونه مي توان مطالعه اي مفيدتر و با بازدهي بالاتر داشت !!! 

مطالعه فرآيندي است ذهني با اصول و شرايط خاص خودش براي آنكه مطالعه اي موفق داشته باشيد ، بايد نحوة صحيح درس خواندن را بدانيد .
شرايط مطالعه ، مواردي هستند كه با دانستن ، بكارگيري و يا فراهم نمودن آنها ، مي توان مطالعه اي مفيدتر و با بازدهي بالاتر داشت . اين شرايط كمك مي كنند تا هر فرد در حالت عادي بتواند از مطالعه خود سود بيشتري ببرد . در واقع اين شرايط به شما ياد مي دهند چگونه از زمانهاي مطالعه ،‌ بهره وري بالاتري داشته باشيد ،‌ اين شرايط به شما مي آموزند قبل از شروع مطالعه چه اصولي را به كار گيريد ، در حين مطالعه چه مواردي را فراهم سازيد و چگونه به اهداف مطالعاتي خود برسيد .
شرايطي كه با دانستن آنها مي توانيد با آگاهي بيشتري درس خواندن را آغاز كنيد ، با بكارگيري آنها مي توانيد مطالعه اي فعالتر داشته باشيد و با فراهم نمودن آنها مي توانيد بر بازده مطالعة خويش بيفزائيد .
اين شرايط مواردي هستند كه خواننده بايد در حين مطالعه آنها را رعايت كند تا سريعتر به اهداف خويش برسد و از زمانهايي كه صرف درس خواندن مي كند استفاده بهينه ببرد . در مجموع اين شرايط ، امكان يك مطالعة فعال و پويا را براي خواننده فراهم مي سازند و اما شرايط مطالعه :

1. آغاز درست : 

در هر كار ،‌آغاز درست ، بسيار مهم است . برنامة درسي خود را طوري تنظيم كنيد . كه از خواندن كتابها ، هدفي واضح و روشن را دنبال كنيد و دقيقاً بدانيد كه از خواندن كتاب چه مي خواهيد و چگونه مي خواهيد به اهداف خود برسيد . بايد بدانيد كه چگونه كتاب را باز كنيد ، از چه كتابي شروع كنيد ، چه مدت مطالعه كنيد ، چقدر استراحت نمائيد و خلاصه اينكه چه روشي را دنبال نمائيد تا به هدف مطالعاتي خود برسيد . در اين قسمت چند نكتة مهم دربارة نحوة خواندن كتابهاي مختلف و هم چنين زمان بندي مناسب براي مطالعه توضيح داده مي شود تا بتوانيد مطالعه اي صحيح را آغاز كنيد :
? درس هاي خود را طوري برنامه ريزي كنيد كه به هنگام مطالعه ، ابتدا كتابهاي آسان را بخوانيد ، نه كتابهاي مشكل .
? در هنگام مطالعة يك كتاب ، ابتدا از قسمت هاي آسان و جذاب شروع كنيد و بعد به سراغ بخش هاي مشكل تر آن برويد .
? در برنامه ريزي درس خود ، موضوع هاي مشابه را به پشت سرهم قرار ندهيد و آنها را يكي پس از ديگري مطالعه نكنيد و تا حد ممكن بين آنها فاصله بگذاريد .
? حتي المقدور براي يك كتاب بيش از دو ساعت وقت در نظر نگيريد . به فرض پشت سر هم چهار ساعت رياضي و سه ساعت زيست شناسي مطالعه نكنيد . تصور نكنيد كه هر چقدر زمان مطالعة يك كتاب بيشتر باشد ، بهتر است برعكس ، هر چقدر زمان كوتاه گردد و موضوع مورد مطالعه عوض گردد ، ميزان يادگيري افزايش مي يابد .
? اگر مي خواهيد در شش روز هفته ، شش كتاب بخوانيد ، هرگز هر كتاب را در يك روز نخوانيد و براي شش روز ، شش كتاب در نظر نگيريد بلكه بهتر است هر روز را به شش قسمت تقسيم كنيد و در هر قسمت ، يك كتاب بخوانيد و اين روند را در شش روز هفته ادامه دهيد ، در واقع بخش هايي از هر كتاب را در هر روز بخوانيد .
? به روش تدريجي درس بخوانيد ، يعني در طول سال تحصيلي درس بخوانيد و خواندن دروس را به شب هاي قبل از امتحان موكول نكنيد . دانش آموزاني كه در طول سال تحصيلي درس مي خوانند نمراتي به مراتب بهتر از دانش آموزاني كه تنها در شب هاي امتحان درس مي خوانند ، كسب مي كنند .

2. برنامه ريزي : 

در تحصيلات ، داشتن برنامة منظم و هدفدار ، يكي از عوامل اصلي موفقيت است برنامه ريزي صحيح و اينكه چگونه از وقت و امكانات موجود حداكثر استفاده را ببريد ، كمك زيادي به شما در هنگام مطالعه مي كند .
نكتة ديگر اينكه داشتن برنامه بدون اجراء آن هيچ فايده اي ندارد . براي مطالعه كردن بايد برنامه اي صحيح و منظم داشته باشيد و آنرا اجرا كنيد . داشتن برنامه مهم است ولي مهم تر از آن اجراء برنامه است . بسياري از دانش آموزان و دنشجويان با آغاز سال تحصيلي ،‌ برنامه اي منظم طرح ريزي مي كنند اما متأسفانه فقط تعدادي معدود از آنان برنامه هاي خود را به درستي اجرا مي كنند !
بنابراين بر نوع برنامه زياد نبايد تأكيد كرد و اصولاً نبايد در برنامه ريزي وسواس بيش از حد به خرج داد ، بلكه بايد بر اجراء صحيح و دقيق آن تأكيد ورزيد .

3. نظم و تربيت : 

۳. نظم و تربيت :
نظم به بهره وري حداكثر از زمان و مكان كمك مي كند . كسي كه منظم است بهتر مي تواند از اوقات خويش استفاده كند . در كاري كه نظم حاكم باشد سريعتر مي توان به هدف خويش رسيد .
رعايت نظم از شرايط مهم مطالعه به حساب مي آيد ، چرا كه نظم به ايجاد تمركز حواس كمك مي كند . هم چنين وقتي كه نظم بر پا باشد ، يادگيري بهتر صورت مي گيرد . نظم اين امكان را به ما مي دهد كه از زمانهاي مطالعة خود ، استفادة بهتري ببريم و از اتلاف وقت جلوگيري كنيم .
رعايت نظم و ترتيب در اجراء برنامه هاي درسي نيز بسيار مهم است بايد برنامه هاي درسي را بر طبق اصول خاص و به ترتيب اجرا كنيد . اگر روند درس خواندن و برنامة مطالعاتي شما طبق اصول خاصي نباشد ، يقين بداريد كه نتيجة لازم را به دست نخواهيد آورد و كارآيي مطالعه كاهش مي يابد .

4. حفظ آرامش : 

اضطراب قوه تفكر را ضعيف مي كند ، كارآيي حافظه را مختل مي كند ، تمركز حواس را به هم مي زند ، موجب فراموشي دانسته ها مي شود ، پريشاني خاطر را به دنبال دارد و قدرت تصميم گيري را از فرد مي گيرد بنابراين بايد با آرامش كامل مطالعه كنيد و اضطراب و پريشاني خاطر را از خود دور كنيد . دلهره و اضطراب نه تنها مشكلي را حل نمي كند ، بلكه مشكلات شما را مضاعف مي كند ، مانع تفكر صحيح مي شود ، انرژي هاي ذهني را پراكنده مي كند و نمي توانيد تمام توان و انرژي خود را بر روي هدف خويش متمركز كنيد .
بنابراين در هنگام مطالعه بايد كاملاً خونسرد و آرام باشيد و با حفظ آرامش درس بخوانيد تا مطالب را به خوبي بياموزيد .
درسي را كه با آرامش بخوانيد قطعاً بهتر مي توانيد بياموزيد . براي آنكه بازده مطالعة خود را بالا ببريد ، در سخت ترين شرايط و حتي در كوتاهترين زمان ( اگر فقط يك ساعت به امتحان باقي مانده ) نبايد مضطرب شويد و سعي كنيد در اين مدت كوتاه با آرامش خاطر مطالعه كنيد . مطالعة بدون اضطراب و با خونسردي كامل ،‌ تاثيري بسيار مثبت در افزايش ميزان يادگيري دارد .
البته وقتي مي گوئيم با آرامش درس بخوانيد و خونسرد باشيد ، به اين معني نيست كه بي خيال باشيد و تلاش لازم را انجام ندهيد . حفظ خونسردي تنها به اين معناست كه هنگام مطالعه دائماً‌ نگران امتحان و آينده نباشيد و استرس و دلهره به خود راه ندهيد .

5. استفاده صحيح از وقت : 

استفادة صحيح از وقت و هدر ندادن آن بسيار مهم است چرا كه زمان از دست رفته را نمي توان مجدداً باز يافت .
با كمي دقت و تأمل در مي يابيم كه مشكل اصلي كمبود وقت نيست ، بلكه در نحوة استفاده از آن است . يك بررسي مختصر بر روي كارهاي روزانه به شما نشان خواهد داد كه اوقات بسياري را در طول شبانه روز صرف كارهاي غير ضروري و كم اهميت مي كنيد ،‌ لذا براي كارهاي مهم و اساسي مانند درس خواندن با كمبود وقت مواجه مي شويد ، كه با استفادة صحيح و مناسب از وقت ، مي توانيد كارهاي ضروري را به موقع انجام دهيد .
آري ، استفاده صحيح از وقت بسيار مهم است . خصوصاً براي دانش آموزان و دانشجويان كه بايد اكثر اوقات خود را صرف مطالعه و يادگيري كنند . علي الخصوص در ايام امتحان كه بايد در زماني كوتاه و مشخص ، مطالب زيادي را براي امتحان آماده كنند . اگر در هنگام امتحان نتوانند از وقت خود به خوبي استفاده كنند ، ممكن است زيانهاي جبران ناپذير تحصيلي را تحمل كنند .
پس وقتي برنامة درسي را طرح مي كنيد سعي نمائيد از وقت خود به خوبي استفاده كنيد . مجدداً تاكيد مي گردد كه وقت و زمان براي همه يكسان است ،‌ اما سهم آن است كه چگونه از اين زمان استفاده شود .

6. سلامتي و تندرستي : 

۶. سلامتي و تندرستي :
سلامت جسمي و رواني در يادگيري تأثيري بسزا دارد . كسي كه سالم ، با نشاط و پر انرژي است ، بهتر مي تواند فعاليت كند و برنامه هايش را به اجرا در آورد . افراد سالم توان بيشتري براي انجام كارها دارند و از نيروي حافظه و تمركز بالاتري برخوردار هستند پس براي موفقيت بايد جسم و رواني سالم داشت و يك جمله معروف است كه مي گويد : ( عقل سالم در بدن سالم است ) .

افت تحصيلي و راههاي جبران آن

7. تغذية مناسب : 

محصلين كه مي خواهند از سلامت جسمي و ذهني بالايي برخوردار باشند و از طرف ديگر به ميزان كارآيي مغز و حافظه خويش بيفزايند ، بايد در انتخاب غذاهاي خود كاملاً دقت كنند . براي انجام كارهاي فكري مانند مطالعه و يادگيري ، بدن بايد از نظر كلسيم و فسفر غني باشد . در اين ميان شير و پنير از غذاهاي مناسب به شمار مي آيند كه سرشار از كلسيم و فسفر مي باشند . علاوه بر كلسيم و فسفر ، عنصر ديگري كه در جلوگيري از خستگي فكري نقش مهم دارد ، منيزيوم است . منيزيوم هم چنين مكانيسم يادآوري را تسهيل مي كند . با مصرف نان سبوس دار ، ‌نمك تصفيه نشده ، جوانة گندم و سبزيهاي تازه مي توانيد منيزيوم مورد نياز را تأمين كنيد .
هرگز از خوردن سبزيجات و انواع ميوه غافل نشويد . ميوه را هميشه قبل از خوردن غذا مصرف كنيد تا به خوبي جذب بدن شود . تا حد ممكن همراه با غذا ، سالاد مصرف كنيد كه بسيار مفيد است ..... .
خلاصه اينكه براي تغذية خود اهميتي ويژه قائل شويد تا بتوانيد سلامتي جسمي و فكري خود را حفظ كنيد .

8. ورزش : 

ورزش خصوصاً صبح ها و در هواي پاك و تميز ، بسيار مفيد و مناسب است زيرا هم به سلامت جسمي كمك مي كند و هم قدرت مغز را براي يادگيري افزايش مي دهد . تنفس عميق در هواي آزاد و تميز ، سيستم خون رساني به مغز را افزايش داده و بر كارآيي حافظه مي افزايد .

9. استراحت مغزي : 

از آنجا كه مطالعه و يادگيري تا حدود بسيار زياد يك فرآيند ذهني است ، بنابراين هنگامي كه مغز خسته است ، بخاطر سپردن مطالب مشكل است . مغزي كه به علت كاركردن زياد يا بي خوابي و يا به هر علت ديگر خسته است ، توانايي يادگيري مطالب جديد را ندارد و حافظه قادر نيست به خوبي اطلاعات را در خود ثبت و ذخيره نمايد .
شما مي توانيد از روش هاي مختلف و دلخواه خودتان براي رفع خستگي استفاده كنيد اما يكي از روش هاي مناسب براي رفع خستگي ، تنفس عميق است . بنابراين اگر خسته هستيد مي توانيد دراز بكشيد ، چشم ها را ببنديد و چند نفس عميق بكشيد !
هم چنين يك خواب سبك و كوتاه در مواقعي كه خيلي خسته هستيد ، در بر طرف كردن خستگي بسيار مناسب است . پس آنچه كه مهم است رفع خستگي و پيدا كردن آمادگي مغزي است .

10. خواب كافي : 

خواب نقش مهم در كارآيي حافظه دارد . خواب كافي به حفظ سلامتي جسم و روان كمك مي كند . فردي كه به اندازة كافي مي خوابد از سلامتي بالاتري برخوردار است يك خواب ۸-۶ ساعته معمولاً كافي است . بنابراين سعي كنيد طوري برنامه هاي درسي خود را تنظيم كنيد كه شبها حداقل ۶ ساعت بخوابيد تا مغز شما به اندازة كافي استراحت كند . مهم چنين خواب نيم تا يك ساعت ( ظهرها بعد از نهار ) بسيار مناسب است .

11. درك مطلب : 

براي موفقيت در تحصيل ، بايد مطالب را بفهميد نه آنكه حفظ كنيد . براي بخاطر سپردن يك متن ، ابتدا بايد معناي آن را بفهميد . مطالبي كه به خوبي درك مي گردند ،‌ بهتر در حافظه ثبت و بايگاني مي گردند . زيرا رمزگرداني در حافظة بلند مدت به صورت معنايي است . يعني آنچه كه در حافظه بلند مدت ثبت مي گردد ، ‌معني و مفهومي است كه از مطالب خوانده شده استنباط مي گردد .
هرگز سعي در حفظ كردن مطالب بدون درك آنها نكنيد كه كاري عبث و بيهوده است و فقط وقت خود را هدر مي دهيد . در كسب معني مطالب بكوشيد و بفهميد كه متن راجع به چه چيزي است و هر جمله و يا عبارت چه معني و مفهومي دارد . اگر معني آنها را درك كنيد و ارتباطي بين مطالب پيدا كنيد ، قطعاً بهتر مي توانيد آنها را به خاطر بسپاريد . از طرف ديگر ، يادآوري متوني كه به خوبي درك مي گردند ، ‌راحت تر خواهد بود .
نكتة مهم ديگري كه در درك معني تأثيري بسزا دارد و بازده مطالعه را بسيار افزايش مي دهد ، ‌يادداشت برداري مطالب خوانده شده است . يادداشت برداري ، در افزايش ميزان يادگيري بسيار مؤثر است ، البته اگر به شكل صحيح باشد . البته منظور از يادداشت برداري اين نيست كه جملات و مطالب مهم كتاب را عيناً بر روي دفتر بنويسيد ، كه اين كار هيچ فايده اي ندارد . يادداشت برداري صحيح ، به اين صورت است كه ابتدا عبارت و يا مطلبي را بخوانيد ،‌ بعد بدون نگاه كردن به كتاب ،‌ آنچه را كه فهميده ايد به صورت كليدي يادداشت كنيد . طبيعتاً اگر مطلبي را متوجه نشده باشيد ، نمي توانيد يادداشت كنيد و مجبوريد دوباره آن را بخوانيد با اين روش شما مطالب را به خوبي مي آموزيد .

12. تشويق و پاداش : 

تشويق و پاداش نقش مهم در يادگيري دارد . تشويق نيروي انگيزه نسبت به فعاليت را در فرد تحريك كرده ، موجب افزايش علاقه مندي شده ، سبب شناخت و تسلط فكري و عقلي شده و احساس شايستگي و لياقت در فرد ايجاد كرده و نهايتاً موجب پيشرفت و موفقيت مي شود .
پاداش هاي كوتاه مدت ، انگيزه يادگيرنده را براي درس خواندن بيشتر ، افزايش مي دهند ، چرا كه او مي داند خيلي سريع به پاداش مورد نظر مي رسد . اما پاداش هاي بلند مدت ،‌آنقدر قوي نيستند كه تلاش فرد را مضاعف كنند ، لذا يادگيرنده بعد از مدتي تلاش ، مجدداً تقريباً به حالت قبل بر مي گردد و روند قبلي خودش را ادامه مي دهد .
هم چنين در روان شناسي تربيتي ( پارسا ) دربارة نقش تقويت و پاداش آمده است :
۱. پاداش بايد بي درنگ داده شود ، به ويژه در مراحل نخستين يادگيري .
۲. پاداش يا تقويت ، هر چند به مقدار كم ، ‌در مراحل نخست بايد به طور مرتب و زياد صورت گيرد .
۳. پاداش بايد به كار و عمل داده شود ، نه فرمانبرداري و اجراي دستور .
۴. شاگرد يا يادگيرنده بايد كار مورد نظر را انجام دهد ، سپس پاداش دريافت كند . بدين معنا كه پاداش قبل از اجراي تكليف يا وظيفه داده نشود .
۵. رابطة ميان كاري كه انجام مي گيرد و ميزان پاداش بايد منصفانه و در حد توان يادگيرنده باشد . تكليف هاي تقويتي بسيار سخت ، اثر تقويتي خود را از دست مي دهند .
۶. براي تقويت رفتار تا جايي كه امكان پذير است ، از تقويت مثبت بهره گيري شود و از تقويت هاي منفي دوري گردد . بنابراين ، تشويق و تنبيه اگر در جاي خود و به طرز صحيحي به كار برده شود ،‌ مي توانيد اثرات مثبت آموزشي را به دنبال داشته باشد .

13. اتاق مطالعه : 

اتاق مطالعه بايد ساكت و آرام باشد و تا حد ممكن از عكس ، پوستر و اشياء كه موجب حواس پرتي مي شوند خالي باشد . البته اگر هميشه در يك اتاق درس بخوانيد ، كم كم تصاوير و اشياء داخل آن اتاق برايتان آشنا شده و كمتر موجب حواس پرتي مي گردند .
مطالعه نياز به مكاني آرام ،‌ خلوت و راحت دارد تا تمركز حواس به راحتي به دست آيد . هر چقدر بتوانيد عوامل بيروني حواس پرتي از قبيل سر و صدا ، تصاوير ، اشياء و ...... را به حداقل برسانيد به همان نسبت بهتر مي توانيد مطالعه كنيد و اين كار به سادگي با در نظر گرفتن قسمتي مشخص از يك اتاق و مرتب و منظم كردن آن ، ميسر خواهد بود .

14. نور اتاق : 

نور اتاق بايد كافي و مناسب باشد و تا حد امكان نور فقط بر روي ميز مطالعه متمركز نباشد بلكه همة فضاي اتاق بايد به اندازة كافي روشن باشد .
نور نبايد مستقيماً از لامپ بر روي كتاب بتابد ، زيرا خيلي سريع چشم را خسته مي كند . بنابراين نور بايد در سطح اتاق پخش گردد ، لذا بايد از سقف بتابد تا همه جاي اتاق را روشن كند و بر روي ميز مطالعه تشعش ايجاد نكند زيرا باعث انعكاس نور به چشم و به دنبال آن خستگي چشم مي شود . از طرفي نور نبايد كم باشد و تا حد ممكن به هنگام غروب و در نور كم مطالعه نكنيد .
پس بايد فضاي اتاق به اندازة كافي نور داشته باشد . نور ، متمركز بر روي قسمت خاصي نشود و در همه جاي اتاق پخش گردد .

15. رعايت فاصله : 

براي مطالعه بهترين فاصله بين چشم تا كتاب حدود ۴۰ - ۳۰ سانتي متر است . بايد ارتفاع ميز مطالعه طوري باشد كه بتوانيد اين فاصله را رعايت كنيد . نبايد خود را بر روي كتاب خم كنيد . بايد فاصلة مناسب را انتخاب كنيد تا اولاً با رعايت فاصله كلمات بيشتري از متن را ببينيد كه اين به سريع خواني شما كمك مي كند ثانياً چشم شما كمتر خسته مي شود .

16. ميز مطالعه : 

بهترين وضعيت براي مطالعه ، نشستن پشت ميز مطالعه است . اما اگر اين ميز مناسب نباشد ، بسيار مضر است و خيلي زود حالت خستگي در فرد ايجاد مي شود . ميز مطالعه بايد از شرايط لازم براي درس خواندن برخوردار باشد كه عبارتند از :
ارتفاع ميز بايد طوري انتخاب گردد كه بتوانيد به راحتي پشت آن بنشينيد . به طوري كه دستها به حالت راحت بر روي ميز قرار گرفته و شانه ها در وضعيت راحتي قرار گيرند . از طرف ديگر ارتفاع صندلي بايد به حدي باشد كه كف پاهايتان بر روي زمين باشد ، نه آنكه آنقدر زياد باشد كه پاهايتان به زمين نرسد .
وسعت ميز مطالعه بايد به اندازة كافي باشد تا بتوانيد لوازم مورد نياز خود را به راحتي بر روي آن قرار دهيد .
اگر ميز مطالعه يك كشور هم داشته باشد بسيار مناسب است ، زيرا مي توانيد لوازم غير ضروري را در داخل كشور قرار دهيد .
نبايد روي ميز مطالعه براق باشد يعني از نظر رنگ آميزي بايد طوري باشد كه نور را منعكس نكند . ميزي كه سطح آن بسيار براق باشد براي مطالعه به هيچ وجه مناسب نيست زيرا سطح براق ، نور را منعكس كرده و خيلي زود چشم را خسته مي كند .
در هنگام مطالعه نبايد از صندلي بسيار راحت و يا كاناپه استفاده كرد ،‌ زيرا با نشستن بر روي آنها نمي توان مطالعة فعالي داشت . البته هنگام مطالعه بايد راحت بود ،‌ اما راحتي بيش از حد ، موجب خواب آلودگي مي شود .

17. زمان مطالعه : 

بهترين زمان براي مطالعه چه موقعي است ؟!
عده اي معتقدند كه شب و خصوصاً آخر شب زماني مناسب براي مطالعه و يادگيري است و بر عكس ، عده اي ديگر عقيده دارند كه مناسب ترين زمان براي يادگيري اوايل صبح است . اما براستي بهترين زمان براي مطالعه چه موقعي است ؟
واقعيت اين است كه هيچ زماني به طور دقيق و انحصاري براي مطالعه وجود ندارد يعني دقيقاً نمي توان مشخص كرد كه در چه هنگامي بايد مطالعه كرد و در چه موقعي از مطالعه پرهيز نمود . بلكه هر وقت احساس كرديد كه مي توانيد مطالعه كنيد درس خواندن را شروع كنيد !
و كلام آخر اينكه :
براي آنكه مطالعه اي موفق داشته باشيد سعي كنيد شرايط مطالعه را به طور دقيق رعايت و اجرا كنيد . اين شرايط را بعد از آموختن ، ‌از ذهن خود خارج كرده و عملاً در درس پياده كنيد .
بر گرفته از كتاب شرايط مطالعه از بيژن عليپور

7 نكته براي بهتر درس خواندن 

۱. مقاله ، فصلي از كتاب ، عبارت يا هر چيز ديگري را كه در حال خواندش هستيد يك بار به طور كامل بخوانيد تا لٌب كلام و تصويري كلي از مطلب دستگيرتان شود . يك بار خواندن مطلب سبب مي شود كه بدانيد اصلاً موضوع دربارة چيست . مانند نقاشان كه قبل از شروع نقاشي ، ابتدا خطوط اوليه را مي كشند .
۲. سپس مجدداً مطلب را يك بار ديگر بخوانيد و اين بار به جزئيات دقت كنيد و حالا براي ذهن هشيار شما كار ، ايستگاههاي فعاليتي ، شروع مي شود . بار دوم كه مطلب را مي خوانيد بايد با دقت موضوع و جزئياتش را در حافظه تان ثبت كنيد . با تجسمي هشيارانه و همراه با علاقه ، ادراك و توجه كامل ، آنها را در جاي امني از حافظه تان قرار دهيد . فرض بر اين است كه شما تشخيص دهيد كه چه چيزهايي براي به خاطر سپردن ضروريست و چه چيزهايي بي اهميت و بي ربط و بي محتوا است . چيزهاي ضروري را بند به بند در ذهن ثبت كنيد .
۳. در پايان هر بند ( قسمت ، عبارت و غيره ) سرخود را به عقب تكيه داده و مطمئن شويد كه چيزهايي ضروري را مي توانيد با كلمات خودتان را حافظه تان فراخوانيد ! ( فكر خوبي است اگر تصور كنيد كه در حال توضيح دادن تمام مطالب براي دوستتان هستيد . )
۴. مجدداً مطلب را چك كنيد تا مطمئن شويد كه چيز مهمي را از نظر دور نداشته ايد و اگر مطلبي حذف شده آن را تصحيح كنيد . مطلب حذف شده را بطور واضح در حافظه تان ثبت كنيد .
تذكر :
( يادتان باشد كه هدف اصلي شما ثبت مطالب اساسي و ضروري در حافظه تان است و اين كار بايد به نحوي انجام گيرد كه يا يك قسمت از مطالب ( يا هر كليد رمز ،‌عبارت ، ‌فكر ، اسم ، نظريه و غيره ) سبب مي شود كه همة مطالب اساسي به ذهنتان بيايد . )
۵. بعد از اينكه مجدداً مطلب را چك كرديد و مطمئن شديد كه همة نكات اساسي بخوبي در حافظه تان ثبت شده است ، اكنون با استفاده از كليدهاي رمز ،‌ كلمات ، عبارات يا خلاصه نويسي ها و غيره ، بين آنها همبستگي يا تداعي معاني ايجاد كنيد .
۶. فوري و بلافاصله بعد از قرار دادن مطالب به حافظه تان ، مطمئن شويد كه با كمك ليست كليدهاي رمز ( كلمات رمز ؤ عبارات خلاصه نويسي ها و .... ) مي توانيد تمام مطالب اساسي را بخش به بخش از حافظه تان فراخوانيد . در اين مرحله بايد مطالب كاملاً در حافظه تان جايگزين شده باشد و كليدهاي رمز فقط عنوان يك هل دهندة حافظة انجام وظيفه كنند .
۷. بعد از خواندن مطلب ، چك كردن فوري مطلب ضروري است . روز بعد باز چك كنيد تا مطمئن شويد كه كليدهاي رمز بخوبي انجام وظيفه مي كنند و سريع و صحيح تمام مطالب را به يادتان مي آورند دوره كردن مكرر مطالب باعث مي شود مطالب در حافظه زنده نگه داشته شوند .

