تبليغاتX
سایت مشاوره و روان شناختی مهرآرا
مشاوره (فردی و گروهی تحصیلی خانوادگی ازدواج )روان سنجی-روان درمانی- تست( هوش وشخصیت)

 

 

 

 

هوش چندگانه چیست؟

هوارد گاردنرمتولد 1943 پنسیلوانیا است. والدینش چون یهودی بودند؛در سال 1938 از هامبورگ به آمریکا مهاجرت کردند.او به دانشگاه هاروارد رفت در رشته حقوق تحصیل کند ، اما خوشبختانه اریک اریکسون معلم او شد و وی را به روانشناسی و علوم اجتماعی علاقه مند کرد و به قول خود گاردنر بر پای تحقیقات او مهر تایید زد. وی از جروم برونر و دیوید رایزمن نیز تأثیر پذیرفت. در سال 1965 با عنوان دانشجوی ممتاز فارغ التحصیل شد. در 1971 PhD خود را گرفت و با دیوید پرکینز در پروژه زیرو همکار شد و در ضمن به کرسی استادی آموزش در هاروارد رسید. از مهمترین کارهای او می‌توان به چارچوب های ذهن و نظریه هوشهای چندگانه اشاره کرد.

 

 

 

در حوزه روان شناسی و علوم رفتاری معمولا باور بر این است که هوش موجودیتی منفرد است که به ارث می‌رسد و انسانها مانند لوح سفیدی هستند که هر چیزی را در صورتی که به شیوه ای مناسب ارائه شود، می‌توان به آنها آموزش داد. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که عکس این مسأله صادق است و هوش های چندگانه وجود دارد که کاملا از یکدیگر مستقل هستند. گاردنر هوش را "ظرفیتی برای حل مسائل یا تطبیق ساخته‌ها متناسب با مجموعه فرهنگی " می‌داند. گاردنر هفت هوش معرفی می‌کند، دو تای اول در مدرسه به دست می‌آید. سه تای بعدی مربوط به هنر است و دو تای پایانی شخصی.

 

 

در کتاب چارچوب های ذهن گاردنر با هوش های شخصی به عنوان یک کل برخورد می‌کند؛ چرا که بسیار به هم نزدیکند و هماهنگ عمل می‌کنند. افراد ترکیب یگانه ای از هوش‌ها دارند و این هوش‌ها بدون جهت گیری اخلاقی است و می‌تواند برای مقاصد خوب یا بد بکار آید. نظریه گاردنر در روان شناسی جایگاه معتبری به دست نیاورده است ولی به شدت مورد توجه معلمان قرار گرفته است. در اصل این تئوری، هفت روش تدریس به جای یکی را امکان پذیر می‌کند؛ یعنی می ‌توان ذهن را در زمینه ای که آماده است، تحریک کرد و با شیوه ای که مورد علاقه دانش آموز است پیش رفت. توصیه  گاردنرتوصیه می کند "معلمان باید توجه خود را به همه هوش‌ها معطوف کنند." "باید آموزش و اخلاقیات را به یکدیگر گره زد".

 

 

 

آثار گاردنر:

 

    The Shattered Mind appeared in 1975

 

    Frames of Mind (1983

 

   The Unschooled Mind

 

   Intelligence Reframed

 

   The Disciplined Mind

 

 

 

با توجه به نظرات هوارد گارنر ،هوشهای چندگانه هفت راه مختلف برای نشان دادن قابلیت فکری هستند.

 

 

 

 

انواع هوش چندگانه کدامند؟

 

هوش دیداری / فضایی

این نوع هوش توانایی درک پدیده های بصری است. یادگیرنده های دارای این نوع هوش ، گرایش دارند که با تصاویر فکر کنند و برای به دست آوردن اطلاعات نیاز دارند یک تصویر ذهنی واضح ایجاد کنند. آنها از نگاه کردن به نقشه ها، نمودارها، تصاویر، ویدیو و فیلم خوششان می‌آید.

 

مهارت های آنها شامل موارد زیر است:

 

ساختن پازل، خواندن، نوشتن، درک نمودارها و شکل ها، حس جهت شناسی خوب، طراحی، نقاشی، ساختن استعاره‌ها و تمثیل های تصویری (احتمالا از طریق هنرهای تجسمی)،دستکاری کردن تصاویر، ساختن، تعمیر کردن و طراحی وسایل عملی، تفسیر تصاویر دیداری.

 

 

 

شغل های مناسب برای آنها عبارتند از:

 

دریانورد،مجسمه ساز، هنرمند تجسمی، مخترع، کاشف، معمار، طراح داخلی، مکانیک، مهندس

 

هوش کلامی/ زبانی

 

این نوع هوش یعنی توانایی استفاده از کلمات و زبان. این یادگیرنده‌ها مهارت های شنیداری تکامل یافته ای دارند و معمولا سخنوران برجسته ای هستند. آنها به جای تصاویر، با کلمات فکر می‌کنند.

 

مهارت های آنها شامل موارد زیر می‌شود:

 

گوش دادن، حرف زدن، قصه گویی، توضیح دادن، تدریس، استفاده از طنز، درک قالب و معنی کلمه ها، یادآوری اطلاعات، قانع کردن دیگران به پذیرفتن نقطه نظر آنها، تحلیل کاربرد زبان

 

شغل های مناسب برای آنها عبارتند از:

 

شاعر، روزنامه نگار، نویسنده، معلم، وکیل، سیاستمدار، مترجم

 

هوش منطقی / ریاضی

 

هوش منطقی / ریاضی یعنی توانایی استفاده از استدلال، منطق و اعداد. این یادگیرنده‌ها به صورت مفهومی با استفاده از الگوهای عددی و منطقی فکر می‌کنند و از این طریق بین اطلاعات مختلف رابطه برقرار می‌کنند. آنها همواره در مورد دنیای اطرافشان کنجکاوند، سوال های زیادی می‌پرسند و دوست دارند آزمایش کنند.

 

مهارت های آنها شامل این موارد می‌شود:

 

مسئله حل کردن، تقسیم بندی و طبقه بندی اطلاعات، کار کردن با مفاهیم انتزاعی برای درک رابطه شان با یکدیگر، به کاربرددن زنجیره طولانی از استدلالها برای پیشرفت، انجام آزمایش های کنترل شده، سوال وکنجکاوی در پدیده های طبیعی، انجام محاسبات پیچیده ریاضی، کار کردن با شکل های هندسی

 

رشته های شغلی مورد علاقه آنها عبارتند از :

 

 

دانشمند، مهندس، برنامه نویس کامپیوتر، پژوهشگر، حسابدار، ریاضی دان

 

 

                                                                                                هوش بدنی/جنبشی

 

این هوش یعنی توانایی کنترل ماهرانه حرکات بدن و استفاده از اشیا. این یادگیرنده‌ها درک خوبی از حس تعادل و هماهنگی دست و چشم دارند (به عنوان مثال در بازی با توپ، یا استفاده از تیرهای تعادل مهارت دارند)انها از طریق تعامل با فضای اطرافشان قادر به یادآوری و فرآوری اطلاعات هستند.

 

مهارت های آنها شامل این موارد می‌شود:

 

 هماهنگی بدنی، ورزش، استفاده از زبان بدن، صنایع دستی، هنرپیشگی، تقلید حرکات، استفاده از دست هایشان برای ساختن یا خلق کردن، ابراز احساسات از طریق بدن

 

شغل های مورد علاقه آنها عبارتند از :

 

ورزشکار، معلم تربیت بدنی،هنرپیشه، آتش نشان، صنعتگر

 

هوش موسیقی / ریتمیک

 

این نوع هوش یعنی توانایی تولید و درک موسیقی. این یادگیرنده های متمایل به موسیقی با استفاده از صداها، ریتم‌ها و الگوهای موسیقی فکر می‌کنند. آنها بلافاصله چه با تعریف و چه با انتقاد، به موسیقی عکس العمل نشان می‌دهند. خیلی از این یادگیرنده‌ها بسیار به صداهای محیطی (مانند صدای زنگ، صدای جیرجیرک و چکه کردن شیرهای آب) حساس هستند.

 

مهارت های آنها شامل موارد زیر می‌شود:

 

آواز خواندن ، سوت زدن، نواختن آلات موسیقی، تشخیص الگوهای آهنگین، آهنگ سازی، به یاد آوردن ملودی ها، درک ساختار و ریتم موسیقی

 

شغل های مناسب برای آنها عبارتند از :

 

موسیقی دان، خواننده، آهنگساز

 

هوش درون فردی

 

یعنی توانایی ارتباط برقرار کردن و فهم دیگران. این یادگیرنده‌ها سعی می‌کنند چیزها را از نقطه نظر آدم های دیگر ببینند تا بفهمند آنها چگونه می‌اندیشند و احساس می‌کنند. آنها معمولا توانایی خارق العا د ه ای در درک احساسات، مقاصد و انگیزه‌ها دارند. آنها سازمان دهند ه هاس خیلی خوبی هستند، هرچند بعضی وقت‌ها به دخالت متوسل می‌شوند. آنها معمولا سعی می‌کنند که در گروه آرامش را برقرار کنند و همکاری را تشویق کنند. آنها هم از مهارت های کلامی (مانند حرف زدن) و هم مهارت های غیرکلامی (مانند تماس چشمی، زبان بدن) استفاده می‌کنند تا کانال های ارتباطی با دیگران برقرار کنند.

 

مهارت های آنها شامل موارد زیر می‌شود:

 

دیدن مسائل از نقطه نظر دیگران (نقطه نظر دوگانه)، گوش کردن، همدلی، درک خلق و احساسات دیگران، مشورت، همکاری با گروه، توجه به خلق و خو ، انگیزه‌ها و نیت های مردم، رابطه برقرار کردن چه از طریق کلامی چه غیر کلامی، اعتماد سازی، حل و فصل آرام درگیری ها، برقراری روابط مثبت با دیگر مردم

 

شغل های مناسب برای آنها عبارتند از :

 

 

مشاور، فروشنده، سیاست مدار، تاجر

 

 

هوش برون فردی (فرا فردی)

 

این هوش یعنی توانایی درک خود و آگاه بودن از حالت درونی خود. این یادگیرنده‌ها سعی می‌کنند احساسات درونی، رویاها، روابط با دیگران و نقاط ضعف و قوت خود را درک کنند.

