| ||||||||||||||||||||||||
| پنج خصوصيت يك فرد موفق |
| ◄1ـ خود آگاهي مثبت يا خودشناسي |
|
|
| ◄2ـ عزت نفس |
|
|
| ◄3- كنترل خود و قبول مسئوليت |
|
|
| ◄4ـ خود انتظاري مثبت ( انتظار پيش آمدهاي خوب براي خود ) |
|
|
| ◄5ـ وسعت نظر مثبت يا بلند نظري |
|
|
| #26 | |
|
|
9 - نت هاي موسيقي:
![]() عاشق آهنگسازي و موسيقي هستيد. 10 - اشکال تکراري و دنباله دار: ![]() نماد صبر و استقامت در شماست، در رفتارهايتان پايبند شيوه و اسلوب هستيد و در تمرکز توانمنديد. قادريد کارهايتان را به راحتي سازماندهي کنيد و با هر چيزي کنار بياييد. 11- گل و گلدان گياه و درخت: ![]() شما فردي احساساتي هستيد و دوست داريد هميشه در رؤياهايتان بمانيد، روحيه ي مهرباني داريد و با دوستانتان دوستانه رفتار مي کنيد، فردي اجتماعي هستيد. 12- حيوانات: ![]() شما به حيوانات علاقه داريد و به حمايت از ديگران مشتاقيد ، حساس و ملاحظه کار هستيد و نياز به آرامش فکر داريد، احساس مي کنيد که مي توانيد از ديگران حمايت کنيد. 13- قلب: ![]() فرد احساساتي هستيد. کسي را دوست داريد و رؤيايي هستيد. آرزو داريد به شخص خاصي تعلق داشته باشيد. 14- آجرها و کتاب هايي که روي هم قرار گرفته اند: ![]() زير فشار و استرس زيادي قرار داريد و احساس مي کنيد که با کوچک ترين لرزشي نابود مي شويد و فرو مي ريزيد. 15- غذا و ميوه: ![]() خوردن را دوست داريد و احتمالا در رژيم به سر مي بريد. 16- خطوط متقاطع: احساس خفگي و اختناق داريد. و نياز به فرار و آزادي را در خود حس مي کنيد. اين سدي است که ميان خود و ديگران قرار داده ايد و از بروز احساساتتان گريزانيد، سعي مي کنيد عواطفتان را پنهان نماييد تا فرد مناسبي پيدا شود که شايستگي احساس شما را داشته باشد. 17- چاقو، اسلحه و شمشير: ![]() نشاني از خشونت و عصبانيت در شماست و حتي گاهي تمايلات رواني، حس رقابت و نياز به اثبات مردانگي در شما را نشان مي دهد. 18- پله ها: ![]() نمادي از جاه طلبي است و نشان مي دهد که شما ميل به صعود و پيشرفت داريد. __________________ درياي بيكران باشي ياگودال كوچك آب فرقي نميكند زلال كه باشي آسمان در توست. |
|
10 روش برای رسیدن به آرامش پس از کار
1-كار را در اداره به اتمام برسانيد؛ كارهايتان را بعد از ساعت كار اداري به خانه نياوريد و اگر اين كار لازم است اين عمل را به دو شب در هفته محدود كنيد. ۲- كارهاي روزانه تان را در اداره كامل كنيد؛ حدود ۲ساعت قبل از اتمام كار، فهرستي از كارهايي كه بايد قبل از رفتن انجام دهيد و نيز فهرستي از كارهايي كه بايد فردا به انجام برسانيد تهيه كنيد تا با احساس رضايت كامل از اينكه روز پرثمري داشتيد، اداره را ترك كنيد. اين امر سبب مي شود كه نگراني ها و تشويش هاي بعد از كار كمتر شود. ۳- يك سبد در جلوي در آپارتمان قرار دهيد: يك سبد بزرگ يا جعبه چوبي خريداري كنيد و آن را جلوي در آپارتمان قرار دهيد تا وقتي كه وارد خانه مي شويد، فوراً كيف دستي و كاغذهاي مربوط به اداره را در آن قرار دهيد و آنها را تا فردا صبح برنداريد. ۴- آرام بنشينيد؛ قبل از خوردن شام، ۳ تا ۵ دقيقه چشم هايتان را ببنديد و نفس عميق بكشيد، اين مسأله به شما اجازه مي دهد كه ذهنتان را پاك كنيد و از فشارهاي كاري رها شويد. ۵- بازنويسي كنيد؛ اگر با يك وضعيت ويژه در محل كار روبه رو شديد كه به آرامش رسيدن در خانه را برايتان غيرممكن مي كند، يك خودكار و كاغذ برداريد و درباره آن حادثه چند دقيقه اي بدون آنكه خودكار را از روي كاغذ برداريد، بنويسيد و بعد از آن كه اين كار را انجام داديد، كاغذ را پاره كنيد و آن را دور بياندازيد. ۶- برنامه روزانه منسجم تهيه كنيد؛ داشتن يك برنامه روزانه كه هر روز از آن پيروي كنيد مي تواند به شما براي تغيير دادن خلق و خويتان در اداره و خانه كمك كند. با برادر، خواهر،مادر يا پدر خود هنگامي كه دور ميز نشسته ايد صحبت كنيد ،يا يك شربت آبليموي بزرگ بنوشيد و يا يك چيزي كه دوست داريد را انتخاب كنيد و هر روز هنگامي كه مي خواهيد كار را شروع كنيد، به آن نگاه كنيد. ۷- بي نظمي هايتان را كم كنيد؛ يك خانه نابسامان و درهم و برهم مي تواند شما را مستأصل كند و يا سبب شود كه عنان اختيار از دست بدهيد. ۵ دقيقه قبل از آنكه به تختخواب برويد، خانه را مرتب كنيد، در آن صورت وقتي كه فردا به خانه برمي گرديد با يك خانه مرتب روبه رو خواهيد شد. ۸ موسيقي گوش دهيد؛ هنگامي كه غذا را آماده مي كنيد و ظرفها و لباس هايتان را مي شوييد، به موسيقي مورد علاقه تان گوش دهيد. يك موسيقي دلنشين مي تواند شما را به آرامش برساند. ۹ يك برنامه روزانه عاقلانه تهيه كنيد؛ اگر مي خواهيد همه كارها اعم از شستن ظرفها، لباسها، جاروكردن اتاق را در يك شب انجام دهيد، براي انجام همه اين كارها دچار دلواپسي و اضطراب خواهيد شد. به جاي آن مي توانيد انجام هر كاري را براي يك شب برنامه ريزي كنيد. ۱۰- سفر كاري تان را دلنشين كنيد؛ هنگامي كه در حال رانندگي هستيد به موسيقي مورد علاقه تان گوش دهيد، يا هنگامي كه در اتوبوس يا قطار هستيد مي توانيد كتاب مورد علاقه تان را مطالعه كنيد. حتي اختصاص بخش كوچكي از زمان به اين كارها باعث شادي مي شود وشما رابراي رهايي از فشارهاي عصبي كمك مي كند. | |
يك مطالعه موفق، بايد در حال آرامش و بدون اضطراب صورت بگيرد تا رضايت بخش و ثمربخش باشد. براى اين كه به اين سؤال شما پاسخ كاملى داده باشيم، برخى از نكات مهم و كلى را درباره مكان، روش، كارآيى، تمركز و سرعت مطالعه به ترتيب، بيان مىكنيم تا با به كارگيرى آنها، مشكل خود را برطرف كنيد.
مكان مطالعه
دكتر فيل ريس، در كتاب «500 نكته درباره مطالعه» و دكتر عين الله خادمى در كتاب «مطالعه روشمند» چنين نوشتهاند:
1. برخى افراد ترجيح مىدهند در سكوت مطالعه كنند و برخى در سروصدا. بعضى صندلى راحتى را مىپسندند و بعضى دراز كشيدن يا نشستن رسمى را. اصلاً وسواس به خرج ندهيد و در هر حالتى كه راحتتر هستيد، مطالعه خود را آغاز كنيد.
2. اگر مكان مطالعه شما كمى آشفته و به هم ريخته است، مرتب كردن آن را به نيم ساعت پس از مطالعه موكول كنيد؛ زيرا در اين صورت، در حين مرتب كردن اتاق، به مطالبى كه مطالعه كردهايد، فكر خواهيد كرد و زمان مفيدى را از دست نخواهيد داد. 3. گاهى اوقات از مكانهاى استثنايى و هيجانانگيز استفاده كنيد تا مطلبى كه مطالعه مىكنيد، همراه آن خاطره در ذهن شما ماندگار شود؛ مثلاً در يك شب بارانى با يك چتر و يك چراغ قوه زير باران رويد و مطلب را مطالعه كنيد و يا در يك مكان تاريخى و قديمى، به تفكر و مطالعه در مورد مطلب مورد علاقه خود بپردازيد.
4. اگر امكان داشته باشد، موضوع مورد مطالعه شما با مكانى كه انتخاب مىكنيد، هماهنگى و سنخيت داشته باشد. اين كار، به افزايش بهرهورى شما كمك بسيار مىكند. اين هماهنگى، شامل ابزار و لوازم مورد نياز نيز مىشود.
5. قبل از انتخاب محل مطالعه خود، چند خصوصيت مهم و ايدهآل را براى مكان مطالعه، در ذهن خود فهرست كنيد تا راحتتر بتوانيد آن را بيابيد.
6. در مكان مطالعه شما، بايد راهى براى خيره شدن به دور دست وجود داشته باشد؛ زيرا توقف در مطالعه و چشم دوختن به بىنهايت، در افزايش كارآيى مطالعه بسيار سودمند است؛ حداقل گاهى به سقف اتاق خيره شويد.
7. هيچ گاه مطالعه خود را به حضور در مكان خاصى مشروط نكنيد؛ زيرا در اين صورت بهانهاى مىيابيد تا در ساير مكانها از مطالعه بگريزيد. به ياد داشته باشيد كه در حقيقت، «مكان مطالعه، جايى است كه شما هستيد».
8. دقت كنيد كه ميزان نور، دماى محيط، شكل صندلى و ساير شرايط، در مكان مطالعه شما به گونهاى نباشند كه شما را خواب آلوده كنند.
9. تهويه خوب و اكسيژن زياد در مكان مطالعه، شرطى حياتى است.
روش مطالعه
1. به قول آدريل جانسون، خوب كتاب خواندن را نمىتوان از خواص مادرزادى دانست. براى قرائت، بدون شك، پرورش خاصى لازم است.
2. بهترين روش كتابخوانى، روشى است كه خواننده در اين كار بتواند زيبايىهاى چيزى را كه مىخواند، دريابد و به هنگام لزوم، معايب آنها را بفهمد و اين از راه پرورش و ممارست حاصل مىگردد.
3. در معانى كلماتى كه براى نخستين بار مىبينيد، دقت كنيد. بيهوده تصور نكنيد كه سياق مطلب، آن معانى را براى ما كشف مىكند. همان زمان، بهترين وقت براى رفتن به سراغ فرهنگ لغت است.
4. اميل فاگه، نويسنده فرانسوى، عقيده دارد كه بايد در خواندن كتاب استقامت داشته باشيم. استقامت، لجاجت نيست؛ بلكه نوعى بردبارى است كه ذوق ما را مىپرورد و درك ما را عميق مىكند.
5. مون تنى، دانشمند شهير فرانسوى، درباره انتخاب كتاب و روش كتابخوانى نظرهايى بسيار بديع و زيبا دارد. يكى از اين عقايد، آن است كه براى وصول به عمق معناى يك كتاب خوب، بايد آن را دوبار بخوانيم و با آن ارتباط دائمى داشته باشيم. يك اثر پربها، ما را مدتها سعادتمند مىسازد. ما نمىتوانيم با يك بار خواندن، به اين درجه از خوشبختى برسيم؛ هر چند در اين يكبار، دقت فوق العاده به كار بريم.
6. همچنين وى معتقد است كه اگر بخواهيم از كتابى كه خواندهايم، نظر صحيحى پيدا كنيم، بايد درباره آن گفتوگو كنيم. كتابهاى خوب، افق گفتوگوهاى پرثمر را به روى ما مىگشايند و اين، همان چيزى است كه ما آن را مباحثه مىناميم.
7. در كتاب «500 نكته درباره مطالعه» آمده است: يكى از روشهاى خوب مطالعه، استفاده از يادداشت بردارى است. فقط توجه كنيد كه به جاى يادداشت، رونويسى نكنيد! طرحهاى گوناگون بريزيد؛ نكات مهم يادداشت را برجستهتر بنويسيد و اگر مطلبى را درك نمىكنيد، به صورت سؤال يادداشت برداريد.
8. در كتاب «روشهاى تسريع در خواندن و درك» پيشنهاد شده است كه هنگام مطالعه، ابتدا خلاصه مطلب را كه اغلب در ابتداى مقاله يا كتاب آمده است، بخوانيد؛ سپس عنوانها و فهرست اجمالى كتاب را مطالعه كنيد و بعد چند سطر از ابتداى هر عنوان را مطالعه كنيد؛ زيرا مهمترين مطالب، معمولاً در همين خطوط ابتدايى هستند و سرانجام ساير توضيحات و تفاسير كتاب را بر اطلاعات خود بيفزاييد.
9. از همان زمان مطالعه، براى به كار بستن آن چه مىآموزيد، برنامهريزى كنيد. به قول تولد، «مطالعه و عمل نكردن، مانند شخم زدن و بذر نپاشيدن است».
10. بيكن جمله زيبايى در اين باره دارد؛ «برخى كتابها را بايد چشيد؛ بعضى ديگر را بايد بلعيد و قليلى را هم بايد جويد و هضم كرد.
كارآيى مطالعه
1. كيفيت مطالعه را بالا ببريد؛ به روخوانى سطحى در حالت پراكندگى فكر قناعت نكنيد و با مفهوم و معناى مطلب، ارتباط برقرار سازيد تا آن چه را كه مورد نياز است، به خوبى درك كنيد.
2. حجم مطالعه، حواس شما را پرت نكند؛ مطالعه بيشتر و سريعتر، تنها بهانهاى براى بيشتر دانستن است؛ پس ابتدا آن چه را مىخواهيد بدانيد و بفهميد، برداشت كنيد و آن گاه با كلمات «سرعت» و «بيشتر» وسوسه شويد.
3. قبل از آن كه از موضوع اصلى كتاب منحرف شويد و به مطلب ديگرى بپردازيد، قسمتهايى را كه دوست داريد به خاطر بسپاريد، مشخص كنيد.
4. حتماً براى مطالعه خود برنامهريزى داشته باشيد. اين كه قصد يادداشت بردارى داريد يا خير، در مورد چه موضوعى بايد تمركز كنيد، چه سؤالاتى در ذهن داريد كه در اين كتاب جواب آنها را مىجوييد و...، همه بايد از قبل برنامهريزى شده باشند.
5. بايد كتابى كه مطالعه مىكنيد، مختص به خود شما باشد تا به راحتى در آن علامتگذارى و نكته نويسى كنيد. استفاده از مداد يا ماژيك رنگى، به شما امكان مىدهد تا در مراجعه مجدد به كتاب، بهره بيشترى ببريد؛ هر چند نبايد اين خطوط رنگى، استفاده شما را از ساير خطوط كتاب كاهش دهد.
6. هنگام مطالعه، همواره يك قلم در دست داشته باشيد؛ زيرا مطالعه، آنگاه كارآيى مطلوب مىيابد كه همراه با مطالعه سؤالات، ذهن خود را با آموزههاى كتاب تطبيق دهيد و در حاشيه آن يادداشت كنيد.
7. ميان مطالعه و ساير كارهاى خود، تعادلى به وجود آوريد تا هم از خواندن خسته نشويد و هم تجربه و عمل را به بهرهورى مطالعه خود بيفزاييد.
8. مطالعه پراكنده، با موضوعات گوناگون و متناقض، موجب كاهش بهرهورى شما مىشود؛ سعى كنيد در نوع كتابى كه براى مطالعه انتخاب مىكنيد، مطالعات قبلى خود را در نظر آوريد تا نظم فكرى شما به هم نخورد.
9. اگر بتوانيد از هر كتابى كه مىخوانيد، نكات مهم و كليدى آن را خلاصهبردارى كنيد، بر كارآيى مطالعه شما مىافزايد. اين راهكار، آنگاه ارزشمندتر مىشود كه خواننده به زبان و عبارات خودش، مطالب را يادداشت كند.
10. به ياد داشته باشيد كه علاقه و انگيزه، در مورد مطلبى كه براى مطالعه انتخاب كردهايد، به بهرهورى شما از آن چه مىخوانيد، بسيار مىافزايد.
11. گاهى قرار دادن يك پاداشِ مشروط براى مطالعه حجم خاصى از كتاب، به هيجان و لذت مطالعه مىافزايد و نوعى اثر تشويقى بر فرد مىگذارد. اين پاداشها، مىتواند ديدن يك برنامه تلويزيونى، رفتن به مكانى خاص، انجام يك فعاليت مورد علاقه يا حتى خوردن يك خوراكى مورد علاقه باشد؛ مشروط بر اين كه ميزان تعيين شده، مطالعه شده باشد.
12. رنگ كاغذ، رنگ قلم، نحوه نشستن، فاصله چشم با كتاب، نور محيط و ساير شرايط مكانى نيز در كارآيى مطالعه شما كاملاً مؤثرند.
تمركز مطالعه
دكتر خادمى در كتاب «مطالعه روشمند»، نكاتى را براى ايجاد تمركز حواس لازم مىداند كه عبارتند از:
1. علاقه به موضوع مورد مطالعه، يكى از علل مهم ايجاد تمركز و دقت در حين مطالعه است.
2. هماهنگى اراده و تخيل نيز در اين رابطه كارساز است؛ به عبارت ديگر، چشمان فرد بر صفحه كتاب و افكارش در حال پرواز به دور دستها نباشد.
3. برخى مسائل جسمى و روحى نيز مىتوانند تمركز فرد را بر هم بزنند؛ مانند گرسنگى، تشنگى، بيمارى، نگرانى و اضطراب.
4. برخى مسائل محيطى نيز از عوامل برهم زننده تمركزند؛ مانند سروصداى زياد، نور زياد يا كم، لباس نامناسب و... .
آقاى حق جو در كتاب «روشهاى تسريع در خواندن و درك»، چند نكته مهم ديگر را نيز بر اين فهرست مىافزايد كه عبارتند از:
5. يكى از مهمترين عوامل بر هم خوردن تمركز، عجله و شتاب است. اين حالت، سطح مطالعه را كاهش مىدهد و تمركز را بر هم مىزند.
6. يكى از مسائل قابل توجه ديگر، سنگينى معده و سيرى بيش از حد است و به قول حضرت رسول اكرم صلىاللهعليهوآله، «پرى معده و سيرى زياد، به وجود آورنده حماقت است». اين، همان خواندن و نفهميدن و به عبارتى، عدم تمركز و عدم ارتباط، با مفهوم كتاب است.
7. انتخاب زمان مناسب، از عوامل ايجاد تمركز است؛ مثلاً پس از استراحت، خصوصاً در صبحگاهان، بهترين حالت تمركز و ساعات خستگى و كسالت، نامناسبترين اوقات، براى تمركزند؛ البته در صبحگاهان، لازم است قدرى ورزش كنيد تا بدن آمادگى لازم را به دست آورد.
8. نظم و انضباط در نوع، ساعت و مكان مطالعه، همگى از عوامل ايجاد كننده تمركز مىباشند.
سرعت مطالعه
1. دكتر فيل ريس پيشنهاد مىكند كه اگر قصد داريد سرعت مطالعه را افزايش دهيد، حتماً ابتدا به فهرست كتاب نظرى دقيق بيندازيد تا نسبت به موضوعات كلى كتاب آگاهى پيدا كنيد.
2. تند خوانى، هميشه مناسب نيست و در مطالبى كه به تعمق و تأمل نياز دارد، اصلاً نبايد به كار گرفته شود.
3. مغز ما هميشه تندتر از بيان ما كلمات را دريافت مىكند؛ براى افزايش سرعت، سعى كنيد عادت بلند خوانى كتاب را ترك كنيد.
4. تمرين كنيد تا به جاى درك لغت به لغت يك جمله، به درك گروهى لغات عادت كنيد.
5. به نظر نويسنده كتاب «تسريع در خواندن و درك»، يكى از عوامل كندخوانى، برگشت است؛ يعنى آن كه فرد مرتب نگاه خود را به خطوط پيشين بر گرداند. اين كار، تمركز فرد را از ميان مىبرد و وقت زيادى را تلف مىكند. هنگام مطالعه، چشم بايد به طور مستقيم و به موازات صفحه حركت كند و از پريدن به سطرهاى بالا و پايين، دورى جويد.
6. كسانى كه با انگشت خط مورد مطالعه را دنبال مىكنند، بايد اين عادت را ترك كنند؛ زيرا در تند خوانى، فقط چشم كار مىكند، نه دست و زبان.
7. نويسنده كتاب «مطالعه روشمند»، بر اين باور است كه حتى تكان دادن سر هنگام مطالعه، از سرعت مطالعه مىكاهد؛ پس بهتر است كه اين گونه بگوييم: در تند خوانى، فقط چشم كار مىكند؛ نه دست، نه زبان و نه سر. براى ديدن همه صفحه كتاب، اصلاً به حركت سر نيازى نيست؛ صفحه، خود در دامنه بينايى قرار دارد.
8. وى از مشكل ديگرى به نام «خالى خوانى» نام مىبرد كه عبارتست از: سرگردانى چشم در حاشيه سفيد كتاب يا لابهلاى خطوط و يا هر قسمت غير مفيد صفحه. اين حالت را ديدن غير مفيد نيز مىگويند و موجب كاهش سرعت مطالعه مىشود.
9. حتى نوع ورق زدن نيز به صرفهجويى در وقت كمك مىكند. ورق زدن درست آن است كه با دست چپ واز گوشه بالايى صفحه صورت گيرد و چند لحظه قبل از پايان صفحه، دست براى ورق زدن آماده باشد. كسانى كه با دست راست و از گوشه پايينى صفحه ورق مىزنند، از سرعت و تمركز خود مىكاهند .
منبع: ايسجا
روشهايي براي كاهش استرس در محيط كار ( قسمت اول )
1- علائم هشدار دهنده ي استرس زا را تشخيص دهيد و براي رفع آن اقدام كنيد .
2- از صحبت راجع به مواقعي كه دچار استرس هستيد نترسيد .
3- وقتي دچار استرس هستيد آرام قدم بزنيد ، اين امر مي تواند آرامش و سلامتي شما را باز گرداند .
4- از بردن كارهاي اداري به منزل خودداري كنيد .
5- سعي كنيد متوجه هر گونه تغيير در الگوهاي غذايي و نوشيدني خود باشيد .
6- به رؤسا حقيقت را بگوييد ، از گفتن اتفاقات موجود در دفترتان به مدير شركت نهراسيد .
7- وقتي فكر كرديد كه كار زيادي داريد ، حداقل يكي از آنها را به ديگري واگذار كنيد .
8- از روش زندگي افرادي كه استرس ندارند الگو بگيريد .
9- از انجام كار در آخر هفته يا دير وقت پرهيز كنيد .
10- اگر دچار سردرد يا بي خوابي هستيد به دكتر مراجعه كنيد .
11- از هر چيزي كه به شما كمك مي كند تا به آرامش برسيد نكته برداري كنيد .
12- از خود بپرسيد آيا ديگران كار با شما را استرس زا مي دانند ؟
13- احساس خود را از لحظاتي كه دچار استرس شـَديد هستيد در يك دفترچه ، يادداشت كنيد .
14- چيزي را كه مي خواهيد ، بخريد و از آن لذت ببريد ؛ اما خريد را براي خود يك عادت نكنيد .
15- از مدت زمان سفرهاي بين شهري و درون شهري تا رسيدن به محل كار ، جهت برنامه ريزي روزانه يا استراحت كوتاه استفاده كنيد و كار بيشتري انجام ندهيد .
چه كنيم تا در محيط كارمان آرامش داشته باشيم؟ ( قسمت دوم )
1- يك يا دوساعت از هفته را دور از خانواده و درگيري شغلي خود بگذرانيد .
2- سعي كنيد با به روز كردن مهارتهاي خود تغييرات شغلي را پيش بيني كنيد .
3- با جلب توجه ديگران به ارزش كاري كه انجام مي دهيد ، از شغل خود محافظت كنيد .
4- از برنامه هاي آموزشي استفاده كنيد تا بتوانيد در باره فرهنگ هاي كاري گوناگون و جديد مطالبي را بياموزيد .
5- همكاران همفكر را شناخته و براي سازش و تغييرات محيط كار از آنها كمك بگيريد .
6- وقتي فناوري جديدي را مي آموزيد ، استفاده از آن را آهسته شروع كنيد و كاملاً به مهارت خود مطمئن شويد .
7- سعي كنيد دفتر خود را كنار دفاتر ديگران قرار دهيد ، زيرا انزوا باعث ايجاد استرس مي شود .
8- براي يادگيري يك مهارت جديد ، براي مثال مهارتي مانند كار با كامپيوتر و ... هيچگاه دير نيست .
9- عوامل استرس زاي هر شغل جديد را پيش از پذيرفتن آن ارزيابي كنيد .
10- با تمام كاركنان بدون توجه به مقام و عنوانشان ، با احترام رفتار كنيد .
11- با همكاران خود به گونه اي رفتار كنيد كه نشانگر قدرداني شما از آنان باشد .
12- با همكار جديد خود غذا بخوريد تا رابطه كاري شما با او تسهيل شود .
13- براي ايجاد ارتباط بيشتر با همكاري كه نزديك به شما زندگي مي كند ، همسفر شويد .
14- هميشه در نظرها و افكار خود انعطاف داشته باشيد ، زيرا ممكن است تمام ماجرا را ندانيد .
15- نقش فعالي در بهبود كيفيت زندگي شغلي خود ايفا كنيد
اگر در محيط كارتان دچار استرس هستيد به اين نكات عمل كنيد... ( قسمت سوم )
1- در تصميم گيري درباره مسائل مهم و اساسي ، اصلاً عجله نكنيد .
2- سعي كنيد يك روز در هفته با همكار يا دوست صميمي خود ناهار بخوريد .
3- اگر نزديك محل كار خود زندگي مي كنيد ، در هفته چند ساعت پياده يا با دوچرخه به سر كار برويد .
4 - بياموزيد كه درباره عواطف و احساسات خود با دوستان نزديك و افراد قابل اطمينان ، به وضوح صحبت كنيد .
5- نظرات و پيشنهادات خود را به درون صندوق نظرات ( سازمان ) بريزيد تا اين كار باعث كاهش استرس شما در محيط كار شود .
6- با مطرح كردن مشكلات كار و محيط كار ، مي توانيد از فشارهاي آن بكاهيد .
7- با انجام ورزش هايي مانند پياده روي و شنا سعي كنيد ميزان استرس را كاهش بدهيد .
8- از امتياز دادن به همكاران همجنس و هم نژاد خود در محيط جداً پرهيز كنيد .
9- علل غيبت كردنتان را بررسي كنيد و ببينيد كه كدام روزهاي هفته بدترين روز هستند .
10- براي داشتن يك روز بدون استرس بهتر است كه ، ميز كار خود را آخر وقت روز قبل مرتب كنيد .
11- قبل از استقرار در يك دفتر جديد ، طرحهاي مختلف اتاق و طرز چيدن آن را امتحان كنيد .
12- وقتي به يك محيط كار جديد مي رويد ، با خود بينديشيد كه ، چگونه آن محيط را شادتر و خوشايندتر كنيد.
13- به يكي از همكاران خود بگوييد تا وقتي دچار استرس هستيد شما را آگاه كند .
14- وقتي يك پروژه را محاسبه كرديد ، مدت زمان را طولاني تر از زمان لازم تخمين بزنيد .
15- روزانه از مشكلات يادداشت برداريد و ببينيد كه ، آيا الگويي به دست مي آيد يا نه ؟
به نقل از تبیان
آلزايمر چيست؟
آلزايمر نوعي اختلال مغزي است که فرد مبتلا را به فراموشي دچار مي سازد. در اين بيماري، سلولهاي مغز به تدريج تخريب شده و فرد دچار فراموشي مي شود، به طوريکه ديگر قادر نيست خاطرات گذشته را به ياد بياورد و يا رويدادهاي جديد را در مغز خود شکل دهد.
در صورت پيشرفت بيماري، حافظه دراز مدت هم تحت تأثير قرار گرفته و در نهايت منجر به فوت مي شود.
عوامل مؤثر در ايجاد آلزايمر:
1- مهمترين عامل، سن است. مطالعات نشان داده ، ميزان ابتلا به اين بيماري براي کليه سنين 1 درصد، ولي براي افراد 65 سال و بيشتر 5 درصد است. اين ميزان پس از 65 سالگي به ازاي هر 5 سال افزايش عمر، دو برابر مي شود.
2- عامل ديگر ارث است . 40 درصد از مبتلايان به آلزايمر از دخالت عوامل ارثي ، به اين بيماري مبتلا گشته اند.
3- عواملي از قبيل ضربه ها يا آسيب هايي که به جمجمه وارد مي شود ، ديابت، عدم تحرک ، داشتن وزن اضافي، افزايش فشار خون و کلسترول در بروز و پيشرفت اين بيماري نقش دارند.
4- رژيم غذايي سرشار از کالري و چربي نيز ، احتمال ابتلا به بيماري آلزايمر را در افرادي که از لحاظ ژنتيکي مستعد هستند
افزايش مي دهد.
سير و سرانجام بيماري:
پيشرفت بيماري را به 3 مرحله مي توان تقسيم کرد:
مرحله اول: مرحله اي است که در آن اختلال حافظه رفته رفته نمايان مي شود. بيمار در اين مرحله از عهده کارهاي روزمره شخصي برمي آيد. ولي اداره امور اجتماعي نظير خريد و کارهاي بانکي براي او دشوار است.
مرحله دوم: در اين مرحله اختلال حافظه پيشرفت مي کند و علائم رواني - رفتاري نظير ترس، اضطراب، افسردگي، بي خوابي و بي قراري ديده مي شود. بيمار قدرت تشخيص زمان و مکان را از دست مي دهد و گويش او دچار اختلال مي گردد. در اين مقطع از بيماري، فرد قادر به مراقبتهاي شخصي مي باشد.
مرحله سوم: در اين مقطع اختلال حافظه تا به آنجا پيشرفت مي کند که بيمار حتي نامش را فراموش مي کند، قدرت تکلم او تقريباً از بين رفته و عضلاتش سفت مي شود، بلع غذا براي او مشکل شده و ديگر قادر نيست از بستر خارج شود .
به تدريج دچار زخمهاي بستر مي شود و کنترل اعمال دفعي را نيز دست مي دهد.
راههاي پيشگيري از ابتلا به آلزايمر:
1- عواملي چون تغذيه سالم، ورزش و کنترل وزن از بروز اين بيماري جلوگيري مي کند.
2- استفاده از داروهاي کاهش دهنده کلسترول و فشار خون در عدم ابتلا به اين بيماري ، مؤثر واقع مي شود.
3- حفظ سلامتي در دوران جواني، يکي ديگر از عوامل مؤثر در پيشگيري از بيماري آلزايمر است، چون اين بيماري در دوران جواني به سراغ فرد مي آيد و بعد از گذشت 20 تا 30 سال علائم اوليه آن بروز مي کند.
4- افرادي که در برنامه غذايي خود از ويتامين هاي C,E استفاده مي کنند، کمتر به اين بيماري مبتلا مي شوند.
5- يافته هاي آماري نشان داده است ميزان ابتلا به آلزايمر در افرادي که کار فکري منظم انجام مي دهند، کمتر است.
شايان ذکر است ، بيش از 12 ميليون نفر در سراسر جهان مبتلا به بيماري آلزايمر هستند و انتظار مي رود تا سال 2025 اين رقم به 22 ميليون نفر افزايش يابد.
چگونه اجتماعی باشيم ؟!
مهارت هاي ارتباطي
به تکلم به خموشي، به تبسم ، به نگاه
مي توان برد به هر شيوه ، دل آسان، ازمن کليم کاشاني
عالي ترين دستاورد انسان در دنيا ، ارتباط شخصيت با شخصيت است. (کارل ياسپرس)
ما منظور يکديگر را نمي فهميم.
خجالت مي کشم نظر خود را مطرح کنم.
نمي توانم موافقت همکارانم را جلب کنم.
مطمئنا شما هم بيگانه نيستيد. اغلب ما ، تقريبا هر روز ، بارها اين جمله ها را مي شنويم. جمله هايي که هر يک به تنهايي نشان دهنده آنند که در روابط بين فردي انسان ها ، موانعي وجود دارد . اگر چه انسان کوشيده است پيچيده ترين ابزار هاي ارتباطي را به وجود آورد، اماهنوز هم از برقرار کردن يک ارتباط اثر بخش و رودرو ناتوان است. ارتباط ناموثر موجب فاصله بين فردي وعميقي مي گردد که در همه جنبه هاي زندگي و همه بخش هاي جامعه ، تجربه مي شود. رشد شخصيت و بهداشت رواني و جسمي ما با توانايي برقراري ارتباط دارد. در اين مقاله پنج مورد از موارد لازم براي ايجاد روابط بين فردي رضايت بخش ، به اختصار ، تو ضيح داده مي شود:
1- شناخت طرف مقابل
2- مهارت هاي گوش دادن
3- مهارت هاي ابراز وجود
4- مهارت هاي رفع تعارض
5- همگام شدن با زبان بدن مخاطب
(1) شناخت طرف مقابل :
محور هاي شناخت ديگران را به ترتيب زير مي توان ارائه داد :
الف : شناخت جنبه هاي مثبت : هر فرد به فراخور جنبه هاي شخصيتي ، از قابليت هاي خاص برخوردار استکه اورا از ديگران متمايز مي کند.افراد هوشمند با چشماني باز به جنبه هاي مثبت ديگران مي نگرندو در روابط خود بر آن تاکيد مي کنند و به گونه اي موثر و سازنده، آن موارد را ياد آوري مي کنند.