بازيها و روش هاي علمي استفاده از آنها در شناخت و تقويت يادگيري و حافظه ( 1 ) 

براي اين كه توان يادگيري و يادآوري كودكان و نوجواناني را كه با آنها سر و كار داريم بهتر بشناسيم مي توانيم از بازي استفاده كنيم .
براي شناخت توان يادگيري ،‌ يادآوري و پرورش حافظه مي توانيم از دو نوع بازي بهره بگيريم :
الف ) بازي هاي كه جنبة ( بررسي ) و ( گردآوري ) اطلاعات دارند :
با اين بازي ها ، مربيان و والدين مي توانند اطلاعاتي اختصاصي دربارة كودك و نوجوان كسب نمايند .
اين گروه از بازي ها ،‌ حداقل دو نوع اطلاعات در اختيار ما قرار مي دهند :
۱. اطلاعاتي درباره گنجايش ( مقدار مطلبي كه مي تواند به ذهن بسپارد ) حافظة كودك و نوجواني كه با او سر و كار داريم .
۲. اطلاعاتي در مورد اين كه عوامل مثبت و منفي چگونه بر يادگيري و يادآوري كودك و نوجوان اثر مي گذارند .
ب ) بازي هايي كه جنبة تقويت و پرورش حافظه دارد :
بديهي است كه اكثر بازي هاي طرح شده چند بعدي هستند يعني هم منظور ما را در زمينة مطالعه و بررسي ( شناختن كودك و نوجوان ) و هم از جهت تقويت يا پرورش يك يا چند حس ،‌ برآورده مي كنند . با استفاده از جدول ( هدفهاي بازي ) به سهولت مي توانيد بازي معيني را كه مورد نظرتان باشد پيدا كنيد .
(۱) برگرفته از كتاب روانشناسي يادگيري كودك و نوجوان تأليف : دكتر مهرناز شهرآراي

افت تحصيلي و راههاي جبران آن

بازي شمارة 1 آيا شما هم مي توانيد آنرا انجام دهيد ؟ 

هدفهاي بازي :
۱. تقويت ( حافظه بينائي متوالي در كوتاه مدت ) .
۲. تقويت ( حافظه شنوايي متوالي در كوتاه مدت ) .
۳. مشاهده كارآيي تمرين ذهني ، كلامي و حركتي - عملي در يادگيري و به ياد آوردن محرك هاي بينايي متوالي .
۴. اندازه گيري گنجايش ( حافظه بينائي متوالي در كوتاه مدت ) .
۵. اندازه گيري گنجايش ( حافظه بينائي متوالي در بلند مدت ) .
۶. تقويت ( حافظه شنوائي متوالي در كوتاه مدت ) .
۷. آموزش راههاي مختلف ( به رمز در آوردن اطلاعات ) .
۸. مشاهده اثر زمان در به يادآوردن محركهاي بينائي متوالي .
۹. به كارگيري قوه تجسم .
۱۰. مشاهدة رابطه بين سن و كارآيي تمرين ذهني ، كلامي و عملي در يادگيري و بياد آوردن محركهاي بينائي متوالي .
? سن بازيكنان : سه سال و بيشتر .
? تعداد بازيكنان : دو نفر و بيشتر .
? محل بازي : محيط سربسته يا باز .
شرح بازي :
بازيكن اصلي ، يكي از اعضاي فوقاني بدن خود را حركت مي دهد . براي مثال در حالي كه بدن خود را بي حركت نگه داشته ، دست راست خود را بلند مي كند . بازيكنان ناظر بايد بلافاصله بعد از مشاهده اين حركت ، آن را تكرار نمايند . آنگاه بازيكن اصلي حركت ديگري به حركت اول مي افزايد . مثلاً دست چپ خود را بر كمر قرار مي دهد . مجدداً بازيكنان ناظر بايد عين حركات او را تكرار كنند . ( تقويت ( حافظه بينائي متوالي در كوتاه مدت ) ) .
سپس مربي يا شخصي كه بر بازي نظارت دارد مي گويد : ( به حركات مي افزائيم تا جائي كه به ياد آوردن منظم حركات برايتان مشكل شود ) . ( اندازه گيري گنجايش حافظه بينائي متوالي در كوتاه مدت ) .
يكي از بازيكنان حاضر يا مربي مي تواند براي بازيكن كه حضور نداشته يا اينكه حضور داشته و چشم هايش بسته بوده و حركات را نديده ، توضيح دهد كه حركات به چه صورت انجام شده و از او بخواهد كه بر اساس توضيحات شفاهي آن ما را انجام دهد . ( تقويت حافظه شنوائي در كوتاه مدت و به كارگيري قوه تجسم ) .
سپس مربي يا نظارت كننده بر بازي پرسش زير را مطرح مي كند :
چطور مي توانيد سه حركت را به ترتيب به ياد آوريد و انجام دهيد ؟
بازيكنان ممكن است چنين پاسخ هايي بدهند :
الف ) حركات را با واژه ها براي خود تكرار مي كنيم ،‌ مثلاً در مورد حركت اول به خود مي گوئيم ( دست راست در هوا ) ( تمرين كلامي ) .
ب ) مجسم مي كنيم كه يا خود و يا ديگري مشغول انجام آن حركات است ( تمرين ذهني )
ج ) خودمان هر حركت را چند بار انجام مي دهيم ( تمرين حركتي يا عملي )
آنگاه مربي مي تواند دربارة راه هاي مختلفي كه انسان اطلاعات را از محيط خود مي گيرد و به ياد مي آورد صحبت كند .
مربي هم چنين مي تواند مقايسه اي بين سه گروه انجام دهد ( مشاهده كارآئي تمرين ذهني ،‌كلامي و حركتي - عملي - در يادگيري و بياد آوردن محركهاي بينائي متوالي )
در صورتيكه بازيكنان از نظر سني متفاوت باشند ، مربي مي تواند رابطه بين سن و كارآئي هر يك از تمرين ها را تجريه كند .
تغييرات :
۱. پس از اينكه بازيكنان سه حركت و يا بيشتر را تقليد كردند ، مربي مي تواند از آنها بخواهد كه همان حركات را با چشم بسته انجام دهند ( استفاده از تجسم ) .
۲. مي توان به مجموعة حركات افزوده تا براي سنين بالاتر مناسب تر شود .
۳. بازيكنان مي توانند به جاي اندام هاي فوقاني ، همه بدن را حركت دهند .
۴. بازيكنان مي توانند در عين حال از حالات ثابت ( ثابت نگهداشتن بدن ) و حركات غير ثابت ( تكان دادن دست راست ) استفاده كنند .
۵. براي اينكه به بازيكنان فرصتي داده شود تا حركات را به طور كلامي ، ذهني و حركتي تمرين كنند ،‌ مربي مي تواند ۱۰ ،‌ ۲۰ ، ۳۰ ثانيه يا بيشتر بين زمان مشاهده حركات و اجراي آنها فاصله بگذارد ( مشاهده اثر زمان در به ياد آوردن ، اندازه گيري گنجايش ( حافظه بينائي متوالي در بلند مدت ) ،‌ تقويت ( حافظه بينائي متوالي در بلند مدت ) .

افت تحصيلي و راههاي جبران آن

بازي شماره 2 او كجا رفت ؟ 

هدفهاي بازي :
۱. تقويت ( حافظه بينائي متوالي در كوتاه مدت )
۲. تقويت ( حافظه بينائي متوالي در بلند مدت )
۳. تقويت ( حافظه شنوائي متوالي در كوتاه مدت )
۴. اندازه گيري گنجايش ( حافظه بينائي متوالي در كوتاه مدت )
۵. اندازه گيري گنجايش ( حافظه بينائي متوالي در بلند مدت )
۶. تقويت توانايي نقش بازي كردن
۷. استفاده از تمرين ذهني به صورت تجسم
۸. مشاهده اثر زمان در به ياد آوردن محركهاي بينائي متوالي
? سن بازيكنان : پنج سال و بيشتر
? تعداد بازيكنان : دو نفر و بيشتر

وسائل مورد نياز :
شكلهايي به صورت مربع ، مستطيل ، دايره ..... و علامتهايي مانند ضربدر ، يا به اضافه ، با فواصل مساوي روي يك خط راست يا نيم دايره قرار گيرد . ( انتخاب شكل ها با بازيكنان و يا مربي خواهد بود . )
براي آماده كردن اين شكلها و علامتها مي توان به طريق زير عمل كرد :
الف ) با ذغال ، گچ و يا خاك رس اين شكل ها و علامتها را روي زمين كشيد .
ب ) با نوار چسب شكل ها و علامت ها را روي زمين نصب كرد .
محل بازي : محيط رو باز
شرح بازي :
مربي از يكي از بازيكنان مي خواهد كه به يك يا دو شكل و يا علامت مثلاً به دايره و ضربدر و بعد از يك توقف كوتاه بين آن دو به نقطه شروع حركت برگردد . بازيكنان ناظر بايد عين آن حركات را به ذهن بسپارند و عيناً عمل كنند ( تقويت حافظة بينائي كوتاه مدت ) .
آنگاه مربي يا نظارت كننده بر بازي مي گويد : ( به حركات اضافه مي كنيم تاجايي كه به يادآوردن آنها دشوار شود . ) ( اندازه گيري گنجايش حافظه بينائي متوالي در كوتاه مدت ) .
تغييرات :
۱. با در نظر گرفتن شكل ها و علامتها و هم چنين حركات بيشتر ، مي توان بازي را مشكل تر نمود تا براي گروههاي سني بالا مناسب تر شود .
۲. بازيكنان مي توانند هم در نقش نشان دهنده حركات و هم در نقش ناظر ( تقليد كننده آن حركات ) بازي كنند ( تقويت نقش بازي كردن ) .
۳. يكي از بازيكنان يا مربي مي توانند براي بازيكني كه چشمش بسته است و حركات را نديده است توضيح دهد كه اجرا كننده از چه شكل ها و يا علامتهايي گذشته است و از او بخواهد كه با استفاده از توضيح شفاهي ( محرك سمعي ) حركات را مجسم و اجراء نمايد ( تقويت حافظه شنوايي متوالي در كوتاه مدت ، استفاده از تمرين ذهني به صورت تجسم . )
۴. بازيكني كه به شكل ها و علامت هاي مختلف مي رود ، ‌مي تواند با لي لي كردن ، پريدن ، دويدن ،‌ جهيدن ،‌ آهسته راه رفتن ، .... و طريق ديگري كه خود بر مي گزيند ،‌ بازي را انجام دهد . در اين صورت بازيكنان ناظر بايد نه تنها شكل ها و علامتها را بلكه نحوه رفتن به آنها و برگشتن از آنها را نيز به ذهن سپرده ، عيناً آن حركات را تكرار نمايند ( اين تغيير بخصوص براي گروه هاي سني بالا مناسبتر است . )
۵. مي توان بجاي شكل ها و علامتها ذكر شده از اشياي سه بعدي مانند لاستيك ، جعبه ، حلقه ، صندلي ، چهار پايه ، گلدان ، سطل ، ..... استفاده نمود .
۶. مربي مي تواند بين مشاهده حركات و اجراي آن مدت زماني مثلاً ۱۰ ، ۲۰ ، ۳۰ ، ۶۰ ، ثانيه يا بيشتر فاصله بگذارد و آنگاه از بازيكنان بخواهد كه حركاتي را كه مدتي قبل ديده اند به همان صورت تكرار كنند . ( مشاهده اثر زمان در به ياد آوردن محركهاي بينائي متوالي ، اندازه گيري گنجايش حافظه بينائي متوالي در بلند مدت ، تقويت حافظه بينائي متوالي در بلند مدت . )

افت تحصيلي و راههاي جبران آن

بازي شماره 3 كجا و چه ؟ 

هدفهاي بازي :
۱. تقويت ( حافظه بينائي متوالي در كوتاه مدت )
۲. تقويت ( حافظه شنوائي متوالي در كوتاه مدت )
۳. استفاده از وسائل كمكي چشمي در نگهداري اطلاعات
۴. اندازه گيري گنجايش ( حافظه بينائي متوالي در كوتاه مدت )
۵. مشاهده رابطه بين ترتيب حركات و به يادآوردن آنها
۶. مشاهده اثر زمان در به يادآوردن محركهاي بينائي متوالي
۷. مشاهده اثر زمان در به ياد آوردن محركهاي شنوايي متوالي
? سن بازيكنان : سه سال و بيشتر
? تعداد بازيكنان : سه نفر و بيشتر
وسائل مورد نياز :
مانند بازي شماره ۲ ( او كجا رفت ) شكلهاي دو بعدي به صورت مربع ،‌مستطيل ، دايره ، مثلث ..... و علامت هايي مانند ضربدر يا به اضافه با فواصل مساوي روي يك خط راست دايره يا نيم دايره قرار گيرد .
محل بازي : محيط رو باز
شرح بازي :
يكي از بازيكنان حركتي را در دو جاي مختلف انجام مي دهد ،‌ مثلاً از روي زمين با دو پا داخل مثلث مي شود و سپس به همان ترتيب وارد مربع مي شود . بازيكنان ديگر بايد پريدن با دو پا را در داخل شكل هاي مثلث و مربع به همان ترتيب انجام دهند ( تقويت حافظه بينائي متوالي در كوتاه مدت )



تغييرات :
۱. يكي از بازيكنان مي تواند با استفاده از تخته سياه يا كاغذ ، نوع حركت و محل اجراي آنها را يادداشت كند تا به ذهن سپردن آنها ساده تر شود . ( استفاده از وسائل كمكي چشمي در نگهداري اطلاعات )
۲. با در نظر گرفتن شكلها و علامتهاي بيشتر ، مي توان بازي را مشكل تر كرد تا براي گروههاي سني بالاتر مناسب تر شود .
۳. با اضافه كردن حركات بيشتر نيز مي توان بازي را مشكل تر نمود . در اين صورت مربي مي تواند به بازيكنان بگويد : ( به حركات مي افزائيم تا جائي كه به ياد آوردن منظم و صحيح آنها برايتان مشكل شود ( اندازه گيري گنجايش ( حافظه بينائي متوالي ) مشاهده رابطه بين ترتيب حركات و به يادآوردن آنها ) .
۴. يكي از بازيكنان حاضر مي تواند براي بازيكني كه شاهد اجراي بازي نبوده توضيح دهد كه بازيكن قبلي در چه مكاني چه حركتي را انجام داده و سپس از او بخواهد كه آن حركت ها را اجرا كند ( تقويت حافظه شنوائي متوالي در كوتاه مدت ) .
۵. مي توان بين اجراي حركت ها و تكرار آنها بوسيله بازيكنان ناظر يا بازيكني كه چشم هايش بسته بوده يك فاصلة زماني ( مربي مي تواند فاصله زماني را خود تعيين كند ) قائل شد ( مشاهده اثر زمان در به يادآوردن محركهاي بينائي متوالي ، مشاهده اثر زمان در به ياد آوردن محركهاي شنوايي متوالي ) .

افت تحصيلي و راههاي جبران آن

بازي شماره 4 به ياد آوردن حركت ها 

هدف هاي بازي :
۱. تقويت حافظه ( بينائي در كوتاه مدت )
۲. تقويت ( حافظه حركتي )
۳. تقويت ( حافظه شنوائي متوالي در كوتاه مدت )
۴. تقويت ( حافظه بينائي متوالي در كوتاه مدت )
۵. اندازه گيري گنجايش ( حافظه بينائي متوالي در كوتاه مدت )
۶. اندازه گيري گنجايش ( حافظه بينائي متوالي در بلند مدت )
۷. مشاهده اثر زمان در به يادآوردن محركهاي بينائي متوالي
۸. مشاهده رابطه بين ترتيب حركت ها و كيفيت به ياد آوردن آنها
? سن بازيكنان : سه سال و بيشتر
? تعداد بازيكنان : سه نفر و بيشتر
وسائل مورد نياز :
وسائلي مانند لاستيك ،‌ جعبه گلدان ، سطل ، ..... با فواصل مساوي بر روي نيم دايره قرار داده شود .
محل بازي : محيط رو باز
شرح بازي :
يكي از بازيكنان با دو حالت مختلف مانند لي لي كردن و پريدن دو حركت مختلف مانند دور زدن يك لاستيك و وارد جعبه شدن را انجام مي دهد . بازيكنان ناظر بايد آن حركت را عيناً انجام دهند . ( تقويت حافظه بينائي متوالي در كوتاه مدت ) .
تغييرات :
۱. براي مشكل تر كردن بازي مي توان بجاي دو حركت از سه ،‌ چهار و يا حركت هاي بيشتري استفاده نمود . در اين صورت مربي مي تواند رابطه بين ترتيب حركت ها و كيفيت به ياد آوردن آنها را مورد بررسي قرار دهد . ( اندازه گيري گنجايش حافظه بصري متوالي در كوتاه مدت )
۲. مي توان از اولين بازيكني كه حركت ها را انجام داده ، خواست كه آنها را عيناً به صورت اول تكرار نمايد . ( تقويت حافظه حركتي ) .
۳. مي توان از بازيكنان خواست كه ضمن انجام هر يك از حركتها از توپ نيز استفاده كنند .
۴. مي توان فاصله زماني بين اولين اجراي حركت و تكرار آنرا به وسيله خود بازيكن و يا بازيكنان ناظر زياد كرد . مشاهده اثر زمان در به ياد آوردن محركهاي بينائي متوالي ، ‌تقويت حافظه بينائي متوالي در بلند مدت ، اندازه گيري گنجايش حافظه بينائي متوالي در بلند مدت .
۵. مربي يا يكي از بازيكنان ناظر مي تواند نحوة انجام بازي را براي بازيكن ديگري كه آن را نديده توضيح دهد و از او بخواهد كه با استفاده از توضيح شفاهي ( محرك سمعي ) آن حركت ها را مجسم و اجرا كند . ( تقويت حافظه شنوايي در كوتاه مدت و استفاده از تمرين ذهني به صورت تجسم )

افت تحصيلي و راههاي جبران آن

بازي شماره 5 به ياد آوردن موانع 

هدفهاي بازي :
۱. تقويت ( حافظه بينايي متوالي در كوتاه مدت )
۲. اندازه گيري گنجايش ( حافظه بينايي متوالي در كوتاه مدت )
۳. تقويت ( حافظه شنوايي متوالي در كوتاه مدت )
۴. اندازه گيري گنجايش ( حافظه بينائي متوالي در كوتاه مدت )
۵. اندازه گيري گنجايش ( حافظه بينائي متوالي در بلند مدت )
۶. مشاهدة اثر زمان در به ياد آوردن محركهاي بينائي متوالي
? سن بازيكنان : پنج سال و بيشتر
? تعداد بازيكنان : دو نفر و بيشتر
وسايل مورد نياز :
لاستيك ، طناب ، توپ ، ‌جعبه ، ميز ، صندلي ، چهار پايه ، گلدان ، حلقه ، سطل ،‌ .... و وسائل ديگري كه بتوان از آنها به عنوان مانع ( سه بعدي ) استفاده نمود . اين وسائل روي يك خط مستقيم يا يك نيم دايره قرار داده شود .
محل بازي : محيط روباز
شرح بازي :
اولين بازيكن به دلخواه يا با نظر مربي ، دو يا سه مانع را انتخاب و از آنها عبور مي كند . بازيكنان ديگر بايد موانع انتخاب شده بوسيله بازيكن قبلي را به ياد آورند و عين حركت هاي او را براي گذشتن از موانع انجام دهند (‌تقويت حافظه بينايي متوالي در كوتاه مدت ) .
مي توان به تعداد حركت ها افزود تا جايي كه به ياد آوردن آنها مشكل شود ( اندازه گيري گنجايش حافظه بينائي متوالي كوتاه مدت )
گذشتن از موانع ممكن است به صورت پريدن از روي مانع ( پريدن از روي جعبه ، گلدان ، چهارپايه ، توپ ، ..... ) ، عبور يا گذاشتن از زير مانع ( مانند رد شدن از زير صندلي ، ميز ،‌ .... ) و يا از داخل مانع ( رد شدن از داخل حلقه و يا لاستيك .... ) و مانند اين ها باشد .
تغييرات :
۱. يكي از بازيكنان ناظر يا مربي مي تواند بازي را براي كسي كه شاهد آن نبوده به طور شفاهي ( محرك سمعي ) توضيح دهد و از او بخواهد كه آن را تكرار نمايد ( تقويت حافظه شنوايي ، سمعي ، متوالي كوتاه مدت ) .
۲. مي توان بين زمان مشاهده حركت ها و تكرار آن ها ، فاصله اي ( ۱۰ ، ۲۰ ، ۳۰ ، ۶۰ ثانيه يا بيشتر ) قائل شد ( مشاهده اثر زمان در به ياد آوردن محركهاي بينايي ، اندازه گيري گنجايش ( حافظه بينايي متوالي بلند مدت ) . )
۳. بازي را مي توان با قرار دادن موانع بيشتر مشكل تر كرد تا براي گروههاي سني بالاتر مناسب تر شود .
۴. در عبور از موانع مي توان از يك توپ نيز استفاده كرد .