 

مهارت های آنها شامل موارد زیر می‌شود:

 

تشخیص نقاط ضعف و قوت خود، درک و بررسی خود، آگاهی از احساسات درونی، تمایلات و رویاها،ارزیابی الگوهای فکری خود، باخود استدلال و فکر کردن ، درک نقش خود در روابط با دیگران

 

مسیرهای شغلی ممکن برای آنها عبارتند از:

 

پژوهشگر، نظریه پرداز، فیلسوف

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت   توسط حمیدی -روان شناس بالینی | 
نظریه پردازان شخصیت، همگی بر این عقیده اند که داشتن خود ارزشمندی نقش اساسی در رشد سالم شخص دارد و اظهار می دارند که زندگی سالم روانی تنها در سایه احساس ارزش خود مثبت شکل می گیرد.
خود ارزشمندی تجربه توانا بودن برای مقابله با مسائل اساسی زندگی و احساس شایستگی و خودباوری است. خود ارزشمندی از دو مقوله تشکیل یافته:

 
۱) احساس کارآمدی شخص:
به معنای اعتماد به عملکردهای ذهنی و توانایی های خود برای فکر کردن، یاد گرفتن، قضاوت کردن، انتخاب کردن و تصمیم گرفتن و مهم تر از همه به معنای مقابله و غلبه بر مسائل و مشکلات متعدد و مختلف زندگی و کنترل خود است.

 
۲) احترام به خود:
به معنای باور داشتن حق خود برای زندگی کردن و خوشحال بودن و فراتر از آن باور داشتن خود برای ابراز ایده ها، احساسات، خواسته ها، نیازها و سزاوار بودن برای رسیدن به هدف و موفقیت است و خود را شایسته محبت و احترام دیگران دانستن است.
اینکه گفته می شود احساس با ارزش بودن نیاز اساسی هر انسانی است بدین معناست که خود ارزشمندی نقش حیاتی در فرآیند زندگی ایفا می کند و در حقیقت برای بقا و زیستن ضروری است. به نظر راجرز تصویر خویشتن رشد یافته، انسان را به سوی سازگاری با جهان بیرون سوق می دهد.
خود ارزشمندی در واقع به منزله سیستم خودآگاهی ایمن عمل می کند و مقاومت، قدرت و توانایی لازم را برای بازسازی ایجاد می کند و بدون آن رشد روانی فرد مختل می شود و زمانی که احساس خود ارزشمندی پایین است:
- قدرت مقابله و میزان انعطاف پذیری شخص در برابر مشکلات و سختی ها کاهش می یابد.
- شخص دچار آشفتگی، اضطراب و پریشانی می شود.
- شخص خود را درمانده و شکست خورده می پندارد.
- شخص بیشتر می خواهد از غم و اندوه اجتناب کند تا بخواهد شادی و نشاط را تجربه کند.
- موارد منفی بیشتر از موارد مثبت بر فرد حکمرانی و تسلط دارد.
- پیشرفت آنها کمتر از حد واقعی شان است.
- قادر نیستند از موفقیت خود خوشحال شوند و رضایت درونی به دست آورند.
- نسبت به احساسات و افکار خود تردید و از ابراز آن ترس دارند.
- تمایل چندانی برای تعامل با دیگران ندارند و گاه آن را خصمانه تلقی می کنند.
بنا به نظر کوپراسمیت احساس خود ارزشمندی ارزشیابی و قضاوتی شخصی است از شایستگی خود که ویژگی عامل شخصیت است نه یک نگرش لحظه ای برای موقعیت های خاص. به نظر وی والدین مهم ترین عامل رشد احساس خود ارزشمندی سالم در کودکان و نوجوانان هستند.
والدین می بایست اصول ذیل را در رفتار با کودکان و نوجوانان جهت رشد خودارزشمندی رعایت کنند:
۱) فرزندان را با عشق و احترام بزرگ کنند و این احساس را در آنها ایجاد کنند که به اندازه کافی خوب و قابل قبول هستند.
۲) در محیطی حمایت کننده نقش های مناسب و قابل اجرا را به آنها محول کنند.
۳) از آنها متناسب با توانایی هایشان انتظار و توقع داشته باشند.
۴) آنها را دچار تناقض نسازند.
۵) برای کنترل آنها به رفتارهایی نظیر مسخره کردن، ایجاد احساس گناه، تحقیر کردن و سو»رفتار جسمی متوسل نشوند.
۶) از هر فرصتی استفاده کنند تا به آنها نشان دهند که به شایستگی و خوب بودنشان اعتقاد دارند.
۷) آنها را برای آشکار ساختن احساسات غیرقابل قبول مجازات نکنند.
۸) توانایی خویشتن داری را در آنها پرورش دهند.
۹) آنها را به اندازه ای حمایت و محافظت کنند که یادگیری و اعتماد به نفسشان خدشه دار نگردد.
۱۰) احساسات و افکار آنها را ارزشمند و با اهمیت تلقی کنند

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت   توسط حمیدی -روان شناس بالینی | 