ب : شناخت جنبه هاي منفي : « هيچ کس کامل نيست» عبارتي آرام بخش و تسلي دهنده است. ما نبايد انتظار داشته باشيمکه با شخصيتي کامل و بي عيب و نقص مواجه شويم. ما بايد رابطه اي منطقي با جنبه هاي منفي ديگران برقرار کنيم. در يک ارتباط نا سالم ، به جاي برخورد منطقي با جنبه هاي منفي افراد ، مرتب درصدد تحريک اين جنبه ها بر مي آئيم و ايرادهاي شخصي فرد را به رخ او مي کشيم. بهترين روش برخورد ، علاوه بر چشم پوشي، مساعدت به ديگران براي غلبه بر نقطه ضعف ها يشان و ايجاد اعتماد براي رفع اين زمينه هاست. البته ، به خاطر داشته باشيم که وجود يک نقطه ضعف در فرد، طي سال ها و به مرور زمان پديد آمده است و نمي توان انتظار داشت به طور ناگهاني و در مدت بسيار کوتاه موفق به تغيير آن شد.
ج: شناخت علايق ، تمايلات و گرايش هاي آدمي : براي اينکه بتوانيم ارتباط خوبي با ديگران برقرار کنيم، بايد تلاش کنيم هميشه فهرستي از خصوصيات مورد علاقه طرف مقابلمان را بدانيم و با آگاهي کامل به علايق، گرايش ها و تمايلات او زمينه جلب اعتمادش را فراهم آوريمو با تامين صحيح علايق وي در چارچوب مطلوب، گامي در جهت بهبود روابط برداريم.
(2) مهارت هاي گوش دادن :
حضرت عيسي عليه السلام فرمودند :« يک گوش تو کاملا شنواست، اما گوش ديگرت ناشنواست.»
يکي از روش هاي مهم در برقراري ارتباط موثر، يعني درك بهتر مخاطب خود و ايجاد شرايطي که او هم شما را بهتر درک کند، گوش دادن پويا است.منظور اين است که به گفته ها و طرز تلقي و نقطه نظر هاي مخاطب خود گوش فرا دهيم، توجه کنيم که او چه منظوري داردد،درباره آن، چه احساسي دارد؟ به قالب ارجاعي او در مورد حرفي که مي زند دقيق شويم.
بنابر اين گوش دادن پويا به شخص مخاطب بديم معنا است که بتوانيد مانند او ببينيد، بشنويد و احساس کنيد و بتوانيد گفته هاي طرف مقابل را درک، تعبير و تفسير کنيد. گوش دادن پويا زماني مصداق پيدا مي کند که به مخاطب خود بگوييد که از حرف هاي او چه برداشتي کرده ايد.
مجموعه مهارتهاي گوش کردن عبارتند از :
الف : مهارت هاي توجه شامل :
1- حالت درگير بودن
2- تحرک جسماني مناسب
3- تماس چشمي
4- محيط غير مزاحم.
(1) حالت در گير بودن : ارتباط ، هنگامي ترويج مي شود که شنونده با بدني مايل به جلو ، در فاصله اي مناسب ، رو در روي طرف مقابل قرار بگيرد و با وضعيتي گرم و پذيرا ،هشياري همراه با آرامش خود را به او انتقال دهد .(وضعيت گرم و پذيرا مانند دست به سينه نبودن و پا روي پا نينداختن)
تفاوت هاي فرهنگي : بر فاصله بهينه در هنگام گفتگو تاثير مي گذارد، همانطور که تفاوت هاي فردي درون يک فرهنگ خاص نيز آنرا متاثر مي سازد. براي تسهيل ارتباط ميان خود و فرد ديگر مي توانيد فاصله مناسب را با جستجوي نشانه هاي اضطراب و ناراحتي در او کشف کنيد و بر آن اساس خود را در موقعيت مناسب قرار دهيد.معمولا در جامعه ما ، فاصله مناسب در حدود 90 سانتي متر است.
(2) تحرک جسماني مناسب : حرکت مناسب بدن ، براي خوب گوش کردن ضروري است. فرد بي تحرکي را که به گوينده خيره شده است، مي توان به شکلي معتبر ، به عنوان شخصي ارزيابي کرد که گوش نمي دهد. هنگامي که حرکت قابل مشاهده فرد کاهش يافته است و ميزان پلک زدن چشمش به کمتر از 1 بار در 6 ثانيه افت کرده است، گوش کردن از نظر علمي ، متوقف شده است. اجتناب از حرکت ها و رفتارهاي حواس پرت کن ، نيز براي يک توجه اثر بخش امري ضروري است ( بازي کردن با کليد يا مداد ، و ور رفتن با سکه هاي پول خورد، به صدا در آوردن بند انگشتان و . . . ).
(3) تماس چشمي : تماس چشمي اثر بخش ، بيانگر ميل و علاقه به گوش کردن است . اين کار شامل تمرکز آرام چشم شنونده بر گوينده و تغيير گاه به گاه مسير چشم از صورت او به بخش هاي ديگر بدن مثل دست در حال حرکت و سپس برگرداندن نگاه به صورت تا برقراري مجدد تماس چشمي مي باشد.تماس چشمي ضعيف هنگامي روي مي دهد که شنونده نگاه خود را از گوينده بر مي گيرد، يا به شکلي ثابت و مات به او خيره مي شود، و يا به محض آنکه گوينده او را نگاه مي کند ، او به جاي ديگري مي نگرد . برخي نحوه استفاده از چشمهايتان را نمي دانند. بعضي اوقات افراد در لحظه اي که احساس مي کنند طرف مقابل هيجانهايي را بروز خواهد داد، به نقطه ديگر خيره مي شوند .
(4)محيط غير مزاحم : يعني محيط جذابي که ترس آور نبوده و موانع فيزيکي زيادي بين افراد ايجاد نمي کند، شرايط تسهيل گفتگو را فراهم مي آورد.شنونده داراي توجه ، مي کوشد که عوامل محيطي مزاحم را به حداقل برساند. در منزل مي توان تلويزيون و ضبط صوت را خاموش کرد و در صورت لزوممي توان تلفن را قطع کرد و . . . در اداره ها ، معمولا ميز ، مزاحم گوينده و شنونده مي شوند. براي بسياري از افراد ، ميز ، نوعي اقتدا را تداعي مي کند که احساس ضعيف بودن يا خشم فرد مقابل را بر مي انگيزد. هنگامي که شنونده اي پشت ميز مي نشيند ، احتمال مي رود که تعامل موجود،بيشتر از نوع تعامل ميان نقش با نقش باشد تا فرد با فرد . اگر دفتري کوچکتر از آن باشد که بتوان صندلي هاي گفتگو را دورتر از ميز گذارد، بهتر است صندلي مراجعه را در کنار ميز قرار داد نه در جلوي آن .
ب : مهارت هاي پيگري شامل :
1- درباز کن ها
2- تشويق هاي کوتاه
3- سوال هاي کم
4- سکوت توجه آميز.
(1) درباز کن ها : دربازکن ، دعوتي بدون زورگويي براي صحبت کردن است. بعضي وقتها احساس مي کنيد طرف مقابل مايل است صحبت کند. اما نياز به تشويق دارد. در مواقع ديگر ، گوينده در اواسط صحبت خود ، علايمي از سردي در مورد ادامه دادن به حرفهايش نشان مي دهد که در اين حالت دربازکني مانند :« دوست دارم در اين رابطه ، بيشتر بشنوم » ، به او کمک مي کند تا ادامه دهد .
دو نمونه از دربازکن ها عبارتند از : «به نطر مي رسد که امروز به تو خوش نمي گذرد، اگر مايل باشي صحبت کني، من وقت دارم.»و يا « برايت اتفاق ناگواري افتاده است ، مي خواهي در موردش صحبت کنيم؟ » شنوندگان همدل ، زماني ديگران را به صحبت دعوت مي کنند که براي آنان مناسب باشد و هرگز گفتگو را تحميل نمي کند.
(2) تشويق هاي کوتاه : پاسخ هاي ساده اي که گوينده را تشويق مي کند . هر طور مايل است داستان خود را بيا کند و در عين حال، شنونده را نيز فعال نگه مي دارد، تشويق هاي کوتاه ناميده مي شود.شايد پرکاربردترين تشويق کوتاه همان « هوم، هوم کردن» ساده باشد. اين عبارت کوتاه مي تواند بيانگر اين مطلب باشد که :« لطفا ادامه بده . من دارم گوش مي دهم و حرفهايت را مي فهمم » پاسخ هاي کوتاه بسياري وجود دارند که شنونده مي توانند از آنها استفاده کند: بيشتر توضيح بده ، مي فهمم، خوب ، بعد؟ ، واقعا ؟ ، خداي من . . . پاسخ هاي کوتاه به معناي موافقت يا مخالفت با حرف هاي گوينده نيست، بلکه فقط به طرف مقابل اجازه مي دهد که بداند حرفهايش شنيده مي شود و در صورتي که تصميم داشته باشد به صحبت خود ادامه دهد، شنونده نيز خواهد کوشيد منظور او را بدرستي دريافت کند.
(3) سوال هاي کمتر : در هنگام گفتگو مطرح کردن سوال هاي زياد موجب به خطر افتادن تعامل مي شود. اين کار به جاي آنکه شنونده را در کنار گوينده قرار دهد، در مقابل او قرار مي دهد و به جاي آنکه به گوينده فرصت دهد تا موقعيت و وضعيت خود را بررسي کند، جهت مکالمه و گفتگو را به او تحميل مي کند . بيشتر سوال ها را مي توان به صورت اظهار نظر بيان کرد ، که اين کار بسيار مفيدتر از پرسش هاي مکرر است.
(4) سکوت توجه آميز : « نقطه ي آغاز خرد ، سکوت و گام دوم آن گوش کردن است.» شنونده تازه کار بايد ارزش سکوت را در آزاد گذاردن گوينده براي تفکر ،احساس و بيان مطالب خود، ياد بگيرد. آموختن هنر پاسخ دادن هموراه با پاسخ ، براي يک گوش کردن صحيح ، امري بسيار ضروري است.به علاوه، مسلما اگر فقط شما حرف بزنيد ، طرف مقابل نمي تواند مشکل خود را بيان کند. سکوت بيش از حد مي تواند به اندازه يعدم سکوت نامطلوب باشد . در چنين حالتي ذهن شنونده خيلي زود خسته مي شود و با خيره شدن چشمهايش ، گوينده مي فهمد که با او همراه نيست. شنونده اثر بخش ياد مي گيرد که در زمان مناسب صحبت کند و در زماني که سکوت را پاسخ مناسب تري تلقي مي کند، ساکت بماند و از هر دو رفتار احساس راحتي کند.
ج : مهارتهاي انعکاسي شامل :
1- توضيح
2- انعکاس احساسات
3- انعکاس معاني
4- انعکاس تلخيصي
هنر خوب شنيدن ، شامل توانايي پاسخ انعکاسي است. در پاسخ انعکاسي « شنونده احساس يا مفهوم چيزي را که گوينده با او در ميان گذارده است بيان مي کند و اين کار را به گونه اي انجام مي دهد که نشان دهنده درک و فهم و پذيرش مي باشد .» توضيح: توضيح، پاسخي موجز و کوتاه به گوينده است که اصل منظور او را از زبان شنونده بيان مي کند. شنونده خوب، ابتدا ، براي خود نوعي درک و فهم از محور اصلي پيام گوينده به وجود مي آورد و سپس آنرا منعکس مي کند. يک توضيح خوب فقط اصل پيام گوينده را منعکس مي کند و به زبان خود شنونده بيان مي شود. تقليد طوطي وار ( تکرار عملي همان کلمات گوينده)، با توضيح، تفاوت هاي زيادي دارد. تقليد طوطي وار معمولا گفتگو را سرکوب مي کند، در حالي که توضيح، به خصوص وقتي که به شکلي مناسب بيان شود ، مي تواند دربرقراري ارتباط مثبت ميان افراد سهم بزرگي داشته باشد. توشيح موثر ، احتمال درک و فهم نادرست را به شدت کاهش مي دهد.
انعکاس احساسات: « فرديت را در احساسات مي توان يافت .» (ويليام جيمز) منظور از انعکاس احساسات اين است که هيجان ها و احساسات مطرح شده توسط گوينده ، با جمله هايي کوتاه به خود او برگردانده شود .مثال: فرهاد : انتطار داشتم که تا اين زمان متاهل شده باشم، اما همه ي نامزدي هايم با شکست مواجه شد. رضا: واقعا نا اميد کننده است.فرهاد: همينطوره، نمي دانم هيچوقت زن مناسب پيدا مي کنم يا نه؟ رضا مي دانست که فرهاد احساسات مختلفي را تجربه کرده است. خشم ، تنهايي، شکست، ترس ، نا اميدي و يا ترکيبي از همه اينها. در صحبت هاي فرهاد مشهود بود. رضا زبان بدن او را که ناشي از احساسات وي بود، خواند و نتيجه گرفت که نا اميدي ، هيجان اصلي است. با تداوم گفتگو، درستي حدس او در مورد احساس دوستش اثبات شد . هنگامي که گوينده در مورد مشکلي حرف مي زند، انعکاس احساسات به او کمک مي کند که هيجان هاي خود را درک کرده و از اين طريق به سمت حل مشکل ، گام بردارد. با تمرکز بر چهار موضوع مي توان از احساسات گوينده آگاه شد.
1- تمرکز بر کلمات احساسي 2- توجه به محتواي کلي پيام 3- مشاهده زبان بدن .حالت چهره ، تن صدا، حرکات بيانگر (ايما و اشاره ) و وضعيت اندام ها 4- پرسش اين سوال از خود که:« اگر من چنين وضعيني را تجربه مي کردم، چه احساسي داشتم؟»
انعکاس معاني: زماني که احساسات و حقايق، در پاسخي کوتاه ، به يکديگر پيوند مي خورند، انعکاس معنا حاصل مي آيد.
مثال : ميترا: سرپرست ما، هميشه در مورد زندگي شخصي ام سوال مي کند. اي کاش بيشتر به فکر زندگي خودش بود. بهروز: چون براي مسائل خصوصي تو احترام قائل نيست عصباني شده اي؟ انعکاس معنا ، معمولا هنگامي که با جمله اي کوتاه و مجزا بيان مي شود، بهترين شيوه انعکاس است. هر قدر جمله کوتاه تر باشد، بهتر است. پاسخ هاي نامربوط يا طولاني، مانع تداوم ارتباط مي شود.
انعکاس تلخيصي : « خلاصه و گرد آوري ماشيني تعدادي از حقايق نيست. بلکه ارائه نظام دار اطلاعات مربوط است.»(ايگان) انعکاس تلخيصي، تکرار مختصر و کوتاه موضوعات اصلي و احساسات است که گوينده در بخشي طولاني از گفتگو مطرح کرده است و در نتيجه آنرا نمي توان توسط يکي از مهارتهاي مطرح شده، منعکس نمود.يعني مهمترين بخش هاي مطرح شده به شکلي معنا دار کنار هم قرارگيرند. پاسخ تلخيصي، گوينده را قادر مي سازد که اجزاي گفته هاي خود را در حالتي ببيند که به شکل واحد و يکپارچه اي در کنار يکديگر قرار گرفته اند. چنين پاسخي مهم ترين مسائل کليدي گوينده را، که بارها و بارها به شديدترين وجه ممکن مطرح شده اند، بيان مي کند. تلخيص به گوينده کمک مي کند که خود را به شکلي واضح تر درک کند. خلاصه سازي نيز، اين امکان را مي دهد که ميزان درست بودن برداشت هاي کلي شنونده از مطالب گفته شده مورد بررسي قرار گيرد.
تلخيص انعکاسي، هنگامي اثر بخش است که شنونده : 1) نکاتي را که گوينده مطرح کرده است کنار هم قرار دهد. 2) داده ها يا اطلاعات «مرتبط» را انتخاب کند. داده هايي که به گوينده کمک مي کند به شکلي واضحتر ، عناصر کليدي گفتگوي خود را درک کند.(3)مهارت هاي ابراز وجود: «ميزان ابراز وجود شما ، سطح عزت نفس شما را تعيين خواهد کرد.» هر فردي حريم يافضاي شخصي منحصر به فردي دارد. ما، در درون حريم زندگي ، از حقوق فردي خويش بهره مند مي شويم اما در بيرون از اين فضاي شخصي ، در حوزه اي اشتراکي قرار مي گيريم که در آن بايد حقوق ديگران را نيز مورد توجه قرار دهيم و جايي است که به انطباق پذيري نياز دارد. همان طور که احترام به حريمشخصي يک فرد به معناي حفظ يک فرد به معناي حفظ يک فاصله فضايي با اوست، به معناي حفظ فاصله هيجاني مناسب نيز هست. افراد ديگر مي توانند از طريق خودداري در اظهار نظرهاي تحقير آميز ، مطرح نکردن سوال هاي حاکي از دخالت و کنجکاوي، عدم ارائه نصايح و توصيه هاي ناموجه ، عدم تلاش براي دستکاري ما در جهت انجام خواسته هاي خود، خسته نکردن ما با محبت هايشان و عدم تلاش براي غرق کردن هويت ما ، در هويت خويش و موارد مشابه ، از قلمرو رواني و هيجاني ما فاصله بگيرند. مهارت هاي ابراز وجود،انسان ها را قادر مي سازد که از حريم شخصي خود، با ظرافتي بيش از آنچه در دنيا حيوانات اتفاق مي افتد، دفاع کنند. فرد جرات مند از روش هاي ارتباطي استفاده مي کند که او را قادر سازد، حرمت نفس خود را حفظ کند، خشنودي و ارضاي خواسته هاي خويش را دنبال کند و از حقوق و حريم شخصي خود ، بدون سوء استفاده از ديگران و يا سلطه جويي برآنان، دفاع کند. ابراز وجود حقيقي، شيوه اي است از در جهان بودن، که ارزش و شان فردي شخص را تاييد مي کند و در عين حال، ارزشمندي ديگران نيز حفظ کرده و مورد تاييد قرار مي دهد. شخص جرات مند، از حقوق خويش، در هنگام ارضاي نيازهاي خويش، به خواسته هاي ديگران تعدي نمي کند و حريم شخصي آنان را مورد تجاوز قرار نمي دهد.
مهارت هاي رفع تعارض : فرآيند سه مرحله اي رفع تعارض به افراد کمک مي کند تا به شکلي سازنده و به شيوه اي قانونمند و تکامل بخش و غير مخرب، با يکديگر مواجه شوند.»
مرحله يک : با فرد ديگر احترام رفتار کنيد: متاسفانه مخالفت با باورها يا ارزش هاي فرد ديگر و يا تضاد ميان نيازهاي افراد مختلف ، به بي احترامي نسبت به عقايد و شخصيت فرد ديگر منتهي مي شود. به شکلي که حتي زماني که براي فرد ديگر احترام زيادي قائل هستيم در اوج تعارض آماده ايم تا به او توهين کنيم. کلمات غير محترمانه، غالبا بدون توجه بيان مي شود، اما اين کلمات مانع جريان ارتباط مي شود و زخمهايي ايجاد مي کند که ممکن هرگز به طور کامل التيام پيدا نکند.
احترام قائل شدن براي فرد ديگر ، نگرشي است که با رفتارهاي مشخصي داده نشان مي شود. شيوه ايي که با کمک آن به فرد ديگر گوش داده و به آن نگاه مي کنيم تن صداي ما و کلماتي که انتخاب مي کنيم، استدلالهايي که به کار مي بريم و خلاصه تمام اين ها مي تواند نشانگر احترام باشد و يا عدم احترام را منتقل کند.
مرحله دو : گوش کنيد تا وقتي که « سوي ديگر را تجربه کنيد.» : هرکس تنها پس از اينکه به عقايد و احساسات فرد ديگر به وقت گوش کرد و آنها را چنان تکرار کرد که رضايت گوينده جلب شد ، ميتواند حرف خود را بزند. (کارل راجرز) گوش کنيد و آنچه را که فرد ديگر گفته است جمله به جمله تکرار کنيد، درست همانطور که گويي که خود فرد در آن لحظه آنها رابر زبان آورده است. هرگز چيزي از خود يا عقايد خود به ان اضافه نکنيد و هرگز چيزي را که ديگري نگفته است به او نسبت ندهيد. براي اينکه نشان دهيد حرف هاي او را واقعا درک مي کنيد يک يا دو جمله در مورد معناي مورد نظر او بيان کنيم. درحالت معمول ميتوانيد از کلمات خودتان استفاده کنيد، اما براي موارد حساس بهتر است که از کلمات خود فرد
استفاده کنيم. وظيفه ي شنونده اين است که بفهمد ، نه اينکه لزوما موافق هم باشد. سپس کمي بعد او فرصت خواهد داشت که نظر خود را بيان کند.
مرحله سه : ديدگاه ها : نيازها و احساس هاي خود را بيان کنيد: پس از آنکه احترام خود را نسبت به فرد ديگر ، به عنوان يک انسان نشان داديد و به او فهمانديد که ديدگاه ها و احساساتش را درک مي کنيد، نوبت شماست که منظور خود را به طرف مقابل انتقال دهيد، پنج رهنمود زير در اين مرحله از فرآيند حل تعارض ، سودمند واقع مي شود.
1- ديدگاه هاي خود رابه اختصار بيان کنيد به خصوص در حين تعارض ، اگر پيام کوتاه و سرراست باشد،معمولا ارتباط بهتري برقرار خواهد شد.2- از کلمات کنايه دار اجتناب کنيد. 3- گفتار و پندار بايد يکسان باشد. 4- احساسات خود را بروز دهيد. تا زماني که اجزاي عاطفي تعارض حل نشوند ، بخش هاي غيبي قابل حل نخواهد بود. 5- موقعيت هايي نيزوجود دارند که در آنها مرحله سوم فرآيند رفع تعارض (بيان ديدگاههاي خود، نياز احساسات ) غير ضروري است. گاه ، يک نفر ناراحت استو ديگري نه ، در چنين شرايط اگر فرد عصباني احساسات خود رابيرون ريزد و مورد قبول احترام واقع شود، تعارض خاتمه مي يابد.
همگام شدن با زبان بدن مخاطب: همگام شدن ( رفتارهاي غير کلامي خود را در رديف رفتار غير کلامي ديگران قرار دادن) روش موثر براي ايجاد ارتباط موثر ، ارتباط غير کلامي بسيار جالبي مي تواند ايجاد شود. طرفين آيينه حرکات يکديگر مي شوند، با هم دستشان را پايين مي اندازند و با هم سر تکان مي دهند. طرز نشستن ، طرز قرار گرفتن دست و . . . يکي مي شود، وقتي با کسي همگام مي شويد، قدم مهمي برمي داريد. اگر همگام شدن به شکل موثري انجام شود ، توجه شما از خودتان دور مي شود و بعضي ها گزارش مي کنند که بيشترين فايده همگامي با ديگران اين است که ديگر مجبور نيستند مواظب حرکات دست و پاي خود باشند.
مجبور نيستند به طرز نشستن، سرعت حرکت و . . . توجه کنند.آنها صرفا با توجه به حرکات مخاطب خود حرکت مي کنند و با او هماهنگ و هم زمان مي شود.همگام شدن با زبان بدن ، کاري است که اغلب به صورت ناخود آگاه انجام مي دهيم. اگر اين اتفاق خود به خود صورت نگيرد به شکل غير کلامي به مخاطب خود مي گوييد: «حالا و در اين لحظه بخصوص ، من با تو تفاوت دارم.» گاه اين تفاوت روي نتيجه ي روابط متقابل اشخاص و تبادل هاي آنها اثر نمي گذارد. اما در مواردينيز مي تواند روي همکار ي و يا مقاومت آنها با يکديگر اثر بگذارد.
افراد نوع نگاهشان به خودشان و دیگران از الگوی خاصی تبعیت می کند که نشانه شخصیت بهنجار یا شخصیت نابهنجار آنهاست .
طرز زندگی و احساس شما به کدام یک از 4 گروه زیر نزدیکتر است ؟ شما چگونه به خودتان و دیگران ارزش می دهید؟
1 – من خوب نیستم ، شما خوب هستید.
2 – من خوب نیستم ، شما هم خوب نیستید.
3 – من خوب هستم ، شما خوب نیستید.
4 – من خوب هستم ، شما هم خوب هستید.
**************************************************
1 – من خوب نیستم ، شما خوب هستید:
کسانی چنین احساساتی دارند که از کودکی او را به صورت مشروط دوست داشته اند ، به او گفته اند که اگر چنین و چنان باشی تو را دوست داریم ، و اگر چنین چنان باشی تو را دوست نداریم. به هر حال دوست داشتن کودک، مشروط به انجام دادن یا ندادن اعمالی بوده است که از او خواسته اند. هیچ وقت کودک را به خاطر خودش دوست نداشته اند. شخصیت کودک به صورتی شکل گرفته است که مجبور است برای مقبولیت ، حتما اعمال دلپسند دیگران را انجام دهد. این کودک همیشه با لفظ پسر خوب ، دختر خوب یا پسر بد ، دختر بد ، مورد ارزیابی واقع می شده است.
معمولا پدران و مادران کمال طلب ، فقط نقاط ضعف کودکان را برجسته کرده و زیر ذره بین می برند. آنها کمتر در صدد توجه و تقویت نقاط قوت فرزندانشان عمل می کنند. والدین سخت گیر اعتماد به نفس و عزت نفس کودکانشان را به مخاطره می افکنند و به علت برخوردهای شدید با کودکان ، قدرت خلاقیت کودکان را محدود می کنند.
به هر حال در ذهن ناخودآگاه این کودکان ، احساس حقارت شکل می گیرد و اعتماد به نفس و عزت نفس پائینی دارند. هنگامی که بزرگ می شوند ممکن است در سطح خود آگاه ، از آن بی خبر باشند. این افراد ریشه ضعف شخصیت خود را نمی دانند.
شخصیت افسرده ، شخصیت وسواسی ، شخصیت کمال طلب ، توجه طلب ، دروغگو و کسانی که سعی در خراب کردن و بی اهمیت جلوه دادن دیگران دارند ، جزء این دسته قرار می گیرند. آنها چون در ناخودآگاهشان احساس بد بودن و کم بودن می کنند و از طرفی افراد دیگر را خوب و برتر می دانند ، سعی در خراب کردن دیگران می کنند. این وضعیت به شخص فشار می آورد و شخص می خواهد به هر قیمتی خود را نشان دهد. گاهی با دروغ ، گاهی با خراب کردن دیگران ، گاهی با قرار دادن خود، در معرض دید دیگران و ....
2 – من خوب نیستم ، شما هم خوب نیستید.
اگر خانواده ای گسسته باشد و همواره در خانواده جنگ و دعوا حاکم باشد و کودک شدیدا تنبیه بدنی شود و برای تربیت کودک ارزشی قائل نباشند ، کودک قانون و هنجارهای اجتماعی را نمی آموزد و انسانهای دیگر را بد می داند و خود را نیز که همواره مورد تنبیه واقع می شده است ، بد می داند . لذا در آینده نه خود را خوب می داند و نه دیگران را .
این افراد در آینده شخصیت ضد اجتماعی ( antisocial ) یا احتمالا لجوج و لجباز می شوند. ( شعار : همه بی قانونی می کنند من هم هم )
افراد حسود نیز نه خود را خوب می دانند و نه دیگران را . مشخصه افراد حسود این است که فقط وقتی دیگران گرفتار مصیبت شوند به حال آنها دل می سوزانند. برای افراد حسود دیگران فقط وقتی خوبند که شکست بخورند و گرفتار مصیبت شوند.
3 – من خوب هستم ، شما خوب نیستید.
افرادی که خودخواه هستند و شخصیت خود شیفته دارند ، چنین می اندیشند. آنها خود را واجد استعدادها و توانائی های ویژه ای می دانند که دیگران ندارند و فقط افراد یا موسسات خاصی لیاقت همنیشینی با آنها را دارند.
4 – من خوب هستم ، شما هم خوب هستید.
افرادی با شخصیت سالم و اعتماد به نفس بالا هستند. انتقادپذیرند و تحمل بالایی دارند.
دیر عصبی می شوند و بر احساسات ، عواطف و تکانشهای خود کنترل دارند. در زندگی آرامش دارند و به کام دیگران نیز آرامش می ریزند. دیگران با دیدن شخصیت سالم آنها آرام می گیرند و آنها سنگ صبورند.
امیدوارم که شما جزء این دسته باشید ... یا اگر نیستید ، در کسب چنین نگرشی تمام سعی خود را انجام دهید. ... موفق باشید.
5 - قالب نخوردن در كودكي ( نوع تربيت كودك )
در مراحل مختلف رشد كودك ، بر حسب سن او مي بايست شيوه خاصي را بكار برد ولي بسياري از والدين از آن آگاهي ندارند. در اين قسمت قصد نداريم كه مراح مختلف تربيت كودك را شرح دهيم . بلكه آن قسمت كه مربوط به اراده است را بيان مي كنيم. كودكان در سنين حدود 7 تا 11 سال ، كم كم بايد ياد بگيرند كه براي رسيدن به اهدافي در آينده ، بايد از لذتهايي در در زمان حال چشم پوشي كنند. مثلا براي اينكه معلم سر كلاس آنها را تشويق كند يا تنبيه نكند بايد رنج مشق نوشتن و مطالعه دروس را به خود بدهند. يا براي قبولي در آخر سال تحصيلي بايد با جديت تلاش كنند. كودكان ياد مي گيرند رقابت كنند ، با همسالان تعامل داشته باشند و .... . اگر والدين براي كودكان
شبيه مدرسه ، برنامه معين و ساعات معيني به هر درس و فعاليت اختصاص دهند؛ كودكشان كم كم قالب مناسبي مي خورد.
كودك در اين سنين مانند سيمان و گچي هست كه هنوز تازه مي باشد و قابل شكل دهي هست. به راحتي و با برنامه ريزي منعطف و آرامي مي توان آنها را شكل داد و اين موجب مي شود در آينده به راحتي بتوانند اراده خود را به خواسته هايشان معطوف سازند. در غير اينصورت ، كودكي كه آموخته است ؛ هر وقت دوست داشت بخوابد ، هر وقت دوست داشت بيدار شود ، هر وقت دوست داشت فعاليت كند ، هر وقت دوست داشت درس بخواند و ... در آينده نمي تواند طبق يك برنامه حساب شده قبلي كارهاي خود را سامان دهد .
كودك 4 الي 5 ساعت در مدرسه طبق برنامه وساعت مشخص درس مي خواند ، پس مي تواند ساعاتي را نيز طبق برنامه در خانه به فعاليت بپرد ازد. اشتباه نكنيد ؛ منظور از برنامه فقط زحمت درس و ... نيست بلكه برنامه مي تواند شامل بازي ، ميهماني ، سينما ، تفريح ، گردش ، تلويزيون ، كامپيوتر و البته درس نيز باشد.
6 - برنامه ريزي :
اين بخش مكمل بخش قبلي ( تربيت كودك ) هست. يعني در مورد كودكان بايد سعي كرد به كمك خود آنها برنامه اي جامع را طرح ريزي كنيم كه ضمن پرداختن به تفريحات و خواسته هاي كودكي ، طبق يك قالب و الگوي منظم به درس و ... نيز بپردازند. اين موجب مي شود در آينده براي رسيدن به هر مقصودي به راحتي از تجارب كودكي خود استفاده كرده و با طرح يك برنامه منعطف و عمل به آنه به اهدافشان برسند.
در مورد بزرگسالان كيفت و كميت برنامه ريزي مهم است. نبايد تصميم هاي آني و بدون مقدمه و فكر گرفته شود. بلكه بايد موارد بسياري قبل از انجام كاري مورد توجه قرار گيرد كه به شماري از آنها در ذيل اشاره مي گردد:
يكم - شناختن هدف و ضرورت دستيابي به آن ( تعريف مسئله )
يكم - جمع آوري اطلاعات در مورد هدف
دوم - تعين وسيله و شيوه هاي دستيابي به هدف
سوم - بررسي بهترين وسيله و شيوه واقعي و موجود جهت دستييابي به هدف
چهارم - برآود نقاط ضعف و قوت شما در اين مسير
پنجم - راه حل هاي احتمالي شما براي رفع نقاط ضعف احتمالي
ششم - ايجاد بسترمناسب ، محيط مناسب و ابزار كمكي در جهت تقويت شما
هفتم - تقسيم مسيرتان به چند فاز و زمانبندي لازم براي هر فاز
هشتم - اعتماد به نفس و اطمينان صد در صد به اينكه شما موفق خواهيد شد.
نهم - بعد از شروع به انجام برنامه در فاصله هاي زماني، نياز است كه برنامه خود را بازبيني كرده و نقاط ضعف و قوت خود را بررسي كنيد . و شايد نياز باشد برنامه خود را باز سازي كرده يا اهد اف خود را تعيدل نمائيد.
اين جمله را به خاطر بسپاريد :
اگر فكر كنيد توان يك كار را داريد و مي توانيد از پس آن برآئيد ؛ يا فكر كنيد شما توان انجام كاري را نداريد و نمي توانيد از پس آن بر آئيد ؛ در هر دو صورت درست فكر كرده ايد.
= پس هميشه مثبت فكر كنيد و هميشه بگويئد كه مي توانم ؛ مي توانم ؛ مي توانم ؛ ( البته برنامه ريزي بالا را فراموش نكنيد)
7 - توجه به توانائي خود و قدرت محيط :
هر انساني كه به دنيا مي آيد ، ظرفيت خاصي دارد. كودكي كه فاقد چشم مي باشد مسلما ، در آينده اراده كردن جهت ديدن ، براي او مشكل است.
همينطور كودك عقب مانده نيز نمي تواند به راحتي جاي اديسون را بگيرد.
بايد توجه داشته باشيم كه همواره ما ، خودمان را با خودمان مقايسه كنيم ، نه ديگران . چون ما از نظر سرمايه جسمي و توان بدني و ساير زمينه هاي رواني ،عاطفي ، هوشي و... منحصر به فرد هستيم و بايد به مقدار سرمايه امان براي هر فعاليتي برنامه ريزي كنيم .
اگرچه هر كس مي تواند براي اينكه نفر اول در كنكور سراسري شود برنامه ريزي لازم را انجام دهد. ولي همه كسي نمي تواند آن برنامه را عملي كند و به مقصد نيز برسد . چون اگر همين افراد به سابقه خود برگردند مي بينند كه از نظر توان هوشي ، و قدرت بدني و حتي انگيزه و اميدواري و .... در قد و قواره چنين هدف بزرگي نيستند. پس بهتر اين است اهدافمان واقعي و با توجه به توانائي خودمان باشد.