افت تحصيلي و راههاي جبران آن

بازي شماره 6 راههاي مختلف پريدن 

هدفهاي بازي :
۱. تقويت ( حافظه بينايي متوالي در كوتاه مدت )
۲. تقويت ( حافظه شنوايي متوالي در كوتاه مدت )
۳. تقويت ( حافظه بينايي متوالي در بلند مدت )
۴. مشاهده اثر زمان در به ياد آوردن محركهاي بينايي متوالي
۵. اندازه گيري گنجايش ( حافظه بينايي متوالي بلند مدت )
۶. اندازه گيري گنجايش ( حافظه بينايي متوالي كوتاه مدت )
? سن بازيكنان : دو سال و بيشتر
? تعداد بازيكنان : چهار نفر وبيشتر
وسائل مورد نياز :
طنابي به طول دو و نيم تا سه متر و يك يا چند حلقه
محل يازي : محيط رو باز يا سربسته
شرح بازي :
دو بازيكن دو سر طناب را در دست گرفته و آنرا تاب مي دهند و يا با زاويه اي از زمين بي حركت نگه مي دارند . يكي از بازيكنان دو ، سه و يا حركت هاي بيشتري با طناب انجام مي دهد .
بازيكنان ديگر بايد همان حركت ها را به همان ترتيب به طور صحيح انجام دهند ( تقويت حافظه بينايي متوالي در كوتاه مدت ) مي توان به شمار حركت ها افزود تا جايي كه به ياد آوردن آنها به طور صحيح مشكل شود ( اندازه گيري گنجايش حافظه بينايي متوالي در كوتاه مدت ) .
تغييرات :
۱. ممكن است طناب به صورت پيچ در پيچ بر روي زمين قرار داده شود و همانطور كه در شكل نشان داده شده ، يك مجموعه حركت در طول و در ميان پيچ و خم هاي مختلف آن انجام شود .
۲. به جاي طناب مي توان از يك يا چند حلقه استفاده كرد . در اين صورت ، چند نفر از بازيكنان حلقه يا حلقه ها را عمود بر زمين نگه مي دارند و بقيه بازيكنان يا از ميان آنها مي پرند و يا حركت هاي ديگري با آن ها انجام مي دهند .
۳. از طناب ، حلقه و يا وسايل ديگر مي توان همزمان استفاده نمود . در اين صورت بازيكنان بايد به ياد آورند كه چه حركت هايي در پايين ،‌ بالا ، ميان و يا بين اين وسائل انجام شده و آنها را به طور صحيح و منظم انجام دهند .
۴. يكي از بازيكنان حاضر مي تواند براي بازيكني كه حضور نداشته بازي را توضيح دهد و از او بخواهد كه آن را اجراء كند ( تقويت حافظه شنوايي متوالي در كوتاه مدت ) .
۵. با استفاده از حركت هاي بيشتر مي توان بازي را مشكل تر كرد .
۶. مي توان بين زمان اجراي حركت ها و تكرار آنها فاصله اي ( ۱۰ ، ۲۰ ، ۳۰ ، ۶۰ ثانيه و بيشتر ) گذاشت . ( مشاهده اثر زمان در به ياد آوردن محركهاي بينايي متوالي ، اندازه گيري گنجايش حافظه بينايي متوالي در بلند مدت ، تقويت حافظه بينايي متوالي در بلند مدت . )

افت تحصيلي و راههاي جبران آن

افت تحصيلي و راههاي جبران آن

بازي شماره 7 كروي ها 

هدفهاي بازي :
۱. تقويت توانايي هاي جسماني ( استفاده از توپ )
۲. تقويت ( حافظه شنوايي متوالي در كوتاه مدت )
۳. تقويت ( حافظه بينايي متوالي در كوتاه مدت )
۴. تقويت ( حافظه بينايي متوالي در بلند مدت )
۵. تقويت ( حافظه شنوايي متوالي در بلند مدت )
۶. مشاهده رابطه بين ترتيب و كيفيت به ياد آوردن آنها
۷. تقويت حس همكاري
۸. مشاهده كارآيي تمرين ذهني ،‌كلامي و حركتي در به يادآوردن محركهاي بينايي متوالي
? سن بازيكنان : چهار سال و بيشتر
? تعداد بازيكنان : دو نفر و بيشتر
وسائل مورد نياز :
تعدادي توپ در اندازه ها و وزن هاي مختلف ( توپ فوتبال ، بسكتبال ، .... )
محل بازي : محيط روباز
شرح بازي :
ابتدا يكي از بازيكنان به دلخواه يا با نظر مربي چند كار را به ترتيب و پشت سرهم ( متوالي ) با توپ انجام مي دهد ،‌ براي مثال ، توپ را چند بار به زمين مي زند ، بعد به هوا پرتاب مي كند و پس از آن روي زمين مي غلتاند . بازيكنان ناظر بايد همان حركت ها را به همان ترتيب انجام دهند / تقويت حافظه بينايي متوالي در بلند مدت )
مي توان به تعداد حركتها افزود تا جايي كه تكرار آنها مشكل يا غير ممكن شود ( اندازه گيري گنجايش حافظه بينايي متوالي كوتاه مدت ) ،‌مشاهده اينكه كداميك از حركت هاي نخستين ،‌ مياني يا پاياني بهتر به يادمانده است .
تغييرات :
۱. بازيكنان ديگر مي توانند با استفاده از توپهاي خود تك تك و يا با هم حركتها را انجام دهند .
۲. مي توان اين بازي را در گروههاي دو نفري نيز انجام داد ، بدين ترتيب كه يكي از دو بازيكن گروه در حاليكه بازيكن ديگر به انجام عمليات مي پردازد ،‌ نقش نظارت كننده را ايفا كند و درستي ترتيب حركت هاي بازيكن ديگر را يه طور دقيق مورد توجه قرار دهد ( تقويت حس همكاري )
۳. مي توان حركت هاي مشكل تر و پيچيده تري با توپ انجام داد و بدين ترتيب بازي را براي گروههاي سني بالاتر مناسب كرد .
۴. بازيكني كه حركت ها را نشان مي دهد ، مي توان ابتدا از طرف راست و سپس از طرف چپ بدن خود استفاده نمايد . هم چنين ممكن است در يك حركت از دست چپ و پاي راست استفاده كند و حركت بعدي را با دست راست و پاي چپ انجام دهد .
۵. در اين بازي مي توان از طناب ،‌ جعبه ، حلقه و .... وسائل ديگر نيز استفاده كرد .
۶. مي توان بين اجراي اول و تكرار حركت ها فاصله زماني بيشتري قائل شد ( تقويت حافظه بينايي متوالي در بلند مدت و اندازه گيري گنجايش حافظه بينايي متوالي در بلند مدت ) .
۷. مي توان شرح بازي را يادداشت نمود و سپس آنرا براي بازيكنان كه حركات را نديده اند خواند تا آن ها را بر اساس توضيحات شفاهي ( محرك شنوايي ) تكرار نمايند . در اين صورت مي توان بين توضيحات شفاهي و زماني كه حركات بايد بوسيله بازيكن شنونده انجام مي شود فاصله زماني قائل شد ( تقويت حافظه شنوايي متوالي در كوتاه مدت ، تقويت حافظه شنوايي متوالي در بلند مدت ) .
۸. براي مشكل تر كردن بازي مي توان از حركت هاي بيشتري استفاده كرد .
۹. مربي مي تواند بازيكنان را به سه گروه تقسيم كند و از هر گروه بخواهد كه در فاصله بين مشاهده و تكرار به تمرين ذهني ، كلامي و حركتي بپردازد و سپس عملكرد سه گروه را با هم مقايسه كند ( مشاهده كارآيي تمرين ذهني ،‌كلامي و حركتي در به يادآوردن محركهاي بينايي متوالي ) .

افت تحصيلي و راههاي جبران آن

بازي شماره 8 شناخت حيوانات 

هدفهاي بازي :
۱. تقويت ( حافظه بينايي متوالي در بلند مدت )
۲. تقويت توانايي تشخيص حركات و صداي حيوانات
۳. تقويت قوه تجسم و تخيل
۴. استفاده از چند حس
۵. تقويت ( حافظه بينايي متوالي در كوتاه مدت )
۶. اندازه گيري گنجايش حافظه بينايي در كوتاه مدت
۷. اندازه گيري گنجايش حافظه بينايي در بلند مدت
۸. اندازه گيري گنجايش حافظه شنوايي متوالي در كوتاه مدت
۹. اندازه گيري گنجايش حافظه شنوايي متوالي در بلند مدت
۱۰. استفاده از وسائل كمكي چشمي
۱۱. مشاهده رابطه بين ترتيب حركات و كيفيت به ياد آوردن آنها
? سن بازيكنان : سه سال و بيشتر
? تعداد بازيكنان : سه نفر و بيشتر
وسائل مورد نياز :
طناب ، ‌چند قطعه چوب ، ‌تخته سياه ، زيرانداز يا تخت .
محل بازي : محيط روباز يا سربسته
شرح بازي :
ابتدا يكي از بازيكنان با نظر مربي و يا به انتخاب خود راه رفتن حيواني را تقليد مي كند ،‌ مثلاً با استفاده از دستها به جاي خرطوم ، راه رفتن فيل را يا با جهيدن ، راه رفتن خرگوش را به بازيكنان ديگر نشان مي دهد . بازيكنان ناظر بايد حيوان مورد نظر را از روي اين حركت ها تشخيص و آن ها را تكرار كنند . سپس بازيكن ديگري حركت حيوان ديگري را تقليد مي كند ، بازيكنان ناظر بايد هر دو را به ذهن بسپارند و آنها را عيناً تكرار نمايند . ( تقويت حافظه بينايي متوالي در كوتاه مدت ، مشاهدة رابطة بين ترقيب حركات و كيفيت به يادآوردن آنها )
با ادامه بازي ، حركت هاي بيشتري توسط بازيكنان نشان داده مي شود و بقيه بازيكنان بايد آن ها را به ترتيب به ذهن سپرده عيناً تكرار كنند (‌اندازه گيري گنجايش حافظه بينايي متوالي در كوتاه مدت ) .
تغييرات :
۱. تقليد از راه رفتن يا ساير حركات حيوانات گوناگون مانند سگ ،‌ اسب ،‌ مرغ ،‌ خروس ، .... ممكن است با تقليد صداي آن ها نيز همراه باشد ( استفاده از چند حس )
۲. از طناب و چوب مي توان به جاي دم ،‌ دست ،‌ پا ، خرطوم .... حيوانات استفاده كرد .
۳. مربي و يا بازيكنان مي توانند از تختة سياه يا كاغذ براي نوشتن نام حيوانات و يا كشيدن شكل آنها استفاده نمايند . ( استفاده از وسائل كمكي چشمي )
۴. مربي مي تواند پيش يا پس از بازي در مورد حيوانات ( خصوصيات ظاهري آنها ، نحوه غذا خوردن آنها و محل و نحوه زندگي آنها .... ) صحبت كند .
۵. براي بازيكناني كه قادر به خواندن هستند ،‌ مي توان از كارتهايي كه اسامي حيوانات روي آنها نوشته شده استفاده نمود ، بدين ترتيب كه مربي نام حيوان مورد نظر را روي كارت مي نويسد و بازيكنان با اطلاع از نام حيوان ، ‌راه رفتن آن را تقليد نمايند . دادن كارتهايي كه فقط تصوير دارد و براي بازيكناني كه قادر به خواندن نيستند مفيد است .
۶. بازيكنان ناظر مي توانند براي بازيكني كه حضور نداشته حركات را توضيح دهند ( محرك شنوايي ) و از او بخواهند كه يا بلافاصله و يا مدتي پس از شنيدن ، آن را نشان دهد ( تقويت حافظه شنوايي متوالي در كوتاه مدت ، تقويت حافظه شنوايي متوالي در بلند مدت ، اندازه گيري گنجايش حافظه شنوايي متوالي در كوتاه مدت و بلند مدت ، مشاهده رابطه بين ترتيب حركات و به يادآوردن آنها ) .
۷. بازيكنان مي توانند ابتدا به صداي حيوانات گوش داده و سپس حركات آنها را با صدا و يا بدون صدا تقليد نمايند .
۸. بازيكني كه حركات را براي ديگران نشان مي دهد مي تواند با اعلام قبلي از حركات يك حيوان و از صداي حيوان ديگري تقليد كند . بازيكنان ناظر مي توانند حركات حيوان را با تقليد صداي واقعي آن انجام دهند ،‌ يعني نشان دهند كه صداي تقليد شده ، از آن حيوان نبوده است .

افت تحصيلي و راههاي جبران آن

بازي شماره 9 پرتاب به سوي هدف 

هدفهاي بازي :
۱. تقويت ( حافظه بينايي متوالي در كوتاه مدت )
۲. تقويت مهارت پرتاب كردن
۳. اندازه گيري گنجايش حافظه بينايي متوالي كوتاه مدت
۴. اندازه گيري گنجايش حافظه بينايي متوالي در بلند مدت
۵. تقويت حافظه بينايي متوالي در بلند مدت
۶. مشاهده اثر زمان در به ياد آوردن محركهاي بينايي
۷. مشاهده رابطه بين ترتيب حركات و كيفيت به ياد آوردن آنها
? سن بازيكنان : سه سال و بيشتر
? تعداد بازيكنان : دو نفر و بيشتر
وسائل مورد نياز :
سطل ، جعبه ، لاستيك ، طناب ، حلقه ، چند توپ با اندازه هاي مختلف ،‌ كيسه هاي كوچك شني . مي توان اين وسائل را به گونه اي كه در شكل نشان داده شده ، روي زمين قرار داد و يا روي ديوار نصب نمود .
محل بازي : محيط رو باز يا سربسته
شرح بازي :
بازيكن اول توپ يا كيسه شني را به هر طريق كه مايل است به سوي دو يا چند هدف مثلاً به طرف جعبه و سپس به سوي حلقه ،‌ پرتاب مي كند . بازيكنان ناظر بايد همان وسيله ( توپ يا كيسه شني ) را به همان ترتيب به سوي همان هدف ها پرتاب كنند ( تقويت حافظه بينايي متوالي در كوتاه مدت ) .
مي توان به حركات افزود تا جايي كه به ياد آوردن متوالي آنها به طور صحيح مشكل يا غير ممكن شود يا توالي آنها به هم بخورد ( اندازه گيري گنجايش بينايي متوالي در كوتاه مدت ) .
تغييرات :
۱. مي توان از هدفهاي متعدد و با شكل هاي گوناگون استفاده نمود .
۲. براي پرتاب كردن نيز مي توان از اشياء گوناگون ،‌ مثلاً توپهايي با اندازه هاي مختلف ، حلقه ، مكعب هاي چوبي ، پلاستيكي و .... استفاده كرد .
۳. بازيكنان مي توانند با پرتاب اشياء به طرق مختلف مانند پرتاب كردن از زيردست ، پرتاب با شتاب زياد يا كم ،‌ انداختن از بالاي سر ، ‌انداختن از زير پا ..... بازي را جالبتر نمايند . در اين صورت بازيكنان ناظر بايد نه تنها وسيله پرتاب كننده و هدف بلكه نحوه پرتاب كردن را نيز به يادآورده و تكرار كنند .
۴. بازيكنان ناظر مي توانند فقط نوع وسايل يا ترتيب آنها را يا هدف يا نحوة پرتاب را و يا همة اين موارد را به ياد آورده عملاّ اجرا نمايند ( اينكار به خصوص براي نوجوانان و جوانان مفيد و جالب است . )
۵. مي توان بين زمان اجراي حركات و تكرار آنها فاصله هاي زماني مختلفي ( ۱۰ ، ۲۰ ، ۳۰ ، ۶۰ ثانيه يا بيشتر ) قائل شد ( تقويت حافظه بينايي متوالي بلند مدت ، اندازه گيري گنجايش حافظه بينايي متوالي در بلند مدت ،‌ مشاهده اثر زمان در به ياد آوردن مشاهده رابطه بين ترتيب حركات و كيفيت به يادآوردن آنها ) .

افت تحصيلي و راههاي جبران آن

بازي شماره 10 اطراف درختها 

هدفهاي بازي :
۱. تقويت حافظه بينايي متوالي كوتاه مدت
۲. استفاده از تمرين حركتي
۳. اندازه گيري گنجايش ( حافظه بينايي متوالي در كوتاه مدت )
۴. استفاده از وسايل كمكي چشمي
۵. مشاهده رابطه بين ترتيب حركات و كيفيت به يادآوردن آنها
۶. استفاده از چند حس
۷. تقويت ( حافظه بينايي متوالي بلند مدت )
? سن بازيكنان : اين بازي براي سنين مختلف مناسب و مفيد است
? تعداد بازيكنان : پنج نفر و بيشتر

وسائل مورد نياز :
تخته سياه ، چند درخت
محل بازي : محيط روباز و يا سربسته
شرح بازي :
در صورتي كه درخت در دسترس نباشد سه تا هشت بازيكن ، ‌در حاليكه دست هاي خود را به شكل شاخه هاي درختي باز كرده اند در نقاط مختلف موضع مي گيرند . يكي از بازيكنان به دلخواه يا با برنامه اي كه قبلاً مربي تعيين كرده ، شروع به حركت مي كند به طوري كه هر درخت را دور بزند . بازيكنان ديگر بايد حركات او را به طور متوالي ( پشت سر هم ) دقيقاً مطابق آنچه انجام شده به ياد آورند و با همان ترتيب انجام دهند ( تقويت حافظه بينايي متوالي در كوتاه مدت ) .
مي توان به تعداد درختان افزود تا جايي كه به ياد آوردن حركات مشكل شود ( اندازه گيري گنجايش حافظه بينايي متوالي در كوتاه مدت ، ‌مشاهده رابطه بين ترتيب حركات و كيفيت به ياد آوردن آنها ) .
تغييرات :
۱. يكي از بازيكنان مي تواند روي تخته سياه مسير پيموده شده به وسيله اولين بازيكن را با كشيدن خطوطي ترسيم نمايد ( استفاده از وسايل كمكي چشمي )
۲. هر بازيكن ممكن است بيش از يك بار دور يك درخت بچرخد .
۳. بازيكن اول ممكن است بازيكن ديگري را چشم بسته به دور درخت هدايت كند . آنگاه بازيكني كه چشمش بسته بوده بايد يا آن مسير را روي تخته سياه ترسيم و يا با چشم باز آن مسير را طي كند ( استفاده از تمرين حركتي . )
۴. مي توان كيفيت به ياد آوردن بازيكني را كه با چشم بسته درختها را دور زده با كيفيت به ياد آوردن بازيكني كه با چشم باز اينكار را انجام داده مقايسه نمود ( استفاده از چند حس در به ياد آوردن ) .
۵. در گردش به دور درختان بازيكنان مي توانند از حركات مختلف مانند راه رفتن ،‌ دويدن ، بريدن ، استفاده نمايند .
۶. مي توان بين مشاهده حركات و تكرار آنها فاصله هاي زمانه مختلفي ( ۱۰ ،‌ ۲۰ ، ۳۰ ، ۶۰ ثانيه يا بيشتر ) قائل شد ( تقويت حافظه بينايي متوالي در بلند مدت ، مشاهده رابطه بين ترتيب حركات و كيفيت به ياد آوردن آنها . )

افت تحصيلي و راههاي جبران آن

بازي شماره 11 كدام يك آسانتر به ياد آورده مي شود ؟‌ 

هدفهاي بازي :
۱. تقويت ( حافظه بينايي متوالي در كوتاه مدت )
۲. تقويت ( حافظه بينايي متوالي در بلند مدت )
۳. تقويت ( حافظه شنوايي متوالي در كوتاه مدت )
۴. مشاهده رابطه بين ترتيب حركات و كيفيت به يادآوردن آنها
۵. مشاهده اثر زمان در كيفيت به يادآوردن محركهاي بينايي
۶. تقويت توجه
۷. تقويت توانايي ارزشيابي كردن
? سن بازيكنان : هشت سال و بيشتر
? تعداد بازيكنان : دو نفر و بيشتر
وسائل مورد نياز :
تخته سياه ، ‌توپ ، طناب ،‌ زيرانداز و شكل هاي هندسي ( همانگونه كه در بازي شماره ۲ ( او كجا رفت ؟ ) ذكر شد ) ، مي توان اين شكل را بر روي زمين كشيد و يا با نوار چسب روي زمين كرد .
محل بازي : محيط روباز يا سربسته
شرح بازي :
ابتدا بازيكن اول به دلخواه يا با نظر مربي حركتي را بين سه ،‌ چهار يا پنج وسيله كه شامل شكل هاي هندسي و يا موانع هستند انجام مي دهد . آنگاه بازيكنان ناظر ، بعد از ديدن اين عمل ،‌ هر يك به نوبت همان حركت را با همان شكل ها و موانع تكرار مي كنند ( تقويت حافظه بينايي متوالي در كوتاه مدت ،‌ مشاهده رابطه بين ترتيب حركات و كيفيت به يادآوردن آنها ) .
بازيكنان ناظر بايد به بازيكنان در صحنه امتياز بدهند . ( در دادن امتيازها بايد دقت كنند كه كداميك از بازيكنان كارها را درست و كداميك نادرست انجام داده اند . ( تقويت توجه و توانايي ارزشيابي كردن ) .
تغييرات :
۱. مي توان از سه ، چهار و يا بيشتر از پنج حركت انجام داد و بدين ترتيب با مشكل تر كردن بازي آنرا براي سنين بالاتر مناسب تر كرد .
۲. براي جالبتر كردن بازي مي توان از توپ نيز استفاده نمود .
۳. مي توان يك ، دو يا چند بازيكن را براي امتياز دادن در نظر گرفت . اين كار سبب مي شود تا درستي امتيازهاي داده شده برآورد شود و در عين حال تفاوت بين امتياز دهندگان از نظر به خاطر سپردن متوالي حركات مشخص گردد .
۴. مي توان بين اجراي حركات و تكرار آنها به وسيلة بازيكنان ديگر فاصله اي در نظر گرفت ( تقويت حافظه بينايي متوالي در بلند مدت ،‌ مشاهده اثر زمان در كيفيت به يادآوردن ) .
۵. يكي از بازيكنان مي تواند حركت هاي انجام شده را براي بازيكني كه آنها را مشاهده نكرده توضيح دهد و از او بخواهد كه عين آنها را ( با همان توالي ) انجام دهد ( تقويت حافظه شنوايي متوالي در كوتاه مدت ) .

افت تحصيلي و راههاي جبران آن

بازي شماره 12 بالا ،‌ پايين ، پشت و رو 

هدفهاي بازي :
۱. تقويت حافظه بينايي متوالي كوتاه مدت
۲. تقويت حافظه شنوايي متوالي كوتاه مدت
۳. يادگيري مفاهيم فضايي از طريق به كارگيري تمرين حركتي - عملي افراد و اشياء .
۴. تقويت فهميدن مفاهيم فضايي ( بالا ،‌ پايين ،‌ پشت ،‌ نوك و ... ) و انتقال آنها .
۵. استفاده از وسايل كمكي چشمي
۶. تقويت حافظه بينايي متوالي در بلند مدت
۷. مشاهده اثر زمان در كيفيت به يادآوردن محركهاي بينايي
۸. استفاده از تمرين كلامي
۹. مشاهده رابطه بين ترتيب حركات و كيفيت به يادآوردن آنها
? سن بازيكنان : پنج سال و بيشتر
? تعداد بازيكنان : سه نفر و بيشتر
وسايل مورد نياز :
ميز ، صندلي ،‌ جعبه چوبي يا مقوايي بزرگ ،‌ لاستيك ، سطل ،‌ گلدان .
محل بازي : محيط روباز و سربسته
شرح بازي :
‌مربي يا نظارت كننده بر بازي ، از يكي از بازيكنان مي خواهد كه با استفاده از يكي از وسايل يك يا دو عمل را انجام دهد ، براي مثال ،‌ به زير صندلي برو دو يا روي ميز بايستد . بازيكنان ناظر بايد عين آن حركات را با همان وسايل تكرار نمايند ( تقويت حافظه بينايي متوالي كوتاه مدت ) .
تغييرات :
۱. مي توان حركات را با استفاده از توپ نيز انجام داد مثلاً در حالي كه بازيكن روي ميز ايستاده مي تواند توپي را پنج بار به هوا پرتاب كند و سپس آن را بگيرد .
۲. بازيكنان ناظر مي توانند آنچه را كه مشاهده كرده اند يادداشت نمايند ( استفاده از وسايل كمكي چشمي ) و سپس يادداشتهاي خود را براي بازيكناني كه ناظر انجام حركات نبوده اند بخوانند و از آنها بخواهند كه با استفاده از توضيحات شفاهي ( محرك شنوايي ) عين آن اعمال را تكرار نمايند ( تقويت حافظه شنوايي متوالي در كوتاه مدت )
۳. مي توان فاصله زماني بين اولين اجراي حركات و تكرار آنها را تغيير داد ، يعني فاصله زماني را كم يا زياد كرد ( تقويت حافظه بينايي متوالي در بلند مدت ،‌ مشاهده اثر زمان در كيفيت به ياد آوردن )
۴. مي توان بازيكنان را به ۳ گروه تقسيم كرد و از يك گروه خواست كه قبل از اجراي حركت ها ،‌گروه ديگر در هنگام اجراي آن ها و گروه سوم پس از اجراي حركت ها ،‌آن ها را توضيح دهند ( استفاده از كلام يا تمرين كلامي ) مربي مي تواند مقايسه اي بين اين سه گروه انجام دهد و ببيند كداميك از گروهها حركت ها را بهتر انجام داده اند .
۵. بعد از اينكه بازيكنان حركات را تكرار كردند مي توان از آنها خواست كه مفاهيم مختلف فضايي مانند بالا ، پايين ، زير ، پشت ، جلو ، عقب ،‌ نوك و ... را روي تخته سياه نشان دهند ( يادگرفتن مفاهيم فضايي با استفاده از تمرين حركتي ،‌ تقويت فهميدن مفاهيم فضايي و انتقال آنها ) .
۶. از يكي از بازيكنان ناظر مي توان خواست كه حركاتي را كه مشاهده كرده براي بازيكني كه آن ها را نديده توضيح دهد و از او بخواهد كه آن حركت ها را با همان توالي انجام دهد ( تقويت حافظه شنوايي متوالي كوتاه مدت ) .