همه‌ دلشان می‌خواهد موفق باشند؛ پدر و مادرها بیشتر. ولی بیشتر پدرومادرها حتی موفقیت‌شان را هم نه برای خودشان، که برای تربیت موفق فرزندان‌شان می‌خواهند. آنهایی که بچه‌دار شده‌اند، می‌دانند که این ماجرا چه‌قدر فراز و نشیب و پیچیدگی دارد. هیچ روزی مثل روز قبل نیست و اتفاقا هر چه بچه‌ها بزرگ‌تر می‌شوند ماجراها پیچیده‌تر می‌شود. ضمن اینکه خصوصیات فردی و خانوادگی و حتی اجتماعی هر پدر و مادری را نیز باید درنظر گرفت...
حالا سوال این است که واقعا والدین موفق چه ویژگی‌‌هایی دارند؟ آیا برای این موضوع هم استانداردهایی وجود دارد تا بر مبنای آن بتوانیم موفقیت والدین را محک بزنیم؟ آیا موفقیت به معنای کامل و بی‌عیب و نقص بودن است؟
بگذارید از همین ابتدای بحث یک موضوع را روشن کنیم: والدین موفق الزاما کامل‌ترین، بهترین و بی‌نقص‌ترین والدین نیستند. اگر این اصل را قبول کنیم با استرس کمتری بچه‌داری می‌کنیم، فرزندان‌مان را بزرگ و راه را برای موفقیت آنها هموار می‌نماییم.
با توجه به اینکه بیشتر جوامع امروزی فرزندمحور شده‌اند، والدین در تربیت به بچه‌ها دچار استرس فراوانی می‌شوند و فشار زیادی به خود وارد می‌کنند تا همه چیز خوب پیش برود؛ از انضباط و مقررات، تغذیه، مطالعه، تسهیلات آموزشی و امکان استفاده از کامپیوتر گرفته و تا همه‌چیز. امروزه حتی برای شرایط روحی و تغذیه‌ای مادر باردار هم تعریف‌های خاصی وجود دارد تا پایه‌های موفقیت کودک قبل از تولدش بنا شود.
به همین دلیل، والدین گاهی به دلیل نداشتن وقت یا امکانات برای تامین همه‌جانبه بچه‌ها، دچار عذاب وجدان شده و خودشان را گناهکار می‌دانند و این موضوع، فشار روانی وارد بر آنها را بیشتر می‌کند و صد البته، بچه‌داری و فرزندپروری را مشکل‌تر. شاید اگر اصولی را به‌طور کلی در نظر بگیریم معنای موفقیت در بچه‌داری و فرزندپروری را بهتر درک کنیم.
البته شرایط والدین کاملا متفاوت است و موفقیت نیز به همین اندازه می‌تواند معانی متفاوتی داشته باشد اما لااقل ۵ اصل کلی وجود دارد. یک اصل مربوط به قبل از ازدواج و ۴اصل دیگر مربوط به قبل از فرزنددار شدن است.
۱) ازدواج، موفق شرط اول:
موفقیت والدین در زمینه بچه‌داری به قبل از بچه‌دار شدن و حتی به قبل از ازدواج برمی‌گردد. والدین موفق، ازدواجی مناسب دارند و بسیار دشوار است که همسرانی بدون انطباق در فکر و سبک زندگی بتوانند تربیتی صحیح ارایه بدهند. مرحله بعدی، زمانی است که آنها قصد دارند صاحب اولاد شوند؛ کاری که نباید تصادفی و بی‌برنامه باشد و حتی‌المقدور باید ۴ اصل زیر برایش در نظر گرفته شود:
۲) انتظارتان را از بچه‌دارشدن روشن کنید:
این، موضوع مهمی است که اگر بعضی والدین قادر نباشند با گروه سنی خاصی (مثلا کودکان) راحت ارتباط برقرار کنند، ریشه‌ مساله را باید در همان سنین (یعنی دوران کودکی والدین) جستجو و حل و فصل کرد. والدین موفق از همان دوران باید یاد گرفته باشند که مسوولیت‌هایشان را بشناسند، چه‌طور با استرس برخورد داشته و یا در شرایط ناراحت‌کننده (که در دوران بچه‌داری بی‌شمار است) خود را با شرایط وفق دهند. بررسی‌ها نشان می‌دهد سطح استرس والدین روی کودکان و توانایی بزرگ کردن آنها تاثیر به سزایی دارد؛ ضمن اینکه بچه‌داری کاری مادام‌العمر است و هیچ‌وقت تمام نمی‌شود. والدین موفق از قبل ترس‌هایشان را می‌شناسند و تمام جوانب زندگی با بچه را ضمن بررسی، حل و فصل می‌کنند (کار، تحصیل، وضعیت تفریحی، مالی، ازدواج و غیره...)
۳) زمینه خانوادگی را مهیا کنید:
والدین موفق از قبل، شرایط خانوادگی خود را بررسی می‌کنند که با والدین خود یا همسرشان درباره این موضوع، مشکلی نداشته باشند تا شرایط فکری، روانی و تربیتی مناسبی برای بچه‌دارشدن موجود باشد. در غیر این صورت، ناخواسته و غیرمستقیم بسیاری از مسایل و مشکلات را وارد زندگی‌تان می‌کنید.
۴) پیشاپیش معلوم کنید که قرار است فرزندتان از شما چه بیاموزد:
والدین موفق اولویت‌های زندگی فرزندانشان را براساس ارزش‌های درست پایه‌ریزی می‌کنند؛ ارزش‌های دینی و اجتماعی خود را با همسرشان هم‌سو و همگن کرده و می‌دانند که قرار است چه تفکرات و باورهایی را به فرزندان‌شان منتقل کنند.
۵) از جمع‌آوری اطلاعات غافل نشوید:
والدین موفق قبل از بچه‌دارشدن شروع به جمع‌آوری اطلاعات در این زمینه می‌کنند و از منابع معتبر (نه حرف‌های بی‌پایه و اساس این و آن) کمک می‌گیرند تا بدانند در هر دوره سنی خاص باید با فرزند‌شان چه برخوردی داشته باشند. این کار تا پایان عمر نیز باید تداوم داشته باشد؛ یعنی والدین باید به طور مستمر با روش‌ها و اصول صحیح رفتاری و سلامت جسمی و روانی فرزندان‌شان آشنایی داشته باشند. چنین والدینی هرگز از یادگیری ترسی ندارند و از اینکه نکته‌ای را در این زمینه ندانند احساس حقارت یا ناراحتی نمی‌کنند و اتفاقا با ولع زیادی به دنبال یادگیری خواهند بود.
● والدین موفق ۹ ویژگی دارند
اگرچه نمی‌توان نسخه واحدی برای همه والدین پیچید اما والدین موفق این خصوصیات را حتما دارند:
۱) ارتباطشان عمیق است
ارتباط آنها با فرزندان‌شان بسیار عمیق و از همان سنین شیرخوارگی برقرار می‌شود. وقتی بچه‌دار می‌شوند قبول می‌کنند که اول پدر یا مادر هستند و بعد معلم، مهندس، کارمند فلان شرکت و ... و برعکس تصور خیلی‌ها که فکر می‌کنند شیرخوار چیزی درک نمی‌کند، می‌دانند که اتفاقا همه‌چیز توسط کودکان ثبت و ضبط می‌شود و بعدها همان مسایل توسط آنها بروز داده می‌شود. آنها تمام نیازهای شیرخوار را فراهم کرده و از همان ابتدا به او می‌فهمانند که تنها منبع اعتماد و تکیه‌گاه او هستند. این ارتباط عاطفی عمیق به این صورت پایه‌ریزی شده و برای همیشه باقی می‌ماند.
۲) نیازهای فرزندشان را می‌شناسند
آنها خوب درک می‌کنند که هیچ‌گاه مسایل مالی و امکانات، جایگزین وقت و زمانی که باید برای فرزند صرف کنند، نمی‌شود چون پول، پیشرفت شغلی و تحصیلی قابل‌ جبران است اما هر دوره عمر فرزندان با خصوصیات و نیازهای ویژه، اگر نادیده گرفته شود اصلا قابل جبران نیست و صدمات وارده به دلیل کمبود وقت و یا بی‌توجهی والدین، می‌تواند عواقب ناگوار، پیچیده و غیرقابل جبرانی به بار بیاورد.
۳) حمایت می‌کنند، ادعا نمی‌کنند
بهترین‌ و موثرترین کارها را به‌عنوان یک حامی و پشتیبان خوب برای فرزندشان انجام می‌دهند اما قبول می‌کنند که خودشان هم نقایصی دارند. به این ترتیب، راه را برای رفع نقایص خود بازمی‌گذارند و با این روحیه، فرزندشان هم در این موارد، آنها را می‌بخشد.
۴) آنها می‌دانند که «دوصد گفته چون نیم‌ کردار نیست»
می‌دانند برای بچه‌ها، رفتار و عملکرد بهتر از گفتار و نصیحت است. سخنرانی و سرزنش به ندرت در بچه‌ها (در سنین مختلف)، تاثیر می‌گذارد. در عوض رفتار والدین پیامی واضح و رسا به همراه دارد. در گفتار و رفتار این والدین صداقت و مهربانی وجود دارد و فرزندان‌شان نیز همین‌‌گونه بارمی‌آیند.
۵) اول گوش می‌کنند، بعد حرف می‌زنند
قبل از آنکه حرف بزنند به صحبت‌های فرزندشان گوش می‌کنند. هر چه بیشتر گوش می‌کنند فرزندشان بیشتر برایشان تعریف می‌کند و این یک مکالمه موثر محسوب می‌شود. آنها می‌دانند که اعتماد به نفس، سنگ بنای سلامت عاطفی و روانی است و فرزندشان در صورتی اعتماد به نفسی محکم و پایدار پیدا می‌کند که خودش انتخابگر باشد و تحت نظارت والدین، خودش تصمیم بگیرد. وقتی می‌خواهند رفتار منفی او را تصحیح کنند لااقل دو رفتار را پیشنهاد می‌کنند تا خودش انتخاب کند.
۶) درست تنبیه می‌کنند
آنها معتقدند که موثرترین تنبیه، عدم تایید فرزند (البته به صورت موقت) است که همیشه باید همراه با توضیحات کافی به فرزند باشد که چرا این عدم تایید به وجود آمده و راه رفع آن چیست.
۷) زیاد حرف نمی‌زنند
به سوالات فرزندشان با توجه به رده سنی و درک او پاسخی ساده و صحیح می‌دهند و معمولا از مباحثه طولانی خودداری می‌کنند؛ یعنی در هر سن، اطلاعاتی متناسب به فرزندشان ارایه می‌دهند و خوب می‌دانند که ریختن یک بشکه چای در یک فنجان کاری بیهود است!
۸) حد خودشان را می‌‌شناسند
به این موضوع توجه دارند که فرزندشان در طول زندگی خود روابط بسیاری برقرار می‌کند؛ با دوستان، معلمان، فامیل و ... حتی اگر در دوره‌ای خاص این روابط ویژه‌تر شود باز هم درنهایت، این پدر و مادر هستند که جایگاه خاصی در ذهن او دارند که دایمی است. به همین دلیل روی نقش خود دقت بیشتری کرده و آن را محکم‌ حفظ می‌کنند.
۹) دنبال تشکر نیستند
آنها می‌دانند که فرزندشان مسوول جبران زحمات والدین نیست. اگر چه بچه‌داری بسیار سخت و گاهی طاقت‌فرساست و ترکیبی از لذت‌ها و ناراحتی‌هاست اما آنها از اینکه به وظایف‌شان درست عمل کرده و فرزندانی سالم، عاقل و بادرایت بار بیاورند احساس رضایت و خشنودی می‌کنند و از آنها توقع جبران ندارند.

منابع:
Mayoclinic Parentcenter BabyCenter
فرشته آل‌علی

روزنامه سلامت ( www.salamat.ir )

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت   توسط حمیدی -روان شناس بالینی | 

 

درس

بيشترين ميزان عدم توافق‌ها، تيره ‌شدن روابط ، ناراحتي‌‌ها ، تعارضات ، دور شدن و فاصله گرفتن والدين و فرزندان در زمان امتحانات است. اين نتيجه، حاصل استخراج نتايج پرسشنامه‌اي است كه در آن از والدين و فرزندان آنها درخواست شده بود به اين سوال پاسخ دهند: چه مواقعي بيشترين اختلافات بين شما بروز مي‌كند؟

جالب آن‌كه پاسخ والدين و فرزندان به اين سوال يكسان بود: « زمان امتحانات.» والدين مي‌گفتند: فرزندان حرف‌ها و راهنمايي‌هاي ما را نمي‌شنوند. فرزندان مي‌گفتند: والدين تصور مي‌كنند ما حرف‌هاي آنان را در بار اول نشنيده‌ايم و مدام تكرار مي‌كنند ، درس بخوان، نمره خوب بگير، چرا به فكر خودت نيستي، ما خير و صلاح تو را مي‌خواهيم و ...

وظيفه والدين در شروع فصل امتحانات چيست؟

1- ايجاد فضاي آرامبخش، شورآفرين و اطمينان‌بخش

قطعا اصلي‌ترين وظيفه والدين ايجاد فضايي صميمي، دلگرم‌كننده، فرحبخش و شورآفرين است. چنين فضايي درون محيط خانواده‌، دغدغه‌ها و نگراني‌ها را به حداقل مي‌رساند، امكان بروز استعدادها را ميسر مي‌‌سازد، توانايي‌هاي هوشي و عاطفي فرزندان را گسترش مي‌دهد و فرزندان را مسوول و متكي به خود بار مي‌آورد.

 

2- سامان بخشيدن به مسائل و مشكلات اقتصادي در ايام امتحانات

بدون ترديد مسائل مالي نقشي در نمرات تحصيلي و موفقيت فرزندان ايفا مي‌كنند. سامان بخشيدن مسائل مالي در زمان امتحانات وظيفه‌اي مهم است كه بايد والدين آنها را جدي بگيرند.

واقعيت آن است كه مسائل مالي گاه عرصه را بر والدين تنگ مي‌كند. طبعا تحمل اين مشكلات صبر آنان را سرريز و فشارهايي را به دانش‌آموزان منتقل مي‌كند. ظرفيت دانش‌آموز محدود است و حساسيت وي زياد. برنامه‌ريزي اقتصادي در طول سال و بويژه در زمان امتحانات بيشترين كمك به دانش‌آموز است تا با آسودگي خاطر به مسائل درسي و تحصيلي بپردازد.

 

3- انعكاس تعديل يافته فراز و نشيب‌ها

مشكلات هميشه وجود دارند، حتي اگر هميشه مشكلات وجود نداشته باشند انسان‌ها سعي مي‌كنند مشكلي به وجود آورند؛ اعم از مشكلات مالي، اختلافات خانوادگي و درگيري‌هاي فاميلي . شايد مشكلات به تنهايي و به خودي خود مهم نباشند مهم چگونگي مواجهه با اين مشكلات است.