اما قدرت محيط نيز دست كمي از توانائي خودمان ندارد.
فرض كنيد كودكي در يك دهات دور افتاده سيستان و بلوچستان به دنيا آمده باشد و خانواده 12 نفري هم دارد و پدر كارگر و بي سوادي دارد كه توان سير كردن آنها را ندارد. مشكل بهداشتي ، تغذيه اي و .. . نيز دارند. ساير افراد خانواده تحت استرس محيط ،عصبي و پرخاشگرند . اين كودك اگرچه توانائي و ضريب هوشي بالايي داشته باشد. او را در مدرسه ثبت نام نمي كنند و جهت كارگري به مزرعه اي مي فرستند. -- در اينجا احتمال اينكه اين كودك در آينده فوق تخصص گوش و حلق و بيني بگيرد بسيار كم است.
( البته هميشه استثناء وجود دارد كه در اينجا مورد نظر ما نيست )
خلاصه اينكه : هميشه بايد توانائي خود و قدرت محيط را جدي بگيريد و متناسب با آنها برنامه ريزي كنيد تا كار را ادامه دهيد و احساس شكست نكنيد.
نكته بسيار مهم :
شما مي توانيد توانائي خود را افزايش دهيد
- كسب علم
- تخصص
- سرمايه
- سواد
- تجربه
- ورزش
- مشورت و ....
همچنين مي توانيد قدرت محيط را تا اندازه اي تغيير دهيد.
- انتخاب دوستاني متناسب با اهدافتان ( مثلا اگر مي خواهيد برنامه درسي داشته باشيد با دوستان درس خوان بپريد)
- انتخاب موقعيت متناسب ( مثلا اگر مي خواهيد مطالعه كنيد ، كتابخانه ، يا محل خلوت را در نظر بگيريد)
- تغيير در محيط (مثلا مي توانيد جهت مطالعه ، تلويزيون را خاموش كنيد ، كتاب كمك درسي تهيه كنيد ، با
دوستانتان به صورت گروهي درس بخوانيد ، از كامپيوتر يا معلم خصوصي استفاده كنيد ، يا براي خودتان تشويق هاي خاص قرار دهيد. )
8 - اجتناب از برچسب زدن :
هرگز به خودتان برچسب نزنيد : نگوئيد كه من بي اراده ام ، تنبلم ، پشت كار ندارم. اگر شكستي خورديد دقيقا بررسي كنيد و علت يابي كنيد چرا كه نوع اسناد سازي شما در موفقيت يا شكست شما تاثير مي گذارد. در ضمن با برچسب زدن ، نه اينكه مشكل شما حل نمي شود بلكه اعتماد به نفس و خودپنداره شما نيز به مرور زمان دستخوش تغيير منفي مي شود.
9 - لذت طلبي در برابر واقع بيني :
اگر در كودكي به شما ياد نداده باشند كه لذتهاي خود را جهت رسيدن به هدفي والاتر به تعويق بيندازيد احتمالا شما با كمي مشكل روبرو هستيد و بايد شخصيت خودتان را باز سازي كنيد به نحوي كه قسمت بالغ شخصيت شما حاكميت بر شخصيت شما را در دست بگيرد
10 - نا اميدي به آينده :
در خاتمه بايد بدانيد براي اينكه اراده قوي و اراده اي آهنين داشته باشيد مي بايست بدانيد عليرغم تمهيدات بالا ، هميشه گرفتاريهاي پيش بيني نشده وجود دارد . لذا ضمن آمادگي براي آن بايد اميدواري خود را حفظ كنيد و بدانيد كه در اين جهان بي نهايت علل مي تواند دست به دست هم دهد تا ما موفق شويم ، لذا هرگز فكر نكنيد با از دست رفتن يكي از آنها ، دنيا به آخر رسيده است. بازنگري كنيد و دوباره شروع كنيد.
شما هم اراده اي قوي داريد. نشانه اش اينست كه تحمل بحث سنگيني را با قلم نارساي من ، داشتيد.
موفق باشيد
علل تنبلي ، بي ارادگي ، عدم پشتكار :
شايد شما هم بارها تصميم جدي براي انجام كاري گرفته ايد ولي آن را نيمه كاره رها كرده ايد! و با خودتان گفته ايد من بي اراده هستم ، تنبل هستم يا ديگران شما را فردي مي دانند كه دركارتان پشتكار و ثبات لازم را نداريد.
در اين يادداشت و يادداشت بعدي سعي مي شود به صورت اجمالي علل كاهلي ، سستي و عدم اراده جمعبندي گردد و با شناخت علت تنبلي ، مي توان در رفع آن كوشيد . متاسفانه همه گيري ( شيوع ) اين مسئله مخصوصا در بين جوانان و نوجوانان بالاست.
علل نداشتن اراده محكم :
1 - كمال گرايي
كمال گرايي موجب مي شود كه بخواهيم كاري را بدون عيب و نقص انجام دهيم . لذا با مشاهده كوچكترين نقطه ضعفي ، از كارمان دست مي كشيم و رها مي كنيم و آنرا به حساب بي ارادگي مي گذاريم .
همچنين ما از خودمان دو نوع تصور داريم:
يك - آنچه كه در عالم واقع هستيم ( خود واقعي )
دو - آنچه كه به صورت ايده ال و آرماني مي خواهيم باشيم (خود ايده آل ) .
بيشتر افراد اين دو نوع “ خود “ را با هم خلط مي كنند و قادر به بازشناسي آن دو نيستند. افراد كمال گرا خود ايده آلي يا آرماني را بسيار بالا مي گيرند و توجه كمي به خود واقعي اشان دارند. لذا با تلاشهايشان قادر نيستند اين فاصله را پر كنند و به آرزوهايشان جامه عمل بپوشانند ، لذا كار را نيمه كاره تمام مي كنند و آنرا به حساب بي ارادگي و عدم پشتكار مي گذراند . اين افراد مي بايست با توجه به توانائي هاي واقعي و موجودشان ، اهدافي متناسب با توانشان را انتخاب كنند كه با تلاش متعارف بتوانند به آن دست يابند.
2 - هيجان مداري به جاي عقل مداري :
بيشتر افراد عادت دارند در لحظات برانگيختگي هيجاني و عاطفي مثل خشم ، ترس ، شهوت ، اضطراب ، غم ، شادي و ... تصميم هاي افراطي بگيرند. لذا با پايان يافتن آن هيجان زودگذر ، انرژي لازم براي ادامه كار نيز از بين مي رود و فرد از ادامه كار باز مي ماند. در عوض اگر فرد تصميم گيري خود را به وقت مناسبي موكول كند كه با توجه و تمركز و به صورت مستدل و همه جانبه تصميمي را اتخاذ كند ، آنگاه با توجه به نقاط ضعف و قوت تصميم خود برنامه اي عملي را، در جهت رسيدن به آن اهداف پيش بيني خواهد كرد و اين به ثبات عمل وي كمك خواهد كرد.
3 - تاثير پذيري از مشوق هاي بيروني و ضعف انگيزه ( دروني )
شايد تجربه كرده باشيد كه تحت تاثير يك سخنران حرفه اي يا يك كتاب به انجام كاري بر انگيخته شده ايد. ولي پس از مدتي ، همه را كنار گذاشته ايد. و خود را بي اراده خوانده ايد . در حاليكه مشوق هاي بيروني وقتي مي توانند تاثير پايدار بر فرد بگذارند كه فرد انگيزه لازم و كافي را جهت انجام كاري داشته باشد. همچنين ساير شرايط فراهم باشد.
فرض كنيد فردي كه سير است ( انگيزه گرسنگي ندارد) را با به به و چه چه به سوي يك غذاي لذيد و خوشمزه رانديم .ولي پس از خوردن چند لقمه آن را به كنار مي گذارد. در صورتيكه با برانگيختن انگيزه (ايجاد گرسنگي ) در فرد ، با كمترين تشويقي فرد به سوي غذا مي رود و تا سير شدن كامل نيز، آن را مي خورد.
به عنوان مثال شايد فردي را ديده باشيد كه براي يكساعت مطالعه هزار بهانه مي گيرد و خوابش مي برد ، همين فرد در همان زمان در يك پارتي شبانه حاضر مي شود و گاهي تا صبح بيدار مي ماند. اين به خاطر آن است كه فرد انگيزه هاي آني لذت طلب خود را سيراب مي كند. در حاليكه انگيزه هاي ديگر وي دور از دسترس و نسيه مي باشد.
خلاصه اينكه ما قبل از اقدام به يك فعاليت ، بايد از انگيزه واقعي خود آگاه باشيم و ببينم منظور ما از آن فعاليت ، كسب چه هدفي و به چه منظوري هست. (بحث انگيزه ها مفصل است كه در آينده به اين مهم مي پردازيم )
4 - رعايت نكردن علل زير بنائي اراده :
براي بوجود آمدن اراده نياز به علل زير بنائي آن است چونكه اراده معلول است نه علت.
اگر اراده اتان شكست پذير است به دنبال علل آن باشيد. مثل عدم انگيزه ، بي برنامگي ، اعتياد راحتي ، و ساير علل كه در اين يادداشت و يادداشت بعدي شرح داده مي شود.
|
درسال ۱۳۸۵ راههایی را برويم که نرفته ايم ، تا به دست بياوريم آنچه که نداشته ايم |
|||
|
وقتی از پوسته خود قدم بيرون می گذاريم عشق آغاز می گردد. اغلب اوقات ما برای آرامش بيشتر ، موفقت افزون تر و شادابی پايدارتر، دست به اقدامات و اعمالی می زنيم که قبلا همانها منجر به از دست دادن شادابی ، موفقيت و آرامش ما گرديده اند. در حاليکه اگر ما طالب چيزهايی هستيم که نداشته ايم ، بايد اقداماتی بکنيم که تاکنون نکرده ايم. يکی از اقداماتی که منجر به معنا يافتن زندگی و آرامش ما می شود، بيرون آمدن از خود و توجه به ديگران است. من ، همسر من ، منزل من ، ماشين من ، موقعيت من ، ثروت من ، وضعيت اجتماعی من و تلاشها و دل مشغولی های ما در اين زمينه ها ، گاهی چنان اصل و هدف ما می شوند که دنيا با همه فراخيش برای ما تنگ می آيد و شايد اصلا ديده نشود. متعلقات من تمام وسعت و عمق نگاهم را پر می کنند و مرا از ديدن هستی بی انتها غافل می کنند. لذت طلوع و غروب خورشيد، وسعت دريا، اوج کوهها ، بوی خوش ياس، خنده شيرين کودکان، محبت بی ريای يک مادر، تلالو ستارگان در شب تيره و بيرون آمدن گلابی از تن خشکيده يک ترکه ، همه و همه را فراموش می کنيم. چه رسد به گريه کودکی يتيم در همسايگی مان ، چه رسد به دست های پينه بسته دستفروش ، چه رسد به ... . اگر طالب آرامشی هستيم ، گاهی بايد قدم در راههايی بگذاريم که نگذاشته ايم، اشکی را از چشمانی پاک کنيم ، يتيمی ا نوازش کنيم ، ضعيفی را دستگيری کنيم ، از خطاکاری گذشت کنيم، به تنهايی سر بزنيم و در يک کلمه خود را از جلوی چشم خود کمی به حاشيه برانيم تا فرصت ديدن آنچه را که تاکنون نديده ايم را پيدا کنيم. آيا در سال ۱۳۸۵ می توانيم به غير از خود نيز، به اندازه لازم توجه کنيم و برای خود و آنها آرامش لذت بخشی را فراهم سازيم؟! اين همه به تصميم و انتخاب من و تو دارد. وقتی که تصميم می گيريم که ديگران را ببينيم ، متوجه می شويم که خودمان بيشتر ديده می شويم وقتی تصميم می گيريم غمی را بزداييم ، متوجه می گرديم که شادابی خودمان مضاعف شده است. پس بياييد در سال ۱۳۸۵ راههایی را برويم که نرفته ايم ، تا به دست آوريم آنچه را که نداشته ايم.
| |||
پرستش متعصبانه الهه موفقيت، تو را آشفته مي سازد
نويسنده: آلبرت اليس ؛ رابرت هارپر
مترجم: مهرداد فيروزبخت
|
|
در پشت اين طرز فكر كه «ارزش انسانها به موفقيتهاي آنهاست و اگر آدمهاي بيكفايت و نالايقي باشيم, نابود خواهيم شد», چند باور غير عاقلانه نهفته است:
1_ بديهي است كه تقريباً كمتر كسي پيدا ميشود كه در اكثر زمينهها با كفايت و لايق باشد و تقريباً هيچكس نميتواند در تمام زمينهها فردي لايق و كارآمد باشد. حتي لئوناردو داوينچي هم نقاط ضعفي داشت. ساير انسانها هم از جمله مولفان اين مقاله نقطه ضعفهايي دارند! اين كه سعي كنيم در يك زمينه فرد كاملاً برجستهاي شويم نيز كاري دشواري است چرا كه بايد با ميليونها انسان رقابت كنيم. در اين آرمان كه به طور عمومي آدم موفقي باشيم, كاملگراييهايي به چشم ميخورد كه ميتواند ما را سخت نااميد كند.
2_ موفقيت و پيشرفت ربطي به ارزشمندي دروني شما ندارند مگر آن كه به ميل خود چنين چيزي را قرار داد ببنديد. وقتي خودتان را به خاطر موفقيت در هر زمينهاي شخص «بهتر» يا «بزرگتري» ميبينيد, موقتاً احساس «ارزشمندي» خواهيد كرد. اما نه موفقيتهاي شما تاثيري بر ارزشمندي دروني شما دارند و نه شكستهايتان باعث افت «منيت» شما ميشوند. البته دستيابي به برخي از اهداف, ممكن است باعث شود تا احساس شادي و كارآمدي بيشتري كنيد, اما اين احساس «بهتر بودن» دليل نميشود كه «شخص بهتري» شده باشيد. شما فقط به اين خاطر «خوب», «ارزشمند» يا لايق هستيد (البته اگر اصرار زيادي بر اين كلمات داريد) كه وجود داريد و زندهايد. و اگر به خاطر امكانات يا موفقيتهاي روزافزون به خودتان ميباليد كه «بهتر» شدهايد, اشتباه ميكنيد. معمولاً «غرور» ناشي از موفقيت, به غرور كاذب ختم ميشود: زيرا چنين غروري منبعث از اين اعتقاد است كه ارزش شما بستگي به موفقيتتان دارد, و حالا كه موفق شدهايد پس لابد آدم ارزشمندي هستيد.
3_ شما از لحاظ فني, چيز خاصي «نيستيد». دي. ديويد بورلند, دانشجوي علم معاني ميگويد استفاده از شكلهاي مختلف فعل بودن اشتباه است چون شما نه قصاب «هستيد» و نه نانوا و نه شمعدان ساز. بلكه فقط انساني «هستيد» كه اين كارها و كارهاي زياد ديگري را انجام ميدهد. پس من (آلبرت اليس) يك روانشناس «نيستم» بلكه بخش زيادي از وقتم را به كارهاي روانشناختي اختصاص ميدهم و بخش ديگري از آن را صرف نوشتن, سخنراني, مسافرت به ساير نقاط كشور براي تاسيس كارگاهها و سمينارهاي گروهي ميكنم. من (رابرت اچ. هارپر) هم روانشناس «نيستم» و علاوه بر انجام كارهاي روانشناختي, به باغباني و دويدن در جنگل همراه با سگم هم ميپردازم, و بخش زيادي از وقتم را به همسرم, خواندن, نوشتن, مسافرت, صحبت با مردم, و كارهايي ديگر اختصاص ميدهم. وقتي خودتان را بر اساس عملكردهايتان ارزيابي ميكنيد, دچار اين خطاي ذهني ميشويد كه ارزش شما به آن فعاليتهاست. اين طرز فكر چه قدر عاقلانه است؟
4_ اگر چه موفقيت منافع زيادي براي شما دارد اما بايد بدانيد كه پرستش متعصبانهي الههي موفقيت هم ناراحتيهايي براي شما به همراه خواهد آورد. شيفتگان موفقيت معمولاً توجهي به موفقيتهاي جسمي خود ندارند و به شرايطي تن ميدهند كه اگر قصد موفقيت نداشتند, هرگز به آن تن در نميدادند. آنها نه وقت مناسبي صرف استراحت و لذت بردن از كارهاي خود ميكنند و نه به خودشان مجال ميدهند تا زندگي بهتري داشته باشند. علاوه بر اين, آنها با پركاري خود جانشان را به خطر مياندازند: البته اگر اين افراد واقعاً از كار بسيار زياد, لذت ميبردند خوب بود؛ اصلاً چه ايرادي دارد كه روزي 16 ساعت كار كنند _ من (آلبرت اليس) هم اين كار را دوست دارم, هر چند رابرتاي. هارپر علاقهاي به اين كار ندارد.
5_ تلاش ديوانهوار براي موفقيت, معمولاً بازتاب نياز شديد به جلو زدن از ديگران است؛ يعني روشي است براي اين كه ثابت كنيم مثل ديگران يا حتي بهتر از آنها هستيم. اما اگر مجبور باشيد هميشه از ديگران جلو بزنيد, ديگر نميتوانيد خودتان باشيد (و كلاً نميتوانيد آن چه را دوست داريد انجام دهيد). ميپرسيد اصلاً وجود بقيه چه ربطي به شما دارد؟ آيا اگر آنها صفات نازلتري نداشته باشند شما ميتوانيد باز هم از آنها برتر باشيد؟ و اگر آنها در كاري بهتر از شما باشند اين به معناي آن نخواهد بود كه شما بازنده و صفريد؟ همين باورهاي جادويي است كه وجودتان را به ديگران وابسته ميكند. اگر مثل يك آدم خرافي فكر ميكنيد كه «ارزش» شما به عنوان يك انسان بستگي به شباهت صفات شما به صفات ديگران دارد, هميشه احساس ناامني و «بيارزشي» خواهيد كرد. بنابراين هميشه براي ديگران عمل ميكنيد و خواستههاي وجود زمينيتان را ناديده ميگيريد. و با اين گونه جملات خود را زجر خواهيد داد: «من فقط وقتي خودم را قبول دارم و از وجودم لذت ميبرم كه عملكردم مثل ديگران يا بهتر از آنها باشد.»
6_ اگر خيلي نگران موفقيت و شكست خود باشيد از خطر كردن, اشتباه كردن, يا انجام كارهايي كه واقعاً دوست داريد, خواهيد ترسيد. اصرار شما بر موفقيتهاي فوقالعاده باعث ميشود تا (الف) اشتباه كنيد و به خاطر اشتباهاتتان احساس افسردگي كنيد, يا (ب) به خاطر ترس از شكست, از تلاش دست بكشيد و در نتيجه از خود بيزار شويد. وقتي بلندپروازي شما غير واقع بينانه است, محكوم به شكست خواهيد بود يا از شكست خواهيد ترسيد _ كه مورد اخير رايجتر از مورد اول است.
يكي از موارد رايج اما هولناكي كه نشان ميدهد ترس از شكست بدتر از خود شكست است, مراجعي است كه دچار ناتواني جنسي مردانه يا سردمزاجي زنانه است. روابط جنسي در وهلهي اول از چند عامل تاثير ميپذيرند. اين عوامل عبارتند از: خستگي, بيماري, نگرانيهاي جنبي, جذاب نبودن شريك جنسي, يا ترس از بازداري ميل جنسي. سپس به تدريج احساس بيكفايتي شديد خواهيد كرد و پس از آن كه يك بار شكست خورديد به خودتان خواهيد گفت «احتمالاً باز هم شكست خواهم خورد چون ناتواني من به قدري شديد است كه نميتوانم موفق شوم.»
دليل شكست جنسي شما هر چه كه باشد اين شكست حق شماست چرا كه شما از ناكامي ميترسيد. در نتيجه ممكن است به خودتان بگوييد: «خداي من! من آخرين بار شكست خوردم. ممكن است باز هم شكست بخورم. اگر اين بار هم همسرم متوجه ناتواني و بيخاصيتي من شود, خيلي شرمآور و افتضاح خواهد شد!»
اگر يك چنين فلسفهي فاجعهبار و مبالغهآميزي در مورد رابطهي جنسي داريد ممكن است مكرراً دچار ناتواني و سردمزاجي جنسي شويد. شما با چنين فلسفهاي, پيش از آن كه بر محركهاي لذتبخش جنسي تمركز كنيد, اسير ترس از بيلياقتي ميشويد, و از اين بدتر آن كه به خودتان تلقين ميكنيد. احتمالاً اين بار هم موفق نخواهيد شد. بنابراين, در وضعيتها و موقعيتهايي كه انتظار داريد عملكردي آرام و لذتبخش داشته باشيد, دچار ترس و واهمه ميشويد. اين كار مثل آن است كه به جاي خون گرم, آب يخ وارد بدنتان كنيد!
به عبارت ديگر اگر مدام از خودتان موفقيت بخواهيد, آدم ناتوان و بيكفايتي خواهيد شد. يكي از مراجعان من (آلبرت اليس) در دوران كودكيش استعداد زيادي براي ورزش داشت. او بهتر از همسالانش توپ بازي ميكرد. اما وقتي خودش را با ورزشكاران بزرگتر و با استعدادتر مقايسه كرد, به قدري از ضربه زدن به توپ يا گرفتن توپ ترسيد كه علاقهاش را به بازي بيسبال از دست داد و از آن به بعد اصلاً بيسبال بازي نكرد. او به تدريج در ساير زمينهها هم همين طور شد تا بالاخره به جايي رسيد كه از انجام هر كار جديدي ميترسيد. وقتي او در اوايل سيسالگي نزد من آمد به چيزي علاقه نداشت و متقاعد شده بود كه در هيچ فعاليت ذهني و جسمي نميتواند موفق شود.
اگر معتقد باشيد كه بايد در تمامي زمينهها آدم با كفايت و لايقي باشيد چارهاي نداريد جز آن كه يا خودتان را يك انسان بدانيد و يا يك آدم حقير _ به عبارت ديگر به يك شيطان شبيه ميشويد. ما بي آن كه متوجه باشيم در حال رواج اين ايدهي پوچ در خانهها, مدارس, كتابها, روزنامهها, فيلمهاي سينمايي, آگهيها, ترانهها, نمايشنامههاي تلويزيوني و ساير رسانهها هستيم. مردم ساير فرهنگها نيز به شكلهاي مختلف ياد ميگيرند از ديگران جلو بزنند؛ اما بايد بگوييم كه در هيچ فرهنگي مثل فرهنگ ما اين طرز فكر رواج داده نميشود.
سی درس برای موفقيت
كتاب أخرين راز شاد زيستن (اندرو متيوس)
1 ) خصوصيات افراد دنباله رورا بشناسيد .
2)خود را از دنباله روي آزاد كنيد.
3)موقعيت زندگي خود را ارزيابي كنيد .
4)نگذاريد ديگران شمارا اسير خواسته هاي خود كنند .
5)با افراد ممتاز معاشرت كنيد.
6)مواظب شغل خود باشيد .
7)خودتان ،خود را قرباني نكنيد .
8)قوي باشيد .
9)باترس مقابله كنيد .
10)هيچ كس را بالاتر از خودقرار ندهيد .
11)احترم ديگران را براي خود جلب كنيد .
12 ) از گذشته درس بگيريد .
13) نگذاريد افرادي شمارا به خاطر گذشته تان به بازي بگيرند .
14)به آينده اميدوار باشيد .
15 )همرنگ جماعت نشويد بپذيريد كه تنها هستيد .
16)موفقيتهايتان را به رخ ديگران نكشيد .
17)سفره دل خود را براي همه باز نكنيد .
18)به گفتار واعمال خود بينديشيد .
19)انتظار نداشته باشيد ديگران شما را درك كنند .
20) ديگران را همانطور كه هستند بپذيريد .
21) توقع خود را از ديگران محدود كنيد .
22) از افراد منفي باف فاصله بگيريد .
23) از گزافه گويي بپرهيزيد .
24)ديگران را مقصر ندانيد .
25 ) رفتار درست را به ديگران بياموزيد .
26) در هر موقعيتي خود را زنده وخلاق نگه داريد .
27) قدر وارزش خود رابدانيد .
28) سازنده وثمر بخش بايد .
29)به آرامش دروني وشادماني دست يابيد .
30) بدانيد براي آنكه شاهد موفقيت باشيد هيچ گاه دير نيست .
کيميای روانشناسی( کليدهای طلايی در روانشناسی= سخنان نغز بزرگان)
به جرات می توان گفت که هر جمله ذيل عصاره نظريات روانشناسی و حاصل تراکم انديشه های آدمی طی تاريخ است. پس جای دارد که هر سخن به دقت بررسی و در آن تعمق شود. اما اين تدبر را شما انجام دهيد. راستی شما در مورد اين سخنان چه فکر می کنيد؟
کنفوسيوس:
به جای آنکه به تاريکی لعنت بفرستيد يک شمع روشن کنيد
ونيس لومباردي:
بردن همه چيزنيست اما تلاش براي بردن چرا
مثل آلمانی:
افتادن در گل و لای ننگ نیست، ننگ در اين است که آنجا بمانی .
فلوبر:
خوشبختی ، يعنی هماهنگی با حوادث روزگار .
سارنف:
داشتن پشتکار ، تفاوت ظريف بين شکست و کاميابی است.
لاوسن:
وقتی آنچه داريم می بخشيم، آنچه نيازمند آنيم دريافت خواهيم کرد.
ارسطو:
عاقل آنچه را که می داند ، نمی گويد ولی آنچه را که می گويد ، می داند.
ابوالعلا:
بايد از بدی کردن بيشتر بترسيم تا بدی ديدن.
منتسکيو:
انسان همچون رودخانه است ، هرچه عميقتر باشد آرام تر و متواضع تر است .
پرمودا باترا:
مشکلات خود را بر ماسه ها بنويسيد و موفقيت هايتان را بر سنگ مرمر .
اپيکور:
کسی که از هيچ چيز کوچکی خوشحال نمی شود ، هيچگاه خوشبخت نخواهد شد.
|
آرامش و خلاقيت |
يكي از شرايط لازم براي پديدار شدن افكار نو،وجود آرامش براي مغز است. اين عضو اسرارآميز در درياي آرامبخش درون آدمي ميتواند با قلاب خويش به جستوجوي افكار نو پرداخته و به سوي خلاقيت حركت كند. انسانها در يك محيط به دور از اضطراب و تنش،فرصت لازم را مييابند كه بهتر تفكر كنند و برعكس،در يك محيط پرتنش كه ابرهاي نگراني و بدبيني حضور دارند،مغز ،تمامي انرژي خويش را براي حفظ و موجوديت صاحب خود به كار ميبرد و ديگر مجالي براي انديشيدن نخواهدداشت به همين خاطر لازم است انسانها بكوشند در جامعه شرايطي پديد آيد كه در بستر آن مغز بينديشد و تكامل يابد و سببساز افكار نو شده و شرايط براي سازندگي در جامعه مهيا شود. با افزايش سپردهگذاريهاي اخلاقي ميتوان شرايط را براي شكلگيري يك محيط آرامبخش در جامعه فراهم كرد. هنگامي كه در يك بانك سپردهگذاري مالي ميكنيد،پول را از خود دور كرده و آن را در جايي ميگذاريد كه بطور موقت به آن دسترسي نداريد و چه بسا،احتياجاتي داشته باشيد كه نتوانيد آنها را برطرف كنيد،اما با گذشت زمان اين سپردهها افزايش مييابد ،به گونهيي كه متوجه ميشويد با كمك آن ميتوانيد يك احتياج بسيار مهم و ضروري خود را برطرف كنيد. اما اگر شما از سپردههاي خود به مرور برداشت كنيد ،اگرچه با خرج كردن پول خود به نيازهاي خويش پاسخ ميدهيد اما در يك زمان متوجه ميشويد ،ديگر در حساب بانكي خود پولي نداريد و در صورت وقوع يك مشكل مهم،ممكن است دچار معضلات عديده شويد. در اين دنيا ما علاوه بر حساب بانكي مالي،داراي يك حساب بانكي اخلاقي نيز هستيم ،اگرچه سپردههاي آن به صورت عدد و رقم قابل مشاهده نيست،اما اين موجودي وجود دارد و اثرات اين حساب بانكي بخوبي بر روي زندگي ما و ديگران مشهود است. انسان زماني كه سپردهگذاري اخلاقي ميكند،در ابتدا ممكن است احساس ضرر كند،زيرا مجبور است بطور موقت سود را از خود دور كند اما در اصل او ضرر نكرده است بلكه به موجودي سپردههاي اخلاقي خويش افزوده است. براي مثال كسي كه دروغ ميگويد،بطور موقت چه بسا به سودش تمام شود،اما او در حال برداشت از سپردههاي اخلاقي خود است. با گذشت زمان وقتي سپردههاي اخلاقي او از دست رفت،تازه مشكلات او آغاز ميشود و سبب خواهدشد رضايتمندي دروني خويش را از دست بدهد و درياي آرامش دروني او دچار تلاطم شود و آرامآرام فاصله شخصيت دروني او با آنچه در ظاهر به نمايش ميگذارد،بيشتر ميشود زيرا فرد در تلاش است تا نشان دهد داراي سپردههاي اخلاقي فراوان است و همين موضوع باعث ميشود كه او براي تطبيق دادن اين دو شخصيت،انرژي فرواني را به هدر دهد و لذا شرايط دروني انسان براي تفكر كردن نامساعد شود.
ارنست ديمنه،بيان ميكند «اگر ميخواهيد چيزي اصيل خلق كنيد،خودتان باشيد.»
كاهش سپردهگذاريهاي اخلاقي در جامعه سبب ميشود كه زمينه براي گسسته شدن روابط اجتماعي گسترش يابد و با سست شدن پيوندهاي اجتماعي،شرايط لازم براي بروز خلاقيت در جامعه سختتر ميشود. زيرا فرصتي براي تفكر كرن وجود نخواهدداشت.
حال اين سوؤال در ذهن ما ايجاد ميشود كه در چه شرايطي،ما در حال سپردهگذاري اخلاقي هستيم و در چه شرايطي در حال برداشت از حساب بانكي اخلاقي خود هستيم . توجه به موارد زير ميتواند در اين خصوص به ما كمك كند.
سپردهگذارياخلاقي
عبارت است از:«راستگويي»،
«عطوفت و مهرباني و احترام به ديگران و رعايت ادب در برخورد با ديگران»،
«وفاداري به دوستان و آشنايان و حفظ آبروي آنان»،
«رعايت حقوق ديگران»،
«بيان گفتار با عمل»،
«قبول مسووليت همراه با توانايي»،
«در برابر خطاي ديگران گذشت كردن»،
«امانتداري»،
«پايبندي به عهد و وفا»،
«پذيرش اشتباه خود»،
«رازداري»،
«كمك به ديگران و آموزش آنان جهت خوداتكا شدن بدون چشمداشت»،
«نظم و انضباط در امور»،
«احترام به شخصيت خود و حفظ آن»و
«پاكيزگي و آراستگي»،
برداشت از سپردهگذاري اخلاقي
«دروغگويي»،
«بداخلاقي و انجام رفتارهاي بيادبانه و گستاخانه و تحقير ديگران»،
«غيبت، تهمت، بدگويي درباره دوستان و آشنايان»،
«پايمال كردن حقوق ديگران»،
«بيان گفتار بدون عمل»،
«بدون توانايي قبول مسووليت كردن»،
«انتقامجويي كردن، اشتباه گذشته سايرين را به رخشان كشيدن و موجبات رنجش آنان را فراهم آوردن»،
«خيانت در امانت»،
«شكستن قول و زير پا گذاشتن عهد و وفا»،
«گناه اشتباه خود را به گردن ديگران انداختن»،
«افشاي راز ديگران»،
«ديگران را به هنگام سختي رها كردن»،
«بينظمي و درهم ريختگي در امور»،
«بياحترامي به شخصيت خود» و
«ژوليدگي و غيرآراسته بودن».
اگر سپردهگذاريهاي اخلاقي در يك جامعه افزايش يابد به مرور، آرامش، محبت، خوشبيني و احساس رضايتمندي دروني به همراه امنيت در جامعه توسعه مييابد. همدلي و همبستگيهاي اجتماعي در بين اعضاي جامعه رشد مييابد و انسانها با ديدن يكديگر، به آرامش و شادماني دروني ميرسند و زمينه براي تفكر كردن مهيا ميشود. زيرا انسانها در آرامش فرصت مييابند تفكر كنند و برعكس هنگامي كه سپردهگذاريهاي اخلاقي كاهش يافته و در عوض برداشتهاي اخلاقي افزايش مييابد، روز به روز آسيبهاي اجتماعي گسترش يافته و شرايط جامعه به سوي نابسامانيهاي اجتماعي و عدم امنيت فراهم ميشود و بدبيني و نارضايتي همچون ابرهاي سياه بر بالاي سر مردمان سايه ميافكند و مرغان غم بر سر انسانها آشيانه ميكنند. آنچنان كه هيچ شادي، دل آنان را شاد نميكند. انسانها از كنار يكديگر بودن به آرامش نميرسند و رفتارها، رياكارانه و غيرصادقانه ميشود و شرايط براي آسيبهاي اجتماعي نظير جرم و جنايت، اعتياد، فحشا و خودكشي، متلاشي شدن خانوادهها و نظير اينها مهيا ميشود.
در چنين جامعهيي ديگر نميتوان شاهد بروز خلاقيتها بود و انسانها درگرداب بدبختي فرو ميروند.
ما انسانها مجبوريم با سپردهگذاريهاي اخلاقي شرايط لازم را براي گسترش خلاقيت و نوآوري در جامعه فراهم كنيم تا از اين طريق بتوان انرژي فراواني كه در وجود انسانها وجود دارد رها كرده و در راه سازندگي به كار گرفت.
-
توجه «تحت اختيار گرفتن فكر، به شكل واضح و شفاف، بدون اعتنا به ممكناتي كه خود به خود پيش ميآيند يا جريانهاي فكري است. كه با رها كردن چند موضوع جهت پرداختن مؤثر به موضوعات ديگر انجام ميپذيرد». در ورزش، هيچ چيز مهمتر از توجه به موضوع نيست.