افت تحصيلي و راههاي جبران آن

بازي شماره 13 روز بعد 

هدفهاي بازي :
۱. مشاهده اثر زمان در كيفيت به يادآوردن محركهاي بينايي
۲. اندازه گيري گنجايش حافظه بينايي متوالي در بلند مدت
۳. مشاهده رابطه بين ترتيب حركات و كيفيت به يادآوردن آنها
۴. استفاده از تمرين حركتي - عملي - كلامي و ذهني
۵. مقايسه كارآيي تمرين حركتي - ‌عملي - ‌كلامي و ذهني در به يادآوردن
? سن بازيكنان : شش سال و بيشتر
? تعداد بازيكنان : دونفر و بيشتر
وسائل مورد نياز :
انواع وسايل زمين بازي مانند سرسره ،‌ الاكلنگ ، چرخ و فلك ،‌ موانع مانند لاستيك ،‌ ميز ، صندلي ، سطل ،‌ گلدان ،‌ شكل هاي هندسي و توپ .
محل بازي : محيط رو باز يا سربسته
شرح بازي :
يكي از بازيكنان مجموعه اي از چهار ،‌ پنج يا شش حركت را با استفاده از وسايل نشان مي دهد . يك روز بعد ، از بازيكنان ناظر خواسته مي شود كه آن حركات را به همان ترتيب كه روز قبل مشاهده كرده اند تكرار نمايند ( مشاهده اثر زمان در كيفيت به يادآوردن محركهاي بينايي ) .
امتياز دهندگان مشخص مي كنند كه :
الف ) چه تعداد از حركت ها به درستي به يادآورده مي شوند (‌اندازه گيري گنجايش حافظه بينايي متوالي در بلند مدت )
ب ) كداميك از عناصر يا موارد مجموعه ( حركتهاي نخستين ،‌ مياني يا پاياني ) بهتر و بيشتر به يادآوردن مي شود ( مشاهده رابطه بين ترتيب حركات و كيفيت به يادآوردن آنها ) .
تغييرات :
۱. روز اول ، پس از نمايش حركت ها مي توان از بازيكنان خواست كه آنها را با تمرين حركتي ( عملي ) ، كلامي و يا ذهني به بهترين نحو يادگيرند و آنگاه با يك يا دو روز فاصله تكرار نمايند . ( استفاده از تمرين حركتي - عملي - كلامي - كلامي و ذهني ) مربي مي تواند مقايسه اي بين سه گروه ( گروهي كه از تمرين حركتي ،‌ عملي استفاده كرده ،‌ گروهي كه از تمرين كلامي بهره گرفته و بالاخره گروهي كه با تجسم ذهني يا تمرين ذهني حركات را بخاطر سپرده ) انجام دهد و ببيند كدام گروه در به يادآوردن حركات موفق تر بوده است . ( مقايسه كارآيي تمرين حركتي ، عملي ، كلامي و ذهني در به ياد آوردن ) .
۲. مي توان بازيكنان را به دو گروه تقسيم كرد . به يك گروه اطلاعاتي در مورد انجام حركت ها داده شود و به گروه ديگر اين اطلاعات داده نشود . پس از پايان بازي ، مي توان عملكرد اين دو گروه را مقايسه و دربارة اثري كه اطلاعات داده شده در يادآوري حركات داشته گفتگو كرد .
۳. بازيكنان بزرگتر ، مي توانند نمودار ( منحني ) موارد فراموش شده را طي روزهاي متوالي رسم نمايند .
۴. مي توان فاصلة بين زمان مشاهده حركات و زمان تكرار آن ها را تغيير داد يعني فاصله را كم يا زياد نمود ( مشاهده اثر زمان در كيفيت به يادآوردن محركهاي بينايي ) .

افت تحصيلي و راههاي جبران آن

بازي شماره 14 بشنو ، بگو ، نشان بده 

هدفهاي بازي :
۱. تقويت حافظه بينايي متوالي كوتاه مدت .
۲. پي بردن به راههاي مختلف يادگيري
۳. شناسايي بهترين روش ها در يادگيري
۴. استفاده از چند حس
۵. مقايسه كارآيي استفاده از يك حس يا چند حس
۶. مشاهده اثر زمان در به يادآوردن محركهاي بينائي
۷. تقويت حافظه بينايي متوالي در بلند مدت
۸. تقويت حافظه شنوايي متوالي در بلند مدت
۹. مشاهده رابطه بين ترتيب حركات و كيفيت به يادآوردن آنها
۱۰. مقايسه كارآيي تمرين كلامي ، ذهني و حركتي ،‌ عملي ، در به يادآوردن محركهاي بينايي
? سن بازيكنان : ۸ سال و بيشتر
? تعداد بازيكنان : شش نفر و بيشتر

وسائل مورد نياز :
انواع موانع مانند لاستيك ، ميز ، صندلي ، سطل ، گلدان ... ، شكلهاي هندسي به صورت مربع ، مستطيل ، مثلث ،‌ دايره .... ،‌ تخته سياه ،‌ كاغذ ،‌ كارت .
محل بازي : محيط روباز يا سربسته
شرح بازي :
ابتدا بازيكنان به سه گروه تقسيم مي شوند ،‌ سپس سه حركت يا بيشتر به شرح زير به سه گروه ارائه مي شود .
الف ) براي گروه اول ، نحوه انجام حركات از روي كارت خوانده شود ( استفاده از حس شنوايي )
ب ) براي گروه دوم ،‌ حركات عملاً نشان داده شود ( استفاده از حس بينايي )
ج ) براي گروه سوم ، حركات هم از روي كارت خوانده شود و هم نشان داده شود ( استفاده از چند حس ، بينايي و شنوايي )
سپس از بازيكنان هر گروه خواسته شود تا حركات را تكرار نمايند . يكي از بازيكنان يا متصدي بازي مي تواند امتيازات بازيكنان را روي كاغذ يا تخته سياه بنويسيد . بعد از انجام بازي ، مي توان مقايسه اي كرد نامعلوم شود كداميك از سه گروه بيشتر و دقيقتر از عهده تكرار حركات برآمده است ( مقايسه كارآيي استفاده از يك يا چند حس ) . پس از پايان بازي مربي مي تواند در اين زمينه ها به نتايجي دست يابد .
الف ) بهترين راه يادگيري مهارتهاي مختلف چيست ؟
ب ) تفاوتهاي فردي در نحوه يادگيري چگونه است ؟
ج ) بهترين راه آموزش براي همه بازيكنان كدام است ؟
تغييرات :
۱. مي توان در يك مجموعه از حركات كه شامل سه حركت يا بيشتر است از راههاي مختلف استفاده نمود . براي مثال حركت اول مجموعه را از روي كارت با صداي بلند خوانده ، حركت دوم مجموعه را هم از روي كارت خواند و هم به طور عملي نشان داد و حركت سوم مجموعه را فقط نشان داد .
۲. مي توان گروههاي سه نفري تشكيل داد كه در آنها يكي از اعضاء نقش اجرا كننده حركات ، يكي نقش امتياز دهنده و ديگري نقش ناظر را داشته باشد . نقش اين افراد مي تواند تغيير كند ،‌ يعني فردي كه در بازي اول امتياز دهنده بوده در بازي دوم نقش اجرا كننده حركات و يا ناظر را داشته باشد .
۳. مي توان بين زمان مشاهده اجراي حركات و تكرار ( تقليد ) آنها ، فاصله اي در نظر گرفت ( مشاهده اثر زمان در به يادآوردن ، تقويت حافظه بينايي يا شنوايي متوالي بلند مدت ) و در اين فاصله ، ‌موقعيتي ايجاد كرد كه يكي از گروهها به تمرين كلامي ،‌ ديگري به تمرين ذهني و بالاخره گروه سوم به تمرين حركتي ،‌عملي ،‌ بپردازند و بعد حركات را تكرار كنند ( مقايسه كارآيي تمرين كلامي ،‌ ذهني و عملي در به ياد آوردن ) .
۴. مي توان از يك زنجير ارتباطي استفاده نمود . بدين ترتيب كه بازيكني كه براي اولين بار حركات را مشاهده مي كند ،‌ نحوه اجراي آن ها را براي بازيكن بعدي بيان كند و سپس اين بازيكن بر اساس آن توضيحات بازي را تكرار نمايد . ( تقويت حافظه شنوايي متوالي كوتاه مدت ) . در چنين حالتي مي توان آخرين حركتي را كه در زنجير ارتباطي تكرار شده با حركتي كه در ابتدا ( در زنجير ارتباطي ) انجام شده مقايسه نمود ( مشاهده رابطه بين ترتيب حركات و كيفيت به يادآوردن آنها ) .
۵. با افزودن به تعداد حركات مي توان بازي را مشكل تر و در نتيجه براي سنين بالاتر مناسب كرد .

افت تحصيلي و راههاي جبران آن

بازي شماره 15 مداخله يا تداخل 

هدفهاي بازي :
۱. تقويت تمركز حواس در وضعيتي كه عوامل بازدارنده وجود دارد
۲. تقويت ( حافظه بينايي كوتاه مدت )
۳. تقويت توانايي ذهني براي تكرار عوامل مختلف يك مجموعه از محركهاي بينايي
۴. مشاهده تأثير منفي آموختني ها بر يكديگر
۵. مشاهده تداخل دو مجموعه حركات در يكديگر
۶. مشاهده اثر تداخل مجموعه هاي مختلف در به يادآوردن
۷. مقايسه به يادآوردن در حالتي كه آموختني ها بر يكديگر اثر منفي ندارند و در حالتي كه اثر منفي بر هم مي گذارند
۸. تقويت ( حافظه بينايي بلند مدت )
۹. مشاهده اثر زمان در كيفيت به يادآوردن محركهاي بينايي
۱۰. مقايسه كارآيي تمرين كلامي ، ذهني و حركتي ، عملي ، در به يادآوردن محركهاي بينايي
? سن بازيكنان : پنج سال و بيشتر
? تعداد بازيكنان : سه نفر و بيشتر
وسايل مورد نياز :
طناب ، توپ ، حلقه ،‌ شكل هاي هندسي ، زيرانداز
محل بازي : محيط روباز
شرح بازي :
در حالي كه مربي به بازيكنان ناظر گفته است كه بايد حركاتي را كه نشان داده مي شود با دقت زياد مشاهده و آنگاه تقليد كنند ، يكي از بازيكنان با نظر مربي يا به دلخواه ، ‌مجموعه اي از چهار يا پنج حركت را انجام مي دهد . سپس بازيكن ديگري حركات ديگري را نشان مي دهد از بازيكنان ناظر خواسته مي شود كه هر يك به نوبت حركات مجموعه اول را تكرار نمايند . ( مشاهده تاثر منفي يادگرفتني ها بر يكديگر ، مي خواهيم ببينيم حركات نشان داده شده در مجموعه دوم به چه نحو در به يادآوردن حركات مجموعه اول تداخل ايجاد مي كند ، تقويت حافظه بينايي متوالي كوتاه مدت ) .
تغييرات :
۱. از بازيكنان مي توان خواست كه حركت هاي مجموعه اول و دوم را تكرار نمايند . ( مشاهده اثرات مداخله ، تداخل ، حركات دو مجموعه در يكديگر )
۲. از گروهي از بازيكنان مي توان خواست كه يك مجموعه از حركت ها را بدون اينكه مجموعه حركت هاي ديگري قبل يا بعد از آن قرار داده شود عملاً تكرار كنند . ( مقايسه به ياد آوردن در حالتي كه آموختني ها بر يكديگر اثر منفي ندارند و در حالتي كه تاثير منفي بر يكديگر مي گذارند . )
۳. ممكن است از بيش از دو مجموعه حركت استفاده نمود . در اين صورت مي توان از بازيكنان خواست كه حركت هاي مجموعه اول ،‌ دوم ،‌ سوم .... يا آخر را تكرار نمايند ( مشاهده اثرات تداخل مجموعه هاي مختلف در به يادآوردن )
۴. براي انجام حركات ، مي توان به يك گروه از بازيكنان اطلاعاتي در زمينه به ذهن سپردن حركت داد ولي اين اطلاعات را در اختيار گروه ديگري قرار نداد ( مقايسه اثرات گوناگون اطلاعات در به يادآوردن حركات مشاهده شده . )
۵. مي توان بين زمان نشان دادن حركات و زمان تكرار آنها به وسيله بازيكنان ناظر فاصله اي كم يا زياد قائل شد . ( تقويت ( حافظه بينايي در بلند مدت ) ، مشاهده اثر زمان در به ياد آوردن ) .
۶. مي توان در آن فاصله بازيكنان را به سه گروه تقسيم نمود تا گروه اول به تمرين كلامي ،‌گروه دوم به تمرين ذهني و بالاخره گروه سوم به تمرين حركتي ( عملي ) بپردازد ( مقايسه كارآيي تمرين كلامي ، ذهني و حركتي ، عملي ، در به يادآوردن )

افت تحصيلي و راههاي جبران آن

بازي شماره 16 ده مرتبه يادگيري 

هدفهاي بازي :
۱. مشاهده اثر تكرار در نگهداري و به يادآوردن محركهاي بينايي متوالي كوتاه مدت .
۲. تقويت ( حافظه بينايي متوالي در كوتاه مدت )
۳. تقويت ( حافظه بينايي متوالي در بلند مدت )
۴. تقويت ( حافظه شنوايي متوالي كوتاه مدت )
۵. مشاهده اثر زمان در به يادآوردن محركهاي بينايي متوالي
۶. مشاهده كارآيي تمرين ذهني ، كلامي و حركتي ( عملي )
? سن بازيكنان : هفت سال و بيشتر
? تعدا بازيكنان : چهار نفر و بيشتر
وسائل مورد نياز :
طناب ، توپ ، حلقه ، صندلي ،‌ صندلي ، ميز ، شكل هاي هندسي و تخته سياه
محل بازي : محيط روباز يا سربسته
شرح بازي :
اولين بازيكن ،‌ يكبار شش حركت مختلف را با استفاده از وسايل با تعدادي از بازيكنان نشان مي دهد ، سپس بازيكنان ناظر ، هر كدام به نوبت آن ها را تكرار مي كنند . بعد از تكرار حركت ها بازيكن اول مجدداً آن شش حركت را به همان شكل گذشته انجام مي دهد . بعضي از بازيكنان براي دومين بار و بعضي از بازيكنان براي اولين بار آن حركت ها را مشاهده خواهند كرد . مجدداً بازيكنان ناظر بايد آن حركات را به نوبت تكرار نمايند . ( منظور از انجام متناوب حركات به وسيله بازيكن اول اين است كه ببينيم تكرار چه اثري در ضبط ، نگهداري و به يادآوردن حركات - براي بازيكني كه فقط يك بار ناظر حركات بوده و براي بازيكني كه چندين بار ناظر همان حركات بوده ، خواهد داشت . انتظار ما اين است كه فردي چندين بار حركتي را مشاهده كرده ، بهتر از فردي كه فقط يك بار ناظر بر اجراي آن حركات بوده ، آنها را به ذهن سپرده و به يادآورد . )
يكي از بازيكنان امتيازات را روي تخته سياه يادداشت مي كند . مي توان بين زمان نشان دادن حركات و زماني كه بازيكنان ناظر بايد آن حركات را تكرار كنند ( اعم از اينكه آن حركات را يكبار يا چند بار مشاهده كرده باشند . ) فاصله اي قائل شد ( تقويت (( حافظه بينايي متوالي در بلند مدت )) ، مشاهده اثر زمان در به يادآوردن محركهاي بينايي متوالي ) . مربي مي تواند در اين فاصله بازيكنان را به سه گروه تقسيم كند و از هر گروه بخواهد كه به يك نوع تمرين ، يعني تمرين ذهني ، تمرين كلامي و يا تمرين حركتي ( عملي ) بپردازند و آنگاه عملكرد سه گروه را با هم مقايسه نمايد ( مشاهده كارآيي تمرين ذهني ، كلاسي و حركتي در به يادآوردن محركهاي بينايي متوالي ) .
يكي از بازيكنان مي تواند براي بازيكني كه حضور نداشته ،‌ به طور شفاهي چگونگي انجام حركت ها را توضيح دهد و سپس از او بخواهد كه عين آن را تقليد نمايد ( تقويت (( حافظه شنوايي متوالي در كوتاه مدت )) ) .
تغييرات :
۱. مي توان گروههاي سه نفري تشكيل داد كه يكي از افراد آن ،‌ حركت ها را نشان دهد ، يك نفر آن ها را تكرار نمايد و يك نفر نيز مسئول دادن امتياز باشد .
۲. مي توان نقش نشان دهندة حركت ،‌ تكرار كننده آن و امتياز دهنده را تغيير داد به نحويكه هر يك از افراد گروه بتواند هر سه را ايفاء كند .
۳. بازيكنان بزرگتر مي توانند نحوه عملكرد بازيكنان را روي كاغذ يا روي تخته به صورت منحني رسم نمايند .
۴. با استفاده از حركت هاي بيشتر مي توان بازي را مشكل تر نمود تا براي سنين بالا مناسب تر شود .

افت تحصيلي و راههاي جبران آن

بازي شماره 17 به آخر آوردن حروف 

هدفهاي بازي :
۱. تقويت توانايي تشخيص حروف
۲. تقويت توانايي به يادآوردن شكل ها ، اصوات و مشخصات حروف
۳. تقويت ( حافظه بينايي متوالي در كوتاه مدت )
۴. تقويت ( حافظه بينايي متوالي در بلند مدت )
۵. مشاهده اثر زمان در به يادآوردن محركهاي بينايي متوالي
۶. مشاهده اثر تمرين ذهني ، كلامي ، حركتي ( عملي ) در به يادآوردن محركهاي بينايي متوالي
۷. تقويت حس همكاري
? سن بازيكنان : هفت سال و بيشتر
? تعداد بازيكنان : دو نفر و بيشتر
وسائل مورد نياز :
آيينه ، توپ ، طناب ، زيرانداز
محل بازي : محيط روباز يا سربسته
شرح بازي :
بازيكنان با استفاده از بدن خود و وسائلي كه در اختيار دارند شكل حروفي ( مثلاً الف ، د ،‌ ب و.... ) را نشان مي دهند .
بازيكنان ممكن است حروف را خود برگزينند و يا مربي به طور شفاهي به آنها بگويد و يا حروف روي كارت نوشته شود و در اختيار آنها قرار گيرد .
مثلاً براي نشان دادن حرف ( ب ) بازيكنان مي توانند روي زمين دراز بكشند و از توپ به جاي نقطه استفاده نمايند .
براي نشان دادن ( سركج ) نيز مي توان از دست و پا يا طناب استفاده نمود . حروف ساخته شده بايد به وسيله بازيكنان ناظر تشخيص داده شود . بعد از اينكه حروف را تشخيص دادند بايد با صداي بلند آنها را تكرار كنند . سپس از بازيكنان خواسته مي شود كه آن ها را به همان ترتيب كه ديده اند نمايش دهند ( تقويت ( حافظه بينايي متوالي در كوتاه مدت ) ) .

تغييرات :
۱. حروف ممكن است به صورت عمودي يا افقي ساخته شوند . مثلاً در ساختن حرف ( الف ) بازيكن مي تواند به طور عمودي بايستد ولي در ساختن حرف ( د ) مي تواند روي زمين بنشيند و از كمر ، ‌خود را به طرف جلو خم كند به طوري كه قسمت فوقاني بدن او ( از كمر به بالا ) با قسمت تحتاني تشكيل زاويه ۴۵ درجه دهد .
۲. براي ساختن حروف مي توان از كليه قسمت هاي بدن استفاده نمود .
۳. بازيكنان مي توانند اين حركت ها را در جلوي يك آيينه انجام دهند . ( استفاده از حس بينايي و تمرين حركتي ) .
۴. هر حرفي ممكن است قبل و يا بعد از اداي صداي آن ساخته شود .
۵. مي توان از مجموعه اي از حروف منحني مانند : ح ، ج ، چ ، خ ، مجموعه اي از حروف راست مانند : ا ، ب ، پ ، ت ، ث و يا مجموعه اي از حروف راست و زاويه مانند : ل ، م ، استفاده نمود .
۶. ممكن است حروف را ابتدا روي تخته سياه نوشت و سپس از بازيكنان خواست كه با استفاده از بدن خود آنرا بسازند .
۷. مي تواند بين زمان نشان دادن حروف و تكرار آن فاصله اي قائل شد (تقويت ( حافظه بينايي متوالي در بلند مدت ) ، مشاهده اثر زمان در به ياد آوردن محركهاي بيناي متوالي در بلند مدت ) .
۸. در اين فاصله مربي مي تواند بازيكنان را به سه گروه تقسيم كند . از گروه اول بخواهد كه به تمرين ذهني بپردازند و از گروه دوم بخواهد كه از تمرين كلامي استفاده كنند و بالاخره از گروه سوم بخواهد كه به تمرين حركتي بپردازند . بعد از آن از هر سه گروه بخواهد كه حركات مشاهده شده را تكرار نمايند . در اين صورت مربي مي تواند عملكرد سه گروه را مقايسه كند ( مشاهده كارآيي تمرين ذهني ، كلامي و حركتي در به يادآوردن محركهاي بينايي متوالي ) .
۹. ممكن است به جاي يك بازيكن از دو بازيكن يا بيشتر براي ساختن حروف استفاده كرد . ( تقويت حسن همكاري )

افت تحصيلي و راههاي جبران آن

بازي شماره 18 مقايسه تأثير مشاهده ، تمرين ذهني و حركتي 

هدفهاي بازي :
۱. مشاهده اثر تمرين حركتي و ذهني در به يادآوردن محركهاي بينايي متوالي .
۲. تقويت ( حافظه بينايي متوالي )
۳. تقويت حس همكاري
? سن بازيكنان : هفت سال و بيشتر
? تعداد بازيكنان : شش نفر و بيشتر
وسائل مورد نياز :
انواع وسايل زمين بازي ، طناب ، توپ ،‌ زيرانداز .....
محل بازي : محيط روباز
شرح بازي :
ابتدا يكي از بازيكنان با استفاده از وسايل ، مجموعه اي از سه ، چهار و يا پنج حركت را نشان مي دهد . بازيكنان ناظر بايد پنچ دقيقه بعد از مشاهده حركت ها ، آنها را عيناً تكرار نمايند . ( تقويت ( حافظه بينايي متوالي ) ) .
سپس بازيكن اول مجموعه حركت ديگري را نشان مي دهد ، بازيكنان ناظر در فاصله پنج دقيقه اي كه براي تكرار حركات دارند ،‌ بايد آنها را تمرين كرده ، سپس تكرار كنند . آنگاه بازيكن اول مجموعه ديگري از حركات را نشان مي دهد . اين بار ، بازيكنان ناظر بايد حركات را به خاطر بسپارند و بعد از پنج دقيقه تكرار نمايند ( مشاهده اثر تمرين ذهني و حركتي ،‌ عملي ، در به ياد آوردن محركها بينايي متوالي ) .
تغييرات :
۱. مي توان گروههاي تشكيل داد كه در آنها يكي از افراد نقش اجراء كننده حركات ، يكي نقش مشاهده كننده و دو نفر ديگر نقش اجراء كننده و ارزياب را داشته باشند . در اين صورت مي توان نقش افراد را در هر بازي تغيير داد ( تقويت حس همكاري )
۲. بازيكنان بزرگتر مي توانند عملكرد بازيكنان را بعد از مشاهده ، بعد از انجام حركات ( تمريني حركتي ) و بعد از به خاطر سپردن ذهني آن ها ( تمرين ذهني ) بررسي و مقايسه كنند .
۳. براي مشكل تر كردن بازي و مناسب تر كردن آن براي گروههاي سني بالاتر مي توان از حركات بيشتري ( مثلاً ده حركت ) استفاده نمود .
و در آخر اشاره مي كنيم :
چگونه تمرين ذهني ،‌كلامي و حركتي ( عمل ) را در بازي انجام دهيم !
۱. تشكيل صورتهاي ( تصاوير ) ذهني :
در به رمز درآوردن اطلاعات مي توان از تصاوير يا صورتهاي ذهني استفاده كرد ،‌يعني مي تواند تجربيات و اطلاعات حسي را به تصوير در آورد و آن را در ذهن نگهداشت . براي مثال ،‌ هنگام به يادآوردن محل يك شي مثلاً تخته سياه و ميز معلم در كلاس و جا لباسي در خانه تصويري كه اين اشياء را در همسايگي اشياء ديگر نشان مي دهد در ذهن مجسم مي شود .
با استفاده از بازيهاي شمار ۱ ، ۲ ، ۱۳ ، ۱۷ و ۱۸ مربيان و والدين مي توانند به تأثير تمرين ذهني ( تصويري ) پي ببرند و به كودكان و نوجوانان ،‌ بزرگسالان ، نيز نشان دهند كه مي توانند از اين روش براي به رمز درآوردن مطالب و در نهايت به ياد آوردن بهتر آنها استفاده كنند .
۲. تمرين كلامي :
با استفاده از كلام ( واژه ها نيز مي توان اطلاعات حسي را به رمز درآورد . در اين عمل ،‌كار يا فعاليتي كه حس شده ( ديده شده ، شنيده شده و ... ) با واژه اي به رمز درآورده مي شود ، براي مثال : اگر دست خود را به شيء داغي مانند اتو زده باشيم با استفاده از واژه ( داغ ) آن را به رمز در مي آوريم . لذا وقتي واژه ( داغ ) را بيان مي كنيم آن تجربة حسي گذشته ، داغي ،‌ به يادمان مي آيد .
هم چنين براي اين كه كودك ارتباط كلامي با شيء را به خوبي بياموزد ،‌ بعد از اين كه مطلب يا موضوعي يا كلمه اي را فراگرفت از او بخواهيد كه آن را تكرار نمايد . در بازي شماره ( ۱ ) خواهيم ديد كه بازيكنان با استفاده از كدام ،‌ حركتي را كه ديده اند به رمز در مي آورند . در اين بازي ، يكي از بازيكنان دست راست خود را بالا مي برد ، بازيكنان ديگر براي اين كه اين حركت را به ياد آورند . از كدام استفاده مي كنند ، بدين ترتيب كه مي گويند : ( دست راست در هوا ) بازيهاي شماره ۱ ، ۱۲ ، ۱۳ ، ۱۷ فرصتي فراهم مي آورد تا مربيان و والدين و هم چنين كودكان و نوجوانان به طور فعال و عملي نقش تمرين كلامي را به رمز درآوردن و نهايتاً يادآوري مطالب تجربه كنند .
۳. تمرين حركتي ( عملي ) :
گاه با تكرار عمل يا حركتي ، فعاليت يا كاري را كه حس كرده ايم ، به رمز در مي آوريم . مثلاً ، در بازي شماره ۱۰ مي بينيم كه بازيكنان براي اين كه حركات پشت سرهم ( متوالي ) دويدن دور چند درخت را به رمز درآورند ،‌ عملاً اين كار را انجام مي دهند ، يعني دور آن درختها مي دوند يا راه مي روند .
مربيان و والدين مي توانند با استفاده از بازيهاي شماره ۱ ، ۱۳ ، ۱۷ خود نقش سازندة تمرين حركتي ( عملي ) را تجربه كنند .
البته كودكان در سنين مختلف از امكانات و توانايي هاي خاصي برخوردار هستند و روش يا روش هايي در يادگرفتن و يادآوري آنها نقش مؤثر تري را ايفا مي كند ، مربيان و والدين بايد توجه داشته باشند كه استفاده از تمرين عملي ( حركتي ) كه بر حواس و حركات كودكان استوار است ،‌ بيش از دو روش ديگر ، يعني تمرين ذهني و كلامي در يادگيري و يادآوري مفيد است . بعد از سنين شش يا هفت سالگي مي توان از تمرين هاي كلامي استفاده كرد زيرا ميزان واژگان كودك افزايش پيدا كرده است . استفاده از تمرين ذهني به صورت تجسم تصويرهاي ذهني براي كودكان بعد از هفت سالگي و به خصوص در دوران بلوغ و نوجواني مناسب است .