سعي كنيد در ايام امتحانات حتي‌الامكان همه مشكلات را به فرزندان منتقل نكنيد. تلاش كنيد مشكلات را با همه ابعاد و زواياي نگران‌كننده و طاقت‌فرسا به آنان بازگو نكنيد.

 

4- پرهيز از اختلافات خانوادگي در حضور فرزندان

فرزندان شما خواه‌ناخواه از اختلافات شما و همسرتان آگاه مي‌شوند. سعي كنيد به اين اختلافات در حضور آنها دامن نزنيد. بيان اختلافات و بازگويي مجدد آنها به همراه القاب تحقيرآميز جسم و روح‌ فرزندتان را فرسوده مي‌كند. آزردگي خاطر و فرسودگي جسم و روح فرزندتان مجالي براي يادگيري دروس به آنها نخواهد داد.

 

5- امتحان دانش‌آموز، وظيفه دانش‌آموز است نه وظيفه والدين

والدين مسووليت‌هاي خودشان را دارند و دانش‌آموز مسووليت‌هاي خودش را دارد. امتحان جزو وظايف اوست. اين وظيفه فرزند شماست كه بموقع درس بخواند، تمرين حل كند و خود را براي امتحان كلاس و امتحان ثلث آماده كند. شما وظايف ديگري داريد بهتر است هر كسي به وظايف خودش بپردازد.

 

6- ارتباط بيشتر با مدرسه، معلمان، انجمن اولياء و مربيان

ارتباط هر چه بيشتر شما با مدرسه و معلمان باعث خواهد شد فرزندتان با دلگرمي بيشتري درس‌ها را دنبال كند، در ملاقات با معلمان و مشاوران از راهنمايي‌ها و توصيه‌‌هاي آنها حداكثر استفاده را ببريد. به اين توصيه‌ها و راهنمايي‌ها عمل كنيد. در انجمن اولياء و مربيان شركت مداوم داشته باشيد. شما مي‌توانيد از راهنمايي‌‌ها و تجربه‌هاي ديگر والدين در مورد فرزندشان استفاده كنيد و اطلاع يابيد چه كارهايي به سود فرزندان است و چه كارهايي بي‌نتيجه است.

 

7- محدود كردن رفت و آمدهاي خانوادگي

ميهماني رفتن و ميهماني دادن زياد، وقت زيادي از شما و فرزندان‌تان خواهد گرفت. در زمان امتحانات، ميزان رفت و آمدها را كم كنيد.

 

8- تفريحات برنامه‌ريزي شده

مسائل‌ مالي ‌نقش ‌مهمي در‌‌نمرات ‌‌فرزندان  ايفا مي‌كنند. سامان بخشيدن مسائل مالي در زمان امتحانات وظيفه اي‌ است كه بايد والدين آن را جدي بگيرنددرس خواندن طولاني و خسته‌كننده به سود فرزندتان نيست. تفريح هر چند تفريحات ساده نظير گردش در فضاي آزاد، كوه، پارك رفتن و به تئاتر رفتن فوايد زيادي براي شما و فرزندتان دارد. غالب اين تفريحات هزينه‌هاي كمتري در مقايسه با يك ميهماني رفتن يا ميهماني دادن بر دوش شما مي‌گذارد.

 

9- دخالت نكردن در برنامه‌هاي درسي فرزندان

فرزندان شما بارها و بارها از معلمان، مشاوران و مدير مدرسه توضيحات فراواني شنيده‌اند. تاكيدهاي بيش از حد، امر و نهي‌هاي مكرر، سرزنش، دستورات شما در موقعيت دشوار امتحاني، از سوي فرزندتان به عنوان دخالت تلقي مي‌شود. اگر فرزندتان تصميم گرفته به ميزان اندكي مطالعه كند، مطمئنا با امر و نهي شما همين ميزان اندك مطالعه را نيز انجام نخواهد داد.

 

10- تشويق در فرصت‌هاي مناسب

با تشويق و تاييد فرزندتان حس عجيبي در وي رشد مي‌كند. او احساس مي‌كند قدرت عجيبي پيدا كرده است، قادر است بيشتر مطالعه كند، تمرين كند، ياد بگيرد، يادگيري برايش جالب و شورانگيز خواهد شد. شما مي‌‌توانيد در لحظه‌اي كه موفق به حل مساله‌اي شده يا در حال مطالعه است و شما از در وارد مي‌شويد؛ در لحظه‌اي كه به پاكنويس مطالب درسي مي‌‌پردازد و حتي لحظه‌اي كه كتاب‌هايش را با نظم خاصي جمع و جور مي‌‌كند، او را تحسين كنيد. يك جمله كوتاه كافي است «مي‌بينم به دفتر و كتاب‌هايت سر و سامان داده‌اي»، «وقتي ديدم داري مطالعه مي‌كني خوشحال شدم.» لحن گرم و صميمي شما بر تاييد و تشويق صدچندان مي‌افزايد. سعي كنيد احساس خودتان را به او بازگو نماييد.

درس

 

 

11- پرهيز از تحقير، سركوب كردن و طعنه زدن

بدون هيچ ترديدي كلمات ناراحت‌كننده، طعنه‌آميز و ريشخندكننده اجازه فعاليت‌هاي مفيد را از فرزندتان سلب مي‌كند. آيا شما خودتان حاضريد طعنه، نيشخند و كلمات تحقيرآميز بشنويد و با وجود اين، كاري مثبت و سازنده انجام دهيد؟ كاهش كلمات منفي و تحقيرآميز باعث افزايش موفقيت فرزندتان خواهد شد.

 

 

 

 

12- شنونده صميمي حرف‌هاي فرزندان بودن

هميشه اوضاع بر وفق مراد نيست. گاه دانش‌آموز از درسي تنفر دارد، گاه نسبت به رفتار معلمي اعتراض دارد يا از يادگيري درسي عاجز است. در بيشتر اين مواقع فرزندتان، راهنمايي‌هاي شما را نمي‌خواهد، او به دنبال گوش شنوايي است. به دنبال آن است كه كسي حرف‌هايش را بشنود و قضاوت نكند. او با درددل كردن احساس سبكي خواهد كرد. در چنين موقعيت‌هايي به استقبالش برويد. از قضاوت كردن درباره حرف‌هايش جدا بپرهيزيد. از توصيه كردن اجتناب ورزيد. وظيفه شما فقط شنيدن است. حرف‌هايش را بپذيريد، سعي كنيد احساس او را درك كنيد. مطمئن باشيد همه چيز به خير و خوشي خواهد گذشت.

 

منبع : جام جم آنلاين - با تلخيص

تبیان

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 خرداد1388ساعت   توسط حمیدی -روان شناس بالینی | 

 
امروزه زندگي ماشيني شرايطي را فراهم كرده است كه به نوعي در سلامت و آرامش زندگي كردن چندان كار آساني نيست، روش هاي پيشنهادي زير را براي رسيدن به يك حالت تعادل و زندگي آرام تجربه كنيد و مطمئن باشيد حداقل برخي از آنها مي تواند براي شما چاره ساز باشد.

1- زماني را براي تمدد اعصاب در نظر بگيريد
مسلمآ همه ما در طول روز كارهاي زيادي داريم كه يا دائم در حال انجام دادنشان هستيم ، يا به آنها فكر مي كنيم. هر چند در ابتدا كار سختي به نظر مي رسد اما سعي كنيد در طول روز زماني را به تمدد اعصاب اختصاص دهيد تا بتوانيد از حمله قلبي، اضطراب و خستگي مفرط جلوگيري كنيد.

زندگي شما ارزشمند است، با احساس فرسودگي وقت خود را هدر ندهيد. كافي است هر روز 15 دقيقه از وقت خود را به تمدد اعصاب اختصاص دهيد، ممكن است باور نكنيد كه اين كار چه كمك بزرگي به شما خواهد كرد.

2- هميشه يك دفتر يادداشت كوچك همراه خود داشته باشيد
همه جا آنرا با خود ببريد، حتي شب ها آن را كنار تخت خود بگذاريد. هر زمان كاري به نظرتان رسيد كه بايد آن را انجام دهيد، فورآ يادداشت كنيد، كم كم يك ليست خواهيد داشت.

هر از گاهي ليست را چك كنيد، كارهاي غير ضروري را خط بزنيد و با اين روش حجم كارتان را سبك كنيد. كارهايي كه انجام داده ايد و از ليست حدف شده اند را مرور كنيد.

با كم تر شدن موارد موجود در ليست احساس مي كنيد زندگي تان در كنترل شماست و به اين ترتيب سبك و راحت مي شويد.

3- راحت بخوابيد
اگر شب ها خوب نمي خوابيد حتما تا به حال روش هاي درماني بسياري را امتحان كرده ايد. روش هاي زير را به شما پيشنهاد مي كنيم :

قبل از خواب يكي از كارهاي مورد علاقه تان را كه در طول روز وقت كافي برايش نداريد، انجام دهيد.

اگر شما از كتاب خواندن در تختخواب لذت مي بريد، هر شب سعي كنيد حداقل نيم ساعت قبل از خواب كتاب بخوانيد. مطمئنا احساس خوبي خواهيد داشت، درست مثل اينكه هر شب هديه اي به خودتان مي دهيد.

رايحه گل مورد علاقه تان مي تواند آرامش بخش باشد، سوزاندن شمع يا عودي كه بوي سنبل مي دهد در اتاق خواب كار مفيدي است.

برخي مواقع براي زودتر به خواب رفتن، استفاده از چشم بند مفيد است. درجه حرارت وسايل گرمايشي اتاق خوابتان را كاهش دهيد، نور را به دلخواه تنظيم كنيد و سعي كنيد با آرامش به خواب رويد.

4- هنگامي كه از سر كار به منزل مي رسيد، حداقل پانزده دقيقه استراحت كنيد.
از بچه ها و همسرتان بخواهيد كه اين وقت را به شما بدهند. به پشت بخوابيد (ترجيحا روي زمين)، در حالي كه كمرتان با زمين در تماس است، زانوهايتان را بالا ببريد، سپس به آرامي پاهايتان را ازهم باز كنيد و روي زمين قرار دهيد.