شايد مهمترين تفاوت ما بين بازيهاي بسكتبال، واليبال و فوتبال امروز با بيست سال قبل در حملههايشان باشد. بيست سال قبل، واليبال يك بازي قابل پيشبيني بود كه اسپكر از يكي از دو محل مقرر در زمين حمله ميكرد. اين دو محل در كنارههاي چپ و راست زمين نزديك خط بودند. توپ (براي اسپك) خيلي بلند آماده ميشد و هرگز از آن الگو تخطي نميكردند. در اواخر دهه 60 و اوايل دهه 70 وقتي ژاپنيها با حمله چند نفرهشان بازي را متحول كردند، اين موضوع تغيير كرد.
در اين نوع حمله، مهاجمين از قسمتهاي مختلف تور اسپك ميكردند. در چنين عملي، اسپكرها اغلب وضعيت حمله را تغيير داده و توپهايي با سرعت وارتفاع متفاوت طلب ميكردند. نتيجه قابل پيشبيني بود. بازيكنان دفاع روي تور در زمان غلط ميپريدند، در مقابل مهاجم كاذب بلند ميشدند، به بازيكنان خودي برخورد ميكردند، و عموماً روي همديگر ميافتادند. تا اين زمان، مدافعين فقط بايد به يك يا دو اسپكر در آن واحد توجه ميكردند. اما حالا با افزايش 3 يا 4 برابر اطلاعات مواجه بودند. -
بعدها وقتي تيم حريف قادر به مطالعه حمله چند نفره شد، بازيكنان خط دفاع ياد گرفتند تا حركات نامربوط و ايضايي را در نظر نگرفته و روي عناصر مهم حمله تمركز كنند.
پرداخت اطلاعات در ابتداييترين شكل خود شامل ذخيره اطلاعات در حافظه، بازيافت اطلاعات از حافظه و انتخاب يك حركت در پاسخ است. شخصي كه محركي را تجربه نموده و بعداً به آن پاسخ ميدهد، بايد توانايي ذخيره حافظه داشته باشد. يعني آن شخص بايد بتواند آن را بازيافت نمايد. بازيافت به ما توانايي تصميمگيري درباره پاسخهاي آتي آن را ميدهد. يك بازيكن خط دفاع هزاران قطعه اطلاعات از حمله و دفاع را انبار كرده است. وقتي حمله ميكند، شايد خط دفاع حريف را ديده و قبل از آن، روش حملهاش را تغيير دهد. اين جا چه اتفاقي افتاد؟ پاسخ ساده است. اطلاعاتي كه قبلاً در مورد تيم مقابل ذخيره شده بودند از حافظه بازيافت شده و براي آغاز يك پاسخ متفاوت اما مناسب استفاده شدند. اين پرداخت اطلاعات در عمل است و مرتباً در زمين ورزش اتفاق ميافتد.
حافظه داراي يك يا چند سيستم است. تمايز ما بين سيستمهاي حافظه براي سهولت كار بوده و نبايد اين طور تفسير شود كه در مكانهايي متفاوتي از مغز قرار گرفتهاند. با به خاطر داشتن اين مطالب، سه سيستم اصلي حافظه توضيح داده ميشوند.
در سيستم حافظه انسان اولين مرحله ذخيره اطلاعات است كه گاهي «بايگاني حسي» ناميده ميشود. اين سيستم ذخيره ميتواند مقدار زيادي از اطلاعات حسي مربوط به يك زمان بسيار كوتاه را قبل از هدر رفتن اكثريت آن، نگه دارد. تصور ميشود اطلاعات قبل از هدر رفتن يا انتقال به يك سيستم ذخيره پايدار به مدت نيم ثانيه در بايگاني حسي باقي ميمانند. به محدوديتهاي بايگاني حسي در مورد داوري واليبال توجه كنيد. حوادث بازي روي تور آنقدر سريع رخ ميدهند كه براي داور تصميمگيري سريع بسيار سخت ميشود.
در بسكتبال هم وقتي توپ پس از برخورد با يكي از دو بازيكن به خارج ميرود همين وضعيت رخ ميدهد. اطلاعات بايگاني حسي براي پردازش بيشتر به يك سيستم حافظه كوتاه مدت منتقل شده است.
حافظه كوتاه مدت مركز يا چهار راه پرداخت اطلاعات است. اطلاعات از بايگاني حسي و حافظه درازمدت براي بازگويي به اين جا ميآيند. براي همين وقتي تلفنچي يك شماره تلفن جديد را به ما ميدهد هنگام شمارهگيري آن را چندين بار تكرار ميكنيم. يك بازيكن خط دفاع از اين جا براي بازگويي اطلاعات ذخيره شده در حافظه درازمدت استفاده ميكند. بازيكن خط دفاع، درست قبل از بازي، بازيهاي قبلي را از حافظه بازيافت نموده و براي اطمينان خاطر بازگويي ميكند.
ظرفيت حافظه كوتاه مدت محدود است. براي يك آدم عادي حفظ كردن بيش از هفت كلمه يا شماره مجزا به طور هم زمان، بسيار مشكل است. با اين حال، با تقسيمبندي، حفظ بيش از اينها نيز براي يك نفر مقدور است. تقسيمبندي روندي از تركيب قطعات مجزاي متعدد اطلاعات، در يك قطعه بزرگ است. تقسيمات بزرگتر چنان تركيب شدهاند كه به شكل واحدي به خاطر ميآيند. براي يادآوري تقسيمات بزرگتر از لغات يا عبارات كليدي استفاده ميشود. در فوتبال يك شماره يا عبارت براي نمايش مجموعه پيچيدهاي از اعمال بازيكنان متعدد مورد استفاده قرار ميگيرد.
در حالي كه اطلاعات موجود در حافظه كوتاه مدت فقط براي مدت كوتاهي ميمانند، اطلاعات حافظه درازمدت نسبتاً دائمي هستند. هدف سيستم حافظه ذخيره اطلاعات در اينجا است.
سختي هر حادثه با مقدار اطلاعات رسيده، پاسخ داده شده يا منتقل شده قابل محاسبه است. هر چه اطلاعات رسيده از حادثه بيشتر باشد، مشكلتر تلقي ميشود. مثلاً يك ورزشكار به منبع نوراني سريعتر از چند چراغ چشمكزن پاسخ ميدهد، چون چند چراغ اطلاعات بيشتري روانه ميكنند. دفاع در مقابل يك سانتر بسكتبال كه هميشه قبل از شوت دريبل ميكند نسبت به آن كه قبل از شوت كارهاي مختلفي انجام ميدهند، سادهتر است (چون اطلاعات كمتري روانه ميكند).
مقدار اطلاعات رسيده از يك حادثه برابر با تعداد سوالاتي است كه براي پيشبيني بايد پرسيد. متناسب با سخت شدن موقعيت اطلاعات رسيده نيز افزايش مييابد. بايد سختي موقعيتهاي ويژه ورزشي به دقت توسط مربي با مقدار اطلاعات رسيده، ارزيابي شود. وقتي مشكل مشخص شد، مربي ميتواند با ورزشكار براي كاهش اطلاعات ارسالي (با تعيين يك وظيفه مشخص) يا افزايش برون ده اطلاعات (يادگيري يك حركت جديد) كار كند.
وقتي احتمال وقوع حوادث مساويست، تخمين اطلاعات ارسالي نسبتاً ساده است. ولي اگر احتمال حوادث مساوي نباشد، احتساب اطلاعات ارسالي پيچيده است. ورزشكاران بايد ميزان اطلاعاتي را كه حركاتشان به سمت حريف ارسال ميكند، افزايش دهند. هم زمان نيز بايد ياد بگيرند كه ميزان اطلاعات دريافتيشان را كاهش دهند. چگونه؟
اول، چگونه ميتوان اطلاعات ارسالي را افزايش داد. ياد بگيريد كه احتمال هر كدام از پاسخهايتان را مساوي كنيد. اگر سانتر بسكتبال هستيد، هميشه قبل از شوت كردن دريبل نكنيد. جايگزينيهاي ديگري به وجود آوريد و با نسبت مساوي از هر كدام استفاده كنيد. اگر اسپكر واليبال هستيد، در تمامي انواع مختلف ضربات كسب مهارت كنيد و با نسبت مساوي از هر كدام استفاده نماييد.
آيا پرتابي هست كه دوست داريد در وضعيتهاي بحراني انجام دهيد؟ اگر هست، كدام نوع است؟ عاداتتان چه هستند؟ آيا نوع پرتابها را نشان ميدهيد؟ حتي در ليگ برتر هم بعضي پرتابگران قابل پيشبيني هستند، گر چه بهترينها اين طور نيستند. رويكرد ديگر براي به حداقل رساندن اطلاعات دريافتي استفاده از وضعيت و حيله است. بازيكنان بسكتبال، مشت زنان و واليباليستها اين كار را ميكنند. اگر در مقابل يك بازيكن بسكتبال قرار داريد كه دوست دارد به طرف راست نشان داده و از چپ برود، سمت راست را نگاه كنيد تا نتواند برود.
بايد پاسخهايتان را پنهان كنيد تا مقاصدتان را تلگراف نزنيد. اگر با اشتباهي دست خود را رو كنيد حريف چهها كه نخواهد كرد! يك تنيس باز كه ميتواند هشت نوع مختلف ضربه بزند در مقايسه با كسي كه فقط چهار تا بلد است، اطلاعات بيشتري ارسال ميكند. تفاوت ما بين هشت و چهار ضربه، اگر احتمال مساوي داشته باشند، براي بازيكنان حريف مطلب بزرگي خواهد بود.
ببينيم چگونه ميشود اطلاعات ارسالي را كاهش داد يك راه مطالعه ديگران است. در اكثر ورزشهاي پر تحرك تفاوت اساسي بين موفقيت و شكست «تأخير در پاسخ» است. در بسكتبال مهاجم صاحب توپ ميتواند با ايجاد تأخير در پاسخ وي، دفاع سريعتر از خود را شكست دهد. اگر مهاجم از داخل و بيرون در خطر باشد، يك تهاجم دروغين به سمت سبد به او فرصت لازم را براي يك پرتاب سه امتيازي را خواهد داد. تهاجم دروغين اطلاعات ارسالي را افزايش داده و زمان پاسخ مدافع را كه سعي ميكند جلوي پرتاب را بگيرد، افزايش ميدهد. يك وضعيت تقريباً مشابه در بدمينتون رخ ميدهد، وقتي كه بازيكن مهاجم يك اسمش يا ضربه بلند را نشان ميدهد اما به جاي آن يك ضربه آهسته ميزند.
واليباليستها در سازماندهي مجدد توجهشان پس از منحرف شدن آن،نسبت به غير ورزشكاران سريعتر عمل ميكنند. تنيس بازان تمركز خود را به دليل: (الف) فشار روان شديد خارج از زمين (ب) تحريك كمتر يا بيش از حد قبل و يا حين بازي (ج) پايين بودن قند خون (د) ضعف آمادگي جسماني، از دست داده و از بين رفتن تمركز را تجربه ميكنند.
توجه انتخابي
توانايي انسان در دور ريختن و يا فراموش كردن اطلاعات حسي نامربوط، و توجه انتخابي به اطلاعات مربوط ارزش بيحسابي دارد.
هر كدام از ما احساس تحريك بيش از حد منتهي به عدم تمركز را تجربه كردهايم، اما آيا ميتوانيد تداوم اين حس را در هر ساعت از بيداري تصور كنيد؟ اگر قدرت تمركز روي يك يا دو موضوع را به طور همزمان نداشتيم، نميتوانستيم هيچ كاري بكنيم.
تمام حوادث ورزشي داراي كليدها يا نشانههايي هستند كه بايد نسبت به آنها به صورت انتخابي توجه شود. در واليبال، بلوكه كردن بهترين سلاح براي كسب امتياز است. براي استفاده از اين موقعيت دفاعها روي تور بايد به صورت انتخابي به مهاجم مورد نظر توجه كنند و فريب حركات پاسور و ديگر اسپكرها را نخورند.
وقتي اين صفحه را ميخوانيد در ميان بسياري چيزهاي ديگر به صورت انتخابي به يك چيز توجه كردهايد.
قدرت توجه انتخابي به محرك مناسب در اكثريت موقعيتهاي ورزشي نقشي بزرگ دارد. در بسكتبال، ورزشكاران بايد هنگام پرتاب، به جاي مشغول شدن به سروصداي جمعيت روي سبد تمركز كنند. در واليبال، ورزشكاران بايد به جاي فكر كردن به بازي قبلي به زننده سرويس توجه كنند.
وقتي پاي تلويزيون مشغول تماشاي يك ورزشكار هستيم، ميبينيم كه خيلي وقتها ورزشكاران براي كسب امتياز حقههايي به كار ميبرند. معمولاً اين حقهها صحبت از مسائل نامربوط به موضوع هستند.
براي ورزشكاران حرفهاي، توجه انتخابي بسيار مؤثر است. وقتي بسكتباليستهاي حرفهاي به خط پرتاب آزاد ميرسند، به هيچ كس و هيچ چيز اجازه تصرف توجهشان را نميدهند. مربيان به اين روند «تمركز» ميگويند. با اين حال برخي ورزشكاران هيچ گاه راه مقابله با پرت شدن حواس را ياد نميگيرند. هر حادثه كوچك حواسشان را پرت ميكند، يا روي چيزهاي غلط و آنها كه ديگر ارزشي ندارند (مثل دريبل كردن) تمركز ميكنند.
شكي نيست كه در توجه انتخابي برخي ورزشكاران بهتر از ديگران هستند. با اين حال دليلي ندارد فكر كنيم كه اين مهارت را نميتوان ياد گرفت. كليد دست مربيست كه بايد نشانههاي مهم را مشخص كرده و تمرينهايي را براي توجه انتخابي طراحي كند. يك مثال خوب ميتواند پرتابهايي آزاد در بستكبال باشد.
كليد البته، تمركز روي سبد است. با اين حال، تعداد محدودي از ورزشكاران با تمرين ا ين را ياد ميگيرند و به ندرت چيزي حواسشان را پرت ميكند. انجام مسابقات دوستانه در حضور تماشاچيان مخالف و موافق به ورزشكار در يادگيري توجه انتخابي كمك ميكند.
يك بسكتباليست ماهر ميتواند دريبل بزند، با دست ديگر علامت داده، و به يكي از هم تيميها كه به سمت سبد ميرود پاسخ بدهد. راننده اتومبيل ميتواند در آن واحد با يك مسافر صحبت كند، ماشين را براند و دنده عوض كند. چه طور ممكن است؟ فكر انسان ميتواند ما بين چندين موضوع به صورت انتخابي فقط به يكي توجه كند.
تفاوت فاحش ما بين يك بسكتباليست مبتدي و حرفهاي نياز به فضاي پرداخت اطلاعات است. در يك بازي تقريباً تمام فضاي پرداخت بازيكن مبتدي با دريبل زدن اشغال ميشود. او نميتواند صداي مربي را بشنود، سبد را ببيند، بازيكنان ديگر را ببيند يا هيچ كاري به جز دريبل زدن انجام دهد. به عبارت ديگر، بازيكن حرفهاي نيازمندي توجه به دريبل را آن قدر كاهش داده كه ميتواند تمام نشانههاي مربوط را حين دريبل زدن ببيند و بشنود.
به عنوان يك مربي،اگر نياز داريد ورزشكارانتان به اطلاعاتي بيش از ظرفيت پرداختشان توجه كنند، به استقبال شكست ميرويد. فضاي پرداخت معادل باهوش نيست.
براي يك فوتباليست مبتدي، عمل دريبل زدن به تنهايي چنان فضاي پرداخت اطلاعاتي نياز دارد كه جايي براي ديگران باقي نميگذارد. اين ورزشكار قادر به پاس دادن به يار آزاد خودي، ديدن روند بازي يا سد كردن راه حريف نيست. با اين حال به محض خبره شدن در دريبل زدن، بازيكن قادر به انجام همه آنها و حتي بيشتر از آن خواهد بود.
در بازيهاي تنيس، بايد انتظار داشت كه صحبتهاي داوران هر بازيكني را حسابي گيج كند. بازيكن حرفهاي كه مسائل حاشيهاي را دور ريخته و به بازي توجه كند موفق خواهد بود.
تمركز
توانايي يك ورزشكار در توجه به محرك مناسب در حين مسابقه «تمركز» نام دارد. در بسكتبال، يك (بازيكن خط دفاع) كه سريع به سمت سبد حركت ميكند بايد محدوده توجه خود را وسيع كرده تا ديگر هم تيميهايش را كه به سمت سبد ميدوند، ببيند. همين بازيكن وقتي ميخواهد پرتاب آزاد انجام دهد، براي دوري از حواس پرتي به خاطر صداهاي تماشاگران، بايد محدوده توجه خود را كوچك كند.
بهترين وسيله براي تفهيم محدود كردن توجه، استفاده از نشانه است. نشانههاي محيط به ورزشكار ميگويند از چه فني استفاده كند. براي هر حركت ورزشي نشانههاي متعددي وجود دارد. برخي مرتبط بوده و براي كارآيي مطلوب ضروري هستند؛ بقيه نامربوط بوده به كارآيي آسيب ميرسانند. با افزايش هيجان محدوده توجه ورزشكار كوچك ميشود. در يك زمان مناسب محدود كردن توجه تمام نشانههاي نامربوط را دور ريخته و نشانههاي مربوط را نگه ميدارد. در اين زمان كارآيي به بهترين وضعيت خود ميرسد. هيجان شديد باعث گيجي ميشود. ورزشكاري كه گيج شده دچار كاهش ناگهاني و چشمگير كارآيي ميشود.
وقتي يك (بازيكن خط) دفاع تصميم ميگيرد پاس به عقب بدهد، براي پيدا كردن هم تيميهايش نياز به محدوده توجه نسبتاً بزرگي دارد. با اين حال، اگر محدوده خيلي بزرگ باشد نشانههاي نامحدودي مثل سر و صداي جمعيت و مشوقين را هم خواهد گرفت كه باعث كاهش كارآيي خواهد شد.
يك بسكتباليست براي پاس دادن به مهاجم آزاد بايد محدوده توجه بزرگ و براي پرتاب آزاد، محدوده توجه كوچكي داشته باشد.
گيج كنندههايي مثل شرايط نامساعد پرواز باعث عدم تمركز خلبان و بنابراين مشكلات پرواز ميشود.
بولينگ بازها بايد متوجه نشانههاي بيروني مثل پيكانهاي روي خط و نقاط كف باشند. دوندگان ماراتن بايد متوجه درون بوده به نشانههاي دروني كه به آنها كمك ميكند توجه كنند، در حالي كه بازيكن خط وسط فوتبال آمريكايي بايد شيوه توجه وسيع خارجي را به كار گيرد.
آموزش تمركز
دانشآموزي كه ياد گرفته، در اتاقي كه ديگران تلويزيون تماشا ميكنند، كتاب بخواند داراي ميزان بالايي از تمركز است. براي به حداكثر رساندن كارآيي، ورزشكار بايد توان تمركز و تمركز مجدد بسيار خوبي داشته باشد. گستره توجه با هيجان شديد، محدود ميشود. علت اين كه يك بازيكن جوان خط دفاعي كه در خطر زمين خوردن است نميتواند بازيكنان آزاد را ببيند، همين است. يك دفاع با تجربه حتي وقتي رويش خطا ميشود قادر به پيدا كردن بازيكن آزاد هست. بر عكس، بازيكن بيسبال يا سافتبال بايد هنگام زدن يك توپ در حال حركت با چوب فقط روي يك عنصر تمركز كند.
جمع كردن و توقف فكر
بسيار مهم است كه ورزشكار در كنار يادگيري شيوههاي مختلف توجه، ياد بگيرد تا براي توقف افكار منفي و تمركز بر افكار مثبت از توجه استفاده كند. اين بسيار مهم است كه ورزشكار هر موقعيت را به ديد مثبت نگاه كرده و اعتقاد داشته باشد كه موفق خواهد شد. افكار منفي، بايد حذف شده يا با افكار مثبت جايگزين شوند. روند توقف فكر منفي و جايگزيني آن با يك نوع مثبت «توقف فكر» ناميده ميشود.
اين يكي از اصول روانشناسي است كه هيچ كس نميتواند در آن واحد به بيش از يك فكر بپردازد. در اين مورد مغز بايد يك فكر مثبت را آورده جايگزين فكر منفي كند. وقتي فكر منفي حذف شد ورزشكار بايد توجهش را به خود معطوف كند.
فكر كنيد در محوطه جريمه ايستادهايد و يك پرتاب آزاد داريد كه باعث برد يا باخت بازي خواهد شد. اين فكرها از ذهن شما عبور خواهند كرد. «اين پرتاب را از دست خواهم داد، ميتوانم اين را حس كنم. سبد خيلي كوچك است، يك كيلومتر فاصله دارد و وحشت كردهام!» كنترلتان را از دست خواهيد داد.
براي استفاده موفق از شيوه توقف و جمع كردن فكر ابتدا بايد از اصول توجه انتخابي براي جايگزيني افكار منفي با مثبت استفاده كنيد. بايد به خودتان بگوييد «نه»، من يك پرتابگر حرفهاي هستم، من بهترين فرد در تيم براي پرتاب در اين موقعيت هستم». در اين نقطه توجهتان را به داخل معطوف كرده و سطح هيجانتان را تا حدي تطبيق نمودهايد. بسياري از ورزشكاران اين كار را با يك دم عميق و بازدهم آهسته انجام ميدهند. بعد توجهتان را به حلقه بسكتبال معطوف نموده روي يك پيشنهاد عملي مثلاً «طوري پرتاب كن كه چرخش آن كمي به سمت عقب باشد و بعد از پرتاب حركت قوسي را ادامه بده» تمركز ميكنيد با استفاده از شيوه صحيح توقف و جمع كردن فكر و تمرين در موقعيتهاي مختلف صاحب يك سلاح هميشه آماده براي استفاده مقابل از دست دادن كنترل توجه ميشويد.
مراحل زير در «توقف و جمع كردن فكر» استفاده ميشوند.
جاي فكر منفي را كه به ذهنتان ميآيد با يك فكر مثبت عوض كنيد.
در حالي كه كمي هيجانتان را تطبيق ميكنيد فكرتان را به خود متمركز نماييد.
روي يك نشانه مرتبط و شكل مناسب اجراي فن تمركز كنيد.
هر چه سريعتر پس از رسيدن به احساس كنترل، توجه حركت ورزشي مورد نظر را انجام دهيد.
ياد گرفتن روش توقف و جمع كردن فكر نياز به تمرين دارد. نكتهاي كه بايد بدانيم اين است كه فكرهاي منفي قابل جابهجايي بوده و با روند جمع كردن، افكار اشغال كننده توجه را ميتوان كنترل كرد.
ناكامي در برقراري تمركز مجدد علت شكست بسياري از ورزشكاران بوده است. رابطه چشمگيري بين كارآيي در تيراندازي با كمان و تمركز روي اشتباهات گذشته وجود دارد. ورزشكاري كه به جاي تمركز مجدد روي كارش روي خطاها و اشتباهات تمركز كند عموماً دچار كاهش كارآيي خواهد شد. -
-
منبع : مجله روانَشناسي و جامعه
چگونه كتاب درسي را مطالعه كنيم ؟ ![]()
تحليل يادگيري يكي از موضوعات اساسي در روان شناسي است. در اين نوشتار بدون هيچ توضيح نظري اضافه ، روشي بنام پس خبا ( پ س خ ب ا ) براي خواندن و مطالعه مطالب كتابهاي درسي ارائه مي گردد كه به نظر
مي رسد شيوه موثري براي بهتر فهميدن و بهتر حفظ كردن مفاهيم و اطلاعات كليدي است. نام اين روش (PQRST) برگرفته از نخستين حرف نام هريك از مراحل پنجگانه در مطالعه متون است:پيشخواني ( Preview )
سئوال كردن ( Question )
خواندن ( Reading )
به خود پس دادن ( Self - recitation )
آزمون ( Test )
دو مرحله اول و آخر ( پيشخواني - آزمون ) ويژه هر فصل از كتاب هستند ، و سه مرحه مياني ( سئوال كردن - خواندن - به خود پس دادن ) اختصاص به هر بخش اصلي از هر فصل دارند.
1- مرحله پ ( پيشخواني ):
نخست به مرور كلي فصل معيني از كتاب مي پردازيد تا با موضوعات كلي مورد بحث آشنا شويد . براي اين منظور فهرست مطالب فصل را مي خوانيد . سپس مطالب فصل را مرور مي كنيد كه طي آن ، عناوين بخشهاي اصلي و فرعي فصل را مورد توجه قرار مي دهيد ، و تصاوير و نمودارها را از نظر مي گذرانيد. مهمترين نكته در مرحله پيشخواني اين است كه پس از مرور مطالب فصل ، چكيده اوليه يا پاياني فصل را ( در صورت وجود ) با دقت مطالعه كنيد و روي هر يك از نكاتي كه در آن آمده تامل كنيد . در اين مرحله ممكن است ، سئوالهايي به ذهنتان خطور كند كه پس از خواندن متن كامل فصل بتوانيد به آنها پاسخ دهيد. اين مرحله ، تصوير كلي از مطالب فصل و سازمان بندي آن به دست مي دهد.
2 - مرحله س ( سئوال كردن )
همانطور كه قبلا گفته شد مراحل سئوال كردن ، خواندن و به خود پس دادن ، ويژه هر بخش از هر فصل است. فصل هاي كتاب را يكي يكي در نظر بگيريد. هر سه مرحله سئوال كردن ، خواندن و به خود پس دادن را در مورد هر بخش اعمال كنيد و بعد ، به بعدي بپردازيد. قبل از مطالعه مطالب هر بخش ، نخست عنوان آن بخش و عنوان هاي فرعي آن را بخوانيد . سپس در حين خواندن مطالب هر بخش ، موضوعات مهم آن را به صورت يك يا چند سئوال در نظر بگيريد كه بعدا بايد به آنها پاسخ دهيد. از خود بپرسيد : مولف در اين بخش چه مفاهيم مهمي را در نظر داشته است ؟ مقصود از مرحله سئوال كردن نيز همين است.
3 - مرحله خ ( خواندن )
در اين مرحله ، مطالب هر بخش از فصل را براي آگاهي از معني آن با دقت بخوانيد و ضمن خواندن ، سعي كنيد به سئوالهايي كه در مرحله سئوال كردن مطرح شده بود ، پاسخ دهيد . در باره مطالبي كه مي خوانيد تامل كنيد و بكوشيد بين آن مطالب و اطلاعات قبلي خود ارتباط بر قرار كنيد . مي توانيد زير واژه ها يا عبارات كليدي خط بكشيد . اما ميزان آن از 10 تا 15 درصد متن تجاوز نكند. اگر مقصود از خط كشيدن زير مطالب ، مشخص كردن واژه ها يا عبارات كليدي براي مرور بعدي باشد ، خط كشدين زيادي زير مطالب ، مغاير با چنين هدفي است. تا وقتي تمام مطالب بخش معيني را نخوانده ايد يا با همه مفاهيم كليدي آشنا نشده ايد و اهميت نسبي آنها را ارزيابي نكرده ايد ، يادداشت بر نداريد. در خاتمه خلاصه فصل را از زبان خودتان نوشته و اشكالات احتمالي را با مرور فصل بر طرف كنيد.
4 - مرحله ب ( به خود پس دادن )
پس از خواندن هر بخش ، سعي كنيد مفاهيم اصلي را به خاطر آوريد و اطلاعات را از حفظ با خود بگوئيد . مفاهيم را به زبان خود بازگو كنيد و اطلاعات را ترجيحا با صداي بلند ( و اگر تنها نيستيد ، زير لب ) تكرار كنيد . مطالبي را كه به ياد مي آوريد با متن كتاب تطبيق دهيد تا مطمئن شويد كه آنها را كامل و درست حفظ كرده ايد. به خود پس دادن مطلب كمك مي كند كه به كمبود اطلاعات خود پي ببريد و آن را در ذهن خود سازماندهي كنيد. پس از آنكه بخشي از فصل را به اين شيوه مطالعه كرديد ، به بخش بعدي بپردازيد و دوباره مراحل سئوال كردن ، خواندن و به خود پس دادن را تكرار كنيد.
5 - مرحله آ ( آزمون )
پس از خواندن مطالب فصل بايد به آزمون و مرور مطالب بپردازيد . با مراجعه به يادداشتهايتان ، ببينيد چه مقدار از مفاهيم اصلي را به ياد داريد. سعي كنيد بفهميد چه پيوندي بين مطالب مختلف وجود دارد و اين مطالب چگونه در فصل ، سازمان بندي شده اند. در مرحله آزمون ممكن است مجبور شويد فصل را ورق بزنيد تا صحت مفاهيم و مطالب كليدي حفظ شده را وارسي كنيد در اين مرحله بايد چكيده فصل را بخوانيد و ضمن آن جزئيات مربوط به هر يك از نكات چكيده را در نظر آوريد. مرحله آزمون را هرگز به شب امتحان موكول نكنيد . نخستين مرور، مطالب فصل بايد بلافاصله پس از خواندن انجام شود.
پژوهشها حاكي از آن است كه روش پس خبا روش بسيار مفيدي است و مسلما كارآمدتر از روش روخواني ساده مطالب است . در اين روش مخصوصا به خود پس دادن مطالب نقش بسيار مهمي دارد. اختصاص بخش عمده زمان مطالعه به ياد آوري فعال مطالب بهتر از آن است كه تمام وقت خود را صرف خواندن و بازخواني مطلب كنيد. بررسيها مويد اين نكته اند كه خواندن چكيده فصل بيش از مطالعه سراسر فصل ، كارآمدي دارد. خواندن چكيده پيش از خواندن فصل ، چشم اندازي كلي از فصل فراهم مي كند كه خواننده را در سازماندهي مطالب در حين خواندن مطالب فصل ياري مي دهد. حتي اگر نخواهيد روش پس خبا را به طور كامل دنبال كنيد بهتر است از فوايد به خود پس دادن مطلب و نيز مطالعه چكيده فصل پيش از خواندن مطالب فصل ، غفلت نورزيد.
اين نكات را فراموش نكنيد.
براي اينكه مطالبي در ذهن بماند بايد سازمان بندي شود - با مطالب قبلي پيوند زده شود - تكرار شود ـ به خود پس داده شود - خلاصه بندي و يادداشت گردد. و مجددا يادآوري گردد.
| تعهدي براي شاد بودن |
| ◄تعهدي براي شاد بودن |
|
ما مي توانيم با تعهد روزانه اي كه به خود مي دهيم به آن خوشبختي كه شايسته ما مي باشد برسيم و هر روزي بهتر از روز قبل داشته باشيم و با شادي و نشاط بيشتري به زندگي ادامه دهيم. ۸- امروز فعاليتهايم را طرح ريزي مي كنم و به شتاب و ترديد اجازه نمي دهم بر اوقات گرانبهاي عمرم چيره شوند. |
| |||
| منبع: سایت اطلاع رسانی خانواده |
| راههاي مطمئن براي افزايش شادي |
| ◄راههاي مطمئن براي افزايش شادي |
|
|
| اميد |
| ◄اميد |
|
|
| پيشرفت و مورد قدرداني قرار گرفتن |
| ◄پيشرفت و مورد قدرداني قرار گرفتن |
|
|
| خوش بيني و خيرخواهي |
| ◄خوش بيني و خيرخواهي |
|
|
| رضايت و خشنودي |
| ◄رضايت و خشنودي |
|
|
| سپاسگزاري |
| ◄سپاسگزاري |
|
|
| تعهدي براي شاد بودن |
| ◄تعهدي براي شاد بودن |
|
|
| خلاصه كلام: |
| ◄خلاصه كلام: |
|
|
منبع: سایت اطلاع رسانی خانواده | |||||
| پرهيز از تنش |
| ◄پرهيز از تنش |
|
|
| ◄خود را كاملاً آماده كنيد |
|
|
| ◄شب خوب بخوابيد |
|
|
| ◄غذاي كافي بخوريد |
|
|
| ◄كارتان را زمان بندي كنيد |
|
|
| ◄آسان بگيريد |
|
|
| ◄نفس عميق بكشيد |
|
|
| ◄رفتار متواضعانه داشته باشيد |
|
|
| ◄تصويري را كه در چشم ديگران داريد ، حفظ كنيد |
|
|
| تنش |
| ◄تنش |
|
|
| ◄چرت زدن |
|
|
| ◄ماساژ |
|
|
| ◄خود را با هنر در آميزيد |
|
|
| ◄اغلب بخنديد |
|
|
| ◄با خودتان مهربان باشيد |
|
|
| مقابله با فشارهاي عصبي |
| ◄مقابله با فشارهاي عصبي |
|
|
| ◄راه حل پيدا كنيد |
|
|
| ◄از بگومگو اجتناب كنيد |
|
|
| ◄كنترل تغيير |
|
|
| ◄ساعت تنفس |
|
|
| ◄كمك |
|
|
| ◄ياد بگيريد آرامش داشته باشيد |
|
|
| ◄تنفس عميق |
|
|
| ◄كشش |
|
|
| ◄پاك سازي ذهن |
|
|
| ◄آرامش يك به يك عضلات |
|
|
| ◄نگرش و شيوة زندگي مثبت را در پيش بگيريد |
|
|
| ◄چه قدر تحت فشار عصبي هستيد ؟ |
|
|
| ◄واكنش هاي تنشي شما : |
|
|
| ◄مي توانيد تحت كنترل باشيد |
|
|
| « نقاشي خانه و شخصيت كودك » |
| ◄« نقاشي خانه و شخصيت كودك » |
|
|

| « كشيدن خورشيد : نماد پدر مطلوب » |
| ◄ « كشيدن خورشيد : نماد پدر مطلوب » |
|
|
| « نقاشي اتومبيل : نماد قدرت » |
| ◄« نقاشي اتومبيل : نماد قدرت » |
|
|

منبع: سایت اطلاع رسانی خانواده
| « ترسيم خانواده و نگرش كودك » |
| ◄« ترسيم خانواده و نگرش كودك » |
|
|
پايههاي اساسي در زندگي زناشويي
ازدواج به هر شكلي كه صورت گرفته باشد، ادامه زندگي زناشويي سالم و موفق به عواملي بستگي دارد كه تشكيلدهندة پايههاي اساسي زندگي مشترك است و از اهميت خاصي برخوردار هستند كه عبارتند از:
رابطه سالم دو طرفه
بديهي است كه كمتر رابطهاي را ميتوان يافت كه به اندازه رابطه بين زن و شوهر داراي اهميت و حساسيت خاص باشد و اگر رابطه زن و شوهر بر پايه كنشها و واكنشهاي مناسب و متقابل استوار گردد، صميميت و دوستي بين آنان روز به روز پايدارتر و محكمتر ميشود و برعكس خودخواهي و بيتوجهي به رفتارهاي صميمانه و دوستانه فرد مقابل و عدم بروز واكنش مناسب، موجب سستي و ناپايداري چنين رابطهاي خواهد شد.