*منابع:

1. روانشناسي يادگيري كودك و نوجوان ، دكتر مهرناز شهرآرايي 2. زمينه يابي شكست تحصيلي كودكان ، جان هالت ، مترجم ، دكتر مهشيد فروغان 3. روانشناسي عمومي - دكتر حمزه گنجي 4. مراحل بيست گانه موفقيت تحصيلي ( شرايط مطالعه ) ، بيژن علي پور 5. چگونه مي توان در امتحانات موفق شد ؟ مينا وارسته 6. روزنامه كثيرالانتشار

 

1
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 9 دی1385 و ساعت |
معناي روانشناسي و فيزيولوژيكي رنگها
معناي روانشناسي و فيزيولوژيكي رنگها 

هر رنگ از معناي خاص روحي و جسمي برخوردار مي باشد كه اصطلاحا ساختار رنگ ناميده مي شود . در كتاب روانشناسي رنگها براي بررسي رابطه شخصيت با رنگها از ۸ رنگ استفاده مي كند كه اين رنگها عبارتند از : زرد ، سبز ، آبي ، قرمز ، بنفش ، قهوه اي ، خاكستري و سياه .

در اينجا شرح مختصري درباره هشت رنگ به صورت مجزا مي پردازيم و به معناي روانشناسي و فيزيولوژي و رنگها اشاره مي كنيم .

خاكستري نه داراي رنگ است ، نه تيره است و نه روشن . خاكستري خنثي است . نه اضطراب آفرين است و نه آرام بخش .

رنگ خاكستري به معناي گوشه گيري ، عدم فعاليت و بي تفاوتي است .

رنگ خاكستري به معني عدم مشاركت يا كاري به كار ديگران نداشتن است .

رنگ آبي : 

رنگ آبي نشان دهنده آرامش كامل است . انديشيدن درباره اين رنگ از يك تاثير آرام بخش در سيستم اعصاب مركزي برخوردار است .

فشار خون ، نبض و تنفس كاهش مي يابد . رنگ آبي نمايانگر حقيقت ، اعتماد ، عشق و ايثار ، تسليم و فداكار است . رنگ آبي مظهر ابديت بي انتها و نشانه سنت و ارزشهاي پايدار بوده است . هر كس كه طالب رنگ آبي است خواستار آرامش ، محيط بي سر و صدا و دور بودن از ناراحتي ها و اضطراب هاست .

رنگ سبز 

رنگ سبز نشان دهندة پشتكار و استقامت و اراده در انجام كار است . محتواي عاطفي رنگ سبز غرور است . رنگ سبز نشان دهنده مقاومت در برابر تغييرات است .

رنگ قرمز 

رنگ قرمز نشانگر يك شرايط جسماني با بكار بردن انرژي ، نبض را سريع مي كند ، فشار خون را بالا مي برد و تنفس را بيشتر مي كند رنگ قرمز بيانگر نيروي حياتي ، فعاليت عصبي و غروري بوده و لذا معناي آرزو و تمام شكل هاي ميل و اشتياق را دارد . قرمز يعني محرك ، اراده براي پيروزي و تمام شكل هاي شور و زندگي و قدرت . (رنگ آبي ، زرد ، قرمز ، سبز جز، رنگهاي اصلي هستند )

رنگ زرد 

رنگ زرد نشانگر تسكين و انبساط خاطر است . زرد از لحاظ نمادي شباهت به گرماي دلپذير نور آفتاب و روحيه شاد و خوشبختي دارد .

رنگ زرد نشانگر اميد به حل مشكلات و انتظار خوشبختي بزرگتر را دارد . زرد نشانگر پيشرفت به جلو ، اميد به سعادت ، تحول و ترقي است .

رنگ بنفش 

بنفش تركيبي است از قرمز و آبي . اگر چه رنگ مستقلي و مشخصي به شمار مي ايد ولي مايل به حفظ خواص هر دو رنگ ياد شده است .

بنفش تلاش مي كند تا جنبه سلطه گرانه رنگ قرمز و تسليم آرام رنگ آبي را حفظ كند . رنگ بنفش نشانگر روحيه شاعرانه و رومانتيك ، دوستدار هنر و زيبايي و متكي بودن بر ديگران را نشان مي دهد .

رنگ قهوه اي : 

رنگ قهوه اي حكايت از اهميت خانه و خانواده و امنيت اجتماعي و خانوادگي است . رنگ قهوه اي نشانگر نيازمند شديد به آسايش جسمي و روحي و علاقه بسيار زياد به خانواده را دارد .

رنگ سياه 

رنگ سياه در واقع خود را نفي مي كند و نقطه پاياني است كه در فراسوي هيچ چيز وجود ندارد . سياه نشانگر نوعي رفتار افراطي است . رنگ سياه حكايت از بي علاقگي به زندگي ، نفي هر چيز ، بدبيني ، ناباوري و لجاجت است . ( رنگ بنفش ، قهوه اي ، خاكستري و سياه جزء رنگهاي كمكي هستند )

قابل توجه كساني كه مي خواهند درباره شخصيت خود بيشتر بدانند و رابطه شخصيت خود را با رنگها بررسي كنند بهتر است به آزمايش لوشر كه در كتاب روانشناسي رنگها آمده رجوع كنند .

منبع: سایت اطلاع رسانی خانواده
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 9 دی1385 و ساعت |
رنگها
رنگها 

آيا تا بحال دقت كرده ايد كه چرا شـركـتهاي تبـليـــغاتي، طـراحـان اتـومـبـيـل و دكـوراتـورهـا از اشــكال و شــمايل بخصوصـي اسـتفاده ميكنند؟ دليلـش اين است كه يـك تاثير رواني در وراي رنگها وجود دارد. هر رنگي داراي قدرت تاثيرگـذاري ويژه اي مي باشد. بعضي از واكنشهاي ما نسبت به رنگها بصـورت رفتارهاي اكتـسابي و برخي ديگر بـصـورت پـاسـخهاي فيزيولوژيـكي نمود پيدا ميكنند. درك كردن نمود پيدا ميكنند. درك كـردن بهتر رنگها ميتواند در زنـدگي روزمره و ياشغلي شما تاثيرات فراواني گذارده و محاسن زيادي برايتان به ارمغان بياورد.
در ادامه با انواع رنگهاي گرم و سرد و نيز تاثيرات آنها در حالات، فعاليتها و احساسات خود آشنا خواهيد شد.

اقسام رنگ 

بطور كلي رنگها به سه دسته اصلي تقسيم مي شوند: رنگهاي خنثي، رنگهاي گرم و رنگهاي سرد
رنگهاي خنثي سياه، سفيد، خاكستري، بژ، قهوه اي رنگهاي خنثي رنگهايي هستند كه در طيف رنگي وجود نداشته و از تركيب رنگهاي ديگر بوجود مي آيند و مي توانـنـد اثرات مـثـبت يا منفي داشته باشند. سفيد واقعا يك رنگ نيست بلكه عدم حضور رنگ بشمار ميرود و نـشـانگر خلوص و پاكي است. از طرف ديگر مشكي نشانه قاطعيت، الزام و رسميت مي باشد.
رنگهاي گرم قرمز، نارنجي، زرد، سبز چمني، ارغواني رنگهاي گرم محرك سيستم عصبي بوده و احساسات را تشديد مي كنند. اين دسته از رنگها بوضوح قابل رويت بوده و موجب جلب توجه مي گردند.
رنگهاي سرد آبي، بنفش، فيروزه اي، سبز مايل به آبي، سبز رنگهاي سرد رنگهايي ملايم هستند كه اثراتي آرام بخش دارند. آبي روشن مي تواند نشانه صلح و دوستي و آسـايش خاطر، و آبـي تيره نشـانگر قـابليت اعتماد و درستي باشد.

قرمز = سختي، نيرو و خوش اقبالي

ارغواني = اختيار، قدرت و سلطنت

ابي = روشن: آرامش،آسودگي خاطر - تيره: قدرت،صداقت، پشتكار

سبز = جواني و طبيعت، قدرت شفا بخشي و التيام

زرد = پديداري و رويت، خطر و اخطار

نارنجي= گرمي، حرارت، رضايت و خوشحالي

قهوه اي =خاكي بودن، محكمي، استواري و قابليت اعتماد

مشكي = قدرت، اختيار و استقلال

سفيد=پاكي، خلوص، قدرت، صلح و دوستي

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 9 دی1385 و ساعت |
رنگ و زندگي شخصي
رنگ و زنان 

زنان نسبت به افرادي كه به رنگ آبي لباس مي پوشند احساس راحتي و اعتماد بيشتري مي كنند.
براي همسرتان يك شاخه رز قرمز به نشانه عشق و علاقه بفرستيد.
يكي از اتاقهاي نشيمن خانه خود را با رنگي خشن و پر رنگ مانند قرمز تيره رنگ كنيد تا نشانه قدرت و انرژي شما نزد همسرتان باشد.
رنگ آميزي اتاق خواب به رنگ سبز مي تواند نشانه جواني و طبيعت باشد.

رنگ و خانه 

بكاربردن رنگهاي سرد براي اجزاي اتاق خواب ( تخت خواب، ملافه ، پتو ... ) مكاني بدور از استرس و آرامش بخش را براي خوابي شيرين براي شما فراهم مي كند.
ديوارهاي اتاق خواب را براي ايجاد آرامش به رنگهاي سرد و ملايم مانند آبي يا آبي مايل به سبز رنگ آميزي كنيد.
قراردادن كوسن ارغواني روز مبلمان با رنگ خنثي مي تواند نشانه قدرت و توانگري بوده و برانگيزنده تخيلات باشد.

رنگ و لباس 


لباسهاي معمولي با رنگ سبز يا زرد موجب جلب توجه مي شوند. پيراهن يا ژاكت آبي تيره رنگ مي تواند علامت قابليت اعتماد باشد.
لباس ورزشي تمام خاكستري و خسته كننده خود را كنار گذاشته و براي راحتي اعصاب خود از رنگهاي تيره تر يا روشنتر استفاده كنيد.
لباس سراسر قهوه اي ممكن است شيك بنظر برسد اما خسته كننده و يكنواخت خواهد شد. افزودن كمي رنگهاي سرد يا گرم مانند زرد، طلايي يا سبز باعث درخشانتر شدن ظاهر و فرايندهاي ذهني شما خواهد شد.

رنگ و اتومبيل 

اتومبيل مشكي نشانه تمايل به گمنامي است.
برخي رنگهاي بخصوص از آبي و قرمز حاكي از خود نما بودن راننده است.
رنگ زرد و نارنجي دلالت بر ورزشكار بودن شما ميكند.
انتخاب رنگ نقره اي يا طلايي مي تواند بيانگر ثروت و دارايي باشد.

رنگ و لباسهاي اداري 

لباسي به رنگ خاكستري تيره، مشكي يا آبي سير بپوشيد تا شخصي موفق، آگاه و جدي بنظر برسيد.
پيراهن سفيد و ساده احترام و رسميت را براي شما به ارمغان خواهد آورد.
پيراهن بژ و يا غير سفيد چهره محافظه كارانه ملايمتري را از شما ارائه خواهد نمود.

ارتباط و وابستگي 

اگر دقت كرده باشيد لباس افراد پليس و نظامي معمولا برنگ آبي يا سبز تيـره انتخاب مي شود چون اين رنگها نشانه قدرت و ابهت ميباشند. در بيمارستانها معمـولا از ملافه و البسه سبز كمـرنـگ استفاده مي شود چراكه اين رنگ اثري تسكين دهنده و آرامش بخش دارد.

استفاده در طراحي 

معمولا دكـمه هـاي حـسـاس و اعـلان خـطر و يـا اهرم هاي توقف اضطراري برنگ قرمز مي باشند برعكس رنگ سبز نشانه عبور و امنيت است. در طراحي بسياري از وسايل بـكـاربـردن رنگهاي مختلف در قسمتهاي گوناگون براي گـويـاتر سـاخـتـن وضـايف، امـري اجتناب ناپذير است.
در وب سايتها و نوشتارهاي تبليغاتي هنگاميكه بخشي از كلمات با رنگ زرد نمايان گردند بيشتر نظر ما را بخود جلب كرده و باعث ميشود توجه بيشتري به آن قسمتها بنماييم.

مزاياي تبليغاتي 

رستورانها و اغذيه فروشيها اغلب براي جلب توجه بيشتر از رنگهاي قرمز و زرد استفاده مي كنند. اين گونه رنگها بوضوح ديــده مي شوند و بـيشتر بـه ياد مردم مي مانند. اكثر شركتهاي بزرگ آرم محصولات خود را با رنگهاي مذكور طراحي و ارائه مي كنند.

زندگيتان را رنگي كنيد 

اگر تا حال زندگي شما خالي از رنگهاي گوناگون و شاد بوده و تــوجهي به استفاده از رنگها نمي كرديد، بهتر است شروع كنيد. شـركتـهاي تـبلـيغاتي و تـاجران بـاهوش از روانشناسي رنگها براي تاثير گذاري روي شما بهره مي برند، شما نيز بايد براي تاثير گذاري در زندگيتان از رنگها استفاده كنيد.
درك اينكه هر رنگي چه معني دارد، نقطه آغاز خوبي است. با بكارگيري رنگها زندگي خود را شيرين تر و رنگي تر نماييد.

منبع سایت اطلاع رسانی خانواده
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 9 دی1385 و ساعت |
5 نكته مفيد براي افزايش اعتماد به نفس زنان
5 نكته مفيد براي افزايش اعتماد به نفس زنان  

۱ـ خودتان را بدون اتكا به شواهد و مدارك خاصي باور كنيد و فقط به اين دليل كه تجربه كافي و كاملي در زمينه اداره يك شركت كامپيوتري يا مديريت مدرسه يا اداره اي را به عهده نداشته ايد دست كم نگيريد . چرا كه اين نمي تواند به معناي آن باشد كه اگر چنين وظيفه هايي به شما محول نشود نمي توانيد از پس آن برآييد . معمولاً مردها به دليل اينكه خود را قادر به فعاليت در عرصه هاي مديريتي مي دانند ، بيشتر براساس همين تفكر رايج و احتمالات است كه ترفيع مقام مي گيرند اما زنان بيشتر براساس عملكردهاي موفق و مهارتشان است كه ترفيع مقام مي گيرند .
۲ـ فوراً تمامي اشتباهاتي را كه مرتكب مي شويد فراموش كنيد و مدام خود را به خاطر آن سرزنش نكنيد . بيشتر خانم ها مدام اشتباهي را كه مرتكب شده اند در ذهن خود مرور مي كنند و خود را سرزنش مي كنند .
برخي روانشناسان و نويسندگان معروف بر اين عقيده اند كه بيشتر مردها هيچ وقت خود را به اين طريق به خاطر اشتباهي كه كرده اند زجر و شكنجه نمي دهند و اين بواسطه تجربياتي است كه آنها در ورزشهاي رقابتي و گروهي ياد گرفته اند و البته چنين خصيصه اي تا حدي در ذاتشان ني وجود دارد . ولي اغلب زن ها معمولاً در بازيهاي گروهي يا رقابتي اگر خطايي كنند مثلاً پرتاب يك گل در بازي بسكتبال را از دست دهند ، مدام در ذهن خود اين اشتباه را مرور مي كنند به گونه اي كه ممكن است ادامه بازي را هم خراب كنند . از اين به بعد سعي كنيد پس از انجام اشتباهي يك نفس عميق بكشيد و توپ را برداشته و دوباره به سمت گل حركت كنيد .
۳ـ مخالفت و جواب هاي منفي را ناديده بگيرند . وقتي نوبت به بي اعتنايي به ناكامي و عدم پذيرش مي رسد ، تحقيقات نشان داده است كه بيشتر مردها به اين جواب هاي منفي بي اعتنا هستند مثلاً مي بينيد كه اكثر مردها چندين بار به خواستگاري مي روند و جواب منفي مي گيرند اما باز هم بي اعتنا به جواب منفي كه گرفته اند اميدوارانه ادامه مي دهند . اما اگر يك زن از مردي خواستگاري كند و يا در يك رابطه عاطفي دچار شكست شود و جواب منفي بشنود به سختي مي تواند آن را فراموش كند . بنابراين اگر تجربه و طاقت شنيدن و ناديده گرفتن مخالفت و جواب منفي را نداشته باشيد بهتر است تا آنجايي كه مي توانيد خود را در مسائل احساسي وارد نكنيد .
البته پس از اينكه چندين بار با مخالفت و جواب منفي مواجه شديد ديگر شايد بتوانيد آن را ناديده بگيريد .
۴ـ معذرت خواهي را متوقف كنيد : روانشناسان مي گويند كه زنان براي همه چيز معذرت خواهي مي كنند و اين مشكل بسيار رايج است كه در مواقع غيرضروري بايد حذف شود . يعني در مواقعي كه حق با شماست و دليلي براي عذرخواهي نيست اين كار را انجام ندهيد .
۵ ـ هر آنچه كه حق تان است و استحقاق آن را داريد بگيريد ! آيا تا به حال ديده ايد بيشتر پسرهايي كه تمام روز را در بيرون از خانه به بازي و تفريح مي پردازند و يا خانه را در طول روز به هم مي ريزند اصلاً احساس گناه نمي كنند و اين را حق خود مي دانند و يا زماني كه يك مرد عليرغم حقوق خوب تقاضاي افزايش حقوق مي كند اصلاً احساس طمع نمي كند و آن را حق خود مي داند . اكثر مردان حق و يا حتي گاهي خواسته هايي را كه چندان استحقاق آن را ندارند بدون خجالت و يا احساس گناه مي گيرند . مثلاً برخي زنان با اين كه مي دانند اين عادلانه نيست تمام روز را كار كنند و شب هم در خانه به مراقبت و نگهداري از كودكان به كارهاي خانه بپردازند اما اين كار را مي كنند و هيچ ، وقت خالي را به خود اختصاص نمي دهند و منتظر هستند كه اين حق را همسرشان به آنها بدهند .
در محيط كار هم همين طور است ، اين رئيس شما نيست كه بايد به شما بگويد كه چقدر ارزشمنديد و ارزش كاري شما چقدر زياد است و حق شما حقوق بيشتري است بلكه اين خود شما و كار شماست كه اين حق را ثابت مي كند و بايد حق خود را بگيريد .
سایت اطلاع رسانی خانواده
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 9 دی1385 و ساعت |
نهال دوستي بنشانيد  

دوستي ، يكي از مهم ترين روابطي است كه ما مي توانيم با ديگران داشته باشيم . ما هر روز ، به شيوه هاي گوناگون با ديگران ارتباط برقرار مي كنيم و انديشه ها ، احساسات و اطلاعات خود را به يكديگر انتقال مي دهيم . توانايي در برقراري روابط دوستانه با ديگران ، اهميت اساسي داشته ، براي سلامت و نشاط ما نقش مهمي دارد .
روابط و چگونگي ارتباط با ديگران ، بخش مهمي از شخصيت و زندگي ما را تشكيل مي دهند . دوستان خوب در اوقات خوش و ناخوش با ما باقي مي مانند ، با ما در شادي ها و هيجان ها شريك مي شوند ، و هنگامي كه مشكلي پيش بيايد ، در كنارمان مي مانند و از ما حمايت مي كنند . مهارت هاي برقراري ارتباط سالم با ديگران ، از ضروري ترين روش هاي مورد نياز انسان هاست .
اگر مي خواهيد با ديگران خوب ارتباط برقرار كنيد ، هنگام سخن گفتن ، كلمات شايسته و خوب انتخاب كنيد و مراقب زبان خود باشيد . سعي كنيد با ديگران همسازي داشته باشيد و آن ها را به خاطر خودشان دوست بداريد . آيا آن قدر در زندگي تان گرفتار و سرگرم هستيد ، كه فراموش مي كنيد به روابط دوستانه ي خود برسيد و به آن ها سروسامان بدهيد ؟! بسياري از افراد ، وقتي سرشان شلوغ ، و زندگي شان سرشار از گرفتاري است ، دوستانشان را فراموش مي كنند و بعد ، انتظار دارند هنگامي كه به مشكلي برخوردند ، از اين دوستان كمك بگيرند . اين گونه ، به جايي نمي رسند .
فراموش نكنيد كه نحوه ي ارتباط شما ، در ميزان حمايت و كمك از جانب ديگران ، تأثير مستقيم دارد ، و ارتباطات ، تأثير بسيار عميقي بر زندگي ما مي گذارد . دوستي هاي خوب به سرمايه گذاري ، توجه ، انرژي ، عشق و حمايت احتياج دارند ، اما پاداشي كه در اين ميان به دست مي آيد ، حد و اندازه ندارد . به طور كلي ، همه ي ما در طول زندگي به دلايل گوناگون ، ناگزير هستيم با نزديكان ، دوستان ، آشنايان ، همكاران ، اشخاصي كه با آنان رابطه ي كاري داريم و يا افراد بيگانه ، سر و كار داشته باشيم .
انجام بسياري از كارها مهم زندگي ، نيازمند برقراري ارتباط با ديگران است . انسان ها نياز دارند كه احساس كنند بخشي از جامعه اي بزرگ تر هستند ، و به همان نسبت به ديگران اهميت مي دهند . بدون داشتن ارتباط با ديگران ، هيچ جنبه اي از زندگي امكان پذير نيست ، و بدون يكديگر نمي توانيم هيچ كدام از نيازهايمان را بر طرف كنيم . چنانچه با انسان هاي ديگر احساس نزديكي و دوستي كنيد ، احساس شما نسبت به خودتان ، حدود چهار برابر بهتر از زماني خواهد شد كه با هيچ كس دم خور نباشيد .
بهتر است ميزان ارتباط با ديگران را براي خود مشخص كنيد . خنده و چهره ي شاد ، بهترين وسيله براي برقراري ارتباط ديگران است . شادي ، كالايي نيست كه در اندوختن ، زياد شود . همچنين ، خنده چيزي نيست كه با بخشيدن به ديگران ، از مقدارش كم شود ؛ به عكس ، با پراكندن شادي است كه مي توانيم شادي خود را افزايش دهيم . لبخند ، نشانه ي نظر مثبت شما به شخصي است كه مي خواهيد با او ارتباط برقرار كنيد . اين كار ، معمولا طرف مقابل را در شرايطي قرار مي دهد تا به صحبت با شما علاقه مند شود .
در برخورد با ديگران ، شادي و لبخند خود را حفظ كنيد . با خنده پيش از اخم كردن ، از شر نگراني خلاص شويد . عادت به لبخند زدن ، موجب مي شود كه دوستان زيادي داشته باشيد . مراقب باشيد كه لبخند شما ريشه دار و واقعي باشد . چنانچه مي خواهيد مورد علاقه ي ديگران باشيد ، بايد صفاتي را كه لازمه ي جلب ، و وسيله ي نشان دادن محبت است ، در خود ايجاد كنيد . به ياد داشته باشيد كه دوستي با محبت ، ارتباط مستقيم دارد . سخنان بيجا و بدون انديشه ، براي شما و ديگران سودي ندارند ، ولي دوستي را بيش از هر چيز ديگر به خطر مي اندازد .
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 9 دی1385 و ساعت |
غلبه بر اضطراب و نگراني