دست هايتان را در طرفين تنه رها كنيد، كف دستان رو به بالا باشد. سرتان را به يك جهت كمي متمايل كنيد تا گردنتان در حالت مناسبي قرار بگيرد. در اين حالت سعي كنيد تك تك نقاط بدنتان را رها كنيد، از يك پا شروع كنيد، زانو ، ران پا و .... براي دستان نيز از انگشتان شروع كنيد تا به گردن و صورت و چشم ها و پيشاني برسيد. اين روش در واقع يكي از حركات ورزش يوگاست.

5- سعي كنيد با چشمان باز تمركز كنيد
يك روش براي تمركز با چشمان باز اين است كه به آرامي - بدون اينكه خيره شويد - به شعله يك شمع نگاه كنيد. چراع ها را خاموش كنيد، يك شمع روشن كنيد، راحت بنشينيد و به شعله آن بنگريد.

هدف اصلي از اين كار تمركز فكر شماست، بنابراين هرگاه حواستان پرت شد، سعي كنيد به آرامي آنرا روي شعله متمركز كنيد. آرامش ذهن پايه و اساس روش هاي تمدد اعصاب است. به همين دليل است كه هميشه بعد از فعاليت هاي ورزشي احساس گرما و آرامش مي كنيد.

6- دوش بگيريد
منظور اصلي اين است كه هر روز وقتي را به خودتان اختصاص دهيد، به حمام برويد. چراغ را خاموش كنيد، در وان بخوابيد، چشمانتان را ببنديد و در آرامش به موسيقي گوش بدهيد.

7- آرامش خود را حفظ كنيد
روش هايي كه براي تمدد اعصاب استفاده مي كنيد فقط مختص همان زمان نيست. سعي كنيد در طول روز به طور مداوم آنها را تكرار و تمرين كنيد، در غير اينصورت تاثيري نخواهند داشت. آرامشي را كه بعد از هر روش بدست مي آوريد حفظ كنيد.

اجازه ندهيد اتفاقات روزانه آرامش شما را مختل كند. به محض اينكه احساس كرديد چيزي باعث به هم ريختن اعصاب شما مي شود، به احساس آرامش خود فكر كنيد.

8- خود را به خوبي بگذرانيد
فراموش نكنيد، اگر به خودتان بگوييد من بايد اين كار را انجام دهم، ناخودآگاه نسبت به انجام آن جبهه مي گيريد، بنابراين هميشه بگوييد "من مي توانم". فعاليت هاي فيزيكي، هميشه احساس خوبي در بدنتان باقي خواهند گذاشت.

9- كارهايي كه دوست داريد انجام دهيد
زندگي تان را بدون دنبال كردن روياهايتان پيش نبريد. انجام دادن كارهايي كه دوست داريد به خودي خود نوعي احساس آرامش به همراه دارد. حتي اگر قادر نيستيد كاري را كه دوست داريد انجام دهيد، زماني را به آن اختصاص دهيد. همين كافي است و چه بسا كم كم باعث شود كاري كه مجبور به انجامش هستيد دوست داشتني تر از قبل به نظر برسد.

10- مهمترين نكته : هميشه سعي كنيد مقداري از وقتتان را با دوستان و خانواده بگذرانيد.
هيچگاه كارتان را به اشخاصي كه دوستشان داريد ترجيح ندهيد. هميشه براي كساني كه دوست داريد وقت بگذاريد. با ديدي وسيع به چيزهايي كه باعث رضايت شما در زندگي مي شود بنگريد، سعي كنيد بدون پشيماني زندگي كنيد.


+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت   توسط حمیدی -روان شناس بالینی | 

* براي داشتن خوابي منظم و رها شدن از بي‌خوابي، بايد سعي كنيد برنامه منظمي براي خواب خود داشته باشيد، يعني در ساعت معيني از شب بخوابيد و صبح در ساعت مشخصي بيدار شويد و تنها زماني به رختخواب برويد كه واقعا خوابتان مي‌آيد.

* از اتاق خواب فقط براي خوابيدن استفاده كنيد نه براي مطالعه، تماشاي تلويزيون، غذا‌ خوردن يا انجام كارهاي ديگر.

* اگر پس از 15 تا 20 دقيقه در رختخواب، به خواب نرفتيد، بيش از آن تلاش نكنيد، چون بي‌فايده است. بلكه از رختخواب بيرون بياييد، به اتاق ديگري برويد، در نوري ملايم مطالعه كنيد، از تماشاي تلويزيون پرهيز نماييد و هرگاه احساس خواب‌آلودگي كرديد، به رختخواب خود بازگرديد.

* تا جايي كه مي‌توانيد ساعات خواب روزانه خود را كاهش دهيد تا شب‌ها راحت‌تر بخوابيد و در صورت نياز به خواب روزانه، يك چرت 30 دقيقه‌اي، اختلالي در خواب شبانه وارد نمي‌كند.

* كافئين و نيكوتين جزو آن دسته از محرك‌هايي هستند كه خواب افراد را دچار اختلال مي‌كنند، پس هرگز پيش از خواب، سيگار نكشيد و چاي يا قهوه ننوشيد.

* هرگز بلافاصله پس از صرف غذا به رختخواب نرويد و حتما فاصله‌ زماني را ميان آنها قرار دهيد.

* دقت كنيد كه غذاي سبكي را قبل از خواب بخوريد و از خوردن غذاهاي سنگين و چرب خودداري كنيد.

* گوش دادن به يك موسيقي ملايم، پياده‌روي شبانه و نيز حمام آب گرم مي‌تواند جسم را براي داشتن خوابي آرام آماده كند.

* 3 تا 4 ساعت پيش از خواب، از انجام ورزش سنگين پرهيز كنيد، ولي انجام ورزش منظم عصرانه مي‌تواند به خواب عميق شبانه كمك كند.

* در نهايت اگر براي به خواب رفتن بيش از حد تلاش كنيد، دچار اضطراب خواهيد شد و خواب شما دچار اختلال مي‌شود.

بهترين راه درمان بي‌خوابي سالمندان

بهترين كاري كه سالمندان مي‌توانند براي درمان بي‌خوابي خود انجام دهند، اين است كه در رختخواب دراز بكشند و چشم‌هايشان را ببندند. در اين حالت، تصاوير و موقعيت هايي را در ذهن خود تجسم كنند كه از بودن در آنها لذت مي‌برند و تمام توجه خود را به آن تصوير جلب كنند. اين تجسم، به راحتي مي‌تواند فرد سالمند را به خوابي آرام فرو ببرد.

با رعايت تمام نكات گفته شده مطمئن باشيد ديگر بي‌خوابي را تجربه نخواهيد كرد.

پس به جاي شكايت‌هاي پي‌درپي از بي‌خوابي‌هاي شبانه، سعي كنيد به بهترين شكل ممكن، آن را كنترل كنيد تا به مرور از بين برود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت   توسط حمیدی -روان شناس بالینی | 

 

آزموني براي تعيين تيپ شخصيت شما
________________________________________
انواع و اقسام پرسشنامه‌هاي شخصيتي معتبر وجود دارند كه مي‌توانند ته‌وتوي شخصيت شما را بريزند روي كاغذ و شما را در شناخت بهتر خودتان ياري دهند. اما جالبي پرسشنامه‌ زير به اين است كه علاوه بر رو كردن برخي ويژگي‌هاي شخصيتي‌ شما، مي‌تواند پيش‌بيني كند كه آيا شما مستعد بيماري‌هاي قلبي هستيد يا نه! چرا؟ اول تست را بزنيد؛ تا بعد!
كافي است در مقابل هر يك از 25 عبارتي كه در زير مي‌خوانيد، موافقت يا مخالفت خودتان را با «بله/خير» مشخص كنيد. تا جايي كه مي‌توانيد، از «نمي‌دانم» اجتناب كنيد. چون شما مي‌خواهيد شخصيت خودتان را بشناسيد!
1. آيا در مكالمات روزمره‌ي خود روي برخي كلمات تاكيد مي‌كنيد؟
بلي           خير              نمي‌دانم
2. آيا سريع غذا مي‌خوريد و سريع حرف مي‌زنيد؟
بلي           خير              نمي‌دانم
3. به نظر شما بايد به كودكان آموزش داد تا هميشه بهترين باشند؟
بلي           خير              نمي‌دانم
4. آيا وقتي كسي كند و آهسته كار مي‌كند، بي‌حوصلگي نشان مي‌دهيد؟
بلي           خير              نمي‌دانم
5. آيا وقتي ديگران حرف مي‌زنند، آنها را وادار به تند حرف زدن مي‌كنيد؟
بلي           خير              نمي‌دانم
6.آيا وقتي احساس مي‌كنيد محدود شده‌ايد يا بايد در رستوران، منتظر خالي‌شدن ميز باشيد، از فرط عصبانيت ديوانه مي‌شويد؟
بلي           خير              نمي‌دانم
7. آيا وقتي كسي براي شما حرف مي‌زند، همچنان افكار شخصي خودتان را دنبال مي‌كنيد؟
بلي           خير              نمي‌دانم
8. آيا سعي مي‌كنيد در حال اصلاح صورت يا آرايش، صبحانه هم بخوريد؟
بلي           خير              نمي‌دانم
9. آيا اتفاق مي‌افتد كه در تعطيلات نوروزي يا تابستاني كار كنيد؟
بلي           خير              نمي‌دانم
10. آيا هميشه مباحث مربوط به موضوعات مورد علاقه‌ي خودتان را دنبال مي‌كنيد؟
بلي           خير              نمي‌دانم
11. آيا اگر وقت‌گذراني كنيد، خودتان را گنهكار مي‌دانيد؟
بلي           خير              نمي‌دانم
12. آيا آن قدر مشغول كار هستيد كه متوجه اطراف خودتان يا مثلا متوجه تغيير دكوراسيون خانه نمي‌شويد؟
بلي           خير              نمي‌دانم
13. آيا با ماديات بيشتر از مسايل اجتماعي درگير هستيد؟
بلي           خير              نمي‌دانم
14. آيا سعي مي‌كنيد فعاليت‌هاي خود را در كمترين زمان برنامه‌ريزي كنيد؟
بلي           خير              نمي‌دانم
15. آيا هميشه به‌موقع سر قرار حاضر مي‌شويد؟
بلي           خير              نمي‌دانم
16. آيا اتفاق افتاده است كه براي بيان نظر خودتان مشت گره كنيد يا مشت بزنيد؟
بلي           خير              نمي‌دانم
17. آيا موفقيت‌هاي خود را به توانايي سريع كار كردنتان نسبت مي‌دهيد؟
بلي           خير              نمي‌دانم
18. آيا احساس مي‌كنيد كارها بايد همين حالا و خيلي سريع انجام گيرد؟
بلي           خير              نمي‌دانم
19. آيا براي انجام‌دادن كارهاي خود، هميشه سعي مي‌كنيد ابزارهايي را به كار ببريد كه بيشترين بازده را دارند؟
بلي           خير              نمي‌دانم
20. آيا هنگام بازي، آن‌چه برايتان بيش از هر چيز ديگري اهميت دارد، اين است كه برنده بازي باشيد؟
بلي           خير              نمي‌دانم
21. آيا معمولا حرف ديگران را قطع مي‌كنيد؟
بلي           خير              نمي‌دانم
22. آيا وقتي ديگران تاخير مي‌كنند، عصباني مي‌شويد؟
 بلي           خير              نمي‌دانم
23. آيا پس از غذا خوردن بلافاصله از سر ميز يا از سر سفره بلند مي‌شويد؟
 بلي           خير              نمي‌دانم
24. آيا هميشه احساس مي‌كنيد عجله داريد؟
بلي           خير              نمي‌دانم
25. آيا از عملكرد فعلي خود ناراضي هستيد؟
 بلي           خير              نمي‌دانم