در رابطة سالم دو طرفه به موارد زير بايد توجه داشت:
گذشت متقابل
رعايت خواستهها و نيازهاي يكديگر
پذيرش ديدگاههاي يكديگر كه منطقي و يا علمي است
كنترل رفتارهاي توأم با عصبانيت و پرخاشگرانه
توجه به مسئوليتهايي كه بر عهده هر كدام قرار دارد و انجام آن
توجه به ناتوانيهايي كه در زندگي مشكلساز است و تلاش در رفع آن
خودداري از رفتارها و گفتارهاي ملامتآميز و يا تمسخرآميز
تعديل خواستهها و انتظارات خود در حد تواناييهاي يكديگر
فهم و درك تلاش بيش از حد متعارف و مسئوليتي كه يكي از طرفين براي ثبات و پيشرفت خانواده انجام ميدهد تا ديگري بتواند با آرامش زندگي كند و ابراز قدرداني از اين تلاش
توانايي برقراري رابطة دوستانه و عاشقانه
زن و شوهرهايي كه توانايي برقراري رابطه دوستانه و عاشقانه را نداشته باشند، معمولاً زندگي سرد و خشك و بيجاني دارند. زماني كه هر دو طرف فاقد چنين توانايي باشند در اين زمينه شكايتي وجود ندارد، اما اگر يكي از آنان نتواند احساسات دوستانه و عاشقانه ديگري را درك كند و واكنش مناسب نشان دهد منجر به كشمكشي خواهد شد كه در نهايت موجب دلسردي و جدايي احساسي و عاطفي ميگردد.
ميزان روابط جنسي
در ابتداي زندگي، زن و شوهر تمايلات جنسي بيشتري دارند كه بتدريج و با افزايش سن ميل به روابط جنسي كم ميشود، اگرچه مواردي نيز وجود دارد كه افزايش سن در تمايلات و تعداد روابط جنسي بيتاثير است. روابط جنسي ارتباط عاطفي و احساسي بين زن و شوهر را پايدارتر و عدم رابطه جنسي، اين ارتباط عاطفي و احساسي را خدشهدار ميسازد.
مرد و يا زني كه بدون توجه به نياز جنسي ديگري نسبت به مسائل جنسي بيتفاوت است و يا به ناتواني جنسي، بيميلي جنسي و يا سردمزاجي مبتلاست، اين بيتوجهي به اهميت موضوع موجب خواهد شد كه به روابط بين زن و شوهر لطمه زيادي وارد شود و فرد مقابل را دچار حالات عصبانيت و نسبت به همسر و زندگي دلسرد سازد و بتدريج موجب بروز رفتارهاي پرخاشگرانه و در نهايت افسردگي شود.
رفتارها و مكانيسمهاي رواني مرداني كه دچار ناتواني و بيميلي جنسي و يا نوعي از اختلالات رواني ـ جنسي هستند و همچنين زناني كه دچار سردمزاجي و بيميلي جنسي و يا نوعي از اختلالات رواني ـ جنسي ميباشند، بسيار جالب و درخور توجه است.
اين گروه از مردان و زنان با ايرادگيري از همسر خود، ابراز نارضايتي از زندگي، قهرهاي طولاني، سركوب ديگري، تهديد به جدايي، ابراز خستگي، تمارض و… سعي دارند تا مشكل خود را ناديده بگيرند و ديگري را مسئول مشكل خود جلوه دهند.
از خصوصيات ديگر اين گروه از مردان و زنان اين است كه پاسخگويي آنان به مسائل احساسي و عاطفي كند و كمتر از افراد طبيعي است و انسانهايي سرد و خشك هستند كه اين نيز به نوبه خود مشكل ديگري را در زندگي زناشويي ايجاد خواهد كرد.
يافتن فردي براي ابراز صميميت
يكي از مواردي كه به موازات اهداف ازدواج در زن و يا شوهر وجود دارد، نياز او براي ابراز صميميت و دوستي و شناساندن آن به فردي از جنس مخالف است كه توانايي فهم چنين صميميتي را داشته باشد و به طور ثابت در كنار او باشد. متأسفانه در بسياري از موارد اين ابراز صميميت ممكن است مورد سوء استفاده ديگري قرار گيرد و چنين برداشت شود كه ابراز صميمتها ناشي از ضعف شخصيتي است، در حالي كه چنين توانايي نشانهاي از شخصيتي استوار و سالم است.
اعتماد متقابل
رابطه دوطرفهاي كه بر فهم و درك متقابل استوار باشد، منجر به اعتماد متقابل ميگردد.
اعتماد متقابل به موارد زير بستگي دارد:
رازداري و عدم بيان و اظهار مسائل خصوصي با ديگران
حمايتهاي مادي و معنوي نسبت به يكديگر
آگاهي از تواناييهاي اقتصادي و مادي زندگي مشترك
عدم سوء استفاده از اعتماد يكديگر به شكل سركوب و يا تحقير
صداقت
اعتماد متقابل در صورتي به وجود ميآيد كه صداقت متقابل در همه زمينهها حفظ و به آن اهميت داده شود. اتفاق ميافتد كه زن و يا شوهر از بيان واقعيت حتي در رابطه با جزييترين مسائل به صرف بياهميت بودن موضوع سرباز ميزنند، بيآنكه در نظر داشته باشند كه اين عمل موجب ميشود كه نگرش و عقيدة ديگري را در صداقت و راستگويي مختل سازد و او را وادار به كنجكاوي و عكسالعمل متقابل كند و يا بتدريج حالت شك و سوء ظن در او بروز نمايد و در نتيجه تغيير رفتار بدهد.
وابستگي
با گذشت زمان و در صورتي كه رابطه بر پايههاي اساسي زندگي استوار باشد، وابستگي به شكل طبيعي بين زن و شوهر ايجاد ميگردد.
فهم متقابل احساسات و عواطف موجب ميگردد كه وابستگي عاطفي و احساسي به استحكام بيشتر و رابطه صميمانهتر بين زن و شوهر منجر شود.
شناخت وابستگي احساسي و عاطفي از وابستگي اقتصادي نكتهاي است بسيار مهم، چرا كه بعضي از مردان چنين فكر ميكنند كه وابستگي اقتصادي زن به شوهر ميتواند منجر به جلب محبت و عواطف زنان شود، در حالي كه تأمين هزينههاي زندگي مشترك زماني كه زن وظايف خانهداري را انجام ميدهد از وظايف مرد است. متأسفانه چنين تفكري در مردان ميتواند ناشي از ماديگرايي بعضي از خانمها باشد كه محبت و عوطف مرد را در قالب ماديات ميبينند، بدون توجه به اين نكته كه هيچ محبت و عاطفهاي قابل خريداري نيست.
مردسالاري
در جوامعي كه هنوز به شكل سنتي زندگي ميكنند، مردسالاري رواج دارد. در خانوادههايي كه مردسالاري حكمفرماست، معمولاً همه امور حتي امور خانهداري با نظارت و اجازه مرد انجام ميشود و دستورات وي بايد اجرا شود و زن هيچگونه نقشي بجز انجام وظايف خانهداري و اجراي اوامر شوهر ندارد و در صورتي كه زن بخواهد از خود نظري ابراز كند، با مقاومت و يا مخالفت مرد روبرو ميشود.
اين گونه مردان اگر با دختري ازدواج كنند كه او هم در خانوادهاي مردسالار رشد كرده باشد، معمولاً مشكلات جدي به وجود نخواهد آمد، در غير اينصورت حالت مردسالاري بتدريج رابطه صحيح و سالم بين زن و شوهر را مختل ميسازد و به شكلهاي گوناگون به جدايي در زمينههاي مشترك خانوادگي منجر ميگردد. علاوه بر اين، فرزندان نيز ناچار از اطاعت كوركورانة اوامر پدر خانواده هستند چنين فرزنداني به دليل اينكه از اعتماد به نفس لازم برخوردار نيستند، اكثراً در محيطهاي اجتماعي، افرادي مطيع، ترسو و گوشهگير ميشوند تا آنجا كه به ندرت توانايي اظهارنظر و يا ابراز وجود از خود نشان ميدهند و يا ممكن است اختلالات رفتاري از قبيل سركشي، پرخاشگري و رفتارهاي ضداجتماعي در محيط خانواده و يا اجتماع از خود نشان دهند.
زن سالاري
حالت زن سالاري معمولاً از مادران زن سالار به فرزندان دختر منتقل ميشود و آنها رفتارهاي زن سالارانه را از مادران خود ياد ميگيرند و به كار ميبرند.
دختران زنسالار اكثراً با مرداني ازدواج ميكنند كه حالت انفعالي دارند ويا مردان ناچار ميشوند كه بعد از سالها زندگي و جنگ و ستيز با زن خود به گونهاي انفعالي عمل كنند.
در چنين محيط خانوادگي، دختران معمولاً زنسالاري را ياد ميگيرند و پسرها يا با پدري منفعل همانندسازي ميكنند كه در آينده خود مرداني منفعل خواهند شد و يا با مادري زنسالار همانندسازي خواهند كرد كه ممكن است منجر به بروز حالات و يا رفتارهاي زنانه در آنها شود، كه در هرصورت زمينههاي بروز حالات رواني هم در پسر و هم در دختر فراهم خواهد شد.
معمولاً به دلايل تاريخي، اجتماعي و زيستي مردسالاري در جوامع مختلف قابليت پذيرش بيشتري دارد تا زن سالاري و به همين دليل است كه اشتراك و مساوات زن و شوهر در بسياري از مسائل زندگي زناشويي لازمه يك زندگي پايدار، سالم و صحيح است
احساس امنيت
بندرت ميتوان زندگي مشتركي را يافت كه بتواند بدون احساس امنيت پايدار بماند. هر انساني نيازمند داشتن اطمينان و در نتيجه امنيت از جهات مختلف بويژه احساسي، عاطفي و مادي است. احساس امنيت است كه مانع بروز افكار نگرانكننده ميشود و در غير اينصورت اضطراب و كشمكشهاي فكري آيندهاي مبهم را در ذهن يك يا هر دوي آنان ترسيم ميكند و روند طبيعي زندگي مشترك را مختلف ميسازد.
همانند سازي زن و شوهر با يكديگر
پس از ازدواج، رابطه بين زن و شوهر موجب ميشود كه هر كدام به نوعي تحتتأثير تفكرات و عقايد و رفتارهاي ديگري قرار گيرد و بعضي از آنها را بپذيرد و در نتيجه طرفين به يك الگوي مشترك دست يابند و اين همان حالتي است كه باعث ميشود كه زن و شوهر به نوعي رابطة تعادل يافته، دست يابند. اين همانندسازي سالم و طبيعي با تعادلي كه در نتيجة منازعات و تعارضات و كشمكشهاي بين دوطرف برقرار ميشود، كاملاً تفاوت دارد. در همانندسازي، پذيرش تفكر و رفتار يكديگر با ميل و به دلخواه انجام ميگردد در حالي كه در نوع ديگر، اين كار بناچار و برخلاف خواسته و ميل انجام ميشود. همانند سازي ميتواند جنبههاي پسنديده تفكر و رفتار و يا برعكس نوع ناپسند را شامل شود.
نيازهاي پدرانه و مادرانه زن و شوهر از يكديگر
به طور ناخودآگاه مرد از همسر خود تصوري از مادر و زن از شوهر خود تصوري از پدر دارد كه اين بستگي به نوع و كيفيت رشد رواني فرد در كودكي و چگونگي روابط پدر و مادر با فرزندانشان دارد كه همين امر تعيينكنندة شدت و ضعف نيازهاي پدرانه و مادرانه زن و شوهر از يكديگر است.
گاهي ممكن است شوهري متوجه شود كه همان رفتار و احساسي را از همسر خود انتظار دارد كه از مادر خود داشته و يا خانمي به اين آگاهي ميرسد كه همان رفتار و احساسي را از شوهر خود انتظار دارد كه از پدر خود داشته است و يا اينكه خود فرد متوجه چنين احساساتي نشود، اما زن و يا شوهر چنين خواستهاي را از سوي همسر خود احساس كند.
در صورتي كه چنين احساس و نيازي درحد طبيعي و در حد توانايي ديگري باشد كه بتواند آن را برآورده سازد، احساس رضايت پديد خواهد آمد اما اگر به شكل شديد و يك عقده باشد هر كسي توان برآورده كردن آن را نخواهد داشت و در نتيجه منجر به رفتارهاي كودكانه و قهرآميز فرد نيازمند خواهد شد.
تنظيم رابطه بين دو خانواده
فردي كه ازدواج ميكند، روابط عاطفي و احساسي خاصي با افراد خانواده خود دارد و اين رابطهاي است دوطرفه. طبيعي است كه دختر و پسري كه از كودكي در دامن خانوادهاي رشد يافته است، نميتواند و نبايد خانواده خود را به راحتي و سادگي فراموش كند. احساسات و عواطف هر فرد در مورد خانوادهاش حتي اگر خاطراتي ناخوشايند نيز داشته باشد، ريشهدار و عميق است.
معمولاً وابستگي دخترها به خانوادهها و نياز وي به ديدار افراد خانوادهاش بيشتر است. در صورت امكان، بهتر است زن و شوهر به اتفاق يكديگر با خانوادههاي خود رفت و آمد داشته باشند، اگر چه از نظر رواني لازم است كه گهگاه زن و شوهر به تنهايي با خانوادههاي خود معارشت كنند و به گفتگوهاي خصوصي و خانوادگي بپردازند.
زن و يا شوهر نبايد انتظار و يا توقع داشته باشد كه از همه امور و روابط خصوصي و محرمانة خانواده همسر خود مطلع شود كه چنين انتظار و يا توقعي كاملاً بيمورد است؛ چرا كه اين حق هر خانوادهاي است كه تشخيص ميدهد كه عروس و يا دامادشان صلاح نيست كه از بعضي از مسائل خصوصي و خانوادگي مطلع شود و فرزند خانواده نيز بايد به اين موضوع توجه كند و آن را رعايت نمايد.
مستوليت تنظيم روابط و رفتار مناسب و درست زن و شوهر با دو خانواده بر عهده فرزند آن خانواده است كه نقش مهمي در ايجاد رابطهاي صميمي و دوستانه بين همسر و خانواده خود دارد و شخص اوست كه بايد به گونهاي رفتار كند كه محبت و صميميت بيشتري بين آنها برقرار شود، ذكر نكات مثبت همسر در زندگي مشترك و مطرح نكرده نكات منفي و كشمكشهاي زندگي خصوصي با خانواده خود از نكات بسيار مهم است. دو خانواده نيز نبايد چنين تصور كنند كه مانند گذشته ميتوانند و يا بايد از جزييترين مسائل زندگي مشترك و زناشويي فرزندشان آگاه شوند و يا به خود اجازه دهند كه در زندگي مشترك فرزندشان دخالت كنند. آنها بايد اين حقيقت را بپذيرند كه فرزندانشان حق دارند و بايد با مشورت، شراكت و تفاهم در مورد زندگيشان تصميمگيري كنند و به همين دليل صلاح زندگي آنها در اين است كه بسياري از روابط خصوصي، تصميمگيريها و چگونگي روش زندگيشان را پنهان نگه دارند و از اين راه حريم و حرمت زندگي خود را حفظ كنند. بهتر است كه زن و شوهر از پاسخ دادن به پرسشهاي افراد خانواده خود كه ميتواند جنبه دخالت داشته و يا بهانهاي براي دخالت خانوادههايشان باشد، به گونهاي طفره روند و در مقابل گله و شكايت آنان در اين زمينه سكوت كنند.
چگونه به قلب همسر خود راه بیابیم
1- عشق واكنشي آموختني و احساسي فراگرفتني اس
ت، شما با آموختهها، باورها و شرطيهايتان عاشق ميشويد.
2- قبل از اينكه دريچه قلب خود را به روي كسي بگشائيد، تفاوت نگرشها و مصلحتها را درنظر بگيريد.
3- انتخاب همسر با «تفكر» مصلحتآميزتر است، با «چشم» انتخاب نكن، كه چشمها با ما روراست نيستند.
4- اگر با فرهنگ «پدرسالاري» يا «مردسالاري» بزرگ شدهايد، بايد بدانيد كه اين «بار آمدن» امروز جواب نميدهد.
5- تغييرات و تحولات و رشد فرهنگي جوامع مترقي، زنان را جنس برابر با مرد ميداند، يك «بازنگري» ممكن است تفكر ما را عوض كند.
6- به كسي كه ميخواهيد با او ازدواج كنيد لازم نيست ثابت كنيد كه «ديوانهاش» هستيد، عشق اصيل نياز به ديوانه شدن ندارد.
7- بزرگترين سلاح «خود بودن» است، و اگر با خود بودن و صداقت، چاشني «درايت» را همراه كنيد، برنده واقعي شمائيد.
8- عقل و احساس اگر همراه شوند يك شخصيت متعادل ميسازند، زيادي «منطقي» نباشيد كه خانمها را گريزان ميكنيد.
9- خيليها ميگويند مردها بايد به زنها «سلام» كنند، عقيده شما چيه؟
10- توقعات بيجا، عصبيبهاي ناشناخته و هنجارهاي بيمارگونه، گاهي از ما «عاشقي» ميسازد غيرقابل تحمل.
11- مردان «سنتگرا» در گذشته متوقف ماندهاند، فرايند توسعه در چرخه تكنولوژي حرفهاي جديدي ميزند.
12- شكوفايي عشق در درياي «شناختنها» و «درك كردنها» شكل ميگيرد، آيا موافقيد؟
13- زنان گاهي از بيان احساس خود گريزانند، مگر محرم رازي داشته باشند كه ملامتشان نكنند و اگر شما آن محرم راز باشيد، دنياي ديگري برايش ساختهايد.
14- به جاي تسلط بر همسر آيندهتان، دريچهاي به روح و روان او بيابيد تا قلبش هميشه براي شما بتپد، عشق اسرارآميز است، پس آموختن را فراموش نكنيد.
سالهاي اول ازدواج
15- در فكر «عوض كردن» او نباشيد، همسرتان را همانطور كه هست قبول كنيد، اين بزرگترين احترامي است كه به او ميگذاريد.
16- آيا ميدانيد كه خانمها به «توجه» اهميت ميدهند؟ در اين مورد چه كردهايد؟
17- در كار خانه به او كمك ميكنيد يا تابع قانون «همه كارها» به عهدة زن است، ميباشيد!؟.
18- آموختن روانشناسي همسرتان، «تفاهم» را درپي دارد، با آموختههاي جديد، تداوم بخش شاديها خواهيد بود.
19- سعي كنيد بيشترين تمركز شما، روي صفحات برجسته و ارزشمند همسرتان باشد، ديدن معايب آسان است، تشويق را فراموش نكنيد كه معجزه ميكند.
20- مردان مقتدر، صلابت و قدرت خود را با ظرافت به كار ميگيرند، شما چطور؟
21- مرداني كه به خاطر حسادت و سوءظن دست به خشونت ميزنند، جايگاه واقعي خود را به عنوان يك «مرد» از دست ميدهند.
22- چون كمرنگترين يادداشتها از قويترين حافظهها بهتر است، پس خصوصيات همسرتان را يادداشت كنيد.
23- تا زماني كه با جسم و روح خود «آشتي» نكنيد، زيباييهاي همسرتان را نميبينيد، اول آشتي با خود، بعد داوري!.
24- زنان از مردان ساكت، دل خوشي ندارند، با آنها حرف بزنيد تا بدانند كه «همه چيز خوب پيش ميرود».
25- ديدي درست ميگفتم! ديدي اشتباه ميكردي! حالا تصديق ميكني حق با من بود! ديدي تقصير من نبود! به اينگونه گفتهها ميگويند «آزار ذيحقي».
26- عشق و علاقه كافي نيست، عقل و درايت چرخ زندگي را ميچرخانه، چرخ زندگي خود را تنها به دست عشق ندهيد، شايد به مصلحت شما نچرخاند.
27- وقتي با دوستان مجردش «گپ» ميزند او را از اين حال و هوا خارج نسازيد، دوستان مدرسه با همه فرق دارند.
28- گل خريدن را فراموش نكنيد تا مجبور نشويد بهاي بالاتري را براي «طلا» بپردازيد.
29- هيچوقت به او نگوئيد خيليها ميخواستند همسر شما بشوند، اجازه بدهيد اين مسائل را خودش بفهمد.
30- اگر از شأن و شئونات خانوادگيش پيش شما حرف ميزند «گوش» باشيد، اظهار نظر چه سود!؟
31- يك شام دو نفره در يك رستوران خلوت، او را به ياد دوران نامزديش مياندازد، «خاطرهها» را تكرار كنيد تا در خاطرش بمانيد.
32- روز آشنايي، سالگرد ازدواج، روز تولد و روز مادر را با شاخه گلي و هديهاي هر چند كوچك به او تبريك بگوئيد، همه چيز را يك باره فراموش نكنيد.
33- هروقت خشمگين شديد از خود بپرسيد، آيا من حق دارم عصباني شوم يا خير؟ اگر «ميل» خود را «حق» خود بپنداريد، ديگران را به تعجب واداشتهايد.
34- وقتي همسر شما خيلي حسادت كرد، در پي «تملكگرايي» است، محبت افراطي او را ناشي از خوب بودن خود و نداشتن اعتماد به نفس او بگذاريد، ولي حرفي به او نزنيد، اين بهتره!
35- حمايت از همسر اگر همراه با عشق باشد، رمزآلودترين و سكرآورترين لحظات را به زن تقديم ميكند.
36- وقتي همسرتان با شما حرف ميزند، مستقيماً توي چشمش نگاه كنيد و تا حرفش تمام نشده «مژه» بر هم نزنيد.
37- عبوس نباشيد، با همسرتان به هر موضوعي بخنديد، خنده تلخيهاي زندگي را شيرين ميكند.
38- گرچه كارهاي خانه «خرده كاري» است. ولي جمله «خسته نباشيد» گاهي از خريد يك قطعه جواهر كارسازتر است.
39- زنان از ما مردان انتظار دارند كه «علم غيب» داشته باشيم و خواستههايشان را بفهميم، با حدس و گمان گاهي اين كار شدني است.
40- هنرنماييهاي خود براي به دست آوردن دل زنها را پس از ازدواج فراموش كنيد، همين «يكي» كافيست!
41- زنان از مردان «خاله زنك» خوششان نميآيد، در جزئيات دخالت نكنيد.
42- قبل از اينكه از خانه بيرون برويد از او بپرسيد آيا چيزي لازم ندارد؟
تفاهم
43- جبهه منزل، سختترين، دردسرآورترين و پرالتهابترين جبهههاست، با «ادراك» آرامش و سكون را در اين جبهه حاكم فرمائيد.
44- تفاهم در اثر «مذاكره» به دست ميآيد، تفاهم نهال عشق را آبياري كرده و به درختي تنومند بدل ميكند.
45- اگر از همسرتان به موقع «قدرشناسي» كنيد و از ويتامين «توجه» سود جوئيد، هرگز «غر غر» او را نخواهيد شنيد.
46- با ياد گرفتن «گذشت نوبتي» همسرتان را در موضع قدرت قرار دهيد، آدم «برنده» كسي است كه گاهي هم «بازنده» باشد.
47- زنها را درددل كردن تخليه ميكند، اين فرصت را براي او فراهم كنيد تا احساس خوبي پيدا كند.
48- اگر او اشتباهي كرد و به صورت «غيرمستقيم» عذرخواهي كرد، او را وادار به اعتراف نكنيد.
49- «همدلي» با زنان آرامشان ميسازد، ارائه راهحل نياز آنها نيست، راهحلهايي كه هميشه بهترين نيستند!
50- همسر خود را غريبه ندانيد و با او به «گفتگو» بنشينيد، اگر از او بخواهيد «رازدار» شما باشد، شما را به خودش نزديكتر ميبيند.
مسائل عاطفي
51- زنان نازكدلند، لطيفند و حساس، تنها آنها قادرند بار «عاطفهها» را به دوش بكشند، بيشتر دركشان كنيد تا شما را معجزهگر بخوانند.
52- «گپ» هاي عاشقانه را عشقورزي ميگويند، زنان را از اين نظر سيراب كنيد تا تحملشان نسبت به سختيها زيادتر شود.
53- از گفتن كله «دوستت دارم» غافل نشويد، اگر سخن دل را به زبان بياوريد مقبولتر ميافتيد.
54- نگوئيد چون ميداند كه دوستش دارم پس لازم نيست آن را به زبان بياورم، زنها با مردها فرق دارند.
55- لمس كردن، در آغوش گرفتن و نوازش كردن را «عشقورزي» ميگويند، اين كارهاي هستيبخش را با كلمه «دوستت دارم» در آميزيد، تا برق طلا كمرنگتر شود.
56- دريچه قلب زنان به روي يك زمزمه عاشقانه بهتر باز ميشود. حرفهاي عاشقانه اگر با صداقت همراه باشد، زندگي را شيرين ميكند.
57- حضرت حافظ ميگويد: عشق بازي كار بازي نيست، سر بباز، زانكه گوي عشق نتوان زد به چوگان هوس.
58- هميشه عكسي از او و بچههايتان در كيف خود و روي ميز كارتان داشته باشيد.
59- گاهي براي او چايي بريزيد و هر وقت چايي به دستتان داد «تماشايش» كنيد.
60- فرصت به او بدهيد كه گاهي خودش را «لوس» كند، اجازه دهيد گاهي شما را به جاي پدرش بگيرد.
61- نزد او از زنان ديگر تعريف نكنيد، حسادتش «گل» ميكند.
مسائل جنسي
62- «تابو» دانستن مسائل جنسي، ناپختهترين پاسخي است كه به عميقترين عواطف انساني و نيازهاي روحي و جسمي آدمي داده ميشود.
63- رابطه جنسي يك فعل و انفعال فيزيكي نيست، اين رابطه در خدمت تعالي، تكامل و بقاي نسل بشر است.
64- احساس مالكيت در رابطه جنسي و كسب لذت يكطرفه، تفكري «جاهلانه» نه، به،بخشيد، «كودكانه» است.
65- حضرت صادق(ع) ميفرمايد: «شما بايد براي همسرتان آنطور آماده شويد كه دوست داريد او براي شما آماده بشود».
66- بعضي از زنان تصور ميكنند كه مردان آنها را براي «كامجويي» ميخواهند، اين تصورات را در هم شكنيد.
كار كردن زن در خارج از خانه
67- بيشتر زنان به خاطر «احساس رضايت» ميخواهند كار كنند، زيرا بيكاري، بطالت و افسردگي ميآورد.
68- در فرآيند توسعه سنت فنا ميشود، عصر فنآوري نياز به كار كردن زنان دارد.
69- كمتر زني كه نيازهاي عاطفي و مالي او برآورده ميشود، نياز به كار كردن در خود ميبيند.
70- تفكر «شوهر خداي دوم» در عصر توسعه و فرهنگ، جواب نميدهد، «دوبارهسنجي» بعضي از باورها لازم است.
71- مشكلات شغلي خود را با همسرتان در ميان بگذاريد، اگر نتوانست راهنمائيتان كند، حداقل شرايط شما را درك ميكند.
72- اگر كار ميكند سعي نكنيد كه از ميزان «درآمدش» مطلع شويد، اجازه بدهيد كم كم خودش راه شريك شدن در مخارج زندگي را ميآموزد.
فاميل همسر
73- تمايلات همسرتان به ديدار فاميل خودش را، چگونه سيراب ميكنيد.
74- پاي همسر خود را از خانه پدر و مادرش «نبريد» كه هرگز شما را نخواهد بخشيد.
75- شما هم مادرزن را «مداخلهگر» ميدانيد يا اين حرفها را باورهاي غلط ميپنداريد.
76- هيچ مادرزني قصد «ويرانگري» زندگي دخترش را ندارد، به انگيزه او براي خوشبختي شما، بهاء بدهيد.
دعواهاي خانوادگي
77- گاهي تأثير يك عمل فراموش ميشود، اما تأثير يك حرف سخت تا «ابد» باقي ميماند.
78- عذرخواهي به خاطر اشتباهي كه كردهايد، شما را بزرگتر و منطقيتر معرفي ميكند.
79- چگونه ميتوانيد بدون اينكه «فرياد» بزنيد خواسته خود را مطرح كنيد، اگر بخواهيد و اراده كنيد، ميتوانيد!
80- اگر از رد شدن حرفتان ميترسيد، سعي كنيد سنجيدهتر حرف بزنيد.
81- اگر از همسرتان انتقاد كرديد و او برآشفت، نگران نشويد، شايد در كودكي از او بسيار انتقاد شده، پس شما آتشبس بدهيد.
82- در دعواي خانوادگي خط و نشان نكشيد، اينگونه خط و نشانها ايجاد تعهد ميكند و اغلب نشدنياند.
83- فلسفه: «جنگ و گريز»، «روكمكني»، «سرجايش نشاندن»، «خودش رفته خودش بايد برگرده» باورهاي غلطي است كه عصر توسعه آن را نميپذيرد.
بارداري و زايمان
84- وقتي چهره پف كرده همسر حامله خود را ميبينيد چه ميكنيد؟
85- همسر شما در دوران حاملگي چشمش دنبال «هله هوله» است، برايش تهيه ميكنيد، يا باشه بعد!
86- همسر شما در دوران بارداري خيلي «نك و نال» ميكند، چرا حوصلهتان سر نميرود؟
87- مادران جوان در دوران بارداري نياز شديدي به «مادرشان» دارند، اين كار از نظر شما عيبي دارد؟
88- مادران هنگام تولد فرزندشان لحظات «رمزآلودي» را طي ميكنند، با حضور خود اين لحظات را نشئهآورتر كنيد.
89- زنان پس از زايمان دچار «خلاء رواني» ميشوند، اگر گرفتاري زياد بود آيا تنهايشان ميگذاريد؟
90- وقتي بچه دار شديد، دائماً از او نخواهيد كه مواظب بچه باشد، كمي هم به او توجه كنيد.
نكات باريكتر از مو
91- تشكر كردن را فراموش نكنيد، با اين كارتان خستگي را از تن او دور ميكنيد.
92- گاهي براي زحمات بيشمارش هديهاي بخريد، اين كار شما او را به زندگيش دلگرمتر ميكند.
93- اگر همسرتان ساكت بود به پر و پايش نپيچيد كه چرا شاداب نيستي، به او فرصت بدهيد تا روحيه خود را بازيابد.
94- زنان نياز دارند كه «ارزش» كار آنها ديده شود و بر زبان آورده شود، اين دومي مهمتر است.
95- وقتشناسي حداقل احترامي است كه براي زنان بايد قائل شويد.
96- وقتي حوصله هيچ كاري را ندارد نصيحتش نكنيد، بگذاريد با خودش خلوت كند.
97- گاهي اجازه بدهيد «كنترل كننده» تلويزيون را او درست بگيرد، در اين صورت احساسش به شما بهتر ميشود.
98- سر سفره مواظب او باشيد، با اين كار احساسش را نسبت به خودش بهتر ميكنيد.
99- تميز بودن خانه برايتان مهمتر است يا سلامتي همسرتان؟، مطمئنم كه شما سلامتي همسرتان را انتخاب ميكنيد.
100- هيچ وقت همسر خود را با ديگران «مقايسه» نكنيد، اجازه بدهيد «خودش» باشد.
101- ديدون و بازگو كردن محاسن همسرتان شما را نزد او محبوبتر و محبوبتر ميكند.
102- تعميرات وسايل خانه را هرچه زودتر انجام دهيد تا هر بار براي انجام كاري فكر نكند كه شما به خواستههايش بياعتنائيد.
103- برنامهريزي براي مسافرت و از پيش خبر دادن به او، مسافرت را براي همسرتان لذتبخش ميكند.
104- پس از استفاده از حمام حتماً آن را تميز كنيد، نميدانيد اين كار چقدر خوشآيند خانمهاست.
105- زنان «ايثار» كردن را دوست دارند ولي چون كه از حد بگذرد. احساس «اجحاف» جايش را ميگيرد.
106- بيش از حد به او نصيحت نكنيد، زنان از بكن و نكن چندان دلخوشي ندارند.
107- گاهي با يكي از شاهكارهاي دوره جوانيتان، او را غافلگير (سورپرايز) كنيد، اجازه بدهيد فكر كند «گذشتهها» نگذشته! است.
108- براي امنيت خاطر همسرتان تا به حال چه كردهايد، بعضي كارها لازم است.
109- يك زندگي حساب شده كه سرشار از صميميت و شادكامي است، نياز به مراقبت دارد.
110- حضرت محمد ميفرمايد: «هرگاه ايمان بنده افزايش يابد، محبتش به زنان بيشتر ميشود» اين يكي را ديگر نميشود گوش نكرد.
111- نسبت به افكار، عقايد و ايدههاي همسرتان بياعتنا نباشيد، آنها را جدي بگيريد، ممكن است شاهكار باشند.
112- آيا خود را بينياز از همفكري همسرتان ميبينيد؟ ميگويند دو فكر از يك فكر مهمتر است، نظر شما چيست؟
113- اگر همسرتان مدل و يا رنگ مويش را تغيير داد، دراينباره اظهارنظر ميكنيد؟ در مورد تغيير نوع عطري كه ميزند چطور؟
114- زنان و بچهها از مردي كه هنگام ورود به خانه دستش «پر» است، خوششان ميآيد، اين عادت جزء «سنتهاي» خوب گذشته است، حفظش كنيد.
115- فرستادن يك تلگراف تبريك به مناسبتهاي مختلف زنان را، خوشحال ميكند، گاهي از اين وسيله كمخرج استفاده كنيد.
116- نزد فرزندان با همسرتان با احترام صحبت كنيد، احترام به او شما را «محترمتر» معرفي ميكند.
117- زنان به خاطر «احترام به خود» به زندگي زناشويي خود وفادارند، سوءظن بيجا بياحترامي به آنهاست. زنها با ما مردها فرق دارند!!