غلبه بر اضطراب و نگراني

غلبه بر اضطراب و نگراني ها 

سعي كنيد با به كارگيري راه هاي ساده زير بر اضطراب و نگراني هاي روزمره خود غلبه كنيد .
اگر شما از جمله افرادي هستيد كه زياد مضطرب مي شويد سعي كنيد هر روز فقط ۳۰ دقيقه از زمان خود را به فكر كردن در مورد تمامي نگراني هايي كه يك جا جمع كرده ايد اختصاص دهيد .
به نظر برخي از پزشكان و متخصصان دانشگاه و كلينيك هاي روانپزشكي معتبر ، اگر بتوانيد چنين كاري انجام دهيد نگراني بتدريج و خود به خود از بين مي رود و شما بار فكري و اضطراب كمتري را در طول روز به دوش خواهيد كشيد . در اينجا چهار عامل اضطراب و راه هاي عملي و رايج رفع آن را بازگو خواهيم كرد :
. افراد بدبين : اغلب شما هميشه بدترين نتيجه و اتفاق احتمالي را در نظر مي گيريد . براي مثال به اين فكر مي كنيد كه اگر بنزين اتومبيل يا گازتان تمام شود چه كار مي كنيد يا اگر دير برسم از كار اخراج مي شوم . براي كاهش ترس و اينگونه تفكرات ، اضطراب خود را با برآورد و ارزيابي نتايج و خطرات واقعي احتمالي آن كاهش دهيد . مثلاً با خود بگوييد كه نتيجه تمام شدن بنزين اتومبيل چه مي تواند باشد ؟
نهايت اين است كه فقط كمي دير به مقصد مي رسيد بدون اينكه حادثه اي خطرناك براي شما رخ دهد ، چرا كه اين اتفاق براي خيلي از افراد مي افتد بدون اينكه فاجعه اي برايشان رخ دهد .
. افراد كمال گرا . برخي از شما اغلب قبل و يا بعد از وقوع حوادث به دليل اشتباهاتي كه كرده ايد مدام خود را سرزنش مي كنيد و ناله و ناراحتي سر مي دهيد . براي رهايي از اين مشكل سعي كنيد كه اشتباهات خود را زياد بزرگ جلوه ندهيد و آن ها را ساده تر بيانگاريد و راحت تر قبول كنيد . مثلاً بگذاريد لبه نان توست كمي بسوزد و يا نگران تپق زدن در حين محاوره و گفتگويتان با افراد نباشيد و گهگاه پس از تپق زدن بدون اين كه مكث كنيد و ساكت بمانيد به صحبت خود ادامه دهيد .
. افراد وسواسي و بي اراده : اين صفت در افراد موجب مي شود كه آنها مدام كارهايشان را چندين بار بازبيني و چك كنند . مثلاً افراد وسواسي كليدشان را كه مطمئنند در كيف خود گذاشته اند مدام چك مي كنند . براي توقف اين چرخه حل اين مشكل بايد اين افراد حتي الامكان كارهاي خود را در ابتدا به طور دقيق كنترل كنند و مراقب باشند تا ديگر به بازبيني كار خود نپردازند چرا كه با اينگونه كنترل رفتار بالاخره اين كارهاي وسواس گونه را كم كم كنار گذاشته و مي توانند به قضاوت و تصميم گيريهاي خود اعتماد كنند . اين افراد همچنين ممكن است لازم باشد توصيه اي را كه به افراد كمال گرا كرديم نيز به كار بگيرند با خود بگويند كه اگر گهگاه دچار اشتباه شوند موردي ندارد و يا اگر چيزي را گاهي فراموش كنند بايد آن را امري عادي كه بيشتر افراد مرتكب مي شوند تلقي كنند .
. افراد دمدمي مزاج : اين دسته از افراد مدام نگران تفكر ديگران در مورد كردار و رفتارشان هستند و اغلب رفتار و كارهايشان را براي اينكه باب ميل و سليقه ديگران باشد تغيير مي دهند و كمتر اعتراض مي كنند .
بنابراين براي كاهش اين ترس بايد رفتار واقعي و باب ميل خود را انجام دهند تا با مشكلات و عضلات احتمالي آن روبرو شوند و ترسشان بريزد . و مدام رفتار و كارهاي خود را رد نكنند تا بتوانند در صورت اصولي و اخلاقي بودن رفتارشان كه شايد باب ميل ديگران هم نباشد از خود دفاع كنند و اعتماد به نفس شان تقويت شود .
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در شنبه 9 دی1385 و ساعت |
از راه كم گذر بگذر 

ترقي و پيشرفت فردي و جهاني وابسته به مردان غير منطقي است، نه به آن‌هايي كه با جامعه‌شان همساز مي‌شوند و هرآنچه را كه پيش مي‌آيد مي‌پذيرند. پيشرفت وابسته به افراد نوآور است كه سنت ها و مقررات را رد مي‌كنند و دنياي خود را شخصاً مي‌سازند. براي اين كه بتوانيد راه خود را از مسير سازش و تقليد به مرحله عمل ابتكاري تغيير دهيد، لازم است راه مقاومت در برابر آموزه هاي منفي وفشارهايي كه براي وارد كردن شما به اجراي دستورالعمل‌ها به عمل آيد بياموزيد. شرط اين كه بتوانيد به طور كامل كارآمد شويد، مقاومت كردن دربرابر تحميل سنت ها ومقـررات است ممكن است به نظر عده‌اي نافرمان بياييد، البته اين بهايي است كه بايد براي تحصيل استقلال رأي پرداخت . ممكن است شخصي متفاوت به نظر بياييد، برچسب خودخواه يا ياغي بگيريد و عدم تأييد بسياري از افرادعادي را نسبت به خود بخريد ، و بعضي از اوقات نيز طرد شويد. بعضي ازمردم مقاومت شما را در برابر سنت ها و آيين هايي كه خود پذيرفته اند با نظر خصمانه‌اي مي‌نگرند. اين استدلال كهنه به گوشتان خواهد خورد كه اگر همه‌ي افراد بخواهند قوانين شخصي خود را دنبال كنند چه خواهد شد وجامعه به چه صورتي درخواهد آمد . يك پاسخ ساده‌ي اين سئوال البته اين است كه همه كس چنين كاري نخواهد كرد، اعتياد اكثر مردم به حمايت هاي بيروني و «بايد»ها، ايجاد چنين وضعي را غير ممكن مي سازد. بحث ما دراين جا به هرج ومرج خواهي مربوط نمي شود. هيچ كس خواهان نابودي جامعه نيست، اما بسياري از ما خواهان آنيم كه در داخل جامعه آزادي بيش تري به افراد داده شود، آ‎زادي و رهايي از «بايد»هاي بي معني و احمقانه. حتي قوانين ومقررات منطقي نيز هميشه در هر شرايطي به كارنمي آيند. سعي ما بر اين است كه آزادي انتخاب را در افراد به وجود بياوريم، به اين معنا كه شخص قادر باشد خود را ازبردگي فكري دايم پيروي كردن بايد رها سازد. چه لزومي دارد كه شما دايماً طبق انتظارات و توقعات فرهنگي جامعه رفتار كنيد؟ اگر اين طورهستيد و احساس مي كنيد كه توانايي تغيير كردن نداريد، در واقع يك مقلد هستيد كه اجازه مي دهيد ديگران راه شما را تعيين كنند.

                       

مدير و راهبر زندگي خويش بودن مستلزم نرمش و انعطاف پذيري و ارزيابي مكررشخصي از عملكرد مقررات در هر لحظه است. درست است كه پيروي و اطاعت كوركورانه از قوانين ديگران آسان تراست، ولي وقتي كه در مي يابيد كه قانون براي خدمت به شماست و شما خدمتگزار آن نيستيد، آن گاه مي توانيد شروع به نابود كردن رفتار ميمون وارخود بنماييد. اگر مي خواهيد مقاومت در برابر دستورالعمل ها را بياموزيد بايد بي اعتنايي راپيشه خود سازيد. ديگران اطاعت كردن را، حتي اگر به ضررشان باشد برمي گزينند و شما بايد ياد بگيريد كه اجازه دهيد آن ها دنبال انتخاب خود بروند. نبايد عصباني شويد، فقط لازمست كه براساس معتقدات خود رفتار كنيد. يكي ازهمكاران من كه در نيروي دريايي بود هنگام ديدار سياسي پرزيدنت آ يزنهاور از كاليفرنياي شمالي، دريك ناوهواپيما در سانفرانسيسكو مستقربود. آن ها دستور داشتند با شكل ايستادن افرادشان كلمات «سلام آيك» رابسازند تا رئيس جمهوري بتواند هنگام عبوربا هلي كوپترآن را ببيند اين كار به نظر دوست من احمقانه و بي معني آمد و تصميم گرفت از انجام آن خودداري كند، زيرا با تمام عقايد او در تعارض بود. به جاي هر گونه طغيانگري، بعد از ظهراز كشتي خارج شد و گذاشت تا ديگران در آن مراسم بي معني شركت كنند. او فقط از ايفاي نقش خود امتناع نمود، نه ديگران را تحقير كرد و نه جدال بيهوده اي راه انداخت. فقط با بي اعتنايي به راه خود رفت و گذاشت تا ديگران به ميل خود رفتار كنند. مقاومت در برابر دستورالعمل هاي منفي به معناي اينست كه براساس نظريات و معتقدات خود تصميم بگيريد و تصميمات خود را تا آنجا كه ممكن است باقابليت و به آرامي انجام دهيد و اگر انتخاب هاي شما به نتايج مطلوب نرسيد، از تظاهرات خصمانه بپرهيزيد. مقررات، سنت ها و آيين هاي احمقانه هيچ گاه از بين نمي روند ، اما شما مجبورنيستيد جزيي از آن باشيد. وقتي ديگران حركات بي اراده و گوسفندوار خود را انجام مي دهند شما فقط بي اعتنا باقي بمانيد و به راه خود برويد.
اما اگرآن ها مي خواهند ميمون وار زندگي كنند ايرادي ندارد، اما شما ازآن ها پيروي نكنيد. ايجاد هياهو ديگران راعصباني مي كند و موانع بيش تري در راه شما به وجود مي آورد. خواهيد ديد كه همه روزه موارد متعددي پيش مي آيد كه بهتر است به آرامي مقررات را دوربزنيد تا اين كه اقدام اعتراض آميزي بنماييد. درواقع كليه آراء تازه‌اي كه منجر به تغييراتي در اجتماع گرديده اند، زماني مورد تحقير و شماتت بوده و حتي بسياري ازآن ها غيرقانوني نيز بوده اند. پيشرفت تماماً بستگي دارد به اين كه با مقررات كهنه و بي فايده مخالفت نموده و آن ها را به دورافكنيد . مردم؛ اديسون، هنري فورد ، انيشتين و برادران رايت را مسخره مي كردند تا وقتي كه آن ها موفق شدند. شما نيز با آغاز به مقاومت دربرابرمقررات بي معني مورد تحقير قرار خواهيد گرفت.

نويسنده: دكتر وين و. داير
مترجم: بدر زمان نيك فطرت

منبع:سایت نشریه روانشناسی و جامعه

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در جمعه 8 دی1385 و ساعت |
از راه كم گذر بگذر 

ترقي و پيشرفت فردي و جهاني وابسته به مردان غير منطقي است، نه به آن‌هايي كه با جامعه‌شان همساز مي‌شوند و هرآنچه را كه پيش مي‌آيد مي‌پذيرند. پيشرفت وابسته به افراد نوآور است كه سنت ها و مقررات را رد مي‌كنند و دنياي خود را شخصاً مي‌سازند. براي اين كه بتوانيد راه خود را از مسير سازش و تقليد به مرحله عمل ابتكاري تغيير دهيد، لازم است راه مقاومت در برابر آموزه هاي منفي وفشارهايي كه براي وارد كردن شما به اجراي دستورالعمل‌ها به عمل آيد بياموزيد. شرط اين كه بتوانيد به طور كامل كارآمد شويد، مقاومت كردن دربرابر تحميل سنت ها ومقـررات است ممكن است به نظر عده‌اي نافرمان بياييد، البته اين بهايي است كه بايد براي تحصيل استقلال رأي پرداخت . ممكن است شخصي متفاوت به نظر بياييد، برچسب خودخواه يا ياغي بگيريد و عدم تأييد بسياري از افرادعادي را نسبت به خود بخريد ، و بعضي از اوقات نيز طرد شويد. بعضي ازمردم مقاومت شما را در برابر سنت ها و آيين هايي كه خود پذيرفته اند با نظر خصمانه‌اي مي‌نگرند. اين استدلال كهنه به گوشتان خواهد خورد كه اگر همه‌ي افراد بخواهند قوانين شخصي خود را دنبال كنند چه خواهد شد وجامعه به چه صورتي درخواهد آمد . يك پاسخ ساده‌ي اين سئوال البته اين است كه همه كس چنين كاري نخواهد كرد، اعتياد اكثر مردم به حمايت هاي بيروني و «بايد»ها، ايجاد چنين وضعي را غير ممكن مي سازد. بحث ما دراين جا به هرج ومرج خواهي مربوط نمي شود. هيچ كس خواهان نابودي جامعه نيست، اما بسياري از ما خواهان آنيم كه در داخل جامعه آزادي بيش تري به افراد داده شود، آ‎زادي و رهايي از «بايد»هاي بي معني و احمقانه. حتي قوانين ومقررات منطقي نيز هميشه در هر شرايطي به كارنمي آيند. سعي ما بر اين است كه آزادي انتخاب را در افراد به وجود بياوريم، به اين معنا كه شخص قادر باشد خود را ازبردگي فكري دايم پيروي كردن بايد رها سازد. چه لزومي دارد كه شما دايماً طبق انتظارات و توقعات فرهنگي جامعه رفتار كنيد؟ اگر اين طورهستيد و احساس مي كنيد كه توانايي تغيير كردن نداريد، در واقع يك مقلد هستيد كه اجازه مي دهيد ديگران راه شما را تعيين كنند.

                       

مدير و راهبر زندگي خويش بودن مستلزم نرمش و انعطاف پذيري و ارزيابي مكررشخصي از عملكرد مقررات در هر لحظه است. درست است كه پيروي و اطاعت كوركورانه از قوانين ديگران آسان تراست، ولي وقتي كه در مي يابيد كه قانون براي خدمت به شماست و شما خدمتگزار آن نيستيد، آن گاه مي توانيد شروع به نابود كردن رفتار ميمون وارخود بنماييد. اگر مي خواهيد مقاومت در برابر دستورالعمل ها را بياموزيد بايد بي اعتنايي راپيشه خود سازيد. ديگران اطاعت كردن را، حتي اگر به ضررشان باشد برمي گزينند و شما بايد ياد بگيريد كه اجازه دهيد آن ها دنبال انتخاب خود بروند. نبايد عصباني شويد، فقط لازمست كه براساس معتقدات خود رفتار كنيد. يكي ازهمكاران من كه در نيروي دريايي بود هنگام ديدار سياسي پرزيدنت آ يزنهاور از كاليفرنياي شمالي، دريك ناوهواپيما در سانفرانسيسكو مستقربود. آن ها دستور داشتند با شكل ايستادن افرادشان كلمات «سلام آيك» رابسازند تا رئيس جمهوري بتواند هنگام عبوربا هلي كوپترآن را ببيند اين كار به نظر دوست من احمقانه و بي معني آمد و تصميم گرفت از انجام آن خودداري كند، زيرا با تمام عقايد او در تعارض بود. به جاي هر گونه طغيانگري، بعد از ظهراز كشتي خارج شد و گذاشت تا ديگران در آن مراسم بي معني شركت كنند. او فقط از ايفاي نقش خود امتناع نمود، نه ديگران را تحقير كرد و نه جدال بيهوده اي راه انداخت. فقط با بي اعتنايي به راه خود رفت و گذاشت تا ديگران به ميل خود رفتار كنند. مقاومت در برابر دستورالعمل هاي منفي به معناي اينست كه براساس نظريات و معتقدات خود تصميم بگيريد و تصميمات خود را تا آنجا كه ممكن است باقابليت و به آرامي انجام دهيد و اگر انتخاب هاي شما به نتايج مطلوب نرسيد، از تظاهرات خصمانه بپرهيزيد. مقررات، سنت ها و آيين هاي احمقانه هيچ گاه از بين نمي روند ، اما شما مجبورنيستيد جزيي از آن باشيد. وقتي ديگران حركات بي اراده و گوسفندوار خود را انجام مي دهند شما فقط بي اعتنا باقي بمانيد و به راه خود برويد.
اما اگرآن ها مي خواهند ميمون وار زندگي كنند ايرادي ندارد، اما شما ازآن ها پيروي نكنيد. ايجاد هياهو ديگران راعصباني مي كند و موانع بيش تري در راه شما به وجود مي آورد. خواهيد ديد كه همه روزه موارد متعددي پيش مي آيد كه بهتر است به آرامي مقررات را دوربزنيد تا اين كه اقدام اعتراض آميزي بنماييد. درواقع كليه آراء تازه‌اي كه منجر به تغييراتي در اجتماع گرديده اند، زماني مورد تحقير و شماتت بوده و حتي بسياري ازآن ها غيرقانوني نيز بوده اند. پيشرفت تماماً بستگي دارد به اين كه با مقررات كهنه و بي فايده مخالفت نموده و آن ها را به دورافكنيد . مردم؛ اديسون، هنري فورد ، انيشتين و برادران رايت را مسخره مي كردند تا وقتي كه آن ها موفق شدند. شما نيز با آغاز به مقاومت دربرابرمقررات بي معني مورد تحقير قرار خواهيد گرفت.

نويسنده: دكتر وين و. داير
مترجم: بدر زمان نيك فطرت

منبع:سایت نشریه روانشناسی و جامعه

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در جمعه 8 دی1385 و ساعت |
 

 

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 3 دی1385 و ساعت |

انتخاب و آرامش انسان

 

الف) هر انتخابی هزینه هایی دارد که انسان ناگزیر به پرداخت آنهاست.

اگر نخواهیم که هزینه های متناسب با انتخاب خود را بپردازیم ، بناچار مستاصل و درمانده می شویم و یا اینکه می بایست با انتخابی که دیگران برایمان می کنند، بسازیم.

فرض کنید شما نیاز  به انتخاب شغل دارید. مثلاً دوست دارید یک متخصص یا یک تاجر شوید. پس باید دست به انتخاب بزنید ؛ ولی خیلی زود متوجه خواهید شد که هر انتخابی زمینه و هزینه های خاص خودش را دارد. برای متخصص شدن نیاز به سالها زمان ، سخت کوشی ، آموزش، مطالعه و تجربه هست. این هزینه آنقدر سنگین است که بسیاری از افراد، از زیر آن شانه خالی می کنند. اگرچه در اطراف خود همه نوع شغلی می بینیم، اما افراد متخصص و حرفه ای کمتر هستند و مشتریان و خواهان بسیاری نیز دارند.

اگر بخواهید تاجر شوید ، علاوه بر آموزش و مشاوره با افراد خبره ، نیاز است که با برنامه ریزی ، تحمل اشتراک با دیگران و طی زمان طولانی ، کسب سرمایه کنید و با زحمت بسیار اعتبار به دست آورید. همه اینها هزینه هایی هست که برای انتخاب خود می پردازیم.

اگر هزینه لازم جهت انتخاب خود را نپردازیم، نمی توانیم به انتخاب مطلوب خود دست پیدا کنیم.

هر ساله صدها هزار نفر ، بصورت نیم بند، نصف و نیمه و سرسری ، برای کنکور درس می خوانند. آنها یا به درستی از میزان زحمت لازم برای قبولی ( انتخاب تحصیل در دانشگاه) آگاه نیستند و یا اینکه می دانند، ولی زحمت پرداخت هزینه مورد نیاز ( زحمت مشاوره تحصیلی،  برنامه ریزی ، سخت کوشی و مطالعه)  را به خود نمی دهند. تمام این افراد برای موفق نشدن خود دلایلی می تراشند که هیچ سودی به حال آنها ندارد و نتیجه قطعی اینست که آنها به انتخاب خود دست نمی یابند.

دانش آموزانی که برای تمام روزهای سال برنامه داشته و زیر نظر مشاوران، اوقات فراغت خود را تبدیل به اوقات مطالعه و سخت کوشی می کنند از میزان هزینه انتخابهایشان آگاهند و می دانند ادامه تحصیل ، دانشگاه و پیدا کردن شغل دلخواه را، به رایگان به کسی نمی دهند.

پس افرادی که پس از برنامه ریزی و زحمت کشیدن ، انتخاب درستی نیز انجام می دهند به آرامش دست می یابند. یعنی آرامش انسان در پی برنامه ای دقیق، زحمتی مستمر و مداوم ، مشاورانی همدرد و دلسوز که منجر به انتخاب سنجیده می شود ، حاصل می گردد.

نتیجه: هر انتخابی مانند: انتخاب همسر، انتخاب شغل، انتخاب دوست ، انتخاب مسیر ، انتخاب هدف ، انتخاب شیوه زندگی ، انتخاب مذهب، انتخاب رشته تحصیلی ، انتخاب محل زندگی، انتخاب روش برخورد با دیگران، و هزاران هزار انتخاب دیگر، همه و همه، نیازمند صرف هزینه های خاص خود (ایجاد بستر و زمینه لازم، برنامه ریزی ، مشاوره با متخصص، سخت کوشی، استمرار ، زمانبندی و ... ) هستند . تا در پی چنین انتخابی آرامش انسان تامین گردد.

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 3 دی1385 و ساعت |

انتخاب و آرامش (1)

 

 

 

ما خیلی وقت های به دنبال آرامش گشته ایم ، ولی نیافته ایم. در این یادداشت و یادداشت بعدی سعی بر این است که به کمک هم ، آرامش را بیشتر بشناسیم و در آغوش بگیریم.

لازمه اینکه همسفر شویم اینست که در کنار هم حرکت کنیم.لذا اگر شما در مورد سئوال های ذیل بیشتر تعمق کنید و افکار خود را روی آنها متمرکز نمائید،زمینه های بحث در یادداشت بعدی هموارتر می گردد.

شاید پیش آمدن سئوالات ذیل و جواب شما به آنها ، خود به خود به نتیجه مطلوب منجر شود و شما را از مطالعه یادداشت بعدی بی نیاز گرداند. چرا که اگر موضوعی برای آدمی سئوال شود، بزودی جوابهای آنها را نیز کشف خواهد کرد.

پس قلم و کاغذی بردار و با تفکر و تعمق و با دقت و ظرافت جواب سئوالات ذیل را در مورد خودت یادداشت کن . تا در یادداشت بعد، با زمینه لازم و به کمک هم ، بیشتر به مسئله انتخاب و آرامش بپردازیم.

 آرامش:

آرامش چیست؟ و افراد آرام چگونه اند؟

آیا کسب آرامش ضرورت دارد؟

واقعا در کجا ، چه وقت و چگونه به دنبال آرامش بگردیم؟

آیا اصولا آرامشی وجود دارد. راه  یا  راههای رسیدن به آرامش کدامند؟

آیا آرامش انسان نسبی هست یا کلی؟ آیا کسب آرامش برای آدمی ممکن است؟

برای رسیدن به آرامش از کجا شروع کنیم؟ کسب آرامش چه میزان انرژی می طلبد؟

آیا رسیدن به آرامش عملی هست؟

 

و اما انتخاب:

انتخاب چیست؟

ارزش مقوله انتخاب از کجا ناشی می شود؟

آیا ما می توانیم در زندگی دست به انتخاب بزنیم؟ حدود انتخابهای ما کدامند؟

انتخاب چه سهمی در زندگی ما دارد؟ و تا چه اندازه روی کیفیت زندگی ما تاثیر می گذارد؟

چه عواملی روی انتخاب های ما موثرند؟

انتخاب های مهم زندگی ما کدامند؟

به چه میزان در زندگی انتخاب می کنید؟

چه کسانی برای ما انتخاب می کنند؟

چه میزان به دیگران اجازه می دهیم که برای ما انتخاب کنند؟

به چه میزان انتخابهای دیگران را تائید یا رد می کنیم؟

چه مقدار برای دیگران انتخاب می کنیم؟

آیا بیشتر اجازه می دهیم که  برایمان انتخاب کنند ؟ یا بیشتر سعی می کنیم ، خود دست به انتخاب بزنیم؟

 

رابطه انتخاب و آرامش:

نقطه تلاقی انتخاب و آرامش کجاست؟

آیا انتخاب های ما، چگونگی آرامش ما را تعیین می کنند؟

آیا ما با تنظیم و کنترل انتخابهایمان در دامان آرامش خواهیم افتاد؟

آیا ما به دنبال انتخابهای منتهی به آرامش هستیم؟

 

+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 3 دی1385 و ساعت |
دنياي اسباب بازي
دنياي اسباب بازي 

صاحب نظران در امر تعليم و تربيت و روان شناسي ثابت كرده اند كه بازي و اسباب بازي در رشد جسماني و رشد نيروي عقلي و رشد ذهني و فكري كودكان چقدر مؤثر است .
مي دانيم كه كودكان شش تا هيجده ماهه علاقه بسيار دارند كه هر چيز را در ميان دستها و انگشتان خود بگيرند و به دهان ببرند و از آنجا كه هنگام دندان درآوردن آنهاست ، دوست دارند كه هر چيز را به لثه هاي خود بمالند و اين امري طبيعي است ، زيرا ، لثه هاي آنان دچار خارش است و از سوي ديگر ماليدن لثه ها با اشياء سبب مي شود كه پوست لثه نازك شود و برآمدن دندان شيري را از لالي لثه ها آسان كند .
بنابراين اسباب بازي ها متناسب با اين سنين بايد ناشكننده ، نرم و صاف و قابل شستشو باشد ، چون داخل دهان كودك مي شود ، حتماً بايد تميز و عاري از آلودگي و اندازة آن در حدي باشد كه كودك نتواند آن را فرو دهد . از سوي ديگر چون نظر كودك با اشياء رنگي بيشتر جلب مي شود ، بهتر است كه در تهية اسباب بازي از رنگ هاي جذاب و شاد استفاده گردد . به خاطر داشته باشيم كه در اين سن پستانك بهترين اسباب بازي كودك است .
از سن هيجده ماهگي تا سه سالگي باز هم پستانك يكي از جاذب ترين چيزها براي كودك است . رنگ قرمز بيشتر از رنگهاي ديگري كودكان را جذب مي كند .
به تدريج كه كودك بزرگتر مي شود به تصوير اشياء و آدمها بيشتر علاقه مند مي گردد . و توجه زيادي به كتاب هاي مصور را از خود نشان مي دهد . اتفاقاً اين نوع كتابها براي كودكان بهترين وسيلة آموزشي است .
بايد اسباب بازي متناسب با سن كودك باشد ، يعني همچنانكه براي كودك شيرخوار چيزي شبيه به جغجغه نرم و صاف و نشكن و قابل شستشو لازم است براي كودكي كه دوران پيش از دبستان و دورة آغازين دبستان را مي گذارند كتاب هاي مصور و يا وسايل بنايي به شرطي كه همه از مواد پلاستيكي و بي خطر ساخته شده باشد و اشياء متحرك مثل ، انواع اتوميبل هاي پلاستيكي كوچك متناسب است .
همانطور كه گفته شد ، اسباب بازي بايد موجب رشد كودك باشد . يعني او را به حركت وادار و سبب شود كه بينديشد و ياد بگيرد كه چگونه اراده كند و چگونه تصميم بگيرد و چگونه عمل كند .
بنابراين لازم است كه اسباب بازيهايي براي كودك انتخاب شود كه اجزاي آن به سادگي از هم جدا شود و به سادگي به هم بپيوندد . مسلماً در اين جداسازي و پيوند زدن كودك چيزها فراخواهد گرفت .
اصولاً كودك به شدت كنجكاو است ، يعني نياز به فراگرفتن او را كنجكاو كرده است .
تجربه نشان داده است كه هر چه به دست كودك داده شود ، مي خواهد آن را متلاشي كند ، تا بداند درون آن چيست چگونه ساخته شده است . كودك براي بازكردن اجزا شي ء اي ، از يكديگر مي انديشد تا راه منطقي بيابد و براي بستن آنها به هم نيز مي انديشد . پس بدين طريق ذهن كودك و انديشة وي پرورده مي شود و توسعه مي يابد .
نكتة ديگري كه توجه به آن ضرورت دارد آن است كه اسباب بازي بايد انگيزه و محرك باشد و همانطور كه گفته شد كودك را به خود جذب كند تا كودك به ادامه بازي رغبت داشته باشد . در غير اين صورت كودك به طرف بازي كشيده نخواهد شد .
ديگر اينكه اسباب بازي بايد وسيله اي براي پرورش دادن مهارت كودك شود ، خواه ذهني و خواه مهارت جسمي .
ديگر خواص اسباب بازي آن باشد كه حواس كودك را پرورش و توسعه دهد و حركات اندام كودك را متناسب و هماهنگ كند .