تفسير آزمون


حالا با توجه به جدول ذيل نوع شخصيت خود را پيدا كنيد.
تعداد بله=بيشتر از 20          
تيپ شخصيتي=A


ويژگي‌هاي اخلاقي=خيلي مبارزه‌جو، رقابت‌طلب، بي‌حوصله، پرخاشگر، خصومت‌جو، تحمل نداريد ديگري كار شما را انجام دهد، حاضر به مشاوره نيستيد


مستعد بيماري قلبي و عروقي

تعداد بله=كمتر از 5           تيپ شخصيتي=B


آرام، آسان‌گير، كيفيت زندگي براي شما مهم‌تر از كميت آن است

در معرض بيماري قلبي نيستيد


تعداد بله=  20-13    متمايل به تيپ A


تعداد بله=   13-5     متمايل به تيپ B

--------------------------------------------------------------------------------

اين را هم درگوشي از ما داشته باشيد كه اگر شما مثل آدم‌هاي تيپ A فكر مي‌كنيد اما مثل افراد تيپ B رفتار مي‌كنيد، روان‌شناسان به شما مي‌گويند تيپC. يعني اين‌كه شما دوست داريد مثل تيپ A رفتار كنيد اما حرص مي‌خوريد و به قول معروف، مي‌ريزيد توي خودتان. شما مستعد بيماري سرطانيد. البته این یک تست است .

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت   توسط حمیدی -روان شناس بالینی | 

 

کار

اگر شخصيت خود را با فعاليت‌هاي شغلي خويش مي‌سنجيد ، پس وقتي كار نمي‌كنيد فاقد شخصيت هستيد.امروزه يكي از بزرگ‌ترين گرفتاري‌ها فرهنگ مشغول بودن است. مشكل اصلي در اين فرهنگ اين است كه مشغوليت، كار واقعي را پنهان مي‌كند.

 

مشغول بودن باعث مي‌شود تلاش دايمي با اثربخشي واقعي اشتباه گرفته شود. زندگي شما شبيه يك معماست كه از بخش‌هاي مختلفي تشكيل شده است. اطمينان حاصل كنيد كه زماني را براي هر جنبه مهم از زندگي‌تان در نظر بگيريد.

در دنياي امروزي نتايج بسياري از عوامل براساس سرعت اندازه‌گيري مي‌شود اگرچه ممكن است شما هم از زندگي در يك مسير پرشتاب لذت ببريد ، ولي به ياد داشته باشيد كه براي سلامتي و رفاه بايد هزينه‌هايي را بپردازيد؛ چرا كه فعاليت مستمر دامي است كه به اثربخشي كار و زندگي آسيب مي‌رساند.

اعتياد به كار برخي از افراد ، فرار از زندگي از طريق كار است. اين رفتاري است كه مي‌‌تواند باعث تضعيف اثربخشي، رنجاندن خانواده و تحليل سلامتي شود.

رفتار اين افراد به مرور زمان منجر به عدم تعادل و خستگي مفرط شده و باعث كناره‌گيري از خانواده و دوستان مي‌شود. سعي كنيد وفاداري را با بردگي اشتباه نگيريد. شما مي‌توانيد ضمن پايبند بودن به وظايف حرفه‌اي از استقلال شخصيت خود نيز حراست كنيد. اجازه ندهيد كسب و كار حكمران شما شود و بر تمام شؤون زندگي‌تان تاثير گذارد.

براي لذت بردن از تعادل سالم بين كار و زندگي نقش‌هايتان را تعريف كنيد.

آگاه باشيد در صورتي كه هميشه كارتان را بالاتر از خانواده‌تان اولويت‌بندي كنيد، نقش‌هايتان به عنوان پدر يا مادر مي‌تواند آسيب ببيند يا نقشتان به عنوان يك زن يا شوهر مي‌تواند دچار اشكال شود ، اگر زمان و انرژي بسيار زيادي روي مسير شغلي و يا فرزندانتان صرف كنيد. پس از نقش‌هايتان آگاهي كامل داشته باشيد و نسبت به آنها انعطاف‌پذير باشيد.

نكات كليدي براي برقراري تعادل كار و زندگي

تجزيه و تحليل خودتان: دستيابي به تعادل كار در زندگي‌ شامل به چالش كشيدن روش‌هاي فكري و رفتاري‌تان است. از باورها، ادراكات، حق انتخاب‌ها و اقداماتتان براي رسيدن به تعادل مورد نيازتان استفاده كنيد. به طور مثبت بينديشيد و مسووليت انتخاب‌ها و تصميمات خود را به عهده بگيريد. شما درباره هرچيزي داراي باورهايي هستيد براي مثال درباره كار، زندگي، موفقيت و خوشبختي.

اين باورها روي انتخاب‌ها و اقدامات شما تاثيرگذار است. بيشتر افراد داراي تعادل ضعيف بين كار و زندگي داراي باورهاي غلطي هستند، پس سعي كنيد ادراكتان را تغيير دهيد و پذيراي افكار نو و متفاوت باشيد و انعطاف‌پذير باقي بمانيد.

هر روز زماني را براي افكار و احساساتتان در نظر بگيريد و از آنها براي كمك به خودتان جهت رسيدن به شادي‌ها و موفقيت‌هاي بزرگ‌تر استفاده كنيد.

توجه كردن به سخنان خود: مهم‌ترين مكالماتي كه در زندگي داريد ، آنهايي‌اند كه با خودتان داريد. گوش دادن به آنچه به خودتان مي‌گوييد مهم است. به جملات محدودكننده «من نمي‌توانم» و تاييدات « بله و اما » توجه كنيد. نگرش ذهني «من مي‌توانم» را تقويت كنيد و سعي كنيد صحبت كردن با خودتان را با استفاده از زبان مثبت تمرين كنيد.

درك مسائل احساسي (عاطفي)‌: هر روز زماني را براي افكار و احساساتتان در نظر بگيريد. اين كار به شما بينش مي‌دهد. احساسات پيام‌هايي هستند كه مي‌توانيد آنها را بخوانيد و از آنها براي كمك به خودتان جهت رسيدن به شادي‌ها و موفقيت‌هاي بزرگ‌تر بياموزيد.

اهميت و توجه به خانواده: خانواده ، والدين و دوستان خود را به عنوان زيربنا ببينيد. به ياد داشته باشيد كه حمايت آنها به شما در موفقيت‌هايتان كمك مي‌كند. مراقب باشيد كه خانواده‌تان و صرف زماني براي آنان را فراموش نكنيد و در حل مشكلات به آنان كمك كنيد. اگر به طور دائم كار را در درجه نخست اهميت قرار دهيد ، در ارتباط با خانواده خود دچار مشكل مي‌شويد.

به طور عميق بينديشيد كه خانواده‌تان تا چه اندازه برايتان مهم است و اوقات خوش در كنار هم بودن را در برنامه خود داشته باشيد و براي ابراز علاقه به خانواده، در انتظار تعطيلات يا سالروز تولد نباشيد.

اختصاص دادن زماني براي اوقات فراغت: آيا زماني را براي اوقات فراغت و فعاليت‌هاي مورد نظرتان اختصاص مي‌دهيد؟ شما در صورت بي‌توجهي به اوقات فراغت خود هزينه‌اي را خواهيد پرداخت كه شامل فشار رواني، خستگي بيشتر،به خطر افتادن سلامتي و روابط آسيب‌ديده مي‌باشد.

استفاده كارآمد از زمان : گاهي اوقات، تعادل ضعيف بين کارو زندگي علامتي از مديريت ضعيف زمان است. بدانيد كه زمان ارزشمندترين منبع است. توانايي شما براي ذخيره يا تلف كردن زمان تعيين مي‌كند كه تا چه حد بين كار و زندگي‌تان تعادل مناسبي برقرار كرده‌ايد.

ساده زندگي كردن : موفقيت به طور سنتي به عنوان پول و دارايي بيشتر و بيشتر،داشتن خودرو شيك‌تر و يك شغل با مسووليت‌هاي بيشتر تعريف شده است. يقين داشته باشيد كه داشتن هر چيزي بيشتر از اندازه مي‌تواند زندگي را تا حد زيادي آشفته كند و باعث گرفتاري، تعهد بيشتر و در نهايت از پادرآمدن شما شود. پس سعي كنيد از دور شدن از ارزش‌هاي راستين خود اجتناب كنيد و بر روي امر بسيار مهم سادگي تمركز كنيد.