118- معاشرتهاي «شغلي» خوشآيند خانمها نيست، گاهي هم به سليقه آنها مهمان دعوت كنيد.
119- وقتي او بيمار ميشود به او نگوئيد كه تو «هميشه» مريض هستي، حالا نوبت شماست كه از او پرستاري كنيد.
120- نزد فرزندانتان، با همسر خود مهربان باشيد و به او بگوئيد «دوستت» دارم، با اين رفتار عملاً به آنها نشان ميدهيد از چه كانون گرم خانوادگي برخوردارند.
121- چه كساني روزهاي تعطيل صورت خود را اصلاح نميكنند، حتماً آنهايي كه افراد بيرون از خانه را مهمتر از اعضاي خانواده ميدانند.
چگونه به قلب همسر خود راه بیابیم

1- وقتي او در حال رانندگي است، به او اجازه دهيد فكر كند كه راننده خوبي است.
2- درباره روابط با دوستان قبلي و قديمي خود، زياد با او صحبت نكنيد.
3- به او نگوئيد كه خواستگاران زيادي داشتهايد.
4- وقتي با او به مهماني ميرويد، هميشه با او باشيد.
5- به او فرصت بدهيد تا دلش براي شما «تنگ» شود، آويزان او نباشيد.
6- به او اجازه دهيد دريابد كه روي حرف و عمل شما ميتواند حساب كند.
7- وقتي او از شما ميپرسد: «چه اتفاقي افتاده»، نگوئيد: «هيچي» و بعد انتظار داشته باشيد كه او علم غيب داشته باشد.
8- فرق بين يك ازدواج موفق و يك ازدواج معمولي عبارت است از نگفتن چيزهايي كه لازم نيست بازگو شود.
9- از روزنامههاي ديروز براي پوشاندن چيزي استفاده كنيد، نه از روزنامههاي امروز.
10- وقتي يكي ـ دو پيشنهاد كرديد و او پذيرفت، آتش بس بدهيد.
11- هنگامي كه در حال انجام كاري است، او را تنها بگذاريد، مگر زماني كه از شما كمك ميخواهد.
12- به او اجازه دهيد كه گاهي پيش شما «پز» بدهد.
13- ممكن است او هميشه حالات خود را توضيح ندهد، پس از او نپرسيد كه تو را چه ميشود؟
14- سعي كنيد گاهي با يكي از كارهاي جالب خود او را غافلگير (سورپرايز) كنيد، اينها نمك زندگي است.
15- زماني كه با او به رستوران ميرويد، به او نگوئيد كه سيريد، به او فرصت بدهيد كه شما را خوشحال كند.
16- به او اجازه دهيد كه آن شلوار كهنه و قديمي را كه دوست دارد، نگه دارد.
17- خوردنيهاي موردعلاقهاش را هميشه تهيه كنيد.
18- اگر پس از خواندن روزنامه خواست مطلبي از آن را برايتان بخواند، به او گوش فرا دهيد.
19- ياد بگيريد كه در يك بازي يا يك ورزش با او همراه شويد.
20- قبل از اينكه براي خريد به فروشگاه برويد، از او بپرسيد كه آيا چيزي لازم دارد يا نه.
21- خوشحالي زنان موجب مسرت مردان ميشود، به او فرصت بدهيد كه باعث «خوشحالي» شما بشود.
22- صورتحساب مخارجي كه كردهايد را در دسترس او قرار دهيد.
23- گاهي به محل كار او كارتي بفرستيد كه در آن نوشته «سلام».
24- هيچگاه، نامهاي را كه به او مربوط ميشود، باز نكنيد.
25- به ياد او نياوريد كه موهايش ريخته است.
26- سعي كنيد گاهي بدون بچهها با او به سفر برويد.
27- اگر خواست اجناس بدرد نخور را نگه دارد، مزاحم او نشويد.
28- براي كارهايي كه مورد علاقه اوست و دلش ميخواهد آن را با شما انجام دهد، هميشه فرصت كافي فراهم كنيد.
29- با تهيه دو بليط مسابقه ورزشي مورد علاقه او، وي را سورپرايز كنيد.
30- فكر نكنيد كه عشق و ازدواج شما نياز به مراقبت ندارد، هرچقدر همسر خود را بيشتر دوست داشته باشيد، نياز به شناخت حساسيتهاي او خواهيد داشت.
31- مهم نيست كه چه كسي «تقصير» كرده است، مهم آن است كه شما نگفتيد كه تقصير من نبود!
32- از كارهاي كوچكي كه او براي شما انجام ميدهد، قدرداني كنيد، فكر نكنيد كه كارهايي كه او براي شما انجام داده، جزء وظايفش بوده.
33- به او اجازه دهيد كه با تخيلاتش سرگرم باشد، رؤياهاي يك مرد ميتواند الهامبخش خلاقيتهايش باشد.
34- بعد از اينكه شما ماشين او را، رانديد، صندلي را به حالت اوليه خود برگردانيد.
35- بچهها را به وسيله اين جمله تهديد نكنيد: «صبر كن پدرت برست خانه!»
36- هرچند وقت يك بار به او بگوييد كه دوستش داريد.
37- با هم باشيد، از با هم بودن لذت ببريد ولي اگر او خواست تنها باشد، اين فرصت را برايش فراهم آوريد.
38- روز پدر را براي او به بهترين نحو اجرا كنيد.
39- اگر ماشين او را شستيد، از احترام شما نزد او چيزي كم نخواهد شد.
40- به ياد داشته باشيد كه بعضي وقتها، او بدون اينكه حتي علت سكوت خود را بداند، ساكت ميشود! كاري به كارش نداشته باشيد.
41- به غرور او احترام بگذاريد و اعتقاداتش را به تمسخر نگيريد.
42- هنگامي كه او در حال كار كردن است، بهترين برنامه تلويزيوني مورد علاقهاش را برايش ضبط كنيد.
43- يك ناز و نوازش صميمانه، گرميبخش يك روز او ميتواند باشد.
44- چكآپ ساليانهاش را به او يادآور شويد.
45- كساني كه حاضرند با ماشين گران قيمت يك مرد همراهي كنند، زيادند، ولي مردان به دنبال كسي ميگردند كه اگر ماشين گرانقيمتشان خراب شد، با او در اتوبوس همراه شود.
46- هنگامي كه با نظر پدر و مادر او موافق نيستيد، لازم نيست آنها را «امل» معرفي كنيد.
47- به كودكان خود ياد بدهيد تا به پدر خود احترام بگذارند.
48- دوستان او را براي شام دعوت كنيد، همين طور به كساني كه او نسبت به آنها احساس دين ميكند.
49- اگر يك بار بگوئيد تو آن مردي نبودي كه من آرزويش را داشتم، بايد بدانيد كه هيچ وقت شما را نخواهد بخشيد.
50- وقتي سرگرم تماشاي برنامه مورد علاقهاش ميباشد، از او نخواهيد كه براي خريد، بيرون برود.
51- با ارزشمندترين دقايق روز هنگامي است كه از خواب بيدار ميشويد و يكديگر را ميبينيد، ارزش اين لحظات را بدانيد.
52- زماني كه او از ورزش كردن زياد آسيب ميبيند، به او نگوئيد كه پير شدي، فقط براي او يك حمام داغ حاضر كنيد.
53- عشقورزي را بهتر بياموزيد تا زندگي شما شادابيش را از دست ندهد.
54- اگر امكان دارد با او در مسافرتهاي شغلي، همراه شويد.
55- وقتي به سينما ميرويد، مواظب باشيد كه او گرسنه نمانده باشد.
56- روزهاي تعطيل صبحانه مفصلي برايش تهيه كنيد و در خوردن صبحانه او را همراهي كنيد.
57- هنگامي كه با يك مشكل مواجه ميشويد، نظر او را بپرسيد.
58- براي او نوار كاست يا CD مورد علاقهاش را خريداري كنيد.
59- سعي كنيد كه به خانواده او عادت كنيد.
60- اگر به اشتباه خود اعتراف كنيد، ارزش شما زيادتر ميشود.
61- هنگامي كه مشغول تعريف يك داستان است، به او اجازه دهيد كه خودش آن را به پايان برساند، نه شما.
62- نهايت تلاش را در خريد احتياجاتش به كار ببريد.
63- از او در كنار بچهها، عكس بگيريد.
64- با او مثل مادرش صحبت نكنيد.
65- به او اجازه دهيد كه بداند كه شما نيز دوست داريد با او تنها شويد.
66- روزنامه صبح را، روي ميز صبحانه، جايي كه او مينشيند، قرار دهيد.
67- به او اجازه دهيد كه بچهها را هرچند وقت يك بار، لوس كند.
68- رازهاي او را هيچگاه به كسي نگوئيد؛ آن رازها تنها براي گوشهاي شما هستند.
69- زوجهاي ازدواج كردهاي كه به يكديگر عشق ميورزند، هزاران پيام به يكديگر ميدهند، بدون اينكه حرف بزنند، گاهي سكوت بيانگر خيلي حرفهاست.
70- گاهي به او بگوئيد كه عاشقش هستيد و بدون او كامل نبوديد.
71- وقتي كه راجع به دوستان قديمياش صحبت ميكند، با دقت گوش دهيد؛ آن دوستان براي او خيلي عزيز هستند و او با شما بخشي از گذشتهاش را كه براي او مثل گنج است، قسمت ميكند.
72- به او كمك كنيد آنچه را كه مورد علاقه شماست، بياموزد.
73- وقتي راجع به او صحبت ميكنيد، وي را بالا ببريد (به او شخصيت دهيد) و هرگز او را كوچك نكنيد.
74- براي او چتري بخريد و آن را در جايي بگذاريد كه او بتواند آن را پيدا كند.
75- اگر با بچهها مشغول بازي كردن است، تو هم به آنها ملحق شو و به او اجازه بده كه با آنها، بازيهاي پرصدا و خركي بكند، اگر اين كار او را شاد ميكند، حرفي نيست.
76- تنها بيان كردن مسئلهاي درست در مكاني درست هنر نيست، بلكه خودداري از بيان مطالب مسئله ساز در موقعيتهاي نادرست، هنر است.
77- به ياد داشته باشيد كه ويترين فروشگاهها براي خيلي از مردها گيجكننده است و براي خيلي از آنها، اصلاً مهم نيست، اين ما هستيم كه به هيجان ميآئيم.
78- به او اشتراكنامه مجله موردعلاقهاش را بدهيد و آن اشتراكنامه را هر سال تمديد كنيد.
79- يك عكس خانوادگي خود را به او بدهيد تا در دفتر كارش بگذارد.
80- به او تمام مراحل نگهداري بچه را بياموزيد تا هنگامي كه او با بچه در خانه تنهاست، احساس راحتي كند.
81- «تو كه اين لباس را تصميم نداري بپوشي؟ ها؟» اين يك سؤال تحقيرآميز است. به او اجازه دهيد هرچه كه ميخواهد بپوشد.
82- براي او يك وسيله ورزشي بخريد و او را تشويق به استفاده از آن كنيد.
83- من يك شاخه گل رز روي ميزم را به يك الماس به گردنم ترجيح ميدهم.
84- عطر موردعلاقه او را استفاده كنيد.
85- اگر همسر شما سيگاري است، او را تشويق به ترك آن كنيد.
86- پيامهاي او را بنويسيد و نسبت به آنها بياعتنا نباشيد.
87- به او براي دكور كردن خانه در مراسم خاص كمك كنيد.
88- از نظر فيزيكي، احساسي و روحي، خوب از خودتان مراقبت كنيد.
89- اگر دوستان او را دوست نداري، با رعايت حساسيتهايش، علتش را به او بگوئيد.
90- هنگامي كه او مشغول شنيدن داستاني يا ديدن فيلمي است، به او آخر داستان را نگوئيد.
91- وقتي كه او صحبت ميكند، بگذاريد كلامش بدون قطع كردن صحبتش به پايان برسد.
92- به او اجازه دهيد كه از كامپيوتر نيز استفاده كند و از او نخواهيد كه در تمام لحظات با شما باشد.
93- در هنگام تجديد ديدار دورههاي دبيرستاني او صبور باشيد و به ياد داشته باشيد كه اين جلسات فقط هر چند سال يك بار اتفاق ميافتد.
94- عكس او را همراه ديگران به در يخچال خود بزنيد.
95- به او اجازه ندهيد تا در تعطيلات يا مناسبتهاي ويژه، تمام عكسها را او بگيرد، بلكه مطمئن شويد كه او نيز در بعضي از عكسها، حضور دارد.
96- هنگامي كه او مشغول تعمير وسيلهاي در خانه است، كاري كنيد كه او قدر كار خودش را بداند.
97- براي او يك جشن تولد سورپرايز بگيريد.
98- مجوز ورود او به اينترنت را صادر كنيد.
99- فعاليتهايي كه هر دو قادر به انجام آن هستيد را در هواي آزاد و براي هر فصل تدارك ببينيد.
100- با يكديگر براي پيادهروي به پارك برويد.
101- يك كلمه مهرآميز ميتواند سه ماه زمستان را گرم كند.
102- براي او چيزي را بخريد كه هميشه آرزوي داشتن آن را داشته، ولي هيچ وقت براي خودش نميخريده.
103- به مسائلي كه او از آنها ميترسد، گوش دهيد، ولي به او نگوئيد كه تو ترسو هستي!
104- به او دفترچهاي بدهيد كه شامل تمام اسمها، آدرسها و تلفنهاي اشخاصي باشد كه براي او مهماند.
105- يك دسته از كليدهاي ماشين و خانه را به طور اضافي تهيه كنيد و آنها را در جاي امني بگذاريد.
106- براي ساعتش بندي نو بخريد، تا جاي آن را با بند قبلي كه از ريخت افتاده است، عوض كند.
107- يك همسر خوب «صداي قلب» همسرش را ميشنود و به احساسات او بهاء ميدهد.
108- هميشه پشتيبان همسر خود باشيد، فرقي نميكند كه او هم اينطور است يا نه؟
109- وقتي با خدا راز و نياز ميكنيد، او را به ياد داشته باشيد.
110- عكسي از بهترين بازيكنان دوران بچگي او را برايش خريداري كنيد.
111- سالگرد ازدواج، مراسم: عشق، اطمينان، مشاركت، بردباري و سرسختي است، اين جشن را فراموش نكنيد.
112- زماني كه او بيمار است، خيلي به شما احتياج دارد، يادتان باشد دواهاي او را به موقع بدهيد.
113- او را به داشتن يك سرگرمي سالم، در اوقات بيكاري تشويق كنيد.
114- وقتي كه او مهلت كوتاهي براي تدارك پروژهاي بزرگ دارد، به او كمك كنيد تا كارهايش را كامل كند.
115- هنگامي كه قرار است بهترين برنامه تلويزيوني مورد علاقهاش پخش شود، به او يادآوري كنيد.
116- از او در حال ورزش فيلم بگيريد.
117- بعضي اوقات بدون اينكه بدانيد چرا، به رأي او اطمينان كنيد.
118- براي او وسايل ارزان نخريد.
119- اگر شما هم كار ميكنيد، در مخارج خانه، خود را شريك بدانيد.
120- بعضي اوقات ديد شما با ديد همسرتان نسبت به مسائلي متفاوت است، سعي نكنيد بر او غلبه كنيد، به قول معروف مطلب را «كش» ندهيد.
121- با همديگر زياد بخنديد، اين مسئله باعث ميشود كه از بعضي لحظات دشوار، به راحتي بگذريد.
122- ازدواجهاي موفق بر پايه چيزهاي كوچكي بنا شده، هر روز كاري كنيد تا عشق و علاقه خود را ثابت كنيد.
123- اگر همسر شما ميخواهد ساكت بنشيند، به او فشار نياوريد كه صحبت كند، ولي به او اجازه دهيد بداند هر هنگام كه احتياج به صحبت كردن دارد، شما آماده گوش دادن به حرفهاي او هستيد.
124- وقتي كه از وسايل او استفاده ميكنيد، آنها را سرجايش بگذاريد.
ارزيابي درك عاطفي فرزندان زير 12 سال
توسط والدين
صرف نظر از اينكه در گذشته مسايل به چه صورت بودند، اغلب مردم با اين مسأله موافقند كه امروزه والدين با فشارهاي بيشتري روبرو هستند. در اين زمان كه عصر ارتباطات ناميده شده، ارتباط ميان اعضاي خانواده دچار آشفتگي شده است. عشق و نيت، خوب يا بد تفسير ميشود و يا ناديده گرفته ميشود و نتيجهاي كه به بار ميآورد، اغلب ايجاد ناكامي و بيگانگي از خود است. رفتارهاي سنتي ما نيز باعث ايجاد مشكلات خانوادگي ميشود.
آزمون زير براي والدين كودكان (12 سال يا كوچكتر) طرح شده است كه در كشف درك عاطفي فرزندتان به شما كمك ميكند.
در پاسخدهي به آزمون خود را به جاي فرزندتان بگذاريد و سؤالات را به گونهاي جواب دهيد كه معتقديد فرزندتان پاسخ ميدهد.
در انتها روشي براي تحليل اطلاعات ارائه كردهايم كه چهارچوبي را براي كشف درك عاطفي فرزندتان فراهم ميكند. آزمونهايي جداگانه براي پدران و مادران ارائه شده است. اين آزمونها بايد به طور جداگانه و بدون مقايسه با يكديگر تجزيه و تحليل شوند.
مادر
1- هر سؤال را بدقت بخوانيد. در كل 72 سؤال طرح شده است
2- سؤالات شما را ملزم ميكند مسايل را از ديد فرزندتان مدنظر قرار دهيد.
اين عمل واقعاً دشوار است زيرا شما سعي ميكنيد خود را جاي فرزندتان تصور كنيد.
3- اگر با اين امر موافق هستيد كه سؤال مطرح شده روشي را توصيف ميكند كه فرزندتان خواهد گفت شما بيشتر اوقات انجام ميدهيد، در قسمت «بله» علامت بگذاريد.
4- اگر گمان ميكنيد كه فرزندتان معتقد است شما آن عمل را اكثر اوقات انجام نميدهيد، در قسمت «خير» علامت بگذاريد.
5- آزمون فقط در اين زمينه است كه چگونگي تفكر شما را دربارهي اينكه فرزندتان چه فكري دربارهي شما ميكند، بسنجد.
6- هنگام تكميل اين آزمون از هيچ كس كمك نگيريد و با كشي مشورت نكنيد.
يادآوري: آيا شما موافقيد اين روشي است كه فرزندتان گمان ميكند شما اعمال ميكنيد؟
1- آيا مادرتان به شما اجازه ميدهد دوستانتان را خودتان انتخاب كنيد؟
بله خير
2- آيا مادرتان اجازهي انتخاب آنچه را ميخواهيد انجام دهيد، به شما ميدهد؟
بله خير
3-آيا مادرتان به شما اجازه ميدهد پولي را كه به دست آوردهاي در هر راهي كه ميخواهيد خرج كنيد؟
بله خير
4-آيا مادرتان به شما اجازه ميدهد براي انجام كارهايتان خودتان برنامهريزي كنيد؟
بله خير
1- آيا مادرتان به شما اجازه ميدهد هنگامي كه با دوستانتان هستيد، تصميم بگيريد چه لباسي بپوشيد؟
بله خير
2- آيا مادرتان به شما اجازه ميدهد ديوار اتاق خوابتان را به سليقهي خودتان رنگ كنيد؟
بله خير
3- آيا مادرتان از اينكه دوستتان را به خانه ميآوريد خوشحال ميشود؟
بله خير
4- آيا مادرتان به شما اجازه ميدهد اغلب دوستانتان را به خانه بياوريد؟
بله خير
5- آيا دوستانتان به مادرتان احترام ميگذارند؟
بله خير
10-آيا مادرتان با دوستان شما محترمانه برخورد ميكند؟
بله خير
11-آيا مادرتان شما را در گفتگوي بزرگسالان مثلاً با دوستان و اقوام شركت ميدهد؟
بله خير
12- آيا مادرتان سعي ميكند والدين دوستانتان را ملاقات كند؟
بله خير
13-آيا اگر معتقد باشيد نظر شما از نظر مادرتان بهتراست، ميتوانيد به او بگوييد؟
بله خير
14- آيا مادرتان به شما ميگويد كه چطور كارهاي معيني را انجام دهيد؟
بله خير
15-آيا مادرتان علاقه دارد شما كارها را به روش خودتان انجام دهيد؟
بله خير
16-آيا مادرتان ترجيح ميدهد قبل از تصميمگيري با او مشورت كنيد؟
بله خير
17-آيا مادرتان شما را تشويق ميكند كه هم سؤال كنيد و هم پاسخ را پيدا كنيد؟
بله خير
18- آيا مادرتان شما را تشويق ميكند راهحلهاي غيرمعمول مسايل را نيز در نظر بگيريد؟
بله خير
19- آيا مادرتان علاقه دارد دربارهي مسايل مختلف با شما صحبت كند؟
بله خير
20- آيا مادرتان خوشش ميآيد گهگاه در مورد بعضي مسايل با او شوخي كنيد؟
بله خير
21- آيا مادرتان واقعاً ميخواهد شما احساستان را دربارهي مسايل به او بگوييد؟
بله خير
22- آيا مادرتان با شما به گونهاي صحبت نميكند كه گويي شما را دست كم ميگيرد؟
بله خير
23- آيا مادرتان اطلاعاتي را براي تصميمگيري بهتر به شما ميدهد ولي به شما اجازه نميدهد تصميمتان را عملي كنيد؟
بله خير
24- آيا مادرتان طوري با شما شوخي ميكند كه انگار بزرگسال هستيد؟
بله خير
25- آيا مادرتان ميگويد كه شما بسيار خوشاخلاق هستيد؟
بله خير
26- آيا هنگامي كه از مدرسه به خانه برميگرديد، مادرتان خوشحال ميشود؟
بله خير
27- آيا مادرتان ميگويد كه به شما افتخار ميكند؟
بله خير
28- آيا هنگامي كه كاري را خوب انجام ميدهيد، مادرتان از شما تعريف ميكند؟
بله خير
29- آيا مادرتان بيشتر در مورد آنچه بخوبي انجامش دادهايد صحبت ميكند يا دربارهي اشتباهاتي كه كردهايد؟
بله خير
30- آيا مادرتان اغلب شما را مقابل افراد ديگر تحسين ميكند؟
بله خير
31- آيا مادرتان از گفتگو با شما لذت مي برد؟
بله خير
32- آيا مادرتان از اينكه كارهايي را به همراه شما انجام دهد، لذت ميبرد؟
بله خير
33- آيا مادرتان در خانه با شما خوش ميگذراند؟
بله خير
34- آيا مادرتان دربارهي مشكلات و موفقيتهايش با شما صحبت ميكند؟
بله خير
35- آيا مادرتان دربارهي دوران كودكياش با شما صحبت ميكند؟
بله خير
36- آيا مادرتان از اينكه به شما آموزش دهد چطور وسايل شخصياش را به كار ببريد، خوشحال ميشود؟
بله خير
37- آيا مادرتان اغلب با لحني دوستانه و گرم با شما صحبت ميكند؟
بله خير
38- آيا مادرتان اغلب به شما لبخند ميزند؟
بله خير
39- آيا مادرتان به شما ميگويد چقدر دوستتان دارد؟
بله خير
40- آيا هنگامي كه مادرتان از سركار بر ميگردد، شما را ميبوسد؟
بله خير
41- آيا مادرتان در مورد شما القاب گرم و عاطفي به كار ميبرد؟
بله خير
42- آيا مادرتان به شما ميگويد كه وقتي از هم دور هستيد چقدر براي شما احساس دلتنگي ميكند؟
بله خير
43- آيا هنگامي كه در مورد نگرانيهاي خود با مادرتان صحبت ميكنيد، او احساسي خوب در شما ايجاد ميكند؟
بله خير
44- آيا هنگامي كه نياز به همدردي داريد، مادرتان با شما همدردي ميكند؟
بله خير
45- آيا هنگامي كه ناراحت هستيد، مادرتان تسليتان ميدهد؟
بله خير
46- آيا مادرتان شما را تشويق ميكند كه در حل مسايل دشوار پشتكار داشته باشيد؟
بله خير
47- آيا مادرتان سعي ميكند در درك اين مطلب كه در زندگي اوقات خوب و بد وجود دارد، به شما كمك كند؟
بله خير
48- آيا هنگامي كه نياز داريد كسي به حرف شما گوش بدهد، مادرتان به حرفهايتان گوش ميدهد؟
بله خير
49- آيا مادرتان شما را به مطالعه تشويق ميكند؟
بله خير
50- آيا مادرتان به شما كمك ميكند به دنبال كشف چيزهايي باشيد كه بيشتر برايتان مهم است؟
بله خير
51- آيا مادرتان دربارهي مسايل علمي با شما صحبت ميكند؟
بله خير
52- آيا مادرتان به شما كمك ميكند چيزهايي بسازيد؟
بله خير
53- آيا مادرتان بازيهايي با شما ميكند كه از لحاظ فكري كمكتان ميكند؟
بله خير
54- آيا مادرتان شما را تشويق ميكند كه كامپيوتر ياد بگيريد؟
بله خير
55- آيا مادرتان اغلب از كارش دست ميكشد تا كاري براي شما انجام بدهد؟
بله خير
56- آيا مادرتان اغلب اين احساس را در شما تقويت ميكند كه شما مهمترين فرد در زندگي او هستيد؟
بله خير
57- آيا مادرتان به شما زيادي توجه ميكند و اهميت ميدهد؟
بله خير
58- آيا مادرتان با شما كارهايي را انجام ميدهد كه ميداند شما دوست داريد انجام دهيد؟
بله خير
59- آيا مادرتان علاقهمند است زماني كه كاري را با هم انجام ميدهيد، به شما خوش بگذرد؟
بله خير
60- آيا مادرتان نيازهاي شما را ارجحتر از نيازهاي خودش در نظر ميگيرد؟
بله خير
61- آيا مادرتان دوست دارد شما اغلب اوقات خود را در خانه سپري كنيد؟
بله خير
62- آيا مادرتان از اينكه شما در حال بزرگ شدن هستيد، متأسف به نظر ميرسد؟
بله خير
63- آيا مادرتان به شما اجازه ميدهد كه اوقات بيشتري با خود تنها باشيد؟
بله خير
64- آيا هنگامي كه ميخواهيد كاري را بتنهايي انجام دهيد، مادرتان آزرده ميشود؟
بله خير
65- آيا مادرتان دوست دارد شما مثل دوران كودكي او باشيد؟
بله خير
66- آيا مادرتان ميخواهد هنگامي كه شما بزرگ شديد كاملاً مثل او شويد؟
بله خير
67- آيا مادرتان نگران سلامت شما است؟
بله خير
68- آيا مادرتان نگران است كه مبادا اتفاقي ناگوار براي شما بيفتد؟
بله خير
69- آيا مادرتان بشدت تلاش ميكند كه از شكست خوردن شما در كارهايي كه ميخواهيد انجام دهيد، جلوگيري كند؟
بله خير
70- آيا مادرتان از اينكه شما بازيها و ورزشهايي خطرناك ميكنيد، نگران است؟
بله خير
71- آيا مادرتان در انتخاب نوع دوستانتان حساسيت نشان ميدهد؟
بله خير
72- آيا مادرتان اطمينان دارد كه شما از قوانين پيروي ميكنيد و از دردسر ميپرهيزيد؟
بله خير
نمره مادر
تحليل نتايج
دامنهي سؤالات بله خير لزوم اقدام
1 تا 6 آزادي معتدل ـ ـ ـ
7 تا 12 تشويق به معاشرتي بودن
18 تا 13 تشويق تفكر مستقل
19 تا 24 رفتار يكسان
25- 30 ارزيابي مثبت
31- 36 مشاركت
37- 42 ابراز محبت
43- 48 حمايت عاطفي
49- 54 تحريك عقلاني
55-60 فرزند محوري
61- 66 انحصار طلبي
67- 72 محافظ بودن
مرحلهي اول:
تعداد جوابهاي «بله» و «خير» را براي هر مجموعهي شش سؤالي بشماريد. تعداد جوابهاي «بله» و «خير» را در ستونهاي مقابل هر مجموعه وارد كنيد.
مرحله دوم:
در صفحهي نمرهگذاري شده، رديفهايي را كه تعداد جوابهاي «بله» در آن 5 يا 6 است،
مشخص كنيد. سپس در هر رديفي كه تعداد جوابهاي «بله» آن پنج يا شش است، در زير ستون لزوم اقدام عبارت «هيچ» را بنويسيد. اين كلمه بدين معناست كه نياز به انجام هيچ عملي براي بهبود شرايط نيست.
مرحلهي سوم:
در صفحهي نمرهگذاري شده، رديفهايي را كه تعداد جوابهاي «خير» در آنها 5 يا 6 است، مشخص كنيد. سپس در هر رديفي كه تعداد جوابهاي «خير» در آن پنج يا شش است، زير ستون لزوم اقدام عبارت «الزامي» را بنويسيد. اين كلمه بدين معناست كه لازم است اقدامي به عمل آيد.
مرحلهي چهارم:
در اين مرحله رديفهاي باقيمانده را كه هيچ عبارتي در مقابل آن ذكر نشده است، مشخص كنيد. سپس در مقابل آنها در زير ستون لزوم اقدام عبارت «كمتر» را بنويسيد. اين بدين معناست كه لازم است اقدامي مختصر به عمل آيد.
براي درك بهتر چگونگي نمرهگذاري، به مثال زير توجه كنيد.
تحليل نتايج
دامنهي سؤالات بله خير لزوم اقدام
1 تا 6 آزادي معتدل 6 0 هيچ
7 تا 12 تشويق به معاشرتي بودن 6 0 هيچ
18 تا 13 تشويق تفكر مستقل 3 3 كمتر
19 تا 24 رفتار يكسان 2 4 كمتر
25- 30 ارزيابي مثبت 1 5 الزامي
31- 36 مشاركت 5 1 هيچ
37- 42 ابراز محبت 1 5 الزامي
43- 48 حمايت عاطفي 5 1 هيچ
49- 54 تحريك عقلاني 5 1 هيچ
55 – 60 فرزند محوري 4 2 كمتر
61- 66 انحصار طلبي 3 3 كمتر
67- 72 محافظ بودن 6 0 هيچ
والديني كه اين آزمون را تكميل كردهاند، معتقدند كه فرزندشان در اين حيطهها از لحاظ عاطفي حمايت ميشود و در اين حيطهها احتياج به هيچ اقدامي براي بهبود حمايت نيست.
آزادي معتدل
تشويق به معاشرتي بودن
مشاركت
حمايت عاطفي
تحريك عقلاني
محافظ بودن
والديني كه اين آزمون را تكميل كردهاند، معتقدند كه فرزندشان در حيطههاي زير تا حدي حمايت عاطفي ميشود و اعمال ديگري براي بهبود حمايت لازم است.
تشويق تفكر مستقل
رفتار يكسان
فرزندمحوري
انحصار طلبي
والديني كه اين آزمون را تكمل كردهاند، معتقدند كه فرزندشان در حيطههاي زير از لحاظ عاطفي هيچ حمايتي دريافت نميكند. بنابراين ضروري است اعمالي براي بهبود شرايط و افزايش حمايت عاطفي انجام شود.
ارزيابي مثبت
ابراز محبت
اين تحليلي مقدماتي است. اكنون والدين اطلاعاتي دارند مبني بر اينكه فرزندشان در كدام حيطهها به اندازهي كافي حمايت ميشود و در كدام حيطهها احتياج به حمايت دارد.
پدران
1- هر سؤال را بدقت بخوانيد. در كل 72 سؤال طرح شده است.
2- سؤالات شما را ملزم ميكند مسايل را از ديد فرزندتان مدنظر قرار دهيد. اين عمل واقعاً دشوار است زيرا شما سعي ميكنيد خود را جاي فرزندتان تصور كنيد.
3- اگر با اين امر موافق هستيد كه سؤال مطرح شده آن روشي را توصيف ميكند كه فرزندتان خواهد گفت شما بيشتر اوقات انجام ميدهيد، در قسمت «بله» علامت بگذاريد.
4-اگر گمان ميكنيد كه فرزندتان معتقد است شما آن عمل را اكثر اوقات انجام نميدهيد، در قسمت «خير» علامت بگذاريد.
5-آزمون فقط در اين زمينه است كه چگونگي تفكر شما را دربارهي اينكه فرزندتان چه فكري دربارهي شما ميكند، بسنجد.
6-هنگام تكميل اين آزمون از هيچ كس كمك نگيريد و با كسي مشورت نكنيد.