*منابع:

كودكاني آزاد و مستقل تربيت كنيم - تأليف آ . اس . نيل - ترجمه عبدالرضا صرافان روانشناسي بازي - هايده موثقي بررسي پيامدهاي بازي هاي ويديويي و رايانه اي - مرتضي منطقي پيوند - نشريه آموزشي تربيتي - شماره 280 روزنامه هاي كثيرالانتشار

ويژگي هاي اسباب بازي ها 

۱ – انتخاب اسباب بازي بايد متناسب با سن و جنس كودك باشد .
۲ – در انتخاب اسباب بازي بايد هدفهاي پرورشي و آموزشي آنها مخلوط شود ، زيرا اسباب بازي تنها وسيله تفريح كودك نيست ، بلكه نقش موثري در رشد ذهني و جسمي كودك دارد .
۳ – بايد دانست كه شخصيت و انديشه كودكان حتي كودكان خردسال هنگام بازي با اسباب بازي شكل مي گيرد .
۴ – نيروي خلاقه كودك را برانگيزد .
۵ – بايد دانست كه اسباب بازي از نيازهاي بنيادي كودك به شمار مي رود و جزء مهمي از زندگي او را در برمي گيرد .
۶ – نيروي تخيل و تصور كودك را تحريك كند و ذهن او را پرورش دهد .
۷ – پدران و مادران و مربيان بايد بدانند كه اسباب بازي فقط وسيله تفريح كودك نيست ، بلكه در آموزش كودكان و در پرورش فكري آنان نقش مهمي دارد .
۸ – كودك را در كسب مهارتهايي كه در بزرگسالي به كار او مي آيند ، ياوري كند .

بهترين اسباب بازي 

بهترين اسباب بازي آن است كه كودك را مجذوب خود كند و او دوباره و دوباره به سراغ آنها برود و بازي كند ، البته حتماً نبايد اين اسباب بازي ها را از بيرون تهيه كرد خود مادر يا پدر هم مي توانند به كودك خود كمك كنند و در خانه از وسايل ابتدايي و سرگرم كننده استفاده كنند مانند ظرف هايي پلاستيكي ماست يا بستني كه مي توان از آنها به عنوان جعبه اي براي گذاشتن و بيرون آوردن ، ريختن آب در حمام و يا پر و خالي كردن ماسه ، استفاده كرد اما به طور كامل در انتخاب اسباب بازي كه چه از بيرون تهيه نماييم و چه خود درست كنيم بايد چند نكته را مورد توجه قرار داد :
كه آيا اسباب بازي با سن كودك تناسب دارد ؟
آيا بي خطر است ؟
آيا تحريك بخش است ؟
آيا ارزش بازي دارد يعني آيا آنقدر چند منظوره هست كه براي انواع بازي ها كاربرد داشته و ارزش آموزشي دارد ؟
يكي از نكاتي كه بايد به ياد داشته باشيد اين است كه كودكان به ويژه در سه سال اول زندگي به سرعت تغيير مي كنند و اسباب بازي كه يك كودك دو ماهه را سرگرم مي كند براي يك كودك دو ساله سرگرم كننده نيست و برعكس . بنابراين تناسب داشتن اسباب بازي انتخاب شده با سن كودك بسيار مهم است ، اگر اسباب بازي خيلي پيشرفته باشد كودك نمي داند چگونه با آن بازي كند و لذت زيادي از آن نمي برد و اگر بسيار ابتدايي باشد حوصله كودك زودسر مي رود . مثلاً كودك خردسال به اسباب بازي هايي نياز دارد كه حواس پنجگانه او را تحريك كند مانند اسباب بازي هايي كه صدا درمي آورند مثل جغجغه كه به كودك احساس تسلط و كنترل مي دهند و رشد مهارت هاي دستي و هماهنگي او را تسريع مي كنند و يا براي كودك ۲ ساله كه مهارت چرخش مچ را كسب مي كنند ، اسباب بازي هايي كه در پوش پيچي دارند ، مكعبهايي كه داخل هم چفت مي شوند ، مجموعه اشكال پيشرفته تر با قطعاتي به شكلهاي مختلف كه هر يك فقط در داخل يك سوارخ جا مي گيرند همگي اسباب بازي هاي مناسب براي رشد كودكان در اين مرحله سني به شمار مي رود .
كودك پيش دبستاني همچنان از بازي با مكعب ها ، وسايل نقاشي و رنگ آميزي و هر چيزي كه محرك بازيهاي تخيلي باشد لذت مي برد . او مي تواند شروع به انجام بازيهاي ساده با كارتهاي بازي كند . بچه ها بازي كردن را دوست دارند و اگر شما هم در بازيها شركت كنيد جنبه آموزشي بازي براي كودكانتان بيشتر مي شود . پس به طور كلي مي توان گفت كه :
اسباب بازي بايد انگيزنده و محرك باشد و همانطور كه گفته شد كودك را به خود جذب كند تا كودك به ادامه بازي رغبت داشته باشد و همچنين اسباب بازي بايد وسيله اي براي پرورش دادن مهارت كودك شود ، خواه مهارت ذهني و خواه مهارت جسمي و از ديگر خواص اسباب بازي بايد آن باشد كه حواس كودك را پرورش و توسعه دهد و حركات اندام كودك را متناسب و هماهنگ كند .

انواع اسباب بازي 

در توضيحات قبلي گفتيم كه اسباب بازي با سن و جنس كودك بايد متناسب باشد و وسيله اي براي آموزش و پرورش كودك . بنابراين طبقه بندي انواع اسباب بازي بايد بر مبناي اين اصول قرار گيرد و از اين رو اسباب بازي ها بنا بر تاثيري كه در موقعيت هاي مختلف يادگيري كودك دارند به دو دسته تقسيم مي شوند :
الف ) اسباب بازي هاي سازمان يافته
ب ) اسباب بازي هاي سازمان نايافته
اسباب بازي هاي سازمان يافته عبارت از وسايلي است كه شكل مشخص و از پيش تعيين شده و كاربرد آنها محدود است و براي ايجاد موقعيت هاي خاص يادگيري كودكان به كار رود . اين گروه از اسباب بازي ها به شش دسته تقسيم مي شود :
۱ – اسباب بازي هاي مخصوص خردسالان
اسباب بازي هاي متحرك و جغجغه جزء‌ اسباب بازي هاي مخصوص خردسالان هستند اسباب بازي هاي متحرك وسايلي هستند كه از قطعات رنگي و سبك تشكيل شده و بربالاي گهواره كودك آويخته مي شوند و در اثر حركت به چپ و راست ، صدا مي دهند عده اي از اين اسباب بازي ها هنگام آويزان بودن در هوا به حركت درمي آيند و حركات افقي ، عمودي ، چرخش و زيگزاگ دارند و اگر اين اسباب بازي هاي متحرك را در برابر چشمان كودك حركت دهيم ، چون كودك چشمان خود را به دنبال اسباب بازي مي گرداند ، موجب تقويت عضلات چشم وي مي شود . هميچين استفاده از جغجغه موجب رشد و تقويت حس شنوايي ، آشنايي با صداهاي گوناگون ، تحريك حس بينايي و افزايش نيروي هماهنگي انگشتان و ساعد و بازوي كودك مي شود .
۲ – اسباب بازي هايي كه جالب توجه كودك هستند .
اين گونه اسباب بازي ها براي كودكاني كه به اسباب بازي زياد توجه نمي كنند و به بازي ها علاقه نشان نمي دهند بسيار مناسب است ، مانند انواع اتومبيل ها از قبيل ، آمبولانس ، اتومبيل هاي آتش نشاني كه با فشار دادن كليد آژير مي كشند و چراغهاي آنها خاموش و روشن مي شود . اين نوع اسباب بازي ها كودك را كاملاً مجذوب مي كنند ، چون كودك ناچار است كليد خاموش و روشن آن را بيابد و به كاربرد تا اتومبيل به كار افتد ، همين امر موجب تقويت حواس وي خواهد شد ، و كودك دقت كردن در امور را مي آموزد .
۳ – اسباب بازي هايي كه در كودك تحرك ايجاد مي كند .
اين گونه اسباب بازي ها براي تقويت عضلات ، كاربرد انرژي ، ايجاد تعادل و پرورش حس اعتماد به ذهن كودكان مفيد است و دامنة تجربيات كودكان را گسترده مي كند .
وسايلي مانند : نردبان چوبي ، سرسره ، الاكلنگ ، اسكينينگ رينگ و توپ از اين نوع هستند . همچنين دوچرخه و سه چرخه موجب تحرك كودك مي شود .
۴ – اسباب بازي هايي كه تقويت كننده مهارتهاي دستي و موجب هماهنگي چشم و دست است و اصطلاحاً همسازي ناميده مي شود .
به نخ كشيدن مهره ها و اسباب بازي هايي كه به شكل پيچ و مهره ساخته شده اند و اسباب بازي هايي كه از قطعات قابل تركيب با يكديگر ساخته شده اند از اين نوع هستند .
۵ – اسباب بازي هايي كه موجب تقويت و گسترش نيروي تشخيص و تميز كودكان مي شود .
مثل قطعاتي كه شكل هندسي دارند . به كمك اين اسباب بازي كودك با اشكال هندسي مختلف ، مانند : دايره ، مربع ، مثلث و ... آشنا مي شود .
پازل هايي كه شكل منظم هندسي دارند و جاسازي مي شوند مناسب ترين نمونه براي اين گونه اسباب بازي هستند .
۶ – اسباب بازي هايي كه نيروي سخنگويي كودك را تقويت مي كنند و كودك را در بيان مطالب مهارت مي بخشند .
اسباب بازي هايي مانند : بادكنك ، سوت ، ني ، بوق و ساز دهني دستگاه تنفسي كودك را منظم مي كند و مي دانيم كه تنظيم دم و بازدم در قوة بيان و نحوه سخن گفتن صحيح و درست تلفظ كردن كلمات ، خيلي موثر است .
اسباب بازي هايي ديگر مانند ، كارت هاي قصه ، كتاب هاي مصور ، پازل تصوير و ... موضوع هاي گوناگوني را بريا سخن گفتن كودك مهيا مي كند و سبب به كار بردن ساختار درست كلمات و ايجاد مهارت در تكلم مي شود .
ب ) اسباب بازي هاي سازمان نايافته
اسباب بازيهاي كه در اين طبقه جاي مي گيرند شكل و هيأت از پيش معين شده اي ندارند و كودك با بهره گيري از نيروي تفكر و ابداع و خلاقيت خود فعاليت هاي نوعي ايجاد مي كند . اين نوع اسباب بازيها براي تشخيص جنبه هاي شخصيتي كودك بسيار مفيد است زيرا كودك فعاليت هاي خود را ناخودآگاهانه بروز مي دهد و با طرح يك بازي بدان نظم مي بخشد و آن را سازمان مي دهد . همين امر پدران و مادران و مربيان و پژوهشگران را براي يافتن ميزان شخصيت كودك و وسعت دامنة‌ آن ياوري مي نمايد . اسباب بازيهاي ساختني مانند مكعب ها جزء اسباب بازيهاي سازمان نايافته هستند . مكعب ها ، چوبي يا پلاستيكي در اندازه و رنگهاي مختلف ساخته مي شود و كودك با آنها انواع ساختمان ها از قبيل ، خانه ، برج ، پل ، ديوار و ... مي سازد و گاه كاري مي كند كه ساختمان فرو ريزد و از اين فرو ريختن مانند ساختن آن لذت مي برد . كودك در ضمن مبادرت به اين بازي با خيلي از مفاهيم ، از جمله مفاهيم شكل و اندازه و مفهوم فضا آشنا مي شود و چون خود مبتكر ساختن و خراب كردن است نيروي خلاقه او به كار مي افتد و گسترش مي يابد .
ابزار نقاشي و مجسمه سازي جزء‌ وسايل غيركلامي هستند كه به وسيله آنها كودك قادر به بيان احساسات خود مي شود . كودك با كشيدن تصوير ، آنچه را در درون ذهن دارد آشكار مي كند و يا با استفاده از موم و خميربازي و احياناً گل رس مجسمه اي مي سازد كه معناي آن را در ذهن دارد . مداد رنگي ، آب رنگ ، قلم مو ، كاغذ نقاشي بيشترين و متداولترين ابزارهاي اين نوع اسباب بازيند .
به هر حال اين اسباب بازيها براي تقويت نيروي خلاقه و حس ابتكار كودك بسيار مفيد است .
اما نوعي ديگر از اسباب بازيهاي سازمان نايافته هستند كه به حقيقت موجب فعاليت هاي ذهني و حركتي كودك مي شوند و حس كنجكاوي او را تحريك مي كنند و موجب كشف بعضي از امور براي كودك مي شوند . اين اسباب بازيها ، به اسباب بازي تصويري معروف هستند . عمده ترين اين اسباب بازي ها ، عبارتند از : عروسك ، خميربازي ، شن و ماسه و آب كه به توضيح مختصري درباره اهميت كاربردي آنها مي پردازيم :
عروسك :
وقتي كودك با عروسك بازي مي كند ، داستاني در ذهن مي آفريند و براي خود در اين داستان نقشي قائل مي شود . اين نقش ممكن است نقش مادر باشد يا نقش آموزگار و مربي با نقش گردانندة‌ عروسكها . و از همين راه انتظارهايي را كه از مادر يا اطرافيان خود دارند مطرح مي كند . كودك با عروسك سخن مي گويد ، راز دل خود را با عروسك در ميان مي نهد و به حقيقت عروسك سنگ صبور اوست . از همين رو پس از گفتگو با عروسك آرامش مي يابد و خشم خود را از اطرافيان ، فرو مي نشاند .
خميرسازي :
خميرهايي كه كودكان با آنها بازي مي كنند از تركيبات پلاستيكي و غير سمي تهيه شده است . پيش از آن كه مواد پلاستيكي وارد بازار شود ، كودكان از موم زنبور عسل براي اين كار استفاده مي كردند . كودك با اين ماده شكلهاي هندسي و غيرهندسي حيوان و گل و گياه مي سازد و از اين سازندگي و خلاقيت لذت مي برد . كودك از بازي با اين سرگرمي ، به مفهوم سطح ، طول ، وزن ، نرمي و سختي پي مي برد .
شن و ماسه و آب :
از وسايل ديگري كه كودك را به خود سرگرم مي كند شن و ماسه و آب است كه با آن نيروي خلاقه و قدرت خود را در تقليد از محيط آشكار مي نمايد . وسايل مورد نياز كودك براي اين بازي عبارت است از بيل كوچك ، سطل كوچك و ماسه .
هر چه نيروي تخيل كودك قوي تر باشد آنچه به وجود مي آورد بديعتر خواهد بود .
بنابراين بازي با شن و ماسه به رشد نيروي خلاقه كودك كمك مي كند . همچنين بازي با آب موجب لذت و آرامش درون كودك مي شود .

علل شكستن و خراب كردن اسباب بازي توسط كودكان 

جاي تأسف است كه ما بزرگسالان براي اشيا بيشتر از كودكان ارزش قائليم . ما آن چنان به مبل ، صندلي ، لباس ، اسباب بازي ها و ساير وسايل وابسته شده ايم كه وقتي كودكان از آنها مراقبت نمي كنند ، عصباني مي شويم .
عشق به اشيا در نزد عده اي از والدين شديدتر از عشق به كودك است و چون خواسته هاي كودكان با خواسته هاي بزرگسالان متفاوت است بين آنها كشمكش و تنش به وجود مي آيد !!
خراب كردن و شكستن وسائل توسط كودكان هشت تا ده ساله را نمي توان عملي اجتماع ستيز ناميد . زيرا آنها هنوز معني مالكيت شخصي را درك نمي كنند و وقتي آنها در حال بازي هستند ، از ملافه و پتو هم براي درست كردن خانه و پرچم استفاده مي كنند ولي پس از گذراندن اين سنين و با ورود به دورة‌ نوجواني ، ارزش اشياء را حس خواهند كرد .
دخترها كمتر از پسرها وسائل را شكسته يا خراب مي كنند . شايد به اين دليل است كه آنها بازيهاي آرامتري مي كنند و از گانگستر بازي خوششان نمي آيد .
شكستن و نابود كردن وسايل توسط كودك دشوار با انهدام وسائل توسط كودك متعادل تفاوت زيادي دارد . زيرا اعمال كودك دشوار با انگيزة كينه ، نگراني و تشويق همراه است ، در حالي كه اعمال كودك متعادل براي شكستن و خراب كردن اسباب بازي هايش ،با انگيزه خلاقيت و آشنايي از درون اشياء دانسته و هيچ ارتباطي با شرارت و بدذاتي ندارد .
شكستن و خراب كردن اسباب بازي ها و وسايل ديگر توسط كودكان علل مختلفي دارد كه به بيان مهمترين علل رواني و تربيتي آن مي پردازيم :
* حس كنجكاوي و علاقه به پرسش و آگاهي از ابتداي زندگي همراه انسان بوده و هست گاهي نيز علت خراب كردن اسباب بازي ، حس كنجكاوي كودكان است ، او مي خواهد از درون اسباب بازي سردرآورد و آگاه شود و مي خواهد بداند از چه ساخته شده ، چه چيزهايي در درونش دارد ، از طرز كارش آگاه شود و اين ميل به آگاهي و دانستن است كه كودك را تهيج و ترغيب مي كند تا از درون اسباب بازي ها سردرآورد .
* ميل به خلاقيت ، كشف و آشنايي با درون اشيا و آگاه شدن از طرز كار وسايل از ديگر علل است .
* گاهي هم كودك به منظور جلب توجه خراب كاري مي كند . اين امر نشان مي دهد كه از كمي توجه رنج مي برد . در اين گونه مواقع بايد توجهات واقعي و مخلصانة خودتان را نشان داده ، از نظر محبت او را ارضا كنيد .
* يكي ديگر از اين دلايل احساس حسادتي است كه كودك نسبت به خواهر و يا برادري دارد كه فكر مي كند پدر و مادر او را كمتر از آنها دوست دارند و حسادت خود را با خراب كردن اسباب بازي آن كودك نشان مي دهد . در اين صورت بايد او را از احساس محبت خود مطمئن كنيد تا امنيت خاطر بيابد . سرزنش كردن يا وارد كردن به عذرخواهي كار صحيحي نيست .
*بعضي اوقات كودك در دوست يابي و برقراري ارتباط ضعيف است و اسباب بازي ها و وسايل ديگر را خراب مي كند . راه حل مناسب اين است كه والدين فرصت هاي بازي جمعي و معاشرت با ساير كودكان را برايش فراهم آورند .
يكي ديگر از دلايل خراب كردن اسباب بازي ها و وسايل ، سركشي كودك در برابر اقتدار سركوب گر والدين است .
* بعضي مواقع شكستن و خراب كردن به منظور سرگرمي و تفريح صورت مي گيرد . گاهي نيز در شكستن ، به زمين كوبيدن ، پاره كردن يا خط كشيدن روي ديوار ، لذت هايي نهفته است و كودك از اين طريق ارضا مي شود . در اين صورت مي توان كاغذهاي باطله ، روزنامه هاي كهنه و اسباب و لوازم دور ريختني را در اختيار او گذاشت تا از تار و مار كردن آنها لذت ببرند . حتي مي توان روي يك قسمت از ديوار مقوايي نصب كرد تا هر چه مي خواهد روي آن خط بكشد و تفريح كند .
* اسباب بازي هايي كه براي كودك تهيه مي كنيم بايد متناسب با سطح درك و فهم كودك باشد ، زيرا وقتي كودك نتواند از اسباب بازي استفاده و با آن بازي كند و به لحاظ فكري فشار زيادي بر او وارد مي شود و ممكن است عصباني شود و اسباب بازي را بشكند .

روش برخورد صحيح والدين در قبال شكستن اسباب بازي توسط كودكان 

* اگر كودك اسباب بازي يا وسيلة ديگري را خراب كرد والدين نبايد دربارة او قضاوت اخلاقي كرده ، به او بگويند : « تو كودكي بد ، شيطان ، بد ذات ، كثيف و غيرقابل تحمل هستي » براي يك كار اشتباه نبايد كل شخصيت كودك را زير سوال قرار داد ، بلكه بايد براي او توضيح داد كه آن كار و رفتار خاص كه از او سرزده درست نيست و بدين ترتيب رفتار اشتباه كودك را از كل شخصيت او منفك كرد .
* وقتي كودك اسباب بازي يا وسيله اي را شكست نبايد با او به گونه اي رفتار شود كه دچار وحشت و نگراني گردد و سعي كند واقعه را از ديد والدين مخفي كند يا اين كه به لحاظ روحي و رواني احساس گناه و شرمندگي زيادي در او ايجاد شود .
* والدين آگاه و مسئول همواره زمينه ساز رشد روزافزون فرزندان خويش اند و يا تقويت حس تقويت و كاوش و جست و جو در آنان ، راه را براي پيشرفت و سعادت نونهالانشان همراه مي سازد .
* والديني كه با روحيات و نيازهاي كودك آشنا هستند به خوبي مي دانند كه كنجكاوي و پرسش هاي او طبيعي و غريزي است و نبايد اين انگيزه را در او خاموش نمايند ، بلكه بايد شرايطي فراهم آورند كه كودك بيشتر و بهتر به اشيا چشم بدوزد و پرسش كند و آنها را لمس كرده ، و در صورت لزوم اشيا را قطعه قطعه كند و از درون آنها آگاه شود .
اسباب بازي هاي شكسته شده بايد توسط كودك با راهنمايي والدين تعمير شوند و در صورتي كه غيرقابل استفاده باشند آنها را در جعبه اي نگهداري كنند و در سال هاي بعد هراز چند گاهي آنها را به كودك نشان دهند . اين وسايل مرجع خاطرات خوبي براي كودكان خواهد شد .
بعضي از والدين براي پز دادن به خانواده هاي ديگر يا به علت اميال سركوب شدة دوران كودكي خويش كه از داشتن بعضي اسباب بازي ها محروم بوده اند ، اسباب بازي زيادي تهيه مي كنند و آنها را در كمد و گنجه و دور از دسترس كودكان نگهداري مي كنند . از ديدگاه اين گونه والدين كودك خوب ، كودكي است كه اسباب بازي هايش را در كمد يا گنجه به صورت صحيح و سالم به نمايش بگذارد و اگر كودكي آنها را بشكند ، خراب كار و بدذات محسوب مي شود !