مرتب كردن محيط كار: نظم‌بخشي به محيط كار باعث شفافيت ذهني و تمركز هوشمندانه‌تر فرد مي‌شود. وي را قادر به برخورد بهتر با بار كاري بيشتر مي‌كند. هر هفته زماني را براي مرتب كردن دفتر كار خود اختصاص دهيد. فضاي روي ميز شما فقط بايد به اسناد و مدارك مربوط به فعاليت‌هاي جاري با اولويت‌ بالا اختصاص داده شود.

ايجاد تغيير: تغيير در زندگي حتمي و غيرقابل اجتناب است، خواه شما فعالانه در جستجوي آن باشيد يا سعي كنيد از آن دور شويد. آنچه تمايل به تغيير آن داريد را شناسايي كنيد. دقت كنيد چه چيزي را براي تعادل كار و زندگي‌تان مي‌خواهيد تغيير دهيد؟ آيا اين تغيير كمتر كردن ساعات كاري و بيشتر كردن تعطيلات آخر هفته شماست؟ و بعد از خود بپرسيد به چه كسي نياز داريد تا درباره اين تغييرات با او صحبت كنيد؟

كنترل فشار رواني: فشار رواني، ويژگي مشترك روزافزون زندگي نوين است. فشار رواني (استرس)‌، شبيه چراغ قرمزي است كه هنگام رانندگي با آن مواجه مي‌شويد و علامتي است كه به شما مي‌گويد در حال تحليل رفتن هستيد و در وضعيت بي‌تعادل قرار داريد. پس برخورد با فشار رواني، اضطراب و نگراني را ياد بگيريد.

 

اين نكته را از ياد نبريد كه در زندگي شما هيچ چيز ارزشمندتر از شادماني و آرامش و رضايت خاطر نيست و درواقع كار و تلاش طاقتفرسا براي دستيابي به اين موهبت‌هاست. به هر حال هرگاه از جاده اعتدال منحرف شويد و در فعاليت‌هاي شغلي خود طريق افراط را در پيش گيريد ، ترديد نكنيد كه يك قرباني تمام‌عيار هستيد.

 

در بيشتر موارد به موفقيت از منظر دارايي‌هاي مادي، دستاوردهاي پولي و مالي نگريسته شده است. افتادن در دام ساعات طولاني كار و تلاش سخت براي رسيدن به استاندارد خوب زندگي باعث مي‌شود روابط بين‌فردي، فعاليت‌هاي تفريحي، اوقات فراغت و شادي‌هاي فردي ناديده انگاشته شود. سلامت و تندرستي شما تا حد زيادي بخش اعظم تعادل است، پس زماني را براي تجديد نيرو در نظر بگيريد ، درباره زندگي به صورت كلي بينديشيد چرا كه موفقيت به تمام جنبه‌هاي زندگي اعم از خانواده، دوستان، برنامه‌هاي اوقات فراغت، اهداف شخصي و مشاركت در جامعه مربوط مي‌شود نه فقط و فقط به كار.

+ نوشته شده در  جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت   توسط حمیدی -روان شناس بالینی | 

خود بيمارانگارى


 

شايد براى همگى ما اتفاق افتاده باشد كه با ايجاد كوچك ترين دردى در يكى از اعضاى بدنمان به اين فكر كنيم كه دچار يك بيمارى خطرناك شده ايم؛ نوعى بيمارى كه شايد هيچ راه علاجى نداشته باشد.

«خود بيمارانگارى» اختلالى است كه خيلى از افراد را در دوره اى از زندگى درگير خود مى كند و شروع آن به اين صورت است كه علائم بسيار جزيي درد از قبيل تپش قلب، گرفتگى عضلات، رگ هاى دردناك، سرفه هاى گهگاهى، يك زخم كوچك و... باعث مى شوند كه فرد فكر كند دچار يك اختلال شديد قلبى، سرطان و... شده است. اين تفاسير نادرست باعث مى شوند كه افراد مبتلا به اين اختلال مدام انواع هراس ها و اضطراب ها را تجربه كنند. هزينه كردن مقدار زيادى پول براى انواع آزمايش ها و معاينات پزشكى براى اطمينان بيمار و همچنين تصديق پزشكان مبنى بر اين كه هيچ خطرى فرد را تهديد نمى كند و او كاملاً سالم است نيز او را از شر اضطراب ها و وسواس هاى فكرى راحت نمى كند.

خود بيمارانگارى اختلالى است كه خيلى از افراد را در دوره اى از زندگى درگير خود مى كند و شروع آن به اين صورت است كه علائم بسيار جزئى درد از قبيل تپش قلب، گرفتگى عضلات، رگ هاى دردناك، سرفه هاى گهگاهى، يك زخم كوچك و... باعث مى شوند كه فرد فكر كند دچار يك اختلال شديد قلبى، سرطان و... شده است.

اين اشتغال ذهنى بيمارگونه باعث مى شود كه اين افراد در روابطشان با خانواده دچار مشكلات فراوانى شوند، زيرا آنها مُصر هستند كه خانواده به دنبال پيگيرى هاى پزشكى اين افراد باشند و آنها را تنها نگذارند، براى همين خانواده اين بيماران بعد از مدتى با اين افراد مشكلات جدى پيدا مى كنند. سواي مشكلات خانوادگى، اين افراد در محيط شغلى نيز دچار مسائل زيادى مي شوند و كاركردهاى شغلى آنها كاهش مى يابد. «خود بيمارانگارى» در هر سنى ممكن است بروز كند ولى بيشتر كسانى كه با آن درگير مى شوند، بزرگسالان هستند. اگرچه ممكن است بعضى از آنها بهبود يابند ولى ادامه روند آن تا دوران ميانسالى و پيرى، باعث بروز انواع اختلالات خلقى مثل افسردگى در اين بيماران مى شود. البته نگرانى در مورد بيمارى در دو جنس زن و مرد متفاوت است. امروزه اكثر زنان نسبت به بيمارى سرطان سينه استرس شديدى دارند، در حالى كه بيشتر مردان ترس از ابتلا به سكته قلبى و سرطان پروستات دارند. ترس از مرگ و پيرى زودرس نيز ممكن است تمامى افراد (چه زن و چه مرد) را تهديد كند.

اين بيمارى حداقل به مدت شش ماه طول مى كشد و ميزان شيوع آن در كل جمعيت، يك تا پنج درصد است. طبق گزارش هاى كلينيك هاى درمانى ? تا ? درصد بيماران سرپايى مراجعه كننده به بخش هاى مراقبت هاى اوليه، مبتلا به خودبيمارانگارى هستند. البته بيمارى هاى ديگرى در نتيجه اين بيمارى ممكن است فرد را تهديد كند. از قبيل وسواس، اضطراب، اختلال وحشت زدگى و افسردگى. انواع توهم ها و حملات توأم با وحشت زدگى اين افراد را تهديد مى كنند. راه كمك به اين افراد بايد در قدم اول اقدامات پيشگيرى كننده براى آنها باشد. اولين قدم اين است كه نبايد در كنار آنها راجع به بيمارى هاى جدى و تهديد كننده صحبت كرد، زيرا اگر سابقه از دست دادن يكى از والدين يا يكى از اطرافيان را داشته باشند يا در كودكى دچار يك بيمارى سخت شده باشند، صحبت در مورد اين بيمارى ها بر نگرانى و اضطراب آنها مى افزايد.

يكى ديگر از اقدامات حمايت كننده در مورد درمان اين افراد، روانكاوى است. دكتر منصور بهرامى روان شناس و عضو هيئت تحليل رفتار متقابل در اين رابطه مى گويد: «به وسيله روش روانكاوى، مشخص مى شود كه سرچشمه اين بيمارى از كجا ناشى مى شود. ممكن است اين بيماران در كودكى مورد نوازش هاى مكرر والدين قرار گرفته باشند و با احساس كوچك ترين دردى توجه همه را به سوى خود جلب كرده باشند. اصولاً تمارض و جلب كردن توجه ديگران باعث مى شود كه اين بيماران رفته رفته خود به اين باور برسند كه دچار يك بيمارى وخيم شده اند. از طريق روانكاوى و پيدا كردن منبع اين اختلال مى توان به اين بيماران كمك كرد تا از طريق بينش منطقى به اين نتيجه برسند كه افكار آنها در مورد يك بيمارى بيشتر به توهم نزديك است تا واقعيت.»