يادآوري: آيا شما موافقيد اين روشي است كه فرزندتان گمان ميكند شما اعمال ميكنيد؟
1-آيا پدرتان به شما اجازه ميدهد دوستانتان را خودتان انتخاب كنيد؟
بله خير
2- آيا پدرتان اجازهي انتخاب آنچه را ميخواهيد انجام دهيد، به شما ميدهد؟
بله خير
3-آيا پدرتان به شما اجازه ميدهد پولي را كه به دست آوردهايد در هر راهي كه ميخواهيد خرج كنيد؟
بله خير
4-آيا پدرتان به شما اجازه ميدهد براي انجام كارهايتان خودتان برنامهريزي كنيد؟
بله خير
5-آيا پدرتان به شما اجازه ميدهد هنگامي كه با دوستانتان هستيد، تصميم بگيريد چه لباسي بپوشيد؟
بله خير
6-آيا پدرتان به شما اجازه ميدهد ديوار اتاق خوابتان را به سليقهي خودتان رنگ كنيد؟
بله خير
7-آيا پدرتان از اينكه دوستتان را به خانه ميآوريد خوشحال ميشود؟
بله خير
8-آيا پدرتان به شما اجازه ميدهد اغلب دوستانتان را به خانه بياوريد؟
بله خير
9-آيا دوستانتان به پدرتان احترام ميگذارند؟
بله خير
10-آيا پدرتان با دوستان شما محترمانه برخورد ميكند؟
بله خير
11-آيا پدرتان شما را در گفتگوي بزرگسالان مثلاً با دوستان و اقوام شركت ميدهد؟
بله خير
12- آيا پدرتان سعي ميكند والدين دوستانتان را ملاقات كند؟
بله خير
13-آيا اگر معتقد باشيد نظر شما از نظر پدرتان بهتراست، ميتوانيد به او بگوييد؟
بله خير
14- آيا پدرتان به شما ميگويد كه چطور كارهاي معيني را انجام دهيد؟
بله خير
15-آيا پدرتان علاقه دارد شما كارها را به روش خودتان انجام دهيد؟
بله خير
16-آيا پدرتان ترجيح ميدهد قبل از تصميمگيري با او مشورت كنيد؟
بله خير
17-آيا پدرتان شما را تشويق ميكند كه هم سؤال كنيد و هم پاسخ را پيدا كنيد؟
بله خير
18- آيا پدرتان شما را تشويق ميكند راهحلهاي غيرمعمول مسايل را نيز در نظر بگيريد؟
بله خير
19- آيا پدرتان علاقه دارد دربارهي مسايل مختلف با شما صحبت كند؟
بله خير
20- آيا پدرتان خوشش ميآيد گهگاه در مورد بعضي مسايل با او شوخي كنيد؟
بله خير
21- آيا پدرتان واقعاً ميخواهد شما احساستان را دربارهي مسايل به او بگوييد؟
بله خير
22- آيا پدرتان با شما به گونهاي صحبت نميكند كه گويي شما را دست كم ميگيرد؟
بله خير
23- آيا پدرتان اطلاعاتي را براي تصميمگيري بهتر به شما ميدهد ولي به شما اجازه نميدهد تصميمتان را عملي كنيد؟
بله خير
24- آيا پدرتان طوري با شما شوخي ميكند كه انگار بزرگسال هستيد؟
بله خير
25- آيا پدرتان ميگويد كه شما بسيار خوشاخلاق هستيد؟
بله خير
26- آيا هنگامي كه از مدرسه به خانه برميگرديد، پدرتان خوشحال ميشود؟
بله خير
27- آيا پدرتان ميگويد كه به شما افتخار ميكند؟
بله خير
28- آيا هنگامي كه كاري را خوب انجام ميدهيد، پدرتان از شما تعريف ميكند؟
بله خير
29- آيا پدرتان بيشتر در مورد آنچه بخوبي انجامش دادهايد صحبت ميكند يا دربارهي اشتباهاتي كه كردهايد؟
بله خير
30- آيا پدرتان اغلب شما را مقابل افراد ديگر تحسين ميكند؟
بله خير
31- آيا پدرتان از گفتگو با شما لذت مي برد؟
بله خير
32- آيا پدرتان از اينكه كارهايي را به همراه شما انجام دهد، لذت ميبرد؟
بله خير
33- آيا پدرتان در خانه با شما خوش ميگذراند؟
بله خير
34- آيا پدرتان دربارهي مشكلات و موفقيتهايش با شما صحبت ميكند؟
بله خير
35- آيا پدرتان دربارهي دوران كودكياش با شما صحبت ميكند؟
بله خير
36- آيا پدرتان از اينكه به شما آموزش دهد چطور وسايل شخصياش را به كار ببريد، خوشحال ميشود؟
بله خير
37- آيا پدرتان اغلب با لحني دوستانه و گرم با شما صحبت ميكند؟
بله خير
38- آيا پدرتان اغلب به شما لبخند ميزند؟
بله خير
39- آيا پدرتان به شما ميگويد چقدر دوستتان دارد؟
بله خير
40- آيا هنگامي كه پدرتان از سركار بر ميگردد، شما را ميبوسد؟
بله خير
41- آيا پدرتان در مورد شما القاب گرم و عاطفي به كار ميبرد؟
بله خير
42- آيا پدرتان به شما ميگويد كه وقتي از هم دور هستيد چقدر براي شما احساس دلتنگي ميكند؟
بله خير
43- آيا هنگامي كه در مورد نگرانيهاي خود با پدرتان صحبت ميكنيد، او احساسي خوب در شما ايجاد ميكند؟
بله خير
44- آيا هنگامي كه نياز به همدردي داريد، پدرتان با شما همدردي ميكند؟
بله خير
45- آيا هنگامي كه ناراحت هستيد، پدرتان تسليتان ميدهد؟
بله خير
46- آيا پدرتان شما را تشويق ميكند كه در حل مسايل دشوار پشتكار داشته باشيد؟
بله خير
47- آيا پدرتان سعي ميكند در درك اين مطلب كه در زندگي اوقات خوب و بد وجود دارد، به شما كمك كند؟
بله خير
48- آيا هنگامي كه نياز داريد كسي به حرف شما گوش بدهد، پدرتان به حرفهايتان گوش ميدهد؟
بله خير
49- آيا پدرتان شما را به مطالعه تشويق ميكند؟
بله خير
50- آيا پدرتان به شما كمك ميكند به دنبال كشف چيزهايي باشيد كه بيشتر برايتان مهم است؟
بله خير
51- آيا پدرتان دربارهي مسايل علمي با شما صحبت ميكند؟
بله خير
52- آيا پدرتان به شما كمك ميكند چيزهايي بسازيد؟
بله خير
53- آيا پدرتان بازيهايي با شما ميكند كه از لحاظ فكري كمكتان ميكند؟
بله خير
54- آيا پدرتان شما را تشويق ميكند كه كامپيوتر ياد بگيريد؟
بله خير
55- آيا پدرتان اغلب از كارش دست ميكشد تا كاري براي شما انجام بدهد؟
بله خير
56- آيا پدرتان اغلب اين احساس را در شما تقويت ميكند كه شما مهمترين فرد در زندگي او هستيد؟
بله خير
57- آيا پدرتان به شما زيادي توجه ميكند و اهميت ميدهد؟
بله خير
58- آيا پدرتان با شما كارهايي را انجام ميدهد كه ميداند شما دوست داريد انجام دهيد؟
بله خير
59- آيا پدرتان علاقهمند است زماني كه كاري را با هم انجام ميدهيد، به شما خوش بگذرد؟
بله خير
60- آيا پدرتان نيازهاي شما را ارجحتر از نيازهاي خودش در نظر ميگيرد؟
بله خير
61- آيا پدرتان دوست دارد شما اغلب اوقات خود را در خانه سپري كنيد؟
بله خير
62- آيا پدرتان از اينكه شما در حال بزرگ شدن هستيد، متأسف به نظر ميرسد؟
بله خير
63- آيا پدرتان به شما اجازه ميدهد كه اوقات بيشتري با خود تنها باشيد؟
بله خير
64- آيا هنگامي كه ميخواهيد كاري را بتنهايي انجام دهيد، پدرتان آزرده ميشود؟
بله خير
65- آيا پدرتان دوست دارد شما مثل دوران كودكي او باشيد؟
بله خير
66- آيا پدرتان ميخواهد هنگامي كه شما بزرگ شديد كاملاً مثل او شويد؟
بله خير
67- آيا پدرتان نگران سلامت شما است؟
بله خير
68- آيا پدرتان نگران است كه مبادا اتفاقي ناگوار براي شما بيفتد؟
بله خير
69- آيا پدرتان بشدت تلاش ميكند كه از شكست خوردن شما در كارهايي كه ميخواهيد انجام دهيد، جلوگيري كند؟
بله خير
70- آيا پدرتان از اينكه شما بازيها و ورزشهايي خطرناك ميكنيد، نگران است؟
بله خير
71- آيا پدرتان در انتخاب نوع دوستانتان حساسيت نشان ميدهد؟
بله خير
72- آيا پدرتان اطمينان دارد كه شما از قوانين پيروي ميكنيد و از دردسر ميپرهيزيد؟
بله خير
نمره پدر
تحليل نتايج
دامنهي سؤالات بله خير لزوم اقدام
1 تا 6 آزادي معتدل ـ ـ ـ
7 تا 12 تشويق به معاشرتي بودن
18 تا 13 تشويق تفكر مستقل
19 تا 24 رفتار يكسان
25- 30 ارزيابي مثبت
31- 36 مشاركت
37- 42 ابراز محبت
43- 48 حمايت عاطفي
49- 54 تحريك عقلاني
55-60 فرزند محوري
61- 66 انحصار طلبي
67- 72 محافظ بودن
مرحلهي اول:
تعداد جوابهاي «بله» و «خير» را براي هر مجموعهي شش سؤالي بشماريد. تعداد جوابهاي «بله» و «خير» را در ستونهاي مقابل هر مجموعه وارد كنيد.
مرحله دوم:
در صفحهي نمرهگذاري شده، رديفهايي را كه تعداد جوابهاي «بله» در آن 5 يا 6 است، مشخص كنيد. سپس در هر رديفي كه تعداد جوابهاي «بله» آن پنج يا شش است، در زير ستون لزوم اقدام عبارت «هيچ» را بنويسيد. اين كلمه بدين معناست كه نياز به انجام هيچ عملي براي بهبود شرايط نيست.
مرحلهي سوم:
در صفحهي نمرهگذاري شده، رديفهايي را كه تعداد جوابهاي «خير» در آنها 5 يا 6 است، مشخص كنيد. سپس در هر رديفي كه تعداد جوابهاي «خير» در آن پنج يا شش است، زير ستون لزوم اقدام عبارت «الزامي» را بنويسيد. اين كلمه بدين معناست كه لازم است اقدامي به عمل آيد.
مرحلهي چهارم:
در اين مرحله رديفهاي باقيمانده را كه هيچ عبارتي در مقابل آن ذكر نشده است، مشخص كنيد. سپس در مقابل آنها در زير ستون لزوم اقدام عبارت «كمتر» را بنويسيد. اين بدين معناست كه لازم است اقدامي مختصر به عمل آيد.
براي درك بهتر چگونگي نمرهگذاري، به مثال زير توجه كنيد.
تحليل نتايج
دامنهي سؤالات بله خير لزوم اقدام
1 تا 6 آزادي معتدل 6 0 هيچ
7 تا 12 تشويق به معاشرتي بودن 6 0 هيچ
18 تا 13 تشويق تفكر مستقل 3 3 كمتر
19 تا 24 رفتار يكسان 2 4 كمتر
25- 30 ارزيابي مثبت 1 5 الزامي
31- 36 مشاركت 5 1 هيچ
37- 42 ابراز محبت 1 5 الزامي
43- 48 حمايت عاطفي 5 1 هيچ
49- 54 تحريك عقلاني 5 1 هيچ
55 – 60 فرزند محوري 4 2 كمتر
61- 66 انحصار طلبي 3 3 كمتر
67- 72 محافظ بودن 6 0 هيچ
تحليل اين مثال نشان ميدهد كه:
والديني كه اين آزمون را تكميل كردهاند، معتقدند كه فرزندشان در اين حيطهها از لحاظ عاطفي حمايت ميشود و در اين حيطهها احتياج به هيچ اقدامي براي بهبود حمايت نيست.
آزادي معتدل
تشويق به معاشرتي بودن
مشاركت
حمايت عاطفي
تحريك عقلاني
محافظ بودن
والديني كه اين آزمون را تكميل كردهاند، معتقدند كه فرزندشان در حيطههاي زير تا حدي حمايت عاطفي ميشود و اعمال ديگري براي بهبود حمايت لازم است.
تشويق تفكر مستقل
رفتار يكسان
فرزندمحوري
انحصار طلبي
والديني كه اين آزمون را تكمل كردهاند، معتقدند كه فرزندشان در حيطههاي زير از لحاظ عاطفي هيچ حمايتي دريافت نميكند. بنابراين ضروري است اعمالي براي بهبود شرايط و افزايش حمايت عاطفي الزامي است.
ارزيابي مثبت
ابراز محبت
اين تحليلي مقدماتي است. اكنون والدين اطلاعاتي دارند مبني بر اينكه فرزندشان در كدام حيطهها به اندازهي كافي حمايت ميشود و در كدام حيطهها احتياج به حمايت دارد.
اثرات بيوفيدبك
بيوفيدبك قويترين و مؤثرترين روشي ميباشد كه براي كنترل ذهني بكار گرفته ميشود تا فرد تمام حالات روحي خودش را تحت كنترل بگيرد و غيرارادي عصبي و مضطرب نشود. فشارهاي روحي و رواني مخرب به طور مداوم اثرات سوء بر اعصاب گذاشته و موجب آزار و عدم تعادل رواني ميشوند. در بيوفيدبك تنشهاي مخرب (پسيكوسوماتيك) با چرخش آگاهي در مغز مجدداً تجربه ميشوند و با چرخش آگاهي و به يادآوري تجربيات ناخوشايند و ريشههاي مخالف آنچه خوشايند باشد عدم تعادل را اصلاح ميشود.
تحريكات الكتريكي بر قسمتهاي بخصوصي از مغز، انعكاسهاي عاطفي مشخصي را اعمال ميكند. علاوه بر آن، كنترل حالات مثبت نظير: عشق، لذت، امنيت و خوشي سختتر است. با اين وصف در تمرينات پيشرفته بيوفيدبك از تمرين كننده خواسته ميشود كه با احساسات خود به دلخواه عمل كند، با ايجاد سطح عميقي از رهايي و آرامش و مشاهده مقابل مغز آشنا ميسازد كه در شرايط طبيعي آن زمان به هيچ وجه عمل نميكنند. بنابراين يك مدار عصبي جديد پايهگذاري ميشود كه در حالت آگاهي، بدون همكاري قبلي به همكاري وا ميدارد مثل عشق و تنفر، درد و لذت، خوشي و غم.
با تكرار تمرينات، اين مدار جديد به صورت يك پايه عكسالعمل در ميآيد كه تمرينكننده را قادر ميسازد به تدريج از دردهاي عمومي كه از وابستگيها و تجارب زندگي بر ميخيزد دوري جويد.
بر همين اساس تجارب دردآور تپش قلب، عرق كردن، سرخ شدن، لرزش دست و پا، سردردهاي عصبي، خشونت و كجخلقيها كاهش يافته و با تجربه واقعي از بالا بردن خوشي و لذتها و تمام دوگانگيها عبور كرده و در جهت تعادل سوق مييابد.
از ديدگاه روانشناسي، ثمره اين تمرين ديدي است مستقل به زندگي و در ضمن جاافتادگي شخصيت است. بنابراين بيوفيدبك كنترل عكسالعملهاي احساسي و غيرارادي را توسعه ميدهد.
گاه احساسات به صورت سمبليك در ضمير ناخودآگاه نقش گرفته به طوري كه ديو سمبل پليدي و آزار و تاريكي سمبل بدبختيها است. البته سمبلها به دو شكل كلي هستند.
دسته اول: سمبلهايي كه با زندگي اجتماعي، فرهنگي، ديني، اخلاقي با ارائه افسانهها و اسطورهها در ضميري ناخودآگاه جانشين ميشوند مثلاً كودكي كه از پدرش متنفر است او را همچون ديو كه باعث آزارش ميشود در ذهن خودش جانشين ميكند كه دائم سعي ميكند از ديو انتقام بگيرد.
دسته دوم: سمبلهاي شخصي است كه به صورت مشروط در ميآيد كودكي كه در مدرسه مورد بيمهري قرار ميگيرد هميشه مدرسه را سمبل خشونت و بيمهري تجسم ميكند و زماني كه دچار اذيت و آزار ميشود در خواب ميبيند در مدرسه او را يك ديو اسير كرده، در حالت بيوفيدبك ذهن ناخودآگاه به صورت نيت كردن دشمن را از بين برده و خوبيها را جانشين ميكند. در همان شب يا شبهاي ديگر خوابها تغيير مييابد و عواطف متراكم شده به شكل سمبليك نمايان شده در نهايت عقدههاي دروني تخليه و خوبيها جانشين بديها ميشود.
از اثرات خارقالعاده بيوفيدبك كنترل اعمال غير ارادي است. كسي كه با ميزان كنترل ذهني ميتواند نبض خود را كند يا تند كند با گسترش ميزان آگاهي اين امر برايش امكانپذير شده و با اراده خود ميتواند اعمال غيرارادي را نيز كنترل كند.
براي تمرين بيوفيدبك در وضعيت آرامش عميق عضلاني قرار بگيريد كه البته بعد از ريلاكس تن انجام ميشود و از هر احساس مانند سرما و گرما و باد و نور، صدا و … دور باشيد. سپس خواسته يا آرزوي دروني را چندين بار تكرار كنيد به طوري كه من ميخواهم از بيماري بهبودي پيدا كنم. ذهن ناخودآگاه تمرينات را در آن جهت سوق ميدهد. نسبت به انجام هر عملي كه انجام ميدهيد كاملاً آگاه باشيد و اين جملات را تكرار كنيد. من از تمام مراحل انجام بيوفيدبك آگاهي خواهم داشت. من دارم بيوفيدبك انجام ميدهم. احساسات من آماده و آگاه بر تمام جريانات خواهد بود. سپس چرخش آگاهي نسبت به تمام اعضاي بدن را مرحله به مرحله شروع كنيد. در محلي كه قرار گرفتيد آگاه باشيد البته اين آگاهي به صورت تصادفي انتخاب نميشود بلكه به صورت سيستماتيك به ترتيب از انگشت شصت دست راست شروع و به انگشت كوچك پاي راست پايان ميپذيرد. سپس در عملي مشابه از انگشت شصت دست چپ شروع و به انگشت كوچك پاي چپ خاتمه مييابد.
مرحله بعدي از پاشنه پا تا پشت سر و صورت تا پاها ادامه پيدا ميكند. بعد از اينكه چرخش آگاهي كامل شد، رهايي فيزيكي بدن، با توجه كردن به روي تنفس، ادامه مييابد و شخص در حين تمرين، به سادگي آگاهيش را بر تنفس حفظ ميكند. نبايد به قصد يا عمد تنفس را عوض كرد در يك تنفس طبيعي بدون هيچگونه تغيير در نوع تنفس آگاه باشيد كه تنفس به چه شكل انجام ميشود. راه ورود هوا به داخل ريهها و سپس خروج از بيني يا دهان را آگاه باشيد.
بعد از آگاهي به دست آوردن و موقعيت نسبي نوبت رهايي از احساسات و هيجانات است. در ابتدا احساسهايي كه فيزيكي هستند دوباره بيدار و تجربه ميشوند مانند گرما، سرما، سبكي، سنگيني، سپس احساسهاي ديگر مانند عشق و تنفر و… تمرين ميشود. در بيوفيديك زوجهاي احساسي دو نيمكره مغز را هماهنگ ميكنند و به تعادل و كنترل اعمالتان به طور طبيعي نامتعادل هستند كمك ميكند.
در موقعيتهاي ديگر كه در وضعيتهاي خشم و ناراحتي و احساسهاي ديگر قرار ميگيريد سعي كنيد به خاطر بسپاريد تا در عمل بيوفيدبك بهتر به خاطر بياوريد و مجدداً احساسات موردنظر را تجربه كنيد.
تصور فضاهاي سبز و محيط خوش آب و هوا
در يك موقعيت وانهادگي قرار بگيريد و چشمها را ببنديد و تصور كنيد در يك پارك پر از گل قدم ميزنيد… تصور كنيد در پارك تمام گلهايي را كه شما دوست داريد وجود دارد… تصور كنيد يك نهر كوچك از كنار گلها عبور ميكند… تصور كنيد فضاي پارك ساكت است و در سكوت با آرامش كامل قدم ميزنيد… تصور كنيد نزديك گلها ميشويد و از بوي آنها استشمام ميكنيد… تصور كنيد محو تماشاي گلها شدهايد… تصور كنيد يك باد خنك روح شما را نوازش ميدهد… احساس سبكي و آرامش را در خود توسعه بدهيد… تصور كنيد با آرامش كامل از گلها دور ميشويد… تصور كنيد وارد يك باغ ميشويد… تصور كنيد در باغ پر از درختان سر به فلك كشيده و درختان داراي ميوه هستند… تصور كنيد مقداري قبلاً باران آمده و حالا كمي خيس است… تصور كنيد در اوج آرامش در كنار درختان مشغول قدم زدن هستيد… تصور كنيد به طرف يك درخت كه ميوه مورد علاقه شما را دارد ميرويد… تصور كنيد به بالاي درخت ميرويد… تصور كنيد از يكي از شاخههاي درخت يك ميوه ميچينيد… تصور كنيد حالا پوست ميوه را كنده و ميخوريد… نشاط خود را حس كنيد… تصور كنيد از درخت پايين ميآييد… تصور كنيد به قدم زدنتان ادامه ميدهيد… تصور كنيد به نهر زيبايي ميرسبد… تصور كنيد در نهر انبوهي از برگهاي درختان وجود دارد… تصور كنيد در كنار نهر مينشينيد و كمي با آب خنك باري ميكنيد… تصور كنيد با برگهاي نهر بازي ميكنيد… تصور كنيد بلند ميشويد در كنار نهر به قدم زدنتان ادامه ميدهيد… تصور كنيد كم كم از باغ خارج ميشويد و به نزديك يك درياچه ميشويد… تصور كنيد درياچه فوقالعاده قشنگ است… تصور كنيد سوار يك قايق ميشويد… پاروها را برداريد و آرام شروع كنيد به پارو زدن… تصور كنيد چند نفر ديگر نيز مشغول پارو زدن هستند… تصور كنيد به هر كجا كه دوست داريد با قايقتان ميرويد… تصور كنيد نزديك غروب است و از غروب خورشيد لذت ميبريد… تصور كنيد كم كم به ساحل نزديك ميشويد… تصور كنيد حالا ميخواهيد از قايقتان پياده شويد… تصور كنيد از اين گردش لذت برديد و حالا ميخواهيد به خانهتان برگرديد.
حالا تصور كنيد ديگر اين گردش به اتمام رسيده و ميخواهيد به حالت عادي برگرديد. لحظاتي بدون تصور به سر بريد و به احساس شادي و سرور و آرامش كه به دست آورديد متمركز شويد. احساس آرامش را در تمام وجودتان حس كنيد. لحظاتي در حالت آرامش باقي بمانيد و بهتدريج و آرام آرام چشمانتان را باز كنيد و مدتي باز بيحركت باقي بمانيد و بعد خيلي آرام بلند شويد و به كارهايتان برسيد. اين تصورات موجب آن ميشود افكار مزاحم و تصورات منفي كمتر شوند و از هر نوع تنش رها شده و به آرامش روحي تصور تجلي كامهاي وازده برسيد.
تصور تجلي كامهاي وازده
در مورد كارهايي كه در بيداري نتوانستهايد انجام بدهيد و به عنوان يك عمل دروني در زواياي درونتان راكد مانده مجدداً اعمال مدنظر در تصوراتتان تجلي پيدا ميكنند در تصوراتتان ميبينيد كه خيلي راحت از عهده انجام كار برميآييد. كام وازده كلاً زياد است ولي يكي از آنها را كه تقريباً عموميت دارد را بررسي ميكنيم. يكي از كامهاي وازده در نوع ارتباط با ديگران است.
بعد از اينكه در يك وضعيت راحت دراز كشيديد و پلك چشمهايتان را بستيد. تصور كنيد يكي از دوستان خود را در خيابان ميبينيد… تصور كنيد با خندهرويي و تكان دادن دستهايتان به طرف او نزديك ميشويد… تصور كنيد كاملاً از ديدن او شاد شديد… تصور كنيد از كارهايش ميپرسيد… تصور كنيد چنان پرانرژي و با نشاط برخورد ميكنيد كه دوستتان نيز از ديدن شما خوشحال شده… تصور كنيد از دوستتان تعريف ميكنيد و درباره موفقيتهايي كه به دست آورده حرف ميزندي همين امر باعث ميشود كه دوسنتان نيز به شما علاقهمند شود… تصور كنيد همينطور در رابطه با خيلي از موارد ديگر با هم حرف ميزنيد و از همصحبتي با دوستتان لذت ميبريد… كلاً تصور كنيد ميخواهيد با نشاط و خندهرويي دوستتان را ترك كنيد… تصور كنيد خيلي تمايل داشتيد باز فرصت ميشد با دوستتان حرف ميزديد ولي متأسفانه فرصت آن را نداريد… تصور كنيد بعد از خداحافظي به راه خود ادامه ميدهيد… تصور كنيد با يك فروشنده برخورد كرديد تا چيزي را بخريد… تصور كنيد با او نيز كاملاً سرحال و خودماني برخورد ميكنيد… تصور كنيد در رابطه به اوضاع و احوال با او كمي گپ ميزنيد… تصور كنيد وسيله مورد نظر خودتان را خريدهايد و با كمال خوشرويي حساب او را پرداخت ميكنيد… تصور كنيد بعد از خداحافظي او را ترك ميكنيد… حالا تصور كنيد وارد محل كار يا محل تحصيلتان شديد… تصور كنيد به محض ورود با مستخدم و يا نگهبان خيلي سرحال برخورد ميكنيد… تصور كنيد برخودر شما باعث ميشود يك شور و سرحالي در همه نيز ايجاد شود… تصور كنيد كاملاً سرحال هستيد… تصور كنيد با هر مراجعه كننده ديگر نيز خيلي خودماني و خوب برخورد ميكنيد… تصور كنيد ازبرخورد با هر كس ديگر نيز لذت ميبريد… تصور كنيد از لحظه به لحظه خود لذت ميبريد… احساس سرور و شادي را در خود حس كنيد… تصور كنيد تمام روزتان به سرور و شادي ميگذرد… تصور كنيد حتي با غريبهها نيز خيلي خوب برخورد ميكنيد… تصور كنيد يكي از دوستان خود را به منزلتان دعوت ميكنيد… تصور كنيد دوستتان از شنيدن اين خبر خيلي خوشحال ميشود… تصور كنيد حالا دوستتان به منزلتان تشريف آورده… تصور كنيد با دوستتان حسابي گرم گرفتهايد… تصور كنيد تمام وقتتان به گفتگو شيرين ميگذرد… تصور كنيد گاهگاهي از ته دل نيز ميخنديد… تصور كنيد يك روز خيلي خوبي را داشتيد… تصور كنيد چقدر امروز سرور و شادي داشتيد… تصور كنيد بعد از يك مدت گفتن و خنديدن حالا دوستتان با احساس سرور و شادي شما را ميخواهد ترك كند… تصور كنيد بعد از آن در خانه نيز با افراد خانوادهتان پرانرژي و سرحال برخورد ميكنيد.
تمام اين تصورات در تمام روز باعث آرامش روحتان ميشود. البته لازم نيست بلافاصله عكسالعمل خود را به نحوي كه تصور كرديد عوض كنيد بلكه مدتها بايد تصور كنيد تا آمادگي لازم را به دست آوريد. همه كامهاي وازده ديگرتان را ميتوانيد در عالم خيال به تصور بكشيد و لذت ببريد و بعد از يك تصور، مدتي را در همان حال باقي بمانيد و سپس به حالت طبيعي برگرديد. كاري كه در حالت عادي نتوانستهايد انجام بدهيد و باعث عقده و تنش شما گرديده در عالم خيال تصور كنيد به راحتي ميتوانيد عمل موردنظر را انجام بدهيد اين عمل علاوه بر احساس آرامش و عقدهگشايي عملاً شما را آماده ميكند تا بهتر بتوانيد با ديگران برخورد كنيد.
تصور راحتي اعمال
كارهاي روزمره ممكن است سخت و طاقتفرسا باشد و اعمال روزمره برايمان تنشزا است بايد همان اعمال روزمره را در تصورمان راحت و سبك حس كنيم. همين امر باعث ميشود كه به تدريج اعمال و كردارمان راحت به نظرمان برسد به اين صورت كه از انجام كارهاي روزمره علاوه بر اينكه فراري شويم بلكه از انجام آنها لذت هم ببريم. حالا يكي از كارهايي را كه برايتان مشكل به نظر ميرسد را به شكل آرامشبخش به تصوير بكشيد. حالا نمونهاي از آن در اينجا به تصوير كشيده ميشود.
تصور كنيد براي انجام كار موردنظر خود را آماده ميكنيد… تصور كنيد انجام كار موردنظر چه منافعي براي شما دارد… تصور كنيد براي انجام كارتان برنامهريزي ميكنيد… تصور كنيد درست انجام دادن آن كار، چقدر برايتان مهم است… تصور كنيد حالا خود را براي انجام كار آماده ميكنيد… تصور كنيد اين كار فقط از عهده شما بر ميآيد… تصور كنيد شما ميتوانيد در انجام اين كار كاملاً موفق باشيد… تصور كنيد با انجام اين كار در آينده چه موقعيتهاي ديگري كسب خواهيد كرد… تصور كنيد اكنون از هر نظر براي انجام كار آماده ميشويد… حالا تصور كنيد كارتان را آهسته شروع ميكنيد… تصور كنيد لحظه به لحظه كه كارتان را انجام ميدهيد وقتتان را نيز بيشتر ميكنيد… تصور كنيد با اين كار چه اهداف مهمي را تعقيب ميكنيد… تصور كنيد شما تمايل نداريد وقتتان بيهوده هدر رود… تصور كنيد كار براي پيشرفت خيلي برايتان مهم است… تصور كنيد حالا با دلگرمي بيشتري كارتان را دنبال ميكنيد… تصور كنيد لحظه به لحظه كيفيت كارتان بهتر و بهتر ميشود… تصور كنيد تمايل نداريد از كار دست بكشيد چيزي كه براي شما مهم است درست كردن ميباشد… تصور كنيد از ديدن نتايج كارتان لذت ميبريد… نتايج كارتان به شما سرور و شادي ميدهد… تصور كنيد خيلي تمايل داريد در رابطه با كارتان با ديگران رقابت كنيد… تصور كنيد كار شما يكي از بهترين كارها شده… تصور كنيد در فكر ابتكارات و نوآوريهاي بيشتري هستيد… تصور كنيد در گسترش و پيشرفت كارتان تلاش ميكنيد… تصور كنيد در كارتان كاملاً موفق شدهايد… تصوراتتان را در رابطه با گسترش كارتان ادامه بدهيد… بعد از يك تصور در رابطه با لذت و موفقيت كارتان تصور را رها كنيد و بعد آرام آرام پلك چشم را باز كنيد. اين امر انگيزه شما را بهتر ميكند و در زمان كار كردن باعث ميشود كه كمتر احساس خستگي و … كنيد.
تصور هنجارسازي موقعيتهاي ناهنجار
تصور موقعيتهاي سخت و دشوار به جاي اينكه باعث عذاب روحي شما شود؛ ميتواند باعث آرامش يا به نوعي سرگرمي شما شود. تصور موقعيتهاي سخت را به نظر ميآوريم ولي نه اينكه بخواهيم موقعيتهاي سخت را راحت جلوه بدهيم بلكه در موقعيتهاي سخت بيتفاوتي خودمان را در بدترين شرايط به تصوير ميكشيم. تصور اينكه چگونه ميتوانيم در قبال سخت ترين شرايط روبرو شويم. يك نوع آماده شدن در قبال وضعيتهاي ناهنجار و نامطلوب است كه باعث ميشود به شكل آرامشبخش با بدترين موقعيتها روبرو شويم. حالا به نمونهاي از اين نوع آرامشبخش با بدترين موقعيتها روبرو شويم. حالا به نمونهاي از اين نوع آرامش توجه كنيد:
تصور كنيد از نظر موقعيت مقام، ثروت، تحصيلات، يا به قولي شانس در بدترين شرايط قرار گرفتهايد… تصور كنيد در زندگي دچار شكست بزرگ شدهايد… تصور كنيد هر چند دچار بدترين شكست شدهايد ولي به اينده روشن خود اميدواريد… تصور كنيد براي شما شكست مهم نيست در قبال اين شكست تجربه خيلي خوبي را كسب كردهايد… تصور كنيد به هيچ عنوان اين شكست هيچ تأثير منفي در شما نگذاشت… تصور كنيد شكست شما فقط براي مردم مهم است نه براي شما… تصور كنيد در كمال آرامش با اين شكست برخورد ميكنيد… تصور كنيد فقط سرزندگي و شادابي روح شما مهم است به هر حال شما چون فولاد آبدبده هستيد و ميتوانيد اين ناملايمات را تحمل كنيد… تصور كنيد حتي در بدتر از اين شرايط هم اگر برايتان پيش ميآمد به راحتي ميتوانستيد تحمل كنيد… تصور كنيد اصلاً برايتان مهم نيست كه موقعيت چگونه باشد بلكه اين شما هستيد كه موقعيتها را ميسازيد… تصور كنيد بود و نبود موقعيتها در وضعيت روحي شما فرقي نميگذارد بلكه از موقعيتها براي رسيدن به اهدافتان است… تصور كنيد در صورتيكه موقعيتي را از دست داديد براي رسيدن به اهدافتان از راههاي ديگر استفاده ميكنيد… تصور كنيد از هر راهي كه بتوانيد براي رسيدن به اهدافتان استفاده ميكنيد و ديگر به موقعيتهاي مانند ثروت و غيره متكي نيستيد… تصور اين صحنههاي دلخراش ولي با آمادگي روحي و رواني بالا باعث آرامش روحي شما و آماده كردن شما به شرايط سخت است. تصور هر موقعيت براي پيشرفت كارتان به صورت انعطاف رواني، كاري شگفتانگيز محسوب ميشود. تصور آمادهسازي رواني است. بعد از چندينبار تصور، تقويت روحي و رواني خود را به دست خواهيد آورد.
تصورات برترين شخصيت
همانطور كه ميدانيد ما همان طور هستيم كه تصور ميكنيم اگر تصور كنيم شخص ضعيف و يا حقير هستيم پس به تدريج همان طور خواهد شد اگر تصور كنيم قوي و نيرومند هستيم همان طور خواهد شد. بنابراين براي اينكه يك فرد متشخص باشيم هميشه بايد تصور كنيم فرد مهمي هستيم. بايد تصور كنيم از يك شخصيت ارزشمند برخورداريم.