بررسي پيامدهاي بازيهاي رايانه اي 

انقلاب الكترونيك ، انفجار اطلاعاتي ، انقلاب رايانه اي و ... كه در عصر حاضر رخ داده است ، تفاوتي كيفي در جهان معاصر نسبت به جهان دو ، سه دهه پيش ، پديد آورده است كه شناخت ابعاد آن محتاج تامل و تدبير بيشتري است . يكي از جلوه هاي انقلاب الكترونيك ، بازيهاي ويديويي – رايانه اي است كه به تعبير برخي از پژوهشگران ، تحول عميق و شگرفي در اوقات فراغت كودكان ، نوجوانان و جوانان پديد آورده است .
بازي هاي كارتوني به سبب جذابيت و گيرايي خاصي كه از آن برخوردارند ، به سادگي قادر به جذب انبوهي از كودكان و نوجوانان به سمت خود هستند ، مشاهدات روزمره و معمول در جامعه نيز بيانگر آنست كه جذابيت اخير چنان زياد است كه حتي بر عدم فهم زبان بازي فايق آمده ، سبب مي شود بچه ها با رضايت خاطر هر چه تمامتر براي ساعتها به ديدن بازيهاي كارتوني بازيانهاي بيگانه ، تن دهند !
لازم به ذكر است كه بازيهاي رايانه اي يكسري پيامدهاي مثبت و منفي دارند كه به صورت مختصر به ذكر آنها مي پردازيم :
اثرات زيستي و رواني بازيهاي رايانه اي
بازي هاي رايانه اي ، انقلابي در سطح اوقات فراغت كودكان ، نوجوانان و جوانان پديد آورده اند ، با اين همه آثار مختلف بازي هاي مزبور ، مورد بررسي همه جانبه قرار نگرفته اند . مضاف بر اين مساله ، كوتاهي عمر بازيهاي الكترونيكي كه بيش از سه دهه از آن نمي گذرد ، فرصت لازم براي پرداختن عميق به اثرات مثبت و منفي بازيهاي اخير را در اختيار پژهشگران قرار نداده است . از اين رو به شكل طبيعي انتظار مي رود داده هاي تحقيقاتي در مورد وجوه مختلف بازيهاي رايانه اي ، محدود و حتي در برخي از موارد متضاد و متناقض باشند كه اين مسايل بايد در روند پژوهشهاي عميق و گسترده تر ، از وضوح و شفافيت بيشتري برخوردار شوند .
در اين بحث ابتدا در مورد آثار زيستي بازيهاي رايانه اي و سپس در مورد آثار رواني – اجتماعي بازي هاي رايانه اي مورد بررسي قرار خواهد گرفت .

آثار زيستي بازي هاي رايانه اي : 

بررسي هاي موجود در زمينه آثار زيستي و فيزيولوژيك بازيهاي رايانه اي ، موضوع هايي مانند اضطراب ، برانگيختگي فيزيولوژيك ، تغيير در سوخت و ساز و تنفس بدن ، صرع ناشي از انجام بازيهاي رايانه اي ، چاقي و .... را مورد نظر قرار داده كه به ترتيب به ارايه برخي از تحقيقهاي انجام گرفته ، خواهيم پرداخت .
اضطراب و دلهره :
اضطراب و دلهره يكي از اثرات محتملي است كه در بازيهاي رايانه اي مورد توجه محققان قرار گرفته و به بررسي آن پرداخته اند . مشاهده افرادي كه به بازي هاي مزبور مي پردازند ، حكايت از اضطراب آنها دارد ، بطوري كه ممكن است اين افراد در جريان بازي از شدت اضطراب از جايش بلند شده است و در حالت ايستاده به بازي ادامه مي دهد .
در جريان بازي ها ، دلهره شديدي در بازيگران ايجاد مي شود به نحوي كه به نظر مي رسد آنها كنترلي بر روي رفتارهايشان ندارند . اين افراد بدون آنكه خودشان متوجه شوند ، تحرك زيادي از خودشان نشان مي هند و دايم به اينسو و آنسو حركت مي كنند ، چهره شان را منقبض مي كنند ، ابروهايشان را به شكل غيرعادي به حركت در مي آورند و در يك كلام به نظر مي رسد كه گاهي از اوقات آنها مشغول كشتي گرفتن با دسته بازي هستند ، حتي شنيده شده است كه در جريان بازي ، دسته دستگاه به سبب فشار زياده از حدي كه به آن وارد گرديده ، شكسته شده است .
البته در برخي از موارد هم سردردهاي شديدي كه پس از بازي گريبانگير بازيكنان شده است ، از سوي آنها گزارش شده است .
بنابراين ديده مي شود كه بازيهاي پرهيجان ، خشن و سرشار از زد و خورد ، به افزايش اضطراب بازيگران مي انجامد .
برانگيختگي فيزيولوژيك :
از آنجا كه واكنش قلبي – عروقي به عنوان معيار مناسبي جهت برانگيختگي فيزيولوژيك مورد تاكيد بوده است ، واكنش قلبي – عروقي مانند ضربان قلب در بسياري از پژوهش ها به عنوان معيار بررسي سطح برانگيختگي ، مورد مطالعه قرار گرفته است .
پژوهشگران متعددي هم گزارش كرده اند كه انجام بازي هاي مبارزه جويانه رايانه اي به افزايش ضربان قلب و فشار خون آزمودنيها مي انجامد .
مورفي و همكارانش در سال ۱۹۸۸ دريافتند كودكان كم كنش در بازيهاي تخاصم جويانه رايانه اي ، همانند بچه هاي فزون كنش واكنش نشان مي دهند .
مطالعات ديگري حاكي از آنست كه انجام بازيهاي رايانه اي ، ميزان ضربان قلب آزمون ها را به ميزاني بيشتر از آنچه مورد تقاضاي سوخت و ساز بدن است ، بالا مي برد . ( تورنر ۱۹۸۹ )
اما به هر صورت برخي از محققان تاكيد مي ورزند كه در تحقيقهاي آتي ، باز هم بايد افزايش ميزان ضربان قلب و فشار خون در جريان بازي هاي رايانه اي را مورد بررسي هاي دقيقتري قرار دارد .
تغيير در سوخت و ساز تنفس بدن :
برخي از پژوهشگران ( تورنر و همكارانش ) در بررسي كه روي ۲۴ مرد ۲۸ – ۱۸ ساله داشتند ، ضربان قلب و ميزان مصرف اكسيژن ، توليد دي اكسيدكربن و تغييرات متابوليكي آنها را در جريان انجام بازي هاي رايانه اي مورد بررسي قرار دادند نتايج پژوهش آنها حاكي از اين بود كه در جريان بازي نه تنها ضربان قلب آزمودني ها فزوني مي گيرد ، بلكه مصرف اكسيژن و توليد دي اكسيدكربن توسط آنها نيز فزوني گرفته ، بر ميزان حجم تنفس آنها افزوده مي گردد . افزايش سوخت و ساز بدن نيز از ديگر مواردي بوده كه آنها به آن اشاره كردند .
در ادبيات تحقيق موجود در زمينه مورد نظر ، پژوهشهاي ديگري وجود دارند كه نتايج متناقض در مورد تغييرات تنفسي بازيگران بازيهاي رايانه اي را مطرح مي سازند . به اين معنا كه اگرچه مطالعات بسياري گزارش كرده اند كه بازيهاي رايانه اي حجم تنفس بازيگران را افزايش مي دهد ولي برخي ديگر ( دينوت – ليدونوينز و همكارانش ) در بررسي تجربي كه در همين زمينه انجام داده اند به اين نتيجه رسيدند كه بازيهاي رايانه اي به كاهش حجم تنفس افراد مي انجامد ، اما در برخورد با رخدادهاي هيجاني ، حجم تنفس بازيگران فزوني گرفته به سطحي بيشتر از تنفس عادي مي رسد .
صرع ناشي از ديدن بازيها :
يكي از انوع صرع يا ايپليسي ، صرع در سير يا فتوسيرژ است . در اين نوع از صرع ، وقتي فرد مبتلا ، به ميزان زيادي به صفحه نمايشگر تلويزيون يا رايانه نگاه كند ، امواجي كه از صفحه نمايشگر ساطع مي گردد ، بر امواج مغزي فرد غلبه يافته ، وي را دچار حالت صرع مي كنند . وقوع صرع اخير ، در بازيگران بازي هاي رايانه اي گزارش شده است . زيرا بازيگران مزبور ممكن است به سبب بازي ، ساعتها پاي صفحه نمايشگر توقف كرده ، به اين ترتيب زمينه غلبه امواج الكترونيكي ساطع از روي صفحه نمايشگر ، بر امواج مغريشان را فراهم آوردند .
گزارش هاي صرع ناشي از بازي هاي رايانه اي به دهه ۱۹۸۰ باز مي گردد . پژوهش هاي انجام گرفته روي صرع اخير ، در حدي است كه در حال حاضر توافقي كلي در مورد وجود آن پديده آمده است . اما ميزان شيوع آن تا به حال مشخص نشده و مورد بحث است .
اما به هر حال به افرادي كه نسبت به محركهاي نوراني حساسيت دارند ، توصيه مي كنند كه از انجام بازي هاي رايانه اي پرهيز كنند .
چاقي :
چاقي ، يكي از آثار متحمل بازيهاي رايانه اي است كه برخي از پژوهشگران در جريان تحقيقاتشان ، به بررسي صحت و سقم اين مساله پرداخته اند .
از جمله تحقيقاتي كه در اين زمنيه انجام گرفته در سال ۱۹۹۰ بوده است .
در سال ۱۹۹۰ تحقيق گسترده اي را در سطح ۹ شهر ژاپن ، در مورد ميزان مصرف بازي هاي رايانه اي توسط كودكان و نوجوانان و ارتباط آن با سلامت جسماني آنها انجام داده اند . ( يامادا و همكارانش )
پژوهشگران ، آزمودني هاي گروه تحقيق را به لحاظ وضعيت بدنيشان ، به سه دسته چاق ، متوسط و لاغر تقسيم كردند . گروه چاق ها ، شامل ۱۴۳ پسر و ۱۲۷ دختر و گروه لاغرها ، شامل ۴۶ پسر و ۳۶ دختر بودند . توزيع افرادي كه در گروههاي سه گانه مزبور ، داراي بازيهاي رايانه اي بودند ، در ميان آزمودني ها به شرح زير بودند : در بين پسران ۹۰/۶% افراد چاق ، ۸۶/۷% افراد متوسط اندام و ۷۱/۷ % افراد لاغر اندام و در ميان دختران ۷۰/۷% افراد فربه ، ۶۰/۹ % افراد داراي اندام متناسب و ۷۳/۵ % افراد لاغر داراي دستگاه بازي رايانه اي بودند .
ملاحظه نتايج حاصله بيانگر آنست كه دانش آموزان فربه ، تمايل بيشتري به انجام بازي هاي رايانه اي دارند .به عبارت ديگر مي توان چنين نتيجه گرفت كه انجام بيشتر بازي هاي الكترونيكي ، اسباب خانه نشيني نوجوانان و جوانان را فراهم آورده ، همين امر موجب چاقي آنها مي شود كه به نوعي يك مشكل زيستي محسوب مي گردد .
اثرات رواني – اجتماعي بازيهاي رايانه اي :
بازيهاي الكترونيكي ، مانند هر پديده اجتماعي ديگر ، برخي از تبعات رواني – اجتماعي را در پي دارد . القاي خشونت و پرخاشگري :، القاي برخي از ارزشهاي فرهنگي خاص ، القائات سياسي و عقيدتي و به همين ترتيب اعتيادي كه به بازيهاي اخير پديد مي آيد ، برخي از آثار بازيهاي مزبور هستند .
خشونت يكي از اساسي ترين موضوعهاي مطرح در بازيهاي رايانه اي است و از بازيهاي خاص كودكان خردسال گرفته تا بازيهاي مربوط به نوجوانان ، جوانان و افراد بزرگسال ، پرخاشگري در حد اعلاي خود ملاحظه مي شود .
در بازيهاي ويديويي – رايانه اي ، گاه ملاحظه مي شود كه به سادگي سر انسانها از بدنشان جدا مي گردد ، شيوه هاي قتل به صورتهاي نو ، جديد و ارعاب آوري به نمايش گذاشته مي شود مانند بيرون كشيدن اسكلت طرف از بدنش و يا بازيگران با انتخاب ورزش و چهرهاي ورزشي مورد علاقه ، بايد با حريفي كه مقابل خود مي يابند وارد نبرد شده ، با شكستن گردن ، ستون فقرات ، خرد كردن دندانهاي حريف و ... او را شكست داده و در اينجاست كه پرخاشگري بي حد و مرزي را در بازي به نمايش مي گذارند !!!
به تعبير روان شناسان ، افراد بر مبناي اطلاعاتي كه از مشاهده ديگران ، چيزها و حتي رخدادها به دست مي آورند ، آموخته و عمل مي كنند ( نظريه يادگيري مشاهده اي كه بيان بندوار و والترز « جوانان آنچه را كه بزرگترها بدانها مي گويند ، انجام مي دهند ، بلكه آنها ترجيح مي دهند كه ببينند بزرگترها چه انجام مي دهند . »
طبق اين فرض پرخاشگري در آدمي به مثابه امري فطري و ذاتي وجود ندارد ، بلكه پرخاشگري امري آموخته شده است و مي تواند به صورت يادگيري شده ، آموخته شود . بندوار و همكارانش در آزمايشي كه در سال ۱۹۷۳ داشتند ، تعدادي از كودكان را به تماشاي شخصي گماردند كه با عروسكي رفتار كلامي و عملي پرخاشگرانه را انجام مي داد . پس از اين مرحله ، كودكان در يك اتاق بازي قرار گر فتند كه عروسكهاي مورد نظر ، در همانجا قرار داشتند . مشاهدات غيرمستقيم كودكان نشان داد كودكان عيناً همان رفتارهاي پرخاشگرانه را كه در جريان يا ضمن مشاهده فيلم ديده بودند ، روي عروسكهاي بازي پياده مي كردند .
بنابراين الگوي برادري كودكان ، نوجوانان و جوانان از شخصيت هاي پرخاشگر مطرح در بازي هاي رايانه اي ، از ديگر آثار و پيامدهاي مهم بازي هاي اخير است .
و اما :
يكي ديگر از آثار و پيامدهاي مهم بازيهاي الكترونيكي ، ايجاد وابستگي و اعتيادي است كه اين بازيها پديد مي آورند .
توجه به مجموعه وپژگي هايي مانند ارضاي شور و هيجان جوان ، پاسخ به كنجكاوي وي ، به كارگيري پردازش هنري بسيار بالا در ارايه بازي ها و ...
كه در طراحي بازي هاي ويديويي – رايانه اي مورد نظر طراحان اين بازيها بوده اند ، كار را به جايي مي كشانند كه كودكان ، نوجوانان و جوانان گاه براي ساعتها در برابر دستگاه آتاري ، ميكرو ، سگا‌ ، پلي استيشن يا رايانه نشسته ، سرگرم بازيهاي آنها مي شوند . تكرار اين وضعيت ، رفته رفته به وابسته شدن به بازيهاي ويديويي – رايانه اي و سرانجام به اعتياد به آنها خواهد انجاميد .
محققان بسياري پس از انجام پژوهش هاي تجربيشان در زمينه اثرات بازيهاي رايانه اي ، به مساله اعتياد بازيگران اين بازيهاي رسيده ، به طرح آن پرداخته اند . هانسون ، گريفيثز ( ۱۹۹۱ ) ، فيليپس و همكارانش ( ۱۹۹۵ ) و ... از جمله پژوهشگراني هستند كه اعتياد يافتن بازيگران بازيهاي ويديويي – رايانه اي به اين بازيها را مورد تاكيد قرار داده اند .
تعدادي از كودكان ، نوجوانان و جواناني به حدي به اين بازيهاي رايانه اي اعتياد پيدا مي كنند كه اگر روزي به بازي نپردازند ، ديوانه مي شوند .
گاهي پيش مي آيد كه ۷ يا ۸ ساعت پاي دستگاه ، سرگرم بازي بوده اند ، آنها خود را ملزم مي بينند كه بازي را به پايان برسانند و اگر به مرحله آخر بازي نرسند ، به لحاظ رواني احساس مي كنند كه ارضا نشده اند . بنابراين بازي را آنقدر ادامه مي دهند كه حتي از خواب و خوراك مي افتند ، گاهي چنان غرق بازي هستند كه ناگهان متوجه مي شوند ، صبح شده است و ...

بررسي نقش آموزشي بازيهاي ويديويي – رايانه اي 

بازيهاي الكترونيكي به سبب برخورداري از گرافيك سطح بالا ، صوت ، سطوح مختلف ساده نادشوار ، به كارگيري حواس مختلف و .. به نظر مي رسد كه در قياس با تعليم سنتي از كارآيي و ثمره بهتري برخوردار است .
بررسي نتايج پژوهش هاي انجام شده در زمينه نقش آموزشي بازيهاي ويديويي ـ رايانه اي نشان مي دهند كه در غالب موارد ، نتايج حاصله اي از بازيهاي اخير بر نتايج حاصله از آموزش سنتي پيشي گرفته ، تفاوت معناداري بين اين دو شيوه آموزشي ملاحظه مي شود .
برنامه هاي بازيهاي رايانه اي جاي خود را در مجموعه نظام آموزشي يافته اند و روز به روز بر اهميت اين بازيها افزوده شده ، از گستره وسيعتري برخورداري مي گردند . بسياري از برنامه هاي موجود ، با همان سبك و سياق بازيهاي ويديويي كه در كلوپ بازيهاي ويديويي وجود دارند ، طراحي شده اند . برنامه هاي مورد نظر از آنجا كه بر ميزان انگيزه افراد مي افزايند ، در انتقال مواد آموزشي به فراگيران عرصه جديدي را پديد آورده اند .
افزايش يادگيري فراگيران در جريان بازيهاي آموزش الكترونيك سبب شده است كه برخي از پژوهشگران درصدد برآيند تا شاگردان بي علاقه به درس را با شيوه مزبور آموزش دهند تا بر ميزان علاقه مندي و يادگيري آنها افزوده شود .
در يك تحقيق كه در رابطه با سودجويي كودكان خردسال از رايانه با دامنه سني يك سال و ده ماه تا سه سال و ده ماه داشت ، درصد آموزش نقاشي توسط رايانه به آنها برآمدند و نشان دادند كه كودكان خردسال در قياس با وسايل معمولي نقاشي ( كاغد و مداد ) از نقاشي با رايانه ، استقبال بيشتري مي كنند . ( ماتيوز و جسل ، ۱۹۹۳ )
در كار مشابهي پژوهشگران ديگر در مقاله بازي با يك رسانه جديد ، كودكان با رايانه حرف زده و با آن نقاشي مي كنند ، اين محقق در گزارشي كه از كار خود با كودكان ۴ – ۵ ساله ارايه كرده است در جريان آن كودكان به زبان آموزي و آموزش كارهاي گرافيكي پرداخته و پيشرفت آموزشي مناسبي داشته اند . ( اسكوبه دو ، ۱۹۹۲ )
افزايش سرعت خواندن و آموزش زبان ، از ديگر دروسي هستند كه در جريان بازيهاي ويديويي – رايانه اي آموزش آنها در دستور كار پژوهشگران قرار گرفته و تجربيات مثبتي در اين رابطه گزارش شده است .
تاثير بازيهاي رايانه اي بر آموزش زبان دوم ، بارها تجربه شده و تاثير مثبت آن نشان داده شده است . از اين رو سودجويي از رايانه و بازيهاي آموزشي رايانه اي در كلاس هاي زبان خارجي ، طي سالهاي اخير ، از روند رو به رشد برخوردار گرديده است .
سودجويي بازيهاي رايانه اي در درس هاي علوم ، عرصه ديگري از كاربرديهاي آموزشي بازيهاي الكترونيكي مي باشد . برنامه هاي طراحي شده در آموزش مفاهيم فيزيك به سبب برخورداري از داستانهاي جذاب تخيلي ، سودجويي از پردازش گرافيكي بالا ، تاثيرات بينايي قابل توجه و ... در يادگيري و نگرش مثبت دانش آموزان به فيزيك موثر بوده اند .
بازيهاي ويديويي – رايانه اي زيادي با هدف ارايه اطلاعات عمومي ، تاريخي و ورزشي نيز تهيه و به بازار ارايه شده اند .
موفقيت بازيهاي آموزشي چه در سطح تحصيلات عمومي و چه در سطح تحصيلات دانشگاهي و عالي ، به اين مساله باز مي گردد كه رسيدن به مرحله مهارت ، نيازمند زمان طولاني و درازيست ، اما به سبب آنكه فعاليتهاي يادگيري در غالب اوقات تكراري هستند ، دانش ‌آموزان يا دانشجويان تمايلي به تكرار آموخته هايشان نشان مي دهند ، از همين رو مهارت آنها در زمينه آموخته هايشان در غالب اوقات به حداكثر ممكن نمي رسد . اما از آنجا كه پژوهش هاي انجام شده نشان داده اند كه بازيهاي ويديويي – رايانه اي به سبب ايجاد انگيزه بيشتر ، از جذابيت و گيرايي بسياري برخوردارند .
بنابراين :
به نظر مي رسد ارايه مسائل آموزشي طي برنامه هاي نرم افزاري كه به صورت بازي اجرا مي شوند ، اين امكان را پديد مي آورند تا مباحث مطرح شده ، بارها تكرار شوند و همين امر مهارت لازم را براي دانش آموزان و دانشجويان به ارمغان خواهد آورد .

رابطه خلاقيت و بازيهاي رايانه اي : 

خلاقيت ، يكي از مهم ترين مباحث روان شناختي جهان معاصر است . انسان با خلاقيت خود مي تواند بر مشكلات و موانعي كه سر راه وي بوده است ، فايق آمده و راه خود را به سوي آينده گشوده است . در حال حاضر بسياري از صاحبنظران پيش بيني آينده ، محور دانشگاهها و اساساً جهان آينده را خلاقيت مي دانند ، چرا كه انفجار اطلاعاتي ، تمامي اطلاعات موجود در دسترس محققان نهاده است و در اين ميان كساني مي توانند فراتر از همه باشند كه داراي قوه ابداع ، ابتكار ، نو‌آوري و خلاقيت باشند .
از سوي ديگر بازي هاي ويديويي – رايانه اي به سبب دارا بودن برخي از ويژگي ها و خصيصه هايي كه عيناً در تعريف خلاقيت مطرح شده اند ( انعطاف پذيري ، سيال بودن ، يافتن ، و حل مسأله و .. ) توجه بعضي از پژوهشگران را متوجه خود كرده اند ، اين تصور به پديد آوده است كه بازيهاي الكترونيكي مي توانند خلاقيت افراد را دامن بزنند .
برخي از بازيهاي رايانه اي به سبب آنكه از انعطاف پذيري لازم برخوردار بوده ، از ساخت مشخصي برخوردار نيستند ، موجبات افزايش خلاقيت كودكان و نوجوانان را فراهم آورده ، با طراحي شقوق مختلف ، بر ميزان توانمندي كودكان در حل مسايل مي افزايند .
نمونه اي از بازيهاي اخير به شرح زيرند :
بازيهاي جور كردني : *
بازيهاي ، كودكان مي توانند انواع چهره هاي گوناگون ، بدنها ، پاها و ... را كه رايانه در دسترس آنها قرار مي دهد ، انتخاب كرده ، باجور كردن دلخواه آنها ، به تهيه چهره هاي مورد علاقه خودشان بپردازند .
چهره آرايي : *
در اين بازيها ، بازيگران مي توانند دست به انتخاب قسمتهاي مختلف يك چهره مانند : مو ، چشم ، ريش و حتي مانند عينك كه به صورت افزوده مي شوند ، بزنند . علاوه بر اين بازيگران از اين امكان برخوردارند كه رنگهاي مختلفي را براي موارد در پيش گفته در نظر گرفته ، آنها را با توجه به رنگ دلخواهشان طراحي كنند .
* نطق هاي بدون نوشته :
در اين بازيها كودكان مي توانند دست به جايگزيني كلمات و ارايه موضوعهاي جديد , در داستانهايي كه روي حافظه رايانه وجود دارند‌ ، بزنند .
در سطح فراتر ، بچه ها مي توانند حتي بدون اتكا به داستانهاي مزبور ، با تعريف داستان دلخواهشان براي رايانه ، نسبت به ثبت آن اقدام كرده ، به اين ترتيب اثر جديدي خلق كنند .
* فيلم هاي كوتاه :
در اين بازيها ، بازيگران با كشيدن تصاويري ، دست به تهيه يك فيلم متحرك مي زنند .
* موسيقي :
در بازي رايانه اي بازي با نت هاي موسيقي ، بازيگران اين امكان عمل را مي يابند كه در انتهاي موسيقي كه روي حافظه رايانه ثبت شده است ، تغييرات دلخواهشان پديد آورند .
در يك جمع بندي اجمالي بايد اذعان داشت كه مواردي كه مانند انقلاب رايانه اي ، گسترش روز افزون فضاي الكترونيكي در اوقات فراغت ، تبديل شدن بازيهاي ويديويي – رايانه اي به عنوان يك دوست الكترونيكي براي بسياري از نوجوانان و جوانان , نفوذ رايانه هاي كوچك در مجموعه اسباب بازيهاي بچه ها ، ضرورت آشنايي با فن آوريهاي پيچيده روز كه بازيهاي الكترونيكي مقدمه مناسبي براي آن خواهند بود ، اين ضرورت را پديد مي آورند كه بايد با بازيهاي رايانه اي – ويديويي برخوردي از سر تامل و تدبر داشت ، و به علت ابعاد مثبت بازيهاي ويديويي – رايانه اي ، نسبت به استفاده بدون نظارت كودك‌ ، نوجوانان و جوانان از اين بازيها هشدار داد .
+ نوشته شده توسط حمیدی -روان شناس بالینی در یکشنبه 3 دی1385 و ساعت |