منبع:سایت تبیان

+ نوشته شده در  شنبه 29 فروردین1388ساعت   توسط حمیدی -روان شناس بالینی | 
وسواس" از اختلالات اضطرابی انسانهاست که پایه ی زیست شناختی دارد. وسواس گاهی از کودکی شروع می شود ولی نمونه های آن را در تمام گروههای سنی می توان مشاهده کرد.
این یکی از شایع ترین رفتارهای درونی انسان است و نیرویی بی ریشه ولی قویست که انسان را به انجام و یا بازداشتن از اعمالی وادار می کند. در آیاتی از قرآن کریم وسواس به معنی افکار بیهوده و مضری آمده که در ذهن خطور می کند. وسواس به عنوا بیماریی پیچیده ، آزار دهنده و اسارت آور معرفی شده است که شخص را مجبور می کند تا رفتاری بر خلاف میل و اراده انجام دهد و با آن که می داند افکار و رفتارش بیهوده است ولی خود را در رهایی از آن ناتوان می بیند.
مبتلا شدن یکی از اعضای خانواده به این اختلال، علاوه بر اینکه احتمال دارد الگوی دیگران مخصوصاً کودکان واقع شود. یقیناً اثر سویی در کارکرد نظام خانواده خواهد داشت؛ بطوریکه بیم آن می رود مسائل مهم زندگی مورد غفلت قرار گیرد و یا به علت ترس و شرمندگی از فاش شدن نشانه های وسواس نزد دیگران، خانواده از معاشرت با دوستان و اقوام دوری نماید. از این رو به شناسایی و راههای پیشگیری از آن می پردازیم به امید آنکه شاهد شکل گیری خانواده های سالم و بالنده باشیم.
● تعریف وسواس :
"وسواس" عبارت است از رفتارها، عقاید ، افکار یا تصوراتی که تکرار شونده و پایدار هستند. برخی معتقدند که وسواس نوعی غریزه واخورده و ناخودآگاه است. حالتی که در ان فکر، میل یا عقیده ای خاص که اغلب وهم آمیز و اشتباه است، آدمی را در بند خود می گیرد، بطوریکه اختیار و اراده را از او سلب می کند.
● نشانه های وسواس
۱) ترس : فرد وسواسی همواره می ترسد که دچار حادثه ناگوار شود( اگر از خیابان عبور کنم، تصادف خواهم کرد) بیمار حتی گاهی برای رهایی از ترس خود که البته کاملاً بی دلیل است دست به کارهای خطرناک می زند.
۲) اجبار و لزوم : فرد در خود احساس الزام به انجام عملی دارد و ناچار است اعمال و رفتاری را به صورت اجباری انجام دهد، بطوریکه فرد با وجود آگاهی از بیماری اش خود را مجبور به انجام رفتارهای تکراری می داند.
۳) احساس ناتوانی : در مواجهه با مشکل، احساس ناتوانی و درماندگی می کند و قادر به کنترل آن نیست.
۴) دقت و نظم افراطی : فرد در تکرار رفتارهای وسواسی دقیقاً از نظم و ترتیب خاصی پیروی می کند که موجب آزار اعضای خانواده می شود.
۵) پرخاشگری : گاهی برای انجام رفتارهای وسواسی دست به کارهایی می زند که با پرخاشگری و عصبانیت و حتی خودآزاری همراه است.
۶) وارسی کردن : شخص وسواسی وقتی کاری می کند از انجام آن اطمینان ندارد. مثلاً موقع خروج از منزل دچار تردید می شود: «آیا در را قفل کرده ام؟» «آیا گاز را خاموش کرده ام ؟» و ...
۷) شک در انجام فرائض دینی : مثلاً هنگام نماز خواندن وقتی اعمال اولیه را انجام می دهد به این فکر می افتد که آیا تکبیرهٔ الاحرام را گفته یا نه ؟ رکعت سوم است یا چهارم؟ وضو را صحیح انجام داده یا نه ؟
۸) تکرار : فرد عملی را بارها انجام می دهد، مثلاً دست خود را بارها و بارها می شوید تا شاید آرام بگیرد.
۹) آداب و رفتار خرافی : چنانچه فردی به این نوع وسواس مبتلا شده با شد به برخی از اشیاء خاص حساسیت نشان می دهد. ممکن است معتقد باشد اگر موقع خروج از منزل به شی ء خاص (قفل، دستگیره) دست نزند اتفاق بدی می افتد و یا اشیاء و روزهای خاصی را نحس و یا موجب بدشانسی می داند.
● انواع وسواس
اختلال وسواس به صورتهای زیر نمایان می شود:
۱) وسواس فکری: افکار و تصاویر ذهنی که خارج از کنترل هستند و فرد را تحت تأثیر قرار داده ، موجب ناراحتی او می شوند، مانند نگرانی دائم از وقوع یک حادثه و یا ترس از آلوده شدن به میکروب، عفونت و بیماری.
۲) وسواس عملی : اعمالی اجباری هستند که بیمار بارها و برطبق نظم خاصی برای از بین بردن افکار وسواسی خود انجام می دهد، این کارها نه تنها جنبه منطقی ندارند بلکه کاملاً بیهوده به نظر می رسند، مانند:وارسی و یا شستشوی بیش از حد، شمارش ، دقت بیش از اندازه و ذخیره سازی یا انبار نمودن و ... بطور کلی وسواس عملی همانند ترمزی فرد را از انجام کارها باز می دارد.
● ریشه های خانوادگی وسواس :
علت وسواس دقیقاً شناخته نشده است ولی برخی از عوامل مؤثر در بروز آن را می توان ذکر کرد:
۱) وراثت : فرزندانی که والیدن آنها به وسواس مبتلا بوده اند بیش از افراد دیگر به این عارضه دچار می شوند.
۲) عوامل بیولوژیکی: در بیماری های خاص، بخشی از مغز دچار آسیب شده و فرد رفتار وسواسی از خود نشان می دهد که کاملاً جنبه بیولوژیکی دارد. اینگونه افراد حتماً باید برای دارو درمانی به روانپزشک مراجعه نمایند.
۳) یاد گیری : فرزندانی که با افراد وسواسی در خانواده تعامل بیشتری داشته باشند احتمال بروز بیماری در آنها زیادتر است.
۴) سخت گیری : کنترل بیش از حد والدین نسبت به فرزندان احتمال برانگیخته شدن (شکل گیری) بیماری وسواس را در آنها بیشتر می کند.
۵) بیماری دوران کودکی : گاهی آسیب های مغزی در دوران کودکی به دلیل ابتلا به بیماریهای مختلف نیز در بروز وسواس مؤثر است.
● ویژگیهای اختلال شخصیت افراد وسواسی :
- معمولاً توانایی بیان عواطف گرم و لطیف را ندارند.
- به احساسات دیگران توجه نمی کنند و بر آنچه خود قبول دارند اصرار می ورزند.
- در انجام کار و مثمرثمر بودن، تمرکز افراطی دارند.
- سخت کوش هستند ولی به علت توجه زیاد به جزئیات ، قادر نیستند به اصل مسائل بپردازند.
- به علت ترس از اشتباه کردن، دچار تردید در تصمیم گیری هستند و احساس بلاتکلیفی می کنند.
- معمولاً کارها را ناتمام می گذارند.
- اغلب افرادی خشک به نظر می رسند.
- چون به شیوه ای از پیش تعیین شده بارها رفتاری را تکرار می کنند، عده ای آنها را ماشینهای زنده توصیف کرده اند.
● توصیه های اساسی پیشگیری و درمان :
۱) شرایط پرتنش خانوادگی ، بیماری وسواس را تشدید می کند، سعی کنیم محیط خانواده را آرام سازیم.
۲) اعضای خانواده از قضاوت، انتقاد یا مسخره کردن رفتارهای وسواسی بیمار خودداری نمایند.
۳) خانواده باید بپذیرد که وسواس نیز یک بیماری است، با درک این موضوع بهتر می توان به بیمار کمک کرد.
۴) در بسیاری از موارد نباید منتظر پاسخ های درمانی سریع و آنی بود، بلکه باید هر گونه پیشرفتی (حتی اندک) را در درمان موفقیتی بزرگ دانست و آن را تقویت کرد.
۵) در برخورد با بیمار از سرزنش های کلامی مانند «نکن» ، «نشور» و «مگر نمی دانی این کار را نباید بکنی: اکیداً پرهیز نمائیم، زیرا به جای کمک کردن موجب تشدید بیماری می شویم.
۶) از مراقبت بیش از حد فرد مبتلا خودداری کنیم، اغلب بهتر است کاری با او نداشته باشیم.
۷) سعی کنیم اعتماد به نفس بیمار را تقویت کنیم.
۸) وسواس یک بیماری اضطرابی است با پذیرش بی قید و شرط و همدلی بیمار در تقلیل اضطراب او بکوشیم.
۹) همکار و همیار بیمار باشیم تا زودتر به نتیجه برسیم، حمایت یکی از اعضای خانواده و یا یک دوست خوب می تواند روند درمانی را سرعت ببخشد.
۱۰) رفتار درمانی نیازمند شکیباییش، بردباری و ... است ، پس در بالا بردن پایداری، دانش و بردباری فرد بیمار تلاش کنیم.
۱۱) ثبات و پایداری خود را در کمک به بیمار حفظ کنیم.
۱۲) در روزهایی که بیمار آرامش دارد او را دلگرم و تشویق کنیم تا بتواند راه مثبت مبارزه با افکار ناخوشایند را تا انتها ادامه دهد.
آنچه که در بالا گفته شد عوامل کاهش دهنده و پیشگیری کننده است ؛ باید بدانیم که وسواس بیماری ای است که با خود درمانی از بین نمی رود و برای درمان باید به متخصص (روانشناس بالینی و یا روانپزشک) مراجعه کرد.

+ نوشته شده در  شنبه 29 فروردین1388ساعت   توسط حمیدی -روان شناس بالینی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
کانون قلم
ایستگاه آیلتس
منبع ازمون زبان
color psychology
انواع بیماریها
نظام آموزشی کشور های جهان
http://www.dietriot.com/
بانک تصاویر روان شناسی
تبیان
لینکهای مفید شبکه علمی کشور
ایران طب
انستيتو روانپزشكي
راهنماي لغت نامه
پرلز
ويليام گلاسر
راجرز
اريك فروم
اريكسون
يونگ
آدلر
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مرداد 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
پیوندها
انجمن روانشناسی انگلیس
انجمن روان شناسي ايران
سازمان نظام روان شناسي و مشاوره جمهوري اسلامي ايران
مشاوره تغذيه و رژيم درماني
انجمن روان شناسی بالینی
روان شناسی مدرسه
انجمن روان شناسی آمریکا
انجمن روان شناسی کانادا
روان شناسی اجتماعی و شخصیت
دپارتمان روان شناسی دانشگاه ایندیانا
شبکه روان شناسی اجتماعی
اطلا عات روان شناسی
مرکز روان شناسی
موسسه روان شناسی بک
آکادمی شناخت درمانی
شبکه روان شناسی
بهداشت روانی
نشریه گیلفورد
بیمارستان روانپزشکی آزادی
مرکز تحقیقات علوم رفتاری
روان شناسي كودك
روان شناسي سلامت
سايت اضطراب
مجلات روان شناختي
مجلات a.p.a
روان شناسي عصب
عصب نگري مركزي
مركز نوروپسيكولوژي
گشتالت درماني
راهنماي گشتالت
پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری
موسسه تحقیقات بهبود زندگی زنان
انستیتوی ملی بهداشت روانی آمریکا
بانک اطلاعات نشریات کشور
انستیتو روانپزشکی لندن
سایت شبکه علمی کشور
اسلاید روان شناسی
موسسه تحقیقاتی سامان به آور
فروید
بهداشت روانی
ژورنالهای روان شناسی
تست روان شناختی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

منبع کد اهنگ مینوس

بهترين کدهای موزیک و بهترين دانلودها در مينوس خطاطي نستعليق آنلاين

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">