حالا در يك وضعيت وانهادگي قرار بگيريد و بعد از اينكه پلكهاي چشمانتان را بستيد شروع كنيد الگوهاي تصويري به ضمير ناخوداگاهتان بدهيد تصور كنيد ديگر شما آن فرد سابق نيستيد تصور كنيد امتيازاتي همچون ميزان درك و شعور و موقعيت اجتماعي داريد… تصور كنيد من بعد ميخواهيد جديتر با افراد برخورد كنيد… تصور كنيد از يك رفتار و قيافه جدي برخوردار شدهايد… تصور كنيد قيافه شما نشاني از شخصيت بارز شما است… تصور كنيد همچنان كه جدي هستيد مهربان و دلسوز جامعه نيز هستيد… تصور كنيد فوقالعاده باهوش و عاقل هستيد… تصور كنيد حالا ميخواهيد با يك نوع برخورد جديد با دوستانتان روبرو شويد… تصور كنيد به نزد دوستانتان ميرويد… تصور كنيد رفتار و گفتارتان جديتر شده… تصور كنيد در عين جدي بودن مهربان و خوشبرخورد نيز هستيد… تصور كنيد چون افراد برجسته و روشن فكر با عقايد و حرفهاي آنها برخورد ميكنيد… تصور كنيد خيلي متين به حرفهاي آنها گوش ميكنيد و به موقع حرف ميزنيد.. تصوراتتان را در مورد يك قيافه جدي و ژست متشخص قويتر كنيد… تصور كنيد در هر جاي ديگر و در برخورد با هر كس ديگر ژست خود را حفظ ميكنيد… تصور كنيد لحظه به لحظه عاقلتر و روشنفكرتر به نظر ميرسيد… تصور كنيد با افراد آشنا، غريبه، دوست، تحصيلكرده و بيسواد و يا كلاً با همه خيلي خوب برخورد ميكنيد… اين نوع تصورات يك مدت به صورت تسلسلي انجام بدهيد تا الگوي شخصيت برجسته در اعمال روح و روان شما جا بگيرد و بعد از يك مدت به تصوير كشيدن، تغييراتي اتوماتيكوار در رفتار و كردار خود حس خواهيد كرد و هيچ احتياجي نيست با اراده خودتان تغييراتي را در رفتارتان بدهيد. بعد از اين تصورات و تغيير رفتار مجدداً هر روز تصورات را عميقتر و شديدتر كنيد تا تغيير محسوستر شود.
تصورات الگوهاي ذهني ميشوند و به ضمير ناخودآگاه راه پيدا ميكنند و موجب ناخوشي و سلامتي مي شوند و با آشنايي و كاربرد صحيح، خود را به آرامش رسانده و بيماريهاي جسمي و روحي خود را درمان كنيد.
چكيده مراحل
1ـ تصورات و تخيلات الگوهاي ذهني هستند كه بركنش و رفتار هر شخص اثر مستقيم دارد كه حالات روحي، شخصيت و حساسيت هر فرد را دربر ميگيرد.
2- الگوهاي ذهني ناهماهنگ شخص از خود نسبت به محيط ميتواند حالات روحي او را دچار اختلال و شخص را حساس و شكننده كند و در اثر كمترين استرس دچار تنش و بيماريهاي روان – تني شود.
3- يك تصور عميق از الگوي ذهني مناسب ميتواند يك شخصيت برتر را با اعتماد به نفس و تسلط و مقاوم نمودن روح را در اعماق وجودمان شكل بدهد. همواره شخص با يك ديد برتر تسلط بر امور را داشته باشد و اين اعتماد به نفس موجب آرامش رواني شخص شود.
4-الگوهاي ذهني ايجاد شده در ذهن بستگي به موقعيت اجتماعي و دگرگونيهاي محيطي و حتي وضع ظاهري و در نهايت تفسير ما از زندگي دارد و خلق اين الگوهاي ذهني در ارائه تنش با آرامش مؤثر است.
5-قويترين قوه مخيله است زيرا بدون وقفه 24 ساعته حتي بدون حضور محرك كار ميكند و اثرات عميقي در نگرش و تفكر و حالات روحي ما دارد.
6-درد و درمان بستگي به اميد و ديد مثبت و منفي شخص دارد زيرا در ديد منفي و نااميدانه حالات درد و بيماري ما تصورات رنجوري بدن ملكه ذهن ميشود و در ديد مثبت شفا و سلامت و تندرستي ملكه ذهن ميگردد.
7-ملكه ذهن مثبت يا منفي به اعماق درون نفوذ كرده و در آن صورت خواسته و ناخواسته اعمال بدن را تحت تأثير قرار ميدهد.
8-براي ورود الگوهاي ذهني به اعماق درون بايد در حالت خلسه و يا از خود بيخود شدن قرار گرفت و در چقدر عمق خلسه بيشتر باشد الگوهاي ذهني شديد در اعماق درون حكاكي ميشود.
9-ارسال الگوهاي ذهني شديد در اعمال درون به دو صورت امكانپذير است: الف) طبيعي: مانند عشق، ايمان، ترس، دعاهاي شبانه و… ب) مصنوعي: فيكس چشمها، بيحسي عضلات، بيحركتي بدن و…
10-براي كسب آرامش روحي بعد از ريلاكس تن بايد به تخيلات و اميد و آرزوها و خاطرات شيرين پرداخت تا روح ارضا شود. تصور زيارتگاهها و اماكن مقدس به روح آرامش عميقتري ميدهد.
11-در تصورات و تخيلات دسترسي به غيرممكنها روح را ارضا و يك شخصيت برتر در بازسازي و تكامل روحي ميشود و در نهايت موجب تقويت و آرامش روحي ميگردد.
12-تصورات يكي از قويترين اثرات آرامش را ميتواند داشته باشد زيرا ميتوان در هر موقعيتي اين تكنيك را به كار گرفت.
ریلاکس تمرکزی
![]()
بعد از درك و آگاهي از ريلاكس عضلاني، ميتوان در تمرينات بعدي با استفاده از تمركز فكر براي ريلاكس كردن، از سرعت بيشتر برخوردار شد.
ريلاكس عضلاني با استفاده از تمركز فكر، بدون هيچگونه تلاشي انجام ميگيرد. براي اين منظور، بايد خيلي راحت دراز بكشيم و هر عاملي را كه موجب ميشود تمركز ما برهم بخورد بايد از خود دور كنيم. قبل از شروع به تمركز فكر ميتوانيد؛ با انجام تمرينات زير، تمركز خود را تقويت كنيد.
تمرين اول: يك نقطه را مشخص كرده و سپس به همان نقطه خيره شويد. سعي كنيد به هيچ عنوان پلك نزنيد، مردمك خود را ثابت نگه داريد. اجازه ندهيد كه افكار مزاحم به مغز شما خطور كند. هر چند در ابتدا خيلي مشكل است، ولي با ادامه تمرينات ميتوانيد براين مشكل فائق شويد. همينطور به نگاه كردن ادامه بدهيد تا اينكه احساس كنيد، پلك چشم شما، سنگين شده و احساس خوابآلودگي ميكنيد. حالا ميتوانيد پلك چشم خود را ببنديد و از طريق تمركز فكر تمام عضلات خود را ريلاكس كنيد.
تمرين دوم: ميتوانيد به وسط دو ابرو خيره شويد و همينطور با بالا آمدن مردمك چشم و خيره شدن به طرف نقطه وسط دو ابرو، به تمركز خود ادامه بدهيد تا اينكه احساس خستگي كرده و تمايل پيدا كنيد كه پلك چشم خود را ببنديد.
در دو تمرين بالا آماده شدهايد كه ريلاكس عضلاني خود را شروع كنيد:
در حالي كه راحت دراز كشيدهايد؛ دهان و چشم خود را ببينديد. حالا به انگشت شصت خود متمركز شويد. تصور كنيد كه سلول به سلول عضله انگشت شصت پاي شما از هم باز ميشود منبسط ميشود و همينطور به تمركز فكر خود ادامه بدهيد. به تدريج احساس خواهيد كرد كه عضله انگشت شصت پاي شما ريلاكس ميشود، كرخت و بيحس ميشود.
عمق تمركز خود را بيشتر كنيد. احساس كنيد عميقتر شل ميشود… كاملاً كرخت و بيحس ميگردد…
بعد از ريلاكس انگشت شصت پا، ميتوانيد تمركز را به تمام انگشتان پايتان تعميم دهيد. حالا روي تمام عضلات انگشتانتان متمركز شويد تا آنها هم با تمركز شما شل شوند. با تمركز عميقتر عضلات كرختتر و بيحستر ميشوند. تصور كنيد تمام عضلات انگشتان پاي شما كاملاً كرخت و بيحستر ميشوند. تصور كنيد تمام عضلات انگشتان پاي شما كاملاً كرخت و بيحس ميشوند… شل شل ميگردند… تا عمق عضله شل ميشوند… سلول به سلول عضله كرخت ميگردد… حالا تمركز را روي كف پا داشته باشيد. احساس كنيد كف پاي شما نيز كرخت و شل ميشود… عميقاً كرخت و شل ميگردد…
بعد از موفقيت ميتوانيد طبق قاعده قبلي در چهار مرحله از عضلات پا شروع و در نهايت كل بدن را شل كنيد.
مرحله اول: پاها
پاها، خود به چهار قسمت تقسيم ميشوند:
قسمت اول: قوزك تا زانوي پاي راست
به عضله قوزك تا زانوي پاي راست خود متمركز شويد. احساس ميكنيد عضله قوزك، تا زانو شل ميشود… كرخت و بيحس ميگردد… ميتوانيد در دل خود تا 5 شماره بشماريد و با هر شماره عضله را كاملاً كرخت و بيحس كنيد.
1- كاملاً احساس كنيد پوست عضله قوزك تا زانويتان منبسط ميشود. احساس كنيد پوست عضله كاملاً از هم باز ميگردد… احساس كنيد شل شل ميشود كرخت و بيحس ميگردد…
2- احساس كنيد عضله كم كم ميخواهد شل شود كرخت و بيحس شود. بگذاريد كاملاً ريلاكس شود… سلول به سلول عضله از هم باز ميشود تمام عضله شل شل ميگردد…
3- احساس كنيد ريلاكس تا عضلات داخليتر پيش ميرود. تمام عضله ميخواهد شل شود، كرخت و بيحس شود تصور كنيد عضله عميقاً لمس ميشود… بيحس و سر ميشود بگذاريد كاملاً شل و وانهاده شود بگذاريد عميقتر، كرخت و بيحس شود…
4- احساس كنيد تا عميقترين قسمت عضله لمس ميشود… شل شل ميگردد، كرخت و بيحس ميشود… بگذاريد عميقاً شلتر شود… كرختتر و بيحستر گردد…
5- احساس كنيد تمام عضله و حتي استخوان پاي شما لمس ميشود، احساس كنيد كه اصلاً از زانو به پايين بيحس شده، انگار اين قسمت اصلاً جزء بدن شما نيست.
ميتوانيد براي عميقتر كردن احساس ريلاكس، به چند شماره ديگر بپردازيد بخصوص اينكه اگر اولين بار باشد، زيرا ذهن شما هنوز به اين ريلاكس عادت و آشنايي كامل ندارد.
ميتوانيد براي عميقتر كردن احساس ريلاكس، به چند شماره ديگر بپردازيد بخصوص اينكه اگر اولين بار باشد، زيرا ذهن شما هنوز به اين ريلاكس عادت و آشنايي كامل ندارد.
در مرحلههاي بعدي تمام عضله را لمس كنيد تا كاملاً بيحس شود و هر چقدر بيحسي و كرختي، بيشتر باشد احساس آرامش بيشتر خواهد بود.
قسمت دوم: كشاله ران پاي راست
حالا تمام تمركز خود را روي كشاله ران پاي راست خود، متمركز كنيد. اين قسمت را هم ميتوانيد با 5 شماره يا بيشتر انجام دهيد به طوري كه با هر شماره كه در دلتان ميشماريد عضله را ريلاكستر كنيد.
1- احساس كنيد پوست عضله كشاله رانتان كم كم شل ميشود، منبسط ميگردد… احساس كنيد كاملاً و شديداً انبساط پيدا ميكند، تمام پوست از هم باز ميشود.
2- احساس كنيد كم كم عضله شل ميگردد، كرخت و بيحس ميشود… احساس كنيد سلول به سلول عضله از هم باز ميگردد… كرختتر ميشود. احساس كنيد عضله شل شل ميشود، بگذاريد شلتر نيز بشود…
3- به تدريج به قسمت داخليتر عضله برويد. احساس كنيد كاملاً عضله شما شلتر ميگردد، كرخت و بيحستر ميشود… شديداً و عميقاً احساس كنيد شل و كرخت ميگردد. احساس كنيد تمام عضله بيحس و سر ميشود….
4- حالا كل عضله كشاله رانتان، بي حس شده كرخت و سست ميشود. احساس كنيد واقعاً شل شل ميشود بيحستر ميشود… سلول به سلول تا عمق عضله كرخت ميگردد، عميقتر شل و كرخت ميشود… ريلاكستر و ريلاكستر ميگردد…
5- تا عمق عضله كاملاً كرخت ميشود. تمام پاي خود را سر كنيد. احساس كنيد پاي راست نداريد… احساس كنيد تمام پاي راست شما كرخت و بيحس روي زمين افتاده و كرخت شده. بيحس بيحس شده…
بعد از ريلاكس عميق پاي راست به قسمت سوم قوزك تا زانوي پاي چپ و قمست چهارم كشاله ران پاي چپ ميرسيد. دقيقاً مانند تمرين بالا تمام عضلات پاي راست خود را كرخت و بيحس خواهيد كرد. البته ممكن است در ابتدا كمي برايتان تمركز كردن، مشكل باشد، ولي با تمرينات عنوان شده بهتر خواهيد توانست تمركز كنيد و با چند جلسه تمرين خواهيد توانست به راحتي تمام عضلات پاي خود را ريلاكس كنيد.
مرحله دوم: دستها
تمركز خود را بر روي هر دو دست ايجاد كنيد. البته ممكن است دست شما بعد از ريلاكس كمي پايتان كمي شل و وانهاده شده باشد زيرا پيامهاي عصبي كه از مغز به طرف دستها و پاها ميآيند به هم نزديك است و به دليل همين نزديكي در مغز با تأثيرگذاري روي پاها، روي دستها هم اثر ميكند و ميدانيد كه وقتي عضله پاي راست ريلاكس و يا شل ميشود، به معناي آن نيست كه واقعاً عضله شل شده باشد. بلكه عصلي كه فرمان انقباض و شلي را از نخاع و يا در نهايت از مغز ميآورد، موجب آن ميشود كه عضله را منقبض و يا شل كند. پس حالا كمي عضله دستتان نيز شل است ولي باز با تمركز بيشتر، عضله دستتان كاملاً شلتر خواهد شد.
حالا ميتوانيد مانند قبل با 5 يا 4 شماره تك تك دستها و يا هر دو دست را با هم شل وانهاده كنيد:
1- احساس كنيد عضله ساعد هر دو دست شما شل و وانهاده ميشود، احساس كنيد سلول به سلول عضله شما شلتر ميگردد… منبسط و منبسط ميشود… كرخت و بيحس ميگردد… احساس كنيد تا عمق عضله ساعدتان كرخت و بيحس ميشود…
2- احساس كنيد تا عمق عضله ساعدتان كرختتر و بيحستر شده، حالا كم كم احساس آرامش را به قسمت پايين دست و كمي بالاتر گسترش بدهيد. احساس كنيد مچ دست تا آرنج شما كاملاً شل شده و حالا ميخواهد كف دست شما نيز شل شود…. احساس كنيد كف دستتان نيز شل و كرخت شده، بي حس بيحس ميشود…
3- احساس كنيد از نوك انگشتانتان تا آرنج كاملاً شل ميشود… لمس لمس ميگردد بگذاريد شلتر شود، كرخت و بيحستر شود… بگذاريد تا عمق عضله كرخت و بيحس شود… شل شل گردد…
4- حالا احساس كنيد تمام عضله بازوي شما نيز كاملاً كرخت و بيحس شده… لمس لمس ميشود… بگذاريد ريلاكس، تمام عضلات دست شما را فرا بگيرد. كرخت و لمس شود.. احساس كنيد اصلاً دست نداريد. دست لمس و بيحس شده…
ميتوانيد همين طور، به تمركز فكر خود ادامه بدهيد تا كاملاً تمام عضله شما ريلاكس شود. حالا دستها و پاهايتان كاملاً كرخت شده كاملاً عمل ريلاكس عميقتر شده از ريلاكس عميق لذت ببريد تا فوايد آرامش آن بيشتر مشخص شود.
مرحله سوم: سر و گردن و صورت
حالا بايد به عضلات صورت خود متمركز شويد و بعد به عضلات گردن، تا كاملاً ريلاكس شوند و در نهايت پوست سر خود را ريلاكس كنيد.
صورت: براي اين كار هم، ميتوانيد با شمارش شروع كنيد تا فكر شما بيشتر متمركز شود. قبل از شروع، دندانها نبايد بر روي هم باشند و يا بر هم فشار بياورند، كمي دندانها را از هم فاصله بدهيد. حالا تمرينات را شروع كنيد:
1- به پيشاني خود متمركز شويد. احساس كنيد پوست پيشاني شما كاملاً در دو دست مخالف كشيده يا منبسط ميشود. احساس كنيد پوست پيشاني شما كم كم از هم باز ميشود. احساس كنيد كرخت و شل ميشود… شل شل ميگردد… كاملاً احساس كنيد عضله پيشاني شل شل ميشود…
2- احساس كنيد پوست گونه شما نيز از هم باز ميشود. شل شل ميگردد… احساس كنيد عضله گونههاي شما كاملاً ريلاكس ميشود… احساس كنيد عضلات گونه شما عميقاً منبسط و كرخت و بيحس ميگردد…
3- حالا احساس كنيد كل وجودتان از هم باز ميشود. احساس كنيد سلول به سلول تمام عضله پوست صورتتان شل و وانهاده ميگردد… كرخت و بيحس ميگردد… احساس كنيد عضله پوست صورت شما كاملاً بيحس ميگردد. كرخت و لمس ميشود…
4- احساس كنيد تمام عضلات شما عميقاً ريلاكس ميشود… احساس كنيد پوست چانه و اطراف گوشهايتان كاملاً شل ميشود… بگذاريد عميقاً شل و وانهاده شود… احساس كنيد تمام عضله پوست شما شل شل ميگردد…
5- احساس كنيد اطراف چشم و حتي داخل بيني شما كاملاً بافتهايش وانهاده ميگردد. شل شل ميشود… احساس كنيد عميقاً شل و وانهاده ميگردد… كرخت و لمس ميشود….
گردن: حالا به عضلات گردن متمركز شويد. احساس كنيد عضلات گردن شما نيز با هر شماره شل و وانهادهتر ميشوند.
1-احساس كنيد ابتدا دو قسمت طرفين گردن، شل ميشوند. احساس كنيد ريلاكس و وانهادگي از صورتتان به طرفين گردنتان ميآيد. احساس كنيد عميقاً طرفين گردن شما شل شل ميگردد.
2- احساس كنيد طرفين گردنتان كرختتر ميشود. احساس كنيد ريلاكس به قسمتهاي عقب گردن ميرود. تمام عضلات گردن را وانهاده و شل ميكند. كرخت و بيحس ميشود… احساس كنيد هيچ انقباضي در گردن نداريد…
3- احساس كنيد كاملاً تا عمق عضله گردن ريلاكس ميشود. احساس شل شدن را به عقب گردن ببريد. احساس كنيد از طرفين گردن تا پشت گردن كاملاً شل و كرخت ميشود. كاملاً احساس كنيد ريلاكس و ريلاكستر ميشود.
4-احساس كنيد حالا كم كم قسمت انتهايي جلوي گردنتان، نيز شل و وانهاده ميشود. احساس كنيد انتهاي گردنتان كاملاً ريلاكس ميشود. احساس كنيد تمام عضله گردنتان كاملاً كرخت و بيحس شده و احساس كنيد لخت لخت شده است.
5-حالا احساس كنيد تارهاي صوتي را كه زير سيبك گلو هستند نيز شل شل ميشود. احساس كنيد كه كاملاً عضله تارهاي صوتي شما شل شل ميگردد… احساس كنيد تارهاي صوتي شما اصلاً سفت و منقبض نيستند. شل شل است….
پوست سر: حالا به پوست سر خود متمركز شويد. احساس كنيد پوست سر شما كاملاً ريلاكس ميشود. با 5 شماره اين عمل را انجام بدهيد:
1-احساس كنيد پوست سر شما منبسط ميگردد… كاملاً شل و كرخت ميشود… احساس كنيد پوست سر شما از كاسه سرتان جدا است، و كاملاً سلول به سلول پوست سر شما كرخت و شل ميشود.
2- احساس كنيد تمام پوست سر به تدريج شل ميگردد احساس كنيد قسمت جلوي سرتان شل شل ميگردد… احساس كنيد پوست سرتان كاملاً و عميقاً ريلاكس ميشود…
3- احساس كنيد انتهاي پوست سر شما نيز شل ميشود… كاملاً منبسط ميگردد… احساس كنيد عميقاً شلتر ميشود… احساس كنيد كاملاً شل شل ميگردد… احساس كنيد كاملاً و عميقاً پوست سر شما از كاسه سر جدا است…
4-احساس كنيد قسمت انتهايي مغزتان از كاسه سرتان جدا است… احساس كنيد قسمت انتهاي مغز شما كرخت و بيحس ميشود… احساس كنيد قسمت انتهايي مغزتان كاملاً ريلاكس ريلاكس شده است… احساس كنيد عميقاً شل و كرخت و بيحس ميگردد…
5-حالا به كل سرتان متمركز شويد به كل پوست سرتان فكر كنيد كه كاملاً شل شل است به اطراف گوشهايتان و پوست انتهايي سرتان كه تمام اينها شل و كرخت شود، كاملاً ريلاكس شده باشد. احساس كنيد تمام عضلات كاملاً كرخت و بيحس ميگردد.
حالا براي دقايقي به كل سر و صورت و گردن متمركز شويد و احساس كنيد كه اصلاً سر نداريد، كاملاً كرخت و بيحس شدهايد، احساس كنيد تمام عضلات سر و گردن شما ريلاكس عميق شده است.
مرحله چهارم: سينه، شكم، پشت و كمر
در اين مرحله ابتدا شكم و بعد سينه و سپس كمر يا پشت خود را ريلاكس كنيد:
شكم: با 5 شماره تمام عضلات شكم و محتويات داخلي شكم را ريلاكس كنيد:
1- احساس كنيد پوست شكمتان كم كم منبسط ميشود شل شل ميشود… احساس كنيد پوست شكم شما كرخت و بيحس ميگردد… احساس كنيد تمام پوست شكم ريلاكس ميشود… شل شل ميگردد…
2- احساس كنيد عضلات داخلي شكم كم كم شل شل ميشود… احساس كنيد تمام عضله داخلي شكم كرخت و بيحس ميشود… احساس كنيد تمام عضلات منبسط ميشود.. عميقاً منبسط ميشود…
3- احساس كنيد عضلات معده و روده شما كم كم از هم وا ميشود… شلتر ميشود… احساس كنيد تمام عضله كرخت و بيحس ميگردد… احساس كنيد تمام عضلات معده و روده ساكن و بيحس است…
4- احساس كنيد تمام محتويات داخلي شكم كرخت و بيحس ميشود… تمام عضلات داخلي لمس لمس ميگردد… احساس كنيد تمام عضله كرخت و بيحس ميشود… بگذاريد كاملاً و عميقاً شل شود… باز هم شلتر گردد…
5- حالا تمام عضلات شما كاملاً لمس لمس ميشود… تمام محتويات داخلي شكم ريلاكس و بيحس ميگردد… كاملاً كرخت و لمس ميشود… بگذاريد باز هم عميقتر شل شود….
سينه: حالا به عضلات بين دندهاي خود متمركز شويد و با 5 شماره آنها را نيز كرخت و بيحس كنيد:
1- عضلات بيندندهاي يك به يك از هم جدا ميشود… بگذاريد عضلات قفسه سينه شما از هم عميقتر جدا شود… كرخت و بيحستر گردد… بگذاريد عميقاً شلتر و بيحستر شود… لمس و بيحستر گردد…
2- عضلات بيندندهاي باز شلتر ميشود… احساس كنيد هيچ فشار و انقباض روي عضلات شما نيست… بگذاريد عميقتر شل شود….
3- احساس كنيد عضلات سينه به سمت جناقهايتان شل ميشود… عضلات اطراف جناقتان ريلاكس ميگردد… بگذاريد عميقتر شل شود… بگذاريد كاملاً شل شل گردد… بگذاريد عميقتر شل و بيحس شود…
4- تمام عضلات داخلي بين دندهاي را بگذاريد شلتر شود… بگذاريد كاملاً ريلاكس گردد… بگذاريد عميقتر كرخت و كرختتر شود… لخت لخت گردد…
5- حالا به كل قفسه سينه تمركز كنيد كه شل شده… احساس كنيد كل قفسه سينه خيلي آرام و بدون هيچ فشار و انقباض به عمل تنفس ميپردازد… احساس كنيد خيلي آرام بدون انقباض بالا و پايين ميرود… بگذاريد راحت عمل خود را انجام بدهد… احساس كنيد باز هم كرختتر و بيحستر ميشود… عميقاً ريلاكس وانهاده شود…
پشت و كمر: به پشت و كمر خود نيز ميتوانيد متمركز شويد و با 5 شماره آنها را نيز از انقباض و كشش عضلاني رها كنيد:
1- احساس كنيد كاملاً آرامش به قسمتهاي انتهايي كمرتان نفوذ ميكند… احساس كنيد تمام عضلات كمرتان كاملاً شل شل ميگردد… احساس كنيد تمام عضله كمرتان بيحس و سر ميشود… لخت لخت ميگردد… ديگر هيچ دردي را در كمر احساس نميكنيد… احساس كنيد كاملاً بيحس شده است…
2- احساس خود را به قسمت پشت تعميم دهيد احساس كنيد آرامش به قسمت پشتتان نيز نفوذ ميكند… احساس كنيد عضله پشتتان كاملاً از هم وا ميرود… احساس كنيد كاملاً شل شل ميشود… احساس كنيد تمام عضله پشت شما نيز كرخت و بيحس ميگردد..
3- احساس كنيد تمام عضلات پشت و كمر شما ريلاكس شده… احساس كنيد تمام عضله شما عميقتر شل ميشود… احساس كنيد تمام عضله شما كرختتر و بيحستر ميگردد… احساس كنيد تمام عضله شما كرختتر و بيحستر ميشود… احساس كنيد تمام عضله شل شل ميگردد…
4- احساس كنيد تمام عضله پشت و كمر شما عميقتر ريلاكس ميگردد… تا عمق عضلات كاملاً، شل و بيحس ميشود… احساس كنيد تمام عضلات پشت عميق و عميقتر كرخت و بيحس ميگردد… بگذاريد عميقتر شل شود…
بعد از ريلاكس كل بدن، خود را چون يك جسد حس ميكنيد كه روي زمين بيحركت و بيحس و شل افتادهايد… احساس كنيد، كاملاً كرخت و بيحس و از هرگونه انقباض و فشار رها شدهايد كاملاً خود را چون يك مرده حس كنيد و در همين حالت بمانيد و اگر موقع خوابتان بود به همين صورت بخوابيد تا با احساس آرامش بيشتر به خواب برويد.
ولي اگر بعد از مدتي بخواهيد به حالت عادي برگرديد، ميتوانيد خيلي آرام، چشمهاي خود را باز كنيد و حالا احساس كنيد به حالت عادي برميگرديد بعد از مدت زمان كوتاهي كاملاً به حالت عادي خواهيد رسيد بعد از يك مدت تمرين بهتر خواهيد توانست با روش تمركز، خود را ريلاكس كنيد و به اين وسيله ميتوانيد حتي بدون اينكه كسي متوجه شود در حالي كه نشستهايد حتي در حضور ديگران خود را ريلاكس كنيد. با تمركز كردن روي عضلات خود ميتوانيد آنها را شل كرخت و بيحس كنيد. حتي ميتوانيد تمركز كنيد روي قلبتان و احساس كنيد عضلات قلب شما شل شل ميشود… عميقاً كرخت و بيحس ميگردد. بعد از لحظاتي قلب شما از حالت تپش خارج ميشود و كاملاً آرام ميگردد. از اين روش ميتوانيد در هر كجا و در هر زمان و مكان و در هر موقعيت استفاده كنيد.
چگونه از طريق مصرف موادغذايي با استرس مبارزه كنيم؟
1- روز خود را با مصرف يك ليوان آب پرتقال تازه يا آب ميوه هاي طبيعي حاوي ويتامين C شروع كنيد و در بقيه روز آب زياد بنوشيد، براي اين كه وقتي بدن تحت استرس است بدن شما ويتامينC بيشتري احتياج دارد. يك ليوان آب ميوه تازه، نياز اضافي شما را تأمين مي كند.
نوشيدن حداقل 8 ليوان آب، بدن شما را از بي آبي حفظ مي كند و مانع تحمل استرس اضافي براي بدن شماست.
2- براي صبحانه؛ يك عدد موز، مقداري موادغذايي حاوي فيبر زياد و ماست كم چرب استفاده كنيد، چرا كه موز منبع غني ويتامين B6 است كه براي سوخت و ساز لازم است، به خصوص زماني كه سوخت و ساز بدن مانند مواقع استرس سريع است . توجه كنيد كه مصرف مكمل هاي اضافي ويتامين B لازم نيست، چون ممكن است استرس اضافي به بدن تحميل كنيد.
دستگاه گوارش شما، استرس وارد شده را احساس مي كند، بنابراين دريافت موادغني از فيبر در طول روز كمك مي كند تا طوفان ايجاد شده در اين دستگاه فروكش كند.
مصرف ماست كم چرب 2 خاصيت مهم براي بدن دارد:
الف) حاوي پروتئين است كه بدن در شرايط استرس به آن احتياج دارد. ب) وجود چربي كم موجود در آن به عنوان حامي خوبي براي سيستم ايمني بدن مي باشد.
3- فقط يك فنجان قهوه در طول روز مصرف كنيد و از مصرف موادغذايي حاوي كافئين در بقيه روز خودداري كنيد ، زيرا:
كافئين كليه دستگاه هاي بدن را تحت تأثير قرار مي دهد. فعاليت بدن را افزايش و سرعت جذب املاح را كاهش مي دهد. كافئين اضطراب شما را زياد مي كند و اين آخرين چيزي است كه شما به آن احتياج داريد.
4- از مصرف شيريني به عنوان ميان وعده پرهيز كنيد. به جاي آن از غلات كامل، نان كم چرب تهيه شده با شير و انواع كيك هاي ساده خانگي استفاده كنيد.
ترشح هورمون هايي كه در زمان استرس زياد است، سبب ترشح تركيبي به نام NPY* از مغز مي شود. NPY تمايل به مصرف شيريني و مواد قندي را زياد مي كند.
اگر شما به تمايل خود در مصرف شيريني پاسخ مثبت دهيد، در بقيه روز درگير اين تمايل خواهيد بود. در نتيجه مواد غذايي اي را مصرف خواهيد كرد كه خاصيت تغذيه اي ندارند.
بسيار بهتر است براي مقابله با تمايل به مصرف شكر، از نان هاي تهيه شده با آرد كامل و شكر كم، استفاده كنيد.غلات كامل، سلول هاي مغزي را براي ترشح سروتونين تحريك مي كنند. هورمون سروتونين آرام بخش است.
5- نمايه گليسميك ( توانايي بالا بردن قند خون به وسيله يك ماده غذايي خاص) يا (GI) مواد غذايي را بشناسيد. اين شاخص به ما نشان مي دهد مواد قندي( كربوهيدرات ها) با چه سرعتي تبديل به قند مي شوند و سطح قند خون را بالا مي برند. هر اندازه اين شاخص پايين تر باشد، مواد حاوي كربوهيدرات ديرتر تبديل به قند مي شوند. بنابراين سطح قند خون را بيشتر مي توانيم كنترل كنيم و بيشتر احساس آرامش مي كنيم. هم چنين از احتمال ورود و ذخيره چربي هاي ناخواسته جلوگيري مي كنيم. انوع شيريني، نان سفيد و سيب زميني، نمايه گليسميك بالا دارند و موادغذايي اي مانند ماكاروني، برنج، لوبيا نمايه گليسميك پايين تري دارند.
عادات سالم براي جلوگيري از استرس
1- از افت قند خون جلوگيري كنيد و وعده هاي منظم، كوچك و سالم بخوريد.
2- از ميان وعده هاي كم انرژي مانند هويج، كرفس، ذرت بو داده ي بدون روغن، و كيك هاي برنجي با شكر كم استفاده كنيد.
3- از انوع ميوه هاي تازه و آب ميوه ها به عنوان طعم دهنده هاي شيرين استفاده كنيد.
4- جوشانده هاي گياهي براي تسكين اعصاب مناسب هستند؛ مي توانيد آنها را با يك قاشق غذاخوري عسل ميل كنيد.
5- مصرف غذهاي حاوي تريپتوفان مانند مغزهاي گياهي(پسته، بادام، فندق و...) ، موز و غلات كامل، دستگاه عصبي را تسكين مي دهند.
6- مصرف مقدار كمي پروتئين در طول روز مانند پنير، تخم مرغ، مرغ و گوشت در شرايط استرس خستگي شما را رفع مي كند. اگر جزء افرادي هستيد كه خيلي زياد دچار استرس مي شويد ، هميشه مقداري از مواد حاوي پروتئين آماده را همراه داشته باشيد.
7- غلات كامل و موادغذايي حاوي فيبر، چرخه ايجاد گرسنگي را به تعويق مي اندازند. انواع ميوه، سبزي، ماست كم چرب و پنير نيز همين كار را انجام مي دهند.
8- از انواع غذاهاي بدون چربي يا كم چربي استفاده كنيد.
9- وعده هاي غذايي را حذف نكنيد.
10- براي مقابله با استرس راه ديگري به غير از غذا خوردن پيدا كنيد.
11- براي رفع خستگي پس از كار روزانه ورزش كنيد. ورزش هايي را انتخاب كنيد كه مورد علاقه شما هستند و به شما آرامش مي بخشند. ورزش كمك مي كند تا كالري اضافه سوخته شود، سلامت قلب و ريه ها افزايش يابد و ذهن شما از چيزهايي كه باعث ايجاد استرس هستند، دور نگه داشته شود.
12- روزانه به مدت 30-20 دقيقه و 3 بار در هفته به صورت منظم ورزش كنيد.
13- در شرايط استرس از داروهاي آرام بخش استفاده نكنيد.
14- ياد بگيريد كه اهداف خود را زمان بندي كنيد.
15- اهداف واقعي انتخاب كنيد نه غير واقعي.
16- مهارت هاي مديريت زمان را ياد بگيريد.
17- زماني را براي تهيه فهرست غذاهايي كه نياز داريد، اختصاص دهيد و از انتخاب موادغذايي با ارزش تغذيه اي كم پرهيز كنيد.
Neuropeptide Y*-منبع تبیان
|
|
|